11 نتیجه برای لاپاروسکوپی
رباب بهدانی،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
طی مدت 4 سال، 325 زن نابارور تحت عمل لاپاراسکوپی تشخیصی قرار گرفتند که از این تعداد 250 مورد، ناباروری اولیه و 75 مورد ناباروری ثانویه بود (سابقه حداقل یکبار حاملگی). موارد اخیر از نظر سابقه و عمدتا یافته های لاپاراسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند. هدف اصلی مطالعه، پیدا کردن و یا حداقل حدس زدن عامل ناباروری ثانویه جهت ارائه پیشنهادات و دستیابی به راه حل هایی برای پیشگیری و کاهش عوامل مساعد کننده بود. نتایج آماری نشان داد که چسبندگی ضمائم ژنیتال لگنی، شایعترین یافته پاتولوژیک در لاپاراسکوپی بوده (57 مورد) که می تواند علت عمده ناباروری، بخصوص ناباروری ثانویه باشد (این چسبندگی می تواند از عوارض عفونت و آسیب های بافتی ضمن اعمال جراحی لگن و یا در دنباله PID باشد). در 14 مورد سایر یافته های پاتولوژیک (آنومالی، میوم، PCOD، ...) دیده شد و تنها در 4 مورد هیچگونه شواهد ظاهری پاتولوژیک در لاپاراسکوپی دیده نشد.
محمد طالبپور، یعقوبی، موسی زرگر،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
عمل جراحی فتق بهروش لاپاروسکوپیک امروزه روشی استاندارد محسوب میشود که با اقبال نسبی بیماران و جراحان همراه شده است. با این روش فتقهای دوطرفه را نیز میتوان جراحی نمود. هدف این مطالعه بررسی میزان موفقیت انجام فتقهای دوطرفه بهروش لاپاروسکوپی با کمک مش عینکی شکل میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 54 بیمار طی مدت چهار سال با فتقهای دوطرفه مورد بررسی قرار گرفتند. در کلیه این بیماران تکنیک مورد نظر انجام گرفت. بیماران مورد مطالعه بدون هیچگونه انتخابی وارد مطالعه شدند یعنی درصورتیکه شرایط عمومی را برای عمل باز داشتند، در کلیه موارد شامل فتقهای بزرگ و کوچک، فتق مستقیم یا غیر مستقیم و یا فمورال و نیز موارد عود کرده و یا اولیه تحت این جراحی قرار گرفتند.
یافتهها: در تمامی بیماران تکنیک عمل بخوبی انجام گرفت. در 12 مورد از آنجا که ساک فتق بسیار بزرگ بود و امکان بیرون کشیدن همه ساک به بیرون نبود از روش پل زدن در گردن ساک استفاده شد. در 23 مورد بعد از عمل در محل ساک سروما ایجاد شد که بتدریج و بدون نیاز به اقدام اضافه بهطور متوسط بعد از سه هفته خودبهخود جذب شد. در یک مورد واکنش شدید به مش و پروتک مشاهده شد که تمامی مش و پروتکها بعد از حدود سه ماه صبر و درمانهای حمایتی خارج شد و ترمیم نسجی از قدام صورت گرفت. در یک بیمار بعد از حدود دو ماه از عمل فتق مستقیم بزرگ، عود فتق مشاهده شد که علت آن جابجایی مش در محل تعبیه شده بود. زمان متوسط بستری بعد از عمل 3/1 روز بود. کلیه بیماران بعد از 48 ساعت از عمل بدون درد واضح و ناراحتی تحرک و فعالیت را آغاز نمودند.
نتیجهگیری: انجام هرنیوپلاستی دوطرفه بهکمک لاپاروسکوپی با استفاده از مش پرولن به شکل عینک یک روش مناسب بخصوص در درمان فتقهای غیر مستقیم میباشد.
امیر کشوری، میهن جعفری جاوید، ایرج نجفی، رضا چمن، محمدکاظم نوری طارملو،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: دیالیز صفاقی یک روش مطمئن جهت درمان مراحل نهائی نارسائی کلیه است. تعداد بیمارانیکه در سطح جهان از این روش درمانی استفاده مینمایند حدود 15% کل بیمارانی است که دیالیز میشوند. در ایران این میزان بسیار کمتر است و گسترش دیالیز صفاقی از اهداف وزارت بهداشت و درمان میباشد. مهمترین علت محروم شدن بیماران ایرانی از کاتتر صفاقی، علل مکانیکی میباشد.
اصلاح روشهای کارگذاری کاتتر، یک راه مهم برای گسترش دیالیز صفاقی در ایران میباشد. بنابراین یک مطالعه آیندهنگر را جهت بررسی نتایج یکروش لاپاروسکوپیک که برای کارگذاری کاتترهای دیالیز صفاقی تحت بیحسی موضعی انجام میشد طراحی کردیم.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت آیندهنگر و بهشیوه پیگیری بهروش تک هم گروه انجام شد. تعداد 115 کاتتر دیالیز صفاقی (دو کاف، گردن غازی، مارپیچ) را طی مدت 16 ماه در حفره پریتوان 109 بیمار که در مراحل انتهایی نارسایی مزمن کلیه بودند، قرار دادیم. این اعمال جراحی با کمک دو پورت لاپاروسکوپی و تحت بیحسی موضعی و داروهای آرامبخش انجام شدند. بیماران را بهمدت 12 تا 28 ماه پیگیری کردیم و بهصورت آیندهنگر عوارض مکانیکی و عفونی کاتترها و میزان بقا یکساله و دو ساله آنها را مورد بررسی قرار دادیم.
یافتهها: متوسط سنی بیماران 5/51 سال (بین 15 تا 84 سال) و 8/54% زن بودند. بقا کلی یکساله و دو ساله کاتترها بهترتیب 88% و 73% و بقا بدون عارضه 35% بود. شایعترین عارضه عفونی پریتونیت در 52 نفر (2/45%) و شایعترین عارضه مکانیکی، نشت موقت مایع دیالیز در 10 نفر (7/8%) دیده شد.
نتیجهگیری: کارگذاری لاپاروسکوپیک کاتترهای دیالیز صفاقی تحت بیحسی موضعی یک روش مطمئن و ساده است که میزان بقا و عوارض کاتترها در این روش، در حد قابل قبولی قراردارد.
مرضیه غفارنژاد، ندا ارجمند، زهرا خزاعیپور،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکیستیک (Polycystic ovary syndrome) از علل مهم اختلال در کار تخمکگذاری تخمدانها و در نتیجه، ناباروری میباشد. دو روش گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مواردی که درمان با کلومیفن با شکست مواجه میشود از گزینههای مهم هستند. هدف از انجام این مطالعه، بررسی و مقایسه میزان حاملگی با گونادوتروپینها و کوتریزاسیون لاپاراسکوپیک تخمدان در مبتلایان به تخمدان پلیکیستیک مقاوم به درمان کلومیفن میباشد. روش بررسی: نوع مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده میباشد که در خانمهای نازای مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک مقاوم به کلومیفن و مراجعهکننده به درمانگاه نازایی بیمارستان میرزاکوچکخان دانشگاه علومپزشکیتهران طی سالهای 87-82 انجام شده است. یافتهها: تعداد 50 خانم در هر گروه درمان به صورت تصادفی قرار داشتند که از نظر سن، تعداد سالهای نازایی اولیه، تعداد سالهای نازایی ثانویه، تفاوتی نداشتند. در گروه لاپاراسکوپی هشت مورد (16%) حاملگی بوده که همه موارد ترم شدهاند. در گروه گونادوتروپین، 14 مورد (28%) حاملگی بوده که 10 مورد ترم (20%) و چهار مورد (8%) سقط شدهاند. هزینه درمان در گروه گونادوتروپین بهطور معنیداری بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بود (001/0p<). در آنالیز لوجستیک رگرشن، با کنترل اثر سن، شاخص توده بدن و هزینه درمان، نوع درمان (لاپاراسکوپی یا گونادوتروپین)، اثر معنیداری در پیشگویی حاملگی ترم نداشت. نتیجهگیری: گرچه درصد حاملگی در گروه گونادوتروپین، بیشتر از گروه لاپاراسکوپی بوده ولی موارد سقط نیز بیشتر بوده و در نهایت تفاوت معنیداری در حاملگی ترم بین دو گروه دیده نشد. در مجموع مطالعات بیشتری نیاز است تا در مورد مزایای این روشها بتوان تصمیمگیری نمود.
رضا سلطانی، عبدالرضا پازوکی، امیر شیرعلی،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مطالعه حاضر جهت
مقایسه نتایج جراحی، عوارض و مدت زمان ترمیم لاپاروسکوپیک فتق اینگوینال در وضعیت
ترندلنبرگ با ترندلنبرگ معکوس در مرحله دوختن پریتوان صورت گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی
بیماران بعد از تشخیص فتق اینگوینال توسط جراح بر اساس روش نمونهگیری Block randomization وارد
مطالعه شدند. روش جراحی به صورت پرهپریتونئال از راه شکم بود. در
مرحله انتهایی (Repritonealization) در گروه مورد در
وضعیت ترندلنبرگ معکوس 15 درجه قرار گرفتند. گروه شاهد در طول عمل در وضعیت
ترندلنبرگ 15 درجه قرار داشتند بیماران روز بعد از جراحی در بیمارستان و یک هفته
پس از جراحی بیمار توسط جراح ویزیت شده و از نظر بروز عوارض مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: در این مطالعه 20 نفر
با روش ترندلنبرگ و 19 نفر به روش ترندلنبرگ معکوس حین دوختن پریتوان جراحی شدند.
در بررسی عوارض پارگی پریتوان در 9 بیمار (23%) خونریزی از پوست تنها در یک بیمار
(6/2%) مشاهده شد. کشش پریتوان حین ترمیم در 33 بیمار (6/84%) وجود داشت و مدت
دوختن پریتوان در بیماران تحت لاپاروسکوپی در وضعیت ترندلنبرگ، بیشتر از بیماران
تحت ترندلنبرگ معکوس بود. شدت درد روز اول پس از عمل در بیمارانی که دوختن پریتوان
در وضعیت ترندلنبرگ انجام شد بهطور معنیداری بیشتر بود. همچنین زمان بازگشت به
کار، مدت زمان بستری و فعالیت روزانه نیز در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: طبق
نتایج مطالعه حاضر دوختن پریتوان به روش ترندلنبرگ معکوس زمان کمتری از نظر جراحی
و دوختن پریتوان میبرد و البته تفاوتی از نظر عوارض کوتاهمدت میان دو گروه
مشاهده نشد.
میترا گل محمدی، مهدی عباسقلی زاده،
دوره 72، شماره 7 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: چاقی مرضی با عوارض قابل توجهی است. ایجاد ریکاوری هرچه سریعتر و بدون عارضه بیماران چاق بهعنوان یک چالش برای متخصص بیهوشی بهشمار میرود. مانیتورینگ عمق بیهوشی ممکن است میزان استفاده از داروهای بیهوشی را کاهش دهد و باعث تسریع ریکاوری پس از بیهوشی گردد هدف از این مطالعه بررسی اثر مانیتورینگ عمق بیهوشی در حین عمل بر روی میزان مصرف ایزوفلوران و مدت زمان ریکاوری بود.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت، آیندهنگر و یکسویهکور بر روی پنجاه بیمار چاق (kg/m2 35BMI>) از بین بیمارانی که قرار بود در مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه، تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپیک الکتیو قرار بگیرند، بهمدت ششماه از مهرماه تا اسفندماه 1391، انجام شد. بیماران به دو گروه (25 نفر در هر گروه) تقسیم شدند. در مرحله اول مطالعه، بیماران بدون استفاده از BIS تحت بیهوش قرار گرفتند (گروه شاهد) و ایزوفلوران با توجه به شرایط بالینی استاندارد تجویز شد. در مرحله دوم، تجویز ایزوفلوران بهصورت تیتره بر اساس مانیتورینگ BIS بهنحوی که BIS بین 40 و 60 در حین عمل جراحی و 70-60 بهمدت 15 دقیقه پیش از پایان عمل جراحی حفظ شود، تجویز گردید (گروه BIS).
یافتهها: نتایج دموگرافیک بین دو گروه همسان بود، مصرف ایزوفلوران در گروه BIS 35-30% نسبت به گروه شاهد کمتر بود (001/0P<). زمان بیداری و خارج نمودن لوله تراشه در گروه BIS بهطور معناداری کمتر از گروه شاهد بود (001/0P<). تفاوت معناداری نیز در مدت زمان ریکاوری بین دو گروه مشاهده گردید (001/0P<).
نتیجهگیری: اضافه کردن مانیتورینگ BIS به مانیتورینگهای استاندارد باعث کاهش مصرف ایزوفلوران و تسریع در ریکاوری میگردد.
شهرام سیفی، علی زاهدیان، فرشاد حسنزاده کیابی،
دوره 75، شماره 2 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که بیشتر داروهای ضد درد از جمله مخدرها و ضد التهابهای غیر استروییدی دارای عوارض جانبی مختلفی هستند استفاده از داروی با عوارض کمتر ارزشمند است. هدف این مطالعه بررسی اثر اناستیلسیستیین در درمان درد پس از جراحی کولهسیستکتومی بهروش لاپاروسکوپی بود.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی که از شهریور تا اسفند ۱۳۹۴ در دو بیمارستانهای آموزشی شهرستان بابل انجام گرفت، ۳۸ بیمار کاندید عمل جراحی لاپاروسکوپی کولهسیستکتومی با سن ۵۰-۲۰ سال، با کلاس I انجمن بیهوشی امریکا انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. شب پیش از عمل به گروه مداخله mg ۱۲۰۰ اناستیلسیستیین خوراکی داده شد و در صبح پیش از عمل نیز mg ۶۰۰ اناستیلسیستیین وریدی تجویز شد. به گروه شاهد دو قرص ویتامین C جوشان (دارونما) شب پیش از عمل داده شد و صبح روز عمل ml ۳ آب مقطر بهعنوان پلاسبو تزریق شد. نمره درد، میزان مصرف پتیدین و تغییرات همودینامیک، ۲۴ ساعت پس از عمل در دوگروه ثبت و مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافتهها: میانگین کلی سن بیماران در دو گروه تفاوت معناداری نداشت (۰/۲۳P=). میانگین نمره درد در گروه پلاسبو برابر با ۲/۱±۳/۵ و گروه اناستیلسیستیین برابر با ۰/۵۸±۲/۷ بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار نبود (۰/۰۶P=). میانگین میزان پتدین در طی ۲۴ ساعت در گروه پلاسبو، mg ۵۲ و گروه اناستیلسیستیین، mg ۲۹ بود که تفاوت معناداری بین دوگروه وجود داشته است (۰/۰۱P=).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد، که اگرچه مصرف اناستیلسیستیین خوراکی در مقایسه با مصرف ویتامین C خوراکی پیش از عمل سبب کاهش معنادار شدت درد پس از لاپاروسکوپی کولهسیستکتومی نشده است، اما میزان مصرف پتیدین پس از عمل را بهصورت معناداری کاهش میدهد.
عطیه وطنچی، لیلا پورعلی، مونا جعفری،
دوره 76، شماره 2 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: لاپاروسکوپی در دوران باردرای برای درمان کولهسیستیت جایگاه ویژه و قابل قبولی دارد. عوارض لاپاروسکوپی دوران بارداری میتواند منحصر بهفرد باشد که یکی از آنها سوراخ شدن رحم است. آشنایی با عوارض لاپاروسکوپی در دوران بارداری به مدیریت این بیماران کمک میکند.
معرفیبیمار: بیمار ما زن ۲۴ ساله با سن بارداری ۲۸ هفته بود که در دیماه ۱۳۹۵ با تشخیص کولهسیستیت در بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد تحت لاپاروسکوپی قرار گرفت. هنگام ورود تروکار به داخل شکم سوراخ شدن رحم به همراه نشت مایع آمنیوتیک به داخل شکم رخ داد که بلافاصله توسط جراح ترمیم انجام شد. کنترل قلب جنین در اتاق عمل صورت گرفت. پس از اطمینان از وضعیت مناسب جنین و مادر، مادر به مدت یک هفته در بخش زنان تحت مراقبت قرار گرفت. در سونو سریال حجم مایع آمنیوتیک نرمال بود. بیمار پس از مراقبتهای کامل دوارن بارداری در سن حاملگی ۳۸ هفته سزارین شد و نوزاد سالم با آپگار مناسب متولد شد.
نتیجهگیری: سوراخ شدن رحم حین لاپاروسکوپی در صورتیکه به درستی تشخیص داده شده و اداره شود معمولا با خطر چشمگیری برای مادر و جنین همراه نمیباشد.
عنایتاله نوری، مصطفی واحدیان، فرخ سواددار، احمد کچویی، محسن اشراقی، ندا مینایی،
دوره 78، شماره 11 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت عوامل خطر تبدیل کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز به جراح کمک میکند تا برای عمل برنامهریزی کند. هدف از این مطالعه تعیین ریسکفاکتورهای تبدیل جراحی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی به جراحی باز بود.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی، اطلاعات پرونده 1104 بیمار که از ابتدای فروردین 1392 تا آخر فروردین 1396 در بیمارستان شهید بهشتی قم تحت کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی قرار گرفته بودند، مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای کلیه بیماران از جمله سن، جنس، سابقه جراحی شکم، جراحی اورژانسی یا انتخابی، سطح ترانس آمینازخون، سطح بیلیروبین خون، تعداد گلبولهای سفید خون، سطح آمیلاز و آلکالنفسفاتاز سرم بیماران ثبت شد. در نهایت تمامی اطلاعات وارد SPSS software, version 16 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و آنالیز شدند. 05/0P< معنادار درنظر گرفته شد.
یافتهها: 1104 بیمار مورد مطالعه قرار گرفتند. 765 بیمار زن (3/69%) و 339 بیمار مرد بودند (7/30%). در 104 مورد نیز تبدیل به جراحیباز صورت گرفته بود. در میان متغیرهای تحت مطالعه، بین جنسیت (26/0P=)، سن (056/0P=)، سیر کولهسیستیت (65/0P=)، سابقه قبلی جراحی شکم (62/0P=)، آلانین نرانس آمیناز و (10/0P=) و آسپارتات ترنس آمیناز (056/0P=) با تبدیل روش جراحی لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معنادار دیده نشد. اما سونوگرافی غیرطبیعی (000/0P=)، جراحی اورژانسی (000/0P=)، شمارش گلبولهای سفید خون (008/0P=)، بیلیروبینتوتال و آلکالنفسفاتاز (000/0P=) با تبدیل روش لاپاراسکوپی به جراحی باز ارتباط آماری معناداری داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به عوارض بالا و مرگومیر ناشی از کولهسیستکتومی باز، تشخیص این ریسک فاکتورها به کاهش میزان تبدیل به جراحی باز و پرداختن به این عوامل پیش از عمل کمک میکند.
زهرا عسگری، اعظم برخوردارینسب، ریحانه حسینی، علیرضا هادیزاده، ونوس چگینی، سارا فرزادی،
دوره 79، شماره 11 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پرپ مکانیکال روده (MBP) پیش از جراحیهای لاپاراسکوپی ژنیکولوژی بهطور شایعی مورد استفاده قرار میگیرد اما هنوز هم نقش و تاثیر آن در این جراحیها بهطور کامل اثبات نشده است. در این مطالعه سعی در تعیین میزان بهبود دید فضای لگنی و هندلینگ رودهها و همچنین عوارض این فرایند شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت یک کارآزمایی بالینی یک سوکور بر روی ۱۲۰ بیمار که کاندید جراحی لاپاراسکوپی ژنیکولوژی خوشخیم بودند در فاصله زمانی تیر ماه 1399تا دی ماه 1399 انجام گرفت. بیماران بهطور تصادفی در دو گروه ۶۰ نفره مورد و شاهدی، با و بدون انما با نرمال سالین قرار گرفتند. میزان دید لگنی و هندلینگ رودهها از تیم جراحی و میزان علایم گوارشی بیماران توسط پرسشنامه، جمعآوری و ارزیابی شد.
یافتهها: هیچ اختلاف معناداری در میزان دید فیلد جراحی و هندلینگ رودهها در دو گروه مشاهده نشد.همچنین بیماران تنها در میزان اتساع شکم که در گروه مورد بیشتر بود تفاوتی در میزان علایم گوارشی نداشتند. هیچ اختلاف معناداری در زمان صرف شده برای جراحی، عوارض پس از عمل و میزان خونریزی حین عمل دیده نشد. طول مدت بستری بیمار در بیمارستان حدود پنج ساعت در گروه انما بیشتر بود.
نتیجهگیری: انما با نرمال سالین پیش از لاپاراسکوپی نهتنها تاثیری در بهبود دید لگنی و هندلینگ رودهها در طول جراحی ندارد و منجر به کاهش عوارض جراحی و علایم گوارشی بیمار پس از عمل نمیشود، بلکه منجر به افزایش طول بستری بیمار در بیمارستان و فشار کاری اضافه بر تیم پرستاری میگردد. بنابراین انما با 9% نرمال سالین (N/S) پیش از جراحیهای خوشخیم لاپاراسکوپی ژنیکولوژی توصیه نمیشود.
جواد هاشمی، حسینعلی سلطانی، علی اسماعیلی، فاطمه روشن روان یزدی، سید حسن سید شریفی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درد پس از عمل کولهسیستکتومی یک نگرانی قابلتوجه میباشد. باتوجه به نقش ویتامین D در مدیریت درد، این مطالعه به بررسی همبستگی بین سطح ویتامین D قبل از عمل و شدت درد پس از عمل در بیمارانی که تحت کولهسیستکتومی لاپاروسکوپی قرار میگیرند، با هدف اصلاح مدیریت درد و افزایش مراقبتهای پس از عمل پرداخت.
روش بررسی: این مطالعه مشاهدهای آیندهنگر (بهمن 1402 تا اسفند 1403) بر روی 87 بیمار تحت عمل لاپاراسکوپی کولهسیستکتومی مراجعهکننده به بیمارستان امامعلی (ع) بجنورد انجام شد. اطلاعات مورد نیاز از پرونده بیمار و از طریق مشاهده/ مصاحبه جمعآوری شد. قبل از بیهوشی، ml 5 خون وریدی جمعآوری و آزمایش ویتامین D با روش الایزا انجام شد. درد پس از عمل نیز با استفاده از مقیاس آنالوگ بصری در شش، 12، 18 و 24 ساعت ارزیابی گردید.
یافتهها: سطح پایینتر ویتامین D سرم با نمرات درد بالاتر پس از عمل همبستگی داشت، بهطوریکه این رابطه در شش، ۱۲ و ۱۸ ساعت پس از عمل معنادار بود. همچنین، سطح ناکافی ویتامین D و جنسیت زن از عوامل خطر مستقل برای درد حاد پس از کولهسیستکتومی لاپاروسکوپی بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، کمبود ویتامین D قبل از عمل جراحی با افزایش نمره درد حاد بعد از آن در بیمارانی که تحت عمل جراحی لاپاروسکوپی کولهسیستکتومی قرار میگیرند، بهویژه در جنسیت زن، مرتبط است. این یافتهها ممکن است برای مدیریت درد بعد از عمل در بیماران مبتلا به کمبود ویتامین D مفید باشد.