7 نتیجه برای عمل جراحی
محمد تقی خرسندی، مهناز محمدی، مسعود متصدی زرندی، محمد حسین ماندگار، محمد علی یوسف نیا، بردیا ثابت آزاد،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
شنوایی یکی از مهمترین حسهای بدن است که هرگونه نقصی در آن میتواند تهدیدکننده باشد. میزان بروز کاهش شنوایی شدید بهدنبال عمل بای پس کرونر یک در هر هزار نفر گزارش شده است. کاهش شنوایی حسی عصبی بعد از عمل قلب میتواند ناشی از میکروآمبولی باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط این عمل جراحی با کاهش شنوایی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تمام بیمارانی که سابقه قبلی از مصرف داروهای اتوتوکسیک نداشتند در روز قبل از عمل معاینه شده و سپس تحت اودیومتری قرار میگرفتند، شش روز پس از عمل نیز بیماران مجددا˝ معاینه میشدند و در مورد کاهش شنوایی و وزوز گوش از آنها سؤال میشد و مجددا˝ اودیومتری انجام میشد. در انتها نتایج با هم مورد مقایسه قرار میگرفت.
یافتهها: 100 بیمار بر اساس نتایج شنواییشان در سه گروه قرار داده شدند: بیمارانیکه تغییری در شنوایی نداشتند (47 بیمار)، بیمارانیکه دچار کاهش شنوایی بهمیزان کمتر از db 10 شده بودند (43 بیمار) و بیمارانیکه کاهش شنوایی بهمیزان بیشتر از db 10 داشتند (ده بیمار). هیچکدام از بیماران دچار کاهش شنوایی حسی عصبی از نوع شدید نشدند. همچنین 90% بیمارانی که دچار کاهش شنوایی db 10 شدند بهطور همزمان دچار بیماری دیابت و هیپرلیپیدمی بودند و زمان بیشتری از پمپ قلبی استفاده کرده بودند.
نتیجهگیری: افت شنوایی بعد از عمل جراحی قلب میتواند با بیماریهای همراه (دیابت و هیپرلیپیدمی) و طول مدت عمل تشدید شود. کاهش زمان استفاده از پمپ کاردیوپولمونری در این راستا میتواند موثر باشد.
رضا شریعت محرری، پژمان پورفخر، محمدرضا خاجوی، فرهاد اعتضادی، اتابک نجفی،
دوره 72، شماره 7 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: متخصصان بیهوشی گاهی اوقات با کاهش ضربان قلب در حین عمل جراحی معده مواجه هستند و این پدیده را بهعنوان یک رفلکس واگ در نظر میگیرند. هدف از این مطالعه، یافتن عوامل خطر حین بیهوشی برای کاهش ضربان قلب در اعمال جراحی معده و پیشگیری از عوارض خطرناک آن بود.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر، 50 بیمار که تحت عمل جراحی معده از مهرماه 1388 تا مهرماه 1392 در بیمارستان سینا دچار برادیکاردی شدهاند و القای بیهوشی با پروپوفول یا تیوپنتال سدیم و نگهداری بیهوشی آنها توسط ایزوفلوران و پروپوفول بوده است وارد مطالعه شدند. سن، جنس، بیماری زمینهای، سابقه مصرف داروها، کموتراپی، نوع عمل جراحی، نوسان ضربان قلب و زمان وقوع برادیکاردی و عوارض ناشی از آن در طی یک دوره چهارساله بررسی شد.
یافتهها: تعداد 50 بیمار، 31 مرد و 19 بیمار خانم وارد مطالعه شدند. متوسط سن بیماران 3/8±48 سال بود. نوع عمل جراحی بیماران گاسترکتومی و گاستروژوژنوستومی بود. متوسط زمان بروز برادیکاردی 5/3±5/24 دقیقه پس از برش جراحی بود. اکثر موارد برادیکاردی خفیف تا متوسط بود. هیچ رابطهای بین نوع داروی بیهوشی، سن و جنس بیماران و بروز برادیکاردی در حین عمل جراحی یافت نشد. از عوامل خطر برادیکاردی، دیابت در هفت بیمار، مصرف بتابلوکر در 17 بیمار مشاهده شد در سه مورد آسیستول مشاهده شد که سابقه کانسر معده و کموتراپی داشتند.
نتیجهگیری: سابقه کانسر معده و کموتراپی از عوامل خطر در بروز برادیکاردی شدید و آسیستول بود.
زاهد حسینخان، سیده شهره علوی، شهریار اربابی، جلیل مکارم،
دوره 72، شماره 9 - ( 9-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات مختلف در مورد تاثیر آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل، بر فرایندهای درمانی، نتایج متناقضی را گزارش کردهاند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط آموزش دستیاران بیهوشی بر تاخیر در شروع عمل جراحی، اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعهی آیندهنگر در اتاق عمل جراحی اعصاب بیمارستان امامخمینی (ره)، طی سالهای 92- 1389 بر روی دستیاران رشته بیهوشی انجام شد. بیماران براساس ترکیب تیم بیهوشی در سه گروه 30 نفری، بررسی شدند. گروه اول: یک هیات علمی بیهوشی مسئول دو اتاق عمل با کمک دو دستیار بیهوشی؛ گروه دوم: یک هیات علمی بیهوشی مسئول یک اتاق عمل و یک دستیار؛ گروه سوم: هیات علمی بیهوشی بدون دستیار. متغیرهای مورد بررسی در بیماران شامل 1) مدت قرار گرفتن بیمار روی تخت اتاق عمل تا بیهوشی و آمادگی برای جراحی، 2) زمان آموزش دستیاران و 3) مدت زمان از بیهوشی کامل تا شروع جراحی بود.
یافتهها: کلاس ASA (94/0P=)، دشواری اینداکشن (66/0P=) و نوع عمل جراحی (ستون فقرات یا مغز) (41/0P=) بین بیماران در سه گروه تفاوت معناداری نشان نداد. زمان لازم برای آماده شدن بیمار برای جراحی در گروه اول 1/8±5/23 دقیقه طولانیتر از گروه دوم 2/6±5/21 دقیقه و گروه سوم 1/9±8/15 دقیقه بود (001/0P=).
نتیجهگیری: آموزش دستیاران بیهوشی در اتاق عمل جراحی اعصاب مستقل از نوع عمل جراحی، دشواری اینداکشن و ASA کلاس بیمار، میتواند موجب افزایش زمان مورد نیاز برای آماده شدن بیمار جهت عمل جراحی شود ولی این افزایش زمان در حد ناچیزی میباشد.
خسرو برخورداری، سمانه یاقوتی، سپیده نیکخواه، افسانه آیین، آرش جلالی، اکبر شفیعی،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه مقایسه پیامدهای بالینی کوتاهمدت پس از عمل جراحی قلب در بیماران با شرایط قابل قبول از نظر کلینیکی و pH کمتر از حد پروتکل مرسوم با بیماران اکستیوبشده بر اساس پروتکل مرسوم بیمارستان میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشتهنگر در بیمارستان مرکز قلب تهران در سال 94-1393 انجام شد. از 256 بیمار جراحی قلب با معیارهای ورود به مطالعه شامل سن بالای 18 سال و جراحی الکتیو کرونری، 95 بیمار در گروه مواجهه و 161 بیمار در گروه کنترل قرار گرفتند. دادههای دموگرافیک، بالینی، آزمایشگاهی پیش، حین و پس از عمل بررسی و مشخصات گازهای خونی شریانی هنگام پذیرش در ICU و پیش و شش ساعت پس از اکستیوباسیون، شانس شکست اکستیوباسیون، زمان ماندن در ICU و بیمارستان و مرگومیر در دو گروه با هم مقایسه شد.
یافتهها: فراوانی مردان و کسر برونده قلبی در گروه کنترل بیشتر (بهترتیب 01/0P= و 02/0P=) و فراوانی بیماری انسدادی مزمن ریه و EuroSCORE در گروه مواجهه بالاتر بود (بهترتیب 005/0P= و 02/0P=). هنگام ورود به ICU دو گروه از نظر شاخصهای گاز خون شریانی با هم تفاوت معناداری نداشتند. پیش از اکستیوباسیون مقادیر کسر اکسیژن دمی و فشار شریانی دیاکسیدکربن در گروه مواجهه بالاتر (001/0P<) و مقدار بیکربنات و اسیدیته خون کمتر از گروه غیرمواجهه بود (001/0P<). شانس شکست اکستیوباسیون، زمان اقامت در ICU و بیمارستان و مرگومیر در دو گروه با هم تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بیماران با وضعیت بالینی قابل قبول که با اسیدیته خون کمتر از پروتکل مرسوم اکستیوب شدند پیامدهای بالینی بدتری نداشتند.
حمیدرضا عزیزی فارسانی، شایسته خراسانیزاده، نورمحمد عارفیان، هومن تیموریان، غلامرضا محسنی، فرانک بهناز، حمیده آریننیا،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر بیدردی ایبوپروفن وریدی و آپوتل در مقایسه با رژیم مورفین وریدی در بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که با روش کارآزمایی دوسوکور بر روی بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر با درد متوسط تا شدید (نمرهی VAS یا Visual analog scale بیشتر از چهار) که در شهریور 1397 به بیمارستان شهدای تجریش مراجعه کرده بودند انجام شد، بیماران به دو گروه تقسیم شدند. برای بیماران گروه A ایبوپروفن با دوز mg 800 در cc 100 نرمال سالین به مدت 30 دقیقه و سپس mg 400 در cc 100 نرمال سالین هر شش ساعت و نیز آپوتل با دوز mg 30 بهازای هر kg وزن در cc 100 نرمال سالین به مدت 15 دقیقه هر هشت ساعت تجویز شد. در گروه B، مورفین با دوز μg70 بهازای هـر kg با دوز بارگیری (Loading dose) بهصورت بولوس و در ادامه برای دوز نگهدارنده ((Maintenance، μg 20 بهازای هر kg بر ساعت (حداکثر یک mg در ساعت) با استفاده از پمپ PCA انفوزیون گردید و 60 دقیقه پس از عمل، درد بیماران با استفاده از مقیاس آنالوگ اندازهگیری شد.
یافتهها: براساس نتایج، بیشترین میزان درد در هر دو گروه مـورد مطالعه پس از گذشت زمان بـهصورت معناداری کاهش پیدا کرد. اما اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه نشان داد که ترکیب ایبوپروفن و آپوتل با عوارض کمتر نسبت به مورفین توانسته در کنترل درد پس از جراحی مؤثر باشد.
آرش هروآبادی، مهسا زرگران، علیرضا خواجهنصیری، رضا عاطف یکتا،
دوره 81، شماره 5 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: جلوگیری از لغو اعمال جراحی در مدیریت اتاق عمل یک چالش بزرگ است که در این مطالعه تاثیر ثبت کردن علل آن بر میزان بروز لغو عملها را در بیماران کاندید عمل جراحی بررسی کردیم.
روش بررسی: تعداد 545 عمل کنسل شده در حوزههای مختلف در 1395-1394 بهتفکیک علل کنسلی در فرمهای مربوطه ثبت گردید و اطلاعات موردآنالیز قرار گرفت.
یافتهها: درصد کنسلی در اکثر گروهها درطول مطالعه کاهش داشت. گروه جراحی فک و صورت بیشترین میزان کاهش کنسلی و گروه قلب و عروق کمترین میزان کاهش کنسلی را داشت. همچنین درصد کنسلی در حوزه جراحی اعصاب در طی زمان مطالعه افزایش یافته بود.
نتیجهگیری: ثبت کردن دلایل و کاهش میزان بروز آنها در طول مطالعه و ارایه بازخورد مناسب و گفتوگو در اینمورد بر میزان بروز لغو عملها و کاهش دلایل مذکور تاثیر داشته است.
نوید کلانی، مهرداد صیادینیا، امیرحسین پورداوود، مریم ضیایی، طیبه زارعی، بیبیمنا رضوی، منصور دیلمی،
دوره 83، شماره 8 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به افزایش روزافزون اعمال جراحی لاپاراسکوپیک، استفاده از روشهای مختلف کاهش درد پس از جراحیهای لاپاراسکوپیک، بهخصوص کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک بهعنوان یکی از شایعترین اعمال جراحی لاپاراسکوپیک، همواره محل بحث و اختلافنظر بوده است. لذا مطالعه حاضر به بررسی اثر بخشی داروهای غیراپیوئیدی موثر در کنترل درد در بیماران تحت عمل جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مروری روایتی میباشد. این مطالعه جهت یافتن مطالعات مرتبط، پژوهشگران جستجوی کامپیوتری را در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Science Direct، SID، Magiran و موتور جستجوگر Google Scholar با کلید واژگان فارسی شامل: درد، کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی و کلید واژگان انگلیسی: Pain و Laparoscopic Cholecystectomy، انجام شد.
یافتهها: در بررسیهای انجام شده از مطالعات مختلف، داروهای متفاوتی جهت کنترل درد در بیماران تحت اعمال جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی استفاده کرده بودند. مداخلات انجام شده در این راستا شامل: استفاده از تزریق داخل نخاعی یا وریدی یا خوراکی داروهایی مانند: سولفات منیزیوم،کتامین، کتورولاک، پاراستامول، ایبوبروفن، پره گابالین، گاباپنتین، استازولامید، ان استیل سیستئین، بوپیواکایین، هیدروکورتیزون، دگزامتازون، کلونیدین، سلوکسیب، لیدوکایین، دیکلوفناک بود. غالب داروها بهصورت وریدی، داخل صفاقی، یا بهصورت پیش از عمل (سلوکسیب و کلونیدین) تجویز شده بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که با وجود روشهای متفاوت و داروهای گوناگون در مورد اثر آنالژزیک داروها در اعمال جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی، اما هنوز محققان داروی واحدی را توصیه نمیکنند. با اینحال پیشنهاد میشود در اینگونه اعمال انتخاب این داروها براساس شرایط بیمار و تصمیم متخصص بیهوشی انجام شود.