8 نتیجه برای نتایج
حسن رادمهر، محمود شهزادی، علیرضا بخشنده، یوسف طرفی،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان جراحی اندوکاردیت دریچه تریکوسپید شامل برداشتن دریچه، جایگزینی دریچه و استفاده از روشهای ترمیمی میباشد. هدفمطالعه بررسی نتایج اعمال جراحی اندوکاردیت تریکوسپید میباشد.
روشبررسی: در یک مطالعه گذشتهنگر، 67 بیمار مبتلا به اندوکاردیت عفونی تریکوسپید که طی سالهای 86-1376 به بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی ارجاع و اندیکاسیون جراحی داشتند وارد شدند. بیماران به سه روش برداشتن دریچه بهتنهایی، جایگزینی دریچه و استفاده از روشهای ترمیمی تحت درمان جراحی قرار گرفتند. پیگیری تمام بیماران از طریق اکوکاردیوگرافی بوده است.
یافتهها: میانگین سن بیماران 35/7±52/25 سال بود و 63/74% بیماران مذکر بودند. ترمیم دریچه بیشترین نوع عملی بود کهصورت گرفته بود (72/56%). عمل مجدد بهصورت اورژانس در هشت بیمار (94/11%) صورت گرفت. موربیدیتی پس از عمل در 36/28% موارد دیده شد و میزان مورتالیتی 51/13% بود. 37 بیمار مراجعه منظم داشتند و پیگیری شدند. در دوران پیگیری اگرچه کسر جهشی EF و قطر انتهای دیاستول بطن راست (EDRVD) و ابعاد بطن راست پساز عمل تغییر معنیداری نسبت به قبل از عمل نشان نمیدادند، ولی فشار شریان ریوی و شدت نارسایی دریچه تریکوسپید پساز عمل کاهش یافته بود. کلاس عملکردی نسبت به قبل از عمل تغییر معنیداری نشان نداد.
نتیجهگیری: با توجه به اپیدمیولوژی خاص مبتلایان اندوکاردیت عفونی با نارسایی دریچه تریکوسپید بهنظر میرسد تعویض دریچه در برخی بیماران بهتر از ترمیم دریچه میباشد که شاید بهدلیل خرابی شدید و فرم پیشرفته تخریب دریچه و عدم امکان ترمیم مفید باشد.
Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4
800x600
پیمان عینی، فرزانه اثنی عشری، احمد رضا مبین، مهدی حسن زاده،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز بیماری شایع
عفونی در ایران با تظاهرات بالینی متنوع است که در تشخیص افتراقی بسیاری از بیماریها
قرار میگیرد.
روش بررسی: کلیه
بیماران بستریِ مبتلا به بروسلوز طی سالهای 88-1384 در بیمارستان فرشچیان همدان
بررسی شدند. اطلاعات از پروندهها استخراج و در فرمهای جمعآوری ثبت و بررسی
آماری شد.
یافتهها: تعداد 230 بیمار
[(5/56%)130 مرد و (5/43%)100 زن] با میانگین سنی 29/29±84/40 که اکثراً روستایی [(6/72%)167] بودند وارد مطالعه شدند. بیشترین ابتلا در فصل بهار بود. شایعترین راه انتقال
(3/60%) مصرف مواد لبنی غیر پاستوریزه بود. نشانههای بالینی به ترتیب شامل: تب، درد
مفاصل، تعریق و ضعف و بیحالی بود. آرتریت و اپیدیدیموارکیت بروسلایی در (5/26%)61
و (1/9%)21 بیماران بود. افزایش ESR در (5/59%)137 بیمار و افزایش CRP و لکوسیتوز به ترتیب در (9/52%)121 و
(8/20%)48 بیماران وجود داشت.
نتیجهگیری: با
توجه به تنوع علایم بالینی بروسلوز به نظر میرسد در بیماران تبدار با سیر طولانی
یا همراه درگیری ارگانها، بروسلوزیس در تشخیصهای افتراقی قرار گیرد.
امیر کشوری، محمد صادق فاضلی، علیرضا کاظمینی، علی پاشا میثمی، محمد کاظم نوری طارملو،
دوره 72، شماره 12 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای جراحی مختلفی برای سینوس پایلونیدال ناحیه ساکروکوکسیژیال (Sacrococcygeal pilonidal sinus) معرفی شده است، فلاپ کاریداکیس (Karydakis flap) کمترین میزان عود را دارد، ولی در مورد سایر عوارض آن گزارشهای متفاوتی وجود دارد. در این مقاله نتایج موارد جراحی با این روش گزارش میشود.
روش بررسی: این مطالعه آیندهنگر با پیگیری تک هم گروه، شامل مواردی از سینوس پایلونیدال بود که در بیمارستان امامخمینی (ره) از آبان سال 1385 تا شهریور 1392 به روش کاریداکیس جراحی شدند. معیارهای ورود به مطالعه عدم ابتلا به آبسه در زمان عمل و رضایت جهت ورود به این طرح بود. بیماران پس از ترخیص، بهصورت آیندهنگر در مقاطع هفته اول، ماه اول و ماه سوم پس از عمل از نظر عوارض زودرس و سپس سالیانه از نظر عود، مورد پیگیری قرار گرفتند. مدت میانه پیگیری 36 ماه (از سه تا 77 ماه) بود.
یافتهها: از 141 بیمار مورد بررسی 119 نفر (4/84%) مرد و متوسط زمان عمل 52/55 (35-120) دقیقه بود. متوسط زمان نیاز زخم به پانسمان 92/15 روز و متوسط زمان بازگشت به کار 44/14 روز بود. شایعترین عارضه زودرس پس از عمل، باز شدن سطحی قسمت انتهایی زخم (1/12%) بود. عفونت در 8/5% بیماران رخ داد و اکثر عوارض با درمان محافظهکارانه بهبود یافتند. عود در 42/1% از بیماران ایجاد شد.
نتیجهگیری: جراحی سینوس پایلونیدال ساکروکسیژیال به روش فلاپ کاریداکیس، علاوه بر عود ناچیز با عوارض کم و بهبودی کوتاهمدت و بازگشت به کار سریع همراه است.
محمود اکبریان، خدیجه پایدار، شراره رستم نیاکان کلهری، عباس شیخ طاهری،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: لوپوس اریتماتوی سیستمیک (SLE) بیماری خودایمنی چند سیستمی با تظاهرات متنوع و رفتار متغیر میباشد. بارداری برای زنان با SLE بهعنوان چالش مطرح است. مشاوره پیش از بارداری به دلیل برآورد ریسک نتایج نامطلوب در مادر و جنین با استفاده از دادههای مناسب ضروری است. هدف این مطالعه، طراحی شبکه عصبی مصنوعی برای پیشبینی نتایج حاملگی در زنان باردار لوپوسی بود.
روش بررسی: در این بررسی گذشتهنگر، 45 متغیر تاثیرگذار در نتایج حاملگی زنان باردار لوپوسی شناسایی شده و پروندههای این بیماران در بیمارستان شریعتی (104 بارداری) و یکی از مراکز خصوصی (45 بارداری) از سال 1360 تا 1392، در مرداد و شهریور ماه سال 1393 بررسی و متغیرهای مورد نظر استخراج گردید. با استفاده از رگرسیون لاجستیک باینری در SPSS, ver. 20 (Chicago, IL, USA) متغیرهای تاثیرگذار در نتایج بارداری شناسایی شد. متغیرهای انتخابی بهعنوان ورودی شبکه استفاده شد. شبکه پرسپترون چندلایه (Multi-layer Perceptron, MLP) پیشخور با الگوریتم پس انتشار گرادیان توام مدرج در MATLAB, ver. R2013b (Natick, MA, USA) طراحی و مورد ارزیابی قرار گرفت. برای ارزیابی شبکه از ماتریس کانفیوژن استفاده شد.
یافتهها: دوازده متغیر که 05/0>P داشتند به عنوان متغیرهای تاثیرگذار، به همراه 4 متغیر بهنسبت تاثیرگذار با 1/0P<، برای پیشبینی نتایج حاملگی در بیماران لوپوسی با استفاده از رگرسیون لاجستیک شناسایی شد. از این 16 متغیر به عنوان ورودی شبکه پرسپترون چند لایه استفاده گردید. صحت، حساسیت و ویژگی بهترین شبکه عصبی طراحی شده در دادههای تست به ترتیب 9/90%، 0/80%، 1/94% و در کل دادهها به ترتیب 3/97%، 5/93%، 0/99% بود.
نتیجهگیری: با استفاده از فاکتورهای تاثیرگذار شناسایی شده در این مطالعه و استفاده از شبکه پرسپترون چند لایه (MLP) برای پیشبینی سقط خودبهخودی جنین و نوزاد سالم، میتوان به درستی، پیامد بارداری در زنان لوپوسی را پیشبینی نمود.
ایرج نظری، سید مسعود موسوی، حسین مینایی ترک، داود فاطمینیا،
دوره 80، شماره 2 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از تکنیک مرسوم در برداشت ورید صافن با عوارض زخم و تاخیر در حرکت بیمار همراه است. از اینرو منجر به ایجاد روشهای کمتهاجمی مانند روش بریجینگ شد. در این مطالعه، نتایج درمانی برداشت ورید صافن بزرگ با روشهای مرسوم و بریجینگ برای بازسازی عروق اندام تحتانی در بیماران مبتلا به ایسکمی مزمن اندام تحتانی مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده (IRCT20190511043562N1)، 66 بیمار مبتلا به ایسکمی مزمن اندام تحتانی، بهصورت تصادفی به دو گروه برداشت ورید صافن بزرگ با روش مرسوم (30 تایی) و روش استاندارد Bridging (36 تایی) تقسیم شدند. میزان درد Patency گرافت، عوارض زخم، نتایج جراحی و میزان رضایتمندی بیماران ثبت شد. مدت پیگیری بیماران شش ماه بود.
یافتهها: باز بودن گرافت (353/0P=)، میزان بقاء اندام بدون آمپوتاسیون (397/0P=) و تغییرات نمره درد هنگام استراحت (846/0P=) و حرکت (380/0P=) بین دو گروه تفاوت معناداری را نشان نداد. یک هفته پس از عمل، میزان بروز عفونت در روش بریجینگ کاهش معناداری را نشان داد (045/0P=). طی شش ماه پیگیری میزان بهبود زخم، برطرف شدن درد ایسکمیک، بهبود لنگش پا در روش بریجینگ بهتر بود اما تفاوت معناداری را نشان نداد (05/0<P). میزان رضایتمندی بیماران در روش بریجینگ بالاتر بود اما تفاوت معناداری را نشان نداد (05/0<P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد، استفاده از روش بریجینگ، با کاهش عوارض زخم و کاهش درد، کاهش مدت بستری، افزایش سرعت بهبود زخم، پایداری گرافت و بقای اندام و رضایتمندی بیمار همراه است.
مهدی عسگری، علی سنایی، فرامرز پازیار،
دوره 80، شماره 5 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تکنیک پلیکاسیون عمودی معده با پیامدهای درازمدت ضعیف، در درصد بالایی از بیماران با افزایش مجدد وزن همراه است. بنابراین در این مطالعه، نتایج درمانی دو روش با و بدون پلیکاسیون قسمت دیستال معده درعمل جراحی رو–ان–وای گاستریک بای در افراد مبتلا به چاقی مرضی مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور، 40 بیمار مبتلا به چاقی مرضی مراجعهکننده به بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی اهواز از اسفند 98 تا اسفند 99، بهصورت تصادفی به دو گروه، بدون پلیکاسیون (20 تایی) و با پلیکاسیون (20 تایی) قسمت دیستال معده درعمل جراحی رو–ان–وای گاستریک بای پس تقسیم شدند. میزان کاهش وزن، عوارض، نتایج جراحی و میزان رضایتمندی بیماران ثبت شد. مدت پیگیری بیماران یک سال بود.
یافتهها: میانگین درصد کاهش وزن در زمانهای مختلف بین دو گروه تفاوت معناداری را نشان نداد (05/0<P). طی یک سال پیگیری، هایپرتانسیون، دیابت، HLP و ریفلاکس در روش پلیکاسیون دیستال بهتر بود اما تفاوت معناداری را نشان نداد (05/0<P). میزان رضایتمندی بیماران در روش پلیکاسیون دیستال بالاتر بود اما تفاوت معناداری را نشان نداد (05/0<P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد، استفاده از روش پلیکاسیون دیستال معده با لاپاروسکوپی روشی موثر و ایمن است و با کاهش وزن ایدهآل زودرس، کاهش عوارض و افزایش رضایتمندی بیماران با شاخص توده بدنی بیشتر/مساوی 35 kg/m2 همراه است. عدم نیاز به استفاده از جسم خارجی و قابلیت تکرار داشتن نیز از مزایای آن میباشد.
منصوره جمشیدیان طهرانی، هانیه زیدآبادینژاد، فرشته طیبی، محمدرضا خلیلی، بیتا مومنایی،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: انسداد مادرزادی مجرای اشکی یکی از شایعترین بیماریهای اربیت در کودکان است و درمان موارد مقاوم همیشه چالشبرانگیز بوده است. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی داکریوپلاستی با بالون و استنتگذاری در انسداد پایدار مجرای اشکی مادرزادی پس از اینتوباسیون قبلی ناموفق مجرای اشکی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه مداخلهای از دی 1393 تا دی 1396 بر روی 16 سیستم اشکی از 11 بیمار (پنج پسر و شش دختر) با انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سابقه پروبینگ و استنتگذاری ناموفق در بیمارستان فارابی تهران (وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران) بود. کودکانی که به بیمارستان ما مراجعه کرده بودند و پیشتر توسط جراح دیگری تحت پروبینگ با یا بدون استنتگذاری قرارگرفته بودند، ابتدا تحت پروبینگ مجدد و استنتگذاری مجدد با تیوب کرافورد قرار گرفتند. آندوسکوپی سیستم نازولاکریمال در موارد مشکوک به عبور کاذب استنت یا در صورت وجود سابقهای که نشاندهنده پاتولوژی بینی باشد، انجام شد. لوله مونوکا کرافورد پس از دو ماه برداشته شد. داکریوپلاستی با بالون با اینتوباسیون بهعنوان سومین جراحی در مواردی که پس از سه تا شش ماه به پروبینگ و استنتگذاری پاسخ ندادند، انجام شد. موفقیت پس از شش ماه با استفاده از تست ناپدید شدن رنگ فلورسین (FDDT) و همچنین رفع علایم بیماران ارزیابی شد.
یافتهها: سن بیماران 01/35±67 ماه (محدوده 121-26) بود. محل تنگی کانالیکول در بیماران ما در کانالیکول مشترک یا با فاصله mm 3-2 از کانالیکول مشترک بود. پس از شش ماه، جراحی در 13 سیستم اشکی (25/81%) با موفقیت انجام شد. یک بیمار که انسداد مادرزادی مجرای اشکی و سندرم داون داشت و دو بیمار دیگر به داکریوپلاستی با بالون و استنتگذاری پاسخ ندادند و متعاقباً تحت داکریوسیستورینوستومی (DCR) قرار گرفتند.
نتیجهگیری: داکریوپلاستی با بالون همراه با لولهگذاری مونوکرافورد میتواند بهعنوان یک روش درمانی موفق در بیماران مبتلا به انسداد مادرزادی مجرای اشکی (CNLDO) با سابقه پروبینگ و استنتگذاری ناموفق پیش از برنامهریزی برای داکریوسیستورینوستومی (DCR) در نظرگرفته شود.
بابک وحدتپور، محمد شیروانی، حمیدرضا جهانبانی اردکانی، امید علیزاده خیاط، صادق برادران مهدوی،
دوره 81، شماره 4 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه انطباق فرا فرهنگی پرسشنامه کیفیت زندگی روتاتور کاف و تعیین پایایی و روایی پرسشنامه در جمعیت فارسی زبان مبتلا به بیماری روتاتور کاف بود.
روش بررسی: این مطالعه در شهر اصفهان و از اردیبهشت 1401 تا اسفند 1401 انجام شده است. شرکتکنندگان شامل 56 فرد مبتلا به پاتولوژی روتاتور کاف بودند. پایایی آزمون-بازآزمون با ضریب همبستگی درون کلاسی ایجاد شد. سازگاری درونی با استفاده از آلفا کرونباخ محاسبه گردید. تخمین خطا در اندازهگیریها با خطای استاندارد اندازهگیری محاسبه شد. ارزیابی تکرارپذیری با فاصله سه روز بین تکمیل پرسشنامه آزمون -بازآزمون سنجیده شده است.
یافتهها: میزان آلفا کرونباخ 971/0 بود که سازگاری درونی بالایی را نشان داد. ضریب همبستگی درون کلاسی 99/0 بود که نشاندهنده پایایی بالای آزمون-بازآزمون است. مقدار همبستگی با پرسشنامه DASH برابر با 907/0 و با پرسشنامه SPADI برابر با 941/0 بوده است.
نتیجهگیری: نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی روتاتور کاف ابزاری معتبر و قابل اعتماد برای ارزیابی کیفیت زندگی در بیماران با تشخیص آسیب روتاتور کاف است.