12 نتیجه برای فوت
حسن پیوندی، محمد طالبپور، زهرا بگم اورنگ، هادی احمدی آملی، نبی مطلبی، حمیدرضا حلاج مفرد، بهنام مولوی، حسین عاشری،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده
انجام کالبد شکافی به فرم مرسوم در اغلب موارد برای صاحبان متوفی امری ناخوشایند به حساب میآید. هدف از انجام این تحقیق، بررسی آسیبهای شکمی به روش لاپاراسکوپی و تعیین صحت و دقت روش لاپاراسکوپی با روش کالبد شکافی مرسوم میباشد.
روش بررسی: از آذر ماه 1383 لغایت شهریور ماه 1384 از میان اجساد ارجاع شده به مرکز پزشکی قانونی کهریزک تعداد 50 جسد تازه (کمتر از 24 ساعت از فوت گذشته باشد) که در اثر ترومای غیرنافذ فوت شده بودند، انتخاب شد. ابتدا با روش لاپاراسکوپی از نظر ضایعات داخل صفاقی و خلف صفاقی تحت بررسی قرار گرفتند و در مرحله بعد، کالبد شکافی (به عنوان روش استاندارد) انجام شده و تکتک ارگانها از نظر وجود آسیب بررسی و Grading آن مشخص گردید و با نتایج لاپاراسکوپی مورد مقایسه قرار گرفت. صحت تشخیصی لاپاراسکوپی برای هر یک از موارد با محدوده اطمینان 95% (CI95%) محاسبه گردید و با آزمون دقیق فیشر بررسی شد.
یافتهها: آمارههای صحت تشخیصی برای اعضاء داخل صفاقی و خارج صفاقی و در نهایت آمارههای صحت تشخیصی کلی از لحاظ آماری معنیدار بودند. صحت لاپاراسکوپی برای اعضا داخل صفاقی 90% (CI95% 8/94% تا 7/81%) و برای اعضا خارج صفاقی 92% (CI95% 96% تا 7/84%) بود. صحت کلی لاپاراسکوپی84% (CI95% 5/90% تا 3/74%) بود.
نتیجهگیری : روش لاپاراسکوپی در مورد آسیبهای داخل صفاقی حساسیت و ویژگی قابل قبولی دارد ولی در تشخیص آسیب اعضا خارج صفاقی حساسیت کمتری دارد. لذا این روش در مورد آسیبهای داخل صفاقی جایگزین مناسبی برای کالبد شکافی به روش سنتی به نظر میرسد.
سیدجمال هاشمی، فریده زینی، روشنک داعی، انسیه زیبافر، میرابوالفضل ذاکری،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات مختلف نشان دادهاند علیرغم توسعه داروهای ضد قارچی و به دلیل افزایش بروز مقاومت دارویی، افزایش Minimum Inhibitory Contration (MIC) و انتقال مقاومت (Cross- resistance) در میان ایزولههای آسپرژیلوس، میزان مرگ و میر عفونتهای فرصت طلب و مهاجم ناشی از گونههای آسپرژیلوس افزایش یافته است. عدم پاسخ موثر به درمانهای رایج و عدم دسترسی به اطلاعات حساسیت دارویی شایعترین ایزولههای آسپرژیلوس بهانهای برای طراحی و اجرای مطالعه اخیر گردید.
روش بررسی: در طی 13 ماه تعداد 50 ایزوله کلینیکی آسپرژیلوس بر اساس روش Klich 2002 و مشخصات مورفولوژیک تشخیص داده شدند. سپس تست حساسیت دارویی آنها طبق روش استاندارد Broth Microdillution NLCCLS- M38A انجام گرفت.
یافتهها: در این بررسی مشاهده شد که 5/7% ایزولههای A.flavus باg/ml µ2 MIC>در رابطه با داروی آمفوتریسین AMB B احتمالا به عنوان ایزوله کلینیکی مقاوم و 25% ایزولهها در رابطه با داروی ایتراکونازول ITR)) به واسطه g/mlµ8MIC<، ایزوله با حساسیت کمتر تلقی شدند. در رابطه با داروی وریکونازول (VRC) نیز در مقایسه با مطالعات خارج از ایران، ایزولهها از حساسیت کمتری برخوردار بودند. دامنه MIC 9 استرین A.niger و MIC 1 استرین A.fumigatus در رابطه با هر سه دارو در مقایسه با برخی مطالعات مشابه خارجی افزایش داشت.
نتیجهگیری: ما در این بررسی مشاهده کردیم که دامنه MIC ایزولهها در اکثر موارد در دامنه MIC استرینهای استاندارد و در برخی موارد در دامنه مطالعات مشابه خارجی و در موارد قابل اهمیتی هم خارج از این دامنهها قرار گرفت که حکایت از حساسیت کمتر ایزولههای ایرانی و افزایش MIC آنها دارد.
مهرداد حسیبی، سیروس جعفری، حمیده خضرائیان، سید علی دهقان منشادی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آمفوتریسین B داُکسی کولات (Amphotericin B Deoxycholate, ABD) دارویی کارآمد در درمان بیماریهای قارچی است اما عوارضی چون سمیت کلیوی میتواند محدودیتهایی در استفاده بهینه از آن ایجاد کند. این مطالعه با هدف بررسی اثر اینترالیپید در کاهش سمیت کلیوی داروی آمفوتریسین انجام شد.
روش بررسی: این تحقیق یک کارآزمایی بالینی تصادفی میباشد. بیماران مبتلا به عفونت قارچی بستری شده در بیمارستانهای امیر اعلم و امامخمینی (ره) شهر تهران در طی سالهای 1391-1390 به شکل تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه ABD با دوز mg/kg/day1 به صورت انفوزیون وریدی چهار ساعته در داخل سرم دکستروز 5% تجویز گردید. در گروه مداخله علاوه بر تجویز آمفوتریسین B، اینترالیپید 10% به مقدار500 میلیلیتر روزانه حداکثر یک ساعت پس از دریافت داروی ضد قارچ تجویز شد. سمیت کلیوی (افزایش حداقل 50% در کراتینین سرم به یک حداقل بالای mg/dl2)، روند تغییرات کراتینین روزانه در دو هفته اول درمان و تعدادی شاخصهای فرعی عملکرد کلیوی در دو گروه اندازهگیری و مورد مقایسه قرار گرفت. به عنوان یک هدف فرعی موارد ایجاد هیپوکالمی نیز در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: 31 بیمار در مطالعه وارد شدند. تعداد موارد سمیت کلیوی و سایر شاخصهای فرعی کارکرد کلیوی در گروههای کنترل و مداخله تفاوت معنیدار آماری نداشتند (05/0P>). همچنین روند تغییرات کراتینین روزانه در دو هفته اول درمان نیز در دو گروه تفاوت معنیدار نداشت (62/0P=). میزان هیپوکالمی نیز در دو گروه تفاوت آماری معنیدار را نشان نمیداد (47/0P=).
نتیجهگیری: تجویز اینترالیپید در فاصله زمانی بسیار کوتاه پس از تجویز آمفوتریسین B اثری بر سمیت کلیوی ناشی از آن ندارد. همچنین این مداخله تأثیری بر میزان موارد ایجاد هیپوکالمی مرتبط با آن نیز ندارد.
توحید سیف برقی، رامین کردی، امیرحسین معماری،
دوره 71، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: ورزشکاران بهطور معمول در زمینههای جسمانی نسبت بهسایر زمینهها تمرینات و مهارت بیشتری دارند و اغلب آگاهی کمتری از فاکتورهای شناختی و روانی موثر بر عملکرد و اجرای ورزشی خود دارند. لذا ورزشکاران رشتههای مختلف بهویژه ورزشهای تیمی، چندان با مهارتهای روانی مرتبط با ورزش آشنا نیستند و کمتر به تمرینات ذهنی میپردازند. بهتازگی تصویرسازی بهعنوان یکی از مهارتهای پایهای مورد نیاز و موثر در ورزش مطرح بوده است. در این مطالعه اثر تصویرسازی شناختی بر عملکرد فوتبالیستهای نخبه در جریان مسابقات رسمی را در دو مطالعه موازی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: بیست و دو ورزشکار در رده جوانان و 22 ورزشکار در رده بزرگسال بهطور جداگانه و بهصورت تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. آموزش تصویرسازی شناختی برای شرکتکنندگان در گروه مداخله، بهمدت 12 هفته و مشابه با هم صورت پذیرفت، درحالیکه بازیکنان گروه شاهد هیچگونه مداخله شناختی دریافت نمیکردند. عملکرد ورزشی ورزشکاران فوتبالیست بهصورت میزان پاسهای صحیح در جریان مسابقات رسمی، قبل و بعد از مداخله تصویرسازی مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاکی از تغییر قابلتوجه در عملکرد فوتبالیستهای رده جوانان بعد از دریافت مداخله نسبت به گروه شاهد بود (69/1، 17/1 :95%CI، 000/0P<، 41/1OR=). در رده بزرگسال علیرغم روند رو به رشد بازیکنان در اجرای ورزشی، تفاوت معنیداری میان گروه مداخله و شاهد دیده نشد (4/1، 82/0 :95%CI، 05/0P>، 07/1OR=).
نتیجهگیری: نتایج بهدستآمده نشان میدهد مداخلات تصویرسازی شناختی اختصاصی و عمومی میتواند عملکرد فوتبالیستها بهخصوص در رده جوانان را بهبود بخشد.
اشرف توانائی ثانی، عبدالمجید فتی، مهناز آریان،
دوره 72، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی تظاهرات مختلف بالینی و نتایج درمانی بیماری موکورمایکوزیس رینواوربیتوسربرال بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- مقطعی در بیماران مبتلا به موکورمایکوزیس انجام شد. تمامی بیماران مراجعهکننده در طی سالهای 1377 تا خرداد 1391 در صورتی که شرایط ورود به مطالعه را داشتند انتخاب شدند. علایم بالینی و عوامل مساعدکننده و پارامترهای دموگرافیک، روش تشخیص، برنامه درمانی، میزان بقا، فاکتورهای مرتبط با پیامد بیماران و دوز کلی آمفوتریسین B بیماران بررسی شد.
یافتهها: از 123 بیمار مورد مطالعه، 92 بیمار قطعی، یک مورد احتمالی و 30 مورد ممکن بود. از 92 بیمار با تشخیص قطعی موکورمایکوزیس 52% مرد و 48% زن بودند. 4/42% دیابت، 38% نقص ایمنی، 3/41% تب، 3/54% زخم بینی و نکروز کام، 7/59% علایم چشمی، 4/55% سردرد، 2/28% علایم سیستم عصبی مرکزی و 2/53% علایم Facial داشتند. زمان متوسط شروع درمان از علایم 6/8±2/8 روز بود و در 5/70% بیماران از آمفوتریسین B و جراحی، هر دو استفاده شد. متوسط تعداد جراحیها 5/1±8/1 بود. در پیگیری بقای شش ماهه بهطور متوسط بقای روزانه 83±3/60 روز بود و در کل 7/32% از بیماران زنده ماندند.
نتیجهگیری: دیابت و بعد از آن نقص ایمنی بهعنوان شایعترین عوامل مساعدکننده بودند. در رابطه با تاثیر سن و عوامل مساعدکننده و عوارض دارویی بر بقا هیچ تفاوت معناداری از نظر آماری وجود نداشت. الگوی درگیری تصویربرداری بر مرگ بیمارستانی موثر بود. دوز توتال آمفوتریسین B بر بقای بیماران تاثیر دارد. برنامه درمانی و تعداد عمل جراحی با بقا رابطه داشت.
ثریا قربانی، روشنک داعی قزوینی، سید جمال هاشمی، پریوش کردبچه، انسیه زیبافر، زهرا کمالی سروستانی، حیدر بخشی، پگاه آردی،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کاندیدا قارچ مخمری فرصت طلب است که در صورت ضعف عملکرد سیستم ایمنی میزبان، قادر به ایجاد عفونت و بیماری میباشد. در سالهای اخیر عفونتهای قارچی مهاجم در نوزادان بهطور چشمگیری افزایش یافته است و حتی منجر به مرگ آنها شده است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین الگوی حساسیت دارویی گونههای کاندیدای کلونیزه شده بر پوست و مخاط نوزادان نسبت به داروهای ضدقارچی فلوکونازول، آمفوتریسین B و کاسپوفانژین بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی به مدت هفت ماه از خردادماه تا آذرماه ۱۳۹۵ در آزمایشگاه قارچشناسی و سرولوژی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ۲۳ ایزوله کاندیدا شامل: کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا آلبیکانس، کاندیدا تروپیکالیس، کاندیدا گیلرموندی و کاندیدا کروزیی از پوست و مخاط نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژهی بیمارستان امامخمینی (ره) و مرکز طبی کودکان در تهران که با روش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (RFLP-PCR) (هضم محصولات PCR توسط آنزیم اندونوکلئازی) پیشتر تعیین هویت شده بودند، از این رو جهت بررسی حساسیت آنها به داروهای ضدقارچی فلوکونازول، آمفوتریسین B و کاسپوفانژین مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: ایزولههای کاندیدا گیلرموندی به فلوکونازول حساس بودند ولی در کاندیدا کروزیی حساسیت وابسته به دوز دیده شد. در بررسی آمفوتریسین B و کاسپوفانژین، تمامی گونههای جدا شده در همهی موارد نسبت به آن حساس بودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، حساسیت گونههای کاندیدای جداشده به داروهای ضدقارچی آمفوتریسین B و کاسپوفانژین بیشتر است.
بابک مصطفیزاده، محمد حسین کمالالدینی، فارس نجاری،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دادههای مرگومیر درست و دقیق بهمنظور برنامهریزیها امری ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی انطباق گواهیهای فوت صادر شده با اصول صحیح علمی میباشد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت مقطعی گذشتهنگر، با استفاده از دادهها در پرونده بالینی از اول فروردین سال ۱۳۹۲ تا پایان اسفند ۱۳۹۳ در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی پروندههای فوتی در بیمارستان شهدای تجریش و مدرس تهران بوده که با روش سرشماری انتخاب و دادههای آن استخراج شده است.
یافتهها: ۴۵/۶% از گواهیهای فوت توسط متخصص پزشکی قانونی صادر و ۷۶/۴% از گواهیهای فوت، علت مرگ با پرونده بالینی فرد همخوانی داشته و ۲۳/۶% از موارد همخوانی نداشته است. در ۶۴/۸% موارد کد ۱۰-ICD درست درج شده است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که گواهی فوت توسط متخصصین پزشکی قانونی بهصورت صحیح و اصولیتر تکمیل شده است.
رویا طاهریتفتی، موج طاهریتفتی،
دوره 76، شماره 10 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فوتوتراپی موثرترین روش درمان زردی نوزادان است و فوتوتراپی متناوب باوجود موثر بودن، دارای فواید بیشتر و عوارض کمتر نسبت به فوتوتراپی مداوم است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو روش فوتوتراپی متناوب و مداوم بر کاهش بیلیروبین سرم نوزادان ترم زرد و ارزیابی طول مدت بستری ومدت فوتوتراپی در این دو روش صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در ۶۰ نوزاد ترم زرد که از دیماه سال ۱۳۹۵ تا دیماه ۱۳۹۶در بیمارستان لقمان تهران بستری گردیدند، انجام شد. نوزادان بهصورت تصادفی به دو گروه فوتوتراپی متناوب (اول) و مداوم (دوم) تقسیم شدند. در گروه (دوم) دستگاه فوتوتراپی در تمام شبانه روز روشن بود. در گروه (اول) دستگاه فوتوتراپی ۱۶ ساعت روشن و هشت ساعت (از ساعت ۱۰ شب تا شش صبح) خاموش میشد و پس از فوتوتراپی بیلیروبین سرمی بتوالی اندازهگیری شد. معیار ورود شامل نوزادان ترم زرد با علت غیرهمولیتیک بستری در بخش بود و معیارهای خروج شامل سپسیس و بیلیروبین بیش از mg/dl ۱۸ و ایکتر همولیتیک بودند. پیامدهای زودرس شامل میزان کاهش بیلیروبین و مدت بستری و مدت فوتوتراپی و دیررس نظیر کرنیکتروس بررسی گردیدند.
یافتهها: دو گروه از نظر معیارهای دموگرافیک مشابه بودند. طول بستری بر حسب روز در گروه مداوم ۰/۶۰±۲/۳ و در گروه متناوب ۰/۹۳±۲/۴۶ بود و تفاوت معناداری نداشتند (۰/۵۱۶P=) مدت زمان فوتوتراپی بر حسب ساعت در گروه فوتوتراپی مداوم ۱۶/۳۹±۴۵/۲۶ و در گروه متناوب ۱۱/۸۲±۴۶ بود که از نظر آماری تفاوت معناداری نداشتند (۰/۸۴۳P=) سرعت کاهش بیلیروبین پس از ۳۶ ساعت در دو گروه یکسان بود وتفاوت معنادار آماری نداشتند (۰/۴۲۹P=).
نتیجهگیری: فوتوتراپی متناوب به اندازه فوتوتراپی مداوم در کاهش بیلیروبین نوزادان ایکتریک موثر میباشد.
اشرف توانائی ثانی، لیدا جراحی، مرضیه صابری،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات ۱۰ سال اخیر نشاندهنده اثرات متناقضی از عفونت همزمان ویروس لنفوتروپیک انسانی تیپ یک (HTLV-1) با ویروس سلول T نقص ایمنی انسانی میباشد. این مطالعه به مقایسه سیر بالینی و یافتههای آزمایشگاهی افراد با عفونت همزمان با این دو ویروس و مقایسه روی پاتوژنز آن با بیماران مبتلا به عفونت ویروس نقص ایمنی انسانی (HIV) پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه بهروش کوهورت تاریخی در مرکز بیماریهای رفتاری- عفونی مشهد از فروردین ۱۳۹۲ تا اسفند ۱۳۹۵ انجام شد. بیمارانی که تست الیزای مثبت داشتند با تکرار الیزا و وسترن بلات آلودگی آنها تایید شد. میزان پلاکت، گلبولهای سفید، نوتروفیل، سطح CD4، مرحله و شدت بیماری در زمان تشخیص و شروع درمان و پایان درمان ضد رتروویروس مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از ۶۴ بیمار شرکتکننده، ۶۱ نفر مرد بودند. از کل بیماران، ۴۲ نفر ویروس نقص ایمنی انسانی مثبت بودند (در ۳۵ نفر هپاتیت C مثبت بود)، سایر ۲۲ نفر ویروس نقص ایمنی انسانی و ویروس سلول T لنفوتروپیک انسانی مثبت بودند (۱۸ نفر از آنها هپاتیت C مثبت هم بودند). افراد با عفونت همزمان سابقه رفتارهای پرخطر به ویژه مصرف مواد مخدر تزریقی داشتند. مرگ در گروهی که مبتلا به ویروس نقص ایمنی انسانی بودند شایعتر بود. عفونتهای فرصتطلب و یافتههای آزمایشگاهی (بهجز CD4) در دو گروه کمابیش یکسان بود. مرحله و شدت بیماری در دو گروه تفاوتی نداشت.
نتیجهگیری: سیر بیماری در کسانی که عفونت همزمان داشتند با کسانی که فقط آلوده به ویروس نقص ایمنی انسانی بودند، تفاوت آشکاری نداشت. همچنین در عفونت همزمان با شروع درمان، افزایش سطح سلولهای CD4 مثبت نسبت به آلودگی ویروس نقص ایمنی انسانی بیشتر بود.
شیرین سادات بدری، سارا اعتمادیمقدم، آزاده مقدس،
دوره 77، شماره 12 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: باوجود عوارض خطیر جانبی آمفوتریسین B، هنوز برخی از فرمهای این دارو بهترین انتخاب درمانی برای بیماران با عفونتهای قارچی مهاجم هستند. با تجویز درست پروتکل پیشدرمانی میتوان تا حدودی از بروز برخی عوارض ناخواسته آمفوتریسین B بهویژه واکنشهای حین تزریق، پیشگیری کرد. مطالعه حاضر با هدف بررسی فراوانی و انواع واکنشهای حین تزریق و ارزیابی الگوی پیشدرمانی رایج برای تجویز آمفوتریسین B طراحی گردید.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، بیمارانی که از بهمن ۱۳۹۵ تا اسفند ۱۳۹۶ در بیمارستانهای سیدالشهداء (ع) و الزهراء (س) اصفهان بستری شده و داروی آمفوتریسین B دریافت نمودهاند، وارد مطالعه شدند. نحوه عملکرد پزشکان در تجویز پیش درمانها و نیز دادههای مربوط به واکنشهای حاد حین انفوزیون دارو، شامل تب، لرز، ترومبوفلبیت، سردرد، تهوع و استفراغ ثبت گردید.
یافتهها: در این دو مرکز درمانی، بیشترین دارویی که بهعنوان پیشدرمان مورد استفاده قرار میگرفت هیدروکورتیزون بود. دیفنهیدرامین بهدلیل نداشتن شکل دارویی مناسب در هیچکدام از این مراکز استفاده نمیشد. واکنشهای حین تزریق شایع شامل تهوع و استفراغ، تب و لرز، کهیر، سردرد و افت فشارخون بوده و در ۱۹ نفر (۲۷%) از بیمارانی که پیشدرمان دریافت نکرده بودند و دو نفر (۳%) از بیمارانی که تنها یک نوع داروی پیشدرمان دریافت کرده بودند، دیده شد. ۲۰ نفر (۲۸%) از بیماران دچار تب، لرز و سردرد و هفت نفر (۱۰%) از بیماران دچار تهوع و استفراغ شدند.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر، تنها بیمارانی دچار عارضه حین تجویز دارو شدند که فقط یک نوع پیشدرمان دریافت کرده و یا هرگز پیشدرمانی برایشان در نظر گرفته نشده بود. بنابراین نتایج این مطالعه بر لزوم پیشدرمانی مناسب در کنترل واکنشهای حین تزریق دارو تأکید دارد.
ماندانا رضایی، نادر صدری اقدم، محمود رضا آذغانی، فریبا قادری، حکیمه آدیگوزلی،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: روش مرسوم اندازهگیری قدرت عضلانی جهت تخمین آسیبهای ورزشی اندام تحتانی در ورزشکاران و نیز طراحی پروتکلهای پیشگیری از آسیب، روش دینامومتری میباشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر وضعیت مفصل ران بر شاخصهای دینامومتری مفصل زانو در ورزشکاران فوتبال و دومیدانی بود.
روش بررسی: 44 ورزشکار مرد (فوتبال=22 و دومیدانی=22) با نمونهگیری غیراحتمالی ساده وارد این مطالعه توصیفی-تحلیلی شدند. شاخصهای دینامومتری مفصل زانو شامل حداکثر گشتاورهای فلکسوری و اکستانسوری، طول بهینه، زاویه کراس اور و نسبتهای تعادل عملکرد عضلانی در سرعت 60 درجه بر ثانیه و در دو وضعیت نشسته و خوابیده (با توجه وضعیت مفصل ران) در دو گروه ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شدند. این مطالعه در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی تبریز (از مهر 1398 تا مهر 1399) اجرا شد.
یافتهها: اثر متقابل گروه و وضعیت مفصل ران در شاخصها معنادار نشد (05/0<P). میزان گشتاور کانسنتریک و اکسنتریک اکستانسوری و فلکسوری و نسبت مرسوم فلکسوری به اکستانسوری در وضعیت نشسته بهصورت معناداری بیشتر از وضعیت خوابیده بود. طول بهینه فلکسوری در وضعیت خوابیده بیشتر از نشسته و زاویه کراس اور در وضعیت خوابیده کمتر از وضعیت نشسته بود (05/0>P). وضعیت مفصل ران بر روی نسبت عملکردی فلکسوری به اکستانسوری تاثیری نداشت (05/0<P). شاخصهای دینامومتری بین دو گروه فوتبال و دومیدانی نیز با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (05/0<P).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر اهمیت وضعیتدهی مفصل ران را در اندازهگیری قدرت عضلانی مفصل زانو در ورزشکاران فوتبال و دومیدانی نشان میدهد که میتواند بر طراحی تمرینات تقویتی در ورزشکاران و تخمین میزان آسیبهای ورزشی اثرگذار باشد.
هادی قرهباغیان آذر، آذر قاسمی، الهه حسینپور،
دوره 80، شماره 9 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: میگرن یک بیماری عودکننده است که مکانیسم قطعی آن ناشناخته میباشد. باتوجه به اینکه یکی از پاتوفیزیولوژیهای پیشنهادشده برای بیماری میگرن، بر نقص عملکرد میتوکندریایی سلولهای مغزی و افزایش استرسهای اکسیداتیو و بهدنبال آن آسیبهای عصبی-عروقی دلالت دارد، در این تحقیق تلاش گردیده تا کارایی کوآنزیم Q10 در پیشگیری سردردهای میگرنی مورد بررسی قرار گیرد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور بر روی 112 بیمار با تشخیص میگرن و مراجعهکننده به درمانگاه مغز و اعصاب بیمارستان امام رضا کرمانشاه از فروردین تا شهریور 1397 صورت پذیرفت. بیماران بهصورت کاملاً تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. برای هر دو گروه پروپرانولول mg 40 تجویز شد. به گروه اول بهعنوان گروه مداخله mg 60 در روز CoQ10 در همراهی با درمان پیشگیرانه قبلی تجویز گردید. سپس اختصاصات کمی و کیفی سردردهای میگرنی نظیر تهوع و استفراغ، فوتوفوبی، فونوفوبی، شدت، مدت زمان حمله و فرکانس سردرد از طریق Student's t-test، Mann-Whitney U test و Wilcoxon مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتیجه گرفته شد که میزان تاثیر mg 60 مکمل CoQ10 درکنار mg 40 پروپرانولول روزانه در بیماران دارای سردردهای میگرنی باعث بهبود بیشتر علایم نسبت به دریافت پروپرانولول mg 40 روزانه میشود. در گروه مداخله تهوع و استفراغ، فوتوفوبی و شدت سردرد بهطور معناداری نسبت به گروه کنترل بهبود داشته، با این وجود فونوفوبی، فرکانس و مدت زمان حمله سردرد در گروه مداخله تفاوت معناداری با گروه کنترل نداشته است.
نتیجهگیری: اضافه کردن مکمل CoQ10 به رژیمهای روتین پروفیلاکسی میگرن، میتواند باعث کاهش شدت سردرد و برخی علایم همراه شود و عارضه جانبی قابلتوجهی بههمراه ندارد. به این ترتیب Q10 یک انتخاب مناسب در بیمارانی است که به رژیم دارویی استاندارد پاسخ کافی نمیدهند.