10 نتیجه برای تکثیر
عاطفه کلامزاده، عبدالحسین کیهانی، جمشید حاجتی، مهدی نورایی، افشینه لطیفینیا، فریده ذاکری، نعمتالله خوانساری،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
با توجه به گسترش روز افزون کاربرد رادیوایزوتوپها و پرتوهای یونیزان در بخشهای رادیولوژی و پزشکی هستهای بیمارستانها، امکان افزایش تولید رادیکالهای آزاد در بدن کارکنان این بخشها بعید بهنظر نمیرسد. با توجه بهاینکه افزایش رادیکالهای آزاد سبب تضعیف سیستم ایمنی میشود، تصمیم گرفته شد سطح آنتیاکسیدان تام پلاسما و عملکرد سیستم ایمنی افراد شاغل در این مراکز مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: در این مطالعه میزان قدرت آنتیاکسیدان تام پلاسما و عملکردهای سلولهای سیستم ایمنی شامل پاسخ تکثیری لنفوسیتها، حرکت هدفدار نوتروفیلها، شدت انفجار تنفسی نوتروفیلها و سطح اینترلوکینهای 2 و 4 مورد بررسی قرار گرفتند. افراد مورد بررسی 61 نفر (زن و مرد) پرسنل رادیولوژی و پزشکی هستهای بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بین سنین 50-25 سال بودند که بهعنوان گروه مورد مطالعه و 40 نفر (زن و مرد) از مراجعهکنندگان درمانگاهها و اورژانس بودند که بهعنوان گروه شاهد انتخاب شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح آنتیاکسیدان تام پلاسما و سطح 2IL - در گروه مورد مطالعه نسبت به گروه شاهد کاهش معنیداری داشت. شدت انفجار تنفسی و حرکت هدفدار نوتروفیلها و سطح 4IL - و پاسخ تکثیری لنفوسیتها کاهش مختصری داشت که از نظر آماری معنیدار نبود ولی کاهش میزان آنتیاکسیدان تام پلاسمای افراد مورد مطالعه قابل توجه بود.
نتیجهگیری: مواجهه مزمن با پرتوهای یونیزان و با دوز کم تاثیری بر روی حرکت هدفدار نوتروفیلها و شدت انفجار تنفسی ندارد ولی میتواند روی عملکرد لنفوسیتها بهخصوص در ترشح سایتوکاینهایی مانند اینتر لوکین 2 نقش موثری داشته باشد.
فاطمه حاجیقاسمی، فاطمه زهرا رضوان مدنی،
دوره 69، شماره 11 - ( 11-1390 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: یکی از رایجترین
داروهای مورد استفاده برای درمان بیماریهای ایسکمیک قلبی، ایزوسورباید دینیترات میباشد.
این دارو یک دهنده نیتریک اکساید (NO donor) بوده و با اثر گشادکنندگی عروق، موجب افزایش جریان خون و دسترسی
مواد شیمیایی به بافت تومور میشود. ایزوسورباید در مدلهای حیوانی موجب مهار
آنژیوژنز و کنترل رشد و متاستاز تومور میگردد. همچنین به اثرات ضد التهابی
ایزوسورباید بهدلیل ویژگی دهندگی نیتریک اکساید آن اشاره شده است. در مطالعه حاضر،
اثر ایزوسورباید بر فعالیت تکثیری رده سلولی فیبروسارکومایی Wehi-164 و سلولهای
منونوکلئر خون محیطی نرمال مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: پس از کشت سلولها در محیط RPMI حاوی 10%Fetal Calf Serum (FCS)، سلولها در
مجاور غلظتهای مختلف ایزوسورباید دی نیترات (3-10×6/1 - 6-10×4
مولار) در فاصلههای زمانی 24، 48 و 72 ساعت قرار داده شدند و سپس میزان تکثیر
سلولی در مقایسه با گروه کنترل با دو روش رنگآمیزی با تریپان بلو و M.T.T. مورد سنجش
قرار گرفت. اختلاف نتایج بهدست آمده بین گروه تست و کنترل با کمک آزمون آماری
آنالیز واریانس یکطرفه مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان تکثیر سلولی در رده سلولی فیبروسارکومایی Wehi-164 و همچنین
سلولهای منونوکلئر خون محیطی نرمال مورد مطالعه، در حضور غلظتهای مختلف
ایزوسورباید تفاوت معنیداری با گروه کنترل نشان نداد.
نتیجهگیری: در این مطالعه ایزوسورباید تأثیری بر فعالیت تکثیری رده سلولی
فیبروسارکومایی Wehi-164 و سلولهای منونوکلئر خون محیطی نرمال نشان نداد. احتمالا فعالیت
ضد توموری ایزوسورباید که توسط دیگر محققین گزارش شده است، وابسته به مکانیسم(های)
دیگری غیر از سیتوتوکسیسیتی است.
شریف مرادی ، حسین بهاروند،
دوره 72، شماره 8 - ( 8-1393 )
چکیده
سلولهای بنیادی جنینی سلولهای بنیادی پرتوانی هستند که علاوه بر قابلیت خودنوزایی نامحدود، دارای توانایی تمایزی بالایی به دودمانهای سلولی مختلف هستند که به این قابلیت، پرتوانی میگویند. این سلولها به خاطر داشتن این دو ویژگی مهم، کاربردهای بالقوهی بسیاری در مطالعات و تحقیقات بنیادین و حوزههای درمانی دارند. اما سلولهای مشتق از سلولهای بنیادی جنینی با مشکل رد پیوند در هنگام پیوندزدن روبهرو هستند. در سال 2006 میلادی، پژوهشگران ژاپنی تولید نوع جدیدی از سلولهای بنیادی پرتوان را گزارش کردند که مشکل ایمونولوژیک سلولهای بنیادی جنینی در مورد آنها مطرح نبود، زیرا از سلولهای خود فرد دهنده تولید میشدند. آنها این سلولها را که با بیان ویروسی چهار ژن مهم پرتوانی در سلولهای سوماتیک تولید شده بودند، سلولهای بنیادی پرتوان القایی (Induced pluripotent stem cells, iPSCs) نامیدند. این سلولها تمام قابلیتهای سلولهای بنیادی جنینی از جمله توانایی تولید یک جاندار کامل را دارند، از این رو در ضمن نداشتن مشکل ایمونولوژیک، دارای تمامی کاربردهای «بالقوه»ی سلولهای بنیادی جنینی شامل غربالگری داروها و مدلسازی بیماریها هستند. همچنین با توجه به این که سلولهای iPS «خاص بیمار» را میتوان به راحتی تولید کرد، چشمانداز روشنی برای کاربرد درمانی این سلولها در آینده وجود دارد. در این مقاله بنا داریم که شرح جامعی از چیستی، چرایی و چگونگی تولید سلولهای iPS، رویکردهای گوناگون برای تهیهی آنها و نیز چگونگی تعیین هویت آنها را ارایه دهیم. همچنین کاربردهای پزشکی این سلولها را با ذکر ملاحظات و برخی از چالشهای کاربردی پیش رو برای این سلولها به بحث خواهیم گذاشت.
ملیحه خالقیان، عیسی جهانزاد، عباس شکوری، ندا زرگری، مریم محمدی، سیروس عظیمی،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز سرطان معده در کشورهای غربی در سالهای اخیر کاهش نشان داده است، در حالی که در ایران شایعترین سرطان در بین مردان است. ژن MYC، در روی کروموزوم 8q24.1 قرار گرفته و در حدود 15% ژنهای انسان را تنظیم و در 20% تمام تومورهای انسان فعال میشود. تکثیر MYC و بیان بیش از حد آن در 30-15% نئوپلازیهای معده مشاهده شده است. هدف از این مطالعه، بررسی برتری آزمایش CISH نسبت به IHC در پیشآگهی سرطان معده بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 102 بلوک پارافینه از نمونه سرطان معده مورد بررسی قرارگرفت و تمام بیماران در انستیتو کانسر ایران، دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد جراحی قرار گرفته بودند. این مطالعه از فروردین سال 1387 تا مهر 1393 انجام گردید. بر روی نمونهها دو روش Chromogenic in situ hybridization (CISH) و Immunohistochemistry (IHC) بهطور جداگانه انجام شد. محاسبه آماری با SPSS software, ver. 18 (Chicago, IL, USA) انجام گردید.
یافتهها: دادهها نشان داد که هر دو نوع سرطان معده منتشر و رودهای در مردان بهطور قابل توجهی بیشتر اتفاق میافتد. نتایج ما نشان داد که نشانهای از همبستگی بین Grade و آزمایش CISH وجود دارد، گرچه این تفاوت معنادار نبود و همچنین بین Stage و IHC تفاوت معناداری وجود نداشت (252/0P=). آزمایش CISH بیشتر بیماران، بیش از دو سیگنال (1/43%) ولی تعداد کمتری از بیماران تست IHC (7/14%) سیگنال مثبت داشتند. بین آزمایش CISH و IHC ارتباط وجود داشت. ولی هیچ اختلاف معناداری بین تکثیر CISH در انواع منتشر و رودهای وجود نداشت (706/0P=).
نتیجهگیری: این نتایج نشان داد که آزمایش CISH نسبت به IHC آزمایش بهتری برای شناسایی C-MYC در سرطان معده میباشد.
صنمبر صدیقی، معصومه صابریان، معصومه نجفی، عیسی جهانزاد، رامش عمرانیپور، سیدرضا صفایی نودهی، ساقی وزیری،
دوره 74، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: نقش متفورمین در کاهش خطر سرطان در مطالعات تجربی و یا گذشتهنگر بهویژه در بیماران مبتلا به دیابت و سرطان گزارش شده است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تحمل داروی متفورمین توسط بیماران غیردیابتی و اثر آن بر فعالیت تکثیر سلولی سرطان پستان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی آیندهنگر از اسفند 1392 تا شهریور 1393 در بیماران فاقد دیابت مراجعهکننده به درمانگاه جراحی سرطان بیمارستان امامخمینی (ره) تهران پس از گزارش آسیبشناسی سرطان مهاجم پستان نمونهبرداری انجام گردید. بیماران در فاصله سنی 18-70 سال و بدون بیماری کبدی، کلیوی، قلبی و یا ریوی مزمن بوده و بر اساس مشخصات تومور کاندید دریافت شیمیدرمانی پیش از عمل جراحی نبودند. مقایسه تزاید سلولی با بررسی فعالیت Ki-67 در نمونه بیوپسی اولیه و جراحی نهایی به روش ایمونوهیستوشیمی صورت پذیرفت. داروی متفورمین به مقدار mg 500 سه بار در روز در بازه زمانی بین بیوپسی و جراحی تجویز گردید. میزان قندخون و انسولین ناشتا پیش و پس از خاتمه تجویز متفورمین اندازهگیری شد.
یافتهها: 20 بیمار در گروه کنترل و 25 بیمار در گروه مداخله ( درمان با متفورمین) قرار گرفتند. در حالیکه بین دو گروه تفاوت معنادار آماری از نظر سن، وزن و مرحله تومور وجود نداشت، میانگین Ki-67 در گروه مداخله بهطور معناداری کاهش و در گروه کنترل افزایش نشان داد. در گروه مداخله سطح سرمی انسولین و قند ناشتا هم کاهش یافت (04/0P=).
نتیجهگیری: مصرف متفورمین در یک دوره درمانی کوتاهمدت تاثیر معنادار در مهار رشد سلولهای سرطانی داشت و دارو به خوبی در بیماران تحمل گردید.
امین حسنزاده نعمتی، سید کاظم بیدکی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: لیگاند القاکننده تکثیر یکی از اعضای خانواده فاکتورهای نکروزهکننده تومور بوده که باعث رشد و بقای سلولهای توموری میشود. مطالعات گذشته ارتباط بین بیان لیگاند القاکننده تکثیر با بعضی بیماریهای خودایمنی، سرطانهای سینه، معده، مری و کولون را نشان میدهد. پژوهش کنونی با هدف اثبات خاصیت تومورماکری لیگاند القاکننده تکثیر در سرطان پانکراس از طریق سنجش سطح سرمی آن میباشد.
روش بررسی: در این پژوهش کاربردی و آیندهنگر از بین مراجعین به بخش گوارش بیمارستان دکتر شریعتی تهران بین آبان 1390 تا آبان 1392 پس از انجام مطالعات بالینی، 30 بیمار مبتلا به آدنوکارسینومای پانکراس و 30 فرد سالم بهعنوان گروه کنترل انتخاب شدند و سطح سرمی لیگاند القاکننده تکثیر در آنها بهروش الایزا سنجیده شد و میزان آن در این دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: براساس نتایج حاصل از سنجش سطح سرمی لیگاند القاکننده تکثیر مشخص شد میزان لیگاند القاکننده تکثیر در بیماران مبتلا به آدنوکارسینومای پانکراس بهطور میانگین ng/ml 7 بوده درحالیکه سطح آن در گروه کنترل حدود ng/ml 5 میباشد. بنابراین مشخص شد سطح سرمی لیگاند القاکننده تکثیر در دو گروه (003/0P=) اختلاف چشمگیری دارند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش تصور میشود لیگاند القاکننده تکثیر پتانسیل چشمگیری بهعنوان تومورمارکر برای تشخیص سرطان پانکراس داشته باشد.
فهیمه کلبخانی، محمدرضا سام،
دوره 76، شماره 6 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از ترکیبات طبیعی با سمیت اندک بر سلولهای طبیعی، جهت درمان سرطان کولورکتال اهمیت زیادی دارد. در مطالعه حاضر، اثر ایکوزاپنتاینوییک اسید (Eicosapentaenoic acid, EPA) روغن ماهی بر تعداد سلولها، تکثیر سلولی و فعالیت کاسپاز-۳ در رده سلولی سرطان کولورکتال انسانی LS174T بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در آزمایشگاه کشت سلول، پژوهشکده زیست فناوری دانشگاه ارومیه از فروردین تا شهریور سال ۱۳۹۶ انجام گردید. پانصد هزار سلول LS174T در محیط کشت کامل در C° ۳۷ و ۵% Co2 به مدت ۲۴ ساعت کشت داده شدند. سپس سلولها با غلظتهای ۵۰ تا μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوئیک اسید به مدت ۴۸ ساعت تیمار شدند و تعداد سلولها با استفاده از لام نئوبار شمارش گردید و فعالیت کاسپاز-۳ با روش کالریمتری اندازهگیری شد. همچنین پنج هزار سلول با غلظتهای یاد شده از ایکوزاپنتاینوییک اسید تیمار شده و در زمانهای ۲۴ تا ۷۲ ساعت، تکثیر سلولی با استفاده از آزمون WST-1 بررسی گردید.
یافتهها: تیمار سلولها با غلظتهای ۵۰ تا μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، تعداد سلولها را بهطور وابسته به دوز کاهش و تکثیر سلولی را بهصورت وابسته به دوز و زمان کاهش داد. پس از ۷۲ ساعت تیمار سلولها با μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، میزان تکثیر سلولی ۳۰/۳% در مقایسه با سلولهای تیمار نشده محاسبه شد. پس از ۴۸ ساعت تیمار، فعالیت کاسپاز-۳ با غلظتهای افزاینده ایکوزاپنتاینوییک اسید، افزایش یافت. بهطوریکه در غلظت μmol ۲۰۰ ایکوزاپنتاینوییک اسید، فعالیت کاسپاز-۳، ۳/۴ برابر سلولهای تیمار نشده محاسبه شد.
نتیجهگیری: ایکوزاپنتاینوییک اسید تعداد سلولهای بدخیم کولورکتال و تکثیر آنها را کاهش میدهد و فعالیت کاسپاز-۳ را که یک پروتیین اجرایی در القای آپوپتوز است فعال میکند.
فاطمه نویسی، مرجان یغمایی، حسین پاشاییفر، کامران علیمقدم، مسعود ایروانی، غلامرضا جوادی، اردشیر قوام زاده،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان معده یکی از شایعترین انواع سرطان با پیشآگهی بد و درمان محدود در جهان میباشد. مطالعات اخیر نشان دادهاند که ژنهای HER2، MYC، MDM2، MET و TP53 در ایجاد سرطان معده نقش بسیار مهمی دارند. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی میزان تکثیر و حذف این ژنها در این گروه از بیماران میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی ۳۷ نمونه بافت سرطان معده از بیماران مراجعهکننده به مرکز تحقیقات خون و انکولوژی و پیوند سلولهای بنیادی بیمارستان شریعتی تهران از فروردین ۱۳۹۴ تا بهمن ۱۳۹۶ شامل ۲۳ (۶۲/۲%) مرد و ۱۴ (۳۷/۸%) زن مورد بررسی قرار گرفتند. سن بیماران در هنگام تشخیص بین ۲۳ تا ۸۵ سال بود. الگوی تکثیر ژنهای HER2، MDM۲، MYC و MET و حذف ژن TP53 توسط روش هیبریدسازی درجای فلورسنت (FISH) بر روی برشهای بافتی ۳ تا ۵ میکرونی بررسی شد.
یافتهها: تومورها بهطور غالب (۵۴/۰۵%) در ناحیـه دیـستال معـده قـرار داشـتند. سایز تومورها بین ۲ تا cm ۵ متغیر بود. بیماری در ۷ (۱۹%) مورد از بیماران بهصورت پیشرفته تشخیص داده شده بود. ژنهای HER2، MDM2 و c-MYC بهترتیب در ۲ (۵/۴۱%)، ۱ (۲/۷%) و ۳ (۸/۱۱%) از ۳۷ نمونه بیماران تکثیر نشان دادند. بااینحال تکثیر ژن MET و حذف ژن TP53 مشاهده نشد. هم تکثیری ژنهای HER2، MDM2 و MYC در یک بیمار مشاهده شد و تکثیر همزمان ژنهای HER2 و MYC در یک بیمار دیگر شناسایی شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشاندهنده تکثیر ژنهای MDM۲ و HER۲ و MYC با فراوانی کم در بیماران مبتلا به سرطان معده بود.
رحیمه موسوی، پروانه نظرعلی، فهیمه کاظمی،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات تیآرایکس (TRX) روش تمرینی جدیدی است که اثرات مفیدی بر بهبود تعادل و قدرت دارد. بااینحال، نقش این نوع تمرینات بر فاکتورهای مربوط به عملکرد و بیوژنز میتوکندری درک نشده است. بنابراین، هدف از پژوهش کنونی، تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات تیآرایکس بر سطوح سرمی PGC-1α و سیترات سنتاز در زنان دارای اضافه وزن بود.
روش بررسی: پژوهش کنونی از نوع تجربی بود و از خرداد تا دی ۱۳۹۷ در باشگاه بانوان شهید غفاری در تهران تحت نظارت دانشگاه الزهرا (س) انجام شد. بدینمنظور ۳۰ زن دارای اضافه وزن به دو گروه کنترل (۱۴ نفر) و تمرین تیآرایکس (۱۶ نفر) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی تیآرایکس بهمدت هشت هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد که شامل شش حرکت اصلی بود که بهمدت ۶۰ دقیقه در هر جلسه انجام شد. خونگیری در دو مرحله پیشآزمون و ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی برای اندازهگیری سطوح سرمیPeroxisome proliferator-activated receptor-γ coactivator ۱α (PGC-1α) و سیترات سنتاز انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرینات تیآرایکس تغییر معناداری در وزن بدن و شاخص توده بدن نسبت به گروه کنترل ایجاد نمیکند. همچنین، تمرینات تیآرایکس موجب افزایش معنادار سطوح سرمی PGC-1α و سیترات سنتاز نسبت به پیشآزمون و نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش کنونی نشان داد که هشت هفته تمرینات تیآرایکس توانست سطوح سرمی PGC-۱α و سیترات سنتاز را در زنان دارای اضافه وزن افزایش دهد.
مریم مختاری، سید رضا عطارزاده حسینی، ناهید بیژه، محمد مسافری ضیاءالدینی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب شایعترین علت بیماریهای مزمن کبدی در جهان است که میتواند باعث بروز بیماریهای قلبی- عروقی شود، از اینرو این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد بر PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی، انجام پذیرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع بنیادی و بهروش تجربی-آزمایش بنیان است. شروع پژوهش تا جمعآوری دادهها، از شهریور ۱۴۰۱ تا اسفند ۱۴۰۱ در آزمایشگاه تخصصی تربیت بدنی دانشگاه فردسی مشهد به طول انجامید. تعداد 21 سر موش بهصورت تصادفی به سه گروه هفتتایی، کنترل (c)، تمرین (HIIT) و تمرین+ هورمون رشد (H-GH) تقسیم شدند. تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد طبق پروتکل انجام گرفت. شاخصهایی نظیر PGC1a،SOD ، MDA، مقاومت به انسولین، نسبت ALT/AST و LDL/HDL مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت ارزیابی دادهها از آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی (Tukey post hoc) استفاده شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a و SOD در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت. اما مقادیر MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. کاهش مقاومت به انسولین تنها در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل معنادار بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. نسب LDL/HDL (Lipid profile ratio) تنها در گروه HIIT کاهش معنادار داشت.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید توانست پاسخ بهینهتری در مقایسه با پپتید GH در بهبود شاخصهای مرتبط با NAFLD ایجاد کند. تزریق این هورمون به تنهایی ممکن است تبعات نامطلوبی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری داشته باشد.