رقیه تیمورپور، زهرا مشکات، محسن ارزنلو، هادی پیری دوگاهه، آیدا قلوبی،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده
با وجود پیشرفتهای بسیار در حوزه دارو و واکسن در طی یک قرن گذشته بیماری توبرکلوزیس هنوز مسئول بیش از دو میلیون مرگ در هر سال میباشد. پیدایش سویههای مقاوم به دارو و عفونت همزمان توبرکلوزیس و ایدز آن را به یک مشکل جدی بدل کرده است و درمان و کنترل آن بار بزرگی بر دوش جامعه ایجاد نموده است. عفونت توبرکلوزیس در کودکان با عوارض شدیدی همراه است بهویژه در آنهایی که کمتر از پنج سال سن دارند، بنابراین تجویز واکسن به این دسته از افراد لازم است. باسیل کالمت-گورین (Bacillus Calmette-Guérin) سویه ضعیف شدهی مایکوباکتریوم بوویس بوده که برای اولین بار جهت ایجاد مصونیت بر ضد عفونت توبرکلوزیس مورد استفاده قرار گرفت. همچنین این واکسن توانایی ایجاد مصونیت نسبی بر ضد عفونت لپروزی، اولسربرولی بوده و همچنین جهت درمان سرطان مثانه نیز استفاده میشود. واکسن بثژ تنها باید به افرادی با سیستم ایمنی سالم تزریق شده و از تجویز آن به افراد با سیستم ایمنی تضعیف شده باید اجتناب کرد و همچنین این واکسن در افرادی که پیشتر به عفونت توبرکلوزیس مبتلا شدهاند و یا با مایکوباکتریومهای محیطی آلوده شدهاند، اثربخش نمیباشد. مطالعات متاآنالیز گذشته نشان میدهد که میزان اثربخشی این واکسن بر ضد عفونت تنفسی متغییر بوده و بین 80%-0 میباشد اما بر ضد اشکال بسیار شدید منتشره مانند مننژیت و سل ارزنی بسیار کارآمد میباشد. با وجود بسیاری از تلاشها و طراحی نسل جدیدی از واکسنها بر ضدتوبرکلوزیس، واکسن بثژ هنوز تنها واکسن موثر بر ضد عفونت توبرکلوزیس میباشد چرا که جایگزینی این واکسن با یک واکسن موثرتر موفقیتآمیز نبوده است.
سولماز اوحدیان مقدم، محمد رضا نوروزی، محسن آیتی، عرفان امینی، فائزه سلحشور، محسن شیرآقایی،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سارکوپنی از دست دادن دژنراتیو توده عضلانی اسکلتی است که بهعنوان یک نتیجه ضعیف پس از عمل در انواع مختلف سرطان شناخته میشود. هدف ما از این مطالعه بررسی ارتباط بین سارکوپنی و عوارض پس از عمل و میزان بقا در بیماران مبتلابه سرطان مثانه بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از دی ماه سال 1400 تا دی ماه سال 1401 بر روی 30 بیمار مراجعهکننده به درمانگاه ارولوژی بیمارستان امام خمینی تهران که مبتلابه سرطان مثانه و کاندید عمل سیستکتومی رادیکال بودند، انجام شد. یک هفته پیش از عمل، سطح مقطع عضلانی برای نشان دادن تغییرات در اندازه و حجم عضله (بررسی شده با MRI) به دنبال شاخص سارکوپنی تخمین زده شد. برای بهبود کیفیت گزارش عوارض جراحی، بیماران مجددا معاینه شدند و مدت زمان بستری بیماران در بیمارستان اندازهگیری شد. مراقبت پیگیری بهینه 10 ماه (چهار تا 20 ماه) بود.
یافتهها: میانگین شاخص سارکوپنیک 2mm/2m 6/1264±5/591 بود. طی پیگیری 10 ماهه، 25 بیمار (3/83%) زنده ماندند و پنج بیمار (7/16%) فوت شدند. میانگین اندکس سارکوپنی در بیماران مبتلابه سرطان لوکالیزه نسبت به بیماران مبتلابه سرطان پیشرفته بالاتر بود ولی این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. همچنین میانگین اندکس سارکوپنی در بیماران مبتلابه درگیری لنفوواسکولار بهصورت قابلتوجهی کمتر از بیماران با سرطان بدون تهاجم لنفوواسکولار بود. در این مطالعه ارتباطی بین عوارض پیش از عمل و سارکوپنیک اندکس بهدست نیامد.
نتیجهگیری: کاهش شاخص سارکوپنیک بهطور قابلتوجهی با تهاجم عروق لنفاوی مرتبط بود، اما هیچ ارتباطی بین میزان مرگومیر و عوارض پس از جراحی رادیکال سیستکتومی یافت نشد.