8 نتیجه برای ران.
پریسا رحمانی، محمد روشنقلب، حسین علیمددی، بهناز بازرگانی، نصیر فخار، ریحانه محسنیپور،
دوره 78، شماره 8 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت دستگاه عصبی مرکزی میتواند به شکل موضعی یا عمومی باشد. مننژیت آسپتیک و مننگوانسفالیت دو نوع از عوارض اوریون (بهصورت ویروس وحشی یا واکسن) میباشند. با توجه به عوارض شدید مننژیت ما بر آن شدیم که اطلاعاتی در مورد وضعیت کلینیکی و علایم بالینی و یافتههای آزمایشگاهی پس از تزریق واکسن MMR در برخی کودکان ایرانی را بررسی کنیم.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که از فروردین 1392 تا اسفند 1393 (بهمدت دو سال) در بیمارستان مرکز طبی کودکان، از بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، انجام شد، همه کودکانی که با تشخیص مننژیت بهدنبال MMR در بخش عفونی و اورژانس بیمارستان مرکز طبی بستری شده بودند وارد مطالعه شدند و اطلاعات از پرونده آنها گردآوری شد و در پرسشنامه ثبت شد.
یافتهها: 73 کودک با علایم مننژیت و مننگوآنسفالیت وارد مطالعه شدند که از این تعداد 46 پسر و 27 دختر بودند. پس از معاینه علایم بالینی، علایم زیر بهترتیب دیده شد: تب 66%، سردرد 3/49%، تهوع و استفراغ 74%، تورم پاروتید 0%، تشنج در 9/21% و علایم مننژه در 37% افراد مشاهده شد. علایم آزمایشگاهی نشان داد در 2/8% بیماران White blood cell (WBC) در Cerebrospinal fluid (CSF) (مایع مغزی نخاعی) نرمال و در 7/76% افراد غیرطبیعی بود. Polymerase chain reaction (PCR) اوریون در85% از موارد ارسال شده مثبت بود.
نتیجهگیری: مطالعه ما نشان داد که تهوع و استفراغ شایعترین علامت در بیماران با مننژیت آسپتیک بهدنبال واکسیناسیون است و در مرحله بعدی تب قرار دارد. بنابراین ما باید پس از واکسیناسیون MMR مراقب کودکان به خصوص افراد با علامت باشیم.
علی محمد مصدق راد، قاسم جان بابایی، بهزاد کلانتری، مهناز افشاری، حامد دهنوی،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانی فرآیند ارزشیابی رسمی نظاممند و تعیین اعتبار بیمارستان توسط یک سازمان مستقل خارجی با استفاده از استانداردهای مطلوب ساختاری، فرآیندی و پیامدی است. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین کارایی و وضعیت اعتباربخشی بیمارستانهای عمومی ایران است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی و مقطعی در اردیبهشت 1398 انجام شد. کارایی بیمارستانهای عمومی ایران در سال 1396 با استفاده از نمودار پابن لاسو و شاخصهای عملکردی، درصد اشغال تخت و گردش تخت بیمارستان تعیین و ارتباط آن با درجه اعتباربخشی بیمارستانها بررسی شد.
یافتهها: بیمارستانهای عمومی کشور دارای میانگین اشغال تخت 8/62%، میانگین طول اقامت بیمار 6/2 روز و میانگین گردش تخت 4/93 بار در سال 1396 بودند. حدود 3/15% بیمارستانها کارایی خوبی داشتند و در ناحیه سه نمودار پابن لاسو قرار گرفتند. بین درجه اعتباربخشی بیمارستانها با درصد اشغال تخت، گردش تخت و فاصله گردش تخت آنها ارتباط معناداری مشاهده شد (01/0P<).
نتیجهگیری: کارایی بیمارستانهای عمومی ایران پایین است. درجه اعتباربخشی با برخی از شاخصهای عملکردی بیمارستانها مرتبط است.
احمد صوفی محمودی، عرفان شمسالدین، بیتا مسگرپور، شاهین آخوندزاده، پیام کبیری،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تفاوتهای جنسیتی در شاخصهای علمسنجی در بین اعضای هیات علمی دانشگاهها و موسسات علوم پزشکی کشور بررسی شد.
روش بررسی: مشخصات هیات علمی علوم پزشکی ایران در سامانه علمسنجی وزارت بهداشت (isid.research.ac.ir) در تاریخ ۲۲ خرداد ۱۴۰۰ بررسی شد. دادههای استخراج شده با استفاده از نرمافزار آماری R v4.0.1 (R Core Team, R Foundation for Statistical Computing, Vienna, Austria. http://www.r-project.org) تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در مجموع ۲۱۰۶۴ عضو هیات علمی در ۷۷ دانشگاه و موسسه علوم پزشکی کشور شناسایی شدند که 4/57% از آنها مرد بودند. تعداد مردان در ۶۲ دانشگاه و موسسه بیش از تعداد زنان بود. تعداد مردان در همه رتبههای آموزشی بهجز رتبه مربی بیش از تعداد زنان بود. در هر دو جنسیت، بیشترین اعضای هیات علمی استادیار بودند. مقالات و استنادات مردان بیشتر از زنان بود. در میان ۱۷۸۹ عضو هیات علمی با صفر مقاله، 4/50% مرد بودند. ۱۵۴ نفر در فهرست پژوهشگران، 1% پر استناد برتر نظام رتبهبندی جهانی ESI در دنیا بودند که اکثریت این افراد مرد بودند (5/80%). میانه تمام شاخصهای علمسنجی مورد بررسی در مردان بیشتر از زنان بود. مردان دارای تعداد مقالات، تعداد استنادات، h-index، استناد بهازای مقاله، درصد مقالات بینالمللی و نویسندگان همکار بیشتری بودند، با این حال، زنان خود استنادی کمتری داشتند (56/1% در مقابل 51/2%). در همه رتبههای علمی، مردان شاخص بالاتری داشتند. تنها استثنا خود استنادی دانشیاران بود که در آن خود استنادی زنان بالاتر از مردان بود (5/3 در مقابل 3/3).
نتیجهگیری: بین اعضای هیات علمی علوم پزشکی کشور در سال ۱۴۰۰ تفاوتهایی براساس جنسیت دیده شد به اینصورت که شاخصهای علمسنجی در مردان هیات علمی علوم پزشکی در ایران نسبت به زنان بالاتر گزارش شد.
امیر حسین مردانی، محمد حسن پور، شهلا خسروی، علیرضا پارساپور، امیر احمد شجاعی،
دوره 79، شماره 9 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: رویکرد دورههای آموزش اخلاق پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تهران برای تغییر نگرش و ارتقای دانش اخلاق پزشکی فراگیران دارای چالشهایی است. هدف پژوهش حاضر شناسایی چالشهای موجود در آموزش اخلاق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: این یک مطالعه کیفی، و با مصاحبههای نیمه ساختاریافته است که در اردیبهشت سال 1398 در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. با استفاده از نمونهگیری هدفمند 23 شرکتکننده از اعضای هیئت علمی بالینی و گروه اخلاق پزشکی و دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. دادهها با روش تحلیل درونمایه مورد تحلیل محتوا قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که چالشهای آموزش اخلاق پزشکی از دیدگاه شرکتکنندگان در سه تم: 1- برنامه درسی (Curriculum) پنهان 2- ضرورت تکمیل برنامه آموزشی اخلاق پزشکی 3- عوامل اجرایی و مدیریتی کلان دستهبندی میشوند.
نتیجهگیری: اثرگذاری و بازده ارایه درس اخلاق پزشکی جهت تغییر در رفتار و نگرش فراگیران قابل قبول نیست. مقابله با چالشهای موجود نیازمند تلاش گروه اخلاق پزشکی برای استفاده حداکثری از منابع موجود و تعامل اثربخش با سایر بخشهای دانشگاهی است.
یاسر حسنزاده، زهرا ثاقب موفق، آتنا صحرابیگی، حمید حیدریان میری، معصومه غریب،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی اپیدمیولوژیک تومورهای سیستم اعصاب مرکزی اولین گام در کنترل وضعیت این تومورها است. هدف ما بررسی اپیدمیولوژی و هیستوپاتولوژی تومورهای خوشخیم و بدخیم سیستم اعصاب مرکزی در یکی از مراکز دانشگاهی و ارجاعی شرق کشور است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی همه بیمارانی که در بازه زمانی بین فروردین 1388 تا اسفند 1397 با تشخیص قطعی تومور خوشخیم یا بدخیم سیستم اعصاب مرکزی در بیمارستان قائم مشهد پذیرش شدند، مورد بررسی قرار گرفتند. منابع اطلاعاتی مورد استفاده شامل پرونده بیماران و سیستم اطلاعاتی بیمارستان بود. در نهایت، اطلاعات بهدست آمده توسط SPSS software, version 28 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تفسیر شد.
یافتهها: درمجموع 775 بیمار مبتلا به تومورهای خوشخیم و 771 بیمار مبتلا به تومورهای بدخیم سیستم اعصاب مرکزی وارد مطالعه شدند. در مورد تومورهای خوشخیم شیوع در زنان تقریباً دو برابر مردان، (۴۷/۶۸ در برابر ۵۳/۳۱%) و میانگین سنی بیماران ۸۱/۱۹±۳۱/۴۵ سال بود. شایعترین تومور خوشخیم، مننژیوم با شیوع ۷۷/۷۲% و پس از آن شوانوم با شیوع ۶۷/۱۳% بود. میانگین سنی بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم ۶۷/۱۹±۶۴/۳۶ سال بهدست آمد که ۰۴/۵۳% آنها مرد و ۹۶/۴۶% زن بودهاند. شایعترین تومور بدخیم، گلیوبلاستوم با شیوع ۶۸/۳۲% و سپس آستروسیتوم منتشر با شیوع ۴۷/۱۶% گزارش شد. مرگومیر داخل بیمارستانی در تومورهای خوشخیم و بدخیم بهترتیب ۱/۱۰ و ۵/۱۷% بود. نوع تومور و گرید آن عوامل تعیینکننده اصلی در مرگ زودرس در تومورهای بدخیم بهشمار میرود.
نتیجهگیری: ویژگیهای اپیدمیولوژیک تومورهای خوشخیم و بدخیم سیستم اعصاب مرکزی در مطالعه ما مشابه سایر مطالعات در دیگر جوامع بود.
حمیدرضا مهریار، ساحل فراخ،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: داروهایی که برای پیشگیری و بهبود بیماری استفاده میشود در صورت استفاده نادرست ممکن است بر روی بیماران تأثیر بگذارد و منجر به بروز هرگونه مشکل دارودرمانی شوند و این مطالعه باهدف ارزیابی فراوانی تداخلات دارویی بیماران پذیرششده در بخش مراقبتهای ویژه اورژانس بیمارستان امامخمینی ارومیه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی-تحلیلی بهشیوه مقطعی در فروردین الی شهریور 1399 بر روی بیماران پذیرششده در بخش اورژانس بیمارستان امامخمینی ارومیه به صورت سرشماری که 1901 نفر بودند انجام شد که دادهها با استفاده از چکلیستی که شامل اطلاعات (سن، جنس، نوع دارو و شدت تداخل و نوع تداخل) بود جمعآوری شد که دادهها بعد جمعآوری وارد SPSS software, version 18 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و با کمک آمار توصیفی و تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه نتایج نشان داد که از 1901 بیمار مورد بررسی (9/57)1101 نفر مرد و (1/42) زن بودند و میانگین سنی بیماران 13/17±67/61 سال بود که (9/60)1160 نفر از بیماران تداخل دارویی داشتند و (01/39)742 نفر تداخل دارویی نداشتند و شایعترین نوع تداخل در بیماران نوع متوسط بود که در 1/75% از تداخلات وجود داشت و رابطه معناداری بین بروز تداخل دارویی و جنسیت بیماران و تداخل دارویی با سن وجود نداشت.
نتیجهگیری: میزان بروز کلی تداخلات دارویی در بیماران موردمطالعه برابر با 01/39 بود و شایعترین تداخل دارویی در بیماران از نوع متوسط و خفیف بود و بین سن بیماران و جنس بیماران و بروز تداخل دارویی رابطه معنادار آماری وجود نداشت.
شکوفه کاظمزاده، مریم خانهزاد، سینا مجاوررستمی، سهیلا مددی، طاهره علی ضمیر،
دوره 82، شماره 8 - ( 8-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تخمین قد و شناسایی ساختار بدن برای متخصصین پزشکی قانونی و آنتروپولوژیستها بسیار مهم و چالشبرانگیز است، بهویژه زمانی که قطعاتی از بدن قطع شده یا آسیب دیده است. هدف اصلی این مطالعه پیشبینی قد ایستاده از طریق اندازهگیری پارامترهای اندام تحتانی و تعیین رابطه بین قد ایستاده و طول ران، طول ساق، طول پا و طول اندام تحتانی در بین دانشجویان پزشکی ایرانی است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از اردیبهشت تا شهریور 1398، در بین 200 دانشجوی پزشکی ایرانی (100 نفر مرد و 100 نفر زن، با رنج سنی 36-17 سال) در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. چهار پارامتر اندام تحتانی (طول ران، طول ساق، طول پا و طول اندام تحتانی)، مطابق با روشهای اندازهگیری استاندارد اندازه گرفته شد. برای بررسی رابطه بین قد ایستاده و طول چهار پارامتر اندام تحتانی از آنالیز رگرسیون خطی استفاده شد. سپس، پیشبینی قد براساس معادلات رگرسیون انجام شد. در نهایت دادهها با استفاده از SPSS software, version 25 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که رابطه قویی بین قد و طول اندام تحتانی (000/0P=، 892/0r=)، طول پا (000/0P=، 852/0r=) و طول ران (000/0P=، 805/0r=) و یک رابطه متوسط بین قد و طول ساق (000/0P=، 505/0r=) وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که ابعاد اندام تحتانی برای اندازهگیری قد ایستاده در پزشکی قانونی مناسب هستند، با اینحال، برای تعمیم این یافتهها به تمام جمعیت ایرانی، انجام مطالعات بیشتر در بین نژادهای مختلف ایرانی و جامعه آماری بزرگتر ضروری میباشد.
محمد شجاعی، افشین عوضپور، نوید کلانی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر از جمله شایعترین بیماریهای قلبی- عروقی تهدیدکننده حیات میباشد. هدف از این مطالعه مقایسه مرگومیر در بیماران با ریتم قلبی (Atrial fibrilation, AF) دارای سابقه (Percutaneous coronary intervention, PCI) تحت درمان با دوز کم (mg 110) در مقابل درمان با دوز بالا (mg 150) بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مرور سیتماتیک و متاآنالیز بر روی چهار دیتابیس آنلاین PubMed، Scopus، Web of Science و EMBASE برای یافتن مقالاتی بود که نرخ بروز عوارض دراز مدت وابسته به خونریزی یا وقایع ترمبوتیک را در بیماران AF ای که تحت PCI قرار گرفته بودند و تحت درمان با دابیگاتران قرار گرفته بودند انجام شد.
یافتهها: 9 مطالعه RCT یا آیندهنگر با 5694 شرکتکننده وارد مطالعه شدند. در مقایسه دابیگاتران (۱۱۰ و mg ۱۵۰) با وارفارین (با/ بدون ضدپلاکت دوتایی)، دابیگاتران mg ۱۱۰ با کاهش معنادار خونریزی جدی همراه بود (46/0OR=، 86/0-24/0= 95%CI، 01/0P=)، درحالیکه دوز mg ۱۵۰ تفاوت آماری معناداری نداشت (12/0=OR، 32/1-01/0=95%CI، 08/0=P). از سوی دیگر، دابیگاتران mg ۱۱۰ در مقایسه با درمان ترکیبی وارفارین و ضدپلاکت، با افزایش معنادار مرگومیر (33/1OR=، 01/0P=) و سکته قلبی (61/1OR=، 01/0P=) همراه بود، اما دوز mg ۱۵۰ تفاوت آماری نشان نداد. هتروژنیتی در برخی تحلیلها بالا بود (I2 تا 49/99%)، اما فانل پلات و آزمون ایگر سوگیری انتشار را رد کردند.
نتیجهگیری: شواهد محکمی وجود دارد که عوارض خونریزیدهنده در دابیگاتران کمتر از داروهای ضدپلاکتی و ضدانعقادی قدیمی است اما از نظر کارایی در کاهش مرگومیر داروهای نسل قدیم کارایی بهتری در پیشگیری از مرگومیر به هر علتی دارند.