18 نتیجه برای دما
محمدعلی عباسی مقدم،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
این مطالعه به منظور تجزیه و تحلیل هزینه های درمانی و محاسبه قیمت تمام شده عملهای جراحی انجام یافته در بخش جراحی اعصاب بیمارستان امام خمینی در سال 1373 و همچنین مقایسه آنها با تعرفه های وقت خدمات درمانی انجام گرفت. در این مطالعه، با استفاده از روش توصیفی، تکنیک تجزیه و تحلیل هزینه ها و حسابداری قیمت تمام شده، اطلاعات لازم به تفکیک قسمت بستری و اطاق عمل بخش مذکور، جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه مورد مطالعه 573 بیمار بستری در سال 1373 بود که از این تعداد 522 نفر تحت 13 نوع عمل جراحی مغز و اعصاب قرار گرفته بودند. 92/6% از هزینه های بخش مربوط به هزینه های جاری و 7/4% مربوط به هزینه های سرمایه ای بود. 49% از هزینه های بخش مربوط به هزینه پرسنلی و مابقی مربوط به هزینه های دارو، مواد و لوازم مصرفی، غذا، سوخت، آب، برق، تلفن و استهلاک بود. میانگین روزهای بستری 16/3 روز و درصد اشغال تخت فعال 58% بوده است. در صورتی که درصد مطلوب اشغال تخت 80% فرض شود، 22% از ظرفیت تختها و در نتیجه 3512 روز بستری به هدر رفته است. کسری درآمد سالانه قسمت بستری، ناشی از اختلاف هزینه تخت روز (هتلینگ) واقعی و نرخ تعرفه خدمات درمانی 1373، مبلغ 081‚228‚149 ریال بوده است. میانگین مدت زمان هر عمل 3/28 ساعت محاسبه گردید. میانگین قیمت تمام شده برای هر عمل 951‚284 ریال و کسری درآمد سالانه اتاق عمل، ناشی از اختلاف هزینه واقعی عملهای جراحی و نرخ تعرفه خدمات درمانی 1373، مبلغ 648‚170‚10 ریال بوده است. مقدار زمان تلف شده در اتاق عمل 886 ساعت و هزینه تلف شده 410‚708‚71 ریال بوده است.
جلال مهدیزاده، روح انگیز صفی خانی، مازیار مطیعی لنگرودی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: لولهگذاری طولانی داخل نایی، یکی از روشهای جدید در حال پیشرفت جهت حمایت تنفسی از بیمارانی است که به دلایل مختلف نیاز به مراقبت ویژه دارند. این روش با وجود پیشرفتهای فراوان، عوارضی را به همراه دارد که از جمله مهمترین آنها عوارض نایی ـ حنجرهای میباشد.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر در فاصله زمانی 2 سال بر روی 57 بیمار با سابقه لولهگذاری طولانی مدت که به بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیراعلم ارجاع شده بودند انجام شد. از کلیه بیماران علاوه بر اخذ تاریخچه و انجام معاینه فیزیکی، از طریق لارنگوسکوپی و برونکوسکوپی مستقیم تحت بی هوشی عمومی بررسی کامل به عمل آمد.
یافتهها: در این مطالعه 57 بیمار (44 مذکر، متوسط سنی 7/14 ± 9/23 سال ) با متوسط زمان لولهگذاری 8 ± 8/15 روز مورد مطالعه قرار گرفتند. شایعترین علت مراجعه بیماران تنگی نفس(62%) بود. شایعترین علت لولهگذاری (4/72%) صدمه مغزی بود. از میان ضایعات نایی، تنگی نای شایعترین (9/56%) یافته بود. از میان ضایعات حنجرهای، تنگی زیرگلوت شایعترین (2/55%) یافته بود. متوسط طول تنگی نای 83/0± 81/0 سانتیمتر بود. بین طول تنگی نای و طول مدت لولهگذاری ارتباط آماری معنیدار مشاهده شد(0001/0=P ) اما طول تنگی نای با سن و جنس و علت لولهگذاری ارتباطی نداشت (همه مقادیر P بیشتر از 05 /0). از میان ضایعات گلوتیک، شایعترین (9/25%) چسبندگی بین آرتینوییدها بود. بین ضایعات گلوتیک و زیرگلوتیک با سن و جنس و طول مدت لولهگذاری ارتباط معنیدار به دست نیامد (همه مقادیر P بیشتر از 05/0).
علیرضا اکبرزاده باغبان، سارا جام برسنگ، حمید پزشک، فاطمه نیری،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و
هدف: هیپوترمی یکی
از عوامل مهم در بقای نوزادان، بهخصوص در میان نوزادان کم وزن است. ماندگاری
طولانیمدت در وضعیت هیپوترمی منجر به ورم، خونریزی، یرقان و مرگ میشود. از این
جهت پژوهش حاضر تلاشی در جهت بررسی عوامل موثر بر گذار از وضعیت هیپوترمی در
نوزادان است.
روش بررسی: نمونهی
بهکار گرفته شده در این پژوهش شامل 439 نوزاد بستری در بخش NICU
در بیمارستان امام خمینی (ره) شهر تهران بود. در این مطالعه، درجه
حرارت رکتال نوزادان در بدو تولد و سپس در ادامه به فاصلههای 30 دقیقهای، تا
رسیدن به دمای نرمال اندازهگیری شد. در تحلیل دادهها و برآورد نرخ انتقال از
وضعیت هیپوترمی از مدل چند وضعیتی مارکوف (Markov models) با دو متغیر
همراه وزن و دمای محیط تولد استفاده و نرمافزار R برای برازش بهکار گرفته شد.
یافتهها: نرخ انتقال
از وضعیت هیپوترمی شدید به وضعیت خفیف آن 1192/0 در دقیقه و برای انتقال از وضعیت
هیپوترمی خفیف به وضعیت نرمال، 0549/0 در دقیقه برآورد شد. متغیر وزن اثر معنیداری
بر انتقال از وضعیت هیپوترمی به حالت نرمال داشت، فاصله اطمینان 95% (4165/0و 1364/0)،
(001/0P<). دمای محیط تولد نیز اثر معنیداری بر
تغییر وضعیت نوزاد از حالت هیپوترمی به وضعیت نرمال داشت، فاصله اطمینان 95% برای
پارامتر اثر دمای محیط بر نرخ انتقال (4963/0 و 0439/0) و (001/0P<) برآورد شد.
نتیجهگیری: مطالعه
نشان داد، نوزادان با وزن نرمال و متولد شده در دمای بالای °C 28 سریعتر از وضعیت هیپوترمی
منتقل میشوند. چون وزن نوزاد در زمان تولد در اختیار کادر پزشکی نیست، کنترل دمای
محیط تولد میتواند بهبودی را تسریع کند.
شهروز کاظمی، مژگان شاکری حسین آباد، مریم عامری، بتول قربانی یکتا،
دوره 73، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوارض مرتبط با صدمات تروماتیک مغزی، سندرم دیسترس حاد تنفسی (ARDS) است. هدف این مطالعه بررسی شیوع سندرم دیسترس تنفسی حاد در صدمات تروماتیک حاد به سر است.
روش بررسی: این مطالعه آیندهنگر بر روی بیماران صدمه تروماتیک حاد سر بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان شهدای هفتم تیر تهران از مهر 1391 تا شهریور 1392 انجام شد. شرط ورود به مطالعه وجود ترومای سر در بیمار و شرط خروج صدمه قفسه سینه هم زمان بود. سپس بر اساس فرمول Cohran تعداد نمونه انتخاب شد. پرسشنامهای طراحی شد که پزشکان وبا نظارت متخصص جراحی مغز و اعصاب آن را به صورت آیندهنگر تکمیل کردند.
یافتهها: میزان شیوع سندرم زجر تنفسی 35(8/23%) مورد بود. شایعترین آسیب همراه با اسیدوز متابولیک Subarachnoid hemorrhage (SAH) بود. شایعترین آسیب همراه با ARDS آسیب Subdural hemorrhage (SDH) بودند. رابطه بین Glasgow Coma Scale (GCS) و ARDS معنادار بود (0001/0P<). بیماران با SAH میانگین نمره GCS=7 و افراد فاقد SAH دارای میانگین نمره GCS=5 بودند. اختلاف بین این دو معنادار بود (012/0P<).
نتیجهگیری: سندرم دیسترس حاد تنفسی به دنبال صدمات تروماتیک مغزی از عوارض شایع میباشد که توجه به آن در مدیریت درمان ضروری است و موجب کاهش مرگ و میر میگردد. در این مطالعه مشخص شد که مصدومان تصادفات با آسیب سر حسب ریسک فاکتورهای همراه و متغیرهای مربوطه پیامدهای مختلفی داشتند. بیشترین صدمه سر منجر بهARDS خونریزیSDH بوده و ریسک فاکتور همراه سن بالا در جنس مرد و وجود اسیدوز بود.
هدا کشمیری نقاب، بهرام گلیایی، علی اکبر صبوری، علی اکبر موسوی موحدی،
دوره 74، شماره 5 - ( 5-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص دقیق و زودهنگام بیماریها بهویژه سرطان، بهخصوص زمانی که بیماری هنوز ایجاد علامت نکرده و فرد احساس ناخوشی ندارد، مهمتر و آسانتر از درمان بیماری در مراحل پیشرفته و توأم با ظهور عوارض است.
روش بررسی: گرماسنجی روبشی تفاضلی، روشی انتخابی جهت بررسی خواص ترمودینامیکی واسرشته شدن پروتیینها و استفاده از آن در شناسایی و تفکیک پروتیینهای پلاسمایی میباشد. مایعات زیستی مانند خون، مایع مغزی- نخاعی، ادرار، مغز استخوان و بزاق حاوی دادههای ارزشمندی از نوع و میزان پیشرفت بیماری میباشد.
یافتهها: نتایج حاکی از آن است که نمودار حرارتی حاصل از بیماریها و سرطانها در مراحل و شدتهای مختلف، شکلهای متفاوت و منحصر به فردی از خود بروز مینمایند که میتواند در تشخیص اولیه و زودهنگام بیماریها از آن بهره برد.
نتیجهگیری: در این مقاله گرماسنجی روبشی دمایی، بهعنوان یک روش جدید و حساس برای شناسایی نشانگرهای زیستی پروتیینی و در نهایت تشخیص بعضی بیماریها معرفی میگردد.
آیسا رسولی، ملیکه نبئی، ناصر فتورائی، قائمه نبئی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هیپوترمی مغزی با کاهش دمای مایع مغزی-نخاعی با استفاده از پد خنککننده در ناحیه سینهای انجام میپذیرد که بهطور بالقوه میتواند از عملکرد مغز در مقابل آسیبهای ایسکمی محافظت کند. در این مطالعه هیپوترمی مغزی با استفاده از مدلسازی عددی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: برای بررسی این پدیده، در این مطالعه مدلی عددی از سر، با در نظر گرفتن ساختار بافت مغز و سهم آن در انتقال حرارت در آزمایشگاه مکانیک سیالات زیستی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در بهمن ۱۳۹۴ ارایه گردید. در این مدل، معادله پنس (Pennes's bioheat equation) و تحلیل المان محدود برای پیشبینی توزیع دما در بافت مغز بهکار گرفته شده است. هندسه مدل در دو حالت بدون و با در نظرگرفتن بطنهای مغزی که در تولید مایع مغزی-نخاعی دخیل میباشند، طراحی شده است. بنابراین در حالت دوم، جریان مغزی-نخاعی بهعنوان عامل انتقال حرارت جابهجایی در نظر گرفته شده است.
یافتهها: با سرد کردن حدود پنج درجه مایع نخاعی به این نتیجه رسیدیم که در حالت اول یعنی بدون در نظر گرفتن حرکت مایع نخاعی، دمای بافت مغز در نزدیکی مغزی-نخاعی در قسمت ماده خاکستری حدود چهار درجه کاهش یافت و در مرکز بافت در قسمت ماده سفید هیچ تغییری در دما صورت نگرفت. با در نظر گرفتن حرکت مایع مغزی-نخاعی توزیع دما نامتقارنتر بود. در گوشهها میزان افت دما بیشتر شد و حدود °C ۳ بود.
نتیجهگیری: در حالت ایسکمی میزان افت دما بیشتر از حالت عادی بود. بنابراین در هنگام آسیبهای مغزی برای جلوگیری از آسیبهای جدی میتوان با سرد کردن مایع نخاعی میزان متابولیسم مغز را کاهش داد.
علی محمد مصدقراد، نگار میرزایی، مهناز افشاری، علیرضا دررودی،
دوره 76، شماره 4 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تعرفهگذاری خدمات سلامت یکی از اهرمهای کنترل نظام سلامت است که بر کیفیت، دسترسی و هزینه خدمات سلامت تأثیر دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طرح تحول سلامت بر تعرفه خدمات سلامت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی به مقایسه تعرفه خدمات سلامت بر اساس کتاب تعرفه کالیفرنیا (پیش از اجرای طرح تحول سلامت) و کتاب ارزشهای نسبی خدمات و مراقبت سلامت ایران (پس از اجرای طرح تحول سلامت) پرداخت.
یافتهها: کتاب کالیفرنیا و کتاب ارزشهای نسبی جدید در ۱۳ گروه تخصصی بهترتیب شامل ۵۲۸۱ و ۳۴۴۸ کد خدمت بودند (کاهش ۳۴/۷ درصدی). کتاب کالیفرنیا و کتاب ارزشهای نسبی جدید به ترتیب تعداد ۶۴۹۸۵/۹ و ۱۲۵۱۳۳/۶ K جراحی (افزایش ۹۲/۶ درصدی) و ۲۵۹۷۶ و ۲۲۳۰۷ K بیهوشی (کاهش ۱۴/۱ درصدی) در تمامی ۱۳ گروه تخصصی در نظر گرفته بودند. ارزش نسبی خدمات به طور میانگین ۱/۹ برابر شد.
نتیجهگیری: اجرای طرح تحول سلامت منجر به افزایش حدود دو برابری تعرفههای خدمات و مراقبتهای سلامت شد که بار مالی زیادی بر سازمانهای بیمه سلامت وارد ساخت.
فرزانه محمدی، مهیار ایمانپور، رضا رضایتمند،
دوره 77، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کتاب جدید ارزشهای نسبی خدمات تشخیصی درمانی در سال ۱۳۹۳ و بهمنظور برطرف کردن اشکالات فراوان موجود در کتاب تعرفه پیشین تدوین و ملاک محاسبه قرار گرفت. از جمله اهداف کتاب جدید رعایت بیشتر توازن بین رشتهای در محاسبه تعرفه خدمات تشخیصی-درمانی و عادلانهتر نمودن تعرفهها برای انجام اعمال تخصصی و فوقتخصصی بود. هدف مطالعه کنونی تحلیل ارزش نسبی بین رشتههای تخصصی پزشکی با استفاده از این کتاب بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بود که به تعیین و مقایسه میانگین ارزشهای نسبی خدمات مراقبت سلامت بین تخصصهای مختلف پزشکی براساس کتاب ارزش نسبی خدمات سلامت ایران از مهر ۱۳۹۶ تا مرداد ۱۳۹۷ در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان پرداخت.
یافتهها: جراحی فک و صورت و جراحی مغز و اعصاب با ۶۲/۸۱ و ۶۰/۴۷ واحد (۰/۰۰۱P<) بالاترین میانگین و جراحی چشم و جراحی زنان و زایمان با ۲۸/۹۵ و ۲۸/۸۱ واحد (۰/۰۰۱P<) پایینترین میانگین را به خود اختصاص دادند. از بین فوق تخصصها نیز فوق تخصص جراحی قلب و عروق با ۸۵/۲۵ واحد (۰/۰۰۱P<) بالاترین میانگین ارزش نسبی و جراحی پلاستیک با ۵۰/۵۱ واحد (۰/۰۰۱P<) پایینترین میانگین ارزش نسبی را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که تفاوت معنادار میان میانگین ارزشهای نسبی در رشتههای تخصصی و فوق تخصصی وجود دارد. با توجه به اینکه ارزشهای نسبی خدمات با توجه به فاکتورهایی مانند مهارت و تخصص مورد نیاز، ریسک عمل جراحی برای پزشک و بیمار، تعیین شدهاند تفاوت مشاهدهشده بین رشتههای مختلف توجیهپذیر بهنظر میرسد.
نرگس خداپرست، نازیلا ملکیان، زهرا وهابی، داوود فتحی، شهرام اویس قرن، فرزاد فاتحی، سیامک عبدی،
دوره 78، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر بهعنوان شایعترین علت دمانس مطرح میباشد. دومین علت شایع دمانس پس از آلزایمر، دمانس واسکولار است. یکی از سیستمهای درگیر در انواع دمانس، سیستم دیداری میباشد و پتانسیل برانگیخته بینایی (Visual Evoked Potential) میتواند یکی از روشهای تشخیصی این بیماری باشد. از اینرو مطالعه حاضر با هدف مقایسه تغییرات الگو پتانسیل برانگیخته بینایی در بیماران مبتلا به آلزایمر، دمانس واسکولار و اختلال شناختی خفیف با افراد سالم میباشد.
روش بررسی: مطالعه مورد-شاهدی در جمعیت افراد مراجعهکننده در بیمارستان شریعتی تهران از فروردین 1394 تا شهریور 1395 بوده است. بیماران با شکایت اختلال شناختی، تحت آزمون ارزیابی شناختی مونترال قرار گرفته و به سه گروه اختلال شناختی خفیف، آلزایمر و دمانس واسکولار تقسیم شدند و افراد با شناخت نرمال در گروه کنترل قرار گرفتند. تست پتانسیل برانگیخته بینایی به دو روش پترن شیفت و فلش (Pattern shift and flash) روی تمامی شرکتکنندگان انجام و نتایج بین گروهها مقایسه شد.
یافتهها: 40 بیمار در چهار گروه بررسی شدند (سه گروه بیمار و گروه کنترل). در گروه آلزایمر 70% و در گروه دمانس واسکولار 60% پتانسیل برانگیخته بینایی پترن شیفت غیرطبیعی بود. تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی تنها در گروه آلزایمر بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بوده است و در گروههای دیگر اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. در بررسی متغیرهای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش اختلاف معناداری بین گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد تنها آلزایمر با افزایش معنادار تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی ارتباط داشته و از طرفی اختلاف معناداری در اجزای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش بین گروههای مختلف وجود نداشت.
لیلا والی، رضا گودرزی، گلناز آذری، راحیل قربانی نیا،
دوره 78، شماره 7 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کاهش بستری مجدد بهعنوان یک شاخص تعیینکننده عملکرد سیستمهای مراقبتی و درمانی، نشاندهنده افزایش کیفیت خدمات در اولین مراقبت ارایه شده به بیمار است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی از نوع فنومنولوژی (Phenomenology) بود که در سه بیمارستان آموزشی شهر کرمان از فروردین تا شهریور سال 1396 انجام شد. گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با روش نمونهگیری هدفمند از بین تمامی بیماران بستری در بخشهای داخلی و پرستاران شاغل در بخش و پزشکان معالج انجام شد. برای تحلیل دادهها از روش کلایزی هفت مرحلهای (Seven Level Colaizzi Method) استفاده شد.
یافتهها: تحلیل مصاحبهها منجر به شناسایی سه کد اصلی شامل ویژگیهای شخصی بیماران، نیروی انسانی و عوامل بالینی، بیمارستان و عوامل محیطی و 11 کد فرعی شد.
نتیجهگیری: باید با ارایه راهکارهای کاربردی و اجرای آن از طریق سیستم بهداشت و درمان کشور، زمینه لازم را برای کاهش میزان بستری مجدد جامعه فراهم آورد.
سید حسین موسوینژاد، آرزو امیری، فروزان فارس،
دوره 78، شماره 12 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مرگ ناشی از صاعقه بهطور طبیعی جز حوادث محسوب شده و مشکل خاصی برای پاتولوژیست قانونی ایجاد نمیکند. ولی گاه جسد در فضای باز و بدون آثار خاصی پیدا میشود و ممکن است در خصوص مرگ تردیدهایی وجود داشته باشد.
معرفی بیمار: اصابت ناگهانی صاعقه به یک مرد 23 ساله در عصر یک روز در مهر 1397 که جهت تفریح همراه با دوستان خود به یکی از پارکهای جنوب تهران رفته بود منجر به مرگ وی گردید. پس از انتقال جسد جوان مذکور به پزشکی قانونی طی حدود 14 ساعت بعد معاینه ظاهری صورت گرفت که نمای لیخنبرگ (برگ سرخس) روی قسمت فوقانی میانی قدام تنه مشهود بود.
نتیجهگیری: نمای لیخنبرگ بهعنوان تصویری از صاعقه شناخته شده و سرنخ مهم برای برخورد صاعقه با افراد یا اجساد است. این نما یک پدیده فیزیکی با نواحی قرمز رنگ و درختی شکل روی پوست است که ظرف یک ساعت پس از اصابت آذرخش ایجاد میشود و معمولا 24 تا 48 ساعت بعد ناپدید میگردد.
مریم نوحی، سید حسام سیدین، روحاله زابلی، سمانه قدس، لیلا نجفی،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت یکی از مهمترین نیازهای انسان و از شاخصهای اصلی توسعه و رفاه اجتماعی محسوب میشود. امروزه افزایش روزافزون هزینههای سلامت، محدودیت منابع و نیازهای نامحدود درنظام سلامت، لزوم تجدید نظر در رفتارهای درمانی را موجب گردیده و از آنجا که خدمات پاراکلینیک، بخش مهم و پرهزینه خدمات سلامت است، شناسایی عوامل تاثیرگذار برآن ضروری بهنظر میرسد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی است که از مهر 1398 تا مهر 1400 از طریق مصاحبه چهره به چهره نیمه ساختارمند با 17 نفر از خبرگان انجام شده و سپس با تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافتهها: پس از بکارگیری روشهای پژوهش کیفی و تحلیل موضوعی، مضامین شناسایی شده در قالب سه مضمون فراگیر درونداد، فرآیند و برونداد دستهبندی شدند. دروندادها خود شامل پنج مضمون سازماندهنده شامل ساختار پاراکلینیک، توانمندسازی نیروی انسانی، مدیریت هزینه، مسئولیت اجتماعی و خرید خدمت بودند. فرآیندها از چهار مضمون سازماندهنده پذیرش و ارایه خدمات، نظارت و ارزیابی اجرا، هماهنگی بینبخشی، بکارگیری نوآوری و خلاقیت در ارایه خدمات تشکیل شده بودند. در نهایت بروندادها نیز شامل سه مضمون سازماندهنده پیشگیری از بیماریها و ارتقاء سلامت افراد، کسب مزیت رقابتی و کاهش هزینههای سلامت بودند.
نتیجهگیری: جهت خرید یا مصرف منطقی خدمات پاراکلینیک، شناخت ابعاد و مولفههای موثر برآن ضروری است. به مدیران سازمان تامین اجتماعی پیشنهاد میشود برای بهبود ارایه خدمات پاراکلینیک بر توانمندسازی کارکنان، استفاده از روشهای نوآورانه و هماهنگی بینبخشی تاکید بیشتری داشته باشند. همچنین از طریق نظارت و ارزیابی برای فعالیتهای اجرایی میتوانند هم به مسئولیت اجتماعی خود بهتر عمل کنند و هم خدمتگیرندگان از خدمات سلامت بهتری برخوردار شوند.
مریم تاجور، پریسا پورفرخ، نجمه بهمنزیاری، ابراهیم جعفریپویان، مریم نظری، حانیه سادات سجادی،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه، اعمال زیبایی بهدنبال تغییر سبک زندگی و ارزشهای اجتماعی موردتوجه مردم قرار گرفتهاند. از این رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی نظر خبرگان درخصوص چالشها و راهکارهای مدیریت اعمال یادشده در ایران انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه با 26 نفر از سیاستگذاران و ارائهدهندگان خدمات جراحی زیبایی در شهر تهران از فروردین تا شهریور 1400 انجام شد. نمونهگیری از نوع هدفمند و گلوله برفی بود. معیار ورود مصاحبهشوندگان به پژوهش، دانش و تجربه در موضوع و تمایل به مشارکت بود. مصاحبهها بهصورت نیمهساختاریافته بوده و بهصورت چهره به چهره یا تلفنی انجام گرفت. تحلیل دادهها نیز با استفاده از تحلیل موضوعی انجام شد.
یافتهها: چالشها در چهار طبقه ارائهدهندگان خدمات (آموزش و پرورش نامناسب، ارائهدهندگان غیرمتخصص، مخاطرات اخلاقی، کاستی در نحوه نگارش قوانین و موثرنبودن فرآیند رسیدگی به شکایات)، گیرندگان خدمات (تحتتاثیر تبلیغات فریبنده قرارگرفتن، پایینبودن سطح سواد سلامت مردم و عدمسلامت روان)، محل ارائه خدمات (انجام اعمال جراحی در مکانهای غیراستاندارد و یکپارچه نبودن نظام اطلاعات) و داروها، فرآوردهها و تجهیزات پزشکی (نظارت ناکافی بر تامین، توزیع و بهکارگیری و نوسانات قیمت) دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: اقدام اصلی موثر جهت رفع چالشها، شامل تقویت نظارت متولی نظام سلامت با هماهنگی و همکاری درون و برونبخشی است. در این راستا، تدوین چارچوبهای آموزشی، اخلاقی و حقوقی، تنظیم قوانین نظارتی، آگاهسازی جامعه، مصاحبههای بالینی و مشاورههای روانشناختی بهویژه پیش از جراحی زیبایی و استقرار سامانه یکپارچه پرونده الکترونیک سلامت توصیه میشود.
بتول حسین رشیدی، مریم باقری، اشرف آلیاسین، لادن کاشانی، فاطمه داوری تنها، الهام فیضآباد، فدیه حقاللهی،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایتمندی مراجعین از مهمترین ارکان ارزشیابی و مولفههای کیفیت خدمات مراکز بهداشتی، درمانی محسوب میگردد. در این پژوهش میزان رضایتمندی بیماران نابارور ارزیابی شد.
روش بررسی: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی-توصیفی میباشد. اطلاعات 304 نفر از بیماران نابارور مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری (حداقل چهار ویزیت) و بستری در چهار بخش از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (بیمارستانهای 4-1) از اردیبهشت 1399تا شهریور 1400جمعآوری شد. اطلاعات پرسشنامه حاوی 56 سوال (9 حیطه) در SPSS software, version 24 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) وارد و بهکمک آمار توصیفی موردتجزیهوتحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: میانگین رضایت از خدمات پذیرش و ترخیص، خدمات پزشکی، خدمات تغذیه و حسابداری و بیمهگری در بیمارستان شماره یک بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد و میانگین رضایت از خدمات پرستاری یا مامایی، خدمات تشخیصی درمانی (رادیولوژی/آزمایشگاه)، خدمات کاخداری، منشور حقوق بیمار، خدمات مدیریتی، هزینههای پرداختی در بیمارستان شماره چهار بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داد. میانگین خدمات پرستاری یا مامایی، منشور حقوق بیمار، و خدمات کاخداری در کل بیمارستانها بهترتیب بیشترین امتیاز را به خود اختصاص دادند و خدمات تغذیه و هزینههای پرداختی کمترین امتیاز را به خود اختصاص دادند (بیشترین نارضایتی) (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به امتیاز رضایت زنان مراجعهکننده به درمانگاه ناباروری، خدمات ارائه شده در 9/35% موارد در سطح مناسب و عالی در 3/49% در سطح نسبتاً مناسب و در 8/14% در سطح نامناسب درنظرگرفته شد.
زینب خزاعیشیر، کبری میرزاخانی، گلناز سادات احمدینژاد، سیده فاطمه نادری، ناهید جهانی شوراب،
دوره 81، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر در ایران در سنین سه و شش ماهگی بهترتیب برابر با 44% و 27% برآورد شده است که همچنان با شاخص مطلوب سازمان جهانی بهداشت تا سال 2030 (70% در شش ماه اول) فاصله دارد. بههمینمنظور پایش مراکز مشاوره شیردهی که با هدف ارتقا شیردهی و حمایت مادرانی که دچار مشکلات شیردهی شدهاند راهاندازی شده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی گذشتهنگر میباشد و در آن کلیه مادران ارجاعشده حایز شرایط پژوهش به مرکز بهداشتی و درمانی شماره دو شهر مشهد در بازه زمانی فروردین تا اسفند 1399 موردبررسی قرار گرفتند. این مرکز بهداشت دارای دو کلینیک مشاوره شیردهی فعال میباشد و جمعآوری اطلاعات براساس مستندات ثبت شده در دفاتر و رایانه میباشد. بنابراین نمونهگیری سرشماری انجام شد. دادهها با استفاده از SPSS software, version 16 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) و در سطح معناداری کمتر از 05/0 آنالیز میگردند.
یافتهها: در 8/42% موارد مادران تغذیه توام شیرخشک با شیر مادر را پیش از مراجعه آغاز کرده بودند و در 1/28% هنگام مراجعه به کلینیکهای مشاوره شیر، تغذیه نوزاد تنها شیرخشک گزارش گردید. پس از مشاورههای شیردهی و پیگیریهای انجام شده در پایان شش ماهگی، میزان تغذیه انحصاری با شیر مادر در 1/34% (12% افزایش نسبت به بدو مراجعه) و تغذیه توام شیرخشک با شیر مادر به 8/27% (کاهش 22% نسبت به بدو مراجعه) و تغذیه با شیرخشک بهتنهایی بهمیزان 5/36% (افزایش4/8% نسبت به بدو مراجعه) محاسبه شد.
نتیجهگیری: نقش مثبت مرکز مشاوره شیر مادر در کاهش موارد تغذیه مصنوعی محرز است و توصیه میگردد که دستورالعمل مدون براساس چالشهای موجود در شیردهی برای مشاوره شیر مادر در ماه اول پس از زایمان تهیه گردد.
بابک وحدتپور، محمد شیروانی، حمیدرضا جهانبانی اردکانی، امید علیزاده خیاط، صادق برادران مهدوی،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه انطباق فرا فرهنگی پرسشنامه کیفیت زندگی روتاتور کاف و تعیین پایایی و روایی پرسشنامه در جمعیت فارسی زبان مبتلا به بیماری روتاتور کاف بود.
روش بررسی: این مطالعه در شهر اصفهان و از اردیبهشت 1401 تا اسفند 1401 انجام شده است. شرکتکنندگان شامل 56 فرد مبتلا به پاتولوژی روتاتور کاف بودند. پایایی آزمون-بازآزمون با ضریب همبستگی درون کلاسی ایجاد شد. سازگاری درونی با استفاده از آلفا کرونباخ محاسبه گردید. تخمین خطا در اندازهگیریها با خطای استاندارد اندازهگیری محاسبه شد. ارزیابی تکرارپذیری با فاصله سه روز بین تکمیل پرسشنامه آزمون -بازآزمون سنجیده شده است.
یافتهها: میزان آلفا کرونباخ 971/0 بود که سازگاری درونی بالایی را نشان داد. ضریب همبستگی درون کلاسی 99/0 بود که نشاندهنده پایایی بالای آزمون-بازآزمون است. مقدار همبستگی با پرسشنامه DASH برابر با 907/0 و با پرسشنامه SPADI برابر با 941/0 بوده است.
نتیجهگیری: نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی روتاتور کاف ابزاری معتبر و قابل اعتماد برای ارزیابی کیفیت زندگی در بیماران با تشخیص آسیب روتاتور کاف است.
راضیه یوسفی، پیام ساساننژاد، عیسی نظر، علی هادیانفر، محمد تقی شاکری، زهرا جعفری،
دوره 81، شماره 11 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی عوامل تاثیرگذار بر طول مدت بستری بیماران مشکوک به سکته مغزی، میتواند در بهینهسازی استفاده از منابع بیمارستانی موثر باشد. لذا این مطالعه با هدف تحلیل بقای عوامل مرتبط با زمان بستری بیماران مشکوک به سکته مغزی، که با اورژانس به بیمارستان قائم (عج) مشهد انتقال داده شده بودند، انجام شد.
روش بررسی: در این کوهورت تاریخی، اطلاعات کلیه بیماران مشکوک به سکته مغزی که از ابتدای فروردین تا آخر اسفند 1397 با اورژانس 115 مشهد تماس گرفته و به بخش اورژانس بیمارستان قائم (عج) مشهد منتقل شده بودند جمعآوری شد. دادههای اورژانس پیش بیمارستانی با استفاده از شناسه ماموریت با سوابق بیمارستانی ادغام شدند. پیامد نهایی مطالعه، طول مدت بستری بیماران بود. برای تحلیل دادهها، از نرمافزار Stata استفاده شد.
یافتهها: میانه طول مدت بستری بیماران هفت روز بود. از بین 578 بیمار شرکتکننده 386 مورد (67%) بهبود یافته و 190 مورد (33%) سانسور شده بودند. در تحلیل چند متغیره، رگرسیون کاکس بهدلیل عدمبرقراری فرض خطرات متناسب، نامناسب شناخته شد. پس از برازش مدلهای پارامتری لگ نرمال، لگ لجستیک، نمایی و وایبل، مدل لگ نرمال با کمترین مقادیر AIC و BIC به ترتیب برابر 909/1273و 740/1356 بهعنوان بهترین مدل انتخاب شد. از بین متغیرهای موردبررسی اولویت پذیرش بیماران، بیمه، فصل بستری و حاشیهنشینی بهعنوان متغیرهای معنادار شناخته شدند.
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد مدلهای بقا میتوانند به خوبی جهت تحلیل دادههای طول عمر بهکار گرفته شوند و براساس معناداری متغیرها، به نظر میرسد که با تمرکز بر آمادگی بیشتر مراکز و تخصیص منابع، برنامهریزیهای مفیدتری قابلاجرا باشد.
زینب خزاعی شیر، سمیرا ابراهیمزاده ذگمی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: از مراحل پر اهمیت در زندگی زنان، دوره یائسگی میباشد. پیشبینی شده تعداد زنان یائسه درجهان تا سال 2030 به 2/1 میلیارد نفر برسد. مهم است زنان در این سالها مانند سالهای باروری سالم زندگی کنند. از اصلیترین نیازهای روانی انسانها شادمانی میباشد. بر طبق مطالعات، شادمانی در دوره یائسگی کاهش مییابد. در نتیجه باتوجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر شادمانی در زنان یائسه انجام شد.
روش بررسی: جهت تدوین این مقاله مروری، جستجوی مقالات با استفاده از کلید واژههای شادمانی، یائسگی، زنان میانسال و معادل انگلیسی آنها, در پایگاههای اطلاعاتی انگلیسی یا فارسی زبان انجام شد. در ابتدا 125 مقاله یافت شد. از جمله معیارهای ورود، کلیه مطالعاتی بودند که عوامل موثر بر شادمانی را در یائسگی بررسی نموده بودند. مطالعات موردبررسی شامل مطالعات مروری، مقطعی، توصیفی و کارآزمایی بالینی بودند که در نهایت از دادههای 29 مقاله استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر منجر به دستهبندی عوامل موثر بر شادمانی زنان یائسه در پنج دسته کلی گردید. دسته اول عوامل جسمی (از جمله عدموجود علایم وازوموتور، بیماریهای قلبی عروقی، آرتروز، پوکی استخوان، اختلال روان تنی و داشتن وضعیت مطلوب سلامتی) میباشد. دسته دوم عوامل روانشناختی (از جمله عدموجود افسردگی و اضطراب، داشتن نگرش مثبت به یائسگی، خوش بینی، عزت نفس و تابآوری) است. دسته سوم عوامل اجتماعی از جمله (حمایت اجتماعی خانواده و دوستان، ارتباط موثر با همکاران) است. دسته چهارم عوامل اقتصادی (از جمله تغییرات شغلی و بازنشستگی، سطح درآمد مطلوب و عدموقوع بحرانهای مالی) است. دسته پنجم سبک زندگی (غیرسیگاری بودن، داشتن فعالیت جسمانی و ورزش منظم، رضایت از روابط زناشویی و مهارت مدیریت استرس و دمنوشهای گیاهی) میباشد.
نتیجهگیری: به منظور بهبود و ارتقای شادمانی زنان یائسه همه عوامل جسمی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و سبک زندگی دارای اهمیت می باشد.