65 نتیجه برای عوارض
شیرین قاضی زاده، اعظم نوروزی،
دوره 56، شماره 2 - ( 2-1377 )
چکیده
به منظور مقایسه اثرات مصرف قرصهای جلوگیری رایج با قرصهای محتوی نورژستیمیت NGM، پژوهش نیمه تجربی به مدت 13 ماه در 4 مرکز بهداشتی درمانی والفجر، شهید آیت، خانی آباد نو و شیخ احمد کافی انجام گردیده است. 413 خانم 35-18 ساله بطور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. 204 نفر قرصهای LNG/EE (حاوی 0.15mg لونورژسترل و 0.035 mg اتینیل استرادیول) و 209 نفر NGM/EE (حاوی 0.25 mg نورژستیمیت و 0.035 mg اتینیل استرادیول) را مصرف نموده و در مدت 6 ماه مصرف قرص، پیگیری شدند. نتایج: در بررسی هر گروه با خودش، در مورد 26 تا از 32 متغیر مورد بررسی، نحوه تغییرات در هر دو گروه، تقریبا مشابه و فقط در این موارد متفاوت بود: میزان PMS و افسردگی در گروه NGM/EE (برخلاف گروه LNG/EE) بطور معنی داری در مدت مطالعه کاهش یافته بود و در مقابل، میزان حساسیت پستان، اختلال خلق و خو و ریزش مو در گروه LNG/EE (برخلاف گروه NGM/EE)، در مدت مطالعه بطور معنی داری افزایش و میانگین فشارخون دیاستولیک بطور معنی داری کاهش یافته بود. میزان رضایت، تعداد ماههای تکمیل شده و علل قطع قرص، اختلاف معنی داری در بین دو گروه نداشته است.
محمود معتمدی، علیرضا مفید، مهردخت مزده،
دوره 56، شماره 4 - ( 4-1377 )
چکیده
بیماران مبتلا به پرکاری تیروئید ممکن است با عوارض روانی یا عوارض عصبی یا مجموعه ای از این اختلالات به پزشک مراجعه نمایند. در این مقاله 500 بیمار مبتلا به پرکاری تیروئید که مبتلا به عوارض روانی عصبی این بیماری شده بودند مورد بررسی قرار گرفتند، سایر بیماریهایی که می توانست این گونه اختلالات را در آنها ایجاد نماید به دقت بررسی و رد شد. اکثر بیماران در گروههای سنی 29-20 سال و 39-30 سال قرار داشتند. 83/4 درصد آنها زن و 16/6% آنها مرد بودند (نسبت زن به مرد 5 به 1 بود). شایعترین عوارض روانی، عصبی بودن، بدخلقی تنشی، بی خوابی و اضطراب بود و شایعترین عوارض عصبی، لرزش، تشدید شدن رفلکس های وتری، میوپاتی تیروتوکسیک وفلج هیپوکالمیک دوره ای تیروتوکسیک بودند. کلیه عوارض روانی و غالب عوارض عضلانی و لرزش و سندرم تونل کارپ همزمان با تشخیص پرکاری تیروئید در بیماران ایجاد شده بودند، در حالی که سکته مغزی متعاقب پرکاری تیروئید و بقیه عوارض پیش از پرکاری تیروئید در بیماران ایجاد شده بود. بنابراین هر پزشک عمومی و متخصص باید از عوارض گوناگون پرکاری تیروئید آگاه باشد چون این گونه عوارض عصبی و روانی نه تنها کلید تشخیص پرکاری تیروئید می باشد بلکه با درمان پرکاری تیروئید معمولا برطرف خواهند شد.
بهمن جهانگیری،
دوره 57، شماره 2 - ( 2-1378 )
چکیده
در این مقاله اثر دو داروی فنتانیل و پتیدین در درمان لرز بعد از بیهوشی مقایسه شده است. بعد از عمل جراحی و بیهوشی، بیمارانی که لرز داشتند در دو گروه 25 نفری تقسیم شدند که همگی در کلاس A.S.A یک و دو قرار داشتند. به یک گروه 25 میلی گرم پتیدین و به گروه دیگر فنتانیل به میزان 75 میکروگرم به صورت وریدی تزریق گردید. ده دقیقه پس از تجویز دارو جهت درمان لرز، در دو گروه اختلاف معنی داری دیده نشد. در نتیجه گیری انجام شده معلوم گردید که میزان 75 میکروگرم فنتانیل اثر خوبی (مانند 25 میلی گرم پتیدین) در درمان لرز بیماران بعد از عمل جراحی و بیهوشی داشته است.
رامش عمرانی پور، ابوالقاسم اباسهل،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
بمنظور بررسی تاثیر کمورادیوتراپی همزمان قبل از عمل در افزایش میزان حفظ اسفنکتر در سرطان های قسمت تحتانی رکتوم، 15 بیمار در فاصله دی ماه 1375 لغایت دی ماه 1377 تحت درمان با ترکیب 5 فلوئورواوراسیل و میتومایسین C و رادیوتراپی اکسترنال (5000-4500 راد اشعه) قرار گرفتند. این بیماران شامل 10 مرد و 5 زن با متوسط سنی 49 سال بودند. ارزیابی قبل از عمل در تمامی آنها، وجود آدنوکارسینوم تهاجمی و قابل رزکسیون قسمت تحتانی رکتوم (حداکثر تا 5 سانتیمتر بالاتر از مقعد) را مشخص کرده بود. فاصله متوسط تومور از مقعد 3.3 سانتیمتر (بین 0 تا 5 سانتیمتر) بود. نیمی از بیماران کاندیدای قطعی عمل رزکسیون ابدومینوپرینه آل و نیم دیگر کاندیدای احتمالی این عمل بودند. 4 تا 6 هفته پس از اتمام کمورادیوتراپی، کلیه بیماران تحت عمل جراحی پروکتکتومی قرار گرفتند و در انتها در نه نفر از آنها اسفنکتر بوسیله آناستوموز کولوآنال از طریق آنوس حفظ گردید. از نظر عملکرد اسفنکتر، 66% بیماران در وضعیت عالی و 33% در وضعیت خوب بودند و هیچ موردی از بی اختیاری دیده نشد. عوارض عمل جراحی اندک و شامل یک مورد تنگی و یک مورد پارگی نسبی آناستوموز بود. پاسخ کامل پاتولوژیک (فقدان تومور در نمونه رکتوم برداشته شده) در یک مورد (6.6%) دیده شد. کمورادیوتراپی قبل از عمل در 69.2% موارد سبب تغییر نوع عمل جراحی رزکسیون ابدومینوپرینه آل بعمل حفظ اسفنکتر گردد.
محمدتقی خرسندی، مسعود متصدی زرندی، نادر صاکی،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
برای بررسی اثر آمبولیزاسیون قبل از عمل جراحی، 22 بیمار بصورت گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفته اند. 6 بیمار در گروه آمبولیزه شده و 16 بیمار در گروه آمبولیزه نشده قرار دارند. تمام تومورها با روش اینفراتمپورال نوع A جراحی شده اند. بیماران از نظر میزان از دست دادن خون در عمل، طول مدت عمل، مدت بستری و میزان ضایعه عصبی مورد بررسی قرار گرفته اند. در گروه آمبولیزه شده، خونریزی زمان عمل کمتر و طول مدت عمل کوتاهتر بوده و مدت بستری آنها کمی کوتاهتر از گروه آمبولیزه نشده بوده است. آمبولیزاسیون تاثیری در کاهش آسیب عصبی نداشته است. مهارت جراح تیم جراحی در کاهش خونریزی زمان عمل و مدت عمل موثر است. آمبولیزاسیون، خود بالقوه می تواند خطرناک باشد و لذا کاربرد آن بستگی به مهارت رادیولوژیست دارد.
معصومه برزگری، مهین ولیخانی، زهرا حلاجی، امیرهوشنگ احسانی، پدرام مهربان، سیاوش طوسی، حسین قاسم پور،
دوره 63، شماره 10 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: پوواتراپی یکی از روشهای درمانی مؤثر است که در طیف وسیعی از بیماری های پوستی نظیر ویتیلیگسو، پسوریازیس، درماتیت آتوپیک، ماستوسیتوز، مایکوزیس فانگوئیدس و ... بکار می رود. بی شک این روش درمانی در کنار اثرات درمانی دارای عوارض جانبی ناخواسته متعددی می باشد. هدف از این مطالعه ، بررسی فراوانی عوارض حاد پوواتراپی می باشد.
مواد و روش ها: بیمارانی که از فروردین ماه سال 1377 به درمانگاه نوردرمانی بیمارستان رازی مراجعه کردند مورد مطالعه قرار گرفتند. در این مطالعه 200 بیمار بررسی شدند و متغیرهای مورد مطالعه عبارت بودند از : سن، جنس، نوع پوست، تشخیص بیماری، سابقه فامیلی، نتیجه درمان با استفاده از سایر روش های درمانی علاوه بر پوواتراپی، دوز آغازین اشعه، چگونگی افزایش دوز، دوز توتال و تجمعی اشعه ، نحوه استفاده از پوواتراپی و دوزی از اشعه که عوارض در آن ظاهر شده است. اطلاعات ثبت شده توسط نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: در جمعیت مورد بررسی متوسط سن بیماران 73/31 سال بود و اغلب افراد مورد مطالعه مؤنث بودند (5/60%) بیشتر بیماران (5/64%) پوست درجه 3 و 4 داشتند و شایع ترین تشخیص بیماری ویتیلیگو بود (5/51%). متوسط دوز آغازین پووا J/cm2 023/3743/2 و متوسط دوز کلی پووا J/cm2 251/243 و متوسط زمان پوواتراپی 8/8 65/13 ماه بود. در 5/96 درصد از بیماران پوواتراپی به صورت طولانی مدت با دوز کم استفاده شده است و در 5/70 درصد نتیجه درمان بهبود نسبی بوده است. عوارض جانبی ناخواسته عبارت بودند از: اریتم (5/32%) ، آفتاب سوختگی (5/19%) ، خارش (5/16%)، احساس سوزش (5/16%)، تهوع و استفراغ (14%)، درماتیت سبوره (5/7%) ، خشکی پوست (5/6%)، سردرد (5/3%) و درد شدید پوستی (5/3%).
نتیجه گیری و توصیه ها: شایع ترین عارضه حاد پوواتراپی در این مطالعه اریتم بوده است. در مقایسه با سایر بررسی ها، در این مطالعه عوارض جانبی پوواتراپی کمی بیشتر دیده شده است. در این مطالعه هیچ موردی از عوارض چشمی دیده نشده و در تعداد اندکی افزایش خفیف آنزیم های کبدی و کلیوی بدون نیاز به قطع درمان مشاهده شد. عوارض جانبی بیشتر در نواحی پوشیده (به غیر از نواحی آفتاب سوختگی) بودند.
سیده ملیحه صفوی، محمد رهبانی، فریده فرزانفر،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف :هیپرتانسیون و دیابت، عوامل خطر مهمی برای بیماریهای قلبی- عروقی میباشند. چندین مطالعه نیز نشان دادهاند که میکروآلبومینوری یک هشدار دهنده قوی از بیماریهای قلبی- عروقی در جمعیتهای مختلف است. پس در این مطالعه ارتباط بین میکروآلبومینوری با دیابت و هیپرتانسیون بعنوان عوامل خطر بیماری آترواسکلروز مورد بررسی قرار می گیرد.
روش بررسی: افراد مورد مطالعه 228 بیمار مبتلا به ضایعات کرونری بودند که بیماری آنها با روش آنژیوگرافی تأیید شده بود. میانگین سنی آنها (SE ± mean) 5/0 ± 60 و بستری در بیمارستان شهید مدنی تبریز بودند. این بیماران بر اساس تعداد عروق کرونری گرفتار در دو گروه دستهبندی شدند. مقادیر قند خون ناشتا، کراتینین و قند خون دو ساعت بعد از غذا در نمونه وریدی به روش استاندارد اندازهگیری شد. میکروآلبومینوری به روش ایمنوتوربیدومتری اندازهگیری گردید. نتایج به وسیله تستهای آماری آنالیز شدند.
یافتهها: افزایش نسبت آلبومین به کراتینین به طور قابل توجهی با قند خون ناشتا، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک ارتباط داشت (05/0 P< در همه موارد). ارتباط معنیداری بین میکروآلبومینوری و دیابت بر حسب وسعت ضایعات آترواسکلروز بدست آمد(05/0 < P). اما ارتباط معنیداری بین میکروآلبومینوری و فشار خون بالا برحسب وسعت ضایعات آترواسکلروز مشاهده نشد.
امیر کشوری، محبوب لسان پزشکی، مسعود یونسیان،
دوره 64، شماره 6 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی عوارض مکانیکی و عفونی کاتترهای دیالیز صفاقی کارگذاشته شده در بخشهای جراحی بیمارستان امام خمینی طی هفت سال اول شروع این روش درمانی میباشد.
روش بررسی: از آغاز انجام دیالیز صفاقی در بیمارستان امام خمینی (آبان سال 1375) لغایت آبان سال 1382، 80 مورد کاتتر گذاری در 69 بیمار ( 52 مرد،28 زن) که به مرحله انتهایی نارسایی کلیه رسیده بودند، انجام شده است. پرونده بیماران و اطلاعات مربوط به پیگیری آنها که در واحد دیالیز صفاقی بیمارستان ثبت شده بود، مورد بررسی قرار گرفت و عوارض مکانیکی و عفونی کاتترها تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: متوسط سنی بیماران 35/48 سال(16 تا 79 سال)، شایعترین عارضه، عوارض عفونی (25/71%) و شایعترین علت خروج کاتتر عوارض مکانیکی بود ( 5/46% در مقایسه با 55/39%). بیشترین علت عوارض مکانیکی محل نامناسب کاتتر (5/17%) و شایعترین عارضه عفونی پریتونیت بود (5/62%). مهاجرت کاتتر به بالای شکم و عدم خروج مایع از دیگر عوارض مکانیکی بود که شیوع بالایی داشتند.
نتیجهگیری: به دلیل آن که عوارض مکانیکی بیش از عوارض عفونی در خروج کاتترها موثر بودند، توصیه میشود جراحان کارگذاری کاتتر را یک عمل ساده فرض نکنند و با دقت نظر بیشتر در جهت کاهش عوارض مکانیکی تلاش نمایند تا طول عمر کاتترها افزایش یابد.
جواد پرویزی،
دوره 64، شماره 8 - ( 5-1385 )
چکیده
بیماری پاژه یک اختلال غیر متابولیک مزمن استخوانی است که با افزایش جذب استخوانی،تشکیل استخوان و بازآرایی استخوان مشخص می شود. این فرآیند نامتعادل می تواند منجر به تغییرشکل های استخوانی، ضعف ساختمانی و تغییر بیومکانیک مفصل شود که بازسازی جراحی را مشکل می سازد. درمان جراحی موفق عوارض ارتوپدی شدید کیفیت زندگی این بیماران را بهبود بخشیده است. راه حل های جراحی شامل استئوتومی برای تصحیح دفورمیتی استخوان های بلند وآرتروپلاستی برای تصحیح بیومکانیک تغییر یافته مفصل م یباشد. خطر عوارض جراحی همچون خونریزی و تشکیل استخوان هتروتوپیک در این بیماران بیشتر می باشد. موضوعات مرتبط با درمان جراحی بیماران پاژه از قبیل تشخیص قبل از عمل، اشکالات و معضلات تکنیکی جراحی و راهکارهای بهبود نتایج بلند مدت جراحی در این مقاله بحث شده است.
سید محمد میلانی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
این مطالعه به منظور بررسی تظاهرات بالینی و میزان مرگ و میر در نوزادان مبتلا به سپتیسمی انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه 104 نوزاد بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان (50 مونث و 54 مذکر) که از مهر ماه سال1373 لغایت شهریور 1374 با تشخیص سپتیسمی بستری و درمان شده بودند به صورت گذشتهنگر مورد بررسی قرار گرفت بر اساس زمان شروع بیماری نوزادان در دو گروه سپتیسمی زود هنگام (50 مورد) و دیر هنگام (54 مورد) مطالعه شدند.
یافتهها: 31 مورد (8/29%) اختلالات تنفسی،57 مورد اختلال در تغذیه، 42 مورد زردی، 25 مورد آپنه و 25 مورد هیپو رفلکسی یافت شد. 73 نوزاد (70%) وزن مساوی یا بالاتر از 500/2 گرم داشتند و در 31 (30%) نوزاد وزن زمان تولد کمتر از 500/2 گرم بود. کشت مایع نخاع در پنج مورد مثبت گزارش گردید. از کل 104 نوزاد مورد بررسی تعداد 31 شیرخوار (8/43%) دارای کشت خون مثبت بودند. در بین نوزادان مبتلا سپتی سمی زودرس 16 مورد (32%) در گروه با وزن پایین (LBW) Low Birth Weight قرار داشتند. از مجموع 104 بیمار مورد بررسی، در گروه مبتلا نوع زودرس و دیررس به ترتیب 13 مورد (26%) و 10 مورد (6/9%) مبتلا به مننژیت بودند. میزان مرگ و میر در بیماران مورد بررسی 30 % بود.
نتیجهگیری: به دلیل بالا بودن میزان مرگ و میر در نوزادان با وزن پائین پیشنهاد میشود که این گروه از نوزادان از نزدیک تحت مراقبت دقیق پزشکی قرار گرفته و نسبت به شروع آنتیبیوتیک مناسب برای آنها اقدام گردد.
محمد پژوهی، زهرا شعبان نژاد خاص، محمد رضا مهاجری تهرانی،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
نوروپاتی دیابتی یکی از عوارض شایع بیماری دیابت است که در 50% مبتلایان دیده میشود. این اختلال در بیماران دیابتی نوع ، عارضهای دیررس و برعکس در افراد دیابتی نوع ، یک یافته زودرس میباشد. تقسیمبندی اولیه نوروپاتی دیابتی شامل نوروپاتی حسی- حرکتی و اتونوم می باشد. بیماران ممکن است فقط یک نوع و یا هر سه نوع از نوروپاتی را نشان دهند. نوروپاتی قرینه دیستال شایعترین نوروپاتی است. نوروپاتی دیابتی میتواند بهصورت اختلال حرکتی، ایسکمی قلبی پنهان، افت فشار خون وضعیتی، اختلال وازوموتور، افزایش تعریق، اختلال عملکرد مثانه و اختلالات جنسی ظهور یابد. کنترل دقیق قند خون و مراقبت روزانه پاها، کلید اصلی پیشگیری از مشکلات نوروپاتی دیابتی است.
یونس نوذری، علی قائمیان، اعظم صفیرمردانلو،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
آنژیوپلاستی عروق کرونر در ضایعه محل دو شاخه شدن در مقایسه با غالب ضایعات دیگر کرونر با موفقیت پایینتر و عوارض بیشتری همراه است. این مطالعه بهمنظور بررسی میزان عوارض زودرس بهدنبال آنژیوپلاستی و شناخت عوامل پیشگوییکننده انسداد شاخههای جانبی ماژور (بزرگتر از یک میلیمتر) بهدنبال آنژیوپلاستی در این ضایعات صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه 104 بیمار مراجعهکننده پیاپی با ضایعه در محل دو شاخه شدن که در آنها آنژیوپلاستی انجام شد مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخههای جانبی براساس مرفولوژی و قطر تقسیم شدند.
یافتهها: در 41 بیمار (4/39%) Side Branch Compromise (SBC) ایجاد شد. در صورت وجود تنگی ostial بیشتر از 50% در شاخه جانبی که از نزدیکی شاخه اصلی جدا میشد احتمال بروز SBC نسبت به بیماران بدون ضایعه فوق بهطور معنیدار بیشتر بود (012/0 P=) و نیز در صورت تنگی بیش از 80 درصد در شاخه اصلی، احتمال بروز SBC بیشتر بود (020/0 P=). در حالی که طول ضایعه، سن، جنس، خصوصیات بالینی و نیز کسر خروجی Ejection Fraction (EF) با بروز SBC ارتباط معنیدار نداشت. در موارد ایجاد SBC درد قفسه سینه در 1/34% ایجاد شد. در سه بیمار (9/2%) Non-Q Wave Myocardial Infarction اتفاق افتاد که هر سه به دنبال پیدایش SBC بود و میزان بروز Non-Q Wave Myocardial Infarction به دنبال SBC 3/7% بود.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که در آنژیوپلاستی ضایعات محل دوشاخه شدن با وجود شاخههای جانبی با تنگی Ostial بیش از 50% و نیز تنگی شاخه اصلی بیش از 80%، احتمال SBC افزایش مییابد.
نسرین نیرومند، فاطمه داوری تنها، مهبد کاوه،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع برخی عوارض پریناتال در دوقلوئی با ناهمگونی وزن بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی 490 نوزاد دوقلوئی معادل 245 بارداری دوقلو که در فاصله سالهای 1382-1378 در بیمارستان میرزاکوچکخان زایمان کردند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات مادری و نوزادی برای هر زایمان جمعآوری شد که شامل ناهمگونی وزن، سن بارداری، سن مادر، پاریتی مادر، جنسیت نوزاد، مرگ نوزادی، سپتیسمی نوزادی، روش زایمان، هیپربیلیروبینمی، تعویض خون و مدت بستری در بیمارستان بود.
یافتهها: متوسط سن مادر 78/4±26 سال بود و 8/51% از مادران نولیپار بودند. متوسط سن بارداری 73/2±02/35 هفته بود که 9/15% از این زایمانها قبل از 32 هفته بودند. میزان مرگ نوزادی 8/7% بود و بیشتر در نوزادان پسر و مادران چندزا رخ داده بود. متوسط زمان بستری در بیمارستان 45/4±07/6 روز بود، که در ناهمگونی وزن≥20% معادل 5/8 روز بود و در نوزادان مادرانی که کمتر از20 سال بودند به 14/9 روز رسید. در اختلاف وزن بین 34-30% سپتیسمی بیش از همه شیوع داشت (3/31%) و هیپربیلیروبینمی در این گروه شیوع 25% داشت که منجر به تعویض خون گردید. در سن مادر کمتر از 20 سال و بالای 35 سال میزان هیپربیلی روبینمی بیشتر بود.
نتیجهگیری: با افزایش ناهمگونی وزن در دوقلوها میزان عوارض پریناتال افزایش مییابد.
محمدحسین ملکمدنی، علیرضا لاشیئی، جواد بهجتی اردکانی، رحیمه گنجی،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
رتینوپاتی دیابتی شایعترین عارضه مزمن دیابت و یکی از مهمترین و مخربترین عوارض آن و شایعترین علت نابینایی بالغین میباشد. هدف این مطالعه تعیین شیوع و شدت رتینوپاتی و همچنین مشخص کردن فاکتورهای مستعدکننده رتینوپاتی در بیماران دیابتیک بستریشده به علت عوارض غیرچشمی دیابت و همینطور بررسی ارتباط بین رتینوپاتی و این عوارض میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه، 84 بیمار دیابتیک که بهدلیل عوارض غیرچشمی دیابت به بیمارستان مراجعه کرده بودند از نظر رتینوپاتی پرولیفراتیو و غیر پرولیفراتیو مورد بررسی قرار گرفتند. رتینوپاتی غیر پرولیفراتیو به چهار گروه میکروآنوریسم، رتینوپاتی غیر پرولیفراتیو خفیف، متوسط و شدید تقسیمبندی شده بود.
یافتهها: شیوع رتینوپاتی دیابتیک در مطالعه ما 4/77% (65 بیمار) بود و رتینوپاتی پرولیفراتیو در 23 بیمار (4/35% از مبتلایان به رتینوپاتی) دیده شد. رتینوپاتی در بیماران بستریشده بهدلیل نفروپاتی بیشتر از بیماران مبتلا به پای دیابتی و کتواسیدوز بود (001/0p=) و همینطور در بیماران مبتلا به پای دیابتی بیشتر از کتواسیدوزیها بود (008/0p=). فاکتورهای مرتبط با ایجاد رتینوپاتی دیابت نوع ΙΙ، فشار خون بالا و افزایش کراتینین سرم، طول مدت ابتلا به دیابت و وجود نفروپاتی و پای دیابتی همزمان بودند (05/0>p). در مدل رگرسیون لجستیک دو جانبه، طول مدت دیابت فاکتور پیشبینیکننده خفیف جهت ایجاد رتینوپاتی پرولیفراتیو شناخته شد. (06/0p=).
نتیجهگیری: شیوع و شدت رتینوپاتی دیابتی در بیماران ما، بهویژه در مبتلایان به نفروپاتی بالاست. علاوه بر کنترل قند، کاهش کلسترول و تری گلیسیرید و همچنین تنظیم فشارخون در کاهش شیوع رتینوپاتی دیابتی موثر میباشد.
ابوطالب بیگی، رباب بهدانی، فریبا زرین کوب،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
هدف این مطالعه بررسی تاثیر قراردادن ژل پوویدون یداین در واژن پس از روش ضد عفونی روتین با محلول پوویدون یداین در کاهش بیماری تبدار بعد از جراحی هیسترکتومی شکمی است.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی، 166 بیمار کاندید جراحی الکتیو هیسترکتومی شکمی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. در هر دو گروه تدابیر روتین پیشگیری از عفونت مثل تجویز آنتی بیوتیک و شستشوی شکم و واژن با محلول پوویدون یداین قبل از جراحی اجراء شد. ولی در بیماران گروه مداخله علاوه بر آن، 20 میلی لیتر ژل پوویدون یداین بلافاصله قبل از عمل در واژن قرار داده شد. هدف اصلی مطالعه بررسی عوارض تبدار پس از جراحی و اهداف دیگر آن، بررسی علل تب نظیر عفونت زخم، سلولیت کاف واژن، و آبسه لگنی بودند. در آنالیز آماری دادهها تست آماری Fisher's exact test استفاده شد. 05/0 p< از نظر آماری مهم در نظر گرفته شد.
یافتهها: میزان بروز تب پس از عمل 5/20% بود. در گروه کنترل 24 نفر از 86 بیمار در مقابل ده نفر از 80 بیمار در گروه مداخله دچار تب شدند (9/27% در مقابل 5/12% و 05/0 p<). 16 بیمار از گروه کنترل در مقابل چهار بیمار در گروه مداخله دچار عفونت زخم شدند (6/18% در مقابل 5% و 05/0p<). یک بیمار از گروه مداخله در مقابل سه بیمار از گروه کنترل سلولیت کاف داشتند، (05/0p>). در هیچ بیماری از گروه مداخله آبسه لگنی مشاهده نشد، ولی در یک بیمار از گروه کنترل آبسه لگنی دیده شد، (05/0p>).
نتیجهگیری: استفاده از ژل واژینال پوویدون یداین در کاهش رخداد تب پس از هیسترکتومی شکمی موثر است و بروز عفونت زخم را به طرز مهمی کاهش میدهد.
لاله اسلامیان، حسین شهسواری،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
با توجه به شیوع نسبتاً بالای حاملگیهای پس از موعد و عوارض آن و مطالعات محدود در ایران این تحقیق با هدف بررسی فراوانی، نحوه برخورد و عواقب حاملگیهای طولانی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به صورت مقطعی در خانمهای باردار بستری در بیمارستان شریعتی تهران در سال 82-1380 صورت گرفت و معیار ورود به مطالعه وجود سن حاملگی بیش از 40 هفته تمام بود. پرسشنامه حاوی متغیرهای مورد بررسی در بایگانی تکمیل و دادهها با استفاده از آزمونهای t، χ2 و Mann whitney U test تحلیل شدند.
یافتهها: در 98 نفر واجد شرایط تحقیق شیوع حاملگیهای پس از موعد و دیررس 3/3% بهدست آمد. موارد postdate بیش از پستترم و میانگین Bishop score برابر 31/4 بود. در 1/87% جواب تستهای بررسی سلامت جنین طبیعی بود. (73/36%)36 مورد تحت آمادهسازی سرویکس با میزوپروستول قرار گرفته بودند که در 50% موفقیتآمیز بود. میانه طول مدت آمادهسازی سرویکس در مولتی پار به نسبت نولی پار به میزان معنیداری کوتاهتر بود (004/0=p، 4در برابر7 ساعت). میزان زایمان طبیعی و سزارین در موارد اینداکشن دردهای زایمانی با اکسیتوسین و آمادهسازی سرویکس با میزوپروستول از نظر آماری تفاوت معنیدار نداشت (9/0=p) میانگین ضریب آپگار، 5/9 و همگی بیش از شش بودند. موردی از هیپوگلیسمی، هیپوکلسمی نوزاد، بستری در NICU و مرگ و میر پریناتال دیده نشد. متوسط روزهای بستری نوزاد (8-1) 84/1 روز بود.
نتیجهگیری: شیوع حاملگیهای پس از موعد 3/3% و یک دلیل عمده آن اشتباه در تعیین سن حاملگی است. با آمادهسازی سرویکس و القاء دردهای زایمانی میتوان از تطویل حاملگی کاست هرچند که تأثیر مثبت آن روی عاقبت نوزادی هنوز مشخص نیست.
پرویز دریایی، فرزاد واقف داوری، محمدرضا میر، ایرج حریرچی، حجت سلماسیان،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
در اکثر روشهای جراحی رزکسیون مری بهطور روتین از لوله بینیمعدی استفاده میشود. با توجه به عوارض بسیار استفاده از این لوله و زیر سؤال بودن آثار مفیدی که به آن نسبت داده میشود و کمبود مطالعات در این زمینه بهخصوص در بیماران مبتلا به کانسر مری در این مطالعه قصد داریم لزوم استفاده از این لوله را بررسی نماییم.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی بود که در انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی انجام شد. 40 نفر از مبتلایان به کانسر مری بعد از عمل جراحی ازوفاژکتومی بهطور تصادفی به دو گروه دارای لوله NG و بدون لوله بهعلاوه تجویز متوکلوپرامید تقسیم شدند. تمام بیماران بعد از عمل تحت درمان با هپارین،رانیتیدین و آنتیبیوتیک قرار گرفتند. در مواردی که از لوله NG استفاده نشده بود و در بیمارانی که لوله آنها کشیده شده بود در صورت اتساع شکم یا استفراغهای مکرر لوله NGگذاشته شد. CXRبعد از عمل برای تمام بیماران گرفته شد و تمام بیماران تحت فیزیوتراپی تنفسی قرار گرفتند. متغیرهایی که برای هر فرد ثبت میشدند شامل زمان دفع اولین گاز، زمان دفع اولین مدفوع، زمان سمع صداهای رودهای، تعداد روزهای بستری بعد از عمل، تهوع و استفراغ، اتساع شکم، عوارض ریوی، عوارض زخم، نشت آناستوموز و نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG بودند.
یافتهها: برای 22 نفر لوله NG گذاشته شد در حالی که در 18 نفر از لوله استفاده نشد. بروز نشت آناستوموز در گروه دارای لوله NG بهطور معنیداری بیشتر از گروه دیگر بود. بقیه عوارض هیچ تفاوتی بین دو گروه نداشتند. میانگین زمان دفع گاز، دفع مدفوع، سمع صداهای رودهای و روزهای بستری در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. دو گروه از نظر نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG تفاوتی نداشتند. مرگ بعد از عمل تفاوت معنیداری در دو گروه نداشت.
نتیجهگیری: استفاده روتین از لوله
NG بعد از عمل برای تمام بیماران توصیه نمیشود و بهنظر میرسد بهتر است در مورد استفاده از این لوله بسته به شرایط هر بیمار تصمیمگیری شود
نوذر درستان، شهنام عسکرپور، مهدی عسگری، فرامرز پازیار، سید حمیدرضا حسینی خواه منشاوی،
دوره 66، شماره 2 - ( 2-1387 )
چکیده
جهت درمان آپاندیسیت حاد دو روش آپاندکتومی بازو آپاندکتومی لاپاراسکوپیک موجود است. تاکنون مطالعات زیادی برای مقایسه این دو روش درمانی صورت گرفته است که بیشترین فاکتورهای بررسی شده مدت زمان جراحی، مدت زمان بستری، درد بعد از عمل و عوارض عفونی میباشند.
روش بررسی: یک مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی تعداد 100 بیمار شامل 50 مورد آپاندکتومی باز و 50 مورد آپاندکتومی لاپاراسکوپیک صورت گرفت و مدت زمان جراحی، مدت بستری، مخدر مصرف شده و عوارض عفونی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین مدت زمان بستری برای آپاندکتومی لاپاراسکوپیک 48/44 ساعت و باز 80/54 ساعت میباشد 01/0p<. میانگین دوز استاندارد مخدر مصرف شده برای آپاندکتومی لاپاراسکوپیک 40/2 و برای باز 46/3 میباشد 01/0p<. میانگین مدت زمان عمل جراحی برای لاپاراسکوپیک 8/31 دقیقه و برای باز 2/35 دقیقه است 5/0p=. تعداد موارد عفونت زخم در آپاندکتومی باز چهار مورد (8%) و در لاپاراسکوپیک یک مورد (2%) است. موارد آبسه داخل شکم یک مورد در آپاندکتومی باز (2%) بوده است و آبسه داخل شکل بعد از آپاندکتومی لاپاراسکوپیک وجود نداشته است.
نتیجهگیری: طول مدت بستری حداقل 10 ساعت در آپاندکتومی لاپاراسکوپیک کمتر میباشد که از لحاظ آماری معنیدار است (01/0p<).میانگین دوز مصرف مخدر نیز با 01/0 p<در آپاندکتومی لاپاراسکوپیک کمتر است ولی طول مدت عمل جراحی در دو گروه تفاوت معنیداری نداشته است. از نظر عفونت زخم و آبسه داخل شکمی در گروه لاپاراسکوپیک کمتر بوده است.
فاطمه نیری، الهه امینی، مامک شریعت، بابک منصوری،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی سالهای اخیر تغییرات زیادی در نحوه و میزان مراقبت از نوزادان با وزن کمتر از 1000 گرم یا Extremely Low Birth Weight (ELBW) در کشور ما رخ داده است و میزان امید به حیات را در میان این گروه افزایش داده است.
روش بررسی: در طی یک مطالعه آیندهنگر 93 نوزاد یکقلویی را که وزن 1000 گرم و کمتر داشتند و در بیمارستان ولیعصر (عج) در طی چهار سال زنده متولد گردیدند تا موقع ترخیص یا فوت مورد مطالعه قرار دادیم و یکسری اطلاعات نوزاد و مادر ثبت گردید. با استفاده از تستهای آماری مناسب، اطلاعات تجزیه و تحلیل گردید. 05/0p< ملاک معنیداری قرار گرفت.
یافتهها: 93 نوزاد وارد مطالعه گردید. امید حیات در میان آنها 6/36% بود که این میزان با احتساب مرگهای رخ داده در اتاق زایمان و بلافاصله بعد از تولد نیز بود. کمترین وزن تولد 400 گرم، متوسط وزن تولد 48/136±43/850 گرم و کمترین سن حاملگی 23 هفته، متوسط سن حاملگی 77/2±31/28 هفته بود. بیشترین عارضه بعد از تولد RDS با شیوع 89/69% و کمترین عارضه مربوط به انتروکولیت نکروزان آن با شیوع 4/6% بود. 08/44% آنها نسبت به سن حاملگی وزن پایینتر از صدک 10 در منحنی رشد داشتند و 4/48% آنها وزن متناسب با سن حاملگی داشتند.
نتیجهگیری: بهبود کیفیت مراقبت های پرهناتال، کاهش زایمانهای زودرس و نوزادان کموزن، احیاء استاندارد نوزاد در اتاق زایمان، استفاده هرچه بیشتر از استروئید پیش از تولد و در نتیجه کاهش نیاز به رسپیراتور، باعث بهبود پیامد این گروه از نوزادان خواهد شد.
ارسلان سالاری، مهدی عقیلی، ابراهیم نعمتی پور، حسن رنجبرنژاد،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: در بسیاری از سرطانها از جمله سرطان پستان، رادیاسیون بهقسمتی از قلب جهت درمان تومور اولیه اجتنابناپذیر است. هدف از انجام این مطالعه نیز بررسی فراوانی عوارض حاد و تحت حاد قلبی در بیمارانی است که بهدنبال کانسر پستان چپ تحت رادیوتراپی قرار گرفتهاند. روش بررسی: در یک بررسی مقطعی، 53 بیمار مبتلا به کانسر پستان سمت چپ که پس از ماستکتومی یا لامپکتومی، در نیمه دوم سال 1384 و نیمه اول سال 1385 در مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره)، بهدنبال شیمیدرمانی با آنتراسیکلینها با دوز تجمعی کمتر از mg/m2450 و اندوکسان همراه با تاکسان/ فلورویوراسیل تحت رادیوتراپی قرار گرفته بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. در تمام بیماران پیش از آغاز رادیوتراپی الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی بهعمل میآمد و سپس بیمار تحت رادیوتراپی ناحیه قفسه سینه با دوز F 25 Gray/ 50 قرار میگرفتند و بعد از رادیوتراپی، سه و شش ماه بعد مجددا بیمار از نظر بروز عوارض از جمله پریکاردیال افیوژن، ضایعات دریچهای، کاهش کسرجهشی بطن چپ، اختلالات سیستم هدایتی و برخی دیگر متغیرها بررسی میشدند. یافتهها: بر اساس یافتههای این مطالعه در 10 بیمار (64/25%) عارضه پس از رادیوتراپی دیده شد که شایعترین آنها بهترتیب تجمع خفیف مایع در پریکارد با هفت مورد (85/53%) و نارسایی خفیف دریچه میترال با سهمورد (08/23%) و بروز بلوک شاخه راست با دو مورد (38/15%) بود. تا پایان مدت پیگیری هیچ عارضه جدیدی مشاهده نشد. در هیچیک از بیماران نیز تغییری در کسر جهشی بطن چپ دیده نشد. نتیجهگیری: عوارض حاد و تحت حاد قلبی در بیماران دچار کانسر پستان که تحت رادیوتراپی قرار گرفتهاند جدی نبوده و از لحاظ بالینی اهمیت چندانی ندارند. بررسی بیشتر در این زمینه نیاز به مطالعات بیشتری دارد.