47 نتیجه برای فشار
فیروزه نیلی،
دوره 55، شماره 5 - ( 2-1376 )
چکیده
به منظور تعیین رابطه شدت و زمان بروز اکلامپسی و پره اکلامپسی و عوامل مساعد کننده آن با شدت عوارض نوزادی، 102 زن بهمراه نوزادانشان بطور گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفتند. عوامل مستعد کننده بیماری مانند اول زائی، فشارخون مزمن، ناهنجاری رحمی، حاملگی چند قلویی و سوابق ارثی بارز نبودند. اما چندزایی در اکثریت زنان وجود داشت که با توجه به وضعیت فرهنگی و اقتصادی این زنان، نقش احتمالی تغذیه در رابطه با کمبود مصرف کلسیم به عنوان عامل مستعد کننده مطرح می گردد. بین شدت و شیوع عوارض نوزادی با شدت بیماری مادر رابطه ای بدست نیامد. نوزادان مادرانی که علائمشان در سه ماهه دوم ظاهر شده بود، بیشترین عوارض را داشتند. بنابراین می توان زمان شروع بیماری مادر را به عنوان عامل خطرزا در نوزادان در نظر گرفت. بیماری زایی در حدود نیمی از نوزادان احتمالا در ارتباط با مراقبت ناکافی حین حاملگی بود.
حسن رنجبرنژاد اصفهانی،
دوره 56، شماره 3 - ( 2-1377 )
چکیده
از اکو داپلر به عنوان یک روش غیرتهاجمی در اندازه گیری فشار شریانی ریوی استفاده می شود. این روش، با روش کاتتریسم استاندارد می باشد، مقایسه شده است. از 75 بیمار کاندید کاتتریسم قلب راست، 62 بیمار که نارسایی تریکوسپید داشتند، مورد بررسی با داپلر قرار گرفته و با استفاده از فرمول برنولی، از روی سرعت جت نارسایی تریکوسپید، فشار شریان ریه محاسبه شد. در این مطالعه برخلاف مطالعات دیگران فشار تخمینی دهلیز راست به گرادیان بدست آمده اضافه نشده و مقایسه نتایج بدست آمده به روش اکوداپلر و کاتتریسم، ضریب همبستگی بالایی را نشان می دهد.
محمدناصر هاشمیان، شاهین یزدانی،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
در یک مطالعه آینده نگر، اثر دراز مدت 5-فلورواوراسیل (5FU) در حین عمل جراحی گلوکوم بر روی 14 بیمار مورد بررسی قرار گرفته است. بیماران در دو گروه A با ریسک بالا، (10 نفر) و B با ریسک متوسط (14 نفر)، پس از جراحی به مدت میانگین 32 ماه تحت پیگیری قرار گرفتند. در مدت پیگیری، بیماران از لحاظ حدت بینایی، فشار داخل چشم و نسبت Cupping در سه عصب بینایی بررسی شدند. 78% بیماران از لحاظ فشار داخل چشم، در محدوده قابل قبول واقع بودند. از لحاظ کاهش فشار داخل چشم و تعداد داروی مورد استفاده، پس از جراحی تفاوت معنی داری مشاهده شد. هیچ نوع عارضه قابل توجه در طی دوره پیگیری، دیده نشد.
محمد علی نویان اشرف، امیرپویا اربزین زنجانی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده
تشدید اثرات فشاری توده های مدیاستن بر قلب، عروق بزرگ و راه هوایی، در حین بیهوشی عمومی خصوصا" متعاقب تجویز شلکنندههای عضلانی ممکن است با عوارضی همچون اختلال در تهویه و یا تغییرات وسیع قلبی و عروقی همراه شود.
معرفی بیمار: خانم 21 ساله ای با سابقه تنگی نفس کوششی و ارتوپنه به علت توده مدیاستن قدامی کاندید توراکوتومی راست شد. در اکوکاردیو گرافی و توموگرافی کامپیوتری اثرات فشاری توده بر قلب، عروق بزرگ داخل قفسه صدری و دیستال تراشه گزارش شده بود. بیمار در حین جراحی و تحت بیهوشی عمومی با حفظ تنفس خودبخودی در وضعیت خوابیده به پهلوی چپ دچار افت شدید فشار خون و آسیستول گردید که با تغییر وضعیت به پهلوی راست برطرف گردید.
نتیجه گیری: در ارائه بیهوشی به این بیماران باید به خاطر داشت که حذف تنفس خودبخودی و از دست رفتن تون دیواره قفسه صدری متعاقب تجویز شل کننده عضلانی می تواند موجب انسداد راه هوایی و به مخاطره افتادن حیات بیمار گردد. در صورت رخ دادن انسداد تغییر وضعیت بیمار اغلب منجر به رفع انسداد می شود.
فرحناک اسدی، پروین اکبری اسبق، نیلوفر حاجی زاده،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
میکروآلبومینوری همراه با افزایش خطر مشکلات قلبی- عروقی در بیماران دچار پرفشاری خون است ولیکن مطالعهای بطور اختصاصی اثرات کاهش میکروآلبومینوری در بهبود هیپرتروفی بطن چپ (LVH) در کودکان دچار پرفشاری خون را مورد بررسی قرار نداده است.
روش بررسی: این مطالعه : 55 بیمار 11 تا 19 ساله دچار پرفشاری خون اولیه مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران بطور همزمان با داروهای هیدروکلروتیازید و Angiotensin Converitng Enzyme Inhibitor (ACEI) درمان می شدند. پنج بیمار برای کنترل فشار خون مهارکننده گیرنده آنژیوتانسین Angiotensin (ARB) Receptor Blocker دریافت میکردند. در ابتدا و 12 ماه پس از درمان Left Ventricular Mass (LVMI) Index بوسیله اکوکاردیوگرافی و نیز نسبت میکروآلبومین به کراتی نین MA/Cr در ادرار بررسی شد. در صورت نسبت MA/Cr بیش از μg/mg30 میکروآلبومینوری و g/m 2.76/38LVMI> بعنوان هیپرتروفی بطن چپ در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج در این بررسی وزن، سطح بدن، فشار خون سیستولیک و دیاستولیک همگی ارتباط مستقیم با LVMI داشتند ولی ارتباط میکروآلبومینوری، فشار خون سیستولیک و(BMI) Body Mass Index با LVMI بسیار واضح تر بود. در این بررسی میکروآلبومینوری قویترین عامل در پیگیری LVMI بود.
نتیجهگیری: نتایج میکروآلبومینورمی یک عامل مهم و قوی در پیش بینی LVH در کودکان و نوجوانان دچار پرفشاری خون بوده و کاهش میکروآلبومینوری موجب عدم بروز و یا بهبودی LVH در آنان میشود.
رضا علیزاده، وحید ضیائی، علی موافق، مسعود یونسیان، محمدرضا آزادی، افلاطون مهرآئین،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
بر اساس مطالعات موجود به علت پایین بودن فشار نسبی اکسیژن محیط در ارتفاعات، احتمال وقوع هیپوکسمی بالا میرود که این امر بیشتر در افراد غیر بومی و کوهنوردان مشکل آفرین است. این مطالعه پایه جهت بررسی تغییرات تستهای عملکرد ریوی در طی صعود به یک ارتفاع خیلی بلند طراحی گردید.
روش بررسی: این مطالعه در تابستان 1383 در گروهی از دانشجویان صعود کننده به قله سیالان انجام شد. در طی این صعود 1000 دانشجوی ساکن تهران (در ارتفاع 1150 متری) از منطقه الموت (به ارتفاع 2850 متر) به قله سیالان (به ارتفاع 4150 متر) صعود کردند. از بین این دانشجویان براساس حجم نمونه محاسبه شده 56 نفر بصورت تصادفی انتخاب شدند. برای کلیه شرکتکنندگان اسپیرومتری با استفاده از دستگاه اسپیرولب II و توسط یک پزشک در ارتفاع محل سکونت و ارتفاع 4150 متر (قله) انجام شد.
یافتهها: در مجموع 56 نفر با میانگین سنی 9/22 3/5 سال و نمایه توده بدنی 5/2±5/21 مورد مطالعه قرار گرفتند. تغییرات FVC، نسبت FVC FEV1/ و FEF25-75% در قله نسبت به ارتفاع محل سکونت تفاوت معنیدار داشتند ولی تغییرات FEV1 و Peak Flow معنیدار نبود. FVC با افزایش ارتفاع کاهش یافته و این کاهش 4/2% به ازائ هر 1000 متر افزایش ارتفاع بود. با افزایش ارتفاع نسبت FVC FEV1/ و FEF25-75% نیز افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: ظرفیت تنفسی (FVC) با افزایش ارتفاع نسبت به ارتفاع محل سکونت کاهش نشان میدهد. نتایج این مطالعه مشابه مطالعات دیگری بود که در محیط حقیقی کاهش فشار ارتفاع انجام شده بود.
کوروش شمیمی، علی امینیان، فریدون معظمی، مهدی جلالی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
سندرم کمپارتمان شکمی ناشی از افزایش حاد و پیشرونده فشار داخل شکمی است که بر ارگانهای حیاتی اثر سوء دارد. این مطالعه به بررسی میزان بروز، سیر بالینی و عوامل مستعدکننده هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی در بیماران جراحی در بخش مراقبتهای ویژه میپردازد.
روش بررسی: فشار مثانه در بیماران با مشکلات شکمی که در طول یکسال در بخش مراقبتهای ویژه بستری گردیدند، اندازهگیری شد. فشار مثانه بیش ازcm H2O 20 بعنوان هیپرتانسیون داخل شکمی در نظر گرفته شد. در صورتیکه این افزایش فشار همراه با اختلال عملکرد ارگانهای مختلف از جمله حجم ادرار کمتر ازml/kg/h 5/0، فشار اوج راه هوایی بیش ازcm H2O 50 و یا ضریب هوروویتز کمتر از 150 تور بود، تشخیص سندرم کمپارتمان شکمی مطرح میگردید. اطلاعات تمام بیماران با هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی جمعآوری شد.
یافتهها: 353 بیمار شامل 165 بیمار لاپاراتومی الکتیو و 188 بیمار اورژانس شکمی (و ترومایی) بررسی شدند. میزان بروز هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی 2 و1 درصد بود. میانگین فشار داخل شکمی در این هفت بیمارcm H2O 8/29 بود. هیچ موردی از افزایش فشار داخل شکمی پس از لاپاراتومیالکتیو (165) و همچنین پس از بستن موقتی شکم در بیماران اورژانسی مشاهده نشد. نمره آپاچی II، فشار اوج راه هوایی و کمبود باز در بیماران با افزایش فشار داخل شکمی به طرز معنیداری بالا بود. هیچ یک از سه بیمار مبتلا به سندرم کمپارتمان شکمی تحت لاپاراتومی دکامپرسیو قرار نگرفتند. میزان مرگ و میر در بیماران با افزایش فشار داخل شکمی (85%)، بصورت معنیداری بیش از کل جمعیت مورد مطالعه بود.
نتیجهگیری: بدلیل میزان بروز کم، اندازهگیری روتین فشار داخل شکمی فقط در بیماران پرخطر توصیه میگردد. بستن موقتی جدار شکم میتواند از ایجاد هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی در بیماران پرخطر پیشگیری کند. میزان بالای مرگ و میر در بیماران با فشار داخل شکمی افزایش یافته، دیده میشود. جراحان باید با جنبههای مختلف هیپرتانسیون داخل شکمی و سندرم کمپارتمان شکمی بخصوص با لاپاراتومی دکامپرسیو زودرس آشنا باشند.
رضا حکمت، محمد جواد مجاهدی، هابیل گریوانی،
دوره 65، شماره 13 - ( 12-1386 )
چکیده
اثر نوع بافر بر کیفیت و عوارض همودیالیز از مباحث مورد بحث در پزشکی میباشد. در این مطالعه تاثیر نوع بافر محلول همودیالیز، استات یا بیکربنات در کنترل فشار خون سیستولیک و دیاستولیک و همچنین کفایت دیالیز بررسی شد.
روش بررسی: 26 نفر بیمار همودیالیزی مزمن در مرکز همودیالیز در دو ماه متوالی دی و بهمن 1382 بهترتیب با بافر بیکربنات و سپس استات دیالیز شدند و این افراد از نظر تاثیر نوع بافر در کنترل فشار خون سیستولیک و دیاستولیک و کفایت دیالیز مقایسه گردیدند. نوع صافی و دستگاه دیالیز بهکار رفته در هر دو ماه یکسان بود.
یافتهها: هر دو نوع بافر در کاهش فشار خون سیستولیک و دیستولیک موثر بودند، ولی میزان کاهش در فشار خون سیستولیک از نظر آماری با محلول بافر استات قابل ملاحظهتر بود (04/0p=). میزان نسبت کاهش اوره بهعنوان شاخصی از کفایت همودیالیز، با هر دو نوع بافر به لحاظ آماری معنیدار بود، ولی تفاوتی در میزان نسبت کاهش اوره با مقایسه اثر نوع بافر، بهدست نیامد.
نتیجهگیری: هر دو نوع بافر استات و بیکربنات در کاهش میزان فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بیماران همودیالیزی مزمن موثر میباشند ولی میزان کاهش در فشار خون سیستولی با بافر استات چشمگیرتر و کفایت دیالیز با هر دو روش با یکدیگر قابل قیاس بوده و تفاوت آماری بارزی ندارند.
احمد اسماعیل زاده، لیلا آزادبخت،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی بهترین شاخص ساده تن سنجی جهت غربالگری مناسب برای عوامل خطر بیماریهای مزمن در هر جامعهای ضروری به نظر میرسد. این مطالعه با هدف ارزیابی مقایسهای شاخصهای تن سنجی جهت پیشگویی پرفشاری خون در زنان تهرانی صورت گرفت.
روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر برروی 926 زن60-40 ساله تهرانی که با روش نمونهگیری خوشهای بهطور تصادفی از ساکنین شهر تهران انتخاب شده بودند صورت گرفت. اطلاعات دموگرافیک جمعآوری شد و شاخصهای تن سنجی شامل قد، وزن، دور کمر و دور باسن طبق دستورالعملهای استاندارد اندازهگیری و نمایه توده بدن (BMI)، دور کمر به باسن (WHpR) و دور کمر به قد (WHtR) محاسبه شدند. حدود مرزی مورد استفاده برای دورکمر، BMI، نسبت دور کمر به باسن و دور کمر به قد بهترتیبcm 80، kg/m225، 8/0 و 5/0 بود. ارزیابی فشار خون به روش استاندارد صورت گرفت و پرفشاری خون بر طبق معیارهای JNC VI تعریف شد.
یافتهها: میانگین سنی زنان مورد مطالعه 6/5±7/48 سال و میانگین دور کمر، BMI ،WHpR و WHtR آنها بهترتیــبcm9/9±1/85 ، kg/m26/4±4/29، 06/0±82/0 و 06/0±55/0 بود. در هر دو رده سنی 49-40 و 60-50 سال دور کمر بیشترین حساسیت، ویژگی و دقت را جهت پیشگویی پرفشاری خون دارا بود. بیشترین سطح زیر منحنی ROC نیز در تمام موارد به دور کمر مربوط میشد. دور کمر در صد بالایی از پیشگویی صحیح را جهت ابتلا به پرفشاری خون در مقایسه با سایر شاخصهای تن سنجی دارا بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهند که در جامعه زنان تهرانی، دور کمر شاخص بهتری برای غربالگری پرفشاری خون میباشد.
رضا حکمت، محمد جواد مجاهدی، حسن احمد نیا،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ارجحیت نوع دیالیز خونی یا صفاقی یکی از موضوعات مهم مورد بحث در نفرولوژی است. در این تحقیق ما بعضی خصوصیات اپیدمیولوژیک بیماران همودیالیزی را با بیماران دیالیز صفاقی مقایسه کردهایم.
روش بررسی: نتایج پروتکول تحقیقاتی پژوهشی "بررسی مشخصات اپیدمیولوژییک بیماران نارسایی مزمن کلیه منجر به دیالیز در استان خراسان" برای دستیابی به هر تفاوت آماری مشخص و معنیدار بین بیماران دیالیز صفاقی و همودیالیزها، استفاده شد.
یافتهها: تعداد بیماران تحت دیالیز مزمن در این تحقیق 836 نفر بوده است که 802 بیمار (9/95%) تحت همودیالیز مزمن و 34 نفر (1/4%) تحت دیالیزصفاقی قرار داشتند. در بررسی علل نارساییکلیه منجربه دیالیز از 757 مورد بیمار همودیالیزی که شایعترین علت فشارخون 244 مورد (2/32%) بوده و پساز آن دیابتقندی 169 مورد (3/22%)، علل ناشناخته 148 مورد (6/19%)) بوده است. شایعترین علت دیالیز در مورد دیالیز صفاقی گلومرولونفریت مزمن 11 مورد (4/32%) و پساز آن دیابت 9 مورد (5/26%) و در مرتبه سوم پساز آن علل ناشناخته چهار مورد (8/11%) میباشد. مقادیر متوسط هموگلوبین، کراتینین، کلسیم و فسفر برای بیماران همودیالیزی بهترتیب mg/dl 42/11، mg/dl 5/8، mg/dl 93/8، mg/dl 03/6 بود. در حالیکه متوسط هموگلوبین، کراتینین، کلسیم و فسفر در بیماران دیالیز صفاقی بهترتیب برابر بود با mg/dl 2/11، mg/dl 52/8، mg/dl 41/9، mg/dl 40/5. در مقایسه متوسط سن، توزیع جنس، بیماران دیالیز صفاقی و همودیالیزیها تفاوت آماری مشاهده نشد (05/0>p)
نتیجهگیری: تفاوت مشخص و معنیدار آماری بین میزان متوسط هموگلوبین، کراتینین، کلسیم و فسفر بیماران، همچنین متوسط سن و توزیع از نظر جنس و میزان شیوع HCV آنتیبادی و HbsAg در بین بیماران همودیالیزی و دیالیز صفاقی مشاهده نشد.
محمود غلام آل محمد، ایمان رحیمی،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و
هدف: پایش تهاجمی و مستقیم فشار شریانی توسط یک سیستم ساده
مانومتر نیز انجامپذیر است اما بهدلیل نبود مطالعات سیستماتیک جهت تعیین صحت و
دقت آن و مقایسه با ترانسدیوسر، تفسیر نتایج حاصله از چنین سیستمی پایهعلمی
ندارد.
روش بررسی: جهت تعیین ارتباط یافتههایسیستم مانومتر با سیستماستاندارد
ترانسدیوسر جمعاً 105 اندازهگیری همزمان فشار خون سیستولیک و دیاستولیک شریان
رادیال در هفت بیمار حین جراحی توسط این دو سیستم انجام گردید. در سیستم مانومتر،
اکستنشن تیوب تا نیمه نزدیک به بیمار از سرم سالین پر میشد و نیمه خالی آن به یک
مانومتر متصل میگردید. ترانسدیوسر و سطح بین مایع و هوای درون اکستنشن تیوب در یکسطح
قرار داده میشدند. سپس برای تعیینارتباط مقادیر فشارشریانی بهدستآمده توسط دو
روشاندازهگیری از آنالیز رگرسیون خطی استفاده گردید.
یافتهها: فشار نبض در سیستم مانومتر بهمیزان mmHg [mean (CI 95%)] (41-33)37 کمتر از سیستم استاندارد بوده، اما فشار
متوسط شریانی در دو سیستم با تنها mmHg (3-1)2 اختلاف، از لحاظ
بالینی قابل انطباق میباشند. بهعلاوه، بدون نیاز به محاسبه فشار متوسط شریانی در
سیستم مانومتر، امکان تخمین دقیق فشار متوسط شریانی در سیستم ترانسدیوسر (MAPT)
و پایش تغییرات آن از روی فشار سیستولیک شریانی در سیستم مانومتر (SAPM)
با وجود ارتباط خطی بسیار مناسب این دو اندازهگیری (966/0R=) توسط فرمول 34/7 - (´ SAPM 03/1) MAPT = مقدور میباشد.
نتیجهگیری: پایش فشار
سیستولیک شریانی توسط سیستم مانومتر روش قابل قبولی جهت تخمین فشار متوسط شریانی
در سیستم استاندارد ترانسدیوسر میباشد.
رویا ستارزاده بادکوبه، آناهیتا طاوسی، کاظم حیدری، محسن رضایی همامی،
دوره 68، شماره 5 - ( 5-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: تخمین
فشار انتهای دیاستولی بطنچپ در مبتلایان
بهتنگی دریچهمیترال علاوه بر کمک بهتشخیص نارسایی دیاستولیک بطن چپ، در توجیه
علایم بیماران با تنگی دریچه میترال نیز اهمیت دارد ولی در حال
حاضر نمیتوان با روشهای معمول اکوکاردیوگرافی داپلر بهتخمین این فشار دست یافت.
روش بررسی: در این مطالعه 33 بیمار مبتلا
به تنگی
دریچه میترال متوسط تا شدید که بهنحوی اندیکاسیون کاتتریزاسیون قلب چپ
داشتند، وارد شدند. محل انجام مطالعه بیمارستان امامخمینی و طی سال 88-1387 بود.
در بخش کاتتریزاسیون، فشار انتهای دیاستولی بطن چپ (LVEDP)
این بیماران اندازهگیری شد. حداکثر ظرف مدت سه ساعت قبل از کاتتریزاسیون، بیماران
تحت اکوکاردیوگرافی قرار گرفتهو اطلاعات شامل سرعتهای ورودی میترال، داپلر بافتی
آنولوس میترال، سرعت فلوهای ورید پولمونر، بهدست آمدند. آنالیز رابطه خطی اسپیرمن
و رگرسیون خطی مولتیپل انجام شد. حد معنیدار 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافتهها: میان نسبت
ماگزیمم سرعت ابتدای دیاستولی ورودی میترال به ماگزیمم سرعت داپلر بافتی ابتدای
دیاستول آنولوس میترال (E/Ea) اندازهگیری شده توسط اکوکاردیوگرافی و LVEDP بهصورت معنیداری ارتباط مستقیم وجود داشت
(38/0r =، 04/0p=).
یک رابطه معکوس معنیدار میان فاصلهزمانی شروع موج E
و Ea (TE-Ea)و فشار انتهای دیاستولی بطن چپ (LVEDP) مشاهده گردید (44/0- r =، 01/0p=).
همچنین متغیرهای اندکس Tei (4/0β=،
02/0p=) و TE-Ea (5/0β=،
02/0p=) مستقلاً توانایی پیشگویی فشار دیاستولی بطنچپ
را داشتند (49%= 2R). میان سایر
شاخصهای اکوکاردیوگرافیک اندازهگیریشده با LVEDP
رابطه معنیداری مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بهکار بردن شاخصهای اکوکاردیوگرافی TE-Ea و E/Ea و اندکس Tie
در پیشگویی متوسط LVEDP تایید میکند، لیکن استفاده
از این شاخصها نیازمند مطالعات بیشتر است.
محسن عسکری شاهی، ابراهیم حاجیزاده، محمد افخمی اردکانی،
دوره 68، شماره 11 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: یکی از عوارض بیماری دیابت، رتینوپاتی است که در
صورت تشخیص و درمان زودهنگام آن میتوان از عوارضی چون کمبینایی و حتی نابینایی
جلوگیری کرد. هدف این مطالعه تعیین عوامل موثر بر رتینوپاتی در بیماران دیابتی نوع
دو میباشد.
روش
بررسی: این مطالعه بهصورت تحلیلی مشاهدهای میباشد و در آن 459 بیمار دیابتی نوع دو که از ابتدای اردیبهشتماه 1388 تا پایان آبانماه
1388 به کلینیک چشمپزشکی مرکز تحقیقات دیابت یزد مراجعه نمودهاند وارد مطالعه
شدهاند. بیماران توسط یک متخصص
چشمپزشک تحت معاینات چشمی شامل آزمون تیز بینی، فشار داخل چشم و معاینه با دستگاه
اسلیت لامپ قرار گرفتهاند. پس از اتساع مردمک، معاینه ته چشم صورت گرفته و درجهبندی
بیماران بر اساس طبقهبندی ETDRS صورت گرفته است. برای شناسایی عوامل موثر بر
رتینوپاتی از مدل رگرسیونی مخاطرات متناسب برای دادههای وضعیت جاری استفاده شده
است.
یافتهها: در افراد مورد بررسی شیوع
رتینوپاتی (95% CI) 7/40% میباشد. با یکسال افزایش در مدت
ابتلای فرد به دیابت خطر ابتلا به رتینوپاتی 5% درصد افزایش مییابد (05/0p<). در
افراد دیابتی که برای کنترل قند خونشان از انسولین استفاده میکند، در مقایسه با
افرادی که از داروی خوراکی استفاده میکنند خطر ابتلا به رتینوپاتی 1/1 بار بیشتر
است (05/0p<). در این مطالعه مشاهده شد که داشتن سابقه
پر فشاری خون در فرد دیابتی خطر ابتلا فرد به رتینوپاتی دیابتی را کاهش میدهد.
نتیجهگیری: کنترل
قند خون، معاینه منظم افراد دیابتی توسط متخصصان چشمپزشکی در مراحل اولیه تشخیص
دیابت و کنترل شدید فشار خون در بیماران دیابتی نوع دو توصیه میشود.
زهرا علیزاده، رامین کردی، محمدجواد حسینزاده، محمدعلی منصورنیا،
دوره 69، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: چاقی
یک مشکل عمده سلامت در جهان است، از طرفی تعداد کمی از افراد، بهخصوص زنان، در
سطح توصیه شده برای سلامت در سال 2010، فعالیت فیزیکی دارند. هدف از این مطالعه بررسی
تأثیر دو روش ورزش هوازی مداوم و متناوب، همراه با محدودیت دریافت کالری بر سطح چربی
و قند خون ناشتا در زنان دارای اضافه وزن و چاقی بود.
روش بررسی: 45 خانم
با شاخص توده بدنی بالاتر از 2kg/m25 به صورت تصادفی به سه گروه 15 نفره
تقسیم شدند: الف)گروه ورزش متناوب با 40 دقیقه پیادهروی با شدت متوسط (64% تا76% حداکثر
ضربان قلب)، منقسم در سه جلسه روزانه، پنج روز در هفته، ب) گروه ورزش مداوم 40 دقیقه
پیادهروی با شدت متوسط یک جلسه در روز، پنج روز در هفته، ج)گروه کنترل. هر سه گروه
محدودیت کالری دریافتی روزانه داشتند. اندازهگیری فشارخون، چربی و قند خون ناشتا
در ابتدای مطالعه و بعد از 12 هفته مداخله انجام شد.
یافتهها: پس از 12 هفته مداخله سه گروه از نظر آماری تفاوت معنیداری
در تغییرات چربی خون ناشتا [کلسترول (94/0P=)، تری گلیسیرید (62/0P=)]، قند خون ناشتا (05/0P=)، فشارخون سیستولیک (84/0P=) و فشارخون دیاستولیک (30/0P=) نداشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر میرسد از نظر آماری
تفاوت معنیداری بین یک دوره کوتاهمدت برنامه ورزشی هوازی مداوم و متناوب در کاهش
چربی خون، قند خون ناشتا و فشارخون در حال استراحت در زنان دارای اضافه وزن و چاق
وجود ندارد.
محمد جعفر محمودی، مونا هدایت، فرشاد شریفی، بانو عدالت، مژده میرعارفین، مریم قادرپناهی، حسین فخرزاده،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات اپیدمیولوژیک رابطه مثبت، منفی، U شکل و یا J شکل بین فشارخون با عملکرد شناختی و زوال عقل گزارش کردهاند در حالیکه در برخی مطالعات هیچ رابطه قابل ملاحظهای گزارش نشده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین پرفشاری خون و اختلال شناختی در سالمندان ساکن بنیاد خیریه کهریزک بود. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی اطلاعات در ظرف یک هفته از ابتدای تیرماه سال 1387 جمعآوری شد. از بین 850 نفر افراد 65 سال یا بالاتر ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک، 185 نفر بهصورت تصادفی انتخاب گردیدند. ارزیابی مختصر شناختی تکمیل شد. میانگین قرائتهای فشارخون ثبت شد. اندازهگیریهای آنتروپومتری و بیوشیمیایی انجام گردید. یافتهها: در افراد دچار اختلال شناختی فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و میانگین فشارخون بیشتر از افراد با وضعیت شناختی نرمال بود که از نظر آماری قابل ملاحظه نبود. نسبت شانس ابتلا به اختلال شناختی در مبتلایان به پرفشاری خون و در غیرمبتلایان به پرفشاری خون به ترتیب 52/1 و 58/1 بود (05/0
حمید زاهدی، آناهید ملکی،
دوره 70، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه: داروهای توپیکال چشمی میتوانند
با درجات متفاوتی بهطور سیستمیک جذب شوند و قابلیت ایجاد عوارض سیستمیک جدی را
دارا هستند. بهویژه کودکان در برابر بروز عوارض سیستمیک داروهای توپیکال چشمی که
دوز آنها مطابق با وزن آنها تجویز نمیشود، آسیبپذیر هستند.
معرفیبیمار: در این گزارش عوارض سیستمیک ناشی از استفاده همزمان
داروهای توپیکال فنیل افرین، تتراکایین، تروپیکامید و آتروپین را در یک پسر 17
ساله کاندیدای ویترکتومی عمیق در بیمارستان فارابی در سال 1389 بررسی میکنیم. پس
از چند بار استفاده از ترکیب این قطرهها بیمار دچار علایم افزایش فشارخون و کاهش
هوشیاری میشود.
نتیجهگیری: تعداد قطرهها و چندین بیمار استفاده پیاپی از قطرهها میتواند
سبب بروز عوارض ناشی از مصرف زیاد این قطرهها شود استفاده از غلظت پایین دارو،
استفاده از یک نوع دارو، قطرههای کوچک دارو و مسدود کردن سوراخ مجرای اشکی برای
به حداقل رساندن جذب دارو نتایجی هستند که از این مطالعه بهدست آمد و لازم است که
جهت پیشگیری از دوز توکسیک در بدن بیمار رعایت شوند.
سمیه اعلمی، وحید نیکویی، مهشید ایرانی، اعظم بختیاریان،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت فلز روی (Zn) بهعنوان یک عامل محیطی، در مطالعه حاضر، نقش آن در فشار خون و سیستم قلبی- عروقی بررسی شده است.
روش بررسی: در این مطالعه تاثیر فلز روی بر روی فشارخون در سالهای 1386 تا 1387 در 80 بیمار مبتلا به افزایش فشارخون اولیه (ایدیوپاتیک) و 80 فرد غیرمبتلا به فشارخون که به مرکز قلب تهران مراجعه کرده بودند، در هر دو جنس و چهار گروه سنی (50-41، 60-51، 70-61 و 80-71 سال) مورد بررسی قرار گرفت. پس از انتخاب افراد و گرفتن نمونه خون از آنها، سطح پلاسمایی روی، توسط دستگاه جذب اتمی اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین غلظت پلاسمایی فلز روی در گروه مبتلا به فشار خون، g/mlµ04/0±456/0 و در گروه غیر مبتلا، g/mlµ055/0±551/0 بود. تجزیه آماری نشان داد که میزان فلز روی بهصورت معنیداری در گروه اول پایینتر از گروه دوم بود (05/0P≤). میانگین غلظت پلاسمایی روی در گروه مردان مبتلا به فشار خون، g/mlµ494/0 و در مردان غیر مبتلا، g/mlµ486/0 بود که تفاوت معنیداری مشاهده نگردید (05/0P>). میانگین غلظت پلاسمایی روی در گروه زنان مبتلا به فشار خون، g/mlµ415/0 و در زنان غیر مبتلا، g/mlµ596/0 بود که نشانگر اختلاف معنیداری بین دو گروه بود (001/0P). همچنین بین غلظت پلاسمایی روی افراد مبتلا به فشار خون بالا و افراد غیر مبتلا، در گروه سنی 51 تا 60 سال، تفاوت معنیدار بود (05/0P)، اما در سایر گروهها اختلاف معنیداری مشاهده نگردید (05/0P>).
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده ارتباط چشمگیر بین کاهش سطح پلاسمایی روی و افزایش فشار خون در زنان و نیز در گروه سنی 51 تا 60 سال بود.
غلامرضا خلیلی، پروین ساجدی، صدیقه یوسف زادگان،
دوره 70، شماره 9 - ( 9-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مسایل مهم در اعمال جراحی اعصاب، کنترل فشار داخل مغزی قبل، در حین و بعد از عمل است. دانش بیهوشی از روشهای مختلف و ترکیب عوامل مختلف به این منظور بهره گرفته است. در این مطالعه بر آن شدیم تا اثر دو ترکیب بیهوشی را در ادارهی بیماران با ضایعهی فضاگیر مغزی بررسی کنیم.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در بیمارستان الزهرای (س) اصفهان انجام گرفت. 34 بیمار مبتلا به تومور مغزی سوپراتنتوریال بهصورت تصادفی در دو گروه 17 نفره وارد مطالعه شدند. در گروه اول جهت ادامهی بیهوشی از ترکیب پروپوفول+ فنتانیل و در گروه دوم از ترکیب پروپوفول+ رمیفنتانیل استفاده شد و کنترل همودینامیک حین عمل، وضعیت فشار داخل مغزی و فراوانی عوارض در ریکاوری در دو گروه با یکدیگر مقایسه و در پرسشنامه ثبت گردید.
یافتهها: از نظر وضعیت کنترل همودینامیک تفاوتی بین دو گروه مشاهده نگردید. در میان عوارض در اتاق بهبودی نیز بهجز درد، که در افراد گروه رمیفنتانیل بیشتر بروز کرد (03/0P<)، تفاوتی بین دو گروه دیده نشد. از نظر درجهی افزایش فشار داخل جمجمهای، افراد گروه فنتانیل در پایان جراحی وضعیت مناسبتری داشتند ولی از نظر آماری میزان کاهش فشار داخل جمجمهای در دو گروه معنیدار نبود.
نتیجهگیری: هر دو ترکیب دارویی قادرند بهشکل مناسب فشار داخل مغز را در طی عمل جراحی کنترل نموده، لیکن ترکیب پروپوفول و فنتانیل با بیدردی ایجاد نموده در طی زمان ریکاوری و لذا ایجاد ریکاوری آرامتر برای بیمار مناسبتر بهنظر میرسد.
رضا کرباسی افشار، رضا نورروزیان، آیت شهماری، امین صبوری،
دوره 71، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: فعالشدن سمپاتیک کلیوی یکی از کلیدهای اساسی فشارخون اولیه است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر و ایمنی سمپاتکتومی عروق کلیوی در کاهش فشارخون است.
روش بررسی: در این مطالعه تصادفی آیندهنگر بیمارانی که علیرغم دریافت سه داروی ضدفشارخون یا بیشتر، فشارخون پایه سیستولیک mmHg160 یا بالاتر داشتند، بهطور تصادفی انتخاب شده و تحت بررسی قرار گرفتند. یک گروه تحت درمان با قطع عصب سمپاتیک کلیوی (Renal sympathetic denervation) و گروه دیگر (گروه کنترل) تحت ادامه درمان دارویی قبلی قرار گرفتند و تأثیر دو پروتکل درمانی در کنترل فشارخون در طی ششماه ارزیابی شد.
یافتهها: 117 بیمار (54%) از 212 بیمار اولیه برای قطع عصب سمپاتیک کلیوی انتخاب شدند (گروه یک). 95 بیمار (46%) بهمدت ششماه تحت ادامه درمان دارویی بهتنهایی قرار گرفتند (گروه دو). فشارخون براساس کنترل درمانگاهی پیگیری شد که در گروه یک، مقدار متوسط mmHg12/24±15/35 تغییر داشت (001/0P<). در مقابل گروه دو تغییر معنیداری از مقدار پایه نداشت (تغییر mmHg11/22±0/5 و (9/0P: سیستولی و 96/0P: دیاستولی). در عرض شش ماه، 92% از 117 بیمار گروه یک، کاهش فشارخون mmHg20 یا بیشتر را در مقایسه با 15% از 95 نفر گروه کنترل نشان داد (001/0P:). در طول مطالعه هیچ عارضه جدی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد میتوان از روش قطع عصب سمپاتیک کلیوی بهعنوان روشی اثربخش و مطمئن بهعنوان جایگزین درمان دارویی طولانیمدت در بیماران مقاوم به درمانهای معمول ضدفشارخون استفاده کرد. هرچند مطالعات با طول مدت پیگیری طولانیتر و تعداد نمونه بیشتر جهت اثبات این موضوع نیاز است.
مریم امیرعضدی، فرهاد دریانوش، محمدعلی بابایی بیگی، مریم کوشکی جهرمی، امین مهرابی،
دوره 71، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: هورمون پپتید گشادکننده رودهای (Vasoactive Intestinal Peptide, VIP)، نقش مهمی در تعدیل جریان خون کرونری ایفا میکند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته فعالیت هوازی با شدت کم بر سطوح پلاسمایی هورمون VIP، فشارخون و ضربان قلب افراد غیرورزشکار سالم و مبتلا به بیماری کرونری (CAD) است.
روش بررسی: در این پژوهش 15 زن و 15 مرد سالم و 15 زن و 15 مرد بیمار مبتلا به CAD، بهعنوان گروه کنترل و گروه آزمایش بهطور تصادفی انتخاب شدند. آزمودنیها سه جلسه در هفته با شدت ثابت 10±100 ضربه در دقیقه بهمدت هشت هفته بهفعالیت هوازی پرداختند. برای بررسی تغییرات هورمون VIP، از تمامی آزمودنیها در سه نوبت (قبل، بلافاصله و 24 ساعت پس از هشت هفته)، نمونهی خونی گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در چهار گروه تفاوت معنیداری بین میزان VIP پلاسمای قبل، بلافاصله و 24 ساعت بعد از هشت هفته تمرین مشاهده نشد. از طرف دیگر فشارخون سیستولیک سه نوبت چهار گروه (01/0P=) و فشارخون دیاستولیک سه نوبت، در مردان بیمار و زنان سالم (03/0P=) معنیدار بود، اما در فشارخون دیاستولیک سه نوبت دو گروه دیگر تفاوت معنیداری مشاهده نشد. تفاوت معنیداری بین ضربان قلب سه نوبت سه گروه وجود داشت (002/0P=)؛ اما تفاوتی در مردان سالم مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج فوق بهنظر میرسد باید مدت و شدت هر جلسه تمرینی موردتوجه قرار گیرد تا به آستانه تحریک VIP برسد، شاید باعث ایجاد تغییرات قابلملاحظهای در سطوح VIP گردد.