12 نتیجه برای خواب
سید ابوالفضل قریشی، امیر حسین آقاجانی،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
بیخوابی و کاهش کیفیت خواب باعث نقص در کارکرد روزانه و افت عملکرد کلی فرد میگردد. با توجه به اهمیت موضوع بر آن شدیم تا به سنجش کیفیت خواب در دانشجویان پزشکی بپردازیم.
روش بررسی: پرسشنامههای تهیهشده شامل اطلاعات دموگرافیک، مقیاس خوابآلودگی ایپورث و پرسشنامه سنجش کیفیت خواب پیتزبورگ بهروش سرشماری در بین تمامی دانشجویان دانشکدۀ پزشکی زنجان توزیع و پس از تکمیل جمعآوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها توسط نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: در مجموع 133 نفر (4/59%) کیفیت خواب مطلوب و 91 نفر (6/40%) کیفیت خواب نامطلوب داشتند. شیوع کیفیت خواب نامطلوب در مقطع علوم پایه (6/24%)، فیزیوپاتولوژی (9/42%)، کارآموزی (7/41%) و کارورزی (5/53%) بود (008/0=p). شیوع کیفیت خواب نامطلوب در افراد ساکن در خوابگاه 6/37%، منزل دانشجویی 6/44%، زندگی با والدین 8/20% و منزل شخص متأهلی 5/61% بود (024/0=p). 8/35%از افراد مجرد و 9/64%از افراد متأهل کیفیت خواب نامطلوب داشتند (001/0=p). 9/57% از افراد با وضعیت اقتصادی پایین کیفیت خواب نامطلوب داشتند. این میزان برای وضعیت اقتصادی متوسط 9/46% و برای وضعیت اقتصادی بالا 9/33% بود (049/0=p). 5/47% از دانشجویان با معدل کمتر از 16 و 32% از افراد با معدل بیشتر از 16 کیفیت خواب نامطلوب داشتند (047/0=p). کیفیت خواب ارتباط واضحی با سابقه افسردگی و اضطراب، BMI و جنس دانشجویان نشان نداد.
نتیجهگیری: شیوع بالای کیفیت خواب نامطلوب منجر به عملکرد کلی و تحصیلی نامطلوب در تعداد زیادی از دانشجویان پزشکی میگردد.
طاهره افتخار، شاهین آخوندزاده، زینت قنبری، روشنک ایرانشهر، فدیه حقاللهی،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: اختلالات
خلق، خواب و میل جنسی در زمان یائسگی تشدید شده و هورمون درمانی موجب بهبود آنها میگردد.
تاکنون مطالعهای به طور اختصاصی اثرات هورمون درمانی واژینال را در بهبود
اختلالات خلقی و یائسگی را بررسی نکرده است.
روش بررسی: مطالعه از نوع آزمایی بالینی یک سوکور بود که به دو
گروه 20 نفره درمان و کنترل، پرمارین و پلاسبو شبانه نصف اپلیکاتور به مدت چهار
ماه تجویز شد. (معیار افسردگی هامیلتون و خود ارزیابی بیمار از عملکرد جنسی، اختلال
خواب و بیاختیاری ادراری بعد از اتمام درمان بررسی شدند). دادهها ثبت و با آزمونهای
آماری مورد تجزیه تحلیلی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره افسردگی قبل از مداخله در گروه پرمارین 7/4±6/14
و بعد از مداخله پرمارین 3/2±4/3 که کاهش داشته است. همچنین نمره افسردگی، در گروه
پلاسبو از 1/3±6/10 به 3/3±11 رسید که تفاوت معنیداری قبل و بعد از مداخله دیده
شده است به این معنی که با مصرف دارونما در مقایسه قبل و پس از درمان میانگین
نمرات افسردگی افزایش یافت. در مقایسه هورمون درمانی باعث بهبود امتیاز افسردگی و
کاهش امتیاز ویژه شد. در گروه پلاسبو میانگین نمرات اضطراب قبل و بعد از درمان
تفاوت معنیداری را نشان نداد و در گروه پرمارین قبل و بعد از درمان تفاوت معنیدار
به صورت کاهش میانگین را نشان داد. میزان رضایت جنسی در گروه پرمارین نسبت به
پلاسبو بهطور معنیداری بیشتر بود.
نتیجهگیری: استروژن واژینال بهطور مستقیم یا غیرمستقیم باعث بهبود
علائم یائسگی میشود.
محمود معتمدی، فاطمه یوردخانی، امیر شیرعلی، محمدرضا قینی،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: خواب و محرومیت از
خواب نقش مهمی در آغاز حملات صرعی و اختلالات EEG و حملات صرعی ایدیوپاتیک و علامتدار دارد. هدف
از مطالعه حاضر بررسی و مقایسه یافتههای EEG اولیه با یافتههای EEG حین خواب و بیداری به دنبال محروم نمودن
بیمار از خواب، در بیماران مبتلا به حملات صرعی در خواب میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تحلیلی
بیماران مبتلا به حملات صرعی در خواب مراجعهکننده به درمانگاه نورولوژی بیمارستان
سینای تهران طی سالهای 89-88 وارد مطالعه شده و از تمامی آنها EEG بیداری انجام
شد سپس از بیمار خواسته شد تا به مدت 24 ساعت محرومیت از خواب داشته باشند و مجددا
برای بیماران، EEG در زمان بیداری و پس از آن EEG حین خواب انجام شد. یافتههای اولین EEG روتین
بیماران، با یافتههای EEG بیداری و خواب به دنبال محرومیت از خواب مقایسه گردید.
یافتهها: در این مطالعه 33 بیمار بررسی
شدند که 16 نفر مونث (5/48%) و 17 نفر (5/51%) مذکر بودند. میانگین سنی بیماران
(69/10=SD) 83/26 سال
بود. در
مقایسه یافتههای EEG بیداری پایه و بیداری پس از محرومیت از خواب، تفاوت آماری معنیداری
بهدست آمد (042/0P=) همچنین بین EEG پایه و EEG حین خواب نیز تفاوت آماری معنیداری بهدست آمد (041/0P=). در مقایسه یافتههای EEG بیداری و خواب
پس از محرومیت از خواب نیز تفاوت آماری معنیداری دیده شد (048/0P=).
نتیجهگیری: طبق نتایج مطالعه حاضر EEG بیداری و خواب
پس از محرومیت از خواب، در افراد مبتلا به حملات صرعی در خواب ارزش تشخیصی بیشتری
در مقایسه با EEG روتین دارند. به نظر میرسد ارزش تشخیصی EEG بیداری پس از محرومیت از خواب، از EEG خوابی که پس
از محرومیت از خواب گرفته شده است، بیشتر باشد.
اشرفالسادات حکیم، فرشید کمپانی، محمد بهادرام،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: شب ادراری یکی از شایعترین مشکلات دوران کودکی است که تداوم آن میتواند موجب کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و سایر مشکلات عاطفی در کودک گردد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عوامل مستعدکننده شب ادراری در میان کودکان سنین مدرسه انجام شد. روش بررسی: این پژوهش مقطعی- تحلیلی طی مدت سه ماه از اردیبهشت تا تیر 1393 و بر روی 200 کودک 12-6 ساله مراجعهکننده به کلینیکهای تخصصی ارولوژی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز (بیمارستانهای امامخمینی (ره) و گلستان) انجام شد. بیماران بر اساس جنسیت در دو گروه مساوی تقسیم و مورد مقایسه قرار گرفتند. دادهها بهوسیله پرسشنامه و از طریق مصاحبه با والدین تکمیل و جمعآوری گردید. یافتهها: بر اساس معیار Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 4th edition (DSM-IV) از 200 کودک تحت مطالعه، 64 کودک (32%) شب ادراری داشتند. Chi-square test اختلاف معناداری را بین گروه مورد و شاهد از نظر جنسیت (002/0P=)، سابقه خانوادگی مثبت (004/0P=)، خواب عمیق (005/0P=) و مصرف مایعات زیاد (00/0P=) نشان داد. نتیجهگیری: ضروری است که اقدامات لازم جهت اجرای برنامههای توانمندسازی خانوادهها در ارتباط با شب ادراری و عوامل ایجادکننده و در نهایت کنترل آن در موسسات مربوطه صورت گیرد.
محبوبه شیرازی، نفیسه صاعدی، مامک شریعت، فاطمه آزادی، فاطمه داوری تنها،
دوره 74، شماره 8 - ( 8-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعاتی بر روی اثربخشی سیتالوپرام انجام شده، اما به دلیل عوارض آن و با توجه به مطالعات صورت گرفته در مورد گیاهان دارویی موجود در ایران از جمله ملیس (ترکیب سرشاخههای خشک گیاه بادرنجبویه با میوه رازیانه)، بر اختلالات سیستم عصبی مانند اضطراب و بیخوابی، در این مطالعه اثر این داروها در بهبود اختلالات خواب در زنان یائسه بررسی و با اثر درمان با سیتالوپرام و دارونما مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه 60 زن یائسه مراجعهکننده به درمانگاه یائسگی بیمارستان یاس در طی سالهای 1391-1393 با شکایت اختلال خواب در کارآزمایی بالینی با کنترل پلاسبو، در یک دوره هشت هفتهای بررسی شدند. بیماران به سه گروه درمانی: گروه الف mg 600 ملیس، گروه ب mg 20 سیتالوپرام که پس از یک هفته به mg 30 افزایش داده شد و گروه ج دارونما، تقسیم شدند. پرسشنامه شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ (Pittsburgh Sleep Quality Assessment, PSQI) جهت مقایسه گروهها استفاده شد.
یافتهها: اگرچه بهبود شاخص پیتسبورگ در هر سه گروه درمانی نسبت به قبل درمان مشاهده شد (001/0P<)، اما در گروه ملیس تفاوت معناداری در بهبود کیفیت خواب نسبت به دو گروه دیگر مشاهده شد، همچنین افزایش تمایل مصرف ملیس نسبت به سیتالوپرام و دارونما وجود داشت (01/0P<).
نتیجهگیری: اثربخشی ملیس در بهبود کیفیت خواب بهطور قابل توجهی بیشتر از سیتالوپرام و دارونما بود که نشان دهنده خرسندی بیماران از بهبود کیفیت خواب و در نتیجه تمایل بیشتر به مصرف آن در مقایسه با سایر گروهها است. با توجه به نتایج حاصله، میتوان این داروی گیاهی را در درمان اختلالات خواب دوران یائسگی توصیه کرد.
مجید محمد شاهی، سید احمد حسینی، بیژن حلی، محمد حسین حقیقیزاده، محمد ابوالفتحی،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خواب ممکن است بهطور مستقیم با سطح سرمی ویتامین D مرتبط باشد. هدف این مطالعه اثر مکمل ویتامین D بر امتیاز و کیفیت خواب افراد ۲۰ تا ۵۰ سال مبتلا به اختلال خواب بود.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور (Double blind) مداخلهای بود که در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز، بیمارستان گلستان از آبان تا بهمن ماه ۱۳۹۴، بر روی ۸۹ فرد مبتلا به اختلال خواب بر اساس شاخص خواب پیتزبورگ انجام گردید. افراد واجد شرایط با روش آسان انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه مداخله (۴۴ نفر) و گروه کنترل (۴۵ نفر) تخصیص شدند. ابتدا و انتهای مطالعه، پرسشنامه اختلال خواب پیتزبورگ، پرسشنامه بینالمللی فعالیت فیزیکی، پرسشنامه دادههای عمومی، زمان در معرض آفتاب بودن، سطح سرمی ویتامین D، زمان چرت زدن روزانه، یادآمد خوراک سه روزه، برای همه افراد ثبت و ارزیابی شد. گروه مداخله هر دو هفته یک کپسول ۵۰۰۰۰ واحد بینالمللی ویتامین D و گروه دارونما هر دو هفته یک کپسول پلاسبو به مدت هشت هفته دریافت نمودند.
یافتهها: میانگین نمره اختلال خواب در گروه آزمون پیش و پس از مداخله بهترتیب ۲/۴۴±۹/۴۵، ۲/۹۷±۶/۷۵ (۰/۰۰۱P=) و در گروه دارونما ۳/۱۴±۱۰/۵۱، ۳/۰۴±۹/۷۳ (۰/۱۸=P) تعیین شد. در انتهای مطالعه امتیاز خواب (بر اساس پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ) در گروه دریافت کننده ویتامین D نسبت به دارونما کاهش معناداری یافت (۰/۰۰۱P=).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که مکمل یاری با ویتامین D در افراد بالغ مبتلا به اختلال خواب، کیفیت خواب (بر اساس پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ) را بهبود می بخشد.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، مریم باقری،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری یا سندرم تخمدان پلیکیستیک بیماری شایع با علت ناشناخته در سن باروری زنان است. این بیماری از شایعترین اختلالات نورواندوکرین-متابولیکی در سن یادشده میباشد. پژوهشهای دههی اخیر نقش مهم کیفیت زندگی و سبک زندگی را در این زنان دخیل میداند. هدف این مطالعه بررسی الگوی خواب و کیفیت زندگی مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک بود.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی به بررسی سبک زندگی بیماران مبتلا به تخمدان پلیکیستیک پرداخته که از فروردین تا اسفند ۱۳۹۵ به درمانگاه نازایی ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی (ره) تهران مراجعه نمودند. حجم نمونه در این بررسی ۱۶۸ نفر بود که در دو گروه مطالعه و شاهد با محدودهی سنی ۲۰ تا ۴۰ سال و با شاخص تودهی بدنی کمتر از ۲۸ شرکت نمودند. ابعاد سبک زندگی در این مطالعه با پرسشنامههای کیفیت زندگی عمومی، کیفیت خواب پیتزبورگ، افسردگی-اضطراب-استرس و پرسشنامه دموگرافیک بررسی شد.
یافتهها: میانگین شاخص توده بدنی در گروه مطالعه (۰/۰۰۲P=) و همچنین وزن این بیماران (۰/۰۰۱P<) بیشتر از گروه شاهد بود. علایم بیماری شامل سیکل نامنظم (۰/۰۰۱P<) و هیرسوتیسم (۰/۰۰۱P<) در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود. همچنان که مشکلات خواب مانند مصرف دارو (۰/۰۴۸P=)، دیر به خواب رفتن (۰/۰۲۴P=) و کفایت خواب (۰/۰۴۹P=) نیز در گروه مطالعه بیشتر از گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: داشتن وزن و خواب مناسب میتواند در ایجاد یک الگوی درست در سبک زندگی این بیماران کمک نماید.
احسان محمدی، سعید کرمانی، بابک امرا،
دوره 76، شماره 5 - ( 5-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص دقیق خواب عمیق (خواب با امواج آهسته) از بیداری، باعث افزایش صحت طبقهبندی خواب بهعنوان امری مهم در پزشکی خواهد شد. بهدلیل هزینهبر و وقتگیر بودن تعیین دستی عمق خواب میتوان با پردازش سیگنال مغزی بهصورت اتوماتیک عمق خواب را تعیین کرد. در این مطالعه ویژگی جدیدی از طیف مرتبه دوم سیگنال الکتروانسفالوگرام جهت تشخیص خواب عمیق بررسی شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در دانشکده فناوریهای نوین علوم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان از بهمن ۱۳۹۵ تا مهر ۱۳۹۶ انجام شد. مطالعه بر روی ۲۵۹۸ تکه سیگنال الکتروانسفالوگرام دریافتشده از هشت نفر میباشد. در این مطالعه از مقادیر طیف مرتبه دوم الکتروانسفالوگرام تصویر خاکستری ساخته شد و با آستانهگذاری اُتسو به تصویر باینری تبدیل گشت. سپس ویژگی جدید نسبت تعداد بیتهای سفید بالای قطر فرعی به پایین آن (نرخ دوطیفی فرکانسهای پایین به بالا) از تصویر استخراج شد.
یافتهها: ویژگیهای مبتنی بر انرژی از جمله مهمترین روشهای پردازش سیگنالهای حیاتی هستند. نرخ دوطیفی فرکانسهای پایین به بالا، قادر است با درستی ۹۹/۵۰% حالت بیداری را از خواب عمیق جدا کند درحالیکه براساس نتایج بهدستآمده ویژگیهای مبتنی بر انرژی چنین توانایی ندارند.
نتیجهگیری: ویژگی معرفیشده کارایی لازم را برای استفاده در تعیین اتوماتیک عمق خواب دارا است. درستی بهدستآمده در تفکیک خواب عمیق و بیداری با ویژگی معرفیشده بیش از درستی بهدستآمده بهوسیله همه ویژگیهای مبتنی بر انرژی سیگنال است. میتوان از این ویژگی در همه کارهایی که در آنها از طیف مرتبه دوم استفاده میشود (مانند تعیین عمق بیهوشی)، استفاده کرد.
نگین فرشچیان، مریم شیرزادی، فیروزه فرشچیان، سپیده تنهایی، ساحل حیدرحیدری، نسرین امیری فرد،
دوره 78، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از داروهایی که در درمان اختلالات خواب شامل کمخوابی و بیخوای بهکار میرود، ملاتونین است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر داروی ملاتونین در کیفیت خواب بیماران مبتلا به سرطان انجام شد.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی از شهریور ۱۳۹۵ تا اسفند ۱۳۹۶ در بیمارستان امامرضا (ع) شهر کرمانشاه انجام شد. بیماران با اختلالات خواب و مبتلا به سرطان که به درمانگاه انکولوژی مراجعه کرده بودند، تحت درمان ملاتونین (mg/d ۳) بهمدت یک ماه قرار گرفتند. کیفیت خواب بیماران براساس پرسشنامه پیتزبرگ (PSQI) پیش و پس از مصرف ملاتونین ارزیابی شد.
یافتهها: پیش از مصرف ملاتونین، کیفیت خواب هیچکدام از بیماران مطلوب نبود، در صورتیکه پس از مصرف ملاتونین، کیفیت خواب ۵۲% از بیماران مطلوب گزارش شد. بین مقیاسهای کیفیت ذهنی خواب (۰/۰۰۱>P)، تأخیر در بهخواب رفتن (۰/۰۰۱>P)، مدت زمان خواب (۰/۰۰۱>P)، میزان بازدهی خواب (۰/۰۰۱>P)، اختلالات خواب (۰/۰۰۱P=) و اختلالات عملکردی روزانه (۰/۰۰۱>P) بیماران سرطانی پیش و پس از مصرف ملاتونین تفاوت معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، تجویز ملاتونین بهمنظور ارتقای کیفیت خواب بیماران مبتلا به سرطان مؤثر بود.
فریده ظفری زنگنه، محمد مهدی نقیزاده، معصومه معصومی، مرضیه محبّی،
دوره 78، شماره 8 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک با درجه شیوع 1/13%-5 شایعترین اختلال اندوکرینی در سن باروری زنان است. کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در این زنان کاهش معناداری دارد. چرا که این کاهش میتواند بهدلیل بسیاری از اختلالات از جمله: اختلالات قاعدگی، اختلالات خواب، هیرسوتیسم، مشکل زناشویی، ناباروری و مشکلات عاطفی/روانی باشد. مطالعه حاضر بیشتر با هدف بررسی نقش دو سویه بین خواب و دیگر عوامل محیطی موثر در کیفیت زندگی بیماران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه موردی-شاهدی که در فروردین تا اسفند سال 1395 در درمانگاه نازایی ولیعصر (عج) بیمارستان امامخمینی تهران انجام شد. تعداد 180 زن با محدوده سنی 40-20 سال و شاخص توده بدنی کمتر از 28 شرکت داشتند. پرسشنامه های: کیفیّت زندگی یا سلامت عمومی (General health questionnaire, GHQ)، دموگرافیک، کیفیّت خواب پیترزبورگ (Pittsburgh sleep quality index, PSQI) و روانسنجی (Depression Anxiety Stress Scales-DASS-42) بههمراه فرم رضایتنامه در اختیار همه قرار گرفت.
یافتهها: میانگین وزن و شاخص توده بدنی (002/0P=)، موی زاید و سیکل نامنظم در گروه مطالعه بیشتر (001/0P>) از گروه کنترل بود. میانگین امتیاز پرسشنامۀ خواب در مشکل بخواب رفتن (024/0P=)، کفایت خواب (048/0P=) و مصرف دارو (049/0P=) نیز در گروه مطالعه بیشتر بود. تحلیل رگرسیونی کیفیت زندگی و سیکل نامنظم (046/0P=) و حالات عاطفه منفی با در آمد خانواده (بهترتیب 035/0، 016/0 و 015/0P=) بین دو گروه معنادار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه تأثیرپذیری کیفیت زندگی زنان مبتلا به تخمدان پلیکیستیک را از عوامل محیطی تأیید کرد. الگوی خواب نامطلوب، تأثیر اختلال قاعدگی بر خلق و درآمد کم خانواده موجب عاطفه منفی شد.
طاهره متولیزاده، فاطمه رضایی، خسرو صادق نیت حقیقی، محمد علی سپهوندی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیخوابی شایعترین اختلال خواب است که با بیشبرانگیختگی قشری همراه میباشد. تحریک جریان مستقیم فراجمجمهای (tDCS) بهطور بالقوه حالت قشری مرتبط با بیخوابی را اصلاح میکند. ما فرض کردیم با بهکارگیری tDCS میتوان شدت بیخوابی و علایم عاطفی ناشی از آن را بهبود بخشید.
روش بررسی: مطالعه حاضر طرح آزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود که از تیر تا آذر 1401 در مرکز تحقیقات اختلالات خواب شغلی بیمارستان بهارلو و کلینیک خواب بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد. 32 زن مبتلا به بیخوابی بهصورت تصادفی در گروههای آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. تحریک فعال جریان مستقیم فراجمجمهای شامل تحریک آنودال ناحیه گیجگاهی فوقانی (STG) چپ و تحریک کاتودال قشر پیشپیشانی پشتی-جانبی (DLPFC) راست و قشر حرکتی ثانویه (SMA) چپ با شدت دو میلیآمپر بهمدت 30 دقیقه، در 12 جلسه (هفتهای سه بار) برای گروه آزمایشی اجرا شد. در گروه کنترل نیز تحریک ساختگی بهمدت 30 دقیقه در طی 12 جلسه (هفتهای سه بار) انجام گرفت. شرکتکنندگان پیش و پس از مداخله توسط شاخص شدت بیخوابی (ISI) و مقیاس عاطفه مثبت و منفی (PANAS) موردارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد درمان الکتریکی مستقیم فراجمجمهای بر شدت بیخوابی و عاطفه مثبت و منفی موثر بوده است (001/0>P، 19/87F=). مقدار این تاثیر (eta2) در متغیر شدت بیخوابی، عاطفه منفی و مثبت بهترتیب 64/0، 34/0 و 6/0 میباشد.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج، پروتکل درمانی طراحیشده ما برای درمان بیخوابی، بهطور معناداری شدت بیخوابی را در زنان مبتلا به بیخوابی مزمن کاهش داد و علایم خلقی آنها را بهبود بخشید.
حسنا مرادی، ناصر بهپور، مهرداد پاینده، منصور خزاعی،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش نرخ بقا در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به کیفیت زندگی و کاهش خطر عود بیماری را به موضوعی مهم در مراقبتهای حمایتی تبدیل کرده است. تمرینات اینتروال با شدت بالا (High-intensity interval training, HITT)، بهدلیل اثرات بالقوه بر بهبود عملکرد جسمی، کیفیت زندگی و کاهش شاخصهای التهابی و توموری مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات HIIT بر سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک، کیفیت زندگی و کیفیت خواب در زنان مبتلا به سرطان کولورکتال بود.
روش بررسی: این پژوهش نیمه تجربی بهصورت پیشآزمون-پسآزمون با گروه شاهد از تیر لغایت شهریور 1400 در مجموعه ورزشی بانوان کوثر کرمانشاه انجام شد. 12 نفر از بازماندگان زن سرطان کولورکتال (میانگین سنی 99/4±66/55 سال) بهصورت تصادفی در دو گروه شش نفره (تجربی و شاهد) قرار گرفتند. گروه تجربی بهمدت هشت هفته، تمرینات اینتروال با شدت بالا را انجام دادند. جهت سنجش کیفیت خواب از پرسشنامه استاندارد پتزبورگ و برای ارزیابی کیفیت زندگی از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت استفاده شد.
یافتهها: سطح آنتیژن کارسینوامبریونیک CEA در گروه تجربی پس از مداخله افزایش یافت اما این مقدار از نظر آماری معنادار نبود (33/3-66/1: 95%CI، 79/0±49/2: mean±SD، 456/0P=)، در حالیکه در گروه کنترل کاهش معناداری در مقدار CEA مشاهده گردید (25/1-84/0: 95%CI، 22/0±04/1: mean±SD، 044/0P=). از طرفی، این مداخله موجب بهبود معنادار کیفیت خواب (72/6-237/3: 95%CI، 19/2±00/5: mean±SD، 027/0P=) و کیفیت زندگی (11/84-88: 95%CI، 40/9±77: mean±SD، 028/0P=) در گروه تجربی شد. درگروه کنترل نیز تغییر معناداری در شاخصهای کیفیت خواب و کیفیت زندگی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که تمرینات اینتروال با شدت بالا میتواند بهعنوان یک مداخله غیردارویی موثر جهت بهبود کیفیت خواب و کیفیت زندگی در بازماندگان سرطان کولورکتال مورد استفاده قرار گیرد. اگرچه به نظر میرسد تاثیر این تمرینات بر شاخصهای زیستی نیازمند مطالعات بیشتر میباشد.