۱۲ نتیجه برای فیبروز
ایرج لطفینیا، اسماعیل خلاقی، مهران مسگری، حیدرعلی اسماعیلی،
دوره ۶۶، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۸۷ )
چکیده
۸۰۰x۶۰۰ Normal ۰ false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه و هدف: تشکیل فیبروز اپیدورال بخشیاز یک پاسخ فیزیولوژیک طبیعی پساز انجام عمل جراحی لامینکتومی میباشد همچنین این پروسه میتواند یکیاز علل مهم عدم موفقیت اعمال جراحی ستون فقرات بهحساب آید. هدف این مطالعه بررسی تاثیر ژل فوم در کاهش فیبروز اپیدورال پس از جراحی لامینکتومی در خرگوش میباشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهصورت آیندهنگر بر روی ۴۵ خرگوش از نژاد نیوزلندی سفید انجام شد و تحت جراحی لامینکتومی با روش استاندارد و پذیرفته شده قرار گرفتند. پس از هشت هفته خرگوشها کشته شده و ستون فقرات از L۳ تا L۶ بهصورت یکپارچه خارج گردید. میزان فیبروز اپیدورال مشخص گردید. همچنین تعداد فیبروبلاستها و سلولهای التهابی در هر دو گروه با هم مقایسه شد.
یافتهها: در این بررسی از نظر میزان فیبروز اپیدورال پس از عمل ۵۵% خرگوشهای گروه A در گرید صفر و یک و ۴۵% در گرید دو قرار داشتند. این میزان در گروه B بهترتیب ۷/۷۳% و ۳/۲۶% بود که از نظر آماری تفاوت معنیدار وجود نداشت ( ۱۸۹/۰p=). از نظر تعداد سلولهای فیبروبلاستها بهترتیب ۴۰% از خرگوشهای گروه A در گرید یک و ۶۰% در گرید دو و ۱/۴۲% خرگوشهای گروه B در گرید یک و ۹/۵۷% در گرید دو قرار داشتند و تفاوت آماری بین دو گروه معنیدار نبود (۵۷۶/۰p=). از نظر تعداد سلولهای التهابی نیز بین دو گروه تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت (۴۶۵/۰p=).
نتیجهگیری: استفاده از ژل فوم پس از جراحی لامینکتومی در خرگوش تاثیری در کاهش میزان فیبروز اپیدورال پس از هشت هفته ندارد.
هاله اخوان نیاکی، رضا طبریپور، محمد رضا اسمعیلی دوکی، ماندانا عزیزی، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی،
دوره ۶۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer۴
زمینه
و هدف: فیبروز کیستی یک بیماری اتوزومال مغلوب شایع در میان
سفیدپوستان است و منجر به اختلال در عملکرد غدد برونریز میشود که ناشی از جهش در
ژن پروتیین تنظیمکننده کانال عبور غشایی فیبروز کیستی (CFTR) است. علایم فنوتیپی در این
بیماری بسیار متنوع و نتیجه طیف وسیع جهشها در ژن CFTR است. این
تحقیق به بررسی پلیمورفیسم تکرارهای پلی تیمین (T۹ , T۷ , T۵) در اینترون هشت ژن CFTR در افراد سالم و مبتلا در استان
مازندران پرداخته است.
روش بررسی: ۴۰
کودک مبتلا به فیبروز کیستی و ۴۰ فرد سالم ساکن استان مازندران برای پلیمورفیسم
پلی تیمین در اینترون هشت ژن CFTR با استفاده از روش Reverse dot blot بررسی شدند.
یافتهها: تکرار T۷ در افراد سالم و مبتلا شایعترین
و فراوانی آللی آن حدود ۷۵% است. فراوانی آللی تکرارهای T۹ و T۵ بهترتیب حدود ۲۰% و ۵% میباشد.
ژنوتیپهای T۷/T۷ در هر دو گروه شایعترین و بهترتیب از فراوانی ۵/۷۲% و ۶۰% در افراد سالم
و بیمار برخوردارند. ژنوتیپهای T۵/T۹ و T۵/T۵ در این مطالعه مشاهده نشدند. ۵/۲۲%
افراد سالم و ۳۰% افراد بیمار ژنوتیپ هتروزیگوت داشتند.
نتیجهگیری: با
توجه به فراوانی آللهای T۵، T۷، T۹ و وجود ۵/۲۲ الی ۳۰ درصد ژنوتیپ
هتروزیگوت در افراد بررسی شده، پلیمورفیسم تکرارهای T در اینترون هشت میتواند بهعنوان
مارکر برای ردیابی آللهای سالم و جهشیافته در تشخیص پیش از تولد یا شناسایی ناقلین با سابقه بیماری
در خانواده استفاده شود.
وحید خلقی اسگوئی، محمدرضا اسماعیلی دوکی، رضا طبریپور، رقیه پورباقر، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی، هاله اخوان نیاکی،
دوره ۶۹، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : فیبروزکیستی بیماری ژنتیکی با الگوی توارثی اتوزوم مغلوبی است که باعث درگیر شدن چندین ارگان میشود. بهکارگیری مارکرهای پلیمورفیک در ردگیری ژنی میتواند راه حلی مناسب در زمینه تشخیص پیش از تولد ارایه کند همچنین میتواند در بررسی همراهی احتمالی هاپلوتیپها با جهشهای خاص استفاده گردد. این تحقیق به بررسی پلیمورفیسمهای IVS۸ poly T و M۴۷۰V در افراد سالم و کودکان مبتلا به فیبروزکیستی پرداخته است. روش بررسی: ۴۹ فرد سالم و ۵۳ فرد مبتلا به فیبروز کیستی طی سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ برای IVS۸ poly T با روش R everse dot blot و برای M۴۷۰V با روش PCR-RFLP بررسی شدند. یافتهها: بررسی IVS۸ poly T نشان داد که T۷ شایعترین آلل در افراد سالم و بیمار با فراوانی ۸/۸۲% و ۴/۷۷% است. آلل T۹ با ۷/۲۱% فراوانی در افراد بیمار از شیوع بیشتری در مقایسه با افراد نرمال با ۶/۷% فراوانی برخوردار است (۰۰۵/۰ = P ). ژنوتیپ T۹/T۹ با فراوانی ۱/۱۵%، از شیوع بیشتری در افراد بیمار در مقایسه با افراد سالم با ۲% فراوانی برخوردار است (۰۳۲/۰ = P ). بررسی M۴۷۰V نشان داد که افراد هتروزیگوت ( M/V ) با ۴۹% و ۴/۴۰% شایعترین ژنوتیپ در افراد سالم و بیمار میباشند. هاپلوتیپ M-T۹ به ترتیب با فراوانی ۱/۱۹% و ۴/۲% در بیماران و افراد سالم همراهی بالایی با بیماری نشان میدهد (۰۰۱/۰ P< ) . نتیجهگیری: بر اساس توزیع آللی و میزان هتروزیگوسیتی مربوط به M۴۷۰V, IVS۸ poly T این دو پلیمورفیسم میتوانند در تشخیص پیش از تولد در خانوادههای ایرانی با سابقه ابتلا به فیبروزکیستی استفاده گردند.
ستار استادهادی، اعظم بختیاریان، یاسر عزیزی، وحید نیکویی،
دوره ۷۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: از مواد نانو بهصورت وسیعی در زندگی روزمره استفاده میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی سمیت ریوی نانو ذره دیاکسیدتیتانیوم (TiO۲) در خرگوش میباشد.
روش بررسی: در این بررسی ۱۸ خرگوش نر بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروههای اول و دوم µl۵۰ از محلول نانودیاکسیدتیتانیوم با اندازه nm۲۰ را بهترتیب با دوزهای ۵۰ و mg/kg۱۰۰ بهصورت تزریق تدریجی داخل نای دریافت کردند. گروه سوم فقط µl۵۰ نرمال سالین دریافت کرد. در زمانهای قبل از تزریق و روزهای ۱۰، ۱۷ و ۲۴ پس از تزریق، از قفسهسینه عکس رادیوگرافی تهیه شد. در روز ۲۴ پس از تزریق، حیوانات بیهوش شده و نمونهگیری از خون و بافت ریه انجام گردید.
یافتهها: بررسی رادیوگرافی نشان داد که در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم نسبت به گروه کنترل افزایش پیشروندهای در فیبروز ریوی مشاهده میگردد که این رخداد در روز ۲۴ بعد از تزریق به حداکثر رسید. در بررسی میکروسکوپی، افزایش سلولهای التهابی در بافت بینابینی ریه و همچنین آمفیزم ریوی مشاهده گردید. در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم میزان آنزیمهای کبدی، گلبولهای سفید و هماتوکریت نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (۰۵/۰P≤). در مورد غلظت پلاسمایی کراتینین تفاوت معنیداری بین گروههای مختلف مشاهده نشد (۰۵/۰P>).
نتیجهگیری: موارد فوق نشان داد که نانو ذرات دیاکسیدتیتانیوم قادر به ایجاد فیبروز و التهاب ریوی و نیز افزایش آنزیمهای کبدی و سلولهای التهابی میباشند.
محمد نجفی مصلح، صدیقه رشنو طایی، احسان الله غزنوی راد، حمید ابطحی، غلامرضا طالعی،
دوره ۷۱، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص سریع سودوموناس آئروژینوزا در سیستیک فیبروزیس، سوختگیها و بیماران با نقص ایمنی از اهمیت بسیاری برخوردار است. در این بررسی فراوانی وجود ژنهای exoA، oprL و algD با استفاده از پرایمرهای منتشر شده در مقالات و نیز پرایمرهای اختصاصی طراحی شده در این تحقیق با روش PCR مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: نمونههای بالینی برای جداسازی سودوموناس آئروژینوزا در محیطهای باکتریولوژیک کشت داده شد. با روش آنالیز بیوانفورماتیکی برای نواحی بسیار ثابت ژنهای فوق پرایمرهای اختصاصی طراحی شد. با استفاده از پرایمرهای طراحی شده و پرایمرهای منتشر شده در مقالات، نمونهها بهطور مستقیم با PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تعداد ۷۰ سویه سودوموناس آئروژینوزا در کشت نمونهها جدا شد. با بهکارگیری پرایمرهای طراحی شده نتایج مثبت PCR بهترتیب برای ژنهای exoA، oprL و algD در ۶۸، ۷۰ و ۶۹ نمونهها بهدست آمد که حساسیت بهترتیب ۲/۹۷%، ۱۰۰% و ۶/۹۸% به دست آمد. در صورتی که با پرایمرهای منتشر شده نتایج مثبت بهترتیب برای ژنهای فوق در ۵۷، ۴۹ و ۲۸ نمونه بهدست آمد که حساسیت بهترتیب ۵/۸۱%، ۷۰% و ۴۰% محاسبه شد.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که با بهکارگیری پرایمرهای اختصاصی مناسب در تکنیک PCR معمولی میتوان با حساسیت و ویژگی بسیار بالا کلونیزاسیون سودوموناس آئروژینوزا در بیماران حساس مانند سیستیک فیبروزیس خیلی زودتر از مثبت شدن کشت نشان داد.
محمد مهدی سلطان دلال، سلین تلفیان، مسعود حاجیا، عنایت کلانتر، علیرضا دولت یار دهخوارقانی، عباس رحیمی فروشانی، قمرتاج خان بابایی، ماندانا مبرهن، مرجان فرزامی،
دوره ۷۲، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۳ )
چکیده
زمینه و هدف: کمپلکس بورخولدریا سپاسیه یکی از عوامل مهم عفونتهای جدی در بیماران مبتلا به فیبروز سیستیک است. هدف از این مطالعه، ژنوتایپینگ گونههای بورخولدریا سپاسیه در بیماران سیستیک فیبروزیس به روش Pulsed-Field Gel Electrophoresis (PFGE) و نسبت تنوع گونههای کمپلکس بورخولدریا سپاسیه جدا شده از نمونههای بالینی بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، طی ۱۲ ماه در سال ۹۱-۱۳۹۰، ۱۰۰ نمونه ترشحات ریوی از بیماران سیستیک فیبروزیس مراجعهکننده به بیمارستان مسیح دانشوری جمعآوری شد. پس از تلقیح نمونهها بر روی محیط کشت Burkholderia Cepacia Selective Agar (BCSA) و انکوباسیون، کلنیهای مشکوک جدا و با استفاده از تستهای بیوشیمیایی و فنوتیپی شناسایی شدند. به منظور تایید بیشتر با روش لیز قلیایی، DNA باکتری استخراج و با Polymerase Chain Reaction (PCR) و بررسی ژن recA انجام شد. به منظور شناسایی پُلیمورفیسم و تنوع تایپی سویههای جدا شده بورخولدریا سپاسیه از الکتروفورز ضربان متناوب (PFGE) با استفاده از آنزیم با طیف اثر محدود (XbaI و SpeI) نیز استفاده شد.
یافتهها: از ۱۰۰ نمونه مورد بررسی، پنج ایزوله بهعنوان بورخولدریا سپاسیه شناسایی گردید. اطلاعات بهدست آمده در الکتروفورز محصولات PCR و مقایسه باندهای ایجاد شده در نمونههای بیماران با سوش استاندارد ATCC ۲۵۴۱۶ بورخولدریا سپاسیه و مقایسه و آنالیز باندهای PFGE با سایز مارکر باکتری Salmonella choleraesuis سروتایپ Braenderup سویۀH۹۸۱۲ ، یکسان بود.
نتیجهگیری: وجود الگوی پالس تایپ مشابه در طول مطالعه موید این فرضیه است که عامل شناسایی شده در این مطالعه از یک منبع منتشر شده باشد. بنابراین فرضیه انتقال ارگانیسم فرد به فرد رد و ضرورت دارد که در مطالعات بعدی از منابع محیطی نمونهبرداری شود.
رایکا جمالی، ابراهیم موسوی جهان آباد، طیب رمیم،
دوره ۷۴، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از آنزیمهای مرحله استرس اکسیداتیو روشی غیرتهاجمی در پیشبینی پاتولوژی کبد در مبتلایان به کبد چرب غیرالکلی است. پژوهش کنونی با هدف بررسی ارتباط سطح سرمی روی در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) با یافتههای پاتولوژی کبد انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت کوهورت همراه با گروه کنترل در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی مراجعهکننده به درمانگاه گوارش بیمارستان سینا، تهران در مدت یکسال (فروردین ۱۳۹۳ تا فروردین ۱۳۹۴) انجام شد. افرادی که فاقد بیماری در بالین و سونوگرافی کبدی و آزمایشات طبیعی بودند بهعنوان گروه کنترل وارد مطالعه شدند. در افراد شرکتکننده سطح سرمی روی با روش اسپکترومتری جذب اتمی مورد بررسی قرار گرفت. سطح طبیعی روی µmol/L ۹/۲۲- ۷/۱۰ (µg/dL ۷۰-۱۵۰) بوده و سطوح کمتر از (µg/dL ۴۶) µg/dl ۷ بهعنوان کمبود روی در نظر گرفته شد.
یافتهها: دو گروه ۶۰ نفری در این مطالعه شرکت کردند. در گروه مورد، شش نفر و در گروه شاهد ۲۶ نفر بهدلیل عدم رضایت به انجام آزمایشات حذف شدند. در نهایت ۵۴ نفر در گروه مورد (۳۵ مرد، ۱۹ زن) و ۳۴ نفر در گروه شاهد (۲۲ مرد، ۱۲ زن) در بررسی نهایی شرکت داده شدند. میانگین سنی بیماران در گروه مورد ۸۲/۹±۰۲/۳۷ سال و در گروه شاهد ۰۱/۱۲±۲۴/۳۳ سال بود (۱۱۱/۰P=). اختلاف آماری معناداری بین دو گروه از نظر سطح روی وجود نداشت (۵۰/۰P=).
نتیجهگیری: یافتههای بهدستآمده نشان داد که ارتباط آماری معناداری میان سطح سرمی روی و استئاتوز، التهاب لوبولار و فیبروز کبد در مبتلایان به کبد چرب غیرالکلی وجود ندارد.
محمد صدرا مدرسی، آرتا امیر جمشیدی، محمد رضا مدرسی،
دوره ۷۸، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۹ )
چکیده
بیماری سیستیک فیبروزیز (CF)، شایعترین بیماری ژنتیکی اتوزوم مغلوب بوده و با نقص در ژن Cystic fibrosis transmembrane conductance regulator (CFTR) بروز میکند. ژن CFTR یک کانال پروتیینی انتقالدهنده کلر را به شکل گسترده بر روی سطوح اپیتلیالی بدن مثل ریه، پانکراس، روده، کبد و پوست بیان میکند. از جمله اثراتی که ژن معیوب CFTR بر روی پروتیین CFTR میگذارد میتوان به نقص در انتقال کلر و کاهش کانالهای کلر بر سطح سلول اشاره کرد. بروز مشکلات ذکر شده در کانال CFTR باعث بسته شدن و عفونتهای مکرر مجاری هوایی، ترشح ناکافی غدد برونریز و بدجذبی مواد غذایی میشود. دانشمندان تحقیقات بسیاری را در راستای شناخت بیشتر بیماری CF و راهکارهای بهبود کیفیت زندگی مبتلایان به این بیماری انجام دادهاند. علیرغم پیشرفتهای صورت گرفته، بهدلیل پیچیدگی زیاد این بیماری و درگیری گسترده اندامهای مختلف بدن هنوز درمان قطعی برای این بیماری یافت نشده است. مطالعه و بررسی این بیماری در تمام سطوح میتواند دریچهای را در یافتن روشهای جدید درمانی بگشاید. در چند سال گذشته داروهای ترکیبی برای تصحیح و تقویت عملکرد کانال CFTR معرفی شده که تاثیر به سزایی در کاهش علایم این بیماری دارند. افزونبر دارو، با پیشرفت گسترده روشهای مهندسی ژنتیک و افزایش دقت ابزارهای دستکاری ژنتیک، بهطور مستقیم ژن معیوب CFTR تصحیح شده و علایم بیماری از بین میرود. این مقاله با بررسی بیماری CF در حوزهی ژنتیک و تاثیر آن بر روی سطوح پروتیینی و فیزیولوژیک، تصویر جامعی از این بیماری را به نمایش گذاشته و به معرفی درمانهای معمول و جدید میپردازد.
حمید ارشدی، پویا حکمتی، حجتالله راجی، محمد واسعی، مهرزاد مهدیزاده،
دوره ۸۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: فیستول آپاندیس به مثانه در بیماران مبتلا به کیستیک فیبرزوزیس، موردی نادر است که لحاظ آن در تشخیصهای افتراقی درد شکم این بیماران مهم میباشد. این مورد سومین گزارش از این نوع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد.
معرفی بیمار: در این مقاله یک دختر نه ساله ایرانی مبتلا به کیستیک فیبروزیس که در دی ماه سال ۱۳۹۹، با تشخیص توده مثانه در بیمارستان مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم تهران، تحت عمل جراحی قرار گرفت، گزارش میشود. در حین جراحی مشخص گردید که این توده در واقع آپاندیس بیمار با تهاجم به دیواره مثانه است، که بهصورت توده مثانه تظاهر کرده است.
نتیجهگیری: نظر به اینکه دردهای شکمی یک عارضه نسبتا شایع در بیماران کیستیک فیبروزیس میباشد، توجه به علل نسبتا ناشایعتر نیز در این بیماران، در صورت عدم پاسخ به درمانهای معمول لازم میباشد.
النا لک، اسکندر حاجیانی، جلال سیاح، زینب حسینپور، علیرضا صداقت،
دوره ۸۱، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروز کبدی مرحله نهایی بیماری مزمن کبدی است. دیابت با ریسک بالای فیبروز کبدی در بیماران کبد چرب غیرالکلی همراه است. همراهی پره دیابت و فیبروز کبدی در مطالعات قبلی چالش انگیز بوده است. هدف این مطالعه مقایسه فیبروز کبدی در بیماران مبتلا به دیابت و پرهدیابت بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-مقطعی بود که بر روی مبتلایان به دیابت و پره دیابت، مراجعهکننده به بیمارستان امام خمینی اهواز از فروردین تا اسفند۱۴۰۱ انجام گردید. فیبروز کبد با الاستوگرافی اندازهگیری شد. ارتباط بین فیبروز کبدی و سن، جنس، BMI، AST، ALT، ALKP، Bilirubin و نوع درمان در دو گروه بررسی شد.
یافتهها: در این مطالعه ۵۳ نفر (۹/۶۳%) مبتلا به دیابت و ۳۰ نفر (۱/۳۶%) مبتلا به پره دیابت بودند. ۴۷ نفر مرد (۶/۵۶%) و ۳۶ نفر زن (۴/۴۳%) بودند. میانگین سن افراد شرکتکننده در پژوهش ۰۶/۴۹ سال بود. بین میانگین شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت. میانگین شدت فیبروز کبدی در افراد دیابتی ۲۹/۱۱ و در افراد پره دیابتی۱۰/۹ بود. بین فراوانی درجه فیبروز کبدی در بیماران دیابتی و پره دیابتی اختلاف معنادار وجود داشت (۰۴۴/۰=P). درجه فیبروز کبدی در تمامی سطوح به جز در گروه با فیبروز خفیف یا بدونفیبروز (F۰-F۱) در افراد دیابتی بیشتر از پره دیابتی بود. در بیماران دیابتی بین FBS و فیبروز کبدی ارتباط معنادار مشاهده شد (۰۰۱/۰=P).
نتیجهگیری: شدت فیبروز کبدی در بیماران دیابتی بیشتر از بیماران پره دیابتیک بود. پره دیابت نیز با ریسک افزایشیافته فیبروز کبدی همراه بود.
مریم بهمرام، محمد قاسم حنفی، احمد فخری زاده، مهسا اخوان صباغ، الهام فرهادی،
دوره ۸۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) یک بیماری مزمن و پیچیده است که به تجمع نامتعارف چربی در بافت کبد منجر میشود. هدف از این مطالعه بررسی سایز کبد و ارتباط آن با درجه کبد چرب در بیماران مبتلا به NAFLD است.
روش بررسی: بیماران از میان مراجعهکنندگان به کلینیک رادیولوژی و سونوگرافی بیمارستان گلستان اهواز از خرداد ۱۴۰۱ تا اردیبهشت ۱۴۰۲ جهت سونوگرافی کبد انتخاب شدند. معیار انتخاب بیماران شرایط بالینی stable، و بازه سنی ۶۰-۳۰ سال بوده است. برای تمامی بیماران آنزیمهای کبدی ALT و AST اندازهگیری گردیدند. پس از انجام سونوگرافی در افرادی که نتایج سونوگرافی آنها کبد چرب را نشان داد، grade کبد چرب و span کبد اندازهگیری گردید.
یافتهها: براساس نتایج سونوگرافی، span تمامی بیماران بهطور میانگین ۷/۱۴±۴/۱۴۸ سانتیمتر بود که این میزان بهطور معناداری در بیماران با گرید دو NAFLD بالاتر بود (۰۰۱/۰>P). بین گریدهای مختلفNAFLD، از نظر شاخص توده بدنی (BMI) تفاوت معنادار دیده شد (۰۰۱/۰>P). میانگین BMI در گرید یک بهطور معناداری از گریدهای دو و سه کمتر بود (۰۵/۰>P). میانگین ALT در گرید یک بهطور معناداری از گریدهای دو و سه کمتر بود (۰۵/۰>P). بیشترین میزان AST در گرید سه دیده شد (۰۰۱/۰>P).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد با پیشرفت NAFLD، آنزیمهای کبدی و سایز کبد افزایش مییابند که افزایش سایز کبد براساس معیارهای سونوگرافی پیشنهاد کننده گرید دو NAFLD میباشند، درحالیکه افزایش AST و BMI پیشنهاد کننده گرید سه NAFLD و پیشرفت به سمت سیروز میباشد.
مجید سلمانیان مشهدی، انوشه حقیقی، ناهید کیانمهر، مرجان مخترع، سارا زراسوندنیا، پرنا حسینی میگونی، سیده مریم میرقربانی،
دوره ۸۲، شماره ۴ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: فیبروز کبد یکی از نگرانیهای اصلی مرتبط با عوارض جانبی طولانیمدت در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید تحت درمان با متوتروکسات میباشد. هدف مطالعه حاضر، مقایسه شاخص فیبروز-۴ ونتایج شدت فیبروز کبدی حاصل از دستگاه فیبرواسکن در بیماران آرتریت روماتویید تحت درمان با متوتروکسات بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر بهروش مقطعی در ۷۰ بیمار مبتلا به آرتریت روماتویید مراجعهکننده به کلینیک روماتولوژی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) تهران از تیر ۱۴۰۱ تا تیر ۱۴۰۲ انجام شد. ابتدا، شاخص فیبروز-۴ برای تمام بیماران محاسبه شد و با دادههای حاصل از الاستوگرافی که با استفاده از دستگاه فیبرواسکن برای تشخیص فیبروز کبد برای هر بیمار انجام شده بود، مقایسه شد.
یافتهها: درجه فیبرواسکن با سن، جنس، شاخص توده بدن، دوز متوتروکسات و طول مدت بیماری ارتباطی نداشت (۰۵/۰P>). میانگین شاخص فیبروز-۴، ۶/۰±۲۵/۱ بود که با جنس، شاخص توده بدن، طول مدت بیماری و دوز متوتروکسات ارتباط معناداری نداشت (۰۵/۰P>) اما با سن بیماران ارتباط مستقیم داشت (۰۰۱/۰P<، ۵۳/۰-۵۱/۰، ۹۵%CI). میان شاخص فیبروز-۴ و فیبرواسکن یک همبستگی مثبت وجود داشت که از نظر آماری معنادار نبود (۵۹۴/۰P=، ۴/۰-۲۴/۰، ۹۵%CI، ۰۶/۰r=). شاخص فیبروز-۴ در درجه نرمال تا متوسط ۸۵% رد کننده درجه متوسط تا شدید در فیبرواسکن بود اما هیچکدام از نظر آماری معنادار نبود (۱۴۶/۰P=).
نتیجهگیری: شاخص فیبروز-۴ در پردیکت کردن جواب فیبرواسکن ناتوان بود و نتایج فیبرواسکن نیز نتایج اندکس بیماران را توجیح نکرد.شاخص فیبروز-۴ نمیتواند جایگزین فیبرواسکن در بیماران مبتلا به آرتریت روماتویید باشد. انجام مطالعات آتی با حجم بیشتر نمونه در بیماران فوق پیشنهاد میشود.