جستجو در مقالات منتشر شده


18 نتیجه برای ندارد

احسان علوی، زهرا پیله‌وری، محسن بهرامی،
دوره 66، شماره 3 - ( 3-1387 )
چکیده

خدمات پزشکی اورژانس هوایی سبب ارائه مراقبت‌های پیشرفته پزشکی به بیماران و مصدومان بدحال در اسرع وقت و درمان سریع‌تر و در نتیجه کاهش مدت زمان بستری بیماران در بیمارستان می‌شود. با توجه به این نکته که هلیکوپتر اورژانس ابزاری گران‌قیمت است و استفاده از آن خطراتی دارد، جهت استفاده بهینه از این سیستم می‌بایست استانداردهایی رعایت شود، تا بتوان از آن به بهترین نحو استفاده نمود. مقاله حاضر، یک مطالعه مروری بر اساس بررسی متون و مقالات در خصوص استاندارد نوع هلیکوپتر اورژانس، استاندارد چیدمان تجهیزات و پرسنل در داخل آن، استاندارد محل فرود بیمارستانی هلیکوپتر و نحوه محاسبه سالانه فواید- هزینه آمبولانس هوایی است که از منابع اینترنتی و مجلات علمی به زبان انگلیسی و فرانسه و فارسی استفاده شده است. با توجه به هزینه بالای استفاده از هلیکوپتر امداد، استفاده از الگوریتمی مناسب جهت انتخاب بیماران، استفاده از تله‌مدیسین و تکمیل تجهیزات و داروهای استاندارد در درون آن می‌تواند در افزایش کارایی این نوع آمبولانس کمک‌کننده باشد. ثبت شدت تروما در پرونده بیمار در ادامه درمان و ملاحظات قانونی لازم است.


علی اصغر علوی، سید مهدی جلالی، علی حاجی مبینی، حمیرا پیروی سرشکه،
دوره 67، شماره 7 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: توراکوتومی استاندارد به‌علت بریده شدن عضلات بزرگ جدار قفسه سینه سبب ایجاد درد و اختلال در مکانیسم تنفسی می‌شود. برای احتراز از این مسئله توراکوتومی خلفی- جانبی با حفظ عضلات پیشنهاد شده است. این مطالعه برای مقایسه توراکوتومی خلفی جانبی با حفظ عضلات سراتوس قدامی و لاتیسموس دورسی با روش‌توراکوتومی استاندارد طراحی‌شد.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی بیمارانی‌که کاندید توراکوتومی الکتیو بودند به‌طور تصادفی به‌دو گروه مساوی توراکوتومی با حفظ عضلات (روش‌جدید) و توراکوتومی‌استاندارد (شاهد) تقسیم‌شدند و متغیرها شامل مدت زمان لازم برای باز کردن و بستن قفسه‌سینه- درد- میزان مصرف نارکوتیک- پیدایش سروما و مدت زمان بستری و نیز محدوده حرکات شانه (فلکسیون- اکستنسیون- ابداکسیون و روتاسیون داخلی) و عملکرد ریوی (FVC, FEV1 و VC)، قبل و هفت روز پس‌از عمل اندازه‌گیری شدند.

یافته‌ها: 60 بیمار (42 مرد) وارد مطالعه شدند که تفاوت معنی‌داری بین توزیع سنی‌و جنسی بیماران در دو گروه وجود نداشت. متوسط زمان باز کردن قفسه‌سینه در گروه روش جدید از گروه شاهد بالاتر بود. در مقابل مدت زمان بستن محل عمل کمتر بود. همچنین FVC پس از عمل و محدوده حرکات شانه در گروه روش جدید از گروه شاهد بالاتر و درد گروه روش جدید کمتر بود در حالی‌که بین دو گروه تفاوت معنی‌داری از نظر مصرف داروهای نارکوتیک و مدت زمان بستری در بیمارستان وجود نداشت. در گروه توراکوتومی با حفظ عضلات در 13% بیماران (چهار بیمار) پس‌از عمل سروما پدید آمد.

نتیجه‌گیری: روش توراکوتومی با حفظ عضلات می‌تواند به‌عنوان یک جایگزین مناسب برای توراکوتومی استاندارد در موارد الکتیو استفاده شود.


فیروزه ساجدی، روشنک وامقی، آدیس کراسکیان موجمباری، عباس حبیب اللهی، حمیدرضا لرنژاد، بهرام دلاور،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر، تهیه نسخه فارسی دارای اعتبار پرسش‌نامه‌های "سنین و مراحل"، به‌منظور جبران کمبود ابزارهای غربالگری اختلالات تکاملی در ایران، بود.
روش بررسی: مراحل ترجمه، بازترجمه، تعیین روایی صوری و محتوایی و تطبیق فرهنگی و زبانی برای پرسش‌نامه‌ها به‌ترتیب انجام شد. سپس یک مرحله پایلوت بر روی 100 والد ایرانی دارای کودکان 60-4 ماهه با نمونه‌گیری در دسترس در تهران در سال 1385 اجرا گردید تا میزان وضوح سوالات، تطابق فرهنگی و تشخیص سوالات مبهم یا ناقص مشخص گردد. به‌منظور تعیین پایایی بین آزمون‌گران، پرسش‌نامه‌ها توسط مادر و پدر 38 کودک تکمیل و با یک‌دیگر مقایسه شد. سپس برای تعیین خصوصیات روان‌سنجی آزمون، تعداد 555 کودک چهار تا 60 ماهه از مراکز بهداشتی- درمانی واقع در پنج منطقه شهر تهران، به‌صورت نمونه‌گیری مستمر یا تدریجی انتخاب شدند و آزمون برای ایشان اجرا گردید.
یافته‌ها: در مناسب‌سازی فرهنگی و زبانی که توسط یک تیم متخصص شامل چهار متخصص کودکان، یک روان-‌شناس، یک آسیب‌شناس گفتار و زبان، و یک روان‌سنج انجام شد، برخی تغییرات غیر قابل اجتناب بود. به‌طور تقریبی در تمامی گروه‌های سنی از 10 ماهگی به بعد در حیطه "ارتباط" تغییراتی داده شد که به‌طور عمده یا منشا زبانی یا فرهنگی داشتند. ضریب آلفای کرونباخ برای پرسش‌نامه‌ها در مجموع 79/0 تعیین و روایی سازه پرسش‌نامه‌ها به روش تحلیل عاملی تایید شد. یک یافته مهم دیگر این مطالعه، دست‌یابی به میانگین نمرات تکاملی کودکان تهرانی بود.
نتیجه‌گیری: نسخه بومی‌سازی شده و فارسی پرسش‌نامه‌های "سنین و مراحل" دارای پایایی و روایی مناسب برای غربال‌گری اختلالات تکاملی در کودکان تهرانی می‌باشد.


وحید کرمی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده

سردبیر محترم CT scan تنها 13% از کل آزمون‌های رادیولوژیکی را تشکیل می‌دهد در حالی‌که در 70% دوز تجمعی بیماران سهم دارد.1 پژوهش‌گران برآورد کرده‌اند که 29000 سرطان آینده ناشی از CT scan ‌های انجام‌شده در ایالات متحده آمریکا در سال 2007 است.2 دوز تحویلی به اندام‌های حساس به پرتو بیماران (گناد، چشم، تیرویید و پستان) به‌دلیل اثرات ژنتیکی و سرطان‌زای پرتو باعث ایجاد نگرانی جهانی شده است.3 به‌عنوان مثال دوز ناشی از یک آزمون CT شکم به‌تنهایی برابر با دوز ناشی از 500 رادیوگرافی قفسه صدری است.1 از آنجایی‌که هیچ دوزی از پرتو بی‌خطر نیست، هر گونه پرتوگیری در پزشکی باید با رعایت اصول حفاظتی در کمترین مقدار ممکن انجام شود. حفاظ بیسموتی به‌عنوان روشی موثر برای حفاظت اندام‌های حساس به پرتو بیماران در آزمون‌های CT scan پیشنهاد شده است.3 حفاظ‌های بیسموت به‌عنوان یک فیلتر اضافی عمل می‌کنند که با عبور پرتوهای پر انرژی و جذب پرتوهای نرم (کم انرژی) دوز اندام‌های حساس سطحی را به‌طور قابل‌توجهی کاهش می‌دهند. مطالعات وسیعی در سراسر دنیا جهت بررسی کارایی حفاظ‌های بیسموتی انجام شده است که نتایج آنها گویای سودمندی این حفاظ‌هاست.3 به‌نظر می‌رسد تا به‌حال مطالعه‌ای در این زمینه در ایران منتشر نشده است. در واقع ممکن است تکنولوژیست‌های رادیولوژی، آگاهی از وجود چنین حفاظ‌هایی نداشته باشند. چندی پـیش جهت انجام مطالعه‌ای، نیـاز به تهیه حفاظ بیسموتی داشتم. با بیشتر شرکت‌های فروش تجهیزات رادیولوژی کشور تماس گرفتم. از انجمن رادیولوژی، انجمن حفاظت در برابر پرتو، تکنولوژیست‌های رادیولوژی و مراکز مختلف CT کشور پرس‌و‌جو کردم، ولی متاسفانه هیچ‌کدام، هیچ‌گونه آگاهی از وجود چنین حفاظ‌هایی نداشتند. قابل توجه که بیشتر تصور می‌کردند غیر از حفاظ سربی، حفاظ دیگری وجود ندارد. به اعتقاد کارشناسان، واردات بی‌رویه و بدون نظارت تجهیزات پزشکی ازجمله CT scan، باعث شده که ایران رکورددار میزان تجویز این خدمات در دنیا باشد. با این حال به‌نظر می‌رسد در مراکز CT scan کشور اصول حفاظت در برابر اشعه برای بیماران رعایت نمی‌شود که با توجه به گسترش روزافزون کاربردهای پزشکی CT و اثرات سرطان‌زای آن، نگران‌کننده می‌باشد. بر پایه فصل چهار قانون حفاظت در برابر پرتو مصوب 1368 مجلس شورای اسلامی، تهیه و به‌کارگیری تجهیزات حفاظتی برای بیماران در مراکز یون‌ساز امری اجباری است و عدم رعایت این مسئله از جانب پرتوکاران جرم محسوب می‌شود، بنابراین تهیه، تدارک و به‌کارگیری تجهیزات حفاظتی در مراکز CT Scan کشور بیش از پیش فراهم می‌گردد.


مسعود محمدی،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده

سردبیر محترم

شواهد و مدارک موجود نشان‌‌دهنده رشد روز افزون مقالات منتشر شده در حوزه سلامت می‌باشد، این شواهد گزارش کرده‌اند که در فاصله سال‌های 1996 تا 2011 میلادی بیش از 25 میلیون مقاله علمی به رشته تحریر درآمده است.1

امروزه دلایل بسیار زیادی از جمله توسعه دانش، حل مشکلات، توسعه‌بخش، سازمان و یا دانشگاه محل خدمت نویسنده برای چاپ و نگارش مقالات علمی وجود دارد2 که دو عامل اول بسیار مهم و عامل توسعه آموزش در هر کشوری است چرا که هرگاه نویسنده‌ای نقطه نظر نوینی درباره یک موضوع دارد و یا هنگامی که فرد راه حل برخی مشکلات مربوط به سلامت را کشف کند، ضروری است تا راه حل مشکل را از طریق یک مقاله پژوهشی در اختیار همگان قرار دهد.2

مراحل نگارش یک مقاله مستلزم صرف وقت زیادی می‌باشد، بر اساس شواهد معمولا از زمان نوشتن نسخه اولیه یک مقاله تا زمانی که نسخه نهایی آن آماده می‌گردد، مقاله بین پنج تا حداکثر 20 بار مورد بازنویسی قرار می‌گیرد3 گرچه رشد روزافزون نگارش مقالات علمی توسعه بهداشت و سلامت را به دنبال خواهد داشت اما بررسی‌های دقیق نشان‌دهنده این موضوع است که تعداد کمی از این مقالات به یافته‌ها و اکتشافات بسیار نوین می‌پردازند و به‌عبارت دیگر بسیاری از این مقالات یا تکرار شده نتایج پیشین هستند که تنها به روز شده‌اند و یا کاربرد این مقالات در عمل بسیار سخت بوده و تنها هدف چاپ یک مقاله بوده است.1

حال سوال این است که چرا با چنین سرگردانی در چاپ و نگارش مقالات مواجه هستیم؟ امروزه هنگامی که یک نویسنده با مشکل مواجه می‌شود و یا یک ایده در زمینه توسعه علم را در نظر دارد، با تمام توان و با انگیزه بالا اقدام به نگارش مقاله می‌کند و همانگونه که گفته شد این اقدام بسیار زمان بر بوده و فرسایشی است، در نهایت پس از اینکه پژوهشگر این رنج‌ها را تحمل کرده و مقاله آماده ارسال به مجله می‌شود، نویسنده وارد مرحله اصلی چاپ مقاله و هفت خان آن شده است، چرا که در بدترین حالت ممکن است مقاله در مرحله اولیه رد شود، گرچه رد یک مقاله توسط یک مجله به معنای خاتمه حیات آن نیست3 اما هنگامی که بدون دلیل کافی، در مرحله اولیه رد می‌شود، اولین ضربه را به نویسنده مقاله وارد می‌کند، آیا مقاله بی‌ارزش است؟ چرا مقاله رد شده است؟ اشکال کار کجاست؟ این‌ها سوالاتی هستند که فکر نویسنده را پر می‌کنند.

کاش مشکل به همین‌جا پایان می‌گرفت، اما مشکل بعدی هنگامی است که سردبیر، مقاله را مورد لطف و عنایت خود قرار داده و آن را شایسته ارسال به مرحله داوری می‌کند، مشکل فرآیند طولانی‌مدت و فرسایشی داوری مقالات است که داوران آن را مورد بی‌مهری خود قرار می‌دهند.

بیشتر داوران مجلات علمی، اساتید و مسئولان دانشگاهی بوده و معمولا بسیار گرفتار هستند، اما هنگامی که یک استاد یا یک مسئول خود را به‌عنوان داور یک مجله معرفی می‌کند آیا نباید خود را متعهد بداند و وظیفه خود را به‌خوبی انجام دهد، مشکل اینجاست که یک مقاله به روز، با فرآیند طولانی داوری که گاهی به بیش از یک سال می‌انجامد، قدیمی شده و ارزش آن کاهش می‌یابد، در این حال کاش آن مقاله پس از یک‌سال فرآیند داوری به چاپ برسد و کابوس تمام شود.

اما وای به زمانی که مقاله پس از یک‌سال رد شود، آن‌گاه مقاله به مجله دیگری فرستاده می‌شود و مقاله به دلیل قدیمی بودن هرگز امکان چاپ پیدا نخواهد کرد، در این صورت است که نویسندگان امید خود را برای نگارش مقالات از دست داده و تنها به مقالاتی روی می‌آورند که پیش‌تر چاپ شده‌اند، از این رو به‌جای تولید علم و حل مشکلات، اقدام به نوشتن مقالاتی خواهند کرد که همانند مقالات چاپ شده نگارش یافته‌اند و تنها به تغییر زمان آن مبادرت می‌کنند.

حال وظیفه مدیر مسئولان و سردبیران مجلات علمی است که تیم تحت رهبری خود را اعم از هیئت تحریره و داوران مجلات، مورد ارزیابی قرار دهند تا وظایف خود را به‌خوبی انجام داده و در انجام آن کوتاهی نکنند و حتی اگر قرار است یک مقاله رد شود این فرآیند را تسریع بخشند، همچنین مجلات علمی می‌توانند حوزه‌های مورد نظری را که در آن زمینه مقالات را به چاپ می‌رسانند و داورانی متناسب با آن دارند (سرعت بخشیدن به فرایند داوری) را مشخص نمایند و آشکارا بیان کنند که چه نوع مقالاتی و با چه ویژگی‌هایی به چاپ می‌رسانند تا از سردرگمی و اتلاف وقت مجله و نویسندگان نیز جلوگیری نمایند.


سارا درّی، علیرضا آتشی، صفورا درّی، ابراهیم عباسی، محسن علیجانی زمانی، نجمه ناظری،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: برای تبادل داده‌های با کیفیت بین فراهم‌کنندگان مراقبت سلامت و نیز سازمان‏های حرفه‏ای درگیر در امر سلامت، نیاز به گرد‌آوری و ثبت یکسان داده‌ها وجود دارد. طراحی مجموعه داده‌های اصلی مورد نیاز به‌صورت نظام‌مند، در این راستا بسیار کمک‌کننده است و موجب ایجاد خاصیت تعامل‌پذیری بین سیستم‌های سلامت می‌شود. هدف این مطالعه طراحی مجموعه داده‌های اصلی برای ثبت اطلاعات مورد نیاز سرطان کولورکتال در ایران بود.

روش بررسی: در این مطالعه، ترکیبی از مرور متون و توافق متخصصان استفاده شد. در مرحله اول پیش‌نویس پیشنهادی بر اساس نتیجه حاصل از مطالعات تطبیقی طراحی شد. در مرحله دوم این مجموعه داده، مورد ارزیابی متخصصان قرار گرفت و نظرات و پیشنهادات آن‌ها اخذ شد. در مرحله سوم، بار دیگر مجموعه داده اصلاح شده، مورد ارزیابی متخصصان قرار گرفت.

یافته‌ها: بر اساس مرور متون، پیش‌نویس این مجموعه داده با 85 عنصر اطلاعاتی طراحی شد. در مرحله دوم داده‌های تکمیلی توسط متخصصان پیشنهاد شد که در مجموع تعداد آیتم‌های اطلاعاتی را به 93 مورد رساند. در مرحله سوم بار دیگر ارزیابی توسط متخصصین انجام شد و در نهایت مجموعه داده اصلی در پنج دسته کلی "اطلاعات دموگرافیک"، "تشخیصی"، "درمانی"، "ارزیابی وضعیت بالینی" و "کارآزمایی بالینی" جمع‌آوری شد.

نتیجه‌گیری: مجموعه داده اصلی می‌تواند در مبحث جمع‌آوری اطلاعات در سرطان‌های کولورکتال راه‌گشای تبادل اطلاعات سلامت باشد. طراحی چنین مجموعه‌هایی برای بیماری‌های مشابه می‌تواند مسئولین امر را در جمع‌آوری استاندارد اطلاعات بیماران یاری کند و بازیابی آن را از سیستم‌های ذخیره‌ساز تسریع نماید.


علی محمد مصدق‌راد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی نژادی،
دوره 75، شماره 4 - ( 4-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستان‌ها نقش به‌سزایی در ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات درمانی ارایه شده و افزایش کارایی بیمارستان‌ها دارد. اثربخشی سیستم اعتباربخشی به کیفیت و هماهنگی روش اعتباربخشی، استانداردها و ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد. این پژوهش با هدف ارزشیابی روش اعتباربخشی بیمارستان‌ها از دیدگاه مدیران بیمارستان‌های کشور انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی، کاربردی و مقطعی با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا در سال ۱۳۹۴ انجام شد. جامعه پژوهش شامل تمامی بیمارستان‌های کشور بود (۹۱۴ بیمارستان). با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی ساده از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی به‌عمل آمد.
یافته‌ها: حدود ۷۱/۷% بیمارستان‌ها در دور اول اعتباربخشی درجه یک به بالا کسب کرده بودند. میزان رضایت مدیران بیمارستان‌ها از روش اعتباربخشی بیمارستان‌های کشور ۰/۶۳±۳/۲۱ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از روش ارزشیابی برنامه اعتباربخشی بیمارستان‌ها راضی بودند. مدیران بیمارستان‌ها از نحوه برخورد ارزیابان، تعداد ارزیابان تیم ارزیابی و و تعداد روزهای ارزشیابی راضی بودند. با این وجود، آن‌ها از نبود وحدت رویه بین ارزیابان و نداشتن تجربه و مهارت کافی آن‌ها ناراضی بودند. بیشتر مدیران بیمارستان‌ها اعتقاد داشتند که اعتباربخشی باید توسط وزرات بهداشت، به‌صورت اجباری و هر دو سال یکبار انجام شود. حدود ۹۵% مدیران بیمارستان‌ها انجام خودارزیابی‌ها را پیش از اعتباربخشی لازم دانستند.
نتیجه‌گیری: تدوین و رعایت شرح وظایف و شرایط احراز برای ارزیابان اعتباربخشی بیمارستان‌های کشور، آموزش حرفه‌ای آن‌ها برای یکسان‌سازی دیدگاه و نگرش آن‌ها و استفاده از روش‌های مکمل ارزشیابی مانند خودارزیابی، ارزیابی سرزده، ارزشیابی شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌ها و نظرسنجی از بیماران به بهبود روش ارزشیابی اعتباربخشی بیمارستان‌ها کمک می‌کند.

بابک مصطفی‌زاده، محمد حسین کمال‌الدینی، فارس نجاری،
دوره 75، شماره 6 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: داده‌های مرگ‌ومیر درست و دقیق به‌منظور برنامه‌ریزی‌ها امری ضروری است. هدف از این مطالعه بررسی انطباق گواهی‌های فوت صادر شده با اصول صحیح علمی می‌باشد. 
روش بررسی: مطالعه به‌صورت مقطعی گذشته‌نگر، با استفاده از داده‌ها در پرونده بالینی از اول فروردین سال ۱۳۹۲ تا پایان اسفند ۱۳۹۳ در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی پرونده‌های فوتی در بیمارستان شهدای تجریش و مدرس تهران بوده که با روش سرشماری انتخاب و داده‌های آن استخراج شده است.
یافته‌ها: ۴۵/۶% از گواهی‌های فوت توسط متخصص پزشکی قانونی صادر و ۷۶/۴% از گواهی‌های فوت، علت مرگ با پرونده بالینی فرد همخوانی داشته و ۲۳/۶% از موارد همخوانی نداشته است. در ۶۴/۸% موارد کد ۱۰-ICD درست درج شده است.
نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که گواهی فوت توسط متخصصین پزشکی قانونی به‌صورت صحیح و اصولی‌تر تکمیل شده است.

فاطمه مصائبی، فرید زایری، ملیحه نصیری، مهدی عزیزمحمد لوها،
دوره 76، شماره 11 - ( 11-1397 )
چکیده

با پیشرفت علوم پزشکی استفاده از تست‌های تشخیصی به‌منظور تمایز افراد بیمار از سالم گسترش فراوانی پیدا کرده است. بنابراین بررسی دقت تست‌های تشخیصی تحت ارزیابی به‌منظور تعیین توانایی آن‌ها در جداسازی افراد بیمار از سالم از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. دقت یک تست را میزان تطابق نتایج آن تست با نتایج استاندارد طلایی تعیین می‌کند و این میزان براساس معیارهای حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت، ارزش اخباری منفی و مساحت زیرمنحنی مشخصه‌ی عملکرد بیان می‌شود. استاندارد طلایی یک روش دقیق و بدون خطا برای تشخیص است که در برخی از بیماری‌ها به دلایلی مانند هزینه‌بر بودن وجود ندارد. در این وضعیت، استاندارد مرجع به‌عنوان بهترین روش جایگزین قابل دسترس برای تشخیص بیماری، مورد استفاده‌ی پزشکان قرار می‌گیرد. نتایج روش استاندارد مرجع لزوما بدون خطا نیست و گاهی نیز به‌دلیل داشتن حالت تهاجمی نمی‌توان آن‌را روی همه‌ی افراد مورد مطالعه اجرا کرد، همه‌ی این موارد به شرایطی اشاره می‌کند که در آن استاندارد طلایی موجود نیست. استفاده از استاندارد مرجع دارای خطا منجر به تفکیک درست افراد بیمار از سالم نمی‌شود و نمی‌تواند یک معیار مقایسه برای بررسی دقت تست‌های تشخیصی باشد. ازجمله روش‌هایی که در شرایط فاقد استاندارد طلایی به‌کار گرفته ‌می‌شود، روش جانهی، روش تصحیح استاندارد مرجع ناقص و روش ساخت استاندارد مرجع است. هر کدام از این روش‌ها با توجه به ویژگی، مزیت و محدودیت‌هایی که دارند برای ارزیابی و تعیین دقت تشخیصی تست‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. در مقاله کنونی به مرور و مقایسه‌ی این روش‌ها و نقاط ضعف و قوت آن‌ها پرداخته شد

علی محمد مصدق‌راد، علی اکبری ساری، ترانه یوسفی‌نژادی،
دوره 76، شماره 12 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی می‌تواند منجر به ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات بیمارستانی و کارایی بیمارستان‌ها شود. این پژوهش با هدف بررسی اثرات اجرای استانداردهای اعتباربخشی در بیمارستان‌های ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی و مقطعی در بازه زمانی آذر تا بهمن ۱۳۹۴ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. در این پژوهش تأثیر اجرای استانداردهای اعتباربخشی بر کارکنان، بیماران، جامعه و عملکرد بیمارستان‌های کشور با استفاده از یک پرسشنامه با روایی و پایایی بالا بررسی شد. با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای ساده تصادفی از مدیران ۵۴۷ بیمارستان کشور نظرسنجی به عمل آمد.
یافته‌ها: حدود ۷۱% بیمارستان‌ها درجه یک و عالی اعتباربخشی کسب کرده بودند. میزان تأثیر اعتباربخشی بر عملکرد بیمارستان‌ها ۰/۶۶±۳/۱۶ از ۵ امتیاز (متوسط) بود. حدود ۳۸% مدیران از اثرات برنامه اعتباربخشی راضی بودند. بیشترین تأثیر اعتباربخشی بر بیمار و کمترین تأثیر آن بر کارکنان بود. برنامه اعتباربخشی در بهبود ایمنی بیماران و کارکنان، رعایت حقوق بیماران، کاهش خطا و توانمندسازی کارکنان موفق بود. تأثیر اعتباربخشی در حوزه‌های بهبود ارتباطات سازمانی، ارتقای فرهنگ‌سازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات، استفاده کارآمد از منابع، کاهش عفونت‌ بیمارستانی و مرگ‌‌ومیر بیماران در حد متوسط ارزشیابی شد. در نهایت، اعتباربخشی در حوزه‌های رضایت کارکنان، جلب مشارکت پزشکان در بهبود فرآیندهای کاری، به‌کارگیری طبابت مبتنی بر شواهد، جذب بیماران و افزایش درآمد بیمارستان ضعیف عمل کرد. رابطه آماری معکوسی بین تعداد تخت بیمارستان و نتایج اعتباربخشی مشاهده شد (۰/۰۹۰-r=، ۰/۰۳۸P=). استفاده کارآمد از منابع، یادگیری سازمانی، بهبود مستمر کیفیت خدمات و بهبود ارتباطات سازمانی نقش زیادی در دستیابی به اهداف اعتباربخشی بیمارستانی دارند.
نتیجه‌گیری: اعتباربخشی تأثیر متوسطی بر عملکرد بیمارستان داشته است. برنامه اعتباربخشی هزینه زیادی برای بیمارستان‌های کشور ایجاد می‌کند.

زهرا ایمانیان، علی محمد مصدق‌راد، مجتبی امیری، محسن قدمی، رابرت مک‌شری،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی نقش مهمی در بهبود کیفیت، ایمنی، اثربخشی و کارایی خدمات بیمارستانی دارد. برای ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستان‌ها به‌طور معمول از چک‌لیست‌های عمومی استفاده می‌شود، در‌حالی‌که، بیمارستان‌های تک تخصصی نیاز به استانداردهای اعتباربخشی اختصاصی دارند.
روش بررسی: پژوهش کنونی یک مطالعه توصیفی و مقطعی بود. ابتدا، استانداردها و سنجه‌های اعتباربخشی بیمارستان دوست‌دار کودک با مرور تطبیقی ۱۰ مدل ارزشیابی و اعتباربخشی بیمارستانی شناسایی شدند. افزون‌براین، با ۵۷ نفر از مدیران ارشد، مترون‌ها، سوپروایزرها، پزشکان متخصص کودکان و سرپرستاران بخش کودکان سه بیمارستان تخصصی کودکان برای شناسایی استانداردها و سنجه‌های بیشتر اعتباربخشی بیمارستان‌های کودکان مصاحبه شد. در نهایت، پنج متخصص کودکان، استانداردها و سنجه‌های اعتباربخشی بیمارستان دوست‌دار کودک تدوین شده را مرور، اصلاح، نهایی و تایید کردند.
یافته‌ها: الگوی پیشنهادی اعتباربخشی بیمارستان دوستدار کودک ایران شامل ده استاندارد در محورهای مدیریت و رهبری، برنامه‌ریزی و خط مشی گذاری، آموزش، مدیریت کارکنان، مدیریت بیماران، مدیریت منابع، مدیریت فرایندها، نتایج کارکنان، نتایج بیماران و نتایج بیمارستان و ۱۳۲ سنجه است.
نتیجه‌گیری: این مطالعه منجر به طراحی مدل اعتباربخشی بیمارستان‌های کودکان شد که ارزشیابی معتبر و صحیحی از بیمارستان‌های تخصصی کودکان ارایه می‌دهد.

علی محمد مصدق راد،
دوره 77، شماره 3 - ( 3-1398 )
چکیده

سردبیر محترم
در اردیبهشت ۱۳۹۳ مجموعه اصلاحاتی در وزارت بهداشت با نام طرح تحول نظام سلامت برای افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت، کاهش پرداخت مستقیم بیماران و بهبود کیفیت خدمات سلامت برنامه‌ریزی و برای اجرا ابلاغ شد. این طرح از طریق افزایش بودجه عمومی سالانه وزارت بهداشت، ۱۰% منبع قانون هدفمندی یارانه و ۱% مالیات بر ارزش افزوده تأمین مالی می‌شود. طرح تحول نظام سلامت با نتایج خواسته و ناخواسته متعددی مواجه شد. طرح تحول نظام سلامت به‌ویژه در دو سال اول اجرا، منجر به پوشش بیمه‌ای بیشتر، کاهش پرداخت از جیب مردم، افزایش دسترسی به دارو، ارجاع کمتر مردم به خارج از بیمارستان‌های دولتی دانشگاهی برای تهیه داروها و ملزومات پزشکی، کاهش پرداخت‌های غیر رسمی بیماران، کاهش سزارین غیر ضروری، ارتقای کیفیت هتلینگ بیمارستان‌های دولتی و افزایش رضایت بیماران شد. در مقابل، ایجاد تقاضای القایی در ارایه‌دهندگان و گیرندگان خدمات سلامت، افزایش انتظارات مشتریان، افزایش تورم در بخش سلامت، تحمیل هزینه‌های سنگین به دولت و سازمان‌های بیمه‌گر، افزایش بار کاری کارکنان غیرپزشک، ایجاد شکاف درآمدی در پزشکان و سایر کارکنان و نارضایتی سایر کارکنان مانند پرستاران از پیامدهای نامطلوب طرح تحول نظام سلامت بوده است.۱
نظام سلامت با تغییرات بزرگ و سریع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و زیست محیطی مواجه است. این تغییرات، آینده نظام سلامت را با پیچیدگی و خطرپذیری مواجه می‌سازد. بنابراین، نظام سلامت ایران باید از تاب‌آوری بیشتری برخوردار باشد تا بتواند شوک‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و زیست محیطی را به‌خوبی و سریع پشت سر بگذارد. برای این منظور، سیاستگذاران و مدیران ارشد نظام سلامت ایران باید از اصول و فنون مدیریت استراتژیک برای ارزشیابی و تحلیل استراتژیک محیط داخلی و خارجی نظام سلامت کشور، بازنگری مأموریت، دورنما، ارزش‌ها و اهداف استراتژیک نظام سلامت، تدوین استراتژی‌های مناسب دستیابی به اهداف و طراحی برنامه‌های عملیاتی استفاده کنند.
آینده پژوهی یکی از فنون اصلی مدیریت استراتژیک است که با پیش‌بینی و آینده‌نگری تغییرات مختلف محیط داخلی و خارجی نظام سلامت به تعیین اهداف واقعی و قابل حصول کمک می‌کند. سپس، با استفاده از فنون مناسب آینده‌نگاری، استراتژی‌های مناسب برای دستیابی به اهداف تعیین شده با در نظر گرفتن آینده‌های ممکن، محتمل و مطلوب پیشنهاد می‌شود.۲ برای آینده پژوهی طرح تحول نظام سلامت، با توجه به دورنمای تعیین شده برای نظام سلامت کشور تا سال ۱۴۰۴، ابتدا باید با استفاده از شاخص‌های عملکردی کلیدی بسته‌های طرح تحول نظام سلامت، به پیش‌بینی آینده این طرح تا سال ۱۴۰۴ پرداخت. سپس، نقاط ضعف و قوت طرح تحول نظام سلامت و فرصت‌ها و تهدیدهای پیش رو باید شناسایی شوند. همچنین، روند شاخص‌های کلیدی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و زیست محیطی مرتبط با نظام سلامت تا سال ۱۴۰۴ باید تحلیل و تأثیر آن‌ها بر نظام سلامت ایران ارزشیابی شوند. در نهایت، با استفاده از فنون مناسب آینده‌نگاری و در نظر گرفتن آینده‌های ممکن، محتمل و مطلوب و سناریوهای خوش‌بینانه، محتمل و بدبینانه، باید سناریوهای مطلوب بسته‌های پیشنهادی طرح تحول نظام سلامت تدوین شوند.

علی محمد مصدق راد، لیلی اسلامبولچی،
دوره 77، شماره 4 - ( 4-1398 )
چکیده

سردبیر محترم
سازمان بهداشت جهانی سزارین را روش موثر نجات جان مادر و نوزاد در مواقع ضروری دانسته و دسترسی زنان به این خدمت را در صورت وجود اندیکاسیون پزشکی ضروری می‌داند. شواهدی دال بر منفعت مادری یا نوزادی با میزان سزارین بیش از ۱۵% زایمان‌ها وجود ندارد.۱ انجام سزارین غیرضروری، بدون عارضه نیست. شیوع مرگ‌ومیر و عوارض مادری پس از سزارین بیش از زایمان طبیعی است. افزایش احتمال پارگی رحم، لانه‌گزینی غیرطبیعی جفت، حاملگی خارج رحمی، مرده‌زایی و زایمان زودرس با سزارین در ارتباط است.۲
میزان سزارین در ایران در سال‌های اخیر افزایش زیادی داشته و از ۳۵% در سال ۱۳۷۹ به ۵۶% در سال ۱۳۹۲ رسید. میانگین شاخص سزارین در دنیا در سال ۲۰۱۵ میلادی ۲۱/۱ درصد بود.۳ بنابراین، برنامه ترویج زایمان طبیعی طرح تحول نظام سلامت برای ارتقای سلامت مادران و نوزادان در سال ۱۳۹۳ با بکارگیری اقداماتی نظیر بهینه‌سازی و توسعه بلوک‌های زایمانی و ارایه خدمات رایگان زایمان طبیعی در بیمارستان‌های دولتی، توانمندسازی ارایه‌دهندگان و گیرندگان خدمات زایمانی و کسر درجه اعتباربخشی بیمارستان‌های با میزان سزارین بالا اجرا شد. در نتیجه، شاخص سزارین در پایان سال ۱۳۹۷ به ۵۰/۱% رسید (کاهش ۶ درصدی). براساس هدف برنامه (کاهش سالانه ۱۰ درصدی سزارین) این شاخص ‌بایستی در پایان سال ۱۳۹۷ به ۳۳% می‌رسید. بنابراین، برنامه ترویج زایمان طبیعی طرح تحول نظام سلامت به هدف تعیین شده دست نیافت. قانون برنامه ششم توسعه، وزارت بهداشت را مکلف کرده که میزان سزارین را تا سال ۱۴۰۰ به ۴۲/۵% کاهش دهد.
دستیابی به این مهم بدون تحلیل تئوری علّیتی سزارین غیر ضروری و پیش‌بینی عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موثر بر آن، برنامه‌ریزی دقیق، هدف گذاری واقع گرایانه و استفاده از راهکارهای مبتنی بر شواهد اثربخش ممکن نخواهد بود. استفاده از تکنیک‌های مدیریت استراتژیک به‌ویژه آینده‌پژوهی برای دستیابی به هدف مندرج در قانون برنامه ششم توسعه و نزدیک کردن این شاخص به استاندارد جهانی ضروری است. آینده پژوهی شامل آینده‌نگری و آینده‌نگاری است. آینده‌نگری فرآیند پیش‌بینی آینده براساس تحلیل روندهای فعلی است.۴ میزان سزارین در صورت ادامه روند فعلی در سال ۱۴۰۰ به حدود ۵۸% خواهد رسید. در صورت عدم اجرای برنامه ترویج زایمان طبیعی، این شاخص به حدود ۶۷% در سال ۱۴۰۰ می‌رسید. همچنین، عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری و قانونی موثر بر سزارین باید شناسایی، تحلیل و تا سال ۱۴۰۰ پیش‌بینی شوند.
آینده‌نگاری استفاده از راهکارهای اثربخش برای دستیابی به بهترین آینده ممکن است.۴ عوامل موثر در انتخاب سزارین برای زایمان باید در سطوح متا (وزات بهداشت)، ماکرو (دانشگاه علوم پزشکی)، مزو (بیمارستان) و میکرو (تیم انجام سزارین شامل متخصص زنان و زایمان، ماما و مادر) در شش حوزه حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، تجهیزات و دارو، سیستم اطلاعاتی و ارائه خدمات سلامت شناسایی ‌شوند. سپس، راهکارهای اثربخش کاهش سزارین غیرضروری باید در این ۴ سطح و برای این ۶ حوزه با یک مطالعه مروری نظام‌مند و پانل خبرگان شناسایی ‌شوند. در نهایت، با توجه به نتایج آینده‌نگری انجام شده، سناریوهای بدبینانه، خوش‌بینانه و محتمل تدوین، و راهکارهای ترویج زایمان طبیعی در قالب یک برنامه استراتژیک هدفمند و منسجم تدوین ‌شوند.

رستم جلالی، مسعود محمدی،
دوره 79، شماره 5 - ( 5-1400 )
چکیده

سردبیر محترم
ایران به‌عنوان کشوری در حال توسعه، قسمتی از پیشرفت‌های علمی خود را در حوزه پزشکی و علوم سلامت مدیون فرصت‌هایی است که با همکاری‌های بین‌المللی، منطقه‌ای و بین موسسات علمی به‌دست آورده است.
در واقع طی چند سال گذشته، توجه قابل ملاحظه‌ای به تولید علم با مشارکت پژوهشگران در داخل کشور، منطقه‌ای و بین‌المللی شده است. یکی از معیارهای ارزشیابی فعالیت‌های علمی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی، درجه مشارکت دانشمندان غیرایرانی در پروژه‌های علمی و فعالیت‌های پژوهشی داخلی است.1
همکاری بین‌المللی یکی از روش‌های موثر دست‌یابی به دانش و فناوری‌های به روز و همچنین استفاده از تجارب پژوهشگران کشورهای پیشرفته توسط دانشمندان ساکن کشورهای در حال توسعه میباشد.1و2
علم‌سنجی، روش موثر ارزیابی درجه تاثیرگذاری علمی در سطوح مختلف منطقه‌ای و بین‌المللی و همچنین کیفیت چنین تولیدات علمی می‌باشد. در واقع یکی از ابزارهای استاندارد ارزشیابی محصولات علمی در حوزه‌های مختلف علمی استفاده از علم‌سنجی می‌باشد. آنچه مشخص است هرگاه فرآورده یا محصول و روشی مورد استقبال قرار گیرد و یا رفتاری از سوی مدیران مورد قبول واقع گردد، برای فرآورده، محصول تقلبی و برای رفتار، ظاهرسازی صورت می‌گیرد. در واقع محصول و رفتار، محتوای اصلی خود را از دست داده و به جنسی بدلی و رفتاری متقلبانه تبدیل می‌شوند.
طی سال‌های گذشته، حوزه معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، انتشار مقالات با همکاری بین‌المللی و حتی بین دانشگاهی را مورد توجه قرار داده و برای آن در ارزشیابی دانشگاهی امتیاز ویژه‌ای منظور گردیده است. دادن امتیاز ویژه به چنین فعالیت‌هایی باعث شده است که اساتید دانشگاه‌های علوم پزشکی تمایل بیشتری به این ارتباطات نشان بدهند و مثلا با توجه به سابقه دوستی بین افراد در دانشگاه‌های مختلف، در مقالات اسامی آن‌ها را به‌عنوان نویسنده همکار اضافه نمایند. در ابعاد بین‌المللی، ارتباط با ایرانیان شاغل در دانشگاه‌های خارج از کشور یا ارتباط‌گیری در هنگام شرکت در کنگره‌های بین‌المللی، گاه باعث شکل‌گیری روابط غیرمنطقی می‌گردد. در برخی موارد اضافه کردن نام نویسندگان خارجی برای کسب امتیاز از دانشگاه مربوطه و همچنین با هدف افزایش شانس چاپ مقالات، افزایش سایتیشن و افزایش شاخص H به رویه‌ای ناشایست تبدیل می‌گردد.
در مطالعه‌ای که سال‌های 1998 تا 2007 را بررسی کرده است، ایران با 115 کشور ارتباط علمی داشته و مقاله مشترک داشته‌اند.2
نویسنده ضمن ارج نهادن به ارتباط بین دانشگاهی داخل با داخل و خارج از کشور، نظر سیاست‌گذاران را به این نکته جلب می‌کند که مبادا در سایه مقبولیت و امتیاز‌آوری این ارتباطات، معیارهای نویسندگی مورد غفلت واقع گردد و در آینده توسط موسسات ناظر به سرقت ادبی و هدایت ناصحیح پژوهش محکوم شویم، چراکه محاسبه خود معقولانه‌تر از وارسی خارجی می‌باشد.

معصومه عباس‌آبادی‌ عرب، علی ‌محمد مصدق راد، حمید رضا خانکه، اکبر بیگلریان،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آمادگی و ایمن بودن بیمارستان‌ها در هنگام بروز حوادث و بلایا بسیار ضروری است. میزان آمادگی بیمارستان‌های ایران در مقابله با حوادث و فوریت‌ها در سطح پایین و متوسط ارزشیابی شده است. عدم وجود استانداردهای جامع بیمارستانی برای آمادگی و مقابله با حوادث و بلایا یکی از دلایل آن است. این پژوهش باهدف تدوین استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت مرور تطبیقی، در بازه زمانی فروردین 1395 تا شهریور 1395 انجام شد. استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا در 11 کشور منتخب شامل آمریکا، کانادا، استرالیا، مالزی، هند، تایلند، مصر، ترکیه، عربستان، دانمارک و ایران استخراج شد و سپس، براساس چرخه مدیریت خطر حوادث و بلایا تدوین و نهایی شدند. از نظرات 22 نفر از متخصصین مدیریت خطر حوادث و بلایا برای سنجش ‌روایی محتوایی استانداردهای پیشنهادی مدیریت خطر حوادث و بلایا استفاده شد.
یافته‌ها: تفاوت زیادی در کمیت و کیفیت استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا در کشورهای منتخب وجود داشت. کامل‌ترین آن‌ها مربوط به استانداردهای ملی آمریکا (12 استاندارد و 113 سنجه) و سپس، استرالیا و کانادا بود. استانداردهای کشورهای در حال ‌توسعه و ایران جامعیت نداشته و منطبق با اهداف بین‌المللی نبودند. تعداد 27 استاندارد اعتباربخشی بیمارستانی مدیریت خطر حوادث و بلایا پیشنهاد شد. نتایج آزمون ‌روایی محتوایی آن‌ها در محدوده قابل‌قبول بود.
نتیجه‌گیری: استاندارهای اعتباربخشی مدیریت خطر حوادث و بلایا در ایران و کشورهای در حال ‌توسعه نیازمند بازنگری است. استانداردهای جامعی براساس تجارب بین‌المللی و نظرات متخصصان معرفی شد که قابل ‌استفاده برای توسعه استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانی ایران و سایر کشورها است.

محمدرضا شیخی چمان، ندا حسینی آبفروش، اقدس صوراسرافیل، وحید مختومی،
دوره 81، شماره 10 - ( 10-1402 )
چکیده

سردبیر محترم
مطابق اصول عدالت اجتماعی و عدالت در سلامت، سلامت یک حق است. این حق باید از طرف دولت و با تولیت نظام سلامت، در اختیار همه گروه‌های مختلف جمعیتی قرار گیرد و مانعی برای دستیابی به آن وجود نداشته باشد. هر سازمانی در جامعه، برای پاسخ به نیازهای مشخصی ایجاد شده تا بتواند باری را از دوش مردم بردارد. سازمان‌های بهداشتی و درمانی نیز، از بالاترین سطح که همان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جمهوری اسلامی ایران است تا پایینترین سطح که خانه‌های بهداشت روستایی هستند، هر کدام به طریقی پاسخگوی نیازهای سلامت جامعه‌اند. این سازمان‌ها شدیدا پیچیده بوده و توسط مدیران اداره می‌شوند.1و2
سرمایه‌های انسانی، مهمترین گنجینه‌ هر سازمان هستند (اصطلاحات سرمایه‌های انسانی، کارکنان، کادر، پرسنل و ارایه‌دهندگان خدمات سلامت، مترادف یکدیگر بوده و هر کدام برای تنوع ‌بخشی به متن در موقعیتی استفاده شده‌اند). حیات سازمان به وجود آنها وابسته است. کارکنان باید از جهات گوناگون مورد توجه و رسیدگی متولیان مربوطه قرار گیرند.3و4 هر گونه کوتاهی در این زمینه، اثرات کوتاه‌مدت، میان مدت و بلندمدت خود را بر روی شاخص‌های سلامت جامعه بروز خواهد داد. شرایط کاری مدافعان سلامت کشور را می‌توان در حال حاضر از دو جنبه اصلی بررسی کرد؛ وضعیت فعلی اقتصاد ایران و کمبود سرمایه‌های انسانی:
1- در خصوص جنبه اول، اقتصاد ایران از چالش‌های بی‌شماری همچون بی‌ثباتی، تک قطبی بودن (وابستگی به نفت)، تحریم‌های بین‌المللی، کسری بودجه، پایدار نبودن چرخه تامین مالی، بها ندادن به بخش غیردولتی و ... رنج می‌برد.5 بر کسی پوشیده نیست که این عوامل، باعث ایجاد تورم شدید در سال‌های اخیر شده و اقتصاد کشور را شکننده کرده است. وجود تورم بالا، باعث وخیم‌تر شدن اختلاف طبقاتی در کشور و افزوده شدن به جمعیت زیر خطر فقر می‌شود. هر دوی این حالات، تبعات اجتماعی زیادی با خود به همراه دارند و امید به آینده را از جامعه می‌گیرند.
2- در خصوص جنبه دوم، کمبود سرمایه‌های انسانی حوزه سلامت و عدم توزیع عادلانه آنها، از جمله چالش‌های همیشگی نظام‌های سلامت در کشورهای در حال توسعه است.6و7 در ایران، وقوع همه‌گیری کووید-19 از انتهای سال 1398، فشار کاری مضاعفی را برای مدافعان سلامت در همه سطوح مراقبتی ایجاد کرد. ایثارگران سلامت برای مهار همه‌گیری با همه توانی که داشتند به دفاع از جان مردم‌شان پرداخته و شهدای بی‌شماری را تقدیم راه پرافتخار وطن کردند. پیش از آن هم، اجرای طرح تحول نظام سلامت از ابتدای سال 1393، بار کاری پرسنل بهداشت و درمان را افزایش داده بود. قدر مسلم تحت این فشار، استرس، فرسودگی شغلی و نارضایتی شغلی میان کارکنان افزایش یافته، و بهره‌وری تقلیل می‌یابد.8و9 همچنین ورود به سایر مشاغل غیرپایه‌ای سلامت (همانند ترویج کلینیک‌های زیبایی) و ترک شغل نیز می‌تواند در این وضعیت رخ دهد.
قرارگیری دو مولفه مذکور دوشادوش یکدیگر، سرمایه‌های انسانی سلامت را برای دستیابی به استانداردهای زندگی بالاتر و جستجوی رفاه بهتر، به سوی مهاجرت وسیع‌تر به کشورهای دیگر سوق خواهد داد تا بتوانند متناسب با میزان مسئولیت‌های کاری که دارند درآمد کسب کنند. از طرفی، سایر جنبه‌های اجتماعی خود و خانواده ‌خود را ارتقا بخشند. نکته مهم اینکه مهاجرت فقط مختص ارایه‌دهندگان خدمات سلامت نیست، بلکه پژوهشگران، فعالان استارتاپ‌ها و اساتید دانشگاهی عضو هیات علمی را هم به این سرنوشت دچار کرده است.10و11 مهاجرت یا فرار مغزها و نخبگان علوم سلامت، هزینه‌های بسیار بالایی برای کشور دارد. در این میان، سیستم سلامت ایران اکنون بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند وجود مدیران الهام‌‌بخش است.
در نظام سلامت، سیاست‌گذاری، مدیریت و اقتصاد، در کنارهم تشکیل یک چرخه مسنجم و پویا را می‌دهند. سیاست‌گذاری‌های هر چند دقیق، اگر در مرحله اجرا با ضعف مدیریتی مواجه شوند نخواهند توانست که به درستی اهداف از پیش تعیین شده خود را لمس کنند.12 یک مدیر اجرایی بهداشت و درمان، باید از توانمندی‌های بسیاری
812
 
برخوردار باشد، هم مهارت‌های سخت شامل دانش مدیریتی و هم مهارت‌های نرم شامل تبحر در مهارت‌های انسانی، ارتباطی و ادراکی. به‌عبارتی، یک مدیر فقط با تسلط بر مهارت‌های سخت نمی‌تواند سازمان را به درستی هدایت کرده و به موفقیت برساند، بلکه مهارت‌های نرم هم باید ضمیمه وظایف اساسی‌اش باشد. هر انسانی از جهات گوناگون متفاوت از دیگری بوده و با یک سیستم واحد مدیریتی، نمی‌توان انتظارات همه پرسنل را پوشش داد.یک مدیر الهام‌‌بخش، رهبری تربیت شده است که با مجهز بودن به مهارت‌ها و توانمندی‌های ظریف و دقیق انسانی و سلاحِ قدرتمند هوش هیجانی، به اصول و ارزش‌های اخلاقی جامعه پای‌بند است، به همه نیازهای کارکنان خود فعالانه توجه دارد، گوش شنوا دارد، اعتمادسازی می‌کند، با آنها همدل است، حامی و هم‌پا‌یشان است، به مشکلات آنها سریعا رسیدگی می‌نماید، احترام و اعتماد کارکنان خود را به‌دست می‌آورد، فرهنگ سازمانی مثبتی را در سازمان پرورش می‌دهد، ارتباطات سازمانی موثر پایه‌ریزی می‌کند، در دسترس است، خود کانال ارتباطی بازی دارد، چشم‌انداز روشنی برای دستگاه متصور است، برنامه‌ریزی گام به گام دارد، به شکل سالمی تیم‌سازی می‌کند، برای تیم اهداف شفافی تعیین می‌کند، آموزش‌های لازم در خصوص نحوه انجام فعالیت‌ها را فراهم می‌نماید، کار گروهی و یادگیری را تشویق می‌کند، انگیزه‌دهی و انرژی ‌بخشی مداوم در دستور کارش قرار دارد، راه‌حل محور است، مهارت حل مسئله دارد، تعارضات احتمالی میان افراد را برطرف می‌کند، انتقاداتش سازنده است، فرصت رشد فراهم می‌نماید، تفویض اختیار می‌کند، به نوآوری و خلاقیت بها می‌دهد، سیستم ارتقای شغلی عادلانه‌ای (مبتنی بر شایسته سالاری) تعریف می‌کند، مشوق‌های غیرمالی متنوعی دارد، به بازخوردهای دریافتی توجه دارد، سازمان را با محیط بیرونی منطبق می‌کند و در مواجهه با بحران‌ها، ضمن حفظ خونسردی، قدرت تصمیم‌گیری اثربخش دارد (موارد دیگری را نیز می‌توان به موارد فوق‌الذکر افزود). فعالیت در چنین محیطی، به احتمال بالا، برای سرمایه‌های انسانی در حیطه سلامت لذت بخش بوده و آنها را برای نشان دادن بهترین نسخه از عملکردشان تهییج می‌کند. طبق اصول بازاریابی داخلی نیز، لازمه ارایه خدمات باکیفیت به مشتریان بیرونی (مراجعه‌کنندگان)، رسیدگی دقیق به مسائل و مشکلات مشتریان درونی (کارکنان) است.3
در مجموع، حفظ، بازیابی و ارتقای سطح سلامت مردم، نیازمند وجود سرمایه‌های انسانی متخصص، تحت نظارت مدیران الهام‌بخش است. در درجه اول، مهاجرت کارکنان حوزه سلامت به ضرر جمعیت محروم و آسیبپذیر کشور خواهد بود، چرا که این گروه جمعیتی، بیشتر از سایرین به سیستم سلامت دولتی متکی بوده و نیازهای سلامت برآورده نشده بالاتری هم دارند. لازم به ذکر است که نگاه به موضوعات نظام سلامت باید نظام‌مند باشد. به بیانی، صرفا الهام‌بخشی مدیران نمی‌تواند سرمایه‌های انسانی را از گردونه مهاجرت خارج کند. همگام با فعالیت این مدیران، دولت‌ مردان نیز باید به اصلاح شاخص‌های اجتماعی-اقتصادی کشور اهتمام ورزند. سیاست‌گذاران و اقتصاددانان سلامت هم ضمن مذاکره و چانه‌زنی با مسئولان بالادستی، به وضعیت معیشتی کادر سلامت رسیدگی کرده و نظام پرداخت عادلانه‌ای را برای آنها تدارک ببینند. علاوه بر دلایل مطروحه، مهاجرت سرمایه‌ها ریشه‌های مهم دیگری نیز دارد. پیشنهاد می‌شود که در مطالعات آتی (کیفی، کمی)، وضعیت الهام‌بخشی مدیران فعلی نظام سلامت کشور مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین می‌توان شاخصی با همین عنوان را همراه با ابزار اندازه‌گیری معتبر طراحی و آماده بهره‌برداری از سوی پژوهشگران داخلی کرد.

 
وحید ملک‌زاده، شادی شیخی‌زاده، محدثه تکلو، حسین جمالی‌فر، یونس قاسمی‌نژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 2 - ( 2-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه با ظهور بیماری‌های نوپدید و افزایش عفونت‌های بیمارستانی و مقاومت میکروبی، رعایت بهداشت دست با محلول ضدعفونی‌کننده مناسب براساس نظر مرکز کنترل بیماری‌ها در تمام کشورها ضروری است. یکی از این موارد بهداشت دست‌هاست که مهمترین راه کنترل عفونت است. به‌دلیل عدم مطالعات جامع داخلی در زمینه استانداردهای جهانی برای محلول‌های ضدعفونی، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی محلول اسکراب جراحی TGSept ALPlus تولید شده با نتایج شاهد استانداردهای اروپایی می‌باشد.
روش بررسی: در این پژوهش بالینی کاربردی، توسط تیم تحقیقات شرکت تجهیز گستر شریف بر روی ۳۰ نفر از اعضای گروه جراحی و پزشکان اتاق عمل بیمارستان تک تخصصی جراحی ترمیی وپلاستیک حضرت فاطمه (س) در اردیبهشت سال 1402، که به‌صورت تصادفی انتخاب‌ شدند، با استاندارد اروپایی مقایسه شده‌اند. نمونه‌گیری‌ها از دواطلبان در سه بازه زمانی، پس از شست و شوی دستان با مایع شوینده، از دست‌ها نمونه باکتریایی برداشته شد و سپس پس از اسکراب با محلول ضدعفونی‌کننده موردنظر (حدود 90 ثانیه) مجدد نمونه‌گیری دوم انجام شد. پس از اتمام عمل جراحی (تا سه ساعت)، نمونه‌گیری سوم از دسته‌ای داوطلبان گرفته شد. نمونه‌ها فوراً به آزمایشگاه منتقل شدند، سپس کشت سوآپ و پورپلیت نمونه‌ها انجام شد. کلنی‌های باکتریایی شمارش و کاهش میزان آلودگی و ماندگاری محلول مطابق با استاندارد اروپایی مشخص گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که اسکراب ۶۰-۹۰ ثانیه‌ای با استفاده از محلول ضدعفونی‌کننده بر پایه الکل می‌تواند مناسب‌ترین روش برای کاهش آلودگی دست‌ها و درنتیجه کاهش عفونت‌های بیمارستانی در بخش اتاق عمل و جراحی باشد.
نتیجه‌گیری: همچنین براساس نتایج این تحقیق، توصیه می‌شود که محلول‌های بر پایه الکل به‌عنوان اسکراب جراحی طبق دستورات سازمان بهداشت جهانی WHO بهترین گزینه برای بهداشت دست جراحان هست.

 
وحید ملک‌زاده، شادی شیخی‌زاده، محدثه تکلو، حسین جمالی‌فر، یونس قاسمی‌نژاد کوشالی، حسن خرمیان، حسین ناصری،
دوره 82، شماره 4 - ( 4-1403 )
چکیده

1- در مقاله چاپ شده در اردیبهشت 1403، دوره 82، شماره 2، صفحه‌های 153 تا 162، در قسمت افیلیشن شماره 1، بدین صورت چاپ شده (گروه آزمایشگاه و میکروبیولوژی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران) که اشتباه بوده و فرم صحیح آن به این صورت می‌باشد (گروه آزمایشگاه و میکروبیولوژی گروه کنترل دارو و غذا ،دانشکده داروسازی،دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران.)
2- کلمه استاندارد اروپایی در چکیده (قسمت زمینه و هدف، روش بررسی و نتیجه‌گیری) اشتباه بوده و به جای آن استاندارد EN12791 جایگزین می‌گردد.
3- در صفحه 155 در روش بررسی: خط 1 تا 4آزمایش (برچسب خورده) به‌همراه سوآپ استریل شده، به اتاق عمل منتقل شدند. فقط لوله‌های حاوی جهت آزمایش ML 5 سرم فیزیولوژی منتقل شدند. قبل از انجام آزمایش تمامی داوطلبین توسط پزشک متخصص پوست معاینه و تأیید نهایی داده شد، اشتباه بوده و جمله‌ی قبل از انجام آزمایش تمامی داوطلبین توسط پزشک متخصص پوست معاینه واز نظر سلامت پوستی تأیید نهایی جهت آزمایش داده شد  جایگزین می‌گردد.
4- خط 22 جمله {فرد کارشناس با سوآب استریل اولین نمونه‌گیری خود را از دستان وی (از مچ تا آرنج) انجام وسوآب را داخل لوله‌ای که نام فرد و کد A نام‌گذاری شده، قرارداده شد} اشتباه بوده و جمله {در فضای ازاد خشک کرده و فرد کارشناس اولین نمونه‌گیری خود را از دستان وی (از ده انگشت) هر پنج انگشت یک دست در پلیت حاوی 10 میلی محیط کشت کازوبلاد به مدت 1 دقیقه چرخانده شد} جایگزین می‌گردد.
5- در صفحه 155 ستون دوم خط هفت، پلیت 10 جایگزین پلیت 8 شده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb