95 نتیجه برای نوزاد
شیرین نیرومنش، فرشته چیت ساز، غلامرضا بابابی،
دوره 56، شماره 2 - ( 2-1377 )
چکیده
خونریزی بعد از زایمان و احتباس جفت، جدی ترین عوارض غیرطبیعی مرحله سوم زایمان می باشند. خونریزی بعد از زایمان یکی از شایعترین علل ناخوشی و مرگ و میر مادران بخصوص در کشورهای در حال توسعه است. شیوع خونریزی بعد از زایمان و احتباس جفت، با استفاده از سنتوسینون و کشش کنترل شده بندناف، کاهش می یابد. اگرچه این روش با ارزش است، اما فقدان وجود مطالعات فیزیولوژیکی و کلینیکی در این رابطه، جای بحث و سوال را برای آن بوجود می آورد. متاسفانه، اکسی توسین در نیمی از کشورهای در حال توسعه در دسترس نیست. علاوه بر این بسیاری از زایمانها، تحت مراقبت ماماهای تحصیل نکرده انجام می گیرد. می دانیم که تحریک نوک پستان با مکیدن نوزاد، موجب انقباضات رحمی در زنان شیرده می شود. انقباضات به علت سطح بالای اکسی توسین پلاسما ابتدا در حین آماده شدن مادر برای شیر دادن، و سپس سه دقیقه بعد از شروع مکیدن ایجاد می شوند. ماماهای دوره دیده سنتی مهارت لازم را در تجویز اکسی توسین ندارند. بنابراین، آموزش ماماهای سنتی جهت گذاشتن نوزاد بلافاصله بعد از تولد به پستان مادر، برای ایجاد انقباضات رحمی، جدا شدن جفت و کنترل خونریزی بعد از زایمان، عملی خواهد بود. این تحقیق به منظور نشان دادن تاثیر مکیدن نوزاد بلافاصله بعد از زایمان، بر مدت زمان مرحله سوم زایمان و خونریزی روز اول انجام گرفت. این مطالعه از نوع نیمه تجربی است. تحقیق در بیمارستان میرزاکوچک خان شهر تهران انجام شد. در یک گروه، 100 خانم اکسی توسین را به طریق عضلانی دریافت کردند، و در گروه دیگر 120 خانم شیر دادند. سپس مدت زمان مرحله سوم زایمان و میزان خونریزی روز اول بین دو گروه مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج: دو گروه از نظر متوسط زمان مرحله سوم زایمان و تعداد پد اختلاف معنی دار داشتند. متوسط زمان مرحله سوم زایمان در گروه سنتوسینون 4/24 در مقابل 6/08 دقیقه در گروه شیرده بود. تعداد پد در گروه سنتوسینون 10/58 در مقابل 11/72 عدد در گروه شیرده بود. دو گروه از نظر تعداد زایمان، سن حاملگی، فشارخون مینیمم و ماکزیمم مادر، وزن و قد نوزاد، اختلاف معنی دار نداشتند، ولی از نظر سن مادر اختلاف معنی دار داشتند. از نظر همبستگی مدت زمان مرحله سوم زایمان و سن حاملگی، در خانمهای چندزا بین سن حاملگی و مدت زمان مرحله سوم زایمان ارتباط معکوس وجود داشت. یعنی وقتی سن حاملگی کمتر باشد، مدت زمان مرحله سوم زایمان طولانی تر است. نتایج نشان می دهد که بین مدت زمان مرحله سوم زایمان و سن مادر، تعداد زایمان، فشارخون مینیمم و ماکزیمم مادر همبستگی وجود ندارد. همچنین بین مدت زمان مرحله سوم زایمان و وزن، قد و جنس نوزاد همبستگی وجود ندارد.
ایرج فاتحی، ضیاءالدین نوروزی، محسن ناصری،
دوره 56، شماره 3 - ( 2-1377 )
چکیده
در یک مطالعه گذشته نگر در پنج بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، 82 شیرخوار زیر 2 ماه مبتلا به مننژیت میکروبی، بررسی شد. نسبت پسر به دختر، 1/4 به یک بوده است. در طول 14 سال بررسی، شیوع میکروبی دستخوش تغییرات شگرف شده است. در شش سال اول مطالعه، شایعترین باکتری مولد مننژیت، سالمونلاها و پس از آن E.coli بوده ولی در هشت سال بعد شایعترین میکروب، E.coli بوده است و در سالهای آخر، موردی از مننژیت سالمونلائی مشاهده نگردید. در دو سال آخر مطالعه، مواردی از مننژیت به علت Staph epidermidis و استرپتوکوک گروه B مشاهده گردید. میزان مرگ ناشی از مننژیت در نزد شیرخواران زیر 2 ماه، 37/8 درصد بوده است. صد درصد E.coli به آمپی سیلین مقاوم و پنجاه درصد به جنتامایسین مقاومت نشان دادند. بطور کلی چهل درصد تمامی ژرمهای مولد مننژیت به هر دو آنتی بیوتیک فوق الذکر مقاوم بوده اند. این مطالعه می تواند راهنمایی مفید برای انتخاب نوع آنتی بیوتیک در شروع درمان مننژیت نوزادان در کشورمان باشد.
زهرا سادات مشکانی،
دوره 56، شماره 4 - ( 4-1377 )
چکیده
در این بررسی اثر خالص هر متغیر، پس از حذف سایر متغیرهای موثر بر مرگ و میرهای نوزادان زیر یک ماه، که علت آنها ناشناخته است برآورد شده است. داده های این تحقیق از اطلاعات حاصل از طرح نمونه گیری زاد و ولد و مرگ و میر سال 1370 سازمان ثبت احوال کشور استخراج شده اند. این داده ها با روش آماری رگرسیون لجستیک چند متغیره تجزیه و تحلیل گردیده اند و نتایج زیر بدست آمده اند. در مرگ و میر نوزادان زیر یکماه علاوه بر ازدواجهای خویشاوندی، متغیرهای نوع تولد (یک قلو یا بیشتر)، تعداد فرزندان مرده قبلی مادر، زبان مادری مادر، سن مادر در موقع تولد فرزند، تحصیلات پدر، تعداد زایمانهای مادر نیز تاثیر داشته اند. پس از حذف سایر عوامل، تاثیر ازدواج خویشاوندی بر مرگ و میر نوزادان زیر یکماه به صورت مستقل و به صورت متقابل با تعداد فرزندان مرده قبلی ظاهر شده است. نتیجه آنکه نسبت بخت (Odds Ratio) مردن بچه فعلی طی یک ماه برای مادرانی که یک فرزند مرده قبلی دارند، به مادرانی که فرزند مرده قبلی ندارند، به رابطه خویشاوندی آنها بستگی دارد. این نسبت در گروهی که والدین، رابطه خویشاوندی نزدیک (یک پدربزرگ و یا مادربزرگ مشترک) دارند، برابر 5/45 و در گروهی که والدین رابطه خویشاوندی ندارند 4/96 است، که دلیل بر تاثیر ازدواج خویشاوندی در مرگ و میر نوزادان زیر یکماه است.
عبداله عرب محمدحسینی،
دوره 56، شماره 5 - ( 4-1377 )
چکیده
خونریزی داخل بطنی از علل مهم مرگ و میر نوزادان نارس می باشد و عوامل متعددی در ایجاد آن دخالت دارند. یکی از عوامل مورد بحث در مقالات مختلف نقش زایمان طبیعی در ایجاد آن می باشد که این فاکتور در مطالعات مختلف ثابت نشده است. با توجه به افزایش روزافزون سزارین در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر بر آن شدیم که در یک مطالعه آینده نگر تاثیر سزارین و زایمان طبیعی را در بروز خونریزی داخل بطنی در نوزادان نارس بررسی نماییم. در این مطالعه 122 نوزاد نارس با سن داخل رحمی کمتر از 24 هفته که در طی مدت سه سال در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) بستری شدند مورد بررسی قرار گرفتند. از 47 نوزاد متولد شده با زایمان طبیعی 15 نوزاد (31/1 درصد) و از 71 نوزاد متولد شده با سزارین 23 نوزاد (32/4 درصد) دچار خونریزی داخل بطنی شدند که اختلاف معنی داری بین این دو دسته مشاهده نگردید. بنابراین زایمان به روش سزارین تاثیر در پیشگیری از خونریزی داخل بطنی نداشته و نمی تواند دلیلی برای انجام سزارین باشد.
قمرتاج خطایی، نادر شاهرخی،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
استرپتوکوک گروه B از مهمترین عوامل بیماریزا در عفونتهای نوزادان، بویژه در هفته های اول تولد در کشورهای پیشرفته بشمار می رود و از هر هزار نوزاد زنده بدنیا آمده، 5-1 مورد گزارش می شود که با مرگ و میر بالا توام است. علت اصلی آلودگی نوزاد، آلوده شدن هنگام عبور از کانال زایمانی است. میزان ناقلان در زنان باردار در جوامع مختلف بین 41-4/6 درصد متغیر است و احتمال آلودگی نوزاد متولد شده از یک مادر ناقل ممکن است به بیش از 50 درصد برسد. با توجه به اهمیت موضوع، کشت نمونه های واژن 191 زن باردار مراجعه کننده به زایشگاههای مختلف وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران که جهت وضع حمل بستری بودند با استفاده از محیط انتخابی مایع، وجود 28 نفر ناقل (14/7%) را در این افراد نشان داد در حالیکه انجام تست CIE و SCA (کانترایمونوالکتروفورز و استافیلوکوکال کوآگلوتیناسیون) بر روی محیط کشت، به ترتیب 11/5 و 18/3% موارد مثبت گردید. از 530 کشت خون انجام شده برای نوزادان مشکوک به سپتی سمی، کلا 73 ارگانیسم جدا شد که سهم GBS در این مطالعه 4 مورد (5/5%) بود. از 181 کشت مایع نخاع، تنها یک مورد (8/3%) استرپتوکوک گروه B جدا شد. از 472 نمونه سرم بررسی شده با تست CIE، پنج مورد مثبت بود که مقایسه آن با نتایج کشت خون نشان می دهد که از 5 جواب، 3 تا مثبت حقیقی و 2 تا مثبت کاذب است. به این ترتیب استفاده از سرم برای تشخیص آنتی ژن بوسیله CIE، دارای 75% حساسیت و 99/2% ویژگی می باشد. نتیجه: گرچه در تعیین میزان کولونیزاسیون GBS در واژن زنان، نحوه جمع آوری نمونه و روش های میکروبیولوژیک مهم است ولی کولونیزاسیون GBS در زنان بسیار متغیر می باشد. در این تحقیق، GBS اهمیت کمتری در سپتی سمی نوزادان دارد معهذا مطالعات بیشتری مورد نیاز است.
آریا ستوده، غلامحسین امیرحکیمی،
دوره 57، شماره 2 - ( 2-1378 )
چکیده
از آنجایی که حاملگی یک محرک برای غده تیروئید محسوب می گردد تا بتواند برای تکامل مغز جنین، هورمون تیروکسین و ید کافی را تامین سازد و از طرف دیگر کمبود ید در سه ماهه اول حاملگی، باعث بروز اختلال در تکامل سیستم اعصاب مرکزی جنین می شود، که منجر به کوچک شدن مغز و پیدایش نرونهای کمتر با طول کوتاهتر می گردد، این مطالعه بر روی مادران و نوزادان، این دو گروه مستعد به کمبود ید به صورت مقطعی انجام شد. دو گروه خانم حامله شامل 38 نفر بدون گواتر و 34 نفر با درجه گواتر Ib و II برحسب تقسیم بندی سازمان بهداشت جهانی انتخاب شدند. همه از نمک یددار استفاده می کردند و همه زایمانها بصورت طبیعی واژینال انجام شده بود. نسبت کراتینین (گرم)/ید (µg/dl) آنها قبل از زایمان و نیز از نوزادانشان تا یک هفته بعد از تولد اندازه گیری شد و سپس دو گروه با هم مقایسه شدند. در تمام موارد دفع ادراری ید در نوزادان بیش از مادر بود، حتی در 5 مادر که نسبت کراتینین/ید کمتر از 50 داشتند، دفع ادراری ید نوزادان بصورت قابل ملاحظه ای بالاتر از مادران بود، که می تواند بعلت کلیرانس زیاد ادراری ید از کلیه کاملا تکامل نیافته نوزاد باشد. اختلاف قابل ملاحظه ای در وزن، قد و دور سر نوزادان دو گروه مشاهده نشد و هیچیک از نوزادان علائم هیپوتیروئیدی نداشتند. بنابراین بنظر نمی رسد دفع ادراری ید که معیار قابل قبولی برای دستیابی فرد به ید کافی می باشد، در دوره نوزادی حساس و قابل اعتماد باشد. بنابراین لزوم غربالگری هیپوتیروئیدی در دوره نوزادی و پیگیری خانم های حامله در دوره حاملگی از نظر وضعیت تیروئید، پیدایش یا بزرگتر شدن گواتر، بخصوص در مناطق آندمیک کمبود ید، بیش از پیش احساس می شود. جدیدا از غربالگری هیپوتیروئیدی نوزادان بعنوان یک معیار ارزشمند و حساس برای پی بردن به کمبود ید در جامعه استفاده می شود.
پریچهر کیمیایی، آمنه شیرین ظفرقندی، نفیسه ظفرقندی، مهری صالحی،
دوره 63، شماره 7 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: اپیزیوتومی در همه زایمان ها نمی تواند سبب کوتاه شدن مرحله دوم زایمان به جلوگیری از آپگارپایین در نوزاد و کاهش تروما به پرینه شود. هدف این مطالعه بررسی اپیزیوتومی و عوارض آن و مقایسه با افراد کنترل می باشد.
مواد و روشها: این تحقیق در بیمارستان مهدیه در طی سالهای 79-78 به صورت Sequential randomized clinical trial بر روی 466 خانم تولی پار ترم و با نمایش اکسی پوت قدامی که وارد مرحله دوم زایمانی شده و به زمان مناسب برای انجام اپیزیوتومی رسیده بودند انجام گرفت. بیماران به طور تصادفی به دو گروه شاهد (اپیزیوتومی مدیولترال) 200 نفر و گروه آزمایشی (بدون انجام اپیزیوتومی) 266 نفر در زمان مناسب برای انجام اپیزیوتومی تقسیم شدند. مشخصات دموگرافیک، لیبر زایمان، لاسراسیون و نخ استفاده شده در دو گروه مقایسه و نتایج آزمون T- Test و Chi - square مقایسه شد.
یافته ها: طول مرحله دوم زایمان در گروه شاهد ( 7/13 36/27 دقیقه) بیشتر از گروه آزمایش ( 1/11 5/22 دقیقه ) بود ( 001/0P< ) ولی طول زمان مناسب برای اپیزیوتومی تا زایمان در گروه شاهد ( 5/3 78/4 دقیقه) کمتر از گروه آزمایش ( 4/3 9/5 دقیقه) بود ( 001/0P< ) ، در گروه شاهد اپیزیوتومی مدیوالترال معادل لاسراسیون درجه II در نظر گرفته شد که در تمام بیماران وجود داشت و 22 بیمار (11%) نیز لاسراسیون درجه I جدا از اپیزیوتومی داشتند. تعداد لاسراسیون در گروه آزمایش 96% 2/1 بود که در 64 نفر (24%) پرینه کاملاً سالم و 168 نفر (64%) لاسراسیون درجه I و 28 نفر (5/10%) لاسراسیون درجه 2 داشتند. آپگار کمتر از 7 در هیچ یک از نوزادان دیده نشد. وزن نوزادان که متغیر مداخله گر بود در گروه شاهد 4223248 گرم بیشتر از گروه آزمایش 376 3175 (05/0 P< ) بود به این علت دو گروه از نظر وزن نوزادان مشابه سازی شده و طول مرحله دوم و زمان مناسب برای زایمان مجدداً در گروه ها مقایسه شد. در وزن های کمتر از 3500 گرم طول مرحله دوم در هر گروه آزمایش و شاهد مشابه بود ولی انجام اپیزیوتومی باعث کاهش قابل توجه طول زمان مناسب برای اپیزیوتومی تا زایمان در گروه شاهد نسبت به آزمایش شد (05/0 P<) . این موضوع در وزن نوزاد بالای 3500 گرم صدق نمی کرد و طول مرحله دوم در این گروه وزنی در گروه شاهد بیشتر از گروه آزمایش (001/0P<) بود و انجام اپیزیوتومی باعث کوتاه شدن فاصله تا زایمان نمی شد.
نتیجه گیری و توصیه ها: عدم انجام اپیزیوتومی به طور روتین با شیوع بیشتر پرینه سالم همراه بود و باعث افزایش قابل توجه لاسراسیون وخیم پرینه نمی شود و اثری بر آپگار نوزاد ندارد. اپیزیوتومی در همه بیماران باعث افزایش ترومای نیازمند ترمیم در بیماران و افزایش خونریزی حین زایمان و هزینه شده و بهتر است استفاده از اپیزیوتومی در نمایش اکسی پوت قدامی محدود به موارد تشخیص زجر جنینی که نیازمند زایمان سریعتر نوزاد است گردد.
فیروزه نیلی، فاطمه نیری، صدیقه برنا،
دوره 63، شماره 10 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه و مشخص کردن رابطه بین میکروب های کولونیزه مادران با ژرم های حاصل از کشت مثبت خون در نوزادان می باشد.
مواد و روشها: این تحقیق بر روی 1798 زن حامله و نوزادان آنها در دو گروه بین دی ماه 1381 تا اردیبهشت 1384 انجام شد. گروه اول شامل 601 زن حامله همراه با عامل خطر سپس نوزادی مانند نارسی، پارگی طولانی کیسه آب، کوریوآمنیوتیت، عفونت مادر و گروه دوم فاقد این عوامل خطر بودند. نمونه ها از واژن و رکتوم این زنان تهیه و در محیط هایی که برای رشد میکروب های گرم مثبت و منفی هوازی مانند استرپتوکک گروه ب هستند، پرورش داده شدند. نوزادان بر حسب حال عمومی و وجود فاکتور خطر سپسیس، تحت بیماریابی و یا بررسی از لحاظ سپسیس قرار گرفتند.
یافته ها: متوسط سن مادران 7/5±72/26 سال و اکثراً از لحاظ سطح اقتصادی و اجتماعی پائین بودند. متوسط سن جنینی و وزنی نوزادان به ترتیب 7/2±9/37 هفته و 9/665 ±3043 گرم بدست آمد. شایعترین ژرم کولونیزه در واژن و رکتوم به ترتیب استاف اپیدرمیدیس و ای کولای بودند. شایع ترین ژرم سپسیس نوزادان به ترتیب استاف اپیدرمیدیس و سپس آسیتوباکتر بود. در 15 مورد از 68 مورد بین کشت های بدست آمده از نوزاد و مادر ارتباط وجود داشت که عمدتا مربوط به استاف اپیدرمیدیس و یک مورد ای کولای بود. نارسی شایع ترین عامل خطر سپسیس بود.
نتیجه گیری و توصیه ها: با توجه به شیوع استاف اپیدرمیدیس در واژن و رکتوم زنان باردار و نیز شیوع استاف اپیدرمیدیس به عنوان شایع ترین سوش سپسیس نوزادان و یافتن ارتباطاتی بین نوزادان و مادران آنها به نظر می رسد عفونت بالا رونده توسط این ژرم ، بعضی از این عفونت های را در این نوزادان توضیح دهد. در این مطالعه ما نتوانستیم استرپتوکک گروه ب را به عنوان عامل شایعی در کشت مادران و نوزادان آنان پیدا کنیم.
لاله اسلامیان، حمیده شجری، رضا هژبرپور،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: تاکی پنه گذرای نوزادیTTN) ) در زایمان طبیعی 1/1%- 57/0% گزارش شده است. به نظر می رسد که این رقم در موارد سزارین افزایش می یابد به همین علت فراوانی تاکی پنه گذرای نوزادی (TTN) متعاقب سزارین در زایمانهای ترم و همچنین ارتباط خطر احتمالی با آن در بیمارستان دکتر شریعتی تعیین شد.
مواد و روشها: در یک تحقیق گذشته نگر با مطالعه 762 مادر و774 نوزاد که به طریقه سزارین زایمان و متولد شده بودند، سن مادر، سن حاملگی، جنس نوزاد، موارد ابتلای مادر به دیابت و آسم و میزان موارد (TTN) مورد بررسی قرار گرفت و ارتباط بین (TTN) و ابتلای مادران به دیابت و آسم توسط آزمونهای آماری کای اسکوئر و دقیق فیشر سنجیده شد.
یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که از 774 نوزاد متولد شده، 11 مورد (4/1%) دارای (TTN) بودند. در بین گروه نوزادان مبتلا به (TTN) و سالم از لحاظ دیابت مادر {8% در برابر 8/1% (014/0 P=و 95/0(CI=} و آسم مادر {30% در برابر 1% (005/0P= و 95/0 CI=)} اختلاف معنی دارآماری وجود داشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه شواهدی فراهم می کند مبنی بر اینکه فراوانی TTN عوامل خطر محسوب می شوند.
مهبد کاوه، فاطمه داوری تنها، مرجان پاشائی مقدم،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: وجود بند ناف دور گردن پدیده شایعی است که ممکن است هنگام تولد دیده شود بطوری که عده ای آن را قسمتی از زندگی طبیعی داخل رحمی می دانند. البته همیشته این سوال مطرح بوده است که آیا این بند ناف دور گردن می تواند باعث دیسترس جنینی شود یا نه؟ هدف از این مطالعه پیدا کردن ارتباط بند ناف دور گردن و تعداد حلقه های آن با وزن جنینی است. یکی از علائم دیسترس طولانی مدت جنین کاهش وزن هنگام تولد می باشد وزن کم هنگام تولد می تواند بازده زندگی آینده فرد را کاهش داده و از کیفیت زندگی بکاهد پس این نوزادان باید شناسائی شده و مراقبت بهتر و بیشتری داشته باشند.
مواد و روشها: در این مطالعه cross sectional 252 نوزاد با بند ناف دور گردن در فاصله سالهای 1382-1381 در بیمارستان میرزاکوچک خان مورد بررسی قرار گرفتند که با توجه به متغیرهای مادری و جنینی مقایسه و طبقه بندی شدند. عوامل مادری مورد بررسی شامل سن، تعداد حاملگی، تعداد زایمان، وجود سابقه بند ناف دور گردن در زایمان قبلی، وزن هنگام تولد، داشتن اضافه وزن، دیابت و فشار خون مادر بود و عوامل نوزادی شامل سن حاملگی، جنس نوزاد، وزن هنگام تولد و تعداد حلقه بند ناف دور گردن است.
یافته ها: کمترین سن مادران 17 سال و بیشترین آن 43 سال بود. مادرانی که در زایمان اخیر نوزاد با بند ناف دور گردن داشتند پاریتی دو یا بیشتر بودند. تعداد حلقه 179(71%) مورد فقط یک دور حلقه دور گردن و 8/25% دو دور بند ناف دور گردن و 7 مورد سه حلقه و یک مورد 4 حلقه دور گردن داشت. از میان 252 مورد تولد 111(44%) نفر دختر و 141(56%) نفر پسر بودند. بیشترین سن حاملگی 42 هفته در 4/2% از نوزادان و کمترین سن حاملگی 30 هفته در 2/1% موارد بود. بیشترین جمعیت موالید در 39 هفته 8/21% و کمترین جمعیت در نوزادان 33-32 هفته 4/0% بود. 185(4/73%) مورد حاصل زایمان طبیعی و 67(6/26%) مورد حاصل سزارین بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: در این مطالعه مشاهده شد که اگر تعداد حلقه های بند ناف دور گردن زیاد باشد به صورت عکس باعث کاهش وزن جنین می شود. جنس نوزاد در این اتفاق تاثیری نداشت البته اندکی در بین پسران بیشتر بود ولی با توجه به اینکه نوزادان عمدتاً ترم بودند شانس وجود بند ناف دور گردن افزایش می یافت. ارتباط بدست آمده از نظر آماری معنی دار نبود که شاید علت آن مراقبت بهتر دوران بارداری در یک مرکز دانشگاهی باشد که در مرکز شهر قرار داشته و مورد توجه افراد نسبتاً آگاه به نظر می رسد.
محمد ترکمن، شهلا افشارپیمان، زهرا خلیلی متینزاده، سوزان امیر سالاری، زهره کاوه منش، سید ابراهیم هاشمی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
برای کاهش بیلیروبین سرم در زردی نوزادان روشهای متعددی استفاده می شود که شایعترین آنها فتوتراپی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تأثیر مایع درمانی وریدی در کاهش غلظت بیلیروبین در نوزادان ایکتریک تحت فتوتراپی در بیمارستان نجمیه در سال 1381 میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 80 نوزاد سالم ترم دچار زردی با بیلیروبین بیشتر از dl mg/17 در دو گروه40 نفره قرارگرفتند. در یک گروه، از فتوتراپی و در گروه دیگر از مایع درمانی وریدی همراه با فتوتراپی استفاده شد. دو گروه شاهد و درمان از لحاظ سن نوزاد در زمان بستری، وزن تولد، وزن زمان بستری، میزان هموگلوبین، هماتوکریت و بیلیروبین روز اول با هم مقایسه شدند.
یافتهها: 80 نوزاد (47 پسر و33 دختر) بررسی شدند. میانگین افت بیلیروبین طی 24 ساعت اول و 48 ساعت اول و میانگین مدت زمان لازم برای رسیدن غلظت بیلیروبین سرم به سطح کم خطر(کمتر از mg/dl 15) در دو گروه مورد مطالعه باهم تفاوت معنیداری نداشت. مدت زمان بستری نوزادان نیز در دو گروه با هم اختلاف معنی داری نداشت.
نتیجهگیری: مایع درمانی وریدی تأثیر چشمگیری در سرعت کاهش زردی در نوزادان ندارد و بهتر است به موارد خاص محدود شود. مطالعات چند مرکزی در این خصوص پیشنهاد میشود.
سید محمد میلانی،
دوره 65، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
این مطالعه به منظور بررسی تظاهرات بالینی و میزان مرگ و میر در نوزادان مبتلا به سپتیسمی انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه 104 نوزاد بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان (50 مونث و 54 مذکر) که از مهر ماه سال1373 لغایت شهریور 1374 با تشخیص سپتیسمی بستری و درمان شده بودند به صورت گذشتهنگر مورد بررسی قرار گرفت بر اساس زمان شروع بیماری نوزادان در دو گروه سپتیسمی زود هنگام (50 مورد) و دیر هنگام (54 مورد) مطالعه شدند.
یافتهها: 31 مورد (8/29%) اختلالات تنفسی،57 مورد اختلال در تغذیه، 42 مورد زردی، 25 مورد آپنه و 25 مورد هیپو رفلکسی یافت شد. 73 نوزاد (70%) وزن مساوی یا بالاتر از 500/2 گرم داشتند و در 31 (30%) نوزاد وزن زمان تولد کمتر از 500/2 گرم بود. کشت مایع نخاع در پنج مورد مثبت گزارش گردید. از کل 104 نوزاد مورد بررسی تعداد 31 شیرخوار (8/43%) دارای کشت خون مثبت بودند. در بین نوزادان مبتلا سپتی سمی زودرس 16 مورد (32%) در گروه با وزن پایین (LBW) Low Birth Weight قرار داشتند. از مجموع 104 بیمار مورد بررسی، در گروه مبتلا نوع زودرس و دیررس به ترتیب 13 مورد (26%) و 10 مورد (6/9%) مبتلا به مننژیت بودند. میزان مرگ و میر در بیماران مورد بررسی 30 % بود.
نتیجهگیری: به دلیل بالا بودن میزان مرگ و میر در نوزادان با وزن پائین پیشنهاد میشود که این گروه از نوزادان از نزدیک تحت مراقبت دقیق پزشکی قرار گرفته و نسبت به شروع آنتیبیوتیک مناسب برای آنها اقدام گردد.
شهین بهجتی اردکانی، علی نیکخواه، مجتبی صداقت،
دوره 65، شماره 3 - ( 3-1386 )
چکیده
کرنیکتروس یک سندرم عصبی قابل پیشگیری با عوارض نامطلوب است که بهعلت رسوب بیلی روبین غیرمستقیم در بخشهایی از مغز ایجاد میشود. هدف اصلی در این مطالعه بررسی عوامل مؤثر در ایجاد کرنیکتروس در نوزادان ایکتریک مراجعهکننده به مرکز طبی کودکان بوده است.
روش بررسی: این پژوهش گذشتهنگر با روش نمونهگیری سرشماری طی دوازده ماه 312 نوزاد ایکتریک که در بخش نوزادان جهت درمان ایکتر بستری شدند انجام شد. این نوزادان از نظر سن، سطح بیلی روبین سرم، وزن زمان تولد، جنس، سن حاملگی، زمان ترخیص از زایشگاه و فاکتورهای خطر مندرج در پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفتند. دادهها با روش آماری Chi-Square مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: 25 بیمار از 305 نوزاد ایکتریک بستری شده در بخش نوزادان بهعنوان کرنیکتروس حاد تشخیص داده شدند. تاثیر سن حاملگی، جنسیت، سطح بیلی روبین توتال سرم، زمان ترخیص از زایشگاه، عوامل خطرساز (اسیدوز، پره ماچوریتی، همولیز، هیپوگلیسمی، سپسیس، دیسترس تنفسی)، وزن زمان تولد، ناسازگاریهای گروههای خونی و کمبود G6PD بر بروز کرنیکتروس به تفکیک مورد بررسی قرار گرفت که موارد معنیدار به شرح زیر است: میانگین سطح بیلی روبین توتال در مبتلایان به کرنیکتروس mg/dl 32 و در سایر نوزادان ایکتریک mg/dl 20 بوده که این اختلاف معنیدار است (001/0P=). بروز کرنیکتروس در نوزادان پرخطر بهطور معنیداری از نوزادان کمخطر بیشتر بوده است (001/0P<). نوزادان کمتر از 2500 گرم بهطور معنیداری از نوزادان دارای وزن زمان تولد بیشتر از 2500 گرم دچار کرنیکتروس شدند(04/0P=).
نتیجهگیری: نوزادان پرخطر به درمان زودهنگام و مؤثر هیپربیلی روبینمی برای جلوگیری از بروز کرنیکتروس در سطوح کمتر بیلی روبین نسبت به نوزادان کمخطر نیازمندند.
نسرین نیرومند، فاطمه داوری تنها، مهبد کاوه،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع برخی عوارض پریناتال در دوقلوئی با ناهمگونی وزن بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی 490 نوزاد دوقلوئی معادل 245 بارداری دوقلو که در فاصله سالهای 1382-1378 در بیمارستان میرزاکوچکخان زایمان کردند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات مادری و نوزادی برای هر زایمان جمعآوری شد که شامل ناهمگونی وزن، سن بارداری، سن مادر، پاریتی مادر، جنسیت نوزاد، مرگ نوزادی، سپتیسمی نوزادی، روش زایمان، هیپربیلیروبینمی، تعویض خون و مدت بستری در بیمارستان بود.
یافتهها: متوسط سن مادر 78/4±26 سال بود و 8/51% از مادران نولیپار بودند. متوسط سن بارداری 73/2±02/35 هفته بود که 9/15% از این زایمانها قبل از 32 هفته بودند. میزان مرگ نوزادی 8/7% بود و بیشتر در نوزادان پسر و مادران چندزا رخ داده بود. متوسط زمان بستری در بیمارستان 45/4±07/6 روز بود، که در ناهمگونی وزن≥20% معادل 5/8 روز بود و در نوزادان مادرانی که کمتر از20 سال بودند به 14/9 روز رسید. در اختلاف وزن بین 34-30% سپتیسمی بیش از همه شیوع داشت (3/31%) و هیپربیلیروبینمی در این گروه شیوع 25% داشت که منجر به تعویض خون گردید. در سن مادر کمتر از 20 سال و بالای 35 سال میزان هیپربیلی روبینمی بیشتر بود.
نتیجهگیری: با افزایش ناهمگونی وزن در دوقلوها میزان عوارض پریناتال افزایش مییابد.
الهه امینی، خدیجه دانشجو، مهدی قاسمی،
دوره 65، شماره 5 - ( 5-1386 )
چکیده
هدف این مطالعه، بررسی 17 ساله (فروردین 1368 تا اسفند 1384) آرتریت سپتیک در نوزادان بستری شده در بیمارستانهای امام خمینی و ولیعصر تهران بوده است.
روش بررسی: از مجموع پروندههای بررسی شده، پرونده 59 نوزاد که بر اساس یافتههای بالینی و آزمایشگاهی دارای تشخیص آرتریت سپتیک بودند مطالعه شد. متغیرهای مورد مطالعه عبارت بودند از سن (روز)، جنس، سن حاملگی، وزن هنگام تولد، سابقه بستری قبلی، دمای بدن، مفاصل درگیر، کشت مایع مفصلی و ارگانیسمهای جدا شده از آن، کشت خون، ESR، CRP و شمارش گلبولهای سفید خون محیطی.
یافتهها: از مجموع 59 نوزاد، 39 نوزاد پسر و 20 نوزاد دختر بودند. 8/45% آنها سن 20 تا 28 روز داشتند و 31 مورد (5/52%) 10 تا 20 روزه بودند. 40 (7/67%) نوزاد زودرس بوده و 21 مورد (6/35%) نیز وزن هنگام تولد کمتر از 2500 گرم داشتند. 18 (5/30%) نوزاد سابقه بستری قبلی در بیمارستان داشتند. شایعترین مفاصل درگیر بهترتیب مفصل هیپ 18 مورد (5/30%) و زانو 14 مورد (72/23%) بود. متوسط دمای بدن oC 6/36 و متوسط ESR، mm/h85 بود. CRP در کلیه نوزادان مثبت بود. شمارش گلبولهای سفید محیطی در 23 مورد (39%) بیماران بالاتر از mm3/15000 و در 28 مورد (4/47%) بین mm3/ 15000-10000 بود. کشت خون و کشت مایع مفصلی بهترتیب در 30 (51%) و 54 مورد (5/91%) مثبت بود. ارگانیسمهای جدا شده از مایع مفصلی عبارت بودند از کلبسیلا 29 مورد (54%)، استافیلوکک طلائی 20 مورد (37%) و E.coli پنج مورد (9%).
نتیجهگیری: در نوزادان مشکوک باید معاینه دقیق، پیگیری و اقدامات تشخیصی لازم جهت تشخیص آرتریت سپتیک بهعمل آید.
فریبا زرین کوب، ابوطالب بیگی،
دوره 65، شماره 6 - ( 6-1386 )
چکیده
یرقان یکی از شایعترین مشکلات فراروی اکثریت نوزادان در روزهای اول پس از تولد است. یرقان در 24 ساعت اول پس از تولد همیشه پاتولوژیک است. هدف از این مطالعه بررسی شیوع یرقان در 24 ساعت اول پس از تولد و همچنین ارزیابی عوامل خطر موثر بر آن است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت آیندهنگر و مقطعی انجام شد. در تمام نوزادان مبتلا به زردی در 24 ساعت اول پس از تولد، تعیین گروه خون و Rh، هموگلوبین و هماتوکریت،CBC از نظر مرفولوژی اریتروسیتها و شمارش رتیکولوسیت، فعالیت G6PD، تست کومبس غیر مستقیم مادر و تست کومبس مستقیم نوزاد، بیلیروبین توتال، بیلیروبین کونژوگه و غیر کونژوگه انجام شد. همچنین جنس نوزاد، وزن تولد، ضریب آپگار، سن حاملگی، روش زایمان، ترومای زایمانی ناشی از فورسپس یا وانتوز، سفال هماتوم و خونمردگی جلدی ،نیاز به احیاء، نیاز به NICU، روش تغذیه و از دست دادن غیرطبیعی وزن بررسی شد. سن و پاریتی مادران و سابقه زردی در فرزندان دیگر نیز بررسی شد. بررسی و آنالیز آماری دادهها با استفاده از تستهای One-way ANOVA ، t-test ،و 2χ انجام شد.
یافتهها: 122 نوزاد از 2096 نوزاد متولد شده در طی یکسال در 24 ساعت اول پس از تولد دچار یرقان شدهاند. شیوع زردی در 24 ساعت اول پس از تولد 8/5% بوده است. در این مطالعه شیوع عوامل خطر زردی زودرس نوزاد، به ترتیب عبارتند از ناسازگاری ABO، زودرس بودن عفونت، کاهش فعالیت آنزیم G6PD، سفال هماتوم، آسفیکسی و ناسازگاری Rh ارتباط آماری معنیداری بین سن مادران، تعداد حاملگیهای قبلی و روش زایمان با شیوع زردی مشاهده نشد (05/0p>). همچنین ارتباط آماری مهمی بین جنس نوزادان و شیوع زردی زودرس پیدا نشد (05/0p>). ارتباط آماری معنیداری در رابطه با سابقه وجود یرقان نوزادی در خواهران یا برادران نوزاد مبتلا به زردی پیدا نشد (05/0p>).
نتیجهگیری: یرقان در 24 ساعت اول پس از تولد شایع نبوده، ولی همیشه پاتولوژیک است و معاینه مکرر نوزاد در روز اول تولد و بهویژه قبل از ترخیص را میطلبد، خصوصا اگر گروه خونی مادر O باشد.
صدیقه حنطوش زاده، مامک شریعت، فاطمه عظمتی، فرشته عبدالمطلبی،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
مرگ و میر نوزادان در ایران بر خلاف بهبود عموم شاخصهای بهداشتی، کاهش چندانی نداشته است. زایمان زودرس علت اصلی مرگ و میر نوزادان میباشد که میتواند بهعلل مختلفی ایجاد شود. از میان این عوامل میتوان به عفونتهای سیستمیک مثل سپتی سمی و عفونتهای لوکالیزه دستگاه تناسلی مثل مایکوپلاسما و واژینوز-باکتریال و عفونتهای استرپتوکک گروه B و یا علل غیرعفونی مثل ناهنجاریهای رحمی و همچنین کمبود بعضی از ترکیبات معدنی از جمله منیزیم و کلسیم اشاره کرد. متاسفانه تغذیه در زندگی صنعتی امروزی دستخوش تغییرات نه چندان مطلوبی شده است که میتواند سلامتی مادر و نوزاد را تحت تاثیر قرار دهد از جمله کمبود منیزیم که به وفور در زنان حامله ملاحظه میشود. مطالعات معدودی در رابطه با ارتباط سطح منیزیم با زایمان زودرس انجام شده است. لذا این مطالعه با هدف دستیابی ارتباط سطح سرمی منیزیم و زایمان زودرس طراحی شد.
روش بررسی: در این مطالعه به بررسی سطح منیزیم سرم در 42 خانم مبتلا به زایمان زودرس و مقایسه آن با سطح منیزیم سرم در 42 خانم با حاملگی نرمال در همان سن حاملگی (37-28) پرداختهایم.
یافتهها: سطح منیزیم سرم در بیماران مبتلا به زایمان زودرس بهطور معنیداری از سطح آن در خانمهای حامله نرمال کمتر میباشد.
نتیجهگیری: در خانمهای حامله باید احتمال کمبود منیزیم همواره مد نظر قرار گیرد و اهمیت بیشتری به رژیم غذایی آنان قائل شویم و در صورت وجود کمبود منیزیم از ترکیبات خوراکی و مکمل آن استفاده به عمل آوریم.
ناهید رحیمی فرد، بهرام فتحاله زاده، مرتضی پیرعلی همدانی، زهرا نوری، شهلا سعادتی، مریم زوار، بهناز پیروز، شهناز اصغری، معصومه خضریپور، سحر صابری،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
اسپور باسیلوس سرئوس به صورت گستردهای در طبیعت پراکنده بوده و میتوان آن را از مواد غذایی گوناگونی جدا نمود. این باکتری تولیدکننده انتروتوکسینهای مولد اسهال و تهوع بوده و قادر به ایجاد سندرم اسهال و تهوع میباشد. بررسی وجود این باکتری در شیر خشک نوزادان به لحاظ سن کم مصرفکنندگان و احتمال بیماریزایی آن از اهمیت بسزایی برخوردار میباشد.
روش بررسی: 60 نمونه شیر خشک نوزاد از نظر وجود باسیلوس سرئوس مورد آزمایش قرار گرفت. یک میلیلیتر از رقت 1/0 بر روی چهار پلیت فنل رد آگار دارای مانیتول، زرده تخم مرغ و سولفات پلیمیکسین B کشت داده شد و پلیتها در دمای 30 درجه سلسیوس به مدت 24 ساعت در گرمخانه گذاشته شدند. سپس بر روی کلنیهای مشکوک آزمونهای تاییدی انجام پذیرفت.
یافتهها: از میان 60 نمونه شیر خشک نوزاد، 11 نمونه دارای بیش از cfu/g 10 باسیلوس سرئوس و از این میان چهار نمونه حاوی بیش از cfu/g 102 باسیلوس سرئوس بود. 49 نمونه دیگر دارای کمتر از cfu/g 10 باسیلوس سرئوس بودند.
نتیجهگیری: لازم است حد مجاز باسیلوس سرئوس در شیرخشک به کمتر از cfu/g 10 کاهش یابد. بدین منظور پیشنهاد میگردد از روش ارائه شده در این مقاله و انجام آزمونهای حساسیت به پنیسیلین، همولیز بتا و چگونگی رشد در° c 45 جهت تایید استفاده گردد.
تقی گلمحمدی، محمد انصاری، عبدالرحیم نیک ضمیر، رضا صفری ابهری، سپیده الهی،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
مسمومیت با سرب یکی از مهمترین مشکلات زیستی شهرهای بزرگ جهان است و آثار زیانآور سرب روی اکثر بافتها مطالعه شده ولی روی رشد و وزن جنین در دوران حاملگی کمتر بررسی شده است. هدف این طرح بررسی وجود همبستگی بین غلظت سرب خون مادر، بندناف جنین و شیر مادر و اثر آن بر وزن نوزاد هنگام تولد میباشد.
روش بررسی: مطالعه از نوع بررسی مقطعی (Cross sectional) بود. پس از تکمیل پرسشنامه، پنج میلیلیتر خون از 86 مادر و نوزاد و سه میلیلیتر شیر از مادران منطقه غیرآلوده و 85 نمونه خون مادر و نوزاد و شیر مادر منطقه آلوده جمعآوری و با روش اسپکترومتری جذب اتمی مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: میانگین غلظت سرب خون مادران، نوزادان و شیر مادران در منطقه غیرآلوده به ترتیب: 1/4±6/7، 2/3±9/5 و 5/2±2/4 و در منطقه آلوده به ترتیب 41/8±07/9، 18/5±6/6 و 5/5±8/5 میکروگرم در میلیلیتر و میانگین وزن نوزادان در منطقه غیرآلوده 5/0±2/3 و در منطقه آلوده 4/0±2/3 کیلوگرم بود.
نتیجهگیری: بین میانگین غلظت سرب شیر مادران در دو منطقه غیرآلوده و آلوده تفاوت معنیداری وجود داشت (012/0(p=. با استفاده از آزمون Correlation و t-test، بین میانگین غلظت سرب خون مادران و نوزادان ومیانگین سرب شیر مادران و خون نوزادان در هر دو منطقه ارتباط معنیداری وجود داشت (001/0(p=. وزن نوزادان درهنگام تولد بین پنج تا دو کیلوگرم و بهطور متوسط 5/3 کیلوگرم بود و با مقایسه آن با میانگین وزن نوزادان در منطقه آلوده و غیر آلوده احتمالا" آلودگی سرب برروی وزن نوزادان اثر چندانی ندارد (89/0p=).
لاله اسلامیان، حسین شهسواری،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
با توجه به شیوع نسبتاً بالای حاملگیهای پس از موعد و عوارض آن و مطالعات محدود در ایران این تحقیق با هدف بررسی فراوانی، نحوه برخورد و عواقب حاملگیهای طولانی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به صورت مقطعی در خانمهای باردار بستری در بیمارستان شریعتی تهران در سال 82-1380 صورت گرفت و معیار ورود به مطالعه وجود سن حاملگی بیش از 40 هفته تمام بود. پرسشنامه حاوی متغیرهای مورد بررسی در بایگانی تکمیل و دادهها با استفاده از آزمونهای t، χ2 و Mann whitney U test تحلیل شدند.
یافتهها: در 98 نفر واجد شرایط تحقیق شیوع حاملگیهای پس از موعد و دیررس 3/3% بهدست آمد. موارد postdate بیش از پستترم و میانگین Bishop score برابر 31/4 بود. در 1/87% جواب تستهای بررسی سلامت جنین طبیعی بود. (73/36%)36 مورد تحت آمادهسازی سرویکس با میزوپروستول قرار گرفته بودند که در 50% موفقیتآمیز بود. میانه طول مدت آمادهسازی سرویکس در مولتی پار به نسبت نولی پار به میزان معنیداری کوتاهتر بود (004/0=p، 4در برابر7 ساعت). میزان زایمان طبیعی و سزارین در موارد اینداکشن دردهای زایمانی با اکسیتوسین و آمادهسازی سرویکس با میزوپروستول از نظر آماری تفاوت معنیدار نداشت (9/0=p) میانگین ضریب آپگار، 5/9 و همگی بیش از شش بودند. موردی از هیپوگلیسمی، هیپوکلسمی نوزاد، بستری در NICU و مرگ و میر پریناتال دیده نشد. متوسط روزهای بستری نوزاد (8-1) 84/1 روز بود.
نتیجهگیری: شیوع حاملگیهای پس از موعد 3/3% و یک دلیل عمده آن اشتباه در تعیین سن حاملگی است. با آمادهسازی سرویکس و القاء دردهای زایمانی میتوان از تطویل حاملگی کاست هرچند که تأثیر مثبت آن روی عاقبت نوزادی هنوز مشخص نیست.