19 نتیجه برای لیپید
سیدمنصور رضوی، حمیدرضا زارع، حسین اسفندی،
دوره 57، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده
عواملی نظیر افزایش سن، چاقی، کم تحرکی، استرس، شهرنشینی، هیپرلیپیدمی، افزایش فشارخون شریانی، تعدد حاملگی، مصرف دخانیات و غیره از عوامل مهمی هستند که چه در ایجاد بیماری دیابت و چه در افزایش موربیدیتی و مورتالیتی آن پیوسته مورد بحث واقع می شوند. در این مطالعه 780 بیمار مبتلا به دیابت قندی که جهت درمان بیماری خود به مرکز کنترل بیماری دیابتی شهر یزد مراجعه می کردند، در یک مطالعه توصیفی Correlational study از نظر برخی عوامل خطرزای مهم تحت بررسی قرار گرفتند تا با شناسایی افراد در معرض خطر برای آنها اقدامات پیشگیری کننده لازم انجام گیرد. در این بررسی 54% جمعیت مورد مطالعه چاق، 52/3% کم تحرک، 80/7% شهرنشین، 42/8% مبتلا به هیپرلیپیدمی، 45/1% مبتلا به افزایش فشارخون شریانی، 21/5% سیگاری و حدود 11% بیماران بصورت متناوب یا دائمی الکل مصرف می کردند و یا قبلا الکلی بوده اند. 85% کل بیماران عادت به ورزش نداشتند که میانگین قندخون ناشتای آنها بالاتر از کسانی بود که به انجام ورزش عادت داشتند و این اختلاف نیز معنی دار بود (P=0.01). اکثریت زنان تحت مطالعه (65/3%) تعداد 6 بار یا بیشتر حامله شدن را تجربه کرده بودند و میانگین آخرین قندخون ناشتا در آنها با اختلاف معنی داری بیشتر از زنان با حاملگی کمتر بود (P=0.0004). سن اکثر بیماران در هر دو جنس 50 تا 70 سال بود و طول مدت بیماری در اکثریت آنها کمتر از 10 سال بود که میانگین آخرین قندخون ناشتا با افزایش طول مدت بیماری بطور معنی داری افزایش می یافت (P=0.00003). بیماری بدون در نظر گرفتن نوع دیابت در هر نسل در جنس مونث بیشتر بوده و میانگین آخرین قندخون ناشتای کل بیماران 216 میلی گرم در دسی لیتر بود که مقدار کنترل شده ای نیست. این میانگین بعنوان یک شاخص ارزیابی عملکرد مراکز کنترل دیابت پیشنهاد گردیده است.
سیدفرامرز کریمیان، الهام خیاط،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
جهت بررسی رابطه بین مصرف قرص های ضد بارداری خوراکی و بروز سنگ کیسه صفراوی علامت دار، یک مطالعه مورد شاهد گذشته نگر ترتیب داده شد. روش کار، بررسی شیوع مصرف مدت و نوع قرص مصرف شده در دو گروه و سپس مقایسه آمارها بوده است. داوطلبان از بابت سایر عوامل موثر در سنگ کیسه صفرا شامل سن، اندکس قدی وزنی (BMI)، تعداد بارداری، سابقه خانوادگی سنگ کیسه صفرا، سابقه دیابت و سابقه افزایش چربی های خون نیز مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه مورد مطالعه شامل 80 بیمار مبتلا به سنگ کیسه صفرای علامت دار بستری در بیمارستان بعنوان گروه مورد و 200 بیمار بستری در بیمارستان بدون سابقه سنگ کیسه صفرا بعنوان گروه شاهد می باشد. یافته های پژوهش با استفاده از تست های X² و T-student تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که شیوع مصرف قرص در گروه مورد، کمی بیشتر از گروه شاهد می باشد، ولی این اختلاف از لحاظ آماری معنی دار نیست. همینطور هیچ اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه از بابت اندکس قدی-وزنی، سن، سابقه خانوادگی سنگ کیسه صفرا و سابقه بیماری قند بدست نیامد. بعلاوه اختلاف آماری معنی داری در مورد شیوع مصرف، مدت مصرف و نوع قرص مصرفی بین دو گروه بدست نیامد. دو گروه از نظر شیوع افزایش چربی خون با یکدیگر اختلاف آماری معنی داری داشتند. شیوع چربی خون بالا در گروه مورد افزایش نشان می داد (P<0.05). نهایتا ما هیچ ارتباطی بین شیوع مصرف، مدت مصرف و نوع قرص با بیماری سنگ کیسه صفرای علامت دار بدست نیاوردیم. بعلاوه هیچگونه تداخلی بین موارد فوق الذکر با فاکتورهای خطر در جهت ایجاد بیماری یافت نشد.
سیدریحان میردامادی، گیتی ستوده، فریدون سیاسی، سیدعلی کشاورز،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
ارتباط بین لیپیدها، هورمون ها و نمایه های تن سنجی زنان در یک کلینیک خصوصی در شمال تهران مورد بررسی قرار گرفت. افراد براساس امتیاز هیرسوتیسم به دو گروه تقسیم شدند (هیرسوت>=8 امتیاز، N=102 و غیر هیرسوت<8 امتیاز، N=83). وزن (Wt)، قد (Ht)، دور کمر (W) و دور باسن (H) در تمام افراد و سطوح لیپیدها، هورمون ها و گلوکز سرم در حدود نیمی از آنان اندازه گیری شد. زنان هیرسوت سنگین تر بودند و نسبت های دور کمر به دور باسن (WHR)، دور کمر به قد (Wc/Ht) و میزان LDL آنان بالاتر و پروژسترون آنها پایین تر بود (در تمام موارد P<0.04). در 26 زن با سطوح بالای اندروژن (تستوسترون و یا اندرستن دیون و یا DHEAS) همبستگی مثبت معنی داری بین سطح تری گلیسرید با تستوسترون وجود داشت (P<0.02). در آنالیز رگرسیون چندگانه، WHR بیشترین ارتباط را با کلسترول و LDL، سن بیشترین ارتباط را با تری گلیسرید، گلوکز بیشترین ارتباط را با HDL و اندرستن دیون بیشترین ارتباط را با نسبت LDL/HDL نشان دادند (در تمام موارد P<0.0001). یافته های این بررسی نشان داد که تغییر سطوح خونی برخی لیپیدها در زنان مبتلا به هیرسوتیسم و یا هیپراندروژنیسم ممکن است ناشی از چاقی، سطوح تستوسترون یا اندرستن دیون خون باشد.
لیلا آزادبخت، پروین میرمیران، مهدی هدایتی، احمد اسماعیل زاده، نیلوفر شیوا، فریدون عزیزی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
تعیین اثرات رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول بر اندازه قطر ذرات LDL و HDL در نوجوانان مبتلا به اختلالات چربی خون.
روش بررسی: 42 نوجوان 18 تا 20 ساله مبتلا به اختلالات چربی خون در این مطالعه مورد ـ شاهدی شرکت کردند. رژیم غذایی کنترل رژیمی مشابه اغلب نوجوانان تهرانی بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول یک رژیم غذایی است که 30% کل انرژی روزانه آن را چربیها تشکیل میدهند که کمتر از 7% آن را چربیهای اشباع، کمتر از 15% آن را چربیهای با یک باند مضاعف و کمتر از 15% آن را چربیهای با چند باند مضاعف تشکیل میدهد و حاوی کمتر از 200 میلیگرم کلسترول در روز میباشد. اندازه قطر ذرات لیپوپروتئینها متغیرهای اصلی بود که بعد از سه ماه مداخله اندازهگیری شد.
یافتهها: میانگین نمایه توده بدن 2/4±3/26 کیلوگرم بر مترمربع بود. رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول باعث کاهـش بیشتـر کلستـرول تـام در ایـن رژیـم در مقایسـه با رژیـم کنتـرل (4±13- در مقابل3/0±2- میلیگرم در دسیلیتر، 001/0p<) و همچنین کاهش بیشـتر LDL در مقایسه با کنـترل (2±9- در مقابل6/0±3 میلیگرم در دسیلیتر، 01/0p<) و افزایش اندازه ذرات LDL در مقایسه با رژیم کنترل (4/0±7/1در مقابل 4/0±1/0میلیگرم در دسیلیتر، 001/0p<) گردید. اندازه قطر ذرات HDL تغییر معنیداری نکرد.
نتیجهگیری: رژیم غذایی گامِ 2 کاهش کلسترول اثر مطلوبی روی اندازه ذرات LDL داشت. مکانیسم مربوطه باید در مطالعات تجربی آیندهنگر بررسی شود.
محمد باقر اولیاء، سیدحسین حکمتی مقدم، زهره دهقانی، فلورا فلاح، احمد سلیم زاده،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده
تظاهرات کلینیکی سندرم آنتی فسفولیپید در سیستم عصبی مرکزی شامل حوادث ترومبوتیک شریانی و تعدادی از سندرمهای نورولوژیک غیر ترومبوتیک میباشد. آنتیبادیهای آنتی فسفولیپید یکی از ریسک فاکتورهای مهم در حوادث عروقی مغز میباشند. بهدلیل اهمیت حوادث عروقی مغز در بیماران زیر 50 سال، به ارزیابی ارتباط بین آنتیبادیهای آنتی فسفولیپید و حوادث عروقی مغز پرداختیم.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهد در بیمارستان شهید صدوقی یزد، از آذر سال 81 تا اسفند سال 83 در بیماران زیر 50 سال که حوادث عروقی مغز( سکته مغزی یا حمله ایسکمی گذرا) داشتند، انجام شد. در گروه مورد 61 بیمار با حوادث عروقی مغز و در گروه شاهد 68 نفر که سکته مغزی نداشتند و از نظر سن و جنس با گروه مورد تطابق داشتند، در نظر گرفته شدند. در هر دو گروه لوپوس آنتیکواگولانت (aPTT) و آنتیبادیهای آنتیفسفولیپید (IgG,IgM) ارزیابی شد.
یافتهها: متوسط IgM در گروه مورد 492/6 و در گروه شاهد 846/1 بود. تفاوت بین متوسط IgM در دو گروه معنیدار بود (000/0=p). IgM در 12 بیمار (20%) مبتلا به حوادث عروقی مغز بالاتر از حد نرمال (MPL10IgM>) بود و از بین آنها یک نفر IgM با تیتر خیلی بالا (MPL40IgM>) داشت. متوسط IgG در گروه مورد GPL 50/50 و در گروه شاهد GPL 51/3 بود. تفاوت بین متوسط IgG در دو گروه معنیدار بود (012/0p=). IgG در 13 بیمار (21%) مبتلا به حوادث عروقی مغز بالاتر از حد نرمال (10IgG>) بود. تفاوت بین aPTT بین دو گروه معنیدار نبود (311/0p=).
نتیجهگیری: در این مطالعه ارتباط مثبت بین آنتیبادیهای آنتی فسفولیپید و حوادث عروقی مغز در بیماران زیر 50 سال نشان داده شد.
فرخ لقا احمدی، رزیتا ناصری، محبوب لسان پزشکی،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: سیکلوسپورین از داروهای ایمونوساپرسور اصلی است که در بیماران پیوند کلیه استفاده میشود. این دارو دارای عوارضی است که معمولا مورد توجه قرار نمیگیرد. این مطالعه جهت بررسی اثر سیکلوسپورین بر روی منیزیم سرم و عوارض متابولیک آن در بیماران پیوندی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه روی 157 (62 زن و 95 مرد) بیمار پیوند کلیه تحت درمان با سیکلوسپورین که جهت پیگیری به یک مرکز خصوصی مراجعه کردند انجام شد. بیماران تحت معاینه قرار گرفتند و از ایشان نمونه خون جهت تعیین سطح سرمی سیکلوسپورین، منیزیم، کراتینین، قند خون ناشتا، لیپید، کلسیم، فسفر و اسید اوریک گرفته شد.
یافتهها: میانگین سطح سرمی منیزیم در بیماران mg/dL 31/0±96/1 و سطح سرمی سیکلوسپورین μg/dL 192±371 بود. 16 بیمار (2/10%) دچار هیپومنیزیمی بودند. سطح سرمی منیزیم بیماران با سیکلوسپورین خون (53/0-=r)، کراتینین سرم LDL پلاسما (3/0-=r)، قند خون ناشتا (60/0-=r) و اسید اوریک (36/0-=r) دارای ارتباط معکوس و معنیدار (05/0
نتیجهگیری: در بیمارانیکه داروی سیکلوسپورین مصرف مینمایند در کنار آزمایشات روتین بیوشیمیایی میبایست سطح منیزیمتوتال و یونیزه نیز اندازهگیری شود. این اقدام سبب شناسایی زودتر بیماران هیپومنیزیمی شده و از عوارض متابولیک ناشی از آن با تجویز مکملهای منیزیم پیشگیری بهعمل آید.
غلامعلی جلودار، محمد بیضایی،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: نشت امواج که از اجاقهای مایکروفر صورت میگیرد ممکن است برای کاربران مخاطرهآمیز باشد. گسترش اختلالات هورمونی امکان ارتباط این اختلالات را با افزایش حضور میادین مغناطیسی در زندگی مطرح نمود. کودکان بهدلیل کنجکاوی و یا حضور در کنار مادران در معرض امواج نشتی از اجاق مایکروفر قرار میگیرند. لذا هدف این تحقیق بررسی تاثیر امواج نشتی از اجاق مایکروفر بر غلظت T3, T4، کورتیزول، لیپیدهای سرم و وزن بدن در یک الگوی حیوانی میباشد.
روش بررسی: میزان نشت امواج از یک دستگاه مایکروفر خانگی با استفاده از دستگاه اندازهگیری RF تعیین شد. 20 سر موش نابالغ (سن 3±7 روز و وزن 1±5 گرم) به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند، گروه آزمایش روزانه سه نوبت و هر بار سی دقیقه بهمدت دو ماه در مجاورت دستگاه مایکروفر قرار گرفت. در پایان، همه موشها مجدداً وزن شده، میزان T3, T4 و کورتیزول در سرم با استفاده از روش رادیوایمییونواسی (RIA) و میزان لیپیدهای سرم با استفاده از کیت تعیین گردید.
یافتهها: میانگین وزن گروه آزمایش در پایان دوره 5/29% کمتر از گروه کنترل بود (05/0>p). میانگین غلظت هورمونهای T3, T4 و کورتیزول بهطور معنیداری (05/0>p) در گروه آزمایش افزایش یافت. این مقادیر برای T4 (nmol/L20/660/54 در مقابل 67/780/77)، برای T3 (nmol/L09/0860/0 در مقابل 15/039/1) و در مورد غلظت کورتیزول (ng/ml21/194/9 در مقابل 78/144/17) میباشد. در گروه آزمایش میزان تری گلیسرید افزایش و HDL کاهش یافت (05/0>p).
نتیجهگیری: امواج میکروویو نشت یافته از اجاقهای مایکروفر سبب کاهش رشد، افزایش میزان هورمونهای T3, T4 و کورتیزول، تری گلیسرید و کاهش HDL گردید.
منصوره تقاء، فاطمه نمکیان، محمد رضا قینی، مهدی آلوش،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و
هدف: حوادث عروقی ایسکمیک مغز سومین علت شایع مرگ و میر در جامعه
است. شناسایی عوامل موثر بر پیشآگهی میتواند با اداره بیماران پرخطر، عوارض و
مرگ و میر ناشی از بیماری را بکاهد. هدف این مطالعه بررسی لیپید پروفایل سرم بهعنوان
یکیاز عوامل موثر بر پیشآگهی است.
روش
بررسی: در این مطالعه مقطعی 123 بیمار (58 زن و 65 مرد) دچار
بیماری ایسکمیک حاد مغزی بستری در بخش اعصاب بیمارستان سینا در سال 1387 بررسی شدند. معیارهای ورود بیماران به
مطالعه، سن 90-40 سال و ضایعه ایسکمیک در محدوده خونرسانی قدامی یا خلفی مغز بوده
است. معیارهای خروج از مطالعه نیز شامل ابتلا به تومور مغزی، ترومبوز سینوس وریدی
یا آبسه و سابقه بیماری متابولیک، کبدی، کلیوی و هایپوتیروییدی بوده است. لیپید
پروفایل سرم بیماران طی 24 ساعت اول بعد از سکته مغزی، بعد از 12 ساعت ناشتایی و میزان
ناتوانی بیمار با استفاده از مقیاس NIHSS در روز مراجعه و روز پنجم
بستری ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین سنی
بیماران 16/11±1/65 سال بود. میانگین کلسترول توتال سرم mg/dl46/51±93/189، تری گلیسیرید توتال mg/dl67/72±72/157 و
میانگین HDL و LDL
بهترتیب 43/14±70/47
و mg/dl94/37±98/105
بوده است. در تحلیل بهعمل آمده رابطه معکوس معنیداری میان سطح تری گلیسرید
سرم با NIHSS روز پنجم یافته شد. همچنین سن و سابقه
بیماری قلبی نیز با NIHSS روز اول رابطه مستقیم معنیداری داشتهاند
(05/0p<).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که افزایش میزان تریگلیسرید پلاسما پس از سکته
حاد ایسکمیک مغزی با پیشآگهی بهتری همراه بوده است. همچنین سن بالاتر و سابقه
بیماری قلبی با پیش آگهی بدتری همراه بوده است.
تقی حسنزاده، عسگر برخورداری،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در میان عوامل خطرساز بیماری کرونری قلب، هیپرلیپیدمی از عوامل خطرساز اصلی میباشد. با توجه به نقش هیپرلیپیدمی در بیماریهای قلبی- عروقی بهعنوان اولین عامل مرگ و میر انسان و انجام مطالعات بسیار کم روی پلیمورفیسمهای ژن کلسترول استر ترانسفر پروتیین در ایران، ما در این مطالعه پلیمورفیسم G/A 971- این ژن را در بیماران هیپرلیپیدمی اولیه بررسی نمودیم.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی، تعداد 200 بیمار دارای هیپرلیپیدمی اولیه و 200 فرد سالم بهعنوان گروه کنترل انتخاب شدند. قطعات ژنی واجد تغییرات ژنتیکی با استفاده از تکنیک واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) تکثیر و ژنوتیپهای پلیمورفیسم G/A 971- با تکنیک Restriction Fragment Length Polymorphism (RFLP) تعیین گردید. فعالیت ژن کلسترول استر ترانسفر پروتیین بهوسیله کیت فلوریمتر و با استفاده از دستگاه Fluorescence spectrometer اندازهگیری گردید.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپها و آللها بین دو گروه شاهد و بیمار اختلاف معنیداری نداشت (در گروه کنترل: AA 24 درصد، GA 5/47 درصد و GG 5/28 درصد و در گروه بیمار: AA 18 درصد، GA 51 درصد و GG 31 درصد) (05/0P>). در گروه بیمار افراد هموزیگوت واجد آلل A (ژنوتیپ AA) دارای کلسترول و HDL-C بالاتری نسبت به سایر افراد (ژنوتیپهای GG و GA) بودند. در هر دو گروه بیمار و کنترل، افراد واجد ژنوتیپ AA، CETP کمتری داشتند.
نتیجهگیری: پلیمورفیسم G/A 971- در پروموتور ژن CETP میتواند الگوی لیپیدی و فعالیت CETP را در جمعیت مورد مطالعه تحت تاثیر قرار دهد.
مهرداد حسیبی، سیروس جعفری، حمیده خضرائیان، سید علی دهقان منشادی،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: آمفوتریسین B داُکسی کولات (Amphotericin B Deoxycholate, ABD) دارویی کارآمد در درمان بیماریهای قارچی است اما عوارضی چون سمیت کلیوی میتواند محدودیتهایی در استفاده بهینه از آن ایجاد کند. این مطالعه با هدف بررسی اثر اینترالیپید در کاهش سمیت کلیوی داروی آمفوتریسین انجام شد.
روش بررسی: این تحقیق یک کارآزمایی بالینی تصادفی میباشد. بیماران مبتلا به عفونت قارچی بستری شده در بیمارستانهای امیر اعلم و امامخمینی (ره) شهر تهران در طی سالهای 1391-1390 به شکل تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در هر دو گروه ABD با دوز mg/kg/day1 به صورت انفوزیون وریدی چهار ساعته در داخل سرم دکستروز 5% تجویز گردید. در گروه مداخله علاوه بر تجویز آمفوتریسین B، اینترالیپید 10% به مقدار500 میلیلیتر روزانه حداکثر یک ساعت پس از دریافت داروی ضد قارچ تجویز شد. سمیت کلیوی (افزایش حداقل 50% در کراتینین سرم به یک حداقل بالای mg/dl2)، روند تغییرات کراتینین روزانه در دو هفته اول درمان و تعدادی شاخصهای فرعی عملکرد کلیوی در دو گروه اندازهگیری و مورد مقایسه قرار گرفت. به عنوان یک هدف فرعی موارد ایجاد هیپوکالمی نیز در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: 31 بیمار در مطالعه وارد شدند. تعداد موارد سمیت کلیوی و سایر شاخصهای فرعی کارکرد کلیوی در گروههای کنترل و مداخله تفاوت معنیدار آماری نداشتند (05/0P>). همچنین روند تغییرات کراتینین روزانه در دو هفته اول درمان نیز در دو گروه تفاوت معنیدار نداشت (62/0P=). میزان هیپوکالمی نیز در دو گروه تفاوت آماری معنیدار را نشان نمیداد (47/0P=).
نتیجهگیری: تجویز اینترالیپید در فاصله زمانی بسیار کوتاه پس از تجویز آمفوتریسین B اثری بر سمیت کلیوی ناشی از آن ندارد. همچنین این مداخله تأثیری بر میزان موارد ایجاد هیپوکالمی مرتبط با آن نیز ندارد.
رامین طاهری، سارا مالی، مریم عزیز زاده، راهب قربانی،
دوره 71، شماره 9 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آندروژنتیک شایعترین آلوپسی پیشرونده است که با ریزش زودهنگام موهای قسمت مرکزی سر خود را نشان میدهد. هدف از این مطالعه تعیین رابطه آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی است.
روش بررسی: این مطالعه بر روی 112 فرد مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک ورتکس و 115 فرد بدون آلوپسی آندروژنتیک (گروه شاهد) انجام شد. هیچکدام از افراد گروه مورد و شاهد بیماری کبدی، کلیوی، تیروییدی و دیابت نداشتند، داروی افزاینده یا کاهنده چربی خون و سیگار مصرف نمیکردند، بین 20 تا 35 سال سن و نمایه توده بدنی 20 تا 30 داشتند. نمونه خون افراد شرکتکننده بعد از 12 ساعت ناشتایی جمعآوری شد و آزمایشهای لازم انجام شد. کلسترول تام بالای 240، تریگلیسیرید بالای 200، LDL بالای 160 و HDL زیر 40 در مردان یا زیر 50 در زنان هیپرلیپیدمی در نظر گرفته شد.
یافتهها: 4/46% بیماران مبتلا به آلوپسی آندروژنتیک و 47% گروه شاهد زن بودند. بهترتیب در گروه آلوپسی آندروژنتیک نسبت به گروه شاهد، سطح کلسترول تام (1/3±4/172، 1/3±8/148، 001/0P<)، تریگلیسیرید (5/5±6/133، 3/4±3/88، 001/0P<)، LDL (9/2±4/96، 7/2±9/84، 004/0P=) و HDL (0/2±9/54، 9/0±5/45، 001/0P<) بالاتر بود. 4/46% بیماران و 2/52% گروه شاهد هیپرلیپیدمی داشتند. ارتباط بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی معنادار نبود (05/0P>).
نتیجهگیری: بهطور کلی، هرچند بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی رابطهای دیده نشد، اما با توجه به بالاتر بودن سطح چربیهای LDL، کلسترول و تریگلیسیرید در مبتلایان به آلوپسی آندروژنتیک، بهنظر میرسد ابتلا به آلوپسی آندروژنتیک، با افزایش ریسک بیماریهای کرونر قلبی همراهی داشته باشد. برای تبیین ارتباط قطعیتر بین آلوپسی آندروژنتیک با هیپرلیپیدمی، مطالعات بیشتر توصیه میشود.
آتنا شیوا، مهران تیموریان،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بزاق اولین مایع بدن است که با دود سیگار که منبع عوامل اکسیدان و پراکسیدان است، مواجه میشود. سیستم آنتیاکسیدان بزاق نقش مهمی در ظرفیت ضدسرطانی دارد. هدف از این پژوهش بررسی شاخصهای اکسیداتیو استرس و آنتیاکسیدان در افراد سیگاری و غیرسیگاری بود.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی که در بهار 1395 در دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد، بزاق غیر تحریکی 50 فرد سیگاری (مورد) و 50 غیرسیگاری (شاهد)، مشابه از نظر سن و جنس، با روش Spiting جمعآوری شد. ظرفیت آنتیاکسیدانی تام با روش Ferric reducing ability of plasma (FRAP) و پراکسیداسیون لیپیدی با Thiobarbituric acid reactive substances (TBARS) و اسید اوریک با کالریمتری (اوریکاز) انجام پذیرفت.
یافتهها: شاخص اکسیداتیو استرس در گروه مورد nmol/ml 29/0±17/1 در مقایسه با شاهد nmol/ml 16/0±91/0 بهطور معناداری بیشتر بود (048/0P=). آنتیاکسیدان توتال در گروه مورد µmol/l 68/39±66/220 در مقایسه با شاهد µmol/l 64/40±26/272 بهطور معناداری پایینتر بود (012/0P=).
نتیجهگیری: مصرف سیگار ظرفیت تام آنتیاکسیدانی را کاهش و میزان پراکسیداسیون لیپیدی را افزایش میدهد. مهمترین کار تشویق به ترک سیگار در افراد سیگاری میباشد و روشهای رفتار و دارودرمانی تواما میتواند در این زمینه موثر واقع شود.
بهلول قربانیان، فریبا شکرالهی،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پاراکسوناز-۱ از مهمترین آنزیمهای حذفکنندهی رادیکالهای آزاد و از محافظهای اصلی لیپوپروتیین در برابر ترکیبات اکسید کننده میباشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر هشت هفته تمرینات طناب زنی بر سطوح آنزیم پاراکسوناز-۱ (PON1)، مقاومت انسولینی و نیم رخ لیپیدی در دختران غیرفعال بود.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی از آذر تا بهمن ماه ۱۳۹۵ در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان شهرستان تبریز انجام شد. در این مطالعه ۲۰ دختر دارای اضافه وزن و چاق غیرفعال ۲۰ تا ۲۵ سال بهصورت آزمودنیهای در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی در گروههای تمرین (۱۰ نفر) و کنترل (۱۰ نفر) قرار گرفتند. پروتکل تمرین شامل طنابزنی بهمدت هشت هفته، چهار روز در هفته و ۴۵ دقیقه هر جلسه بود. نمونههای خونی جهت ارزیابی سطوح آنزیم پاراکسوناز-۱ و دیگر متغیرهای خونی در پیش و پس از تمرین گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد پس از مداخله تمرین در گروه تجربی مقادیر تمام متغیرها (غیر از لیپوپروتیین کم چگال) تغییر معنادار داشت. همچنین در مقایسه با گروه کنترل مقادیر آنزیم پاراکسوناز-۱ (۰/۰۲۴=P) و بیشینه اکسیژن مصرفی (۰/۰۰۶=P) افزایش معنادار و شاخص مقاومت انسولینی (۰/۰۲۸=P)، تریگلیسرید (۰/۰۴۶=P) و درصد چربی بدن (۰/۰۰۱=P) کاهش معنادار داشتند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد انجام تمرین طنابزنی بهمدت هشت هفته باعث ایجاد تغییرات مثبت در متغیرهای آنزیم پاراکسوناز-، شاخص مقاومت انسولینی، حداکثر اکسیژن مصرفی و برخی شاخصهای لیپیدی و تنسنجی در دختران جوان دارای اضافه وزن و چاق گردید از اینرو بهنظر میرسد این نوع تمرین میتواند برای کنترل وزن و پیشگیری از بیماریهای ناشی از اضافه وزن و چاقی مفید باشد.
محبوبه سادات حسینی، محمد جواد باهوش، غلامحسین علیشیری، ناهید خلیلی، حبیب یاری بیگی،
دوره 75، شماره 11 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع بیماری دیابت بهدلیل عوامل مختلف بهشدت در حال افزایش است. پدیده مقاومت به انسولین یکی از علل اصلی بروز این بیماری است که به دلایل مختلفی همچون کاهش سطح سرمی ویتامین دی۳ رخ میدهد. در این مطالعه رابطه بین سطح پلاسمایی ویتامین دی۳ با مقاومت به انسولین و فاکتورهای لیپیدی پلاسما ارزیابی گردید.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی بیماران دیابتی نوع دو مراجعهکننده به کلینیک دیابت درمانگاه بقیهاله تهران از تیر تا شهریور ۱۳۹۴ انجام گرفت. ابتدا دادههای دموگرافیک گردآوری و سپس مقادیر سرمی ناشتای ویتامین دی۳، گلوکز و لیپیدهای پلاسمایی اندازهگیری شد. بیماران به دو گروه نرمال و دچار کمبود ویتامین دی۳ تقسیم شده و میزان لیپیدهای پلاسما و فشارخون بین آنها مقایسه گردید. سپس افراد هایپوویتامینوز تحت درمان با ویتامین دی۳ بهمدت هشت هفته قرار گرفتند تا سطح آن به بالای ng/ml ۳۰ برسد. سپس روی درمان نگهدارنده ۵۰۰۰۰ واحد ویتامین دی۳ ماهیانه و g ۱/۵ کربنات کلسیم روزانه قرار گرفتند. پس از دو ماه دوباره بررسی شدند.
یافتهها: ۱۸۷ نفر (۹۹ مرد و ۸۸ زن) وارد مطالعه شدند. شیوع هایپوویتامینوز در افراد چاق بیشتر بود. درمان با ویتامین دی۳ موجب تغییر معنادار HbA۱c، HDL، تریگلیسرید، قندخون ناشتا و ویتامین دی۳ گردید، اما در سایر شاخصهها تغییرات معنادار ایجاد نشد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد کمبود ویتامین دی۳ یکی از علل افزایش گلوکز پلاسما و دیسلیپیدمی باشد. همچنین اصلاح سطح پلاسمایی ویتامین دی۳ میتواند منجر به کاهش مقاومت به انسولین و نیز اصلاح الگوی لیپیدی پلاسما در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو گردد.
ساسان دوگوهر، صابر سلطانی، علی جعفرپور، فاطمه توانگر، سارا اخوان رضایت، مریم غیاثی، مریم نسیمی،
دوره 80، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل اهمیت بالای ارتباط بین پسوریازیس و نارسایی مزمن کلیوی (Chronic Kidney Disease) و عوارض جانبی حاصل از آن، هدف از این مطالعه بررسی شیوع CKD و عوامل موثر بر آن در بین بیماران مبتلا به پسوریازیس در بیمارستان رازی شهر تهران میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه گذشتهنگر برای جمعآوری اطلاعات، از پروندههای بیمارستانی بیمارانی که طی تیر ماه 1397 تا بهمن ماه 1397 آخرین نوبت بستری ایشان در بخشهای بیمارستان رازی یا مراجعه به درمانگاه پیگیری بوده است، استفاده شده است. استخراج اطلاعات براساس چک لیست اولیهای که برای گردآوری دادهها تنظیم شده بود انجام گرفت سپس تجزیه و تحلیل نتایج انجام شد.
یافتهها: 41 نفر (5/15%) از بیماران مبتلا به دیابت، 94 نفر (5/35%) هایپرلیپیدمی و 41 نفر (5/15%) نیز مبتلا به فشارخون بودند. سابقه مصرف داروهایNSAID ، Methotrexate، Cyclosporine،Acitretin ، Infliximabو Adalimumab بهترتیب در بین نه نفر(4/3%)، 205 نفر (4/77%)، 56 نفر (1/21%)، 147 نفر (5/55%)، 30 نفر (3/11%) و 28 نفر (6/10%) از بیماران مشاهده گشت و نیز 54 نفر (4/20%) سابقه دریافت فوتوتراپی داشتند. 217 نفر (9/81%) از بیماران پسوریازیسی مبتلا به نوع (Chronic Plaque Psoriasis) CPP و 48 نفر (1/18%) مبتلا به نوع (Plaque Psoriasis) PP بودند و در نهایت 21نفر (9/7%) از بیماران مبتلا به آرتریت پسوریاتیک بودند.
نتیجهگیری: از عوامل موثر بر CKD سن، دیابت، فشارخون و چربی خون بوده است که رابطه مستقیم با CKD داشتند. بین سابقه دریافت فوتوتراپی، نوع پسوریازیس، طول دوره ابتلا به پسوریازیس و آرتریت پسوریاتیک با میزان ابتلا به CKD نیز رابطه معناداری مشاهده نشد.
سید محمد حسن عادل، سعاد فاضلی، فاطمه جرفی، هدا ممبینی، حمیرا رشیدی،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات اضافه کردن مهارکنندههای انتخابی انتقالدهنده سدیم-گلوکز (SGLT2) به درمان استاندارد استاتینها در بیماران با سندرم کرونری حاد (ACS) متناقض میباشد. همچنین تاکنون اثرات درمان ایمپاگلیفلوزین پس از مداخله زیر جلدی کرونری (PCI) بر پروفایل لیپیدی بیماران دیابتی تیپ دو بررسی نشده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی کنترل شده دوسویهکور بر روی 93 بیمار (56 مرد و 37 زن، میانگین سنی 55/56 سال) انجام شد. بیماران از بین مراجعهکنندگان دیابتی تیپ دو تحت PCI در بازه زمانی فروردین 1399 تا دی 1399 انتخاب شدند. بیماران بهصورت تصادفی در دو گروه دریافتکننده ایمپاگلیفلوزین (mg 10 یک بار در روز) یا پلاسبو با دوز مشابه در کنار درمانهای استاندارد برای مدت شش ماه قرار گرفتند. تغییرات پارامترهای متابولیک از جمله پروفایل لیپیدی پیش و شش ماه پس از مداخله بررسی شد.
یافتهها: در گروه پلاسبو پس از درمان سطوح LDL-C (متوسط mg/dl 0/90 به 0/82، 008/0=P) و HDL-C (متوسط mg/dl 0/40 به 0/35، 090/0=P) کاهش یافت، در حالیکه در گروه ایمپاگلیفلوزین سطح LDL-C (متوسط mg/dl 0/87 به 0/96، 875/0=P) و HDL-C (متوسط mg/dl 0/38 به 0/48، 007/0=P) افزایش یافت. درمان با ایمپاگلیفلوزین و پلاسبو تاثیر معناداری در تغییر سطوح توتال کلسترول، تریگلیسیرید و eGFR نداشت (05/0<P). میزان کاهش وزن و کاهش FBS در بیماران گروه ایمپاگلیفلوزین بهطور معناداری بیشتر از پلاسبو بود (بهترتیب 001/0=P و 048/0=P).
نتیجهگیری: ایمپاگلیفلوزین در بهبود پارامترهای متابولیک بیماران دیابتی پس از PCI در مقایسه با پلاسبو اثربخشی بهتری ندارد، بنابراین تجویز این دارو در بیماران دیابتی پس از PCI مقرون به صرفه نمیباشد.
حسین شعبانی میرزایی، زهرا حقشناس، محسن ویژه، آرمن ملکیانطاقی، کامبیز افتخاری،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: به سبب مزمن بودن بیماری دیابت، کودکان مبتلا به دیابت نوع یک در معرض عوارض بلند مدت متعددی هستند. یکی از عوارض مهم این بیماری درگیری قلبی عروقی بهعلت تصلب شرایین میباشد که ارتباط مستقیم با وضعیت کنترل چربیهای خون دارد. استفاده از پروبیوتیکها ممکن است با تاثیر بر متابولیسم چربی، در روند بروز عوارض در این بیماران موثر باشد. هدف ما از انجام این مطالعه بررسی اثر پروبیوتیک خوراکی بر پروفایل چربی در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک میباشد.
روش بررسی: این مطالعه در بیمارستان فوقتخصصی کودکان بهرامی از اردیبهشت 1397 تا اردیبهشت 1398 انجام شده است. در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 52 کودک مبتلا به دیابت نوع یک ( از 16-2 ساله) مراجعهکننده به بیمارستان کودکان بهرامی مورد بررسی قرار گرفتند و بیماران به دو گروه 26 نفره تقسیم شدند. گروه پروبیوتیک علاوه بر درمان روتین انسولین، روزانه یک کپسول پروبیوتیک بهمدت 90 روز دریافت نمودند و گروه شاهد صرفا درمان روتین انسولین را دریافت کردند. نمونه خون بیماران دو گروه در شروع و پایان مداخله برای ارزیابی پروفایل چربی گرفته شد.
یافتهها: در نتایج این مطالعه مشاهده شد HDL-C در گروه پروبیوتیک نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است، هرچند از نظر آماری معنادار نبود (05/0P>). همچنین تغییرات کلسترول کل، LDL-Cو تریگلیسرید نیز از نظر آماری معنادار دیده نشد.
نتیجهگیری: براساس این مطالعه، استفاده از پروبیوتیک خوراکی بهمدت 90 روز در کودکان مبتلا به دیابت نوع یک، تاثیر چشمگیری بر پروفایل چربی خون در مقایسه با گروه کنترل نداشته است.
مریم مختاری، سید رضا عطارزاده حسینی، ناهید بیژه، محمد مسافری ضیاءالدینی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب شایعترین علت بیماریهای مزمن کبدی در جهان است که میتواند باعث بروز بیماریهای قلبی- عروقی شود، از اینرو این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یک دوره تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد بر PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی، انجام پذیرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع بنیادی و بهروش تجربی-آزمایش بنیان است. شروع پژوهش تا جمعآوری دادهها، از شهریور ۱۴۰۱ تا اسفند ۱۴۰۱ در آزمایشگاه تخصصی تربیت بدنی دانشگاه فردسی مشهد به طول انجامید. تعداد 21 سر موش بهصورت تصادفی به سه گروه هفتتایی، کنترل (c)، تمرین (HIIT) و تمرین+ هورمون رشد (H-GH) تقسیم شدند. تمرین تناوبی شدید و تزریق هورمون رشد طبق پروتکل انجام گرفت. شاخصهایی نظیر PGC1a،SOD ، MDA، مقاومت به انسولین، نسبت ALT/AST و LDL/HDL مورد ارزیابی قرار گرفت. جهت ارزیابی دادهها از آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی (Tukey post hoc) استفاده شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a و SOD در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معناداری داشت. اما مقادیر MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. کاهش مقاومت به انسولین تنها در گروه HIIT نسبت به گروه کنترل معنادار بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معناداری داشت. نسب LDL/HDL (Lipid profile ratio) تنها در گروه HIIT کاهش معنادار داشت.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید توانست پاسخ بهینهتری در مقایسه با پپتید GH در بهبود شاخصهای مرتبط با NAFLD ایجاد کند. تزریق این هورمون به تنهایی ممکن است تبعات نامطلوبی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری داشته باشد.
آسو یزدانی، حامد توان، کورش سایهمیری،
دوره 82، شماره 5 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبیوعروقی اولین علت مرگومیر در جهان میباشد. نقش لیپیدهای چربی بهعنوان یک عامل خطرزا در بیماریهای قلبیوعروقی غیرقابل انکار است. استاتینها مهمترین داروها در جهت کاهش لیپیدهای چربی میباشند. هدف از این تحقیق مقایسه اثربخشی سه داروی رزوستاتین، آتورواستاتین و سیموستاتین بر روی لیپیدهای چربی با استفاده از متاآنالیز شبکهای میباشد.
روش بررسی: نوع مطالعه این تحقیق مروری منظم و متاآنالیزشبکهای بود. جستجو از بین پایگاههای اطلاعاتی Science Direct، PubMed، Scopus، Cochrane library، web of science، Magiran، SID و Google Scholar انجام شد. بازه زمانی جستجوی مقالات از سال 1380 تا خرداد 1403 بود. تمام مقالات مرتبط که به زبان انگلیسی یا فارسی چاپ شده بودند موردبررسی قرار گرفتند. مطالعات با روش متاآنالیز کلاسیک و شبکهای آنالیز شدند.
یافتهها: از 61 مقالهای که وارد متاآنالیز شبکهای شدند، نتایج نشان داد، اثر داروهای آتروستاتین، رزوستاتین و سیموستاتین با دارونما بر لپیدهای چربی معنادار بود (001/0P<) ولی تفاوت معناداری بین سه داروی آتروستاتین، رزوستاتین و سیموستاتین بر کاهش (low-density lipoprotein, LDL) وجود نداشت. رتبه تجمعی سطح زیر منحنی نشان داد احتمال اینکه رزوستاتین بهترین دارو جهت کاهش تری گلیسرید باشد 4/82% و احتمال اینکه آتروستاتین بهترین دارو جهت کاهش کلسترول باشد 3/80% است.
نتیجهگیری: استاتینها اثربخشی بهتری نسبت به پلاسبو در کاهش لیپیدهای چربی دارند. رزوستاتین بهترین دارو در جهت کاهش (Triglyceride, TG) و آتروستاتین بهترین دارو جهت کاهش LDL، TC و افزایش (high-density lipoprotein, HDL) است.