جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای لیشمانیا ماژور

شهرزاد زمانی تقی زاده رابع، احمد زواران حسینی، سید علیرضا مصباح نمین،
دوره 64، شماره 9 - ( 6-1385 )
چکیده

ارتباط مهار آنزیم گلوکز-6- فسفات دهیدروژناز در ماکروفاژهای تیمار شده با مهار کننده 6-آمینونیکوتین آمید با میزان تولید نیتریک اکساید و نیز مقاومت ماکروفاژهای آلوده به انگل لیشمانیا ماژور بررسی شد.
روش بررسی: ماکروفاژهای صفاقی موش BALB/c و با غلظت های 10 و 5 و 5/2 و 25/1 میلی مولار از مهار کننده 6 -آمینونیکوتین آمید تیمار شدند. بعد از 24 ساعت انکوباسیون درصد سایتوتوکسیسیتی ماکروفاژها با استفاده از تستMTT بررسی و میزان کاهش فعالیت آنزیم گلوکز-6- فسفات دهیدروژناز(G6PD) تعیین شد. ماکروفاژها را با انگل لیشمانیا ماژور آلوده نمودیم و تولید نیتریک اکساید (NO) بعد از 18 ساعت با استفاده از روش رنگ ‌سنجی گریس (Gries) سنجیده و از غلظت پنج میلی مولار برای بررسی تاثیر بر میزان تکثیر انگل در ماکروفاژها از روز یک تا روز هفت استفاده شد.
یافته‌ها: با افزایش غلظـت 6-آمینونیـکوتین آمید درصد سایتوتوکسیـسیتی ماکروفاژها افزایش و فعالـیت آنزیم G6PD کاهش یافت. میـزان تولید NO توسط ماکروفـاژها با افزایش غلـظت 6-آمینونیکوتین آمید نسبت معکوس داشت. بررسی انگل در ماکروفاژها نشان داد که میزان تکثیر انگل از روز یک تا روز هفت بررسی نسبت به گروه کنترل افزایش چشمگیری دارد (05/0P<).
نتیجه‌گیری: فعالیت آنزیم G6PD با استفاده از مهار کننده 6-آمینونیکوتین آمید کاهش می یابد. فعالیت آنزیم G6PD با کاهش تولید NO و افزایش درصد سایتوتوکسیسیتی ماکروفاژها همراه است. از آنجایی که NO نقش اصلی را در فعالیت لیشمانیا کشی ماکروفاژها به عهده دارد با مهار آنزیم G6PD فعالیت لیشمانیا کشی ماکروفاژها کاهش می‌یابد.


فاطمه مسگریان، نورینا رهبریان، مهناز محمودی‌راد، هما حجاران، فریده شهبازی، زهرا مسگریان، نیلوفر تقی‌پور،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هد ف: لیشمانیوز جلدی در اکثر شهرهای ایران به طور اندمیک دیده می شود. شهرستان گنبدکاووس از جمله کانون های آلوده قدیمی است . چون مطالعه جامعی در این زمینه در این منطقه نشده بود این پژوهش به منظور بررسی انجام گرفت . روش بررس ی: به منظور PCR تعیین شیوع لیشمانیوز جلدی در روستاهای مرزی این شهرستان به روش تعیین شیوع بیماری در بین ساکنین روستاهای مورد مطالعه طی ما ه های آبان، آذر و دی در سال 1385 جمعاً 6990 نفر چهل و DNA در ریبوزومال ITS و 2 ITS مورد بررسی قرار گرفتند . برای شناسایی گونه های لیشمانیا، ابتدا نواحی 1 با الکتروفورز روی آگاروز ITS-PCR تکثیر گردید و محصول PCR شش لیشمانیای ایزوله شده از بیماران به روش %1/5 جدا شد ( 200 میلی آمپر، 140 ولت ). سپس با رنگ آمیزی توسط اتیدیوم بروماید باند های جدا شده قابل رؤیت و از آن ها عکس گرفته شد . جهت تأیید نتایج مولکولی، تعداد شش ایزوله لیشمانیا نیز هر کدام به طور جداگانه به دو 0% افراد به سالک حاد مبتلا بودند . بیش ترین میزان آلودگی / موش بالب /سی تلقیح شدند . یافت هها: در این مطالعه 5 62 % افراد / 0 سال و کمترین میزان آلودگی ( 0%) در سنین بالای پنجاه سال بود . 9 - زخم حاد ( 2%) در بین افراد 10 11 سال دیده شد . نتیج هگیری: نمونه های جدا - دارای جای زخم بودند و بیشترین میزان جای زخم در گروه سنی 20 و مقایسه پروفایل ITS-PCR شده از بیماران مبتلا به سالک در رو ستاهای مرزی شهرستان گنبدکاووس پس از انجام ژنومیک آن ها با نمونه های استاندارد لیشمانیا ماژور، لیشمانیا تروپیکا و لیشمانیا اینفانتوم ، همگی لیشمانیا ماژور تشخیص داده شد و با ایجاد زخم در تمام مو شها پس از گذشت پنج ماه، این نتایج تأیید گردید.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb