6 نتیجه برای مالتیپل اسکلروزیس
پریسا آیت الهی، شهریار نفیسی، محمدرضا اشراقیان، آپامه طرازی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سنجش پیامد بیماریهای مزمن مثل مالتیپل اسکلروزیس، یک عامل مؤثر در شناسایی اثرات سوء این بیماریها بر روی ابعاد مختلف کیفیت زندگی و نیز ارزیابی تأثیر انواع درمانها در بهبودی بیمار میباشد. هدف این مطالعه، ترجمه و تطابق فرهنگی یکی از ابزارهای اختصاصی سنجش پیامد بیماری MS با عنوان پرسشنامه MSIS-29 ، برای بیماران ایرانی بود.
روش بررسی: ترجمه و تطابق فرهنگی MSIS-29 برای بیماران ایرانی در طی پنج مرحله انجام شد. برای بررسی قابلیت اعتماد نسخه فارسی، ۹۶ بیمار مبتلا به clinically definite MS که به درمانگاه سرپایی مراجعه میکردند به طور متوالی انتخاب شدند و نسخه فارسی را در مرحله تست تکمیل کردند. مرحله تست مجدد با فاصله ۷ روز در زیرگروه ۳۰ نفره از بیماران صورت گرفت. برای بررسی اعتبار نسخه فارسی، زیر گروه ۳۰ نفره بیماران نسخه فارسی SF-36 را نیز تکمیل کردند.
یافتهها: آنالیز آماری دادهها، نشاندهنده سازگاری درونی مناسب (ضرایب آلفا کرونباخ > ۰/۷۰) و قابلیت اعتماد خوب آزمون- باز آزمون (ضرایب همبستگی درون طبقهای > ۰/۷۰) و همچنین اعتبار خوب نسخه فارسی MSIS-29 بود.
نتیجهگیری: نسخه فارسی MSIS-29 یک ابزار قابل اعتماد و معتبر برای سنجش پیامد بیماری MS در بیماران ایرانی است. این ابزار قابل استفاده در مطالعات مداخلهای و مقطعی مرتبط با MS میباشد.
محمد حسین حریرچیان، نرگس کریمی، یاشار عبداللهی، لیلا هاشمی چلاوی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: برای شناسایی درگیری مسیرهای حسی در بیماران اسکلروز مالتیپل (MS) از پتانسیلهای برانگیخته بینایی، سوماتوسنسوری و شنوایی- ساقه مغزی استفاده میشود. بررسی همزمان هر سه پتانسیل برانگیخته فوق برای بیماران مستلزم هزینه میباشد و بهنظر میرسد انجام یکی از این تستها بتواند پزشک را از انجام بقیه بینیاز کند. هدف این مطالعه، بررسی فراوانی غیرطبیعی بودن هر یک از پتانسیلهای برانگیخته مزبور در بیماران MS بود. روش بررسی: 25 مرد مبتلا به MS از نوع عود کننده- بهبود یابنده در محدوده سنی 40-20 سال که به بیمارستان امام خمینی (ره) مراجعه کرده بودند وارد مطالعه شدند. مقادیر نرمال پارامترهای مورد نظر از پتانیسلهای برانگیخته از طریق بررسی 25 مرد سالم پس از همسانسازی از لحاظ سنی بهدست آمد. مقادیر بیشتر از Mean+2.5SD در مورد Latency و مقادیر کمتر از Mean-2.5SD در مورد دامنه در گروه بیماران بهعنوان میزان غیر طبیعی تلقی گردید. در بیماران از میان سه نوع پتانسیل برانگیخته بینایی، شنوایی و سوماتوسنسوری بهطور کلی میزان حساسیت بهترتیب 60، 52 و 52 درصد بود که این اعداد با نتایج مطالعات دیگر تفاوت زیادی ندارد. بیشترین حساسیت را در بین فاکتورهای مورد ارزیابی قرار گرفته Latency پتانسیلهای برانگیخته بینایی در هر کدام از دو طرف و به میران 60% دارا بود. در عین حال امکان غیرطبیعی بودن پتانسیلهای برانگیخته دیگر در حضور پتانسیل برانگیخته بینایی نرمال هر کدام بهمیزان 8/30% بود. نتیجهگیری: علیرغم حساسیت بیشتر پتانسیل برانگیخته بینایی بر خلاف پیشبینی اولیه در صورت نرمال بودن آن، انجام پتانسیلهای برانگیخته دیگر میتوانند کمک کننده باشد.
صلاحالدین فیضاله، شیوا خضری،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مالتیپل اسکلروزیس یک بیماری تحلیل برنده سیستم عصبی میباشد. هیپوکامپ مرکز اصلی حافظه بوده و در بیماریهای نورودژنراتیو بسیار آسیبپذیر است. هورمونهای جنسی مردانه میتوانند خاصیت حفاظت عصبی داشته باشند. در مطالعه حاضر اثر تستوسترون بر روی حافظه فضایی در ناحیه هیپوکامپ موش صحرایی نر پس از القای دمیلیناسیون با اتیدیوم برماید مورد بررسی قرار گرفت. روش بررسی: این پژوهش تجربی، بر روی موشهای سالم در آزمایشگاه دانشکده علوم دانشگاه ارومیه در فاصله زمانی مهر 1392 تا بهمن 1393، انجام گرفت. برای القای دمیلیناسیون در موشها، µl 3 اتیدیوم بروماید در ناحیه CA1 هیپوکامپ تزریق شد. حیوانات تحت درمان، روزانه µl 1 تستوسترون &mug/ml 6 از طریق کانولهای گذاشته شده در هیپوکامپ به مدت 20 روز پس از القای دمیلیناسیون دریافت کردند. حافظه فضایی توسط دستگاه ماز شعاعی بررسی شد. دمیلیناسیون و رمیلیناسیون با کمک رنگآمیزی اختصاصی میلین بررسی شد. یافتهها: نتایج بافتی نشان داد که تجویز تستوسترون، رمیلیناسیون را تسریع نموده است. درصد سلولهای پیکنوتیک شده در روز 20 پس از القای دمیلیناسیون در گروه تحت درمان با تستوسترون نسبت به گروه اتیدیوم بروماید کاهش معناداری را نشان داد (008/0P=). مطالعات رفتاری نشان داد که زمان یافتن غذا در گروه دریافتکننده اتیدیوم بروماید در مقایسه با گروههای کنترل افزایش معناداری داشت (001/0P=). بهعلاوه تیمار با تستوسترون میزان دمیلیناسیون را کاهش داده و اختلالات یادگیری و حافظهی القا شده توسط اتیدیوم بروماید را بهطور معناداری بهبود بخشید (001/0P=). نتیجهگیری: تستوسترون میتواند بهعنوان یک عامل نوروپروتکتیو عمل کند و وسعت دمیلیناسیون و تعداد سلولهای پیکنوتیک شده را کاهش دهد، همچنین اختلالات یادگیری القا شده توسط اتیدیوم بروماید را بهبود بخشد.
منصور رضایی، داریوش افشاری، نگین فخری، نازنین رزازیان،
دوره 79، شماره 4 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مالتیپل اسکلروزیس Multiple sclerosis, MS)) جزو ناتوانکنندهترین بیماری در بالغین جوان است. آگاهی از نمره ناتوانی این بیماران (Expanded disability status scale, EDSS)، در انتخاب روند درمانی آنان مفید است. محاسبه EDSS وقت زیادی از پزشک متخصص میگیرد. هدف از این مطالعه برآورد نمره EDSS بیماران MS با استفاده از مدلهای شبکه عصبی مصنوعی (ANN) و درخت تصمیم (DT) بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی دادههای مطالعه رجیستری MS استان کرمانشاه از اردیبهشت 1396 تا آذر 1397 انجام شد. 12 متغیر شامل اطلاعات دموگرافیک، اطلاعاتی در مورد بیماری MS افراد و نمره EDSS آنان از مجموعه دادهها استخراج گردید. نمره EDSS افراد توسط مدلهای ANN و DT نیز برآورد شد. عملکرد مدلها از نظر خطای برآورد، همبستگی و میانگین نمره برآورد شده، مورد مقایسه قرار گرفت. از (Waikato Environment for Knowledge Analysis (Weka), University of Waikato, New Zealand) و SPSS software, version 25 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) استفاده شد.
یافتهها: 353 نفر با میانگینهای سن 47/36±1/9 سال، سن شروع بیماری 34/30±2/9 سال، طول دوره بیماری 20/6±7/5 سال و نمره 8/1±46/2 EDSS بررسی شدند. خطاهای برآورد در مدل DT کمتر از مدل ANN بود. نمره EDSS واقعی همبستگی معنی داری با نمره برآورد شده توسط (571/0DT (r= و (623/0ANN (r= داشت. میانگین EDSS برآورد شده توسط DT (46/2±1/1) تفاوت معناداری با میانگین EDSS واقعی نداشت (621/0P=). میانگین EDSS برآورد شده توسط ANN (87/2±3/1) بهطور معناداری بیشتر از میانگین EDSS واقعی بود (05/0P<).
نتیجهگیری: مدل DT نسبت به مدل ANN، نمره EDSS را بهتر برآورد کرد و به نمرات واقعی EDSS نزدیکتر بود. با مدل DT میتوان EDSS بیماران MS را با دقت مناسبی تخمین زد.
میلاد جلیلیان، ایرج عابدی، محمدرضا شریفی،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از روشهای جدید در تشخیص زودرس پلاک MS و آسیبهای آکسونی، توالی DTI میباشد که با استفاده از آن میتوان ابعاد گوناگون این پلاکها شامل جهت انتشار و متوسط انتشار را مشاهده و ارزیابی کمی نمود. هدف از انجام این مطالعه بررسی ارتباط پارامترهای DTI با میزان آسیب آکسون و شدت علایم بالینی در بیماران مبتلا به MS میباشد.
روش بررسی: این یک مطالعه مورد-شاهدی از نوع مقطعی میباشد که از آذر 1399تا مرداد 1400 و در بیمارستان میلاد اصفهان انجام گردید. در این مطالعه تصویربرداری DTI از 41 بیمار مبتلا به MS و 41 شخص نرمال صورت گرفت و شاخصهای DTI شامل ناهمسانگرد کسری (FA)، متوسط انتشار (MD)، انتشار محوری (AD) و انتشار شعاعی (RD) در نواحی مختلف مغز مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی شدت علایم بالینی از مقیاس آنالوگ بصری (VAS) استفاده شد. ارتباط بین شاخصهای DTI و شدت علایم بالینی به کمک آنالیز آماری آزمون کولموگروف- اسمیرنوف (Kolmogorov-Smirnov test) صورت گرفت.
یافتهها: تحلیل همبستگی نشان داد بین پارامترهای توالی DTI و مقیاس آنالوگ بصری VAS همبستگی معناداری وجود دارد (05/0˂P). با توجه به مقادیر مثبت ضریب همبستگی بین VAS و پارامترهای اشاره شده رابطه مثبت و معناداری وجود داشته است و با افزایش پارامترهای توالی DTI، مقیاس آنالوگ بصری (VAS) بهطور معناداری افزایش یافته است.
نتیجهگیری: شاخصهای بهدست آمده از سکانس DTI این توانایی را دارند که در پیشآگهی بیماری و تخمین شدت علایم بالینی در طول مدت درگیری بیماران مورد استفاده قرار بگیرند.
نازنین رزازیان، منصور رضایی، پونا احمدی، نگین فخری،
دوره 80، شماره 4 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مالتیپل اسکلروزیس Multiple Sclerosis (MS) بیماری التهابی سیستم عصبی مرکزی است. این مطالعه اثربخشی و عوارض ریتوکسیماب را بررسی میکند.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی نیمه تجربی از شهریور 1397 تا شهریور 1398 در بیمارستان امامرضا (ع) کرمانشاه انجام شد. 44 بیمار بهروش در دسترس انتخاب و با داروی ریتوکسیماب به مدت یکسال تحت درمان بودند. نمره ناتوانی (EDSS) و ضایعات فعال براساس MRI برای بیماران بررسی شده و در طول یکسال از نظر عود و عوارض دارویی پیگیری گردیدند. مطالعه با حمایت دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه و با دریافت رضایت آگاهانه از همه شرکتکنندگان انجام شد.
یافتهها: 29 نفر (9/65%) زن و 15 نفر (1/34%) مرد بررسی شدند. 22 نفر از بیماران RRMS و 22 نفر PRMS داشتند. در بیمارانی که اماس نوع RR داشتند، نمره ناتوانی در پایان مطالعه نسبت به ابتدای مطالعه بهطور معناداری کاهش یافته بود (010/0P=) اما در بیماران نوع PRMS این نمره افزایش غیرمعنادار یافته بود (148/0P=). هم در بیماران RR و هم در بیماران PRMS، تعداد ضایعات موجود در MRI در پایان مطالعه نسبت به ابتدای مطالعه کاهش غیرمعنادار داشت (05/0P>). عوارض زودرس بیشتر در بیماران RRMS رخ داد (6/13% در مقابل 5/4%) و عوارض تاخیری بیشتر در بیماران PRMS مشاهده شد (5/54% در مقابل 3/36%).
نتیجهگیری: ریتوکسیماب در درمان MS عود کننده، بهبود یابنده نسبت به MS پیشرونده، عود کننده باعث کاهش بیشتری در میزان ناتوانی شد و استفاده از آن با عوارض اندک همراه بود.