91 نتیجه برای درد
غلامحسین فلاحی،
دوره 55، شماره 3 - ( 2-1376 )
چکیده
هلیکوباکترپیلوری که به عنوان یکی از علل بروز اولسر پپتیک در بالغین شناخته شده، در کودکان نیز مطرح می باشد، ولی شیوع آن میزان کمتری دارد. در میان 110 کودک 3-15 ساله مبتلا به علایم اولسر پپتیک (استفراغ مداوم، دردهای شکمی مزمن، هماتمز و ملنا) که به بیمارستان امیرکبیر تهران مراجعه نمودند، مطالعه ای براساس بیوپسی از طریق آندوسکوپ و بررسی هیستولوژیک با رنگ آمیزی گیمسا و هماتوکسیلین ائوزین انجام شد که نشان داد 50 درصد بیماران از نظر وجود هلیکوباکترپیلوری مثبت بودند. در بیماران مبتلا به اولسر اثنی عشر، بیشترین میزان آلودگی (81/8 درصد) وجود داشت. بعد از آن به ترتیب در اولسر معده (80 درصد)، دئودنیت (75 درصد) و گاستریت (51/7 درصد) بالاترین میزان آلودگی دیده شد. با افزایش سن بیماران میزان آلودگی نیز افزایش می یافت.
مجید غفارپور، محمدحسین حریرچیان، نسیم نادری،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
در یک مطالعه اپیدمیولوژیک مقطعی، در مورد اختلالات سردردی در درمانگاه مغز و اعصاب بیمارستان فاطمیه سمنان از اول شهریور ماه لغایت پایان آبان 1375، اطلاعات در مورد انواع سردرد، کیفیت، شدت، مکان، مدت، فرکانس، عوامل مستعد کننده، سن شروع، تاثیر قاعدگی و حاملگی، سابقه خانوادگی مثبت، استفاده از قرص ضدبارداری و سایر موارد اپیدمیولوژیک نظیر وضعیت اقتصادی-اجتماعی و سنی-جنسی بیماران جمع آوری شد. وجود هر نوع سردرد با مصاحبه بالینی و آزمون توسط معیار تشخیصی عملی انجمن بین المللی سردرد تایید شد. همچنین شیوع میگرن و سردرد تنشی در ارتباط با موارد متغیری از عادات زندگی (مثل فعالیت بدنی و الگوی خواب) و علائم و نشانه های همراه (تهوع، استفراغ، ترس از نور و صدا)، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این مطالعه همچنین میگرن و سردرد تنشی از جنبه های مختلف با هم مقایسه شدند: 1) سردرد خانمها نسبت به آقایان شایع تر بود (نسبت زن به مرد=سه به یک). 2) شایعترین انواع سردرد عبارت بودند از: سردرد تنشی (41/4%)، میگرن (31/2%) و سردردهای طبقه بندی نشده (17/2%). 3) بیماران مبتلا به میگرن و سردرد تنشی، به ترتیب بیشتر در سنین جوانی و میانسالی قرار داشتند. 4) در هر دو (میگرن و سردرد تنشی) پروفایل زمانی (مدت، فرکانس و سن شروع)، کیفیت و مکان سردرد، مشابه آنچه در کتب مرجع و سایر مطالعات ذکر شده بدست آمد. 5) در هر دو نوع سردرد عامل مستعد کننده، استرس و تنش روحی بوده و سردردهای مکرر همراه با مشکلات روانپزشکی از قبیل افسردگی و یا اضطراب بودند. 6) تهوع، استفراغ، ترس از صدا و نور شایعترین علائم همراه در هر دو نوع سردرد بودند. 7) سابقه خانوادگی مثبت و تشدید سردرد در دوره حول و حوش قاعدگی بطور شایع تر در بیماران میگرنی دیده شد. استفاده از معیارهای تشخیصی عملی انجمن بین المللی سردرد در کار بالینی طب، درمان، تدریس و مطالعات اپیدمیولوژیک و بالینی بسیار مفید بوده و باید در مورد بیماران ایرانی نیز استفاده شود.
بهمن جهانگیری،
دوره 57، شماره 2 - ( 2-1378 )
چکیده
در این مقاله اثر دو داروی فنتانیل و پتیدین در درمان لرز بعد از بیهوشی مقایسه شده است. بعد از عمل جراحی و بیهوشی، بیمارانی که لرز داشتند در دو گروه 25 نفری تقسیم شدند که همگی در کلاس A.S.A یک و دو قرار داشتند. به یک گروه 25 میلی گرم پتیدین و به گروه دیگر فنتانیل به میزان 75 میکروگرم به صورت وریدی تزریق گردید. ده دقیقه پس از تجویز دارو جهت درمان لرز، در دو گروه اختلاف معنی داری دیده نشد. در نتیجه گیری انجام شده معلوم گردید که میزان 75 میکروگرم فنتانیل اثر خوبی (مانند 25 میلی گرم پتیدین) در درمان لرز بیماران بعد از عمل جراحی و بیهوشی داشته است.
عبدالهادی ناجی، پیمان عرب،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
سندرم فیبرومیالژی از بیماری های مزمن دردناک نسج نرم با اتیولوژی ناشناخته است و شیوع ﺁن در این مراکز بین 3% تا 20% میباشد.
روش بررسی: بیماران مراجعه کننده به درمانگاه داخلی توسط یک پزشک تحت پرسشهای لازم در رابطه با وجود درد منتشر مزمن، احساس خستگی، اختلال خواب، سن، وضیعت تأهل، سطح سواد، محل زندگی و تعداد فرزندان قرار گرفتند. تشخیص ابتلا به فیبرومیالژی بر اساس معیارهای تشخیصی American College of Rheumatology (ACR) توسط همان پزشک، صورت پذیرفت.
یافتهها: در بررسی انجام شده از 1004 بیمار میزان شیوع درد منتشر مزمن 6/14% (8/16-4/12:CI95%)، بود و 4% از مراجعین (40 نفر) (2/5-9/2:CI95%) به فیبرومیالژی مبتلا بودند. میانگین سنی مبتلایان به فیبرومیالژی 9/14±4/48 سال بود. 5/92% (37 نفر)، از مبتلایان زن و 5/7% (3 نفر) مرد بودند. شیوع فیبرومیالژی در زنان 98/5% (06/8-31/4:CI95%) و در مردان 78/0%، (11/2-20/0 :CI 95%) بود. ارتباط مستقیم بین جنس زن و نیز پایین بودن سطح تحصیلات و ابتلا به فیبرومیالژی مشاهده شد (به ترتیب تست chi square ،9/11= χ2 ,001/0=P و تست exact s'Fisher ,003/0=P). 5/92% از مبتلایان دچار احساس خستگی و 5/82% دچار اختلال خواب بودند که از نظر ﺁماری بین وجود شکایات مذکور و ابتلا به فیبرومیالژی رابطه معنا دار وجود داشت (به ترتیب،6/19= χ 2 ،001/0 > P و 9/29= χ 2 ،001/0P<).
نتیجهگیری: با در نظر گرفتن شیوع قابل ملاحظه فیبرومیالژیا و عوارض جسمی و روحی و نیز پیﺁمدهای اقتصادی مهم ﺁن انجام مطالعات گسترده اپیدمیولوژیک پیشنهاد می شود.
منوچهر آقاجانزاده، فیضالله صفربور، حسین خوشرنگ، علی محمدزاده، نعمتالله ختمی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
کنترل درد پس از توراکوتومی خلفی طرفی برای کفایت تهویه و احساس راحتی بیمار و کاهش عوارض ریوی اهمیت زیادی دارد. به علت عوارض فراوان نارکوتیکها از روشهای مختلف بلوک اعصاب بیندندهای با هدف کنترل درد و کاهش مصرف نارکوتیکها استفاده میشود. هدف این بررسی تعیین اثربخشی بوپیواکائین با نرمال سالین در کنترل درد پس از توراکوتومی خلفی طرفی میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی یک سوکور 40 بیمار بطور اتفاقی در دو گروه 20 نفری قرار گرفتند. در گروه اول (G1) از تزریق دوز منفرد بوپیواکائین 5/0% ml10 و انفوزیون مداوم نرمال سالین پس از چهار ساعت از جراحی و در گروه دوم ( G2 ) از تزریق دوز منفرد ml10 بوپیواکائین5/0% و انفوزیون مداوم بوپیواکائین چهار ساعت پس از جراحی به عمل آمد. برای بررسی کنترل درد ازLinear Visual Analogue Scale (VAS) استفاده گردید
یافتهها: میانگین VAS در ساعتهای 8، 12، 16، 20، 24 پس از عمل در گروه اول به ترتیب 6/7، 5/5، 6/6، 5/5، 7/5 و در گروه دوم 4/3، 7/3، 8/2، 1/2، 9/1 بود که اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود داشت (001/0p< در ساعت 12 و در بقیه موارد 0001/0p<) بود. کنترل درد در گروه اول % 5 و در گروه دوم %81 بود . میانگین VAS در ساعتهای 28 ، 32 . 36 ، 40 ، 44 ، 48 پس از عمل در گروه اول به ترتیب 2/5، 5، 3/5، 4/4، 1/5، 7/4 و در گروه دوم 6/1، 8/1، 5/1، 6/1، 5/1، 4/1 بود که اختلاف معنیداری بین گروه وجود داشت. (0001/0P<). در 24 ساعت اول میانگین تزریق پتیدین در گروه اول 7/3 و در گروه دوم 6/0 بود (0001/0P<). در 24 ساعت دوم میانگین تزریق پیتیدین در گروه اول 2/2 بود و در گروه دوم نیاز به تزریق نبود
نتیجهگیری: بوپیواکائین با انفوزیون مداوم اکستراپلورال در کنترل درد پس از توراکوتومی و کاهش نیاز به نارکوتیکها موثر است
گیتا شعیبی، سوسن سلطانی محمدی، مهدی رجبی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
درد حین تزریق پروپوفول از عوارض شایعی است که منجر به ناراحتی بیمار میشود. روشهای متعددی جهت کاهش این درد بکار رفته که نتایج متفاوتی داشتهاند. هدف از این مطالعه بررسی اثر سولفات منیزیم بر شدت درد ناشی از تزریق ﭘروﭘوفول است.
روش بررسی: در یک کارآزمائی بالینی دوسوکور، 100 بیمار 50 -20 ساله با کلاس ASA، کلاس ΙΙ و Ι که کاندید اعمال جراحی الکتیو بودند، در سال 1384 و در بیمارستان شریعتی، بطور تصادفی در دو گروه 50 نفری قرار گرفتند. در هر دو گروه از هر دو دست بیمار کانول وریدی شماره 20 گرفته شد. در گروه اول: به طور همزمان سولفات منیزیم 10٪ از یک دست و نرمال سالین هم حجم آن از دست دیگر به عنوان ﭘیش دارو و در گروه دوم: سولفات منیزیم 10٪ از یک دست و لیدوکائین 1% از دست مقابل در عرض 30 ثانیه تزریق شد. حجم تمام داروهاml 2 بود. بعد از 30 ثانیه ml 2 ﭘروﭘوفول 1% به طور همزمان از ﭘشت هر دو دست تزریق میگردید شدت درد بر اساسVerbal Analogue Scale از بیمار سوال و ثبت میشد.
یافتهها: نتایج در گروه اول متوسط درد در دست با پیش داروی منیزیم 07/1± ۴۶/۱ و در دست با نرمالسالین 15/2±56/4 بود (001/0p=). در گروه دوم متوسط درد در دست با سولفات منیزیم 34/1±82/0 و در دست با لیدوکائین 07/1± ٧٨/0 بود ( 86/0p=).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ﭘیش درمانی با سولفات منیزیم داخل وریدی تفاوت معنیداری با لیدوکائین در کاهش درد حاصل از تزریق وریدی ﭘروﭘوفول ندارد ولی هر دو دارو نسبت به نرمال سالین تاثیر بیشتری دارند.
نادر فرهپور، مهناز مروی اصفهانی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
اطلاعات موجود نشان میدهد که بین نارسایی عملکرد سیستم پروپریوسپتیو و الگوهای حرکتی ناصحیح با کمردرد مزمن ارتباط وجود دارد. اما کم و کیف این ارتباط چندان روشن نیست. هدف از این تحقیق بررسی اثر یک دوره ورزش درمانی ویژه بر شدت ناتوانی و میزان بهبود انحرافات posture بیماران مبتلا به کمردرد مزمن بود.
روش بررسی: تعداد 16 نفر زن مبتلا به کمردرد مزمن و30 نفر زن سالم با دامنه سنی 20 تا 40 سال بطور داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. بیماران به مدت سه ماه تحت ورزش درمانی قرار گرفتند. میزان درد کمر و شدت ناتوانی به ترتیب توسط پرسشنامههای کیوبک و اوسوستری بدست آمد. از یک دستگاه تعادل سنج الکتریکی برای اندازهگیری میزان انحرافات posture (فاصله انحراف مرکز ثقل از محور عمودی مرکز سطح اتکا) در شرایط مختلف استفاده شد. پس از درمان همه متغیرها مجدداً اندازهگیری شدند.
یافتهها: میزان ناتوانی و شدت درد کمر بیماران پس از درمان به ترتیب 53% و 58% بهبود یافتند. میانگین کل انحرافات مرکز ثقل در گروه تجربی قبل از درمان 3/0±3 و در گروه شاهد 2/0±3/1 بود که نشان میدهد بیماران 3/2 برابر افراد سالم از انحراف posture بیشتری برخوردار بودند اما پس از درمان با 53% بهبودی، posture بیماران مشابه posture افراد سالم گردید
نتیجهگیری: بیماران مبتلا به کمردرد مزمن از انحراف posture بیشتری برخوردار بودند. ورزش درمانی منجر به بهبود درد کمر، ناتوانی و انحرافات posture بیماران کمردرد مزمن شد. تمرینات اصلاح posture باید در برنامه درمانی بیماران کمر درد گنجانده شود.
افلاطون مهر آیین، محمد علی آزاد، مصطفی صادقی،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
تاثیر ضد درد سولفات منیزیوم جهت درد پس از اعمال جراحی از سال 1990 مشخص گردیده است. هدف از اجرای این مطالعه بررسی تاثیر تجویز سولفات منیزیوم وریدی قبل از القاء بیهوشی بر درد پس از جراحی در بیمارانی است که تحت ترمیم فتق اینگوینال قرار میگیرند.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی دو کور تصادفی با کنترل دارونما تعداد 105 بیمار با وضعیت ASA 1, II که برای عمل جراحی ترمیم فتق اینگوینال در بیمارستان شریعتی طی سالهای 84-1383 بستری شده بودند طبق روش Block randomization به سه گروه تقسیم شدند. گروه اول ml 200 از محلول نرمال سالین 9/0%، گروه دوم mg/kg 25 سولفات منیزیوم که با نرمال سالین به حجم ml 200 رسیده بود و گروه سوم mg/kg 50 سولفات منیزیوم که به حجم ml 200 رسانده شده بود، در عرض 20 دقیقه قبل از القاء بیهوشی تجویز گردید. القاء بیهوشی و حفظ آن در هر سه گروه طبق پروتکل یکسان شروع، تداوم و خاتمه یافت. VAS، تهوع، استفراغ و میزان مصرف مرفین قبل از ترخیص از ریکاوری و سپس در فواصل 6، 12 و 24 ساعت پس از ترخیص از ریکاوری مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در گروه دریافتکننده سولفات منیزیوم به میزان mg/kg 50 میزان VAS در زمان ترخیص از ریکاوری با میانگین معادل 5/5 نسبت به دو گروه شاهد با میانگین 1/8 و گروه دریافتکننده mg/kg 25 سولفات منیزیوم با میانگین 2/7 اختلاف معنیداری داشت (001/0 P<).
نتیجهگیری: تجویز سولفات منیزیوم وریدی با دوز mg/kg 25 و mg/kg 50 تاثیری بر شدت درد بیماران پس از ترمیم فتق اینگوینال ندارد و میزان مصرف مرفین را نیز متاثر نمیسازد.
تقی بغدادی، امیررضا صادقی فر، سید محمد جواد مرتضوی، رامین اسپندار،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
عدم حساسیت به درد یک بیماری نادر است که به صورت کاهش پاسخ به محرکهای دردناک تظاهر مییابد. در بیمارانی که دچار عدم درک درد میباشند آسیبهای متعدد بدون درد از زمان کودکی وجود دارد ولی معاینات مربوط به حرکات غیرفعال مفاصل، موقعیت فضایی مفصل و وجود درد عمقی نرمال است.
گزارش مورد: در این گزارش پسر 12 سالهای است که به علت دفورمیتی و تغییرات شدید و پیشرونده زانوها که همراه با درد و ناراحتی چندانی نبوده و به دنبال آن شکستگی گردن ران، که به علت عدم وجود درد قابل توجه با تأخیر تشخیص داده شده است، مراجعه کرده است در سایر معاینات انجام شده حس لمس سطحی و حرارت و درد طبیعی میباشد باشد، MRI انجام شده طبیعی بوده و در NCV, EMG انجام شده تمام یافتهها طبیعی میباشد سابقه مشکل مشابه در خانواده را ذکر نمیکند.
نتیجهگیری: با توجه به تخریب مفاصل و پسودوارتروز بدون درد متناسب با آن برای بیمار اختلال عدم درک درد مطرح میباشد. که یک بیماری نادر و همراه با مشکلات تشخیصی میباشد.
سوسن سلطانی محمدی، علیرضا خواجه نصیری، گیتا شعیبی، حسین عاشری،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
این مطالعه جهت بررسی تأثیر مخلوط کردن پروپوفول و تیوپنتال بر روی تغییرات همودینامیک، درد زمان تزریق و مقدار دوز خوابآور در زمان القای بیهوشی عمومی انجام شد.
روش بررسی: 125 بیمار در کلاس I و II طبقهبندی ASA که قرار بود تحت عمل جراحی انتخابی قرار گیرند، بهطور تصادفی در چهار گروه تقسیمبندی شده و بهصورت دوسوکور تحت القای بیهوشی با این ترکیبات قرار گرفتند: گروه 100P: پروپوفول 1%، گروه 75P: 75/0 حجم پروپوفول 1% و 25/0 حجم تیوپنتال 5/2%، گروه 50P: 50% حجم پروپوفول 1% و 50% حجم تیوپنتال 5/2%، گروه 100T: تیوپنتال 5/2%. (بهعنوان کنترل). معیارهای همودینامیک قبل و پس از القا، درد زمان تزریق و مقدار داروی مصرفی جهت ایجاد هیپنوز ثبت شده و مورد بررسی آماری قرار گرفتند. 05/0p< معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: افزودن تیوپنتال به پروپوفول سبب کاهش درد ناشی از تزریق وریدی پروپوفول میشود. شدت درد ناشی از تزریق 75P و 50P بهطور معنیداری کمتر از درد تزریق 100P بود. (0001/0P=) ایجاد هیپنوز با 100T بهطور معنیداری سریعتر از 100P و 75P صورت گرفت. (046/0P=) پروپوفول و تیوپنتال از نظر اثر هیپنوتیک تداخل Additive دارند. فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بهدنبال القای بیهوشی در گروه 100P در اغلب اوقات بهطور معنیداری پایینتراز گروههای 75P، 50P، 100T بود. (037/0P<) میزان ضربان قلب پس از لارنگوسکوپی و انتوباسیون تراشه در گروه 100P بهطور معنیداری پایینتر از گروههای 50P و 100T بود. (042/0P<)
نتیجهگیری: مخلوط پروپوفول - تیوپنتال یک ترکیب کم درد جهت القای بیهوشی وریدی است که ضمن داشتن تداخل Additive در مورد اثر هیپنوتیک، سبب تعدیل اثرات همودینامیک هر کدام بهتنهایی میشود.
پیمان دبیرمقدم، محمد حسین برادران فر، ویدا آیت اللهی، مجید شکیبا پور،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
با توجه به سن پایین بیماران تونسیلکتومی و اینکه درد و استفراغ بعد از عمل منجر به تاخیر در شروع تغذیه و ناراحتی بیمار شده و زمان ترخیص را به تعویق میاندازد، این مطالعه جهت بررسی اثر و مقایسه تزریق وریدی یک دوز دگزامتازون و تزریق موضعی بوپیواکائین در کاهش درد و استفراغ بعد از عمل تونسیلکتومی طراحی شد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی 120 کودک 5-3 ساله با کلاس ASA I که کاندید تونسیلکتومی تحت بیهوشی عمومی بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند در گروه اول دو میلیلیتر نرمال سالین در پیلار لوزهها تزریق گردید، گروه دوم mg/kg 5/0 دگزامتازون وریدی (حداکثر 16 میلیگرم) دریافت نمودند و در گروه سوم دو میلیلیتر بوپیواکائین 5/0% در پیلار لوزهها قبل از شروع عمل و بعد از انتوباسیون تزریق شد. در خاتمه عمل بیماران از جهت درد و استفراغ در ساعات 5/0، 4، 24 و 120 بعد از اکستوباسیون و انتقال به ریکاوری کنترل شدند.
یافتهها: 70 مذکر و 50 مونث در میانگین سنی 2/3 ± 4/8 مورد مطالعه بودند که بدلیل عدم مراجعه جهت پیگیری پرسشنامه برای 117 نفر تکمیل شد. تنها کاهش قابل توجه و معنیدار در پارامتر درد بعد از عمل مربوط به گروه بوپیواکائین و چهار ساعت پس از عمل بود (05/0P <). در بقیه موارد اختلاف معنیدار آماری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به کاهش درد و استفراغ پس از تونسیلکتومی توسط دگزامتازون وریدی و بوپیواکائین موضعی، مصرف همزمان دو دارو در تونسیلکتومی توصیه میشود و بررسی مصرف همزمان دو دارو پیشنهاد میگردد.
بدرالسادات راجی، سید مهدی جلالی، محمد علی نویان اشرف، مسعود شریفی، حمیرا پیروی سرشکه،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده
طب سوزنی یک از روشهای موثر درمان درد در شرایط مختلف است، اما تاکنون تاثیر آن بر درد پس از عمل جراحی ترمیم فتق اینگوینال بررسی نشده است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثربخشی طب سوزنی در کاهش درد پس از این جراحی میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی آیندهنگر دوسوکور با کنترل توسط دارونما، 60 مرد 30 تا 60 ساله با وضعیت فیزیکی معادل ΙΙ و ASA Ι که کاندید عمل جراحی انتخابی ترمیم فتق اینگوینال تحت بیهوشی عمومی در بیمارستان امام خمینی بودند، وارد شدند. همه بیماران به روش کاملا مشابه بیهوش و عمل جراحی شدند. بعد از اتمام عمل و بستن زخم، درحالیکه هنوز بیهوشی ادامه داشت، بیماران بهصورت تصادفی در گروه طب سوزنی (با تحریک نقاط GV.2، GV.4 و Sp.6 توسط سوزنهای استریل مخصوص طب سوزنی) یا گروه کنترل (بدون تحریک توسط طب سوزنی)، قرار میگرفتند. سپس بیهوشی خاتمه داده میشد. در شش ساعت اول پس از عمل شدت درد هر ساعت سنجیده میشد. در صورت درخواست بیمار یا در صورت نیاز به بیمار mg25 پتیدین تزریق میشد. شدت درد و میزان مصرف کل پتیدین بین دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: بین میانگین سن اختلاف معنیداری وجود نداشت. اما شدت درد در ساعات دو تا پنجم در گروه طب سوزنی به میزان معنیداری از گروه کنترل کمتر بود. همچنین مصرف پتیدین در شش ساعت اول پس از عمل در گروه طب سوزنی بهمیزان معنیداری از گروه کنترل کمتر بود (07/12±5/7 در برابر 91/12±65 گرم، 0001/0p=).
نتیجهگیری: استفاده از طبسوزنی در بیمارانیکه تحت عمل جراحی ترمیم فتق اینگوینال قرار میگیرند بهمیزان معنیداری با کاهش شدت درد پس از عمل در ساعات دوم تا پنجم همراه است و با توجه بهاینکه استفاده از طب سوزنی در درمان درد حاد و مزمن کاربرد گستردهای داشته و با عارضه خاصی همراه نیست استفاده از آن برای تمام بیماران توصیه میشود.
حسن راوری، محمد قائمی، آزاده وجدانی، پاتریشیا خشایار،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
حدود یک چهارم بیماران پذیرش شده در بخشهای اورژانس از درد حاد شکم شاکی هستند. براساس متون قدیمی جراحی، جراحان اعتقاد داشتند که در تسکین درد بیماران با درد حاد شکم، با نتایج حاصل از معاینات بالینی و تصمیم احتمالی نهایی مداخله نموده و به همین دلیل لازم است مصرف مسکن در این بیماران تا زمان دستیابی به تشخیص قطعی و رسیدن به برنامه درمانی مناسب به تعویق افتد. هدف از این مطالعه ارزیابی اثر مصرف مسکنها در سیر بررسی درمان در درد حاد شکم میباشد.
روش بررسی: در مطالعه آیندهنگر حاضر، 200 بیمار که با شکایت درد حاد شکمی در بخش اورژانس جراحی پذیرش شده بودند وارد شدند و بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه اول شامل 98 نفر، مسکن تزریقی بلافاصله پس از بستری برای بیماران تجویز گردید، در حالی که در 102 نفر بقیه مصرف مسکن تا رسیدن به تشخیص علت درد شکم به تعویق افتاد. اقدامات تشخیصی و درمانی در دو گروه مشابه بود. تطابق تشخیص اولیه و نهایی، فاصله بین زمان بستری و زمان دستیابی به تشخیص قطعی و همچنین فاصله بین زمان بستری تا زمان انجام عمل جراحی جمعآوری شده و مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: متوسط زمانی رسیدن به تشخیص قطعی در گروه دریافتکننده مسکن و گروه کنترل به ترتیب 7/1 و 04/2 ساعت بود. آزمون 2 رابطه معنیداری بین تزریق مسکن، جنس و سن بیماران از نظر مدت زمان طول کشیده تا رسیدن به تشخیص قطعی و نیز صحت تشخیص نهایی نشان نداد. زمان لازم برای دستیابی به تشخیص قطعی در گروهی که مسکن مصرف کرده بودند، کوتاهتر بود. بهعلاوه، فاصله میان زمان بستری تا زمان انجام جراحی در گروه مذکور طولانیتر گزارش گردید.
نتیجهگیری: استفاده درست از مخدرها علیرغم کاهش درد بیمار تأثیری در صحت تشخیص علت درد حاد شکمی ندارد.
هژیر صابری، حمیدرضا زهرهای، علیرضا عبداللهی،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
سردرد یکی از شایعترین علل مراجعه بیماران به مراکز درمانی است. بسیاری از پزشکان پس از گرفتن شرح حال برای پی بردن به علت سردرد درخواست تصویربرداریهایی مثل CT اسکن مغز میکنند. علت عمده درخواست تصویربرداریهای مغز ترس از ضایعات ارگانیک مغزی است. بررسیها نشان میدهد که در تعداد زیادی از موارد CT اسکنهای انجام شده نرمال هستند با توجه به اینکه تصویربرداری موجب صرف هزینه و وقت میشود و بیمار در معرض اشعه قرار میگیرد این سوال مطرح میشود که CT مغز در بیماران مبتلا به سردرد در چه مواردی اندیکاسیون دارد؟
روش بررسی: بیماران مبتلا به سردرد که جهت انجام CT اسکن مغز در سال 84-83 به مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی مراجعه کردند مورد بررسی قرار گرفتند برای بیماران پرسشنامهای که شامل شرح دقیق علائم بالینی بیمار و یافتههای CT اسکن بود تهیه شد در مجموع تعداد 146 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: مطالعه نشان میدهد که سردرد در زنان تقریبا" دو برابر مردان شایعتر است. فقط 8/6% بیماران سردردی CT اسکن غیرطبیعی داشتند. و علائم نورولوژیک همراه با سردرد در بیماران با CT اسکن غیرطبیعی شایعتر از بیماران با CT طبیعی بوده و رابطه معنیداری بین CT غیرطبیعی مغز و علائم نورولوژیک وجود دارد.
نتیجهگیری: در انتخاب بیماران با شکایت سردرد جهت انجام CT مغز، معیارهای دیگر شامل شرح حال دقیق با تأکید بر علائم نورولوژیک ضروری است.
حمیدرضا امیری، جلیل مکارم، سیاوش بیرانوند،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد یکی از مهمترین عوارض متعاقب جراحی است. اثربخشی و عوارض جانبی دو دوز مختلف بوپیواکائین اپیدورال، در کنترل درد پس از اعمال جراحی ارتوپدی بررسی شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور، دو گروه 42 نفری که تحت اعمال جراحی انتخابی زانو قرار گرفتند، مطالعه شدند. بیماران با استفاده از روش تصادفیکردن بلوکی به گروه اول فنتانیل با دوز mg/ml7/1 و بوپیواکائین با غلظت 125/0% و گروه دوم فنتانیل با دوز mg/ml7/1 و بوپیواکائین با غلظت 1/0% تقسیم شدند. دارو با سرعت پنج میلیلیتر در ساعت برای هر دو گروه آغاز گردید. درد بیماران با کمک معیار VAS در 6، 12، 18، 24 و 48 ساعت پس از اتمام عمل توسط فردی که از نوع مداخله اطلاع نداشت، ارزیابی شد. میزان رضایتمندی بیمار از مداخله انجام شده و عوارض و شکست روش درمانی (نیاز به افزایش حجم دارو یا تجویز ضد درد دیگر) بررسی شدند.
یافتهها: میزان درد پس از عمل در ساعات مختلف بین دو گروه و تغییرات درد در طی زمان معنیدار بود (هر دو 001/0p<). شدت درد در گروه اول (غلظت بالاتر بوپیواکایین) کمتر و میزان رضایتمندی پس از 48 ساعت بیشتر بود. علیرغم تفاوت در بروز عوارض، ولی از نظر آماری معنیدار نبود. شکست درمانی در گروه دوم بهطور معنیداری بیشتر از گروه اول بود (9/11% در برابر 3/33% و 03/0p=).
نتیجهگیری: استفاده توام فنتانیل و بوپیواکائین در فضای اپیدورال بهصورت انفوزیون مداوم، موجب کنترل نسبتا مناسب درد پس از عمل میشود. غلظتهای بالاتر از بوپیواکائین در ساعات اولیه موثرتر است ولی در ساعت بعدی غلظتهای پایینتر نیز به همان اندازه موثرند.
شهرزاد گلبابایی، مینا قنبر، خشایار همتپور،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: طب سوزنی یک از روشهای موثر درمان درد در شرایط مختلف است. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثربخشی طب سوزنی در بیماران مبتلا به میگرن میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه تجربی مداخلهای از نوع قبل و بعد، 180 بیمار که ابتلاء آنها به سردرد میگرنی به اثبات رسیده و حداقل دو بار سردرد میگرنی در ماه در شش ماه گذشته داشتهاند، و به یک کلینیک خصوصی درد مراجعه کرده بودند، وارد شدند. در همه بیماران تعداد، طول مدت (ساعت) و شدت حملات سر درد قبل از مطالعه بررسی میشد. بهمنظور درمان ابتدا نقطه حداکثر شدت درد تعیین میگردید و نصفالنهار مربوطه مشخص میشد. سپس بر همین اساس نقاط طب سوزنی مرتبط تعیین میشدند و بهوسیله تحریک الکتریکی نقاط از سطح پوست به مدت چند دقیقه تحریک میشدند. این عمل یکبار در هر هفته تکرار میشد و جلسات درمانی شش هفته به طول میانجامید. بعد از تکمیل جلسات درمانی، بیمار مجددا از نظر تعداد، طول مدت و شدت حملات سر درد ویزیت میشد.
یافتهها: میانگین تعداد دفعات حملات (26/8±55/9 در برابر 77/6±50/3، 001/0=p)، طول مدت (59/6±11/9 در برابر 65/3±33/3، 001/0=p) و شدت حملات سر درد (38/0±83/1 در برابر 78/0±61/0، 001/0=p) همگی پس از درمان بهمیزان معنیداری کاهش یافتند.
نتیجهگیری: استفاده از طب سوزنی در بیماران مبتلا به میگرن بهمیزان معنیداری باعث کاهش تعداد دفعات، طول مدت و شدت درد حملات میشود و استفاده از آن برای این دسته از بیماران قابل توصیه است.
زاهد حسینخان، اشکان تقیزاده ایمانی، غزال عابدینی، ترانه نقیبی، نسیم شاملو، نقی عابدینی، آناهید ملکی،
دوره 66، شماره 10 - ( 10-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد همراه با تزریق داخل وریدی پروپوفول در 28% تا 90% از بیماران دیده شده است. روشهای متعددی برای کاهش درد حین تزریق پروپوفول مورد بررسی قرار گرفتهاند که با نتایج متفاوتی همراه بودهاند. در این مطالعه اثربخشی پیش درمانی با افدرین و لیدوکائین را در جلوگیری از درد حین تزریق پروپوفول بررسی کردهایم.
روش بررسی: 120 بیمار بالغ با وضعیت فیزیکی معادل ASA I, II که کاندید جراحی انتخابی بودند بهصورت تصادفی به شش گروه (هر یک 20 نفر) تقسیم شدند. گروه نرمال سالین (نرمال سالین) گروه لیدوکائین (لیدوکائین 2% (mg40)) و گروه افدرین (در دوزهای µg/kg30، µg/kg70، µg/kg100، µg/kg150) دریافت کردند. تمامی پیش داروها در حجم دو میلیلیتر تهیه شده بودند. درد حین تزریق پروپوفول توسط مقیاس سنجشبینایی درد (VAS) (0= بدون درد و 10= شدیدترین درد) سنجیده می شد و توسط verbal rating scale (VRS) از صفر تا سه، هر پنج ثانیه هنگام تزریق پروپوفول کنترل و هماهنگ میشد.
یافتهها: میانگین شدت درد در گروه نرمال سالین به میزان معنیداری از گروه لیدوکائین و افدرین بیشتر است اما اختلاف معنیداری بین دو گروه لیدوکائین و افدرین دیده نشد. همچنین فراوانی بروز درد در گروه نرمال سالین به میزان معنیداری از گروه لیدوکائین بیشتر بود اما اختلاف معنیداری بین دو گروه و لیدوکائین و افدرین یافت نشد. (نرمال سالین 85%، لیدوکائین 55%، افدرین E30 50%، افدرین E70 40%، افدرین E100 45% و افدرین E150 50%).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد پیش درمانی با افدرین موجب کاهش شدت درد حین تزریق پروپوفول میشود که با داروی لیدوکائین قابل مقایسه است اما بر بروز آن تأثیری ندارد. همچنین در دوزهای پایین (ترجیحاً µ/kg70) با حمایت از سیستم همودینامیک بدن از عوارض شناخته شده پروپوفول جلوگیری میکند.
فریده دهقان منشادی، زینت قنبری، مژگان فروتن، جلیل کوهپایهزاده، زهرا مشتاقی،
دوره 66، شماره 10 - ( 10-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: درد مزمن لگنی عبارتاست از هر گونه درد لگن بدون ارتباط با حاملگی، عادت ماهیانه و مقاربت که حداقل شش ماه یا بیشتر به طول انجامیده و علت ارگانیک شناخته شدهای برای آن مطرح نشده باشد. شیوع درد مزمن لگنی در جوامع و مطالعات مختلف 49%-8/3% گزارش شده است، ولی تا به امروز مطالعهای که فراوانی آن را در جامعه ما نشان داده باشد انتشار نیافته است. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع درد مزمن لگنی در گروهی از زنان شاغل در شهر تهران است.
روش بررسی: 303 زن شاغل در دو مرکز آموزشی- درمانی شهر تهران با دامنه سنی (2/9±7/34) 63-19 در این طرح که به شکل مقطعی انجام شد، شرکت کردند. برای انجام این طرح پرسشنامهای که علاوه بر اطلاعات دموگرافیک شامل سوالاتی در مورد علائم درگیری سیستمهای زنان و زایمان، عضلانی- اسکلتی، ادراری و گوارشی بود، در اختیار زنان قرار گرفت. پس از جمعآوری اطلاعات از نرمافزار آماری مناسب برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: 3/22% از زنان گزارش کرده بودند که در حال حاضر درد ناحیه لگن بدون ارتباط با عادت ماهیانه و مقاربت دارند، در حالی که درصد این درد در طول 12-6 ماه گذشته یا همان درد مزمن لگنی 2/10% بود. سابقه زایمان طبیعی، احساس عدم تخلیه کامل رودهها و تقلا و تلاش زیاد حین دفع با وجود درد ناحیه لگن در 12-6 ماه گذشته ارتباط نشان داد (0001/0=p و 036/0=p). همچنین کمر درد و درد ناحیه تحتانی بدن (مجاری تناسلی، مقعد، نشیمنگاه و استخوان دنبالچه) نیز با درد مزمن ناحیه لگن در 12-6 ماه گذشته مرتبط بودند (0001/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع قابل توجه درد لگن در جامعه مورد بررسی و همینطور همراهی مجموعهای از علائم سیستمهای ژنیکولوژیکی، عضلانی- اسکلتی، ادراری و گوارشی با آن، لزوم پرداختن به آن از طرف سیستمهای بهداشت و درمان با داشتن نگاه جامعنگر و به شکل تیم چند تخصصی مطرح میشود. همچنین بر ضرورت اجرای مطالعات گسترده اپیدمیولوژیک به شکل جامعه محور و با تعداد نمونه بالاتر تاکید میشود.
رضا شریعت محرری، محسن پارسایی، اتابک نجفی، علیرضا ابراهیم سلطانی، محمدرضا خاجوی، پاتریشیا خشایار،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بلوک شبکه آگزیلاری برای ایجاد آنستزی جهت اعمال جراحی دست و ساعد استفاده میگردد. مطالعات معدودی به بررسی و مقایسه اثرات همودینامیک و بلوک دوزهای پایین اپینفرین در مقایسه با دوزهای بالاتر این دارو پرداختهاند، بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه طول مدت اثر و عوارض همودینامیک اپینفرین با دوز بالا و پایین در این گروه از اعمال جراحی طراحی گردید.
روش بررسی: مطالعه RCT حاضر بر روی بیماران سالم کاندید اعمال الکتیو جراحی دست و ساعد انجام گرفت. بیماران مورد مطالعه توسط نرمافزار تصادفیسازی به سه گروه تقسیم شدند که دو گروه اول به ترتیب برای عمل لیدوکایین با اپینفرین دوز پایین (µg/ml6/0)، اپینفرین دوز بالا (µg/ml5) دریافت نموده و برای بیماران گروه سوم لیدوکایین با نرمال سالین تزریق گردید. اطلاعات همودینامیک بیماران شامل فشار متوسط شریانی، ضربان قلب در دقایق متعدد، بروز هرگونه عوارض جانبی به همراه طول مدت بیدردی و بلوک حرکتی ثبت گردید.
یافتهها: از 75 بیمار مورد مطالعه، 15 مورد بهعلت بلوک ناکامل یا شکست بلوک و نیاز به بیهوشی جنرال جهت ادامه عمل از مطالعه حذف شدند. زمان بیدردی و بیحرکتی در گروه اپینفرین با دوز بالا نسبت به دو گروه دیگر طولانیتر ولی این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: استفاده از دوز پایین اپینفرین به همراه لیدوکایین بهعنوان بیحسکننده موضعی، با ایجاد بیدردی قابل مقایسه با دوزهای بالاتر این دارو، عوارض جانبی کمتری دارد.
مژگان رحیمی، جلیل مکارم، مریم مکتوبی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحیهای آنال از جراحیهای نسبتاً شایع میباشند و به دلیل نگرانی در مورد درد پس از عمل کمتر به صورت سرپائی انجام میشوند. هدف مطالعه حاضر، مقایسه اثرات استامینوفن و دیکلوفناک رکتال در کنترل درد پس از اعمال جراحی آنال در بیماران بالغ بود.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سوکور تصادفی شده، 60 بیمار با ASA کلاس Ι یا Π که جهت هموروئیدکتومی به اطاق عمل در یک مرکز جراحی دانشگاهی آورده شده بودند، انتخاب شدند. این بیماران با روش تصادفی بلوکی به سه گروه مساوی 20 نفری تقسیم شدند. در گروه اول mg650 استامینوفن رکتال، در گروه دوم mg100 دیکلوفناک رکتال و در گروه سوم، شیاف پلاسبو پس از عمل تجویز گردید. شدت درد در بیماران مورد مطالعه با استفاده از Visual Analogue Scale در زمانهای صفر (در ریکاوری)، 2، 4، 12، 24 ساعت پس از عمل از بیماران سوال شد. فاصله زمانی تا تجویز مخدر در سه گروه مقایسه گردید.
یافتهها: شدت درد در زمانهای مورد بررسی به طور قابل توجهی در گروه شیاف دیکلوفناک کمتر از دو گروه دیگر بود. میانگین (SD±) فاصله زمانی تا تجویز مخدر در گروه دیکلوفناک 73±219 دقیقه، استامینوفن 64±178 دقیقه و در گروه پلاسبو 47±153 بود. تفاوت گروه دیکلوفناک با گروه استامینوفن و گروه پلاسبو معنیدار و تفاوت گروه استامینوفن با پلاسبو غیر معنیدار بود. هیچگونه عارضهای در حین مطالعه در بیماران رخ نداد.
نتیجهگیری: شیاف دیکلوفناک در کنترل درد پس از عمل هموروئیدکتومی موثرتر از شیاف استامینوفن است.