جستجو در مقالات منتشر شده


19 نتیجه برای سرویکس

فاطمه قائم مقامی، اعظم السادات موسوی، زهرا بنفشه آل محمد،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:با توجه به شیوع بالای سرطان گردن رحم در کشورهای در حال توسعه و ارزش تشخیصی و درمانی مخروط‌برداری در ضایعات CIN، در این مطالعه، اندیکاسیون‌ها، عوارض و نتایج سیتوپاتولوژی مخروط‌برداری مورد بررسی قرار گرفته‌اند.
روش بررسی: در این پژوهش گذشته‌نگر و توصیفی، پرونده 44 بیمار که در بیمارستان ولی‌عصر (عج) طی سال‌های 79 تا 82 مخروط‌برداری شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت.
یافته‌ها: توزیع سنی بیماران از 18 تا 75 سال با میانگین 18/43 (9/11=SD) و توزیع پاریتی از 0 تا 10 با میانگین 5-4 (3-2=SD) می‌باشد. 10 بیمار (7/22%) منوپوز هستند. شایع‌ترین اندیکاسیون‌ها جهت مخروط‌برداری سرویکس عدم مشاهده T-Zone (19 مورد معادل 2/43%) می‌باشد که در افراد منوپوز درصد بیشتری را به خود اختصاص داده است (50%  "5 مورد" در افراد منوپوز و 2/41%  "14 مورد" در افراد پره منوپوز). میزان خونریزی 2 مورد (5/4%) و عفونت ادراری 1 مورد (3/2%) است. بیشترین پاپ اسمیر شامل HSIL در 16 مورد (4/36%)، بیشترین نتیجه بیوپسی در زمان کولپوسکوپی شامل دیسپلازی متوسط در 16 مورد (4/36%) و بیشترین هیستولوژی مخروط‌برداری مربوط به دیسپلازی خفیف در 23 مورد (3/52%) می‌باشد. از 2 مورد(5/4%) سرطان مهاجم در کولپوسکوپی - بیوپسی 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 1 مورد دیگر پاپ اسمیر HSIL دارد. از 4 مورد (1/9%) سرطان مهاجم در هیستولوژی مخروط‌برداری 1 مورد پاپ اسمیر ASCUS و 3 مورد دیگر HSIL می‌باشد.
نتیجه‌گیری: نتایج پاپ اسمیر در غربالگری سرطان گردن رحم قابل اعتماد نیست و انجام کولپوسکوپی در پاپ اسمیر LSIL و حتی ASCUS محتاطانه‌تر است. هر کولپوسکوپیست باید مهارت خود را برای انجام یک مخروط‌برداری صحیح از گردن رحم افزایش دهد، چرا که اندیکاسیون‌های کلاسیک مخروط‌برداری همچنان معتبر باقی مانده‌اند و عوارض آن بسیار کم است.


نادره بهتاش، مژگان کریمی زارچی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده

سرطان سرویکس دومین سرطان شایع زنان در دنیا می‌باشد. انجام برنامه‌های 50 ساله غربالگری، در برخی کشورها توانسته شیوع و بروز آن را تا حدود 70% کاهش دهد. در حالیکه در بیشتر نقاط جهان، این سرطان دومین یا سومین سرطان شایع زنان می‌باشد. از آنجائیکه ویروس پاپیلوم انسانی((HPV عامل شناخته شده ایجاد سرطان سرویکس است، مطالعات انجام شده در زمینه پیشگیری از آن طی دو دهه اخیر، منجر به تولید واکسن و معرفی آن به بازار در سال گذشته شده است. در این مقاله سعی بر آن است که عوامل ایجاد سرطان سرویکس و جزئیات واکسیناسیون مورد بحث قرار گیرد. بنظر می‌رسد در صورت اجرای برنامه واکسیناسیون در دختران جوان، امکان ریشه‌کن کردن سرطان سرویکس در سه دهه آینده وجود داشته باشد.


نرگس ایزدی مود، جمال الدین حکیمی،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده

دیاتز توموری به عنوان رسوبات پروتئینی گرانولر ائوزینوفیلی در زمینه اسمیرهای سیتولوژی تعریف می‌شود. این رسوبات در بعضی اسمیرهای کارسینوم سرویکس وجود دارد. هدف این مطالعه تعیین میزان شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای کارسینومای سرویکس می‌باشد.

روش بررسی: اسمیرهای سیتولوژی و اسلایدهای بافت‌شناسی 46 بیمار کارسینوم سرویکس از نظر وجود یا عدم وجود دیاتز تومورال، گلبول قرمز و نوتروفیل بررسی شدند. عمق تهاجم تومور، نوع تومور و درجه تمایز آن نیز مشخص گردید.

یافته‌ها: دیاتز توموری در 28 مورد از 46 اسمیر (9/60%) وجود داشت. این دیاتز از 29 بیمار با تشخیص کارسینوم سلول سنگفرشی در 18 مورد (1/62%)، از 12 بیمار با تشخیص آدنوکارسینوم در هفت مورد (3/58%) و از سه بیمار با تشخیص آدنواسکواموس کارسینوم در دو مورد (7/66%) یافت گردید. در یک اسمیر از دو اسمیر دو بیمار مبتلا به کارسینوم آندومتر که گردن رحم را به صورت ثانویه درگیر نموده بود دیاتز توموری وجود داشت. در 26 مورد کارسینوم سرویکس عمق تهاجم تومور مساوی یا بیش از پنج میلی‌متر بود. از این تعداد 17 مورد دیاتز توموری را در اسمیر نشان می‌دادند (4/64%) در حالی که تنها چهار اسمیر از 12 کارسینوم سرویکس با عمق تهاجم کمتر از پنج میلی‌متر دیاتز توموری را دارا بودند (3/33%). گلبولهای قرمز در 16 مورد از 46 اسمیر یافت شدند (8/34%).

نتیجه‌گیری: بعضی از اسمیرها سیتولوژی کارسینومای مهاجم فاقد دیاتز توموری بودند. افزایش عمق تهاجم و کاهش درجه تمایز تومور با افزایش شیوع دیاتز توموری در اسمیرهای سیتولوژیک همراه می‌باشد. فراوانی دیاتز توموری در کارسینوم سلول سنگفرشی بیش از سایر کارسینوم‌های سرویکس می‌باشد.


فریبا یارندی، نرگس ایزدی مود، زهرا افتخار،  رضا نیاکان، صفورا تجزیه‌چی،
دوره 65، شماره 14 - ( 12-1386 )
چکیده

مطالعات اپیدمیولوژیک در بسیاری از کشورها ارتباط قوی را بین ویروس پاپیلومای انسانی (HPV) و کانسر سرویکس نشان داده‌اند که غیروابسته به سایر عوامل خطرساز دیگر می‌باشد. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی آلودگی با تیپ‌های HPV در زنان مراجعه‌کننده مبتلا به کانسر سلول سنگفرشی (SCC) و نئوپلازی داخل اپی‌تلیالی سرویکس با گرید بالا (CINII و CIN III) در بیمارستان‌ میرزا کوچک‌خان بود.

روش بررسی: 100 زن مبتلا به SCC و CINII و CINIII تایید شده توسط پاتولوژی مراجعه‌کننده بیمارستان میرزا کوچک‌خان در سال‌های 83-1378 به یک مطالعه مقطعی وارد شدند. نمونه‌های گرفته شده از آنها جهت استخراج DNA به روش واکنش پلیمراز زنجیره‌ای و سپس تایپینگ HPV مورد بررسی قرار گرفتند.

یافته‌ها: استخراج DNA در 77 نمونه امکان‌پذیر بود کهDNA ویروس پاپیلومای انسانی از 47 نمونه (از 77 مورد) جدا شد. آلودگی با HPV در بین مبتلایان به SCC در 32 نمونه (5/86%) و در گروه CINII و CINIII در 15 نمونه (5/37%) دیده شد. شایع‌ترین تیپ‌ها به ترتیب 16 و 18(38/59%) و بعد 33(38/34%) در گروه SCC و در گروه CINII و CINIII 16(33/53%) و 18(40%) بودند. در هر دو گروه شایع‌ترین عفونت همزمان با دو تیپ 16 و 18 به ترتیب در 62/40% و 7/26% موارد دیده شد.

نتیجه‌گیری: شایع‌ترین تیپ‌های HPV به‌دست آمده از بیماران مبتلا به SCC و CINIIو CINIII تیپ‌های 16 و ‌18 بودند که مشابه الگوی آلودگی در بسیاری از کشورها می‌باشد.


مهرناز ولدان، زهرا رضایی، ژاله محمد‌پور، نسرین مقدمی تبریزی،
دوره 66، شماره 8 - ( 8-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هیستروسکوپی جراحی روش مهم و با ارزش برای اداره و درمان ضایعات داخل رحمی می‌‌باشد. این روش برای بیمار در مقایسه با روش‌های لاپاراتومی کمترین خطر و تهاجم را دارد. دیلاتاسیون سرویکس از مسائلی است که جراح در هنگام هیستروسکوپی با آن روبرو می‌شود. از میزوپروستول واژینال به طور موثر جهت آمادگی و نرم کردن سرویکس قبل از هیستروسکوپی جراحی استفاده شده و عوارض مربوط به دیلاتاسیون سرویکس و هیسترو سکوپی جراحی بررسی شده است.

روش بررسی: در این مطالعه 80 خانم با شکایت خونریزی غیرطبیعی رحم یا ضایعات داخل رحمی به شکل تصادفی در دو گروه 200 میکروگرم میزوپروستول واژینال و دارونما قرار داده شدند. پاسخ سرویکس و سرانجام و عوارض مربوط به هیستروسکوپی جراحی بررسی شد.

یافته‌ها: میانگین دیلاتاسیون سرویکس که بوسیله دیلاتور هگار تخمین زده می‌شد در دو گروه درمان شده (6/1±8/7 میلی‌متر) و کنترل (2/2±6/5 میلی‌متر و 001/0 

نتیجه‌گیری: استفاده از میزوپروستول واژینال قبل از هیستروسکوپی جراحی نیاز به دیلاتاسیون سرویکس را کاهش داده و هیستروسکوپی جراحی را آسان می‌کند.


فرناز آموزگار هاشمی، فاطمه زاهدی، فرشید فرهان، بیتا کلاغچی، نیلی مهرداد، پیمان حداد،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجا که عمدتاً درمان سرطان سرویکس با رادیوتراپی اکسترنال و براکی‌تراپی به روش پرتودهی با دوز کم (LDR) انجام می‌شود و در انستیتوکانسر بیمارستان امام به علت عدم امکان بستری طولانی‌مدت و مراقبت‌های شبانه‌‌روزی مورد نیاز توسط پرستاران و جهت کاهش هزینه‌های درمان با دوز کم (LDR) بیماران را با تعدیل دوز به روش پرتودهی با دوز متوسط (MDR) درمان می‌کنیم. هدف این مطالعه آینده‌نگر بررسی نتایج این درمان در انستیتوکانسر بیمارستان امام می‌باشد.

روش بررسی: ما تعداد 140 بیمار مبتلا به سرطان سرویکس را از تاریخ فروردین 1384 لغایت تیر 1386 که به بخش رادیوتراپی انکولوژی انستیتو کانسر تهران مراجعه کرده بودند و اندیکاسیون رادیوتراپی داشتند را تحت رادیوتراپی اکسترنال با دوز 64-44 گری به کل لگن و سپس براکی‌تراپی MDR با دوز ریت 3/0±2/2 گری در ساعت با دوز کلی 30-8 گری قرار دادیم. براکی‌تراپی با اپلیکاتورهای تاندم اوویید با اوویید در فاصله 112-0 روز بعد از خاتمه رادیوتراپی اکسترنال با دوز در هر جلسه Gy 15-8 به نقطه A در یک یا دو جلسه بر حسب مرحله بیماری تجویز شد.

یافته‌ها: تعداد 121 بیمار به مدت متوسط 18 ماه (39-9) جهت پی‌گیری مراجعه کردند، عود لوکال در گروه جراحی و ادجوانت رادیوتراپی (11%)54/6 و در گروه پیشرفته‌تر که رادیکال رادیوتراپی شده بودند (25%)65/16 و در کل (19%)121/23 بود. انسیدانس عوارض رکتال در بیماران مورد مطالعه (10%)121/12 و عوارض مثانه (13%)121/23 بوده است که عارضه گرید بالا فقط در یک بیمار که رادیکال رادیوتراپی شده بود به‌صورت عارضه گرید III مثانه دیده شد. طبق این مطالعه بقای بدون بیماری (DFS) و کلی سه ساله به ترتیب 73% و 92% به‌دست آمد که در کل مرحله بیماری (007/0=p) و زمان کلی درمان (05/0=p) بیشترین اثر را روی آن داشتند.

نتیجه‌گیری: EBRT و براکی‌تراپی  MDRبا 20% کاهش دوز در مقایسه با LDR می‌تواند از نظر کنترل لوکال و عوارض دیررس رکتال و مثانه قابل مقایسه باشد و این روش در شرایطی که امکان درمان LDR وجود ندارد تکنیک قابل قبولی است.


وجیهه مرصوصی، مینا مشهدیان، سعیده ضیائی، سقراط فقیه زاده،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده

800x600 زمینه و هدف: تشخیص هر چه سریع‌تر زایمان زودرس از اهداف مهم بهداشتی محسوب می‌شود. تعداد زیادی از مطالعات بر مبنای تشخیص‌های بیولوژیکی، بیوشیمیایی و سونوگرافی برای شناسایی زایمان زودرس خود به‌خودی انجام گرفته است. سونوگرافی واژینال ابزار خوبی برای ارزیابی و پیشگویی سرویکس می‌باشد. این پژوهش با هدف ارزیابی ارتباط بین زایمان زودرس خودبه‌خودی زیر ۳۵ و ۳۷ هفته با طول سرویکس و قیفی شدن آن در زنان باردار پرخطر انجام شده است.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مشاهده‌ای و تحلیلی از نوع آینده‌نگر است. جامعه پژوهش ۲۰۰ زن بارداری بودند که حداقل یکی از عوامل خطر زایمان زودرس را داشتند و در هفته‌های ٢٨-١٤ بارداری تحت سونوگرافی ترانس واژینال قرارگرفتند. نمونه‌ها از مراکز بهداشتی- درمانی شهر تهران در سال 13۸۷ جمع‌آوری شد و مورد تحلیل آماری قرار گرفت. 

یافته‌ها: طول سرویکس ۱۸ میلی‌متر، مناسب‌ترین cut off value برای پیشگویی زایمان زودرس در سن بارداری زیر ۳۵، ۳۷ هفته در نظر گرفته شد. وجود قیفی شدن ارتباط آماری معنی‌داری را با زایمان زودرس خودبه‌خودی قبل از ۳۵ هفته نشان داد (۰/۰۰۴p=). با انجام آزمون رگرسیون لوژستیک، طول سرویکس کمتر از ۱۸ میلی‌متر، ارتباط آماری قوی با SPDT زیر ۳۵ (۳۳/۳۲ OR=۰/۰۰۱p<) و زیر ۳۷ هفته (۹۲/۱۵ OR=۰/۰۰۵p<) نشان داد.

نتیجه‌گیری: اندازه‌گیری طول سرویکس توسط سونوگرافی واژینال می‌تواند در زنان باردار در معرض خطر، زایمان زودرس خودبه‌خودی زیر ۳۵ و ۳۷ هفته را پیشگویی نماید و بدین طریق از موربیدیتی و مورتالیتی نوزادی با اداره صحیح آن کاسته شود.

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


مینا مشهدیان، وجیهه مرصوصی، سعیده ضیائی، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: زایمان زودرس یکی از مشکلات اصلی بهداشتی و یکی از مهم‌ترین فاکتورهای تعیین‌کننده موربیدیتی و مورتالیتی نوزادان می‌باشد و دوسوم مرگ و میرهای سال اول تولد را به خود اختصاص می‌دهد با توجه به آن‌که تشخیص هر چه سریع‌تر زایمان زودرس از اهداف مهم بهداشتی محسوب می‌شود این پژوهش برای اولین بار در ایران با هدف ارزیابی‌ ارتباط بین زایمان زودرس خودبه‌خودی و عدم وجود غدد سرویکال، طول سرویکس وقیفی شدن Funnelling در زنان باردار پرخطر انجام شده است.

روش‌ بررسی: این پژوهش یک مطالعه مشاهده‌ای و تحلیلی از نوع آینده‌نگر است. جامعه پژوهش ۲۰۰ زن بارداری بودند که حداقل یکی از ریسک فاکتورهای زایمان زودرس را داشتند و در هفته‌های ٢٨ -١٤ بارداری تحت سونوگرافی ترانس واژینال قرار گرفتند و مارکرهای طول سرویکس، قیفی شدن، و غدد سرویکال مورد بررسی قرار گرفت. داده‌ها مورد تحلیل آماری قرار گرفت.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که عدم حضور غدد سرویکال حساسیت و ارزش پیشگویی مثبت بالاتری نسبت به کوتاهی طول سرویکس و وجود قیفی شدن دارد. همچنین نتایج نشان داد طول سرویکس در مواردی که غدد سرویکال حضور ندارد کوتاه‌تر است (005/0p<).

نتیجه‌گیری: پیش‌بینی زایمان‌های زودرس پرخطر به خصوص زایمان‌های زودرس قبل از ۳۳ هفته یکی از هدف‌های مهم مراقبت‌های دوران بارداری است، بنابراین مطالعات بیشتر بر روی مارکرهای سونوگرافیک می‌باید بر روی مارکرهای بیومتریکال و مورفولوژیکال باشد، که از جمله آن‌ها بررسی غدد سرویکال است.


صغری خضردوست، پوران حکیمی، مریم نورزاده، معصومه شفاعت، مریم شفاعت،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: آماده‌سازی سرویکس اغلب قبل از شروع انقباضات رحمی در مواردی که سرویکس نامناسب است انجام می‌شود. زیرا عوارض زمانی که سرویکس آماده نیست افزایش می‌یابد. میزوپروستول دارویی جهت آماده‌سازی سرویکس و آغاز زایمان می‌باشد. هدف اصلی از این مطالعه مقایسه دو دوز متفاوت میزوپروستول، برای آماده‌سازی سرویکس (6Bishop score<) در بارداری‌های با سن حاملگی بیشتر یا مساوی 40 هفته می‌باشد.

روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی و تصادفی 60 خانم باردار با سن حاملگی حداقل 40 هفته با سرویکس نامناسب (6Bishop score<) یکی از دو رژیم میزوپروستول µg25 واژینال (گروه A) و µg100 خوراکی (گروه B)، را دریافت کردند. دارو به صورت دوز منفرد استفاده می‌شد. متغیرهای وابسته شامل مدت زمان شروع تغییرات سرویکس، مدت زمان انجام زایمان، نوع زایمان (واژینال یا ابدومینال)، نیاز به اینداکشن با اکسی‌توسین، نیاز به جراحی سزارین عوارض جنینی و عوارض مادری می‌باشند.

یافته‌ها: 30 خانم باردار با سن حاملگی 40 هفته به بالا، µg25 میزوپروستول واژینال و 30 خانم باردار وارد مطالعه شدند. متوسط زمان از شروع القاء تا تغییرات سرویکس در گروه واژینال 6/3 ساعت و در گروه خوراکی 9/3 ساعت بوده است (85/0p=). در گروه A، 3/63% بدون نیاز به اینداکشن زایمان کردند و در گروه B، 3/53% بدون نیاز به اینداکشن زایمان کردند. در گروه A 10% و در گروه B 20% C/S شدند (27/0p=).

نتیجه‌گیری: آماده‌سازی سرویکس با میزوپروستول روشی مناسب جهت شروع زایمان واژینال می‌باشد. برای آماده‌سازی سرویکس تفاوتی بین دو گروه میزوپروستول خوراکی و واژینال در این مطالعه وجود نداشته است.


علی جانباز وطن، زهرا فروهش تهرانی، نرگس ایزدی مود، علی ملایری،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: فاکتور ترانس کریپشن تیروییدی- 1 (TTF-1) به‌طور وسیع در تشخیص کارسینوم‌های ریه و تیرویید به‌کار برده می‌شود. اگرچه گزارشاتی از ایمونوراکتیویتی TTF-1 در تومورهای غیر از ریه و تیرویید وجود دارد ولی مطالعات با نمونه‌های بزرگ در مورد آدنوکارسینوم اندومتر و اندوسرویکس وجود ندارد لذا هدف از این مطالعه بررسی میزان بروز TTF-1 در این دو نوع آدنوکارسینوم است.

روش بررسی: تعداد 13 مورد آدنوکارسینوم اندوسرویکس، تعداد 39 مورد آدنوکارسینوم اندومتریویید اندومتر و چهار مورد کارسینوم سروز رحمی با مارکر TTF-1 رنگ‌آمیزی شده و موارد مثبت TTF-1 هسته‌ای ثبت شد. هیچ‌کدام از این موارد جزء نورواندوکرینی نداشتند. برای ارزیابی توزیع رنگ‌پذیری TTF-1 از یک سیستم درجه‌بندی نیمه کمّی استفاده شد (صفر= منفی، 5% ³ +1، 25-5% =+2، 26-5% =+3، 75-51% =+4 و 75% ³+5). برای ارزیابی شدت رنگ‌پذیری از سیستم کیفی استفاده شد (ضعیف و متوسط و شدید). 

یافته‌ها: TTF-1 در یک از 13 مورد (7/7%) از کارسینوم‌های اندوسرویکس به‌صورت +1 و ضعیف و در آدنوکارسینوم با تمایز متوسط مثبت شد. همچنین TTF-1 در دو از 39 مورد (1/5%) از آدنوکارسینوم‌های اندومتریویید اندومتر (یکی grade I و دیگری grade II) به‌صورت +1 و ضعیف مثبت شد و ارتباطی بین درجه تمایز تومور و میزان مثبت شدن TTF-1 وجود نداشت. در هیچ‌کدام از چهار مورد آدنوکارسینوم سروز اندومتر TTF-1 مثبت نشد. 

نتیجه‌گیری: اگرچه بعضی از مطالعات اخیر اختصاصی بودن TTF-1 را برای کارسینوم‌های تیرویید و ریه مورد تردید قرار داده‌اند اما مطالعه ما نشان داد که TTF-1 در آدنوکارسینوم اندومتر و اندوسرویکس منفی بود. لذا اختصاصی بودن TTF-1 برای کارسینوم‌های ریه و تیرویید تایید شد.


افسانه قاسمی، آتوسا جهانلو، کبری حمدی، آزاده رضایی،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: تلقیح داخل رحمی اسپرم (IUI) روشی ارزان و غیرتهاجمی در مقایسه با سایر روش‌های کمک باروری به شمار می‌رود که به طور گسترده در زوج‌های نابارور به کار گرفته می‌شود. پیامد تلقیح داخل رحمی اسپرم تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می‌گیرد. در این مطالعه سعی شده است اثر حذف موکوس سرویکس قبل از تلقیح داخل رحمی اسپرم بر روی میزان بارداری مورد بررسی قرار گیرد.

روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، زنان با ناباروری که کاندیدای انجام IUI بوده و پس از تحریک تخمک‌گذاری و شرایط مناسب برای IUI به درمانگاه ناباروری شهید اکبرآبادی، طی نیمه اول سال 1388 تا پایان سال 1389مراجعه کرده بودند به طور تصادفی به دو گروه حذف موکوس سرویکس و بدون حذف موکوس سرویکس قبل از IUI تقسیم شدند. پیامد اصلی مورد انتظار حاملگی بود.

یافته‌ها: در مجموع 291 نفر در دو گروه IUI با حذف موکوس سرویکس (148 نفر) و IUI بدون حذف موکوس سرویکس (143 نفر) مطالعه را تکمیل کردند. میزان وقوع حاملگی در گروه حذف موکوس سرویکس 2/14% (21 نفر) و در گروه کنترل 7% (10 نفر) به‌دست آمد (شانس ابتلا: 199/2 با حدود اطمینان 95% برابر با 85/4-997/0) (04/0=P). 

نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که حذف موکوس سرویکس می‌تواند شانس باروری را تا دو برابر افزایش دهد. بنابراین از آن‌جایی‌ که این روش غیرتهاجمی و هزینه اضافی بر بیمار تحمیل نمی‌کند لذا توصیه می‌شود که قبل از انجام تلقیح داخل رحمی اسپرم به منظور افزایش احتمال باروری، حذف موکوس سرویکس انجام گیرد.


شیرین نیرومنش، معصومه داداش علیها، مینا اکرمی،
دوره 69، شماره 7 - ( 7-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: سرویکس مطلوب و انقباضات رحمی دو عامل اساسی در زایمان هستند و برای موفقیت القای زایمان حایز اهمیت هستند. روش‌های مختلفی برای القای زایمان وجود دارد که می‌توان به میزوپروستول و اکسی‌توسین اشاره کرد. هدف این مطالعه مقایسه کارایی و ایمنی محلول میزوپروستول با اکسی‌توسین جهت القای زایمان در افراد با معاینه نامناسب سرویکس می‌باشد. 

روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی دوسوکور است. 140 خانم باردار 42-34 هفته مراجعه‌کننده به بیمارستان زنان در طی سال‌های 89-1388 که کاندیدای ختم حاملگی بوده و سرویکس نامناسب داشتند با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. یک گروه محلول میزوپروستول خوراکی با دوز اولیه 20 میکروگرم در ساعت همراه با پلاسبوی وریدی و یک گروه اکسی‌توسین با دوز اولیه شش میلی‌یونیت در دقیقه همراه با پلاسبو خوراکی دریافت نمودند و در هر دو گروه در صورت نامناسب بودن انقباضات دوز دارو افزوده شد. در ادامه زمان بستری تا زایمان، نوع زایمان و عوارض دارویی در هر دو گروه بررسی شدند. 

یافته‌ها: در گروه میزوپروستول فاصله زمانی دریافت اولین دوز تا زایمان طبیعی 62/3±07/11 ساعت و در گروه اکسی‌توسین 11/3±87/14 ساعت بود که به‌میزان معنی‌داری در گروه میزوپروستول کم‌تر بود (001/0P=). نوع زایمان و هم‌چنین میزان فراوانی عوارض دارویی در دو گروه اختلاف آماری معنی‌داری نداشت (05/0P>). 

نتیجه‌گیری: محلول میزوپروستول خوراکی نه‌تنها دارویی ایمن و کارا در القای زایمان در افراد با سرویکس نامناسب می‌باشد بلکه نسبت به اکسی‌توسین فاصله بین شروع اینداکشن تا زایمان واژینال را کوتاه‌تر می‌کند.


فرناز آموزگار هاشمی، احسان حامد اکبری، بیتا کلاغچی، ابراهیم عصمتی،
دوره 69، شماره 9 - ( 9-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: در طی 80 سال گذشته، رادیوتراپی یک درمان استاندارد برای موارد پیشرفته کانسر سرویکس به‌شمار می‌رفته است. بر اساس تعداد زیادی از مطالعات فاز سه در دهه گذشته، رادیوتراپی هم‌زمان با داروی سیس پلاتین هفتگی به‌عنوان درمان استاندارد موارد پیشرفته درآمده است. علی‌رغم درمان‌های جدید در کانسر سرویکس هنوز این کانسر با موارد عود لوکال و متاستاز بالایی همراه است و مطالعات متعددی درباره اضافه کردن جمسیتابین به‌درمان کمورادیاسیون استاندارد انجام شده است. داروی جمسیتابین یک داروی آنتی‌متابولیت جدید است، این دارو به‌عنوان دارویی حساس‌کننده به اشعه قوی همراه با رادیوتراپی در مطالعات مختلف در کانسر سرویکس استفاده شده است. 

روش بررسی: 30 بیمار مبتلا به کانسر پیشرفته سرویکس (Stage IB2-IVA) در حد فاصل شهریور 88 لغایت شهریور 89 که به درمانگاه رادیوتراپی- انکولوژی بیمارستان امام‌خمینی مراجعه کرده بودند وارد مطالعه شدند. جمسیتابین با دوز هفتگی 2mg/m60 و به‌دنبال آن داروی سیس‌پلاتین هفته/2mg/m35 به‌صورت داخل وریدی هم‌زمان با رادیوتراپی لگن تجویز شد. یک‌ماه و سه‌ماه پس از اتمام درمان، بیماران از نظر عوارض و از نظر پاسخ به‌درمان بررسی شدند. 

یافته‌ها: در 30 بیمار مورد مطالعه میانگین سنی 83/11±13/58 سال (حداقل 29 سال و حداکثر 78 سال) و در معاینه سه ماه بعد میزان پاسخ کامل 3/73% و پاسخ نسبی 7/26% بود. در بررسی انمی گرید سه در 10%، لکوپنی گرید سه در 10% و ترومبوسیتوپنی گرید سه در 3/3% بیماران حین درمان مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج گرفته‌شده در این تحقیق به‌خصوص در مرحله 2B مطالعات تکمیلی فاز دو و سه درباره کمورادیاسیون با جمسیتابین توصیه می‌شود.


اعظم السادات موسوی، ستاره اخوان،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه: تومورهای موسینی بینابینی (بوردرلاین) تخمدان به دو گروه مورفولوژیک تقسیم می‌شوند: نوع شبه اندوسرویکال و نوع روده‌ای. اغلب آدنوکارسینوم‌های اندوسرویکال تمایز موسینی و یا شبه اندومتری از خود نشان می‌دهند. این تومورها به ندرت به تخمدان‌ها متاستاز می‌دهند اما گاهاً علایم تومورهای تخمدانی را دارند. در بیماران مبتلا به آدنوکارسینوم موسینی در حفره شکم، در تفسیر این‌که منشا احتمالی تومور بر پایه پروفایل‌های ایمونوهیستوشیمی کدام نقطه است، باید با احتیاط عمل کرد، به‌علاوه بررسی DNA‌ی ویروس پاپیلومای انسانی در شناسایی تومور اولیه از موارد متاستاتیک ارزش دارد. در این مطالعه یک خانم 36 ساله با دو نئوپلاسم هم‌زمان ژنیتال  معرفی می‌شود.
معرفی مورد: بیمار خانم 36 ساله‌ای بود که با خون‌ریزی غیرطبیعی رحمی و درد قسمت تحتانی شکم مراجعه نمود. در شرح حال سابقه‌ای از پولیپ دهانه رحم داشت. سونوگرافی لگنی توده‌ای در آدنکس راست نشان داد و اندازه سرویکس بزرگ‌تر از حد طبیعی بود. تشخیص بافت‌شناسی نمونه‌برداری سرویکس، آدنوکارسینوم دهانه رحم را نشان داد. بیمار تحت هیسترکتومی رادیکال تیپ III همراه با سالپنگواووفورکتومی قرار گرفت. آزمایش DNAی ویروس HPV در بافت تومورال منفی بود. یافته اخیر نشان داد که این تومور یک آدنوکارسینوم اندوسرویکال متاستاتیک نیست.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد در مواردی که تومور دو عضو مختلف را درگیر کرده باید بررسی‌های تشخیصی دقیق جهت افتراق نوع اولیه از ثانویه انجام شود چرا که شاید عوامل ایجاد‌کننده‌ی رشد غیرطبیعی سلولی روی سلول‌های مشابه اثر هم‌زمان داشته باشند.


نرگس زمانی، محمد حسین زمانی، میترا مدرس گیلانی،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان آندومتر شایعترین بدخیمی دستگاه ژنیتال در زنان می‌باشد. استفاده از روش‌های تشخیصی غیرتهاجمی مانند اندازه‌گیری بیومارکرهای سرمی CA125 و HE4 در صورتی که دقت تشخیص خوبی داشته باشند می‌توانند در فاز پیش از آغاز درمان جهت برنامه‌ریزی مناسب درمان برای بیمار به‌کار روند. روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی (Cross-sectional) 68 بیمار که در فاصله زمانی بین آبان 91 تا آبان 93 با نمونه پاتولوژی کانسر آندومتر در بخش انکولوژی بیمارستان ولی‌عصر تحت عمل جراحی قرار گرفتند وارد مطالعه شدند. قبل از جراحی سطح سرمی بیومارکرها CA125 و HE4 اندازه‌گیری شد و دقت این تست‌ها برای تشخیص مرحله بیماری با روش‌های جراحی و پاتولوژیک مقایسه شد. یافته‌ها: در این مطالعه ازpM cut-off 140 برای مثبت بودن HE4 و cut-off kU/L 35 برای مثبت بودن CA125 استفاده شد. از 12 بیماری که میزان HE4 در آنها بیشتر از pmol/L 140 بود یک نفر (3/8%) درگیری میومتر کمتر از 50% و 11 نفر (7/91%) با درگیری میومتر بیشتر از 50% (001/0P<) و همچنین یک نفر (3/8%) در گروه درجه 1، 10 نفر (4/83%) در گروه درجه 2 و یک نفر (3/8%) در گروه درجه 3 قرار داشتند (035/0P<). از 26 بیماری که میزان CA125 در آنها بیشتر از kU/L 35 بود، شش نفر (1/23%) درگیری میومتر کمتر از 50% و 20 نفر (9/76%) با درگیری میومتر بیشتر از 50% (0001/0P<) و همچنین پنج نفر (2/19%) در گروه درجه 1، 16 نفر (1/61%) در گروه درجه 2 و پنج نفر (2/19%) در گروه درجه 3 قرار داشتند (001/0P<). نتیجه‌گیری: میزان HE4 بیش از pmol/L 140 و CA125 بیش از kU/I 35 در Grade بالای تومور و تهاجم تومور به میومتر بیشتر دیده می‌شود.


سهیلا امینی‌مقدم، سارا نوروزی، الهام نصرالهی، نرمین کریسانی،
دوره 74، شماره 6 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان سرویکس سومین سرطان شایع در زنان در کل دنیا است. مرحلهبندی این بیماری به صورت بالینی آن به صورت بالینی صورت میگیرد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارزش تشخیصی تصویربرداری رزونانس مغناطیسی در سرطان سرویکس در تعیین تهاجم تومور به ارگانها و کمک به مرحلهبندی سرطان سرویکس نیز می‌باشد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی که به صورت گذشتهنگر و غیر تصادفی در فاصله سالهای 1394-1393 بر روی مدارک ٤٠ بیمار مبتلا به سرطان سرویکس که کاندید جراحی و یا کمورادیوتراپی در بیمارستان فیروزگر بودند، انجام شد و درآن یافتههای تصویربرداری رزونانس مغناطیسی و یافتههای بالینی و پاتولوژی مورد بررسی قرارگرفت. حساسیت و ویژگی تصویربرداری رزونانس مغناطیسی در تشخیص تهاجم به پارامترها، مثانه، رکتوم، واژن، جدار لگن و صحت تعیین مرحلهی تومور تعیین شد.

یافتهها: در مجموع داده‌های 40 بیمار با پاتولوژی کانسر سرویکس وارد این مطالعه گردید. میانگین سنی این افراد 3/49 سال بود. پاتولوژی سرطان سرویکس در 80% موارد سرطان سلول اسکواموس، 15% آدنوکارسینوم و 5% ملانوم  بودند. حساسیت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی در تشخیص تهاجم به پارامترها 76% و ویژگی آن 88%، تهاجم به مثانه 100% و ویژگی آن 100%، تهاجم به رکتوم 50% و ویژگی آن 100%، تهاجم به جدار لگن 100% و ویژگی آن 86% و تهاجم به دو سوم فوقانی واژن 100% بود.

نتیجهگیری: در مجموع مطالعهی حاضر حساسیت و ویژگی مناسبی را برای تشخیص تهاجم به مثانه، واژن، دیوارهی لگن و پارامترها و ویژگی مناسبی برای تشخیص تهاجم به رکتوم میباشد و در حقیقت یک روش غیر تهاجمی مناسب برای کمک به تشخیص مرحلهی تومور میباشد.


لیلا پورعلی، صدیقه آیتی، عطیه وطنچی، غزل قاسمی، سمیرا ساجدی رشخوار، عالیه بصیری،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: بارداری سرویکال نوعی نادر از بارداری‌های خارج رحم است. نوع درمان وابسته به وضعیت همودینامیک بیمار می‌باشد که می‌توان از درمان محافظتی تا درمان تهاجمی مانند هیسترکتومی اورژانس را به‌کار برد. هدف از این گزارش معرفی یک مورد درمان محافظه‌کارانه موفقیت‌آمیز حاملگی سرویکال بود.
معرفی‌بیمار:  زن ۳۰ ساله حاملگی دوم و سابقه تولد زنده و یک‌بار سزارین پیشین که با تشخیص اولیه سقط فراموش شده در سال ۱۳۹۶ به بیمارستان قائم (عج) مراجعه کرد. به‌دلیل عدم دفع در حین کورتاژ، بارداری سرویکال تشخیص داده شد. خونریزی واژینال شدید تهدیدکننده حیات با سوند فولی داخل رحمی حاوی cc ۶۰ نرمال سالین و گذاشتن تامپون داخل واژن کنترل و بیمار با حال عمومی خوب مرخص شد.
نتیجه‌گیری: در بیماران با بارداری سرویکال و وضعیت همودینامیک نامناسب
و تمایل به حفظ باروری، جاگذاری سوند فولی داخل رحم همراه با گذاشتن تامپون داخل واژن به‌دنبال کورتاژ، کمک‌کننده می‌باشد.

ملیحه حسن‌زاده، امیرحسین جعفریان، فاطمه همایی، لیدا جدی، پرنیان ملکوتی، لیلا موسوی سرشت،
دوره 78، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: لنفوم اولیه سرویکس تشخیص نادری به‌شمار می‌آید که بنا بر تعداد محدود موارد گزارش شده آن در سطح جهان، درمان استاندارد، برنامه ارجح پیگیری بیماران، همچنین پیش‌آگهی دقیق آن بررسی نگردیده است.
معرفی بیمار: زن ۵۱ ساله، گراوید ۲، پارا ۲، با شکایت غیراختصاصی خونریزی و ترشح غیرطبیعی واژینال در دی‌ماه ۱۳۹۶ به بیمارستان قائم (عج)، مرکز انکولوژی زنان مشهد ارجاع گردید. باوجود مراجعات مکرر بیمار به پزشک و انجام پاپ‌اسمیر، حتی نمونه‌برداری سرویکس و تصویربرداری، تشخیص درست صورت نگرفته بود. پس از انجام بررسی‌های دقیق‌تر، تشخیص نهایی لنفوم نان‌هوچکین اولیه نوع Diffuse large B-cell سرویکس، برای ایشان نهایی و شیمی‌درمانی آغاز گردید.
نتیجه‌گیری: در صورت معاینه بالینی واژینال مشکوک به سرطان، یکی از تشخیص‌های افتراقی لنفوم سرویکس است. وجود شک بالای پزشک، ارتباط خوب میان پزشک و پاتولوژیست منجر به تشخیص به موقع و پیش‌آگهی مناسب خواهد شد.

مریم بهادر، زهرا مومنی،
دوره 83، شماره 3 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مدالیتهه‌های درمان سرطان‌های شایع سرویکس و اندومتر پرتودرمانی است اما آثار سویی همچون مشکلات گوارشی و تغییرات ناشی از تشعشع در استخوان ساکروم دارد. بنابراین در این مقاله فاکتورهایی که سمیت آثار جانبی پرتودرمانی برای دو انرژی 6 و 15 مگاولتاژ بررسی می‌کنند، مقایسه شدند.
روش بررسی: برای این مطالعه از داده‌های 50 بیمار زن با میانگین سنی 5/58 سال مبتلابه سرطان‌های سرویکس و اندومتر استفاده شد. برای هر بیمار طرح درمان BOX با نرم افزار Eclips برای دو انرژی MV 6 و15 با دز تجویزی کلی 50 گری انجام شد و فاکتورهایی همچون همگنی دز، دز استخوان ساکروم و بیشینه دز رکتوم مقایسه شدند.
یافته‌ها: مقایسه نشان می‌دهد که بیشینه دز رکتوم برای انرژی MV 6 به‌طور معناداری (001/0=P) بیشتر از طرح درمان‌های با انرژی MV 15 بود. برای حجمی از ساکروم که دز 40 گری (V40) دریافت می‌کند دیده شد که برای انرژی MV6 (42/0±86/99) به‌طور معناداری بیشتر از انرژی MV15 (48/0 ± 83/99) بود (026/0P=). طبق بررسی اندیس همگنی تفاوت معناداری از لحاظ آماری برای مقدار به‌دست آمده از HI2 و HI3 به ترتیب برابر با (001/0P,) (008/0P=) بین انرژی MV 6 و MV 15 دیده شد که همگنی بیشتر طرح درمان‌های انرژی MV 15 را نشان داد.
نتیجه‌گیری: استفاده از انرژی‌های پایین برای درمان سرطان‌های ناحیه لگن سبب افزایش عارضه‌های پرتودرمانی می‌گردد بنابراین توصیه می‌شود برای کاهش آثار سو از انرژی بالا همچون MV 15 استفاده شود و بیماران تحت فالوآپ سه تا پنج ساله قرار گیرند تا بتوان به اطلاعات موثق‌تری در زمینه دز ساکروم رسید.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb