19 نتیجه برای نوزادی
قمرتاج خطایی، نادر شاهرخی،
دوره 56، شماره 6 - ( 4-1377 )
چکیده
استرپتوکوک گروه B از مهمترین عوامل بیماریزا در عفونتهای نوزادان، بویژه در هفته های اول تولد در کشورهای پیشرفته بشمار می رود و از هر هزار نوزاد زنده بدنیا آمده، 5-1 مورد گزارش می شود که با مرگ و میر بالا توام است. علت اصلی آلودگی نوزاد، آلوده شدن هنگام عبور از کانال زایمانی است. میزان ناقلان در زنان باردار در جوامع مختلف بین 41-4/6 درصد متغیر است و احتمال آلودگی نوزاد متولد شده از یک مادر ناقل ممکن است به بیش از 50 درصد برسد. با توجه به اهمیت موضوع، کشت نمونه های واژن 191 زن باردار مراجعه کننده به زایشگاههای مختلف وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران که جهت وضع حمل بستری بودند با استفاده از محیط انتخابی مایع، وجود 28 نفر ناقل (14/7%) را در این افراد نشان داد در حالیکه انجام تست CIE و SCA (کانترایمونوالکتروفورز و استافیلوکوکال کوآگلوتیناسیون) بر روی محیط کشت، به ترتیب 11/5 و 18/3% موارد مثبت گردید. از 530 کشت خون انجام شده برای نوزادان مشکوک به سپتی سمی، کلا 73 ارگانیسم جدا شد که سهم GBS در این مطالعه 4 مورد (5/5%) بود. از 181 کشت مایع نخاع، تنها یک مورد (8/3%) استرپتوکوک گروه B جدا شد. از 472 نمونه سرم بررسی شده با تست CIE، پنج مورد مثبت بود که مقایسه آن با نتایج کشت خون نشان می دهد که از 5 جواب، 3 تا مثبت حقیقی و 2 تا مثبت کاذب است. به این ترتیب استفاده از سرم برای تشخیص آنتی ژن بوسیله CIE، دارای 75% حساسیت و 99/2% ویژگی می باشد. نتیجه: گرچه در تعیین میزان کولونیزاسیون GBS در واژن زنان، نحوه جمع آوری نمونه و روش های میکروبیولوژیک مهم است ولی کولونیزاسیون GBS در زنان بسیار متغیر می باشد. در این تحقیق، GBS اهمیت کمتری در سپتی سمی نوزادان دارد معهذا مطالعات بیشتری مورد نیاز است.
لاله اسلامیان، حمیده شجری، رضا هژبرپور،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: تاکی پنه گذرای نوزادیTTN) ) در زایمان طبیعی 1/1%- 57/0% گزارش شده است. به نظر می رسد که این رقم در موارد سزارین افزایش می یابد به همین علت فراوانی تاکی پنه گذرای نوزادی (TTN) متعاقب سزارین در زایمانهای ترم و همچنین ارتباط خطر احتمالی با آن در بیمارستان دکتر شریعتی تعیین شد.
مواد و روشها: در یک تحقیق گذشته نگر با مطالعه 762 مادر و774 نوزاد که به طریقه سزارین زایمان و متولد شده بودند، سن مادر، سن حاملگی، جنس نوزاد، موارد ابتلای مادر به دیابت و آسم و میزان موارد (TTN) مورد بررسی قرار گرفت و ارتباط بین (TTN) و ابتلای مادران به دیابت و آسم توسط آزمونهای آماری کای اسکوئر و دقیق فیشر سنجیده شد.
یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که از 774 نوزاد متولد شده، 11 مورد (4/1%) دارای (TTN) بودند. در بین گروه نوزادان مبتلا به (TTN) و سالم از لحاظ دیابت مادر {8% در برابر 8/1% (014/0 P=و 95/0(CI=} و آسم مادر {30% در برابر 1% (005/0P= و 95/0 CI=)} اختلاف معنی دارآماری وجود داشت.
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج این مطالعه شواهدی فراهم می کند مبنی بر اینکه فراوانی TTN عوامل خطر محسوب می شوند.
محمد ترکمن، شهلا افشارپیمان، زهرا خلیلی متینزاده، سوزان امیر سالاری، زهره کاوه منش، سید ابراهیم هاشمی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده
برای کاهش بیلیروبین سرم در زردی نوزادان روشهای متعددی استفاده می شود که شایعترین آنها فتوتراپی میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان تأثیر مایع درمانی وریدی در کاهش غلظت بیلیروبین در نوزادان ایکتریک تحت فتوتراپی در بیمارستان نجمیه در سال 1381 میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه 80 نوزاد سالم ترم دچار زردی با بیلیروبین بیشتر از dl mg/17 در دو گروه40 نفره قرارگرفتند. در یک گروه، از فتوتراپی و در گروه دیگر از مایع درمانی وریدی همراه با فتوتراپی استفاده شد. دو گروه شاهد و درمان از لحاظ سن نوزاد در زمان بستری، وزن تولد، وزن زمان بستری، میزان هموگلوبین، هماتوکریت و بیلیروبین روز اول با هم مقایسه شدند.
یافتهها: 80 نوزاد (47 پسر و33 دختر) بررسی شدند. میانگین افت بیلیروبین طی 24 ساعت اول و 48 ساعت اول و میانگین مدت زمان لازم برای رسیدن غلظت بیلیروبین سرم به سطح کم خطر(کمتر از mg/dl 15) در دو گروه مورد مطالعه باهم تفاوت معنیداری نداشت. مدت زمان بستری نوزادان نیز در دو گروه با هم اختلاف معنی داری نداشت.
نتیجهگیری: مایع درمانی وریدی تأثیر چشمگیری در سرعت کاهش زردی در نوزادان ندارد و بهتر است به موارد خاص محدود شود. مطالعات چند مرکزی در این خصوص پیشنهاد میشود.
نسرین نیرومند، فاطمه داوری تنها، مهبد کاوه،
دوره 65، شماره 4 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع برخی عوارض پریناتال در دوقلوئی با ناهمگونی وزن بود.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی 490 نوزاد دوقلوئی معادل 245 بارداری دوقلو که در فاصله سالهای 1382-1378 در بیمارستان میرزاکوچکخان زایمان کردند، وارد مطالعه شدند. اطلاعات مادری و نوزادی برای هر زایمان جمعآوری شد که شامل ناهمگونی وزن، سن بارداری، سن مادر، پاریتی مادر، جنسیت نوزاد، مرگ نوزادی، سپتیسمی نوزادی، روش زایمان، هیپربیلیروبینمی، تعویض خون و مدت بستری در بیمارستان بود.
یافتهها: متوسط سن مادر 78/4±26 سال بود و 8/51% از مادران نولیپار بودند. متوسط سن بارداری 73/2±02/35 هفته بود که 9/15% از این زایمانها قبل از 32 هفته بودند. میزان مرگ نوزادی 8/7% بود و بیشتر در نوزادان پسر و مادران چندزا رخ داده بود. متوسط زمان بستری در بیمارستان 45/4±07/6 روز بود، که در ناهمگونی وزن≥20% معادل 5/8 روز بود و در نوزادان مادرانی که کمتر از20 سال بودند به 14/9 روز رسید. در اختلاف وزن بین 34-30% سپتیسمی بیش از همه شیوع داشت (3/31%) و هیپربیلیروبینمی در این گروه شیوع 25% داشت که منجر به تعویض خون گردید. در سن مادر کمتر از 20 سال و بالای 35 سال میزان هیپربیلی روبینمی بیشتر بود.
نتیجهگیری: با افزایش ناهمگونی وزن در دوقلوها میزان عوارض پریناتال افزایش مییابد.
لاله اسلامیان، حسین شهسواری،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده
با توجه به شیوع نسبتاً بالای حاملگیهای پس از موعد و عوارض آن و مطالعات محدود در ایران این تحقیق با هدف بررسی فراوانی، نحوه برخورد و عواقب حاملگیهای طولانی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به صورت مقطعی در خانمهای باردار بستری در بیمارستان شریعتی تهران در سال 82-1380 صورت گرفت و معیار ورود به مطالعه وجود سن حاملگی بیش از 40 هفته تمام بود. پرسشنامه حاوی متغیرهای مورد بررسی در بایگانی تکمیل و دادهها با استفاده از آزمونهای t، χ2 و Mann whitney U test تحلیل شدند.
یافتهها: در 98 نفر واجد شرایط تحقیق شیوع حاملگیهای پس از موعد و دیررس 3/3% بهدست آمد. موارد postdate بیش از پستترم و میانگین Bishop score برابر 31/4 بود. در 1/87% جواب تستهای بررسی سلامت جنین طبیعی بود. (73/36%)36 مورد تحت آمادهسازی سرویکس با میزوپروستول قرار گرفته بودند که در 50% موفقیتآمیز بود. میانه طول مدت آمادهسازی سرویکس در مولتی پار به نسبت نولی پار به میزان معنیداری کوتاهتر بود (004/0=p، 4در برابر7 ساعت). میزان زایمان طبیعی و سزارین در موارد اینداکشن دردهای زایمانی با اکسیتوسین و آمادهسازی سرویکس با میزوپروستول از نظر آماری تفاوت معنیدار نداشت (9/0=p) میانگین ضریب آپگار، 5/9 و همگی بیش از شش بودند. موردی از هیپوگلیسمی، هیپوکلسمی نوزاد، بستری در NICU و مرگ و میر پریناتال دیده نشد. متوسط روزهای بستری نوزاد (8-1) 84/1 روز بود.
نتیجهگیری: شیوع حاملگیهای پس از موعد 3/3% و یک دلیل عمده آن اشتباه در تعیین سن حاملگی است. با آمادهسازی سرویکس و القاء دردهای زایمانی میتوان از تطویل حاملگی کاست هرچند که تأثیر مثبت آن روی عاقبت نوزادی هنوز مشخص نیست.
فاطمه نیری، الهه امینی، مامک شریعت، بابک منصوری،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی سالهای اخیر تغییرات زیادی در نحوه و میزان مراقبت از نوزادان با وزن کمتر از 1000 گرم یا Extremely Low Birth Weight (ELBW) در کشور ما رخ داده است و میزان امید به حیات را در میان این گروه افزایش داده است.
روش بررسی: در طی یک مطالعه آیندهنگر 93 نوزاد یکقلویی را که وزن 1000 گرم و کمتر داشتند و در بیمارستان ولیعصر (عج) در طی چهار سال زنده متولد گردیدند تا موقع ترخیص یا فوت مورد مطالعه قرار دادیم و یکسری اطلاعات نوزاد و مادر ثبت گردید. با استفاده از تستهای آماری مناسب، اطلاعات تجزیه و تحلیل گردید. 05/0p< ملاک معنیداری قرار گرفت.
یافتهها: 93 نوزاد وارد مطالعه گردید. امید حیات در میان آنها 6/36% بود که این میزان با احتساب مرگهای رخ داده در اتاق زایمان و بلافاصله بعد از تولد نیز بود. کمترین وزن تولد 400 گرم، متوسط وزن تولد 48/136±43/850 گرم و کمترین سن حاملگی 23 هفته، متوسط سن حاملگی 77/2±31/28 هفته بود. بیشترین عارضه بعد از تولد RDS با شیوع 89/69% و کمترین عارضه مربوط به انتروکولیت نکروزان آن با شیوع 4/6% بود. 08/44% آنها نسبت به سن حاملگی وزن پایینتر از صدک 10 در منحنی رشد داشتند و 4/48% آنها وزن متناسب با سن حاملگی داشتند.
نتیجهگیری: بهبود کیفیت مراقبت های پرهناتال، کاهش زایمانهای زودرس و نوزادان کموزن، احیاء استاندارد نوزاد در اتاق زایمان، استفاده هرچه بیشتر از استروئید پیش از تولد و در نتیجه کاهش نیاز به رسپیراتور، باعث بهبود پیامد این گروه از نوزادان خواهد شد.
علیرضا اکبرزاده باغبان، سارا جام برسنگ، حمید پزشک، فاطمه نیری،
دوره 70، شماره 5 - ( 5-1391 )
چکیده
زمینه و
هدف: هیپوترمی یکی
از عوامل مهم در بقای نوزادان، بهخصوص در میان نوزادان کم وزن است. ماندگاری
طولانیمدت در وضعیت هیپوترمی منجر به ورم، خونریزی، یرقان و مرگ میشود. از این
جهت پژوهش حاضر تلاشی در جهت بررسی عوامل موثر بر گذار از وضعیت هیپوترمی در
نوزادان است.
روش بررسی: نمونهی
بهکار گرفته شده در این پژوهش شامل 439 نوزاد بستری در بخش NICU
در بیمارستان امام خمینی (ره) شهر تهران بود. در این مطالعه، درجه
حرارت رکتال نوزادان در بدو تولد و سپس در ادامه به فاصلههای 30 دقیقهای، تا
رسیدن به دمای نرمال اندازهگیری شد. در تحلیل دادهها و برآورد نرخ انتقال از
وضعیت هیپوترمی از مدل چند وضعیتی مارکوف (Markov models) با دو متغیر
همراه وزن و دمای محیط تولد استفاده و نرمافزار R برای برازش بهکار گرفته شد.
یافتهها: نرخ انتقال
از وضعیت هیپوترمی شدید به وضعیت خفیف آن 1192/0 در دقیقه و برای انتقال از وضعیت
هیپوترمی خفیف به وضعیت نرمال، 0549/0 در دقیقه برآورد شد. متغیر وزن اثر معنیداری
بر انتقال از وضعیت هیپوترمی به حالت نرمال داشت، فاصله اطمینان 95% (4165/0و 1364/0)،
(001/0P<). دمای محیط تولد نیز اثر معنیداری بر
تغییر وضعیت نوزاد از حالت هیپوترمی به وضعیت نرمال داشت، فاصله اطمینان 95% برای
پارامتر اثر دمای محیط بر نرخ انتقال (4963/0 و 0439/0) و (001/0P<) برآورد شد.
نتیجهگیری: مطالعه
نشان داد، نوزادان با وزن نرمال و متولد شده در دمای بالای °C 28 سریعتر از وضعیت هیپوترمی
منتقل میشوند. چون وزن نوزاد در زمان تولد در اختیار کادر پزشکی نیست، کنترل دمای
محیط تولد میتواند بهبودی را تسریع کند.
نگار سجادیان، حمیده شجری، روزا مفید، رامین جهادی، پیمانه علیزاده طاهری،
دوره 70، شماره 12 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: رابطه فصل تولد با بروز بیماریها شناخته شده و چنین رابطهای ممکن است مربوط به نقش فصل و عوامل محیطی در مراحل اولیه نمو خارج رحمی باشد. تجربه متخصصین نوزادان این است که درجه زردی نوزادان ممکن است به دلیل تغییر در شدت تابش آفتاب که وابسته به تغییر فصل است باشد ولی اطلاعات مبتنی بر شواهد در این زمینه بسیار کم است. بنابراین نقش فصل را در میزان افزایش بیلیروبین در دوره نوزادی مورد بررسی قرار دادیم.
روش بررسی: این یک مطالعه آیندهنگر و کوهورت بود که 629 نوزاد ترم و سالم که در بیمارستان شریعتی متولد شدند به ترتیب وارد مطالعه شدند. سطح بیلیروبین بندناف و سطح آن نزدیک به 48 ساعت بعد از تولد اندازهگیری شد و تفاوت فصلی میزان افزایش بیلیروبین مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میزان افزایش بیلیروبین در فصل بهار mg/dl 4/1±95/3، در فصل تابستان mg/dl 69/1±76/3، در فصل پاییز mg/dl 60/1±51/3 و در فصل زمستان mg/dl 99/1±79/4 بود. میزان بیلیروبین بندناف رابطهای با فصل تولد نداشت. بعد از تصحیح نقش احتمالی سایر متغیرها رابطه فصل تولد با میزان افزایش بیلیروبین قابل ملاحظه بود. میزان افزایش بیلیروبین به طور قابل توجهی در فصل زمستان بیشتر از سایر فصول بود (0001/0P<).
نتیجهگیری: فصل به عنوان یک فاکتور مستقل در ایجاد زردی نوزادی عمل میکند و میزان افزایش بیلیروبین در فصل زمستان از سایر فصول بیشتر است. این مطالعه اطلاعاتی را جهت آگاهی پرستاران و در شناسایی عوامل خطر زردی و پیشگیری از بستری مجدد نوزادان ارایه مینماید.
ابوطالب بیگی، نیما طاهری، حمیدرضا نوروزی،
دوره 71، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: زایمان زودرس بیشترین تأثیر را در شاخص میزان مرگومیر نوزادان دارد. این مطالعه باهدف بررسی شیوع زایمان بسیار زودرس (32-26 هفته)، عوامل خطر و عوارض نوزادی زودرس آن (28 روز اول زندگی یا کمتر) انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه بهروش توصیفی- مقطعی گذشتهنگر انجام شد. از 4393 مورد زایمان در بیمارستان آرش در سال 1388، 59 زایمان و 79 تولد، بسیار زودرس بود که از نظر عوامل خطر مادری، و عوارض نوزادی بررسی شدند.
یافتهها: از 59 زن باردار، 12/27% حاملگی چندقلو و 12/27% پارگی زودرس پردههای جنینی داشتند. در حدود نیمی از نوزادان وزن بسیار پایین تولد، 74 نفر (93/67%) سندرم دیسترس تنفسی و 13 مورد مرگ گزارش شد.
نتیجهگیری: زایمان زودرس یک پدیده چندعلتی است و شناسایی علل خطر و جلب مشارکت مادران باردار و بالابردن آگاهی آنها میتواند در کاهش ابتلا به آن مؤثر باشد.
پیمانه علیزاده طاهری، فریبا بهمنی، مامک شریعت،
دوره 71، شماره 5 - ( 5-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کونژنکتیویت یکیاز عفونتهای شایع دوران نوزادی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی عوامل باکتریال ایجادکننده، الگوی مقاومت و حساسیت آنتیبیوتیکی آنها در نوزادان بستری انجام شد.
روش بررسی: 72 نوزاد مبتلا به کونژنکتیویت در این مطالعه توصیفی بررسی شدند. اطلاعات فردی، سن، جنس، علت بستری، نمونه کشت ترشحات چشم و آنتیبیوگرام، نوع درمان تجربی و نتایج درمان بیماران جمعآوری و ثبت شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویراست 16 مورد آنالیز قرار گرفت.
یافتهها: 44 نوزاد (1/61%) مذکر بودند. میانگین سنی آنها 7/7±6/11 روز بود. 26 نفر (1/36%) کشت مثبت ترشحات چشمی داشتند. شایعترین باکتری، استافیلوکوک اورئوس با شیوع 1/46% (12 مورد) بود و سایر عوامل عبارت بودند از: گونههای استرپتوکوک (23%)، پسودوموناس (3/15%)، اشریشیا کلی (5/11%) و هموفیلوس آنفولانزا (8/3%). بیشترین موارد مقاومت آنتیبیوتیکی بهترتیب مربوط بود به: آمپیسیلین، پنیسیلین، سفکسیم و سفتازیدیم (100%). حساسترین آنتیبیوتیکها وانکومایسین و ایمیپنم (100%) بودند. پاسخ درمانی سولفاستامید و جنتامایسین موضعی حدود 60% بود.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر مقاومت به آمپیسیلین و برخی انواع سفالوسپورینهای نسل سوم 100% و حساسیت به آمینوگلیکوزیدهای موضعی یا سیستمیک بیشاز 50% بود. با توجه به افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی، انجام کشت و آنتیبیوگرام پیش از شروع درمان و مطالعات وسیعتر توصیه میشود.
امیرکمال حردانی، فیروزه نیلی، مامک شریعت، فاطمه السادات نیری، حسین دلیلی،
دوره 72، شماره 10 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: روش جدید نمرهدهی آپگار که روش ترکیبی نامیده میشود، توان ارزیابی دقیقتر و پیشبینی مناسبتر آسفیکسی را داراست. مطالعه حاضر با هدف مقایسه روش نمرهدهی آپگار مرسوم و ترکیبی جهت پیشگویی عوارض نوزادی، بهخصوص در آسفیکسی است.
روش بررسی: این مطالعه آیندهنگر کوهورت در 464 نوزاد زنده متولد شده که به علل مختلف در بیمارستان ولی عصر (عج) دانشگاه علوم پزشکی تهران، طی مدت یک سال از مهر 1391 لغایت مهر 1392 بستری شدهاند، انجام شد. در نوزادان مبتلا به آسفیکسی، ارتباط بین نمره آپگار با دو روش مرسوم و ترکیبی و آسفیکسی معین شده و ارزش دو روش در پیشگویی آسفیکسی مقایسه شد.
یافتهها: در 2200 نوزاد متولد شده، 464 نوزاد مورد مطالعه قرار گرفت که 3/9% آنها آسفیکسی داشتهاند که معادل 2% کل موالید زنده در مدت مطالعه بوده است، در نوزادان آسفیکسی نسبت به غیر مبتلایان بهصورت معناداری عدد آپگار در آسفیکسی پایینتر بوده است و روش ترکیبی نسبت به روش مرسوم حساسیت بیشتری داشته است (حساسیت=97% و ویژگی=69% و 0001/0P=).
نتیجهگیری: در نوزادان مبتلا به آسفیکسی در مقایسه با غیر مبتلایان، روش جدید ترکیبی حساسیت و ویژگی بالاتری در مقابل روش مرسوم نشان میدهد، از اینروی توصیه میشود در ارزیابی سلامت نوزادان، روش نمرهدهی ترکیبی جای روش مرسوم بهکار رود تا تصمیمگیری بهتری اتخاذ گردد.
علیرضا عبدالهی، زهره سادات روضاتی،
دوره 73، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تا پیش از شروع برنامههای غربالگری، تشخیص زود هنگام بیماری کمکاری مادرزادی تیرویید بهدلیل کم و غیراختصاصی بودن علایم و نشانهها در روزهای اول زندگی معمولا با تأخیر صورت انجام میشد. با توجه به تفاوت موجود در محدوده مرجع در نژاد و جمعیتهای مختلف هدف این مطالعه تعیین محدوده طبیعی هورمونهای تیروییدی مورد استفاده در غربالگری نوزادان در ایران بود.
روش بررسی: طی یک مطالعه توصیفی- مقطعی (فروردین 1392 تا اسفند 1393 در مجتمع بیمارستانی امامخمینی (ره) شهر تهران) سطح هورمونهای TSH, FT4, T4تمام نوزادان متولد شده در زمان انجام طرح در بیمارستان ولیعصر (عج) که طی یک بارداری طبیعی و بدون عارضه و با آپگار دقیقه اول بالای هفت به دنیا آمده بودند، مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: تعداد 249 نوزاد دختر و پسر، 35 نوزاد در محدوده سنی 4-0 روزه (1/14%)، 102 نوزاد در محدوده سنی 7-5 روز (41%) و 112 نوزاد در محدوده سنی 30-7 روز [45%] مورد بررسی قرار گرفتند.
میانگین مقادیر TSH و T4 وFT4 در نوزادان 30-0 روز به ترتیب µU/ml 35/5 و µg/dl 77/10 و ng/dl 33/1 بود و محدوده 95% مرکزی مقادیر به دست آمده برای TSH، µU/ml 01/6-76/4، برای T4، µg/dl 17/11-36/10 و برای FT4، ng/dl 37/1-29/1 به دست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به تفاوت موجود محدوده مرجع در نژاد، جمعیت و مناطق جغرافیایی مختلف لازم است در کشور ایران هم این محدوده جهت غربالگری تعیین شود. بر اساس نتایج مطالعه حاضر میبایست Cut-off های پایینتری نسبت به کشورهای غربی برای TSH در برنامههای غربالگری هیپوتیروییدی مادرزادی در نظر گرفت که این امر باعث پیشرفت در تشخیص موارد خفیفتر بیماری و جلوگیری از ایجاد عوارض آن میشود.
روشن نیکبخت، مهوش زرگر، زینب برکتی، راضیه محمد جعفری، ناهید شهبازیان، مژگان براتی،
دوره 73، شماره 11 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلیکسیتیک (PCOS) از رایجترین اختلالات آندوکرین در زنان سنین باروری و از علل عمده ناباروی میباشد. خطر مهمترین پاتولوژیهای بارداری مانند دیابت حاملگی، فشارخون ناشی از بارداری، پرهکلامپسی و نوزادان کوچک نسبت به سن بارداری نیز در بیماران مبتلا به سندرم پلیکیستیک بالاتر میباشد. هدف از این مطالعه بررسی پیامدهای ناگوار حاملگی و نوزادی در زنان دچار سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی 205 خانم باردار دچار عارضه سندرم تخمدان پلیکیستیک مراجعهکننده به بیمارستان امامخمینی (ره) اهواز، از مهر 1392 تا مهر 1393 انجام گردید. معیارهای ورود، عارضه PCOS و سن حاملگی بالای 20 هفته بودند. متغیرهای بالینی شامل پرفشاری خون، دیابت حاملگی، دیابت آشکار، هایپرلیپیدمی و پره اکلامپسی و عوارض نوزادی نیز ثبت شدند.
یافتهها: میزان بروز اختلالات فشارخون در 44 (5/%21) بیمار و کمترین مورد در بین اختلالات فشارخون اکلامپسی تنها در 2 (%1) بیمار و بیشترین نوع مربوط به فشارخون بارداری در 18 (8/%8) بیمار، میزان دیابت حاملگی در 29 (%14) مورد و دیابت آشکار در 22 (%11) بیمار مشاهده شد.
نتیجهگیری: در نهایت میتوان نتیجه گرفت زنان باردار دچار PCOS در معرض خطر بیشتری برای عوارض ناگوار حاملگی و نوزادی میباشند.
محمدعلی حیدرنیا، علیرضا ابدی، محمد اسماعیل مطلق، محمد حیدرزاده، عباس حبیبالهی، فریما راجی،
دوره 74، شماره 7 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تامین سلامت کودکان و نوزادان باید از اولین و مهمترین وظایف هر دولتی باشد. امروزه کشورهای جهان بهترتیب سیر نزولی مرگومیر این گروه طبقهبندی میشوند. طبقهبندی و بررسی علل مرگ نوزادی هسته اصلی برنامهریزی و سیاستگذاری سلامت یک کشور برای افزایش بقای نوزادان است. این مطالعه با هدف طبقهبندی علل مرگ نوزادان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه با استفاده از 11693 مرگ نوزادی (از سن بارداری 22 هفته تا مرگ 30 روزگی) بیمارستانی ایران، ثبت شده در سامانه ثبت مرگ پریناتال وزارت بهداشت، درمان، آموزش پزشکی در سال 1391 انجام شد. ویژگیهای دموگرافیک، برخی فاکتورهای مرتبط با نوزادان فوتشده استخراج و علل مرگها بر اساس سیستم کدبندی بینالمللی بیماریها تقسیمبندی شد.
یافتهها: شایعترین علت مرگومیر نوزادی، مربوط به گروه "اختلالات حول و حوش تولد" (92/%77) بود که بیشترین شیوع در این گروه مربوط به "علل مرتبط با طول بارداری" (7/%37) بود. مرگ بر اثر "اختلالات مادرزادی، کروموزومی و ناهنجاریها" در 82/20% و بر اثر "حوادث و سوانح" در 26/1% موارد ثبت گردید. بیشترین علت مرگ در نوزادان بالای g 1000 نیز "اختلالات حول و حوش تولد" با فراوانی نسبی 29/71% بود.
نتیجهگیری: بر اساس پژوهش کنونی علل پیرامون تولد بهویژه "علل مرتبط با طول بارداری" اصلیترین علت مرگومیر نوزادان ایران را تشکیل میدهند. مرگ بر اثر "اختلالات مادرزادی، کروموزومی و ناهنجاریها" از علل دیگر مرگ هستند.
پروانه صادقی مقدم، الهام فراست، حسین حیدری، زهرا موحدی، محمد آقاعلی،
دوره 77، شماره 2 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش تعداد نوزادان نارس در کشور، نگرانیهایی در مورد عوارض مختص این گروه از نوزادان به وجود آمده است. از اینرو این پژوهش در جهت ارزیابی اثربخشی فلوکونازول وریدی بر میزان ابتلا به عفونت قارچی و دیگر عوارض مرتبط در نوزادان نارس زیر g ۱۲۰۰ بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان انجام شد.
روش بررسی: مطالعه به روش کارآزمایی میدانی انجام شد. مداخله شامل تزریق وریدی فلوکونازول در نوزادان با وزن تولد کمتر از g ۱۲۰۰ بستری در بیمارستان ایزدی قم بود. مداخله از تاریخ شهریور ۱۳۹۵ در تمام جمعیت مورد مطالعه انجام شده است. گروه کنترل بهصورت گذشتهنگر و از نوزادان بستری در بیمارستان ایزدی قم که پیش از شروع مداخله بستری بودند گرفته شد. پیامدهای مورد نظر (مانند نیاز به تزریق آمفوتریسین، مرگ، سپسیس و مدت زمان بستری) بین دو گروه با کنترل متغیرهای زمینهای مقایسه شد.
یافتهها: پس از انجام مداخله از بین پیامدهای مورد بررسی، ابتلا به عفونت قارچی (از ۶۵ به ۴۸/۳%) و نیاز به تزریق آمفوتریسین (از ۲۷/۱ به ۵%) بهطور معناداری کاهش پیدا کرد. میزان مرگ نیز پس از انجام مداخله از ۴۰ به ۲۸/۳% کاهش پیدا کرد اما این کاهش از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد تجویز فلوکونازول وریدی میتواند باعث کاهش عفونت در نوزادان با وزن کمتر از g ۱۲۰۰ بستری در بخش مراقبتهای ویژه شود، ولی این مطالعه نتوانست تاثیر فلوکونازول بر کاهش مرگ، پنوموتوراکس، آپنه و نیاز به حمایت تنفسی را نشان دهد.
راضیه سنگسری، مریم سعیدی، ملیحه کدیور، مهسا نیکنام،
دوره 78، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط سطح منیزیوم سرمی و شدت ایکتر انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی نوزادانی که در بازهی زمانی دو ساله، مهر 1395 تا 1397 در بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران بهدلیل زردی نوزادی بستری شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. نوزادان با بیلیروبین mg/dl 20-16 در دستهی هایپربیلیروبینمی متوسط و بیشتر یا مساوی mg/dl 20 در دستهی هایپربیلیروبینمی شدید تقسیم شدند. مقدار منیزیوم سرمی و عوارض کلینیکی هایپربیلیروبینمی در این نوزادان ثبت شد.
یافتهها: تعداد 100 بیمار مورد ارزیابی قرار گرفتند. میانگین سطح سرمی منیزیم در این بیماران mg/dl 32/2 بود. این مقدار در نوزادان دچار تشنج (038/0P=)، تب (048/0P=) و انسفالوپاتی مزمن (003/0P=) بهصورت معناداری بیشتر بود. میانگین سطح سرمی منیزیم بهصورت چشمگیری در هایپربیلیروبینمی شدید بیشتر از متوسط بود (001/0>P). منیزیم سرم در عوارض انسفالوپاتی مزمن (007/0P=)، فیستینگ (001/0P=)، رتروکولی (001/0P=)، هاپیرتونی (004/0P=)، هایپوتونی (001/0P=) و تشنج (030/0P=) بهصورت چشمگیری متفاوت بود. سطح سرمی منیزیم با بیلیروبین توتال همبستگی مثبتی داشت (443/0r=، 001/0P>) و با احتمال وقوع انسفالوپاتی مزمن ارتباط داشت (15/4OR: ،040/0P=) و منیزیم بالای 15/2 میتواند با حساسیت 100%، ویژگی 8/47%، ارزش اخباری منفی 100% و ارزش اخباری مثبت 3/14% پیشبینیکنندهی انسفالوپاتی مزمن باشد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که سطح سرمی منیزیم بهصورت معناداری با سطح سرمی بیلیروبین توتال سرم و شدت هایپربیلیروبینمی مرتبط است و میتواند احتمال وقوع انسفالوپاتی مزمن را پیشبینی کند.
ریحانه پیرجانی، علی اکبری ساری، محبوبه شیرازی، امین نخستین انصاری، مریم ربیعی، آمنه عبیری،
دوره 80، شماره 3 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: استرپتوکک گروه بتا (GBS: Group B Streptococcus) کوکسی گرم مثبت میباشد که در رکتوواژینال کلونیزه میشود. حدود 3/%31-6/4 زنان سنین باروری حامل عفونت GBS میباشند. GBS یک فاکتور خطر برای عفونتهای متعاقب در زنان حامله میباشد، که در 2%-1 موارد منجر به عفونت مهاجم نوزادی میشود. در بیشتر کشورهای دنیا، درمان بر طبق پروتکل CDC (Centers for Disease Control and Prevention) و براساس نتایج کشت انجام میشود. درایران درمان براساس ریسک فاکتورها انجام میشود. بنابراین بر آن شدیم تا در مطالعهای نتایج بهدست آمده از درمان براساس فاکتورهای خطر و براساس نتایج کشت و دیگر عوارض مادری و نوزادی را در این دو گروه با یکدیگر مقایسه کنیم.
روش بررسی: مطالعه مورد-شاهدی است. مطالعه در بیمارستان آرش از فروردین سال 1397 تا پایان اسفند سال 1398 به انجام رسیده است. در گروه مورد، نمونههای ترشحات رکتوواژینال از 98 زن باردار 37-35 هفته، برای کشت ارسال و درمان براساس نتیجه کشت، انجام شد. نمونههای شاهد 200 مادر باردار هستند که براساس فاکتور خطر تحت درمان قرار گرفتند. دو گروه از نظر پیامدهای حاملگی مقایسه شدند.
یافتهها: از 98 فرد مورد برررسی، 24 نفر (5/24%) کشت مثبت رکتوواژینال داشتند. افراد کشت مثبتی که تحت درمان آنتیبیوتیکی قرار گرفتند، تفاوت معناداری از نظر پیامدهای حاملگی در مقایسه با گروه شاهد نداشتند.
نتیجهگیری: در افراد با سابقه ترشحات واژینال، بهطور معناداری شیوع کلونیزاسیون GBS بالاتر بود. بهدلیل تعداد کم مطالعات صورت گرفته در ایران، توصیه میگردد مطالعات با حجم نمونه بیشتر انجام شود تا بتوان پروتکل مناسبتری به لحاظ اثربخشی و اقتصادی تبیین نمود.
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ختنه نوزادی یکی از شایعترین اعمال جراحی در جهان است که بهدلایل فرهنگی، مذهبی و بهداشتی انجام میشود. دو روش اصلی برای ختنه نوزادی شامل روش جراحی کلاسیک (با استفاده از کلامپهایی مانند گومکو یا موگن) و روش رینگ پلاستیکی (مانند Plastibell) است. این مطالعه مروری سیستماتیک و متاآنالیز با هدف مقایسه مزایا و عوارض این دو روش در نوزادان انجام شد.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar برای مقالات منتشرشده بین سالهای 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که مزایا و عوارض روش جراحی کلاسیک و رینگ پلاستیکی را در نوزادان مقایسه کرده بودند، وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از مدل اثرات تصادفی متاآنالیز شده و نسبت خطر (RR) و فاصله اطمینان 95% محاسبه شد.
یافتهها: از مجموع 12 مطالعه واردشده (شامل 5342 نوزاد)، روش رینگ پلاستیکی با کاهش معنادار در خونریزی (45/0RR:، 64/0-32/0CI:95%) و زمان بهبودی (میانگین تفاوت: 3/2- روز، 1/3-CI:95% تا 5/1-) نسبت به روش جراحی کلاسیک همراه بود. با این حال، خطر چسبندگی پوست (32/1RR:، 66/1-05/1CI:95%) در روش رینگ پلاستیکی بالاتر گزارش شد. عوارض جدی مانند آسیب به مجرای ادراری در هر دو روش نادر بود (کمتر از 2/0%).
نتیجهگیری: روش رینگ پلاستیکی بهدلیل سهولت انجام، کاهش خونریزی و زمان بهبودی سریعتر، گزینهای مناسب برای ختنه نوزادی است. با این حال، مراقبتهای پس از عمل برای کاهش خطر چسبندگی پوست ضروری است. انتخاب روش باید باتوجه به مهارت اپراتور و ترجیحات والدین انجام شود.
رضا سعیدی، محبوبه غلامی،
دوره 83، شماره 6 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، حدود 10% از زنان باردار در جهان حداقل یک نوع ماده مخدر یا محرک را در دوران بارداری مصرف میکنند. سوءمصرف مواد در دوران بارداری یکی از معضلات مهم سلامت عمومی است که میتواند پیامدهای جدی برای مادر و جنین به همراه داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین میزان بروز سوءمصرف مواد و شایعترین مواد مصرفی از جمله تریاک، هروئین، شیشه، کریستال، متادون، آمفتامین و متآمفتامین در مادران باردار ایرانی از سال 2000 تا 2024 با استفاده از مرور سیستماتیک و متاآنالیز است.
روش بررسی: جستجوی سیستماتیک در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، SID و Iranmedex برای مقالات منتشر شده بین سالهای 2000 تا 2024 انجام شد. مطالعاتی که به بررسی شیوع سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی پرداخته بودند، وارد متاآنالیز شدند. دادهها با استفاده از مدل اثرات تصادفی تحلیل شدند.
یافتهها: از مجموع 127 مقاله شناسایی شده، 22 مطالعه با معیارهای ورود مطابقت داشتند. میزان کلی بروز سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی 3/3% (5/4-4/2 :95%CI) برآورد شد. شایعترین مواد مصرفی بهترتیب شامل تریاک (7/1%)، سیگار (3/1%)، متادون (5/0%)، هروئین (3/0%)، شیشه/کریستال (2/0%)، آمفتامین و متآمفتامین (1/0%)، حشیش (4/0%) و الکل (2/0%) بودند. روند بروز سوءمصرف مواد در دو دهه اخیر افزایشی بوده است.
نتیجهگیری: باتوجه به شیوع قابلتوجه سوءمصرف مواد در زنان باردار ایرانی و پیامدهای جدی آن، لازم است برنامههای پیشگیرانه، غربالگری و درمانی هدفمند برای این گروه جمعیتی طراحی و اجرا شود. همچنین، کاهش انگ اجتماعی و افزایش دسترسی به خدمات درمان اعتیاد برای زنان باردار باید در اولویت سیاستگذاران سلامت قرار گیرد.