20 نتیجه برای ماز
مرتضی ثمینی، حامد شفارودی، سعید اله دینی،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: لیندان یک هیدروکربن کلرینه شده با خاصیت حشره کشی است. از این دارو در انسان و حیوانات جهت از بین بردن انگل های خارجی استفاده می شود. نشان داده شده است که این دارو هم بصورت حاد و هم مزمن در پستانداران یک عامل ایجاد کننده تشنج است. این مطالعه به بررسی مکانیسم (های) دخیل در تشنج زایی لیندان و چگونگی درمان آن در موش های سوری می پردازد.
مواد و روشها : پس از تعیین آستانه تشنج ناشی ار پنتلن تترازول (PTZ) در موش های سوری، دوزهای 5، 10 و mg/kg 15 لیندان بصورت داخل صفاقی تزریق و اثر آنها بر آستانه تشنجات ناشی از PTZ بررسی گردید. سپس اثر داروهای آیورمکتین (40،20 و mg/kg 60)، کاربامازپین (20،10 و mg/kg 40) و کلونازپام (1/0 ، 25/0 و mg/kg 5/0) بر آستانه تشنجات ناشی از PTZ با تزریق صفاقی هر یک از این داروها تعیین شده و سپس اثر آنها بر تاثیر لیندان روی آستانه تشنجات ناشی از PTZ با تزریق هر یک از داروهای مذکور قبل از دوز mg/kg 15 لیندان مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج بدست آمده آستانه تشنجات ناشی از PTZ را در موش های سوری گروه کنترل mg/kg 56/0 ± 29/35 نشان داد. لیندان، آِورمکتین، کلونازپام و کاربامازپین به ترتیب باعث کاهش، افزایش، افزایش و افزایش آستانه تشنجات ناشی از PTZ به ترتیب بصورت افزایش، افزایش و افزایش بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج زایش و افزایش آستانه تشنجات ناشی از این مطالعه نشان داد که مکانیسم اصلی تشنجات ناشی از لیندان درگیری سیستم مهاری CABA بوده و نیز کانال های سدیمی نیز ممکن است به طور مستقیم یا غیر مستقیم در نشنج زایی لیندان نقش داشته باشند که این مساله نیاز به بررسی بیشتر دارد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که کلونازپام برای درمان سمیت عصبی لیندان از دو داروی دیگر یعنی آیورمکتین و کاربامازپین مناسب تر است.
گلاویژ اعتمادی، سیاوش صادقیان، عارف امیرخانی، سرور اسدی، اکرم شهرابی فراهانی، مروه رحمتی، محمدمهدی فیض آبادی،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه بررسی مقاومت داروئی سویه های کلیسیلاپنومونیه حدا شده از بیماران ایرانی و تعیین میزان فراوانی سویه های مقاوم به سفالوسپورین های نسل جدید بوده که دارای آنزیم های بتا لاکتاماز با طیف گسترد می باشند.
مواد و روش ها: تعداد 100 سویه کلبیلا پنومونیه جدا شده از بیماران بستری و سرپائی در 6 بیمارستان مختلف مورد بررسی قرار گرفتند. هویت سویه ها با روشهای باکتریولوژی تائید و آزمایش تعیین حساسیت داروئی آنها نسبت به 14 آنتی بیوتیک با استفاده از روش دیسک دیفیوژن انجام شد. حداقل غلظت ممانعت کننده (MIC) به روش رقتی (Macro broth dilution) برای سفتازیدیم، جنتامایسین و سیپروفلوکساسین بر روی 40 سویه تعیین گردید. فعالیت آنزیم بتا لاکتاماز به روش یدومتریک مشخص و سویه های تولید کننده آنزیم های بتالاکتاماز با طیف گسترده (Extended Spectrum Beta - Lactamases: ESBL) طبق پروتوکل NCCLS با استفاده از دیسک های ترکیبی سفتازیدیم و سفتازیدیم / کلاولانیک اسید شناسائی شدند.
یافته ها: ایمی پنم مؤثرترین دارو بر علیه سویه های کلبیلا بوده (100%) و بدنبال آن آمیکاسین (8/80%) ، پیپیراسیلین/ تازوباکتام (74%)، سیپروفلوکساسین (73%)، جنتامایسین (69%)، سفتازیدیم (68%) و نالیدیکسیک اسید (7/67%) قرار داشتند. کلیه سویه های مقاوم به سفتازیدیم، جنتامایسین و سیپروفلوکساسین از نظر تولید آنزیم بتالاکتاماز مثبت بودند. 22 ایزوله (22%) از نظر تولید ESBL مثبت بوده و تمامی آنها به بیش از 8 آنتی بیوتیک مقاوم بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به گزارش پیدایش مقاومت نسبت به ایمی پتم در سایر کشورها در تجویز این دارو باید احتیاط و دقت بیشتری نمود. حساسیت نسبت به سفتریاکسون و سفتی زوکسیم نیز بالا بوده ولی مقاومت حد واسط در آنها رو به رشد می باشد. فراوانی سویه های دارای ESBL در نمونه های مورد مطالعه در حد کشورهای اروپائی بوده ولی احتمال افزایش آنها بدلیل حضور پلاسمیدهای حامل ژن های کد کننده مقاومت وجود دارد. ارتباط معنی داری بین مقاومت نسبت به سفتازیدیم ، جنتامایسین و سیپروفلوکاسین با تولید آنزیم بتالاکتاماز وجود داشته و حاکی از پیوستگی ژن های مربوطه و احتمال انتقال همزمان آنها توسط پلاسمید می باشد.
بهنام بهنوش، عبدالکریم پژومند، فخرالدین تقدسی نژاد، محمد دلیرراد،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل استفاده فراوان ازداروهای ضد تشنج غیرباربیتوراتی (فنیتوئین، کاربامازپین و والپروات سدیم) در درمان انواع تشنج، احتمال استفاده سوء و مسمومیت با داروهای فوق زیاد میباشد. مطالعه اخیر با هدف بررسی شیوع، عوارض و مرگ و میر ناشی از این داروها انجام شده است.
روش بررسی: 93 بیمار مسموم با داروهای فوق که به بخش مسمومین بیمارستان لقمان در طی یک سال (ازتیر82 تا تیر83) مراجعه نموده وبستری شده بودند ازطریق بررسی پرونده وتنظیم پرسش نامه درطی مطالعه ای توصیفی- مقطعی مورد بررسی قرارگرفتند. افرادی که داروهای ناشناخته ویا داروهای ضدتشنج دیگرمصرف نموده بودند از مطالعه حذف شدند. در بررسی تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری توصیفی شامل فراوانی، محاسبه میانگین و میانه استفاده شد و پس از پایان کار جمعآوری توسط نرم افزارspss آنالیزشد.
یافتهها: 6/36% بیماران را جنس مذکر و 4/63% راجنس مؤنث تشکیل دادند، میانگین سنی مراجعین حدود5/24 سال بود، 29% سابقه مصرف قبلی دارو را داشتند و در 4/20% سابقه خودکشی قبلی دیده شد. میانگین فاصله زمانی بین مصرف دارو و مراجعه 6 ساعت بود. در56% موارد در زمان مراجعه کاهش سطح هوشیاری به درجات مختلف مشاهده شد، 90% افرادی که سطح سرمی دارو در آنها اندازهگیری شده بود سطح سرمی بالا داشتند. 8% بیماران دچار عوارضی نظیر اختلالات تنفسی و عفونت ادراری شده بودند و 5/4% موارد در بخش مراقبتهای ویژه بستری شدند، میزان مرگ و میر 2% بود.
نتیجهگیری: مطالعه اخیر شباهتهای زیادی با مطالعات سایر کشورها دارد و نشان میدهد که با توجه به آمار بالای مسمومیت با داروهای فوق، لزوم بررسی در رابطه با راهکارهای پیشگیری ازطریق آموزش مصرف دارو، مراقبتهای لازم، مشاورات روانپزشکی، ارائه درمانهای مناسب و افزایش امکانات بخش مراقبتهای ویژه را ثابت مینماید.
مرضیه منصوری، محسن پرویز، منصور کشاورز، نپتون سلطانی، شهریار غریب زاده،
دوره 65، شماره 13 - ( 12-1386 )
چکیده
دیابت ملیتوس یک اختلال متابولیک شایع است که با تغییرات ساختمانی و عملکردی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی همراه است. در جریان بیماری دیابت، اختلال حافظه رخ میدهد و سطح منیزیم پلاسما در بیماران مبتلا به دیابت ملیتوس کاهش مییابد. برخی مطالعات نشان دادهاند که افزودن منیزیم به رژیم غذایی میتواند تاثیر مثبت در کنترل دیابت داشته باشد. روش بررسی: موشهای صحرایی نر با mg/kg 40 استرپتوزتوسین وریدی دیابتی گردیدند. جهت کنترل دیابت از سولفات منیزیم با دوز g/l10 استفاده گردید که به آب آشامیدنی آنها اضافه میشد. بهمنظور بررسی اینکه آیا استفاده سیستمیک از سولفات منیزیم میتواند از اختلالات شناختی جلوگیری کند، هشت هفته پس از تایید دیابت، حیوانات در ماز آبی موریس مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافتهها: کاهش معنیداری در مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در رسیدن به سکو در تمام مدت چهار روز در همه گروهها دیده شد. میانگین مدت زمان تاخیری در گروه دیابتی در مقایسه با سایر گروهها بهطور معنیداری طولانی بوده است که نشاندهنده عملکرد ضعیف موشهایی بوده که بهمدت هشت هفته دیابتی بودهاند. این عملکرد ضعیف بهطور نسبتا˝ کامل با استفاده از سولفات منیزیم قابل پیشگیری است. بهطوریکه مدت زمان یافتن سکو و مسافت شنا در موشهای دیابتی درمانشده با منیزیم در مقایسه با موشهای دیابتی تفاوت معنیداری داشت. نتیجهگیری: بهنظر میرسد پس از هشت هفته درمان با منیزیم (بهمیزان g/l10 در آب آشامیدنی)، حافظه فضایی حیوانات مورد آزمون در مقایسه با پاسخ گروه دیابتی بهتر است که میتواند مطرحکننده نقش منیزیم در جلوگیری از اختلال حافظه فضایی حیوانات دیابتی باشد.
اکبر میرصالحیان، محمد مهدی فیض آبادی، فرخ اکبری نخجوانی، فرشته جبل عاملی، حمید رضا گلی،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که مقاومت به سفالوسپورینهای با طیف گسترده در اثر اکتساب ژنهای کد کنندۀ بتالاکتامازهای وسیعالطیف در پسودوموناس آئروژینوزا در نقاط مختلف دنیا در حال افزایش است، در این مطالعه الگوی مقاومت و شیوع ژنهای بتالاکتاماز OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزای جدا شده از بیماران سوختگی بررسی گردید.
روش بررسی: تعداد یکصد ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا، بهروش شیمیایی تعیین هویت شدند. سپس الگوی مقاومت بهروش DAD و شناسایی سویههای تولیدکننده بتالاکتامازهای وسیعالطیف بهروش Combined Disk مورد بررسی قرار گرفتند. برای تشخیص ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 از روش PCR استفاده گردید.
یافتهها: در بین 100 ایزولۀ پسودوموناس آئروژینوزا مقاومت به آنتیبیوتیکهای سفودوکسیم، آزترونام، سیپروفلوکساسین، اوفلوکساسین، سفتازیدیم، سفپیم، ایمی پنم، مروپنم، سفوتاکسیم، لووفلوکساسین، پیپراسیلین- تازوباکتام و سفتریاکسون بهترتیب 100، 90، 83، 92، 85، 88، 63، 66، 98، 89، 70 و 91 درصد بود. در این میان 40 سویه (40%)، ESBL مثبت تشخیص داده شدند، که از بین آنها 29 سویه (29%) از نظر ژن OXA-10 و 18 سویه (18%) از نظر ژن PER-1، مثبت بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهندۀ گستردگی بالای مقاومت آنتیبیوتیکی و شیوع سویههای تولید کنندۀ ژنهای کدکنندۀ OXA-10 و PER-1 در پسودوموناس آئروژینوزا بیماران سوختگی در ایران میباشد که لازم است ضمن اصلاح روشهای رایج، نسبت به استفاده از پروتکلهای درمانی مناسبتر اقدام نمود.
اکبر میرصالحیان، فرشته جبلعاملی، سیدمحمد میرافشار، فرزانه باذرجانی، عالیه گرجیپور، حمیدرضا گلی،
دوره 66، شماره 6 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: ظهور سویههای مقاوم میکروبی یکی از موانع اساسی در درمان قطعی بیماریهای عفونی میباشد که در این بین باکتریهای گرم منفی تولیدکننده آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعالطیف (ESBLs) معضلات عدیدهای را در درمان این گونه عفونتها بروز دادهاند. در حال حاضر اشرشیاکلی به عنوان یکی از عوامل اصلی ایجادکننده عفونتهای بیمارستانی و عفونت دستگاه ادراری محسوب میگردد که در این مطالعه الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی و سویههای تولیدکننده بتالاکتاماز در اشرشیاکلی نسبت به 17 آنتیبیوتیک رایج مورد بررسی و شناسایی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه با روش Disk Agar Difusion (DAD)، الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی 392 سویه اشرشیاکلی جدا شده از بیماران مختلف نسبت به 17 آنتیبیوتیک تعیین گردید و سپس طبق دستورالعمل NCCLS با روش Combind Disk، باکتریهای تولیدکننده ESBLs در بین آنها مورد شناسایی قرار گرفت.
یافتهها: با تعیین الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی این سویهها نسبت به 17 آنتیبیوتیک مشخص گردید که بیشترین درصد مقاومت نسبت به کربنیسیلین (06/78%) و کمترین مقاومت نسبت ایمیپنم (76/0%) میباشد. مقاومت نسبت به سه آنتیبیوتیک کربنیسیلین (06/78%)، کوتریموکسازول (21/63%) و پیپراسیلین (98/61%) بالاتر از 50% میباشد. در این مطالعه از بین 392 اشرشیاکلی 25/25% تولیدکننده ESBL بودند که بررسی مقاومت در این باکتریها، نشاندهنده، مقاومت بالای آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها و مقاومت چندگانه در آنها میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه حاکی از مقاومت بالای اشرشیاکلی به ویژه سویههای تولید کننده ESBL، نسبت به آنتیبیوتیکهای مختلف میباشد. با توجه به شیوع نسبتاً بالای باکتریهای تولیدکننده ESBL و مقاومت آنها نسبت به سایر آنتیبیوتیکها، باید از راهکارهای مهم کنترل عفونت مانند محدود نمودن مصرف از سفالوسپورینهای وسیعالطیف، استفاده نمود.
محمدمهدی سلطاندلال، هدروشا ملاآقامیرزایی، جلیل فلاح مهرآبادی، عبدالعزیز رستگارلاری، آیلار صباغی، محمدرضا اشراقیان، عاطفه فرد صانعی، روناک بختیاری، مجتبی حنفی ابدر،
دوره 68، شماره 6 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: آنزیمهای
بتالاکتامازی، مهمترین عامل مقاومت به آنتیبیوتیکهای خانواده بتالاکتام در میان
باکتریهای گرم منفی میباشند. امروزه شاهد افزایش روز افزون عفونتهای ناشی از آنها
در جهان هستیم که این امر به عنوان یک موضوع مهم مورد توجّه محققین در آمده است.
آنزیمهای بتالاکتامازهای TEM به علت شیوع بالا و AmpC بهدلیل ایجاد اختلال در تستهای فنوتیپی از اهمیت زیادی
برخوردارند. از آنجا که ژنهای خانواده بتالاکتامازی دارای زیرگروههای فراوانی
بوده بر این اساس بهکارگیری روشهای مولکولی به ویژه استفاده از پرایمرهای
یونیورسال به منظور شناسایی کامل این زیرگروهها ضروری است، هدف از این تحقیق
شناسایی و بررسی شیوع ژنهای بتالاکتامازی TEM و AmpC (DHA, MOX) در ایزولههای بالینی Escherichia coli با استفاده از پرایمرهای
یونیورسال میباشد.
روش بررسی: تعداد
500 نمونه بالینی از بیمارستانهای شهر تهران جمعآوری گردید که با استفاده از تستهای
بیوشیمیایی، تعداد 200 ایزوله E.coli غربال شد و از طریق تستهای
فنوتیپی Disk diffusion method و Combined disk، از لحاظ تولید آنزیمهای
بتالاکتامازی مورد ارزیابی قرار گرفتند. سویههای فنوتیپ مثبت، جهت جستجوی ژنهای
مذکور توسط پروسه PCR بررسی شدند.
یافتهها: از
200 ایزوله مورد بررسی (64%)، 128 سویه از طریق تستهای فنوتیپی برای PCR ژنهای TEM وAmpC انتخاب شد، (8/57%)74 و (9/3%)5 ایزوله به ترتیب
حاوی ژنهای TEM و DHAبود
و ژن MOX در هیچ ایزولهای شناسایی
نشد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصله، به کارگیری روشهای
مولکولی در کنار روشهای فنوتیپی جهت تشخیص کامل این نوع مقاومتها امری ضروری
بوده و به علت شیوع بالای این مقاومت، بهتر است که نسبت به استفاده از پروتکلهای
درمانی رایج در کشور اقدامات مناسبتری به عمل آید.
اکبر میرصالحیان، فرخ اکبری نخجوانی، عباس بهادر، فرشته جبل عاملی، رضا بیگوردی، حمیدرضا گلی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: پسودوموناس
آئروژینوزا، یک پاتوژن فرصت طلب
و از عوامل اصلی ایجاد عفونت در بیماران دارای زخمهای سوختگی میباشد.
متالوبتالاکتامازها (MBLS) از مهمترین عوامل ایجاد مقاومت به
داروهای کارباپنم در پسودوموناس آئروژینوزا است. این مطالعه ضمن بررسی
الگوی حساسیت آنتیبیوتیکی، به بررسی فراوانی متالوبتالاکتاماز (MBL) در بین ایزولههای پسودوموناس
آئروژینوزا به دو روش فنوتیپی (Etest MBL) و ژنوتیپی (PCR) میپردازد.
روش بررسی:
تعداد 170 ایزوله پسودوموناس آئروژینوزا جدا شده از بیماران سوختگی به روش
بیوشیمیایی تعیین هویت، سپس الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی آنها به روش کایربی بوئر
تعیین گردید. سویههای تولیدکننده متالوبتالاکتامازبه روش Etest MBL شناسایی شدند و برای تشخیص ژن blaVIM از روش PCR
استفاده گردید.
یافتهها: مقاومت به آنتیبیوتیکهای ایمیپنم، کاربنیسیلین،
آمیکاسین، توبرامایسین، تیکارسیلین، پلیمیکسین B، کلیستین
سولفات (μg10) و کلیستین سولفات (μg25) بهترتیب
9/52%، 7/74%، 7/81%، 2/88%، 7/84%، 10%، 1/34%، 3/28% بود. از بین این ایزولهها 10
ایزوله (1/11%) (از 90 ایزوله مقاوم به ایمیپنم) تولیدکننده آنزیم
متالوبتالاکتاماز به روش Etest MBL بودند. تمام 10 سویه نسبت به پلیمیکسین B و
کلیستین حساس بودند و نسبت به بقیه آنتیبیوتیکها مقاومت نشان دادند. با انجام
آزمون PCR تمام سویههایی که توسط Etest MBL مثبت
شدند توسط PCR تایید گردیدند و همگی حامل ژن blaVIM-1
بودند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشاندهنده افزایش روند مقاومت آنتیبیوتیکی
پسودوموناس آئروژینوزا به سبب تولید آنزیم متالوبتالاکتاماز میباشد. لذا
با توجه به اهمیت بالینی این سویههای مقاوم در بیمارستان مورد مطالعه، شناسایی
سریع ارگانیسمهای تولیدکننده این آنزیمها و بهکارگیری ابزارهای مناسب کنترل عفونت جهت جلوگیری از
انتشار بیشتر این ارگانیسمها ضروری است.
مرضیه برزگر، سیدعلیرضا طلائی زواره، محمود سلامی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه
و هدف: شواهد متعددی نشان میدهد که
مواجهه با استرسهای محیطی مختلف در طی دوران بارداری بر رفتارهای فیزیولوژیک فرزندان
موثر است. در این مطالعه تجربی اثر
استرس صوتی در دوران بارداری، بر یادگیری تثبیت حافظه فضایی فرزندان نر
موشهای صحرایی در ماز آبی موریس و نیز میزان کورتیکوسترون سرم آنها بررسی
شده است.
روش بررسی: فرزندان نر از مادرانی که دوره بارداری را به طور
طبیعی گذراندند یا در هفته آخر بارداری در معرض استرس قرار داشتند، به چهار گروه
10 سری شامل یک گروه کنترل، و سه گروه که در هفته آخر جنینی روزانه 1، 2 و 4 ساعت
در معرض استرس صوتی بودند، تقسیم شدند. یادگیری فضایی طی پنج شب و هر شب چهار مرحله آزمایش، توسط ماز آبی موریس سنجیده شد.
در شب آخر میزان تثبیت حافظه فضایی نیز بررسی شد. مدت زمان سپری شده و مسافت پیموده شده در ربعهای مورد نظر
ماز تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج
حاصل نشان داد که مواجهه روزانه به مدت دو و یا چهار ساعت در هفته آخر بارداری
باعث ایجاد اختلال در روند یادگیری و نیز تثبیت حافظه فضایی فرزندان میشود (05/0p<). میزان کورتیکوسترون سرم این حیوانات نیز به وضوح
افزایش یافته بود و با نتایج حاصل از مطالعات رفتاری همخوانی داشت. اعمال روزانه یک
ساعت استرس تغییری در میزان کورتیکوسترون و رفتار فرزندان ایجاد نکرد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای ما، مواجهه روزانه با استرس صوتی در
هفته آخر بارداری، میتواند سبب افزایش کورتیکوسترون سرم و کاهش یادگیری و حافظه
در فرزندان نر بالغ شود.
محمد مهدی سلطان دلال، گلناز مبصری، جلیل فلاح مهرآبادی، محمد رضا اشراقیان، عبدالعزیز رستگار لاری، هدروشا ملاآقامیرزایی، آیلار صباغی، محمد آذرسا،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مقاومت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در میان ایزولههای بالینی، در اکثر مواقع ناشی از تولید آنزیمهای بتالاکتامازی است. در سالهای اخیر، تولید آنزیمهای بتالاکتامازی با طیف وسیع (ESBLs) در میان ایزولههای بالینی بهویژه باکتری Escherichia coli شیوع فراوانی یافته و از آنجا که این بتالاکتامازها شامل چندین زیر خانواده میباشند، طراحی و استفاده از پرایمرهای یونیورسال بهمنظور شناسایی کامل این زیر خانوادهها میتواند مفید واقع شود. تولید آنزیم بتالاکتاماز در باکتری اشریشیا کلی مشکلات فراوانی را در درمان بیماران ایجاد نموده است. ژن CTX-M-1 عامل مقاومت بتالاکتامازی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان ژن CTX-M-1 در باکتری اشریشیا کلی میباشد.
روش بررسی: در مجموع 500 نمونه ادراری از بیمارستانهای شهر تهران گردآوری شده؛ پس از کشت بر روی محیط EMB آگار در دمای 37 درجه بهمدت 24 ساعت و انجام تستهای بیوشمیایی برای تایید از بین 500 نمونه 200 ایزوله اشریشیا کلی جداسازی شد. بررسی حضور ژن CTX-M-1 با استفاده از روش PCR بر روی ایزولههایی که در تستهای تشخیصی Diffusion agar disk و Combined disk جداسازی شده بود انجام گرفت.
یافتهها: از 200 سویه مورد بررسی 128 (%64) سویه مولد بتالاکتامازهای وسیعالطیف بوده، پس از طی پروسه PCR برای شناسایی ژن CTX-M-1 نشان داد از 128 سویه بتالاکتامازهای وسیعالطیف مثبت 99 ایزوله (34/77%) حاوی ژن مورد نظر بوده است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل شده از این مطالعه درصد بالای مقاومت بتالاکتامازی را در بین سویههای اشریشیا کلی نشان میدهد. این مسئله یک خطر عمومی جدی را خاطر نشان میسازد که باید همه اقدامات برای جلوگیری از این خطر صورت گیرد.
علی رضایی، غفور موسوی، چنگیز احمدی زاده، بهبود جعفری،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: گیاه گل سرخ بهواسطه اثرات آرام بخشی، ضد تشنجی و ضد دردی از دیرباز در طب سنتی ایران و اکثر کشورها جایگاه خاصی داشته است. این گیاه با توجه به داشتن آلکالوییدها، فلاونوییدها و ترکیبات آلی همواره در جهت کاهش فشارهای عصبی، درمان افسردگی، بیخوابی مزمن، ایجاد اثرات آرامبخش و ترمیمکنندگی پوست مورد استفاده قرار گرفته است. در حال حاضر با وجود اینکه از داروهای آرامبخش و ضد اضطراب شیمیایی بهمنظور تسکین دهندگی و پیشبیهوشی استفاده میشود ولی بهعلت عوارض جانبی این داروهای سنتتیک و مسایل اقتصادی بر آن شدیم تا اثرات ضداضطرابی و پیش بیهوشی عصاره این گیاه را با داروی سنتتیک بهصورت مقایسهای مورد مطالعه قرار دهیم
روش بررسی: به گروه های مختلف موش های نر نژاد ویستار عصاره گل سرخ با
1/2 و دی متیل سولفوکساید با همان حجم 30 دقیقه قبل از mg/kg 300 و 450 و دیازپام با دوز ،150mg/kg دوزهای
40 تزریق شد و برای mg/kg ارزیابی اثرات تسکینی و پیش بیهوشی (مدت خواب القاء شده با کتامین) با دوز
استفاده شد. یافت هها: نتایج به دست آمده بیان گر Rota rod و Elevated plus maze ارزیابی اثرات ضد اضطرابی از
افزایش معن یدار مدت خواب القاء شده با کتامین و ه مچنین افزایش معن یدار مدت زمان سپری شده در بازوهای باز
نتیج هگیری: نتایج حاصله نشان داد که عصاره گل .(P≤0/ در گروه های تیمار با دوزهای بالا و پایین عصاره بود ( 01
450 دارای اثرات تسکینی، پیش بیهوشی و ضد اضطرابی است
محمد مهدی سلطان دلال، محمد آذرسا، محمد حسن شیرازی، عبدالعزیز رستگار لاری، پرویز اولیاء، جلیل فلاح مهرآبادی، آیلار صباغی، هدروشا ملاآقامیرزایی، فرناز شامکانی، سوان آوادیس یانس، گلناز مبصری، روناک بختیاری، محمدکاظم شریفی یزدی،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و
هدف: مصرف
روزافزون مواد ضد میکروبی بتالاکتام در درمان عفونتهای باکتریایی سبب افزایش مقاومت
بر علیه آنها شده است. هم اکنون یکی از معضلات در درمان عفونتهای بیمارستانی
مقاومت آنزیمی به بتالاکتامازهای وسیعالطیف (ESBL) در میان ایزولههای بالینی بهویژه اشریشیاکلی میباشد. از
آنجاییکه تعدادی از سویهها حساسیت دوگانه در شرایط آزمایشگاهی و درون بدن نشان
میدهند، انتخاب درمان موثر را با مشکل روبهرو میکند. در سالهای اخیر
بتالاکتامازهای CTX-M بهصورت غالب در سراسر جهان
شیوع یافتهاند. میزان شیوع تیپهای ESBL در بیشتر نقاط ایران ناشناخته مانده است. هدف از این مطالعه بررسی
فراوانی ESBL و نیز میزان شیوع زیر گروه CTX-M-1 در اشریشیاکلی جدا شده از عفونت ادراری
در شهر تبریز میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه ابتدا 400 نمونه
ادراری از آبان سال 1388 تا فروردین سال 1389 از بیمارستانهای تبریز جمعآوری و
188 سویه اشریشیاکلی توسط آزمایشهای بیوشیمیایی تایید شدند. در مرحله بعد
تست تعیین حساسیت نسبت به 10 آنتیبیوتیک منتخب انجام شد. سپس با
استفاده از روش دیسک ترکیبی و سینرژیسم دوبل، سویههای تولیدکننده ESBL شناسایی گردیدند. در نهایت با استفاده از روش PCR سویههای تولیدکننده آنزیمهای گروه CTX-M-1 مشخص شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از تستهای
فنوتیپی نشان داد که از کل 188 سویه اشریشیاکلی تعداد 82 (6/43%) سویه تولیدکننده ESBL میباشند. طی روش PCR نیز مشخص شد که از این میان تعداد 69 (1/84%) سویه تولیدکننده CTX-M-1 هستند.
نتیجهگیری: مطالعه
حاضر نشان میدهد که سویههای اشریشیاکلی تولیدکننده CTX-M در حال افزایش هستند. جهت تجویز داروی مناسب نیاز به شناسایی کافی
این سویهها میباشد.
وحید خلقی اسگوئی، محمدرضا اسماعیلی دوکی، رضا طبریپور، رقیه پورباقر، جواد توکلی بزاز، باقر لاریجانی، هاله اخوان نیاکی،
دوره 69، شماره 12 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف : فیبروزکیستی بیماری ژنتیکی با الگوی توارثی اتوزوم مغلوبی است که باعث درگیر شدن چندین ارگان میشود. بهکارگیری مارکرهای پلیمورفیک در ردگیری ژنی میتواند راه حلی مناسب در زمینه تشخیص پیش از تولد ارایه کند همچنین میتواند در بررسی همراهی احتمالی هاپلوتیپها با جهشهای خاص استفاده گردد. این تحقیق به بررسی پلیمورفیسمهای IVS8 poly T و M470V در افراد سالم و کودکان مبتلا به فیبروزکیستی پرداخته است. روش بررسی: 49 فرد سالم و 53 فرد مبتلا به فیبروز کیستی طی سالهای 1386 تا 1390 برای IVS8 poly T با روش R everse dot blot و برای M470V با روش PCR-RFLP بررسی شدند. یافتهها: بررسی IVS8 poly T نشان داد که T7 شایعترین آلل در افراد سالم و بیمار با فراوانی 8/82% و 4/77% است. آلل T9 با 7/21% فراوانی در افراد بیمار از شیوع بیشتری در مقایسه با افراد نرمال با 6/7% فراوانی برخوردار است (005/0 = P ). ژنوتیپ T9/T9 با فراوانی 1/15%، از شیوع بیشتری در افراد بیمار در مقایسه با افراد سالم با 2% فراوانی برخوردار است (032/0 = P ). بررسی M470V نشان داد که افراد هتروزیگوت ( M/V ) با 49% و 4/40% شایعترین ژنوتیپ در افراد سالم و بیمار میباشند. هاپلوتیپ M-T9 به ترتیب با فراوانی 1/19% و 4/2% در بیماران و افراد سالم همراهی بالایی با بیماری نشان میدهد (001/0 P< ) . نتیجهگیری: بر اساس توزیع آللی و میزان هتروزیگوسیتی مربوط به M470V, IVS8 poly T این دو پلیمورفیسم میتوانند در تشخیص پیش از تولد در خانوادههای ایرانی با سابقه ابتلا به فیبروزکیستی استفاده گردند.
محمد رهبر، لیلا عظیمی، مونا محمدزاده، فرانک عالینژاد، سمیه سلیمانزاده مقدم، محبوبه ستارزاده، عبدالعزیز رستگار لاری،
دوره 70، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: مصرف روزافزون آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در بالین از ابتدای دهه 1980 در درمان عفونتهای مختلف باکتریایی منجر به افزایش ظهور مقاومت به این آنتیبیوتیکها در بین انواع باکتریهای جدا شده از بیماران گردیده است. بهطوری که امروزه یکی از معضلات درمان عفونتهای بیمارستانی ناشی از باکتریهای مقاوم بالاخص انتروباکترکلوآکه بهلحاظ وجود مقاومت متقاطع در این میکروارگانیسمها و بهدلیل تولید آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعالطیف میباشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی انتروباکترکلوآکههای تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف جدا شده از نمونههای مختلف عفونی ارسالی از دو بیمارستان میلاد و شهید مطهری تهران میباشد.
روش بررسی: در مطالعه حاضر 101 انتروباکترکلوآکه از بهمن 1389 تا شهریور 1390 از بیمارستانهای میلاد و شهید مطهری تهران جمعآوری گردید. پس از تایید گونه توسط آزمایشهای استاندارد و اختصاصی میکروبیولوژی، تست حساسیت آنتیبیوتیکی طبق روش استاندارد CLSI و با استفاده از 13 آنتیبیوتیک انتخابی مصرفی در مطالعه حاضر انجام گرفت. همچنین گونههای تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف با استفاده از روش دیسک ترکیبی بهعنوان یک روش استاندارد تشخیص فنوتیپی جداسازی شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از روش فنوتیپی نشان داد که 33 (33%) از گونههای انتروباکترکلوآکه جداسازی شده توانایی تولید آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف را دارا بودند. 5% گونههای جدا شده به ایمیپنم نیز مقاوم بودند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان از مقاومت بالا به بتالاکتامهای وسیعالطیف و همچنین وجود پنج درصدی سوشهای با مقاومت چندگانه (MDR) در بین انتروباکترکلوآکههای ایزولهشده دارد. این سویهها تنها به کلستین حساس بودند. این نتایج میتواند زنگ خطری برای پزشکان جهت درمان عفونتهای ناشی از انتروباکترکلوآکههای مقاوم به آنتیبیوتیکها بالاخص گونههای تولیدکننده آنزیم بتالاکتاماز وسیعالطیف باشد.
هادی صفری، حسین میلادی گرجی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات قبلی نشان داده است که وابستگی به مورفین و نیز قطع آن موجب افزایش رفتارهای شبهاضطراب در موقعیتهای جدید استرسزا میشود. مواجه با برخی محرکهای استرسزا موجب ایجاد گسترهای از پاسخهای سازگارانه و افزایش توانایی مقابله با وضعیتهای استرسآور میشود. هدف از این مطالعه بررسی اثر استرس مزمن بیحرکتی و استرس حاد غرقهسازی در آب بر رفتار شبهاضطرابی موشهای وابسته به مورفین است.
روش بررسی: تعداد 32 سر موش در یک دوره 10 روزه مورفین (mg/kg10، روزی دو بار) زیر جلدی در حضور یا غیاب استرس مزمن بیحرکتی یک ساعت در روز دریافت کردند. رفتارهای شبهاضطرابی در روز 11 با قرار دادن حیوان در ماز بهعلاوهای شکل مرتفع در حضور یا غیاب استرس حاد غرقهسازی در آب بررسی شد. موشها بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: وابسته+ بدون استرس بیحرکتی (کنترل)، وابسته+ استرس بیحرکتی، وابسته+ استرس بیحرکتی، استرس غرقهسازی در آب، وابسته+ استرس غرقهسازی در آب.
یافتهها: گروه استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب در مقایسه با گروه کنترل تعداد ورود و مدت زمان بیشتری در بازوهای باز از خود نشان دادند (بهترتیب 037/0P=، 018/0P=). همچنین این میزان بهطور معنیداری در گروه استرس غرقهسازی در آب بهتنهایی نسبت به گروه استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب کمتر بود (بهترتیب 031/0P=، 049/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان میدهد استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب موجب کاهش رفتارهای شبه-اضطرابی در موشهای وابسته بهمورفین گردید لذا ممکن است کاربرد درمانی در اختلالات همراه با اعتیاد داشته باشد.
سوسن کهزاد، بهرام بلوری، فرناز نیکبخت،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: میدانهای الکترومغناطیسی فوقالعاده کم فرکانس ناشی از خطوط نیرو، وسایل الکتریکی و تجهیزات پزشکی آثار بیولوژیکی متفاوتی را ایجاد میکنند. سیستم جهانی موبایل (GSM) در زندگی روزمره به طور گستردهای مورد استفاده قرار میگیرد. این سیستم علاوه بر استفاده از باند فرکانسهای بالا، دارای فرکانس پایین نیز میباشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر میدان الکترومغناطیسی مدولهکننده امواج پرفرکانس سیستم جهانی موبایل، 217 هرتز بر یادگیری و حافظه فضایی در موش صحرایی میباشد.
روش بررسی: تعداد 24 موش نر صحرایی از نژاد ویستار به طور تصادفی به سه گروه تست (تابش)، شم و کنترل تقسیم شدند. با استفاده از کویلهای هلمهولتز، گروه تابش روزانه چهار ساعت و به مدت 21 روز، تحت تابش میدان یکنواخت پالسی الکترومغناطیسی با شدت 200 میکروتسلا قرار گرفت. این روند برای گروه شم در غیاب میدان نیز تکرار شد. همه گروهها در هفته سوم به مدت پنج روز و روزانه چهار بار در ماز آبی موریس آموزش دیدند. سپس در روز ششم تست پروب به مدت 60 ثانیه در غیاب سکوی نجات انجام شد.
یافتهها: در آنالیز واریانس یک طرفه دادهها اختلاف معنیداری در مقایسه گروه تابش و کنترل در دو مرحله آموزش و پروب مشاهده نشد. (05/0P≤ به عنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد).
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که احتمالا تابش کوتاهمدت، چون در 21 روز بررسی صورت گرفت، میدانهای الکترومغناطیسی کم فرکانس تلفنهای همراه با شدت μT200 (میکروتسلا) تاثیری بر حافظه و یادگیری ندارد.
محمد معتمدیفر، داود منصوری، هادی صدیق ابراهیم سرایی، جمال سروری،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تولید پنیسیلینازها و دیگر آنزیمهای بتالاکتاماز اصلیترین مکانیسم مقاومت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در بین خانواده انتروباکتریاسه است. هدف مطالعه مقایسه تشخیص آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعطیف با استفاده از دو روش فنوتیپی در ایزولههای ﻛﻠﺒﺴﻴﻼ ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻴﻪ بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی 144 ایزوله کلبسیلا پنومونیه از نمونههای بالینی در یک دوره شش ماهه از آذر سال 1391 در شیراز ایزوله و شناسایی شدند. تست حساسیت آنتیبیوتیکی و بررسی تولید آنزیمهای بتالاکتاماز به روش E-test ESBL و Combined disk method مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: مجموعا 38 ایزوله تولیدکننده ESBL بهکمک روش E-test ESBL سفتازیدیم شناسایی شدند. بهکمک دیسکهای ترکیبی سفتازیدیم/کلاوولانیک اسید، سفوتاکسیم/کلاوولانیک اسید وسفپودکسیم/کلاوولانیک اسید به ترتیب 35، 34 و 31 ایزوله مولد بتالاکتاماز شناسایی شدند.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای باکتریهای مولد ESBL غربالگری این باکتریها از نظر تولید ESBL میتواند در درمان و انتخاب داروهای موثر مهم باشد.
کتایون کنگرلو حقیقی، شهربانو عریان، محمدرضا زرین دست، محمد ناصحی،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: حافظه، توانایی ذخیره و فراخوانی اطلاعات یادگرفته شده است. اضطراب، پاسخ موجود به عامل تهدید کننده است که میتواند همئوستاز را دچار اختلال نماید. هدف این مطالعه بررسی اثر سیستم کانابینرژیک بر حافظه و اضطراب در هسته قاعدهای- جانبی آمیگدال و تداخل آن با سیستم گابانرژیک در روش ماز بهعلاوه مرتفع بود.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در آزمایشگاه حیوانی برای پژوهش روی موش سوری و موش صحرایی به کمک دستگاه استریوتاکسی پژوهشکده علوم شناختی در فاصله زمانی مهرماه 1392 تا دیماه 1393 بر روی موشهای کانولگذاری شده، انجام گرفت. پس از یک هفته استراحت دوزهای مختلف آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید و آگونیست باکلوفن و آنتاگونیست فاکلوفن انتخابی گیرنده B گابانرژیک به صورت تزریق داخل هسته قاعدهای- جانبی آمیگدال تجویز شد. درصد ورود به بازوی باز و درصد زمان حضور در بازوی باز و فعالیت حرکتی اندازهگیری شد.
یافتهها: تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید در دوز بالا خاصیت تخریب حافظه اکتسابی و ضد اضطرابی داشت ولی تجویز دوزهای بالای باکلوفن موجب تخریب حافظه شد ولی بر اضطراب اثری نداشت و دوزهای بالای فاکلوفن موجب بهبود حافظه شد ولی بر اضطراب اثری نداشت. در حالیکه تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید همراه با باکلوفن موجب تخریب بیشتر حافظه ولی اثر اضطرابزدایی داشت و تجویز آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید همراه با فاکلوفن موجب بهبود حافظه گشت ولی بر اضطراب تاثیری نداشت.
نتیجهگیری: گیرندههای پیشسیناسپی کانابینوییدی CB1 منجر به مهار ترشح بسیاری از نوروترانسمیترها، مانند گابا میشود. به نظر میرسد که آگونیست گابا توانسته جایگزین نوروترانسمیترهای مهارشده توسط آراشیدونیل سیکلوپروپیل آمید شده باشد.
نیلوفر مجدآبادی، مهربان فلاحتی، فریبا حیدری کهن، شیرین فرهیار، پروانه رحیمی مقدم، مهتاب اشرفی خوزانی،
دوره 75، شماره 11 - ( 11-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مادهای بدون رنگ و معطر بهنام ۲-فنیل اتانول با اثر ضد میکروبی بهطور گسترده در وسایل آرایشی، عطرها و صنایع غذایی بهکار برده میشود. ولوواژینیت کاندیدایی مزمن، التهاب ولوواژینال ایجادشده توسط گونههای کاندیدا است. مقاومت نسبت به کلوتریمازول که از داروهای متداول در درمان این بیماری است در بسیاری از بیماران گزارش شده است. بنابراین در جهت بهبود درمان، اثر همبست کلوتریمازول با ۲-فنیل اتانول بر روی گونههای کاندیدا جدا شده از ولوواژینیت مزمن کاندیدایی بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعهی مداخلهای، از اسفند ۱۳۹۴ تا آذر ۱۳۹۵ بر روی گونههای کاندیدایی جداشده از زنان مبتلا به ولوواژینیت مزمن مراجعهکننده به بیمارستان لولاگر تهران در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. نمونهها مورد آزمایش مستقیم، کشت بر روی محیط کاندیدا کروم آگار (جهت شناسایی اولیه ایزولهها)، سابورو دکستروز آگار (جهت حفظ ایزولهها) و تعیین توالی ناحیه ITS (جهت شناسایی قطعی گونههای کاندیدا) قرار گرفتند. سپس کلوتریمازول و ۲-فنیل اتانول بهتنهایی و در همبست بر روی گونههای جدا شده، بهروش میکرو براث دایلوشن آزمایش شدند.
یافتهها: از ۴۰ سویه کاندیدایی شناساییشده در این مطالعه، ۹۵% کاندیدا آلبیکنس و ۵% کاندیدا آفریکانا بودند. در آزمون همبست، میانگین MIC (حداقل غلظت مهارکنندگی از رشد قارچ) ۲-فنیل اتانول و کلوتریمازول بهتنهایی بهترتیب µg/ml ۰±۳۲۰۰ و µg/ml ۴۰/۱۶±۵۶ بود و بین مقادیر MIC کلوتریمازول بهتنهایی و در همبست، تفاوت معناداری وجود داشت (۰/۰۲۱P=).
نتیجهگیری: در همبست کلوتریمازول و ۲-فنیل اتانول اثر همافزایی مشاهده شد.
مرجان قربانی انارکولی، سارا دبیریان، حسن مولادوست، ادیب زنده دل، محمد هادی بهادری،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی بقای سلولی در مطالعات دارویی و سرطان برای تعیین حساسیت سلولی مهم و تعیینکننده نتیجه درمان است. بنابراین روشهای مختلفی استفاده میگردد که نقطه پایانی متفاوتی را ارزیابی میکنند. تعیین وجود همبستگی بین روشها دارای اهمیت میباشد. در این مطالعه، حساسیت روشهای رنگسنجی ۳-(۴و۵-دی متیل تیازول-۲-ایل)-۲و۵-دی فنیل تترازولیوم برماید (MTT)، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک در تعیین بقای رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک ارزیابی گردید.
روش بررسی: مطالعه تجربی کنونی از مهر تا اسفند ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام پذیرفت. رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک انسانی کشت شده در محیط Dulbecco;s modified Eagle;s medium (DMEM) حاوی ۱۰% Fetal bovine serum (FBS)، بهمدت ۲۴ ساعت با ملاتونین تیمار گردید، سپس بقای سلولی توسط تستهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بررسی و از راندمان کشت و درصد کسر بقا جهت رسم منحنی بقا در سنجش کلونوژنیک استفاده گردید.
یافتهها: غلظت ملاتونین در نقطه IC50 در روشهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بهترتیب، شامل ۰/۱۱۷±۴/۷۹۴، ۰/۸۹۴±۴/۳۷۵ و ۰/۳۲۶±۲/۲۴۶ میلیمولار بود که مقایسه مقادیر IC50 در آزمون MTT و تریپانبلو اختلاف معناداری را نشان نداده (۰/۶۴۴۶P=)، درحالیکه بین MTT-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۳۲P=)، تریپانبلو-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۷۸P=) اختلاف معنادار بود. نتایج تحلیل رگرسیون بقای سلولی، نشاندهنده همبستگی خطی، مثبت و معنادار بین روشها بوده که بین روشهای MTT و تریپانبلو همبستگی بیشتر بود (۰/۹۹r=، ۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند، هر سه روش برای تعیین سمیّت سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک مؤثر بوده و روشهای MTT و تریپانبلو نسبت به سنجش کلونوژنیک، حساسیت بالاتری دارند.