8 نتیجه برای لولهگذاری
پرویز دریایی، فرزاد واقف داوری، محمدرضا میر، ایرج حریرچی، حجت سلماسیان،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
در اکثر روشهای جراحی رزکسیون مری بهطور روتین از لوله بینیمعدی استفاده میشود. با توجه به عوارض بسیار استفاده از این لوله و زیر سؤال بودن آثار مفیدی که به آن نسبت داده میشود و کمبود مطالعات در این زمینه بهخصوص در بیماران مبتلا به کانسر مری در این مطالعه قصد داریم لزوم استفاده از این لوله را بررسی نماییم.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی بود که در انستیتو کانسر بیمارستان امامخمینی انجام شد. 40 نفر از مبتلایان به کانسر مری بعد از عمل جراحی ازوفاژکتومی بهطور تصادفی به دو گروه دارای لوله NG و بدون لوله بهعلاوه تجویز متوکلوپرامید تقسیم شدند. تمام بیماران بعد از عمل تحت درمان با هپارین،رانیتیدین و آنتیبیوتیک قرار گرفتند. در مواردی که از لوله NG استفاده نشده بود و در بیمارانی که لوله آنها کشیده شده بود در صورت اتساع شکم یا استفراغهای مکرر لوله NGگذاشته شد. CXRبعد از عمل برای تمام بیماران گرفته شد و تمام بیماران تحت فیزیوتراپی تنفسی قرار گرفتند. متغیرهایی که برای هر فرد ثبت میشدند شامل زمان دفع اولین گاز، زمان دفع اولین مدفوع، زمان سمع صداهای رودهای، تعداد روزهای بستری بعد از عمل، تهوع و استفراغ، اتساع شکم، عوارض ریوی، عوارض زخم، نشت آناستوموز و نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG بودند.
یافتهها: برای 22 نفر لوله NG گذاشته شد در حالی که در 18 نفر از لوله استفاده نشد. بروز نشت آناستوموز در گروه دارای لوله NG بهطور معنیداری بیشتر از گروه دیگر بود. بقیه عوارض هیچ تفاوتی بین دو گروه نداشتند. میانگین زمان دفع گاز، دفع مدفوع، سمع صداهای رودهای و روزهای بستری در دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. دو گروه از نظر نیاز به گذاشتن مجدد لوله NG تفاوتی نداشتند. مرگ بعد از عمل تفاوت معنیداری در دو گروه نداشت.
نتیجهگیری: استفاده روتین از لوله
NG بعد از عمل برای تمام بیماران توصیه نمیشود و بهنظر میرسد بهتر است در مورد استفاده از این لوله بسته به شرایط هر بیمار تصمیمگیری شود
محمدعلی نویان اشرف، آریا اخگر عراقی، حمیرا پیروی سرشکه، فروهر اخگر،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
القاء بیهوشی عمومی، لارنگوسکوپی و لولهگذاری داخل تراشه میتواند با تغییرات وسیع همودینامیک همراه گردد. هدف از این پژوهش تعیین پاسخهای همودینامیک در پی لارنگوسکوپی پس از القاء بیهوشی با پروپوفول در مقایسه با تیوپنتال میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی 180 بیمار در گروه سنی 20 تا 50 سال با ASA کلاسІ تحت بیهوشی عمومی با پروپوفول و تیوپنتال سدیم قرار گرفتند. اطلاعات همودینامیک بیماران (شامل فشار خون سیستولی "Sp"/ دیاستولی/ "Dp" متوسط شریانی "Map" و تعداد ضربان قلب "HR") در چهار مرحله (بعد از قرارگرفتن بیمار روی تخت عمل، سه دقیقه بعد از تزریق پیش داروی بیهوشی، یک دقیقه بعد از القاء بیهوشی و بلافاصله بعد از لولهگذاری تراشه) ثبت گردید. اطلاعات بیماران با SPSS ویراست 5/13 و 2 test و student's t-test مورد آنالیز قرار گرفتند و مقادیر کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: از مجموع 180 بیمار مورد مطالعه (6/50%) 91 بیمار مرد و (4/49%) 89 بیمار زن بودند. دو گروه از نظر جنس، وزن و سن تفاوت آماری نداشتند (05/0p>). کاهش فشار خون سیستولی/ دیاستولی و فشار متوسط شریانی متعاقب القاء بیهوشی در دو گروه تفاوت معنیدار نداشت. میانگین تفاوت افزایش تعداد ضربان قلب بیماران در گروه تیوپنتال و پروپوفول بهترتیب 43/55/11 و 55/337/5 بود (0001/0p<).
نتیجهگیری: پروپوفول با سرکوب بهتری از پرسور رفلکس داروی مناسبتری جهت القاء بیهوشی در اعمال جراحی تحت بیهوشی عمومی میباشد این یافته با اکثر مطالعات انجامشده قبلی مطابقت دارد. پروپوفول میتواند داروی مناسبی در بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر و یا بیمارانی باشد که تغییرات همودینامیک متعاقب لارنگوسکوپی و لولهگذاری در آنها مخاطرهانگیز است.
زاهد حسینخان، مژگان رحیمی، پویا کلانی، بتول قربانی یکتا،
دوره 72، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات گذشته اثرات فازهای مختلف سیکل قاعدگی را بر پاسخهای همودینامیک در لولهگذاری تراشه نشان دادهاند. هدف ما بررسی تاثیر میزان هورمونها در سیکل قاعدگی خانمها بر پاسخهای همودینامیک ناشی از لولهگذاری داخل تراشه است.
روش بررسی: مطالعه به صورت کوهورت در دی ماه سال 1391 در بیمارستان امامخمینی (ره) شروع و در مدت یکسال انجام شد. بیماران بر اساس معیارهای ورود وارد مطالعه شده و شرح حال قاعدگی نمونهی خون برای اندازهگیری سطح هورمونها اخذ شد. تغییرات همودینامیک بیماران کاندیدای جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی با لولهگذاری تراشه ثبت شد.
یافتهها: در این مطالعه 77 خانم تحت عمل جراحی الکتیو تحت بیهوشی عمومی با لولهگذاری تراشه بر اساس معیارهای پژوهش وارد مطالعه شدند، از این تعداد 38 زن در فاز لوتئال (49/4%) و 39 زن در فاز فولیکولار (50/6%) بودند. میانگین مدت زمان سپری شده برای لولهگذاری تراشه بهترتیب در دو گروه فولیکولار و لوتئال 07/5±58/25 و 32/5±84/25 ثانیه بود (489/0P=). فشار سیستولیک خون بعد از لولهگذاری در فاز فولیکولار 138/4±20 در برابر فاز لوتئال 127/7±18 (میلیمتر جیوه) بهطور معناداری بیشتر بود (01/0P<) همچنین ضربان قلب زنان بعد از لولهگذاری در فاز لوتئال 90/7±12 بهطور معناداری از فاز فولیکولار 85/3±11 (ضربان در دقیقه) بیشتر بود (05/0P=).
نتیجهگیری: به دلیل پایداری بیشتر پارامترهای همودینامیک در فاز لوتئال و کاهش عوارض قلبی و عروقی پیرامون عمل متعاقب آن توصیه میشود در صورت امکان اعمال جراحی الکتیو خانمهایی که در سنین باروری هستند، در این زمان انجام شود.
علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، نازلی کرمی، مهرداد عزیزپور،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: لارنگوسکوپی و لولهگذاری داخل تراشه محرکهای شدیدی هستند که موجب برانگیخته شدن پاسخهای همودینامیک میشوند. این پاسخها بایستی با استفاده از تجویز پیشداروی مناسب، القای آرام بیهوشی و لولهگذاری سریع پیشگیری گردند. گاباپنتین و پرگابالین در برخی از مطالعات پیشنهاد شدهاند. هدف این مطالعه مقایسه تأثیر گاباپنتین و پرگابالین بهعنوان پیشدارو در پیشگیری از پاسخهای همودینامیک ناشی از لارنگوسکوپی و لولهگذاری بود.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی که از فروردین تا اسفند ۱۳۹۴ در بیمارستان امامخمینی (ره) ارومیه انجام گرفت، ۹۰ بیمار کاندید جراحی انتخابی داخل شکم با فشارخون طبیعی، در محدوده سنی ۲۰ تا ۵۰ سال، وضعیت فیزیکی American Society of Anesthesiologists (ASA) class I و از هر دو جنس بهصورت تصادفی در سه گروه بررسی شدند. گروه یک دارونمای خوراکی، گروه دو گاباپنتین mg ۹۰۰ و گروه سه پرگابالین mg ۱۵۰، دو ساعت پیش از القای بیهوشی دریافت کردند. تکنیک بیهوشی یکسان بوده و بیماران از نظر تغییرات همودینامیک، پیش و پس از القای بیهوشی و سپس دقایق یک، سه و پنج پس از لولهگذاری ارزیابی شدند.
یافتهها: افزایش بارز تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک پس از لولهگذاری در گروه شاهد دیده شد. این تغییرات بهصورت معناداری در گروه گاباپنتین و پرگابالین کمتر بود (۰/۰۰۱P=). عارضه جانبی خاصی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: تجویز گاباپنتین بهعنوان پیشدارو، یک روش موثر برای کنترل پاسخهای همودینامیک به لارنگوسکوپی و لولهگذاری میباشد. دادههای بهدست آمده نشان داد که پرگابالین اثرات مشابه با گاباپنتین دارد. هردو دارو برای کنترل پاسخهای همودینامیک سودمند هستند.
مهدی صنعتکار، مهرداد گودرزی، مصطفی محمدی، ابراهیم اسپهبدی،
دوره 78، شماره 8 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گلودرد و خشونت صدا پس از لولهگذاری داخل تراشه حین بیهوشی عمومی از شکایات شایع بیماران میباشد. مطالعه کنونی به بررسی استفاده از تجویز کتامین داخل تراشه در کاهش گلودرد پس از عمل جراحی استرابیسم میپردازد.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 60 بیمار که تحت عمل جراحی الکتیو استرابیسم با بیهوشی عمومی در فاصله بهمن تا اسفند 1397 در بیمارستان فارابی تهران قرار گرفتند انجام شد. بیماران بهصورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. پس از عمق کافی بیهوشی، لولهگذاری داخل تراشه انجام شد. در گروه مورد، لوله تراشه پس از چکاندن ml 2 از محلول کتامین با غلظت mg/ml 5 جاگذاری شد و در گروه شاهد، به همان حجم سالین داخل لوله تراشه چکانده شد و تعبیه گردید.
یافتهها: میانگین مدت زمان اقامت در ریکاوری در گروه مورد بیشتر از گروه شاهد بود. میانگین گلو درد پس از عمل بهطور معنادار در گروه شاهد بیشتر از گروه مورد بود. همچنین میانگین بروز دلیریوم در فاز پس از عمل در گروه مورد نسبت به گروه کنترل بیشتر مشاهده شد. در ضمن میزان رضایت پرستار ریکاوری در گروه کنترل بیشتر از گروه مورد بود. بروز برونکواسپاسم، لارنگواسپاسم و تهوع و استفراغ پس از عمل بین دو گروه تفاوت چشمگیری نداشت.
نتیجهگیری: کتامین بهصورت داخل تراشهای میتواند گلودرد پس از عمل و نیاز به مصرف داروهای آنالژزیک پس از عمل را کاهش دهد. این روش موجب افزایش مختصر مدت زمان اقامت بیماران در ریکاوری میگردد.
فرانک بهناز، آزیتا چگینی، سوگل عسگری،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: کرونا ویروس (COVID-19) نشاندهنده یک بحران بهداشت عمومی در ابعاد جهانی است که باعث مرگومیر قابل توجه میشود. عوامل خطر متعددی برای شدت عفونت، عوارض و مرگومیر COVID-19 وجوددارد. که یکی از آنها گروه خونی است هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین گروه خون وابتلای به کووید 19 بود.
روش بررسی: مطالعهای مقطعی برروی 130 بیمار بستری در ICU بیمارستان شهدای تجریش از تاریخ شهریور ماه 1399 تا فروردین ماه 1400 صورت گرفت. تشخیص بیماران COVID-19 مثبت توسط آزمون واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR)، تایید گردید. گروه خونی آنها، تعیین شد وسپس outcome بیماران را طی مدت زمان بستری از نظر بستری در ICU، follow کردیم. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری و با استفاده از محاسبه Pearson correlation coefficient و تحلیل رگرسیون چندگانه گام به گام (stepwise multiple regression analysis)، تحلیل شد. نتایج براساس Fisher’s exact test مشخص گردید.05/0P< معنادار تلقی گردید.
یافتهها: (1/%46)، 60 بیمار دارای گروه خونی A، (%20) 26 بیمار گروه خونی AB، (2/%9)12 بیمار گروه خونی B و (7/%24)32 بیمار گروه خونیO بودند. 55 بیمار(3/42%) زن و75 بیمار (7/57%) مرد بودند. میانگین سنی آنان 05/19±19/43 بود. در کل بدون در نظر گرفتن گروه خونی 1/43% از بیماران بستری اینتوبه شدند. تعداد موارد نیاز به اینتوبیشن در افراد با گروه خونی A مثبت بیشتر بود. کمترین میزان نیاز به اینتوبیشن در گروه خونی B منفی دیده شد. گروه خونی A مثبت (6/39%) و پس از آن AB منفی (3/33%) بیشترین میزان مرگ را داشتند. در حالیکه در گروه خونی A منفی، B منفی، B مثبت و O منفی مرگ مشاهده نشد.
نتیجهگیری: تعداد بیماران مبتلا به COVID-19 با گروه خونی A بهطور قابل توجهی بیشتر بود (1/46%). شایعترین گروه خونی در این بیماران A، و کمترین آن گروه خونی B بود. تعداد موارد نیاز به لولهگذاری در افراد با گروه خونی A مثبت بیشتر بود.
بهزاد ناظمرعایا، حسین محجوبیپور، الهام صابری،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اهداف القا بیهوشی تعدیل تغییرات همودینامیک میباشد که در این مطالعه هدف تاثیر کتامین و لیدوکایین در تغییرات ضربان قلب و فشارخون پس از لولهگذاری تراشه و مقایسه آن با گروه شاهد میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفیشده سه سوکور میباشد که بر روی90 بیمار 65-18 ساله کاندید عمل جراحی انتخابی بیهوشی عمومی در بیمارستان الزهرا اصفهان در آذر تا اسفند 1401 انجام گرفت. بیماران بهشکل تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. کتامین mg/kg 5/0، لیدوکایین mg/kg 5/0 و شاهد تقسیم شدند. سن، وزن، قد، جنسیت و دادههای کلینیکی شامل میانگین فشارخون متوسط شریانی، ضربان قلب، فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک و درصد اشباع هموگلوبین در زمانهای یک، سه، پنج، 10 دقیقه پس از Intubation جمعآوری و با استفاده از روش آنالیز اندازههای مکرر (Repeated measure) موردتجزیهوتحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: هر دو داروی لیدوکایین و کتامین بهطور موثر تغییرات همودینامیک را در طول لولهگذاری داخل تراشه کاهش میدهند ولی لیدوکایین بهطور بالقوه مزایای بیشتری از نظر بهبود اکسیژنرسانی و کاهش تغییرات ضربان قلب و همچنین کاهش زمان بیدارشدن در طول بیهوشی دارد. دو گروه موردمطالعه ازنظر تغییرات فشارخون، اقامت در ریکاوری، مدت اکستوبیشن و نیز گرید لارنگوسکوپی تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: استفاده از لیدوکایین بهعلت اکسیژنرسانی بهتر، کمترین تغییرات ضربان قلب و همچنین زمان بیدار شدن از بیهوشی کوتاهتر نسبت به کتامین ارجح است. همچنین، درمورد فشارخون بالا یا تاکیکاردی مداوم. این مورد در هیچیک از گروهها مشاهده نشد.
فرزانه بلوکی مقدم، ژاله یوسفی، علی باقری حق، مسعود لطیفیپور، مهدی راعی،
دوره 81، شماره 3 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حمایت تنفسی در طول بیهوشی بیمار به روشهای مختلفی نظیر انتوباسیون داخل تراشهای و ماسک لارنژیال صورت میگیرد. طی فرآیند حمایت تنفسی بیمار، ممکن است عوارض قابلتوجهی نظیر تهوع، استفراغ، گلودرد و گرفتگی صدا بهویژه در روش لولهگذاری داخل تراشه ایجاد گردد. هدف از این مطالعه بررسی و مقایسه عوارض گلودرد و گرفتگی صدا ناشی از دو روش انتوباسیون داخل تراشهای و ماسک لارنژیال در بیماران جراحیشده میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از شهریور تا آبان 1401 روی بیماران مراجعهکننده و تحت عمل جراحی در بیمارستان بقیه الله (عج) انجام گردید. مطالعه از نوع همگروهی است که برروی 60 بیمار که تحت هرگونه عمل جراحی با دو روش بیهوشی انتوباسیون داخل تراشه و لارنژیال ماسک قرار گرفتهاند، انجام شد. جهت ارزیابی عارضه گرفتگی صدا، از پرسشنامه استاندارد VHI10 استفاده شد. جهت ارزیابی عارضه گلودرد ناشی از روش حمایت تنفسی، در مدت زمان 24 ساعت و 14 روز پس از جراحی از چکلیست چهار امتیازی میزان درد استفاده شد.
یافتهها: نتایج مطالعه ما نشان داد که استفاده از هر دو روش حمایت تنفسی در حین بیهوشی، منجر به عوارضی نظیر گلودرد و گرفتگی صدا در بیماران میشود که این عوارض در هر دو روش با گذشت زمان بهشکل معناداری (001/0P=) کاهش مییابند. مطالعه نشان داد که تفاوت در جنسیت و سن ارتباط آماری معناداری بین نوع بیهوشی و عوارض گرفتگی صدا و گلودرد بهوجود نمیآورد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد میزان عوارض گلودرد و گرفتگی صدا در گروه استفادهکننده از ماسک لارنژیال نسبت به گروه لولهگذاری داخل تراشهای کاهش مییابد، هرچند این اختلاف معنادار نیست.