9 نتیجه برای مورفین
پویا تحصیلی فهادان، نوشین یحیوی فیروزآبادی، محمدعلی خشنودی، روزبه مطیعی لنگرودی، احمدرضا دهپور،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه نقش تخریب الکتریکی دو طرفه ناحیه تگمنتال قدامی ، غلاف هسته اکومبنس، بخشهای مرکزی و قاعده ای طرفی آمیگدال و بخش میانی قشر پیش پیشانی در کسب ترجیح مکان شرطی شده ناشی از سولفات مورفین مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش ها: در این بررسی از موش های صحرایی نر با وزن 250-200 گرم استفاده شده است. 7 روز پس از انجام عمل جراحی و تخریب نواحی دو طرفه نواحی با استفاده از عبور دادن جریان الکتریکی مستقیم ترجیح مکان شرطی شده با سولفات مورفین با دوزهای mg/kg 5/7-5/0 به صورت زیر جلدی به روش Biased ایجاد گردید. تزریق مورفین با دوزهای mg/kg 5/7 و 5 و 5/2 و 1 باعث ترجیح مکان شرطی شده (CPP) از طریق افزاش معنی دار در زمان سپری شده توسط حیوان در سمت دریافت مورفین گردید.
یافته ها: نتایج بررسی نشان می دهد که تخریب الکتریکی دو طرفه ناحیه تکمنتال قدامی، غلاف هسته اکومبنس و بخش مرکزی آمیگدال ترجیح مکان شرطی شده ناشی از مورفین را در مقایسه با گروه های کنترل خود به طور قابل ملاحظه کاهش دادند، در حالی که از بین بردن بخش قاعده ای - طرفی آمیگدال و بخش میانی قشر پیش پیشانی در ناحیه پره لیمبیک با اسفتاده از جریان الکتریکی تاثیر معنی داری در کسب ترجیح مکانی شرطی شده با مورفین نداشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: تصمیم گیری در مورد نقش و ساز و کار عمل mPFC و بخش قاعده ای - طرفی آمیگدال در درک اثرات مشوق مثبت درمان های دارویی یا غیر دارویی نیازمند مطالعات بیشتر و بررسی دقیقتر در آینده می باشد.
زاهد حسین خان، مهرداد بهزادی،
دوره 64، شماره 12 - ( 8-1385 )
چکیده
لرز پس از عمل عارضه شایعی پس از عمل محسوب میشود. هدف از انجام این مطالعه مقایسه اثر مرفین، پتیدین و فنتانیل در کنترل لرز پس از عمل میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور آیندهنگر، 72 نفر از بیماران بالغی که در سال 1383 در بیمارستان امام خمینی جهت اعمال جراحی تحت بیهوشی عمومی کاندید شده بودند، وارد شدند. همه بیماران به یک روش بیهوش شدند. پس از انتقال بیمار به ریکاوری ضمن ثبت اسکور لرز بیماران، به بیماران با اسکور لرز بیشتر یا مساوی یک به صورت تصادفی، یکی از داروهای مرفین (5/2 میلیگرم)، پتیدین (25 میلیگرم) و فنتانیل (25 میکروگرم) یا نرمال سالین که همگی حجم 10 میلیلیتر داشتند، آهسته در طی دو دقیقه به صورت وریدی تزریق گردید. اسکور لرز 10 دقیقه پس از تزریق داروها مجددا˝ اندازهگیری میشد.
یافتهها: پتیدین و فنتانیل در مهار لرز به طور معنیداری از نرمال سالین موفقتر بوده و در دو گروه نرمالسالین و مرفین اختلاف معنیداری دیده نشد. پتیدین از دو داروی دیگر موفقتر بود.
نتیجهگیری: پتیدین، لرز پس از عمل را به میزان معنیداری بیشتر از دو داروی دیگر مورد مطالعه کاهش میدهد. فنتانیل نیز شدت لرز را کاهش می دهد اما مرفین تاثیری در لرز پس از عمل ندارد و اثر آن با نرمال سالین مشابه است.
مهشید حسین زاده، ایران پورابولی، مهدی عباس نژاد،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: حافظه و یادگیری از عوامل پیچیده مغزی محسوب میشوند که نواحی مختلفی از جمله هیپوکامپ را درگیر میکنند. عوامل متعددی از جمله نیتریک اکساید و مورفین میتوانند حافظه و یادگیری را متأثر سازند. هدف این مطالعه بررسی تجویز توأم L-Arginine (پیشساز نیتریک اکساید) و مورفین در ناحیه CA3 هیپوکامپ بر یادگیری و حافظه فضایی موشهای صحرایی نر میباشد.
روش بررسی: موشهای صحرایی نر پس از بیهوشی عمیق با استفاده از مخلوط کتامین و گزیلازین و کانولگذاری دو طرفه در ناحیه CA3 هیپوکامپ بهوسیله دستگاه استرئوتاکس، به هفت گروه تقسیم و هر گروه بهطور جداگانه سرم فیزیولوژی (گروه شاهد)، L- Arginine (μg/rat٣ و M٣/٠)، L-NAME (M٣/٠)، مورفین (mg/rat١٠)، مورفین همراه با L-Arginine (μg/rat٣) یا مورفین همراه با L-NAME را بهمدت پنج روز، که آزمایش ماز آبی موریس برای بررسی یادگیری و حافظه انجام میشد، دریافت کردند. یک گروه هم گروه کنترل بود.
یافتهها: نتایج نشان داد تجویز دوز μg/rat٣ باعث بهبود یادگیری و حافظه فضایی شده است و تجویز L-NAME (مهارگر نیتریک اکساید) میزان یادگیری و حافظه فضایی را کاهش داده است. تجویز مورفین باعث کاهش یادگیری و حافظه فضایی گردید و تجویز توأم L-NAME و مورفین سبب اختلال بیشتر یادگیری نسبتبه گروه دریافتکننده مورفین و نه گروه دریافتکننده L-NAME بهتنهایی گردید.
نتیجهگیری: پیشساز نیتریک اکساید باعث بهبود یادگیری و حافظه شد و مهارگر آن و همچنین مورفین باعث اختلال در این پدیدهها گردید و تجویز توام مهارگر نیتریک اکساید و مورفین باعث اختلال بیشتر یادگیری شد.
مرتضی غلامی، اکبر حاجیزاده مقدم، احسان صبوری،
دوره 70، شماره 10 - ( 10-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: مورفین و ترامادول بر تشنج موثرند اما تاکنون چگونگی عملکرد تشنجی این دو دارو با افزایش سن مقایسه نشده است. هدف این مطالعه مقایسه اثر برخورد با این دو دارو در دوره شیرخواری بر تشنج ناشی از پنتیلن تترازول در دوره قبل از بلوغ موش صحرایی میباشد.
روش بررسی: 46 نوزاد نر موش صحرایی به طور تصادفی انتخاب و به گروههای سالین (21n=)، مورفین (12n=) و ترامادول (13n=) تقسیم شدند. در سن 14-8 روزه به ترتیب سالین، مورفین یا ترامادول تزریق شد. در سن 22 روز بعد از تولد گروه سالین در سه زیر گروه مجدداً سالین (8n=)، مورفین (8n=) یا ترامادول (5n=) دریافت کرد. گروه مورفین در دو زیر گروه برابر مجدداً مورفین یا سالین (6n=) و گروه ترامادول سالین (6n=) یا ترامادول (6n=) دریافت کردند. در روز 29 با تزریق پنتیلن تترازول موشها از نظر تشنج مطالعه شدند.
یافتهها: تعداد تشنج تونیک- کلونیک در تمامی گروهها نسبت به گروه کنترل و گروه ترامادول+ سالین افزایش داشت (05/0P<). دوره تشنج تونیک- کلونیک در گروه ترامادول+ سالین نسبت به سایر گروههای ترامادول کاهش داشت (05/0P<). زمان تاخیری تشنج تونیک- کلونیک در گروه سالین+ ترامادول نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (05/0P<)، اما در گروه ترامادول+ سالین نسبت به تمامی گروهها بهجز گروه سالینی افزایش داشت (05/0P<). زمان تاخیری انقباضات میوکلونیک در گروههای سالین+ مورفین و سالین+ ترامادول نسبت به کنترل کاهش داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: احتمالا تغییرات وابسته به سن مشابهی در اثر تماس مزمن با مورفین و ترامادول در دوره نوزادی موشهای صحرایی ایجاد میشود که در روزهای 28-22 بعداز تولد بر شدت تشنج اثر افزایشی میگذارد. اثر مورفین و ترامادول در این مورد باهم تفاوت معنیداری ندارند.
هادی صفری، حسین میلادی گرجی،
دوره 70، شماره 11 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات قبلی نشان داده است که وابستگی به مورفین و نیز قطع آن موجب افزایش رفتارهای شبهاضطراب در موقعیتهای جدید استرسزا میشود. مواجه با برخی محرکهای استرسزا موجب ایجاد گسترهای از پاسخهای سازگارانه و افزایش توانایی مقابله با وضعیتهای استرسآور میشود. هدف از این مطالعه بررسی اثر استرس مزمن بیحرکتی و استرس حاد غرقهسازی در آب بر رفتار شبهاضطرابی موشهای وابسته به مورفین است.
روش بررسی: تعداد 32 سر موش در یک دوره 10 روزه مورفین (mg/kg10، روزی دو بار) زیر جلدی در حضور یا غیاب استرس مزمن بیحرکتی یک ساعت در روز دریافت کردند. رفتارهای شبهاضطرابی در روز 11 با قرار دادن حیوان در ماز بهعلاوهای شکل مرتفع در حضور یا غیاب استرس حاد غرقهسازی در آب بررسی شد. موشها بهطور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: وابسته+ بدون استرس بیحرکتی (کنترل)، وابسته+ استرس بیحرکتی، وابسته+ استرس بیحرکتی، استرس غرقهسازی در آب، وابسته+ استرس غرقهسازی در آب.
یافتهها: گروه استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب در مقایسه با گروه کنترل تعداد ورود و مدت زمان بیشتری در بازوهای باز از خود نشان دادند (بهترتیب 037/0P=، 018/0P=). همچنین این میزان بهطور معنیداری در گروه استرس غرقهسازی در آب بهتنهایی نسبت به گروه استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب کمتر بود (بهترتیب 031/0P=، 049/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای ما نشان میدهد استرس بیحرکتی همراه با غرقهسازی در آب موجب کاهش رفتارهای شبه-اضطرابی در موشهای وابسته بهمورفین گردید لذا ممکن است کاربرد درمانی در اختلالات همراه با اعتیاد داشته باشد.
مهدی مقتدایی، حسین فراهینی، حمید رضا فیض، فرزام مکرمی، راضیه نبی،
دوره 71، شماره 7 - ( 7-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : یکیاز نگرانیهای اصلی بیماران کاندید عمل تعویض مفصل زانو (Total Knee Arthroplasty, TKA) درد میباشد که طی 72 ساعت پساز عمل شدید و طاقتفرسا است ؛ ک نترل مناسب درد، در زود بهراه افتادن بیمار، شروع فیزیوتراپی، کاهش اقامت بیمارستانی و مهمتر جلب رضایت بیمار نقش بهسزایی دارد، در پژوهشهای جدید، روش تزریق بیحسی در اطراف و داخل زانو با استفاده از ترکیب چندین داروی مختلف نتایج امیدوارکنندهای در کاهش درد و جلب رضایت بیماران به همراه داشته است. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی روش بیحسی موضعی (I) با بلوک عصب فمورال (F) بر کاهش درد، رضایتمندی، مصرف مورفین و نتیجه بالینی پساز عمل TKA انجام شده است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی دوسویهکور، تعداد 36 بیمار در دو گروه 18 نفری F (Femoral nerve block) یا I (Local infiltration analgesia) قرار گرفتند؛ شدت درد (Visual Analog Scale, VAS) ، نتیجه بالینی عمل (براساس دامنه حرکت)، مصرف مورفین و رضایت بیمار از کنترل درد مقایسه شد.
یافتهها: مصرف مورفین گروه I در 24 ساعت اول پساز عمل کمتر از گروه F بهدست آمد؛ همچنین شدت درد (VAS) در شش ساعت اول پساز عمل، کمتر از گروه F بود (05/0 P< )؛ هرچند میانگین VAS در گروه F طی 12 ساعت پساز عمل پنج بود که بهمیزان یک واحد کمتر از گروه I بود (05/0 P< ). سایر متغیرها در بین دو گروه تفاوت معنیداری نداشت. کنترل درد در هر دو روش رضایتبخش بود.
نتیجهگیری: روش بیحسی موضعی اطراف زانو نسبت بهروش بلوک عصب فمورال با درد کمتر در شش ساعت اول و مصرف مورفین کمتر طی 24 ساعت اول پساز عمل و افزایش رضایتمندی بیمار همراه بود و بهطور کامل در کنترل جراح قرار داشت.
آرمان طاهری، محمد حسینی، حسین چایچی نخجیر،
دوره 76، شماره 9 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بر اساس مطالعات انجامگرفته، استفاده از مورفین اینتراتکال جهت عمل سزارین، روش استاندارد طلایی جهت القای بیدردی مناسب معرفی گردیده است. بااینوجود، این شیوه عوارض جانبی مختلفی مانند تهوع و استفراغ، احتباس ادراری، دپرسیون تنفسی و بهویژه خارش را بهدنبال دارد. در این مطالعه برآنیم تا تاثیر پروفیلاکتیک پرومتازین عضلانی را بر عوارض ناشی از مورفین اینتراتکال، بهویژه خارش را مورد بررسی قرار دهیم.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گذشتهنگر، دادههای پروندههای پزشکی ۲۰۰۰ زن باردار کاندید سزارین در بیمارستان بهمن تهران، بین سالهای ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲ در دو گروه مورد بررسی قرار گرفت. گروه اول زنانی بودند که جهت سزارین، با استفاده از مورفین اینتراتکال بدون دریافت پرومتازین تحت بیحسی اسپاینال قرار گرفته بودند (گروه کنترل)، و گروه دیگر زنان بارداری که افزونبر دریافت مورفین اینتراتکال، mg ۲۵ پرومتازین عضلانی پس از بیحسی اسپاینال دریافت داشتهاند (گروه پرومتازین). درپیآن، دادههای گردآوریشده وارد SPSS software, version 22 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) شده و از نظر بروز و شدت خارش، درد و همچنین بروز تهوع و استفراغ در این دو گروه و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: بروز تهوع (۰/۰۲۵P=) و استفراغ (۰/۰۴۶P=) اختلاف معناداری بین دو گروه مورد مطالعه داشته است. میانگین شدت درد براساس معیار Numeric rating scale (NRS) در دو گروه برابر بود. بروز عارضهی خارش از نظر آماری در دو گروه برابر بوده است (۰/۳۰۲P=)، اما شدت خارش تفاوت آماری آشکاری بین دو گروه داشت (۰/۰۰۱P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه، استفادهی پروفیلاکتیک از داروی پرومتازین عضلانی بهمیزان mg ۲۵ تاثیری در بروز خارش ندارد، اما میتواند بر عوارض ناخواسته مورفین اینتراتکال از جمله کاهش بروز تهوع و استفراغ و نیز کاهش محسوس شدت خارش و همچنین عدم تداخل با فعالیت بیدردی مورفین اینتراتکال سودمند باشد.
حمیدرضا عزیزی فارسانی، شایسته خراسانیزاده، نورمحمد عارفیان، هومن تیموریان، غلامرضا محسنی، فرانک بهناز، حمیده آریننیا،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر بیدردی ایبوپروفن وریدی و آپوتل در مقایسه با رژیم مورفین وریدی در بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه که با روش کارآزمایی دوسوکور بر روی بیماران تحت عمل جراحی دیسک کمر با درد متوسط تا شدید (نمرهی VAS یا Visual analog scale بیشتر از چهار) که در شهریور 1397 به بیمارستان شهدای تجریش مراجعه کرده بودند انجام شد، بیماران به دو گروه تقسیم شدند. برای بیماران گروه A ایبوپروفن با دوز mg 800 در cc 100 نرمال سالین به مدت 30 دقیقه و سپس mg 400 در cc 100 نرمال سالین هر شش ساعت و نیز آپوتل با دوز mg 30 بهازای هر kg وزن در cc 100 نرمال سالین به مدت 15 دقیقه هر هشت ساعت تجویز شد. در گروه B، مورفین با دوز μg70 بهازای هـر kg با دوز بارگیری (Loading dose) بهصورت بولوس و در ادامه برای دوز نگهدارنده ((Maintenance، μg 20 بهازای هر kg بر ساعت (حداکثر یک mg در ساعت) با استفاده از پمپ PCA انفوزیون گردید و 60 دقیقه پس از عمل، درد بیماران با استفاده از مقیاس آنالوگ اندازهگیری شد.
یافتهها: براساس نتایج، بیشترین میزان درد در هر دو گروه مـورد مطالعه پس از گذشت زمان بـهصورت معناداری کاهش پیدا کرد. اما اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: مطالعه نشان داد که ترکیب ایبوپروفن و آپوتل با عوارض کمتر نسبت به مورفین توانسته در کنترل درد پس از جراحی مؤثر باشد.
سید محمد رضا هادوی، مریم زاهدی، نوید کلانی، نعیمه سادات اثماریان، رضا صحرایی،
دوره 82، شماره 9 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی ترمیم کمربند شانهای، منجر به درد شدید پس از عمل و محدودیت حرکت میشود. کنترل نامناسب درد پس از عمل باعث تاخیر در بازتوانی پس از عمل، ریسک ایجاد درد مزمن و افزایش مصرف یا سوء مصرف مخدرها میشود. لذا هدف از انجام این مطالعه مقایسه شدت درد طی دو هفته پس از عمل جراحی ترمیم کمربند شانهای، بین بیماران با بلوک اینتراسکالن به تنهایی و بیمارانی که بلوک اینتراسکالن به همراه مورفین وریدی گرفتند، میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفیشده دو سویه کور با گروههای موازی بر روی 120 بیمار مراجعه کننده به بیمارستان چمران شیراز که تحت جراحی ترمیم پارگی کاف به روش باز قرار گرفتند در بازه زمانی خرداد تا آذر ماه 1403 انجام شد. بیماران شرکتکننده در مطالعه به وسیله بلوکهای متعادل شده به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. گروه مداخله یک تحت بلوک اینتراسکالن با 30 میلیلیتر روپیواکایین نیم درصد پیش از جراحی قرار گرفتند و گروه مداخله، علاوه بر بلوک اینتراسکالن، mg/kg 1% مورفین وریدی نیز دریافت کردند.
یافتهها: تفاوت معناداری بین گروهها از نظر سن، جنس، وزن و کلاس بیهوشی وجود نداشت (05/0P>). امتیاز شدت درد در گروه بلوک در همه زمانها بهطور قابلتوجهی بالاتر از گروه بلوک اینتراسکالن به همراه مورفین است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر نشان داد که ترکیب بلوک اینتراسکالن با مرفین در کاهش درد پس از عمل روتاتورکاف بهطور معناداری موثرتر از بلوک اینتراسکالن به تنهایی بوده است. این یافته نشان میدهد که استفاده از مرفین بهعنوان یک مسکن اضافی میتواند اثرات تسکینی بلوک اینتراسکالن را تقویت کرده و کاهش درد بهتری را فراهم آورد.