40 نتیجه برای عروق کرونر
عباسعلی کریمی،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
بیماری عروق کرونر قلب از بیماریهای شایع دوران زندگی و جراحی بای پس عروق کرونر قلب از روشهای درمانی شایع در ایران و سایر کشورهای جهان محسوب می شود. این بیماری بدنبال تعدادی عوامل مستعد کننده و با ویژگیهای خاص سنی و جنسی خود بروز می کند. عوامل مختلف در تعیین نوع درمان این بیماری نقش دارند. شایع ترین روش درمانی تهاجمی برای این بیماری جراحی بای پس عروق کرونر است. در این مقاله 500 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر که در بخش جراحی قلب بیمارستان دکتر شریعتی تهران تحت جراحی بای پس قرار گرفتند، مطالعه شدند. بیماران بصورت گذشته نگر و با تکمیل پرسشنامه تهیه شده مورد بررسی قرار گرفتند. از میان 500 بیمار 402 مورد مرد و 98 مورد زن بودند. متوسط سن مردان 52 سال و زنان 57 سال بود. پرفشاری خون، دیابت، کلسترول و تری گلیسیرید بالای سرم در زنان به طور واضحی بیش از مردان بود. از طرف دیگر وزن زنان بیمار نیز از مردان بیشتر بود. برعکس مصرف سیگار در مردان به طور محسوسی بالاتر بوده است. متوسط کسر جهشی قلب (Left Ventricle Ejection Fraction) در زنان بالاتر از مردان، ولی میانگین تعداد عروق گرفتار در هر دو جنس تقریبا یکسان بود. 10 بیمار در فاصله یکماه بعد از جراحی فوت کردند که از این میان 7 نفر مرد و 3 نفر زن بودند.
سید خلیل فروزان نیا، محمد حسن عبدالهی، مصطفی متفکر، حمید رضا دهقان، حسن رجبیون،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده
فیبریلاسیون دهلیزی (AF) شایعترین آریتمی بعد از عمل جراحی پیوند عروق کرونر (CABG) میباشد که میتواند سبب طپش قلب، ناپایداری همودینامیک و حوادث ترومبوآمبولیک شود. به منظور بررسی اثرات آمیودارون با دوزهای مختلف در پیشگیری از AF بعد از CABG، این مطالعه به صورت کار آزمایی بالینی بر روی 300 بیمار کاندید CABG انجام شد.
روش کار: بیماران به صورت تصادفی به سه گروه مساوی تقسیم شدند. قبل از آغاز عمل جراحــــی در گروه
اول فقط پروپرانولول mg 10 خوراکی هر 8 ساعت و در گروه دوم و سوم، علاوه بر پروپرانولول به ترتیب از
آمیودارون Low Dose و High Dose به میـزان mg 350 وmg 1000 به صـورت انفوزیـون داخـل وریـدی از 24 ساعت قبل از عمل جراحی استفاده شد.
یافتهها: میزان آریتمی AF بعد از عمل CABG در گروه اول 12 نفر و در گروه دوم چهــــار نفر در و گـــروه
سوم 10نفر بود که از این تعداد 23 مورد در گروه مردان (36/10%) و سه مورد در گروه زنان (84/3%) بود. 267 بیمار (89%) به روش On Pump (با استفاده از دستگاه پمپ قلبی-ریوی) و 33 بیمار (11%) به روش Off Pump (بدون استفاده از دستگاه پمپ قلبی- ریوی) عمل شدند. در بیمارانی که به روش On Pump عمل شدند AF در 26 مورد (73/9%) AF به وقوع پیوست در حالی که در گروه Off Pump هیچ آریتمی رخ نداد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده رژیم داروئی آمیودارون Low Dose همـــراه با پروپـــرانــولول به
عنوان پروفیلاکسی از AF در بیماران کاندید CABG توصیه میشود.
محمد حسن عبدالهی، سید خلیل فروزان نیا، صمد زارع،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
قریب به سه درصد از جمعیت ایران به نوعی مبتلا به اعتیاد میباشند. هدف از این مطالعه بررسی وابستگی به مواد مخدر بر اساس معیارهای DSM-IV و ارزیابی نگرش افراد معتاد مبنی بر تأثیر مصرف مواد مخدر بر بیماری قلبی آنان در بیماران کاندید عمل CABG می باشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی بر روی 1329 بیمار کاندید عمل جراحی بایپس شریان کرونر (CABG ) در بخش جراحی قلب بیمارستان افشار یزد از تیرماه 80 تا تیرماه 83 انجام گرفته است. اطلاعات از طریق پرسشنامه محقق ساخته اخذ و با نرم افراز رایـانهای 5/11SPSS و آزمونـهای Chi Square و ANOVA/ MCNema'r تحلیل و مقادیر 05/0p< معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 1329 بیمار مورد مطالعه، 131 بیمار (9/9%)، 127 مرد (9/98%)، و چهار زن (1/1%) مطابق با ملاک DSM-IV وابستگی به مواد مخدر داشتند. میانگین سنی معتادین به طور معنیداری بالاتر از گروه غیرمعتاد بود (8 0/10±5/58 سال در برابر 15/10 ± 7/50 سال) (000/0= P). تریاک (9/96%) بیشترین ماده مصرفی و تدخین (7/52%) شایعترین راه استعمال مواد مخدر بود. 82 نفر (5/62%) از معتادان بر بهبود عملکرد قلبی عروقی و درد سینه خود پس از شروع مصرف مواد مخدر باور داشتند که از این تعداد 58 نفر قبل از شروع مصرف مواد مخدر نیز معتقد به اثر مثبت ذکر شده فوق بودند (012/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع 9/9% اعتیاد در بیماران کاندید CABG و باور به اثرات مفید قلبی عروقی مواد مخدر و با توجه به اثر صرفا˝ تسکینی و علامتی مواد مخدر بر درد سینه ، پیشنهاد می شود آموزش صحیح در این زمینه مورد توجه قرار گیرد.
مجتبی سالاریفر، سید مهدی کاظمینی، علی محمد حاجی زینلی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
بیماری زودرس عروق کرونر شیوع فامیلی دارد. در این مطالعه شیوع بیماری کرونری و ریسکفاکتورهای مرتبط با آن در بستگان درجه اول بیماران با سابقه بیماری زودرس کرونر بررسی گردید.
روش بررسی: هفتصد فرد سالم و بدون علامت با تاریخچه بیماری زودرس عروق کرونر در یکی از بستگان درجه اول بررسی شدند و ریسکفاکتورهای قلبی عروقی شامل دیابت، مصرف سیگار، پرفشاری خون، کلسترول، LDL و TG بالا و HDL پایین در آنان مورد بررسی قرار گرفت. تستهای غیرتهاجمی شامل نوار قلب، اکوکاردیوگرافی تست ورزش و اسکن پرفیوژن میوکارد برای پیدا کردن موارد بیماری کرونر انجام شد. کسانیکه اسکن پرفیوژن میوکارد مثبت داشتند، تحت آنژیوگرافی کرونر قرار گرفتند.
یافتهها: متوسط سن 2/35 (65-15 سال) بود. دیابت در 3/5%، مصرف سیگار در 7/14%، پرفشاری خون در 6/20%، کلسترول بالاتر از mg/dl 200 در 9/39%، TG بالاتر از mg/dl 150 در 6/58%، LDL بالاتر از mg/dl 130 در 38%، HDL پایینتر از mg/dl 40 در 6/32%، تغییرات نوار قلب در 4/6% و یافتههای ایسکمیک در اکو در 3% افراد مشاهده شد. تست ورزش در 3/7% و اسکن پرفیوژن میوکارد در1/2% مثبت گردید. آنژیوگرافی کرونر نشاندهنده تنگی لومن به میزان 50 تا 70% در هشت بیمار (1/1%) و بیشتر از 70% در چهار بیمار (6/0%) بود.
نتیجهگیری: کلسترول، تری گلیسیرید و LDL بالا و نیز HDL پایین در افراد مورد مطالعه دیده شد. بررسی ریسکفاکتورها در همه بستگان درجه اول بیماران با بیماری زودرس عروق کرونر توصیه میشود. تستهای غیرتهاجمی بهعلت موارد مثبت واقعی کم در کل جمعیت توصیه نمیشوند. در افراد مسنتر از 40 سال بخصوص در مردان و در افراد دیابتی اینگونه تستها ممکن است مفید باشد.
مهدی نجفی، بابک حقیقت، سید حسین احمدی تفتی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده
آریتمیهای دهلیزی و بطنی شایعترین عوارض بعد از جراحی عروق کرونر هستند. استفاده از بایپس قلبی- ریوی کاهش منیزیم خون را باعث میشود. تأثیر سطح سرمی منیزیم و تجویز منیزیم کمکی در پیشگیری از ایجاد این آریتمیها مورد بحث است. هدف از این مطالعه بررسی رابطه سطح سرمی منیزیم و رژیمهای کمکی رایج (2 تا 4 گرم) با آریتمیهای پیرامون عمل است.
روش بررسی: سطح سرمی منیزیم در بیماران کاندید جراحی عروق کرونری در سه نوبت (ابتدای بیهوشی، بدو ورود به بخش مراقبتهای ویژه و صبح روز اول پس از عمل) اندازهگیری شد. بهعلاوه بیماران از نظر ریتم اولیه و عوامل مؤثر بر سطح منیزیم سرم مانند کراتینین، حجم ادرار و دریافت دیورتیک بررسی شدند. مقدار منیزیم کمکی در اتاق عمل و بخش مراقبتهای ویژه ثبت شد و بیماران از نظر بروز آریتمی طی سه روز اول پس از عمل بررسی شدند.
یافتهها: میانگین منیزیم سرمی بیماران مورد بررسی در نوبت اول، دوم و سوم به ترتیب (5/0)2/2، (6/0)6/2 و (6/0)4/2 میلیگرم در دسیلیتر و میانگین منیزیم کمکی دریافتی (2/1)5/2 گرم بود. از 164 بیمار، 51 بیمار (31%) به آریتمی پس از عمل دچار شدند. هرچند اختلاف سطح سرمی منیزیم در سه نوبت قابلملاحظه بود (001/0P<)، مقادیر در محدوده طبیعی قرار داشتند. هرچند سطح منیزیم بیماران دچار آریتمی از فاقد آریتمی بالاتر بود (25/2 در مقابل 14/2) دو گروه تفاوت قابلملاحظهای نداشتند.
نتیجهگیری: با تجویز منیزیم به روش رایج در سطح منیزیم سرم تغییر قابل ملاحظهای ایجاد نمی شود. همچنین برخلاف انتظار رابطهای بین سطح سرمی منیزیم و آریتمی پس از عمل دیده نشد. بنابراین هر چند تجویز منیزیم در محدوده رایج تأثیری در میزان بروز آریتمی پس از عمل ندارد برای حفظ منیزیم سرم در حد طبیعی ضروری است.
علی پدرزاده، سید ابراهیم کسائیان، فاطمه اصفهانیان، حمیدرضا گودرزی نژاد، نوید پایداری، مجتبی سالاری فر، علی محمد حاجی زینعلی، محمد علیدوستی، محمد علی برومند،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
در کارآزماییهای تصادفی متعدد قبلی، بیخطر بودن و کارآیی استنتهای دارویی کرونر در بیماران دیابتی انتخابی نشان داده شده است. در این مطالعه نتایج بیماران دیابتی گزینش نشده در کشور ما به دنبال استنتگذاری با استنتهای دارویی بررسی شد.
روش بررسی: اطلاعات مربوط به 147 بیمار دیابتی متوالی که در فاصله زمانی خرداد 82 تا شهریور 84 در مرکز قلب تهران تحت آنژیوپلاستی با حداقل یک استنت دارویی قرار گرفته بودند جمعآوری شد. پیگیری بیماران با ویزیتهای زمانبندی شده در پایان ماه اول، چهارم و نهم بعد از استنتگذاری انجام شد. پیگیری 9 ماهه در 5/94 درصد بیماران کامل شد. هدف اصلی، یافتن موارد وقوع رویدادهای نامطلوب عمده قلبی بود وقوع عوارض داخل بیمارستانی به عنوان هدف ثانوی در نظر گرفته شد.
یافتهها: در فاصله زمانی فوق تعداد 158 ضایعه کرونری در 147 بیمار دیابتی با استفاده از استنتهای دارویی درمان شدند (میانگین سنی (92/8) 4/56 سال و 1/57 درصد مذکر). رویدادهای نامطلوب عمده قلبی در پایان ماه نهم پیگیری در 4/3 درصد بیماران به وقوع پیوست که در 4/1 درصد موارد به صورت انفارکتوس میوکارد و در 4/1 درصد، نیاز به رواسکولاریزاسیون رگ هدفTVR) ) بود. فقط یک بیمار (7/0 درصد) بهخاطر مرگ قلبی به دنبال انجام PCI فوت نمود. عوارض داخل بیمارستانی در شش بیمار (1/4 درصد) به وقوع پیوست که در پنج بیمار ناشی از انفارکتوس میوکارد بود.
نتیجهگیری: آنژیوپلاستی با استنتهای دارویی در بیماران دیابتی مؤثر و بیخطر میباشد. مطالعات بیشتر با حجم نمونههای بزرگتر و پیگیری طولانی در تائید این موضوع مورد نیاز است.
لیدا عطارد، یحیی عقیقی، پروین اکبری، زهره علومی، خدیجه دانشجو، علی زمانی، زرینتاج کیهانی واقع، پیمان صیادی، مامک شریعت،
دوره 65، شماره 10 - ( 10-1386 )
چکیده
بیماری کاوازاکی یک واسکولیت سیستمیک شایع در کودکان است سلولهای ائوزینوفیل از سلولهای التهابی مهم هستند که با ترشح پروتئینهای کاتیونیک صدمات واضح در بافتها از جمله میوکارد ایجاد مینمایند. به منظور احتمال وجود چنین عاملی در موارد شدید کاوازاکی که درگیری عروق کرونری دیده میشود بررسی حاضر انجام شد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی و توصیفی- تحلیلی طی سالهای 84-82 تعداد 48 کودک مبتلا به بیماری کاوازاکی از نظر وجود هیپرائوزینوفیلی و درگیری عروق کرونر بررسی شدند. با استفاده از نرمافزار آماری SPSS ویراست 5/11 آمارهای توصیفی و تحلیلی به کمک آزمونهای آماریFisher exact و T-student استخراج شد.
یافتهها: در ده مورد (22%) هیپرائوزینوفیلی و در 19 مورد (41%) شواهدی دال بر عارضه قلبی مشاهده گردید. در 50% کودکانی که هیپرائوزینوفیلی نداشتند درگیری عروق کرونر دیده شد در حالی که تنها یک نفر (10%) از گروه هیپرائوزینوفیل مبتلا به این عارضه شدند (03/0p<). در تحلیل آماری ارتباطی بین فراوانی شدت بیماری و جنس بیماران دیده نشد. هر چند که فراوانی نسبی درگیری عروق کرونر در دختران بیشتر مشاهده شد (هشت دختر -44%، در مقابل 9 پسر 35%). تفاوت آماری واضحی نیز بین میانگین سنی دو گروه فوق دیده نشد.
نتیجهگیری: با وجود اختلافنظر محققین مبنی بر ارتباط هیپرائوزینوفیلی و ابتلا به بیماریهای عروق کرونری در کاوازکی که بر وخامت بیماری میافزاید، در این بررسی هیپرائوزینوفیلی در مبتلایان بیماری قلبی کمتر از سایرین دیده شد. البته نیاز به مطالعات وسیعتر و جامعتر وجود دارد.
سعید صادقیان، مهرداد شیخ وطن، الهام حکی کزازی، مهسا روزکاری، محمود شیخ فتحالهی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
متداولترین روشهای غربالگری بیماران مشکوک به ایسکمی قلبی، انجام استرس تست (ETT) و در شرایط خاصی، اسکن پرفیوژن میباشد که مثبت بودن نتایج آنها از اندیکاسیونهای انجام آنژیوگرافی عروق کرونر محسوب میگردد. اگرچه ارزش پیشبینی کننده اسکن پرفیوژن مورد بررسی قرار گرفته است، ولی با در نظر گرفتن تاثیر مسائل تکنیکی و تخصصی در نتایج آن و با توجه به شتاب گسترش این تکنیک در کشور ما که گاهی حتی علیرغم هزینه بالا و نیاز به صرف وقت بیشتر، به غلط جایگزین استرس تست شده است، ضروری است تا قدرت پیشبینیکنندگی این روش در مقایسه با ETTدر کشور ما مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی بر روی بیمارانی انجام گرفته است که با ETT مثبت یا اسکن پرفیوژن مثبت از تمام مراکز کشور در سالهای 1383 و 1384 جهت انجام آنژیوگرافی کرونر به مرکز قلب تهران ارجاع شده بودند. مشخصات بیماران از طریق مصاحبه و آزمایشات پاراکلینیک تعیین و نتایج حاصله به صورت کلی و به تفکیک جنس تحت آنالیز قرار گرفت. سپس مقدار ارزش پیشگوئیکننده مثبت (PPV) بین دو آزمون اسکن پرفیوژن و استرس تست مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: تعداد کل موارد اسکن پرفیوژن و استرس تست مثبت به ترتیب برابر 2178 و 2581 نفر بود. بین مقدار PPV اسکن پرفیوژن و استرس تست در مردان تفاوت آماری مشاهده نشد (PPV اسکن پرفیوژن برابر 9/86% و PPV استرس تست برابر 6/86%، 814/0p=). مقدار PPV اسکن پرفیوژن در زنان تنها در مقاطع سنی 60 سال و بالاتر، بیشتر از ETT بود (0002/0p=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر و با در نظر گرفتن هزینه سنگین اسکن پرفیوژن، به نظر نمیرسد در مواردی که امکان استرس تست وجود دارد، انجام اسکن پرفیوژن با شرایط مراکز اسکن ما ارجحیتی به آن داشته باشد و به خصوص در مورد خانمهای جوان ،ارزش پیشبینیکننده آن تفاوتی با ETT ندارد. البته لازم است علت این یافته غیر معمول با توجه به نقش دارو، نیروی انسانی متخصص و تجهیزات، در آینده مورد بررسی قرار گیرد.
علی کاظمی سعید، مهدی موسوی،
دوره 65، شماره 13 - ( 12-1386 )
چکیده
تنگی یا انسداد شریان ساب کلاوین، پروگزیمال به شریان پستانی داخلی (IMA) ممکن است موجب برگشت معکوس جریان خون از طریق این رگ به شریان سابکلاوین شود. درصورتیکه IMA برای رواسکولاریزا-سیون میوکارد بهکار گرفته شده باشد ممکن است این حالت منجر به ایسکمی میوکارد و یا مغز شود. معرفی بیمار: بیمار خانم 61 ساله پس از جراحی بایپس عروق کرونر با تنگی پروگزیمال شریان سابکلاوین دچار علائم ایسکمی میوکارد بهعلت سندرم خونگیری سابکلاوین از کرونر شد و با جراحیگرافت سابکلاوین به سابکلاوین با گورتکس درمان شد. نتیجهگیری: با توجه به اهمیت تنگی شریان ساب کلاوین در بیمار کاندید جراحی بای پس عروق کرونر و شیوع پایین آن قبل از آنژیوگرافی کرونر، برای غربالگری توصیه میشود، فشار خون هر دو دست اندازهگیری شود و در صورت بیش از mmHg20 اختلاف فشار در دو دست، آنژیوگرافی سابکلاوین نیز انجام شود.
مسعود اسلامی، مریم مهرپویا، بهروز برومند، سپیده سیفی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اسید اوریک محصول نهایی متابولیسم پورین، بهعنوان فاکتور خطر برای بیماریهای قلبی عروقی پیشنهاد شده است. هدف این مطالعه یافتن ارتباط بین سطح اسید اوریک سرم بهعنوان فاکتور خطری برای بیماری عروق کرونر (CAD) در بیماران کاندید پیوند کلیه و همچنین بهعنوان یک معیار مهم جهت پیشبینی نیاز به رواسکولاریزاسیون میباشد.
روش بررسی: این مطالعهمقطعی، طی سالهای 86-1385 در بیمارستانهای امامخمینی و پارس تهران انجام شد. جامعه مورد مطالعه بیماران بالای 40 سال مبتلا به مرحله انتهایی بیماری کلیه کاندید پیوند کلیه بودند که بدون توجه به علائم بالینی قلبی و نتیجه تستهای قلبی غیر تهاجمی تحت آنژیوگرافی عروق کرونر قرار گرفته و همزمان اندازهگیری اسید اوریک خون انجام شد.
یافتهها: 56 بیمار (24 مؤنث و 32 مذکر) تحت مطالعه قرار گرفتند، 3/89% (50 نفر) دارای بیماری عروق کرونر بودند و میانگین اسید اوریک خون ایشان mg/dl07/1±62/7 بود که در مقایسه با اسید اوریک سرم بیماران فاقد بیماری عروق کرونر (mg/dl 29/1±95/5) تفاوت معنیداری وجود داشت (024/0=p). همچنین میانگین اسید اوریک سرم در مبتلایان به CAD که نیازمند ریواسکولاریزاسیون بودهاند، تفاوت معنیداری با بیماران نیازمند درمان طبی داشته است (mg/dl79/0±89/7 در مقابل mg/dl27/1±2/6).
نتیجهگیری: اسید اوریک سرم را میتوان بهعنوان فاکتور خطر بیماری عروق کرونر در بیماران کاندید پیوند کلیه و همچنین عاملی برای پیشبینی نوع درمان برای این بیماران در نظر گرفت.
مریم عبیری، سعید صادقیان، الهام حکی، محمدعلی برومند، پروین مهدیپور، منیژه ایزدی، محمد کرامتیپور،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: بیماری
عروق کرونر Coronary
Artery Disease CAD از
شایعترین
علل مرگ و میر در همه کشورها از جمله ایران میباشد. از عوامل مستعدکننده بیماری،
سابقه خانوادگی مثبت است که اشاره به ماهیت ژنتیکی CAD
دارد. شناخت فاکتورهای ژنتیکی مستعدکننده به CAD،
برای شناسایی افراد در معرض خطر بسیار مهم است. تغییر در فاکتورهای محیطی
مستعدکننده و احیانا تداخلات دارویی در این افراد، میتواند نقش اساسی در پیشگیری
از بیماری داشته باشد. بررسیهای ژنتیکی تاکنون نقش بیش از 100 ژن را در ابتلا به CAD
نشان دادهاند. ژن Matrix Gla Protein (MGP)
از جمله ژنهایی
میباشد که نقش چندشکلیهای آن در جایگاههای 7- و 138- در پرموتور ژن، در ایجاد
خطر ابتلا به CAD
در بعضی از جمعیتها گزارش شده است. مطالعه حاضر به بررسی نقش چندشکلیهای مذکور
در ایجاد خطر ابتلا به CAD،
در جمعیت ایرانی پرداخته است.
روش بررسی: 150 فرد
مبتلا و 150 شاهد مناسب بر اساس علائم کلینکی و نتایج آنژیوگرافی انتخاب و از نمونههای
خون DNA
استخراج گردید و ژنوتیپ نمونهها در هر دو چندشکلی با روش Polymerase Chain Reaction-Restriction
Fragment Length Polymorphism PCR-RFLP
و راندن
محصولات روی ژل پلیآکریل آمید مشخص گردید.
یافتهها: مقایسه
فراوانی ژنوتیپی و آللی بین گروه بیماران و شاهد نشان داد که آلل A
در جایگاه 7- و آلل T
در جایگاه 138- در بین بیماران بیشتر از گروه شاهد میباشد. هر چند این اختلاف از
لحاظ آماری معنیدار نمیباشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل پیشنهادکننده عدم همبستگی چند
شکلیهای مذکور با CAD در جمعیت ایرانی میباشد. تایید قطعی این امر
نیازمند تکرار مطالعات مشابه میباشد.
ابراهیم حسنی، رسول فراست کیش، عوض حیدر پور، محمدضیاء توتونچی، علیرضا ماهوری،
دوره 67، شماره 9 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازهگیری دی اکسیدکربن انتهای بازدمی (ETCo2) روشی برای تخمین دی اکسید کربن خون شریانی (PaCo2) در طی بیهوشی عمومی میباشد. بدیهی است که استفاده از این روش نیاز به خونگیریهای متعدد را برای ارزیابی مقدار Co2 خون شریانی کاهش میدهد. این مطالعه برای تعیین دقت ETCo2 در تخمین PaCo2 در بیماران کاندید پیوند عروق کرونر و تعیین گرادیان آنها قبل و بعد از بایپس قلبی ریوی انجام شده است.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی آیندهنگر 40 بیمار کاندید عمل جراحی پیوند عروق کرونر 73-35 ساله وارد مطالعه شدند. قبل از بایپس قلبی ریوی (زمان T0) و پس از اتمام آن (T1) نمونه خون شریانی از کانول شریانی بیمار گرفته شده و همزمان فشار Co2 انتهای بازدمی ثبت گردید.
یافتهها: میانگین اختلاف فشار Co2 شریانی و انتهای بازدمی در زمان T0، 4/4±3/4 میلیمتر جیوه و میانگین PaCo2، 6±33 و ETCo2، 5±29 میلیمتر جیوه بوده و در زمان T1 این مقادیر بهترتیب 1/4±5/4 و 5±33 و 2±29 میلیمتر جیوه بود. اختلاف آماری در خصوص اختلاف دی اکسید کربن انتهای بازدمیو شریانی در دو زمان فوق وجود نداشت (87/0p=). ارتباط مشخصی بین دیاکسید کربن انتهای بازدمی و شریانی در این دو زمان وجود داشت (بهترتیب: 754/0R= و 685/0R=).
نتیجهگیری: کاپنوگرافی یک مونیتورینگ غیر تهاجمی و سالم برای تخمین میزان دی اکسید کربن خون شریانی است و دی اکسید کربن انتهای بازدمی و شریانی، در بیماران کاندید جراحی عروق کرونر فاقد بیماری زمینهای ارتباط مستقیم دارند. اندازهگیری ETCo2 ممکن است در بیماران سالم نیاز به گرفتن خون شریانی را برای تعیین PaCo2 برطرف نماید.
سودابه فلاح، اصغر قاسمی، مرتضی سیفی، محسن فیروزرای،
دوره 67، شماره 11 - ( 11-1388 )
چکیده
800x600 زمینه و
هدف: پلی
مورفیسمهای Q/R192 آنزیم پارااکسوناز 1 (PON1) و 5A/6A آنزیم متالوپروتییناز
ماتریکس 3 (MMP3) ممکن است با استعدادپذیری با بیماری عروق کرونری (CAD) مرتبط باشند؛
جهت بررسی اهمیت این پلیمورفیسمها در پاتوژنز بیماری عروق کرونری ما به مطالعه
ارتباطی این پلیمورفیسمها با CAD و تعداد رگهای بیمار در بیماران مبتلا به CAD پرداختیم.
روش بررسی: پلیمورفیسمهای ژنهای PON1 و MMP3 را با روش PCR و Restriction
Fragment Length Polymorphism (RFLP) در مبتلایان به CAD مطالعه کردیم.
این پلیمورفیسمها در 129 بیمار مبتلا به CAD و 115 نفر کنترل که تحت آنژیوگرافی عروق
کرونری قرار گرفتند تعیین گردیدند. CAD بهصورت وجود گرفتگی 50% < در حداقل یکی از عروق کرونری اصلی مشخص گردید و
افراد با گرفتگی بیش از 10 درصد بهعنوان کنترل عمل نمودند.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپهای PON1
192RR و MMP3 6A/6A در گروه بیماران مبتلا به CAD در مقایسه با
افراد کنترل بیشتر بود (بهترتیب 05/0p< و 001/0p<) و ژنوتیپ ترکیبی
RR/6A6A در افراد مبتلا به CAD از فراوانی بالایی در مقایسه با افرادی که
نه ژنوتیپ MMP3 6A/6A و نه ژنوتیپ PON1 RR را داشتند برخوردار بود (001/0p<) و در نهایت در
مطالعه ارتباط ژنوتیپها با شدت بیماری، توزیع ژنوتیپهای PON1
192 و MMP3 5A/6A با تعداد رگهای بیمار مرتبط نشد (05/0p>).
نتیجهگیری: پلیمورفیسمهای ترکیبی PON1
192 و MMP3 5A/6A با بیماری CAD مرتبط میباشند اما تاثیری بر روی تعداد رگهای
بیمار ندارند.
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
امیرفرهنگ زند پارسا، حمید ضیایی، بابک فلاحی،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در مورتالیته و موربیدیته بیماری قلبی عروقی، محل درگیری عروق کرونر میباشد. تعیین این محل میتواند در تصمیمگیری تشخیصی و درمانی به پزشک کمک کند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین محل درگیری عروق کرونر با ریسک فاکتورهای قلبی عروقی (دیابت، هیپرتانسیون، هیپرلیپیدمی و مصرف سیگار) انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه که بهصورت مورد- شاهدی انجام شده است، از بیمارانی که مورد آنژیوگرافی انتخابی قرار گرفتند، 125 بیمار که در آنژیوگرافی، حداقل یک تنگی بیش از 50% در قسمت پروگزیمال یکی از عروق کرونر داشتند بهعنوان مورد و 125 بیمار با درگیری منحصر به قسمتهای میانی یا انتهایی کرونر پس از تطبیق از نظر سن و جنس بهعنوان شاهد انتخاب شدند و وجود یا عدم وجود ریسک فاکتورهای قلبی عروقی در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: فراوانی نسبی دیابت در گروه مورد 6/33% و گروه شاهد 4/10% بود که تفاوت مشاهدهشده از نظر آماری معنیدار بود (0001/0>p) ولی در فراوانی هیپرتانسیون، هیپرکلسترولمی، هیپرتری گلیسریدمی و مصرف سیگار در دو گروه مورد و شاهد تفاوت معنیداری مشاهده نشد. درگیری چند رگی با ابتلاء به دیابت ارتباط داشت(0001/0>p) اما با هیپرتانسیون 41/0=p، هیپرکلسترولمی 052/0=p، هیپرتری گلیسریدمی 38/0=p و مصرف سیگار 375/0=p ارتباط نداشت.
نتیجهگیری: دیابت با درگیری پروگزیمال عروق کرونر و درگیری چند رگی ارتباط دارد اما بین سابقه هیپرتانسیون، هیپرکلسترولمی، هیپرتری گلیسریدمی و مصرف سیگار با محل درگیری و تعداد عروق کرونر درگیر ارتباطی دیده نشد.
مریم عدالتیفرد، سید محمدرضا خاتمی، سعید صادقیان، مجتبی سالاریفر،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: رابطه
بین بیماری عروق کرونر و شیوع تنگی شریان کلیوی Renal Artery Stenosis (RAS) مورد تأیید قرار گرفته است. با وجود
شیوع بالای بیماریهای قلبی- عروقی و فراوانی قابل ملاحظه عوامل خطر این بیماریها
در ایران، مطالعه جامعی در زمینه رابطه بین این عوامل خطر و بروز RAS وجود ندارد. مطالعه حاضر، با هدف
بررسی این ارتباط در جامعه ایرانی انجام گرفت.
روش بررسی: در یک
مطالعه مقطعی، 146 بیمار که هنگام انجام آنژیوگرافی، وجود بیماری عروق کرونر در آنها
تأیید شده بود، به طور ترتیبی وارد مطالعه شدند و همزمان آنژیوگرافی کلیه شدند. ارتباط
تنگی شریان کلیه با شاخصهای دموگرافیک بیمار و عوامل خطر بیماری کرونری سنجیده شد
و بر اساس آن شاخصهای بررسی RAS در بیماران قلبی ارزیابی گردید.
یافتهها: شیوع تنگی
شریان کلیوی در کل بیماران تحت مطالعه 3/25% و در مردان و زنان
به ترتیب 7/13% و 1/47% بود (001/0p=). از
مجموعه کل بیماران دچار تنگی شریان کلیه، تنها 2/6% بیماران دچار تنگی دو طرفه آن بودند.
تنگی قابل ملاحظه شریان کلیوی (تنگی بیش از 50%) در 1/17% از بیماران گزارش شد. از
لحاظ تعداد عروق کرونر درگیر، به ترتیب 30% و 39% بیماران دارای درگیری دو و سه
کرونر بودند. بین تعداد عروق کرونر درگیر و دو شاخص شدتRAS و یک یا دو طرفه بودن آن، رابطه آماری معنیداری
یافت نشد (716/0p=). جنس مؤنث (001/0p=)، افزایش
سن (046/0p=)، مدت
ابتلا به فشارخون (032/0p=) و سطح کراتینین پایه
(018/0p=)، عوامل قوی پیشبینیکننده وقوع RAS بودند.
نتیجهگیری: ارزیابی آنژیوگرافیک عروق کلیوی در حین انجام آنژیوگرافی
کرونری در بیماران دچار ایسکمی قلبی به ویژه زنان، بیماران با سابقه فشار خون بالا
و بیماران دارای سطح سرمی افزایش یافته کراتینین توصیه میگردد.
نازنین اشراقی، محمدکاظم طرزمنی، عباس افراسیابی، ناصر صفائی، منیره حلیمی، آزاده اشراقی،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: ارتباط بین بیماری عروق کرونری با آترواسکلروز شرایین محیطی
و تعیین شاخصهای غیرتهاجمی جهت وجود و شدت این بیماری مورد توجه میباشد. برخی
مطالعات گزارش کردهاند که ضخامت انتیما- مدیای شرایین محیطی میتواند کمککننده
باشد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین ضخامت انتیما- مدیای شرایین کاروتید و
فمورال مشترک با شدت آترواسکلروز در قوس آئورت و شدت بیماری عروق کرونری در افراد
کاندید بایپس عروق کرونری است.
روش
بررسی: در یک مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی، شدت بیماری عروق
کرونری، درجه آترواسکلروز قوس آئورت و ضخامت انتیما- مدیای شرایین کاروتید و
فمورال مشترک روی 115 کاندید بایپس کرونری تعیین شد.
یافتهها: رابطه
مستقیم ضعیف و معنیداری بین ضخامت انتیما- مدیای شریان کاروتید مشترک (193/0ρ=، 039/0p=) و فمورال مشترک (206/0ρ=، 028/0p=) با تعداد عروق کرونری درگیر وجود داشت؛ همچنین ارتباط مستقیم و
ضعیفی بین ضخامت انتیما- مدیا شرایین و کاروتید مشترک و تعداد عروق کرونر درگیر
وجود دارد. متوسط این دو متغیر بین سه گروه بیماری عروق کرونری تفاوت معنیداری
نداشت. رابطه معنیداری بینضخامت انتیما- مدیای شرایین کاروتید و فمورال مشترک با
شدت آترواسکلروز قوسآئورت مشاهده نشد. بین وجود پلاک آترواسکلروتیک در شرایین
کاروتید و فمورال مشترک با شدت بیماری عروق کرونری ارتباط معنیداری وجود نداشت.
موارد با آترواسکلروز شدید قوس آئورت در بیماران 3VD بهطور معنیداری بیشتر بود.
نتیجهگیری: ضخامت انتیما- مدیای شرایین کاروتید و یا فمورال
مشترک ممکن است با افزایش شدت بیماری عروق کرونر بیشتر شود، ولی این متغیرها
جایگزینی برای پیشبینی شدت بیماری عروق کرونر نیستند.
سیدخلیل فروزاننیا، سیدجلیل میرحسینی، سیدحسین مشتاقیون، محمدحسن عبدالهی، حبیباله حسینی، حمزه دهقانیزاده، سیدعلی بنیفاطمه، سیدمهدی حسینی،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: توجه
به درناژ مناسب مدیاستن و فضای پلور پس از جراحی بایپاس شریان کرونر جهت جلوگیری
از افیوژن پلور و پریکارد، تامپوناد قلبی و عوارض دیررس همانند پریکاردیت کنستریکتیو
امری ضروری است. اما استفاده از درن برای این مهم منجر به یکسری عوارض نامطلوب میشود
که نتایج عمل را مخدوش مینماید. این مطالعه جهت بررسی کارایی تکنیک جدیدی در
قرارگیری محل درنها طراحی و انجام گرفت.
روش بررسی: در یک
مطالعه کارآزمایی بالینی 171 بیمار در دو گروه مورد بررسی قرار گرفتند. در گروه
کنترل تکنیک درناژ شامل یک درن در فضای پلور چپ و یک درن در مدیاستن بود. در گروه
مورد تکنیک درناژ شامل یک درن در فضای پلور چپ و یک درن در فضای پلور راست بود.
یافتهها: میزان
درناژ انجام شده از درنهای گروه مورد به نسبت گروه شاهد بیشتر بود (001/0p=). همچنین به شکل معنیداری بروز آریتمی در گروه مورد
کاهش یافت (005/0=p). یک
نفر (2/1%) از بیماران گروه اول نیاز به باز کردن مجدد قفسه سینه پیدا کرد ولی در
گروه دوم این مورد منفی بود (497/0p=). مدت زمان
بستری در بیمارستان (022/0p=) و
بخش مراقبتهای ویژه (002/0p=) در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش پیدا کرد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه تغییر محل درن مدیاستن در بیماران
جراحی بایپاس شریان کرونر و انتقال آن به پلور راست سبب کاهش عوارضی همانند آریتمی
و افیوژن پریکارد شده و همچنین درناژ بهتری را برقرار مینماید.
عباس محققی، مهرناز محبی، داریوش کمال هدایت، عبدالحسین طباطبایی، نرگس ناصری،
دوره 69، شماره 6 - ( 6-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: شدت یافتههای
آنژیوگرافی در بیماری عروق کرونری در سیر پیشرفت و پیشآگهی بیماری مهم است و
امروزه معیار Gensini به طور وسیعی برای مشخص کردن بیماریهای قلبی و عروقی استفاده میشود.
با توجه به شیوع بالای بیماریهای قلبی و عروقی توجه به گزارش یافتههای
آنژیوگرافی میتواند در تشخیص شدت بیماریهای عروقی کرونر نقش مهمی داشته باشد. هدف
این مطالعه ارزیابی همراهی نمرهدهی جنسینی با ریسک فاکتورهای قلبی در بیمارانی که
مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند میباشد.
روش
بررسی: این مطالعه به شکل مقطعی و به شکل گذشتهنگر طراحی شد. نمونهگیری به
روش آسان، شامل 495 بیمار از مراجعه کنندگان به بخش آنژیوگرافی بیمارستان شریعتی
از شهریور 88 تا شهریور 89 بود که دارای معیار ورود به مطالعه، داشتن اندیکاسیون
لازم برای آنژیوگرافی عروق کرونر بود. اطلاعات بیماران وارد پرسشنامه که شامل نام
و سن و سابقه وجود دیابت فشارخون LDL, HDL، لیپوپروتیین بالا بود ثبت شد.
یافتهها: جمعیت شامل 249 مرد با میانگین سن 3/10±1/58 سال بود که
همراهی مثبت بین نمره بالای Gensini و دیابت، استعمال سیگار، HDL پایین و
سن و جنس دیده شد. از مجموع 495 بیمار 249 نفر (3/50) درصد مرد و 245 نفر (5/49)
درصد زن بودند. میانگین سن 341/10±10/58 بود که دامنه آن از (86–26)
سال بود. میانگین TG 70±08/136
بود که دامنه آن از (564–123) mg/dl بود. میانگین HDL 13±22/50
بود که دامنه آن از (109–23) mg/dl بود. میانگین LDL 31±06/80
بود که دامنه آن از (189–113) mg/dl بود.
نتیجهگیری: در
بیمارانی که مورد آنژیوگرافی عروق کرونر قرار میگیرند معیار نمرهدهی
جنسینی ارزش قابل قبولی در همراهی با ریسک فاکتورهای قلبی دارد.
زینت نادیا حتمی، علی کاظمی سعید، شبنم خوش کار نجار،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تاکنون بیماران علامتدار
با آنژیوگرافی منفی را دارای پیشآگهی خوب میدانستند اما شواهد اخیر پیشنهاد میدهند
که پیآمدهای بالینی این بیماران شایعتر از میزانهای مورد انتظار و دارای تفاوتهای
قابل توجهی در دو جنس است. هدف این پژوهش مقایسه عوامل موثر در وقوع پیامدهای
قلبی- عروقی زنان و مردان با تشخیص سندرم کرونری حاد و نتیجه آنژیوگرافی منفی است.
روش بررسی: در یک مطالعه کوهورت
191 زن با سندرم کرونر حاد و آنژیوگرافی منفی و 146 مرد با آنژیوگرافی منفی مقایسه
شدند. پس از یکسال پیگیری پیآمدهای بالینی آنها بررسی شد.
یافتهها: پیامدهای بالینی یک
سال بعد در زنان و مردان تفاوت معنیداری داشت. در زنان سکته قلبی با بالا رفتن
قطعه ST (6/1%)3 آنژین صدری ناپایدار (5/11%)22
و سکته قلبی با موج Q (5/0%)1 و هیچ موردی از سنکوپ مشاهده نگردید. در
مردان (7/2%)4 سکته قلبی با بالا رفتن قطعه ST- آنژین صدری ناپایدار در (9/19%)29 موارد، (7/0%)1
سکته قلبی با موج Q و (7/0%)1 سنکوپ مشاهده گردید. در زنان: عدم فعالیت فیزیکی (035/0P=)، دیس لیپیدمی
با (001/0=P) شاخص مچ پایی بازویی پایین با (024/0P=) و سن 50-40 سال (004/0P=) با پیامدهای
بالینی دارای ارتباط معنیدار آماری بودند و در مردان، شاخص توده بدنی 99/39-30، با
(011/0=P) با بروز
بالاتری از پیآمدهای بالینی پس از یک سال همراه بود.
نتیجهگیری: پیآمدها
در زنان و مردان به طور معنیداری متفاوت است. این تفاوتها بر اساس فاکتورهای خطر
مختلف همچنان معنیدار است. استمرار علایم نشاندهنده توسعه بیماری عروق کرونر علیرغم
نتایج منفی آنژیوگرافی است.
ابراهیم حسنی، علیرضا ماهوری، حمید مهدیزاده، حیدر نوروزینیا، میر موسی آقداشی، محمد سعیدی،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: تجویز پیرامون عمل ترانکسامیک اسید خونریزی و ترانسفوزیون را پس از اعمال جراحی قلبی کاهش میدهد، ولی نتایج در شرایط مختلف متفاوت بوده و از طرفی زمان مناسب تجویز دارو برای حصول به نتیجه مطلوبتر مشخص نیست. هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر ترانکسامیک اسید در کاهش درناژ و نیاز به ترانسفوزیون خون در بیماران کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر و همچنین تعیین زمان مناسب تجویز این دارو میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی آیندهنگر دوسوکور 150 بیمار کاندیدای عمل جراحی اولیه پیوند عروق کرونر مطالعه شدند. بیماران بهصورت تصادفی به سه گروه B، mg/kg10 ترانکسامیک اسید قبل، گروه A، همان مقدار دارو پس از بایپس قلبی ریوی و گروه C نرمال سالین تقسیم شدند. میزان نیاز به خون آلوژنیک و میزان درناژ لولههای سینهای ثبت گردید.
یافتهها: گروه پلاسبو (گروه C) درناژ خونی بیشتری در طول 12 ساعت اول بعد از عمل داشت (288±501 در مقابل 184±395 در گروه B و 181±353 میلیلیتر در گروه A، 004/0P=). گروه پلاسبو همچنین درناژ بعد از عمل بالاتری داشت (347±800 در مقابل 276±614 در گروه B و 228±577 میلیلیتر در گروه A، 001/0P=). میزان نیاز به خون آلوژنیک نیز در گروه کنترل نسبت به دو گروه دیگر بیشتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: در بیماران انتخابی کاندیدای عمل جراحی پیوند اولیه عروق کرونر، تجویز تکدوز ترانکسامیک اسید قبل و بعد از بایپس قلبی ریوی تاثیر یکسانی دارد.