جستجو در مقالات منتشر شده


37 نتیجه برای ویتامین

رعنا غزنوی، مهری کدخدایی، حسین خواستار، مریم زحمتکش،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: در مطالعات اخیر سازوکارهای متعددی برای نفروتوکسیسیتی جنتامایسین ذکر شده است. از آنجایی که برخی مطالعات متابولیت‌های فعال اکسیژن را در سمیت کلیوی ناشی از جنتامایسین دخیل دانسته‌اند، لذا در این مطالعه اثر تجویز ویتامین‌های آنتی‌اکسیدان در کلیه ایزوله In situ موش صحرایی بر نفروتوکسیسیتی جنتامایسین مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: موش‌های صحرایی در 5 گروه 7 تایی قرار گرفتند: 1) گروه کنترل که کلیه‌ها با محلول تیرود پرفیوزه شدند. 2) گروه جنتامایسین که دوز mg/L200 آن به محلول تیرود اضافه شد. در گروه‌های بعدی نیز جنتامایسین با دوز ذکر شده به محلول تیرود اضافه گردید. 3) گروه ویتامین C که دوز mg/L100 آن به محلول تیرود اضافه شد و به مدت 3 روز نیز با غلظت mg/L200 به آب آشامیدنی موش‌ها اضافه گردید. 4) گروه ویتامین E که 12 ساعت قبل از انجام آزمایش با دوز g BW100/mg100 به موش‌ها تزریق گردید. 5) گروه ویتامین E + C که ویتامین‌ها به طور توأم مورد استفاده قرار گرفتند. نفروتوکسیسیتی ناشی از جنتامایسین توسط افزایش فعالیت آنزیم N-استیل بتا D-گلوکزآمینیداز(NAG) در ادرار و وضعیت آنتی‌اکسیدانی بافت توسط تغییرات غلظت سوپراکسید دسموتاز (SOD) در بافت کلیه نسبت به گروه کنترل مشخص گردید. همچنین بررسی بافت‌شناسی با میکروسکوپ نوری بر روی مقاطع بافتی کلیه‌ها انجام شد.
یافته‌ها: مصرف ویتامین C موجب مهار افزایش فعالیت آنزیم ادراری ذکر شده در دقایق 60 و 75 پرفیوژن گردید، اما در SOD نسبت به گروه جنتامایسین تغییری ایجاد نکرد. تزریق ویتامین E موجب کاهش آزادسازی NAG به ادرار گردید، اما در غلظت SOD نسبت به گروه جنتامایسین تغییری مشاهده نگردید. مصرف توأم ویتامین E وC موجب ممانعت بیشتری از رهایش آنزیم ادراری شده و همچنین موجب مهار کاهش غلظت SOD ناشی از جنتامایسین گردید. همچنین بررسی‌های بافت‌شناسی اثرات مفید ویتامین‌ها را تأیید نمود.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه مصرف ویتامین E و C موجب کاهش سمیت کلیوی ناشی از مصرف جنتامایسین شده و تجویز توأم آنها کاهش بیشتری در سمیت کلیوی این دارو ایجاد می‌کند.


مریم السادات فروید، فریدون سیاسی، محمود جلالی،
دوره 64، شماره 10 - ( 7-1385 )
چکیده

مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثرات مکملهای ویتامینهای C و E‌ و مینرالهای منیزیم و روی بر کنترل گلیسمی و مقاومت به انسولین در افراد دیابتی نوع II انجام گردید.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور در 69 بیمار دیابتی نوع II تحت درمان با رژیم غذایی و یا قرصهای کاهنده قند خون انجام شد. افراد بطور تصادفی به چهار گروه مینرال (16=n): دریافت روزانه 200 میلی گرم منیزیم (MgO) و 30 میلی‌گرم روی (ZnSO4)، گروه ویتامین (18=n): دریافت روزانه 200 میلی گرم ویتامین C و 150 میلی‌گرم ویتامین E، گروه توام ویتامین و مینرال (17=n): دریافت روزانه دو کپسول حاوی ترکیب هر دو مکمل ویتامینی و مینرالی و گروه شاهد (18=n): دریافت دارونما تقسیم گردیدند. کلیه افراد به مدت سه ماه مکمل‌ها را دریافت کرده و در شروع و پس از سه ماه مداخله، میزان قند خون ناشتا، فروکتوزآمین، HbA1c، انسولین سرم و مقاومت به انسولین انداره‌گیری شد.
یافته‌ها: تغییر معنی‌داری در نمایه‌های آنتروپومتریک، مواد غذایی دریافتی از رژیم غذایی و داروهای مصرفی افراد طی مطالعه ملاحظه نشد. کاهش معنی‌داری در میزان قند خون ناشتا در گروه توام ویتامین و مینرال مشاهده گردید (46±165 در مقابل 41±177 میلی‌گرم درصد، 035/0=p). تغییر معنی‌داری در فروکتوزآمین، HbA1c، انسولین سرم و مقاومت به انسولین در هیچ یک از گروه های چهارگانه مورد بررسی مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: نقش دریافت مکمل توام ویتامینها و مینرالها در کنترل گلیسمی و مقاومت به انسولین مشخص نیست و به تحقیقات بیشتر در این زمینه نیاز است.


منان حاجی محمودی، نفیسه صادقی، ملوک حاجی بابایی، بهروز جنت، احمد رضا جمشیدی، مهران میراب زاده اردکانی،
دوره 65، شماره 1 - ( 12-1386 )
چکیده

استئوپروز با کاهش توده‌استخوانی و افزایش شکستگی استخوان همراه است و از بیماریهای رایج در کشور ماست. تاکنون در رابطه با این بیماری بر نقش کلسیم و ویتامین D توجه شده و در همین راستا، رژیم‌درمانی یا دارو‌درمانی صورت می‌پذیرفت. اما آنچه اخیراً توجه محققین را جلب نموده، تاثیر آنتی‌اکسیدانها بر روی این بیماری می‌باشد. در‌این رابطه مطالعات دقیق انسانی بسیار کمرنگ بوده و اکثر مطالعات، اثر درمانی مفید آنتی‌اکسیدانها را در حفظ سلامت استخوانها در حیوانات مشخص کرده‌اند.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت بررسی مورد- شاهدی (Case-Control) صورت پذیرفت و با گزینش 140 نفر از افراد مراجعه‌کننده به بخش سنجش تراکم استخوان کلینیک جامی در تهران، نمونه خون ناشتای این افراد گرفته و در دمای 70- درجه سانتی‌گراد نگهداری شد. در ادامه ضمن راه‌اندازی سیستم سنجش غلظت ویتامین E توسط دستگاه HPLC، غلظت پلاسمایی ویتامین E در بیماران درگیر با استئوپروز اندازه‌گیری و با گروه کنترل مقایسه گردید.
یافته‌ها: با بررسی داده‌های موجود، مشخص شد غلظت پلاسمایی ویتامین E میان دو گروه کنترل و بیمار تفاوت معنی‌داری ندارد، درحالیکه ارتباط خطی (Linear Regression) بین نمایه Tscore فمور و غلظت پلاسمایی ویتامین E پس از حذف عوامل مداخله‌گر، به‌صورت معنی‌دار به‌دست آمد.
نتیجه‌گیری: روند کاهشی تراکم استخوان فمور هنگام بیماری استئوپروز، با کاهش غلظت آنتی‌اکسیدان ویتامین E، تسریع می‌گردد.


نسیم آزادی بخش، راهبه شاکر حسینی، شهناز اتابک، نوید ناطقیان، بنفشه گلستان، آناهیتا هوشیارراد،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده

میزان شیوع هیپرهوموسیستئینمی در بیماران همودیالیزی بالاتر از کل جمعیت است. هدف از این مطالعه بررسی اثر مکمل یاری با دوز بالای اسیدفولیک، با و بدون ویتامین 12B بر وضعیت هوموسیستئین در بیماران همودیالیزی در بیمارستان امام حسین (ع) تهران است.

روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی 36 بیمار همودیالیزی که حداقل از سه ماه قبل مکمل اسید فولیک با دوز mg/d 5 دریافت می‌کردند انتخاب شدند. این بیماران به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شده و به مدت دو ماه، در گروه اول، mg/d 5 اسید فولیک همراه با دارونمای ویتامین 12B، در گروه دوم، همین مقدار اسید فولیک را همراه با mg/d 1 ویتامین 12B خوراکی، در گروه سوم، mg/d 15 اسید فولیک همراه با دارونمای ویتامین 12B و در گروه چهارم، همین مقدار اسید فولیک را همراه با mg/d 1 ویتامین 12B خوراکی دریافت کردند. سطح هوموسیستئین تام پلاسما و اسید فولیک و ویتامین 12B سرم در آغاز و پایان مطالعه اندازه‌گیری شد. میزان دریافت‌های غذایی بیماران نیز در طول مطالعه، ارزیابی شد.

یافته‌ها: از بیماران همودیالیزی مورد مطالعه که تحت مکمل یاری مداوم با اسید فولیک بوده‌اند، قبل از شروع مداخله، 8/27% در محدوده طبیعی tHcy و 2/72% در محدوده هیپرهوموسیستئینمی قرار داشتند. پس از پایان مداخله، سطح tHcy پلاسما در گروه اول، 35/1% افزایش و در گروه دوم، سوم و چهارم به ترتیب 99/6، 54/14 و 09/30 درصد کاهش یافت. تغییرات سطح tHcy پلاسما و ویتامین 12B سرم، فقط در گروه چهارم معنی‌دار بود و تغییرات سطح اسیدفولیک سرم، در هیچ یک از گروه‌ها معنی‌دار نبود.

نتیجه‌گیری: بهترین استراتژی درمانی برای مواجهه با هیپرهوموسیستئینمی در بیماران همودیالیزی، مکمل یاری با دوز mg/d 15 اسیدفولیک همراه با دوز mg/d 1 ویتامین 12B خوراکی است.


سعید چنگیزی آشتیانی، سید مصطفی شید موسوی، سامان حسینخانی، مهدی شیرازی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده

زمینه ‌و‌ هدف: نفروپاتی انسدادی همراه با اختلالاتی در وضعیت متابولیسم و تعادل اکسیداتیو در کلیه می‌باشد. استرس اکسیداتیو یک نقش کلیدی در روند پاتوفیزیولوژی بیماری‌های کلیوی دارند. این مطالعه جهت بررسی اثرات ویتامین E، به‌عنوان یک آنتی‌اکسیدان قوی، بر روی استرس اکسیداتیو و اختلال متابولیسمی ناشی‌از انسداد یک‌طرفه میزنای 24UUO ساعته صورت پذیرفت.

روش ‌بررسی: در رت‌های نر اسپراگ- دالی بیهوش شده (n=10 در هر گروه)، میزنای چپ تحت جراحی استریل مسدود گردید. در گروه NS+UUO، نرمال سالین و در گروه‌های Vit E+UUO و OO+UUO به‌ترتیب دی آلفا توکوفرول (mg/kg50)، فعال‌ترین فرم ویتامین E، و حامل آن (روغن زیتون) قبل و بعد از القاء UUO به‌صورت داخل صفاقی تزریق شدند. گروه‌های کنترل و شاهد نیز وجود داشتند. بعد از 24 ساعت از القاء UUO، هر دو کلیه خارج و در 80C- ذخیره شدند. برای تعیین وضعیت متابولیسم، سطوح ATP و ADP، و برای ارزیابی وضعیت اکسیداتیو، سطوح مالون دی آلدئید (MDA) و قدرت احیاء‌کنندگی آهن سه ظرفیتی (FRAP) کلیه‌ها بررسی گردیدند. 

یافته‌ها: مقایسه بین گروه‌های شاهد، NS+UUO و OO+UUO نشان داد که 24 ساعت UUO سبب افزایش MDA p<0/001 و ADP p<0/05، اما کاهش FRAP، ATP و نسبت ATP/ADP در کلیه انسدادی شد (همگی 001/0). در گروه VitE+UUO، MDA و FRAP برابر با مقادیر گروه شاهد شدند، در حالی‌که سطوح ATP، ADP و نسبت ATP/ADP هیچ‌تفاوتی را با گروه OO+UUO در کلیه انسدادی نشان ندادند. 

نتیجه‌گیری: انسداد یک‌طرفه میزنای 24‌ساعته سبب کاهش متابولیسم اکسیداتیو و افزایش گونه‌های‌فعال اکسیژن می‌گردد و کاربرد ویتامین E اگرچه به‌طور قابل ‌توجهی استرس اکسیداتیو را بهبود بخشید، اما هیچگونه اثری‌را روی متابولیسم هوازی مختل شده در پی نداشت.


فاطمه داوری تنها، فاطمه خان محمدی، مامک شریعت، مهبد کاوه، نسرین نیرومند،
دوره 67، شماره 5 - ( 5-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: هموسیستیین بالا یک عامل خطر شناخته‌شده برای بیماری‌های قلبی- عروقی و پره‌اکلامپسی، سقط مکرر و دیابت تیپ 1 و 2 می‌باشد. هدف این مطالعه تعیین سطح هموسیستیین سرم ارتباط آن با فولات سرم و ویتامین B12 و پروفیل چربی‌ها در خانم‌های مبتلا به دیابت حاملگی و مقایسه آن با خانم‌های حامله طبیعی می‌باشد.
روش بررسی: در این مطالعه از خانم‌های حامله مراجعه‌کننده به درمانگاه پره‌ناتال بیمارستان میرزا کوچک خان در سن حاملگی 28-24 هفته تست تحمل گلوکز خوراکی با 100 گرم گلوکز به‌عمل آوردیم. دو گروه 40 نفره در مطالعه وارد شدند. گروه اول GTT مختل و گروه دوم (گروه شاهد) GTT طبیعی داشتند. در هر دو گروه میزان هموسیستیین، فولات سرم و ویتامین B12 و پروفیل چربی‌ها و HDL, LDL و تری گلیسرید و اسید اوریک اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: سطح هموسیستیین گروه GDM بالاتر از گروه شاهد بود (000/0p=) فولات سرم و ویتامین B12 کمتر از گروه شاهد می‌باشد (01/0p= و 004/0p=). BMI خانم‌های مبتلا به GDM اختلاف معنی‌داری با افراد سالم داشت (0001/0p<). میزان HDL کلسترول افراد دیابتیک کمتر از گروه شاهد بود (006/0p=). میزان تری گلسیرید و کلسترول تام اختلاف معنی‌داری با گروه کنترل نداشت.
نتیجه‌گیری: در دیابت بارداری سطح هموسیستیین بالاتر از زنان طبیعی است. این افزایش سطح به‌نظر می‌رسد در ارتباط با GTT مختل باشد. مطالعات بیشتری برای پی‌گیری این بیماران در دوره پس از زایمان و در دوره‌های بعدی زندگی مورد نیاز است.


علی بیدمشکی‌پور، اباصلت حسین‌زاده کلاگر، مریم قلی‌نژاد چاری، پوریا بی‌پروا،
دوره 67، شماره 12 - ( 12-1388 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: اختلال در عملکرد اسپرم امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل ناباروری در مردان شناخته شد. پلاسمای سمینال دارای یک منبع غنی از آنتی‌اکسیدان‌های آنزیمی و غیر آنزیمی مختلف از قبیل ویتامین C است که از اسپرماتوزوآ در مقابل استرس اکسیداتیو به عنوان یکی از دلایل ناباروری که باعث نقص عملکرد و کاهش کیفیت اسپرم می‌شود، محافظت می‌کنند. هدف این مطالعه بررسی اثر غلظت آنتی‌اکسیدان‌های تام و ویتامین C پلاسمای سمینال بر تحرک اسپرم می‌باشد.

روش بررسی: در این تحقیق که یک مطالعه مورد- شاهدی است، فعالیت آنتی‌اکسیدان‌های تام و سطح ویتامین C پلاسمای سمینال در 64 نمونه سمن شامل 32 مرد سالم به عنوان گروه کنترل و 32 بیمار آستنواسپرمی به عنوان گروه موردی، به ترتیب با روش‌های FRAP و RP-HPLC اندازه‌گیری شدند. پارامترهای اسپرمی مطابق با دستورالعمل WHO آنالیز شدند.

یافته‌ها: نتایج ما نشان داد میانگین سطح آنتی‌اکسیدان‌های تام در پلاسمای سمینال مردان آستنواسپرمی به طور معنی‌داری کمتر از مردان بارور می‌باشد. به‌علاوه، بین تحرک پایین اسپرم و کاهش سطح آنتی‌اکسیدان‌های تام ارتباط مثبتی مشاهده شد. از طرفی، سطح ویتامین C پلاسمای سمینال در مردان آستنواسپرمی از لحاظ آماری پایین‌تر از مردان کنترل بود.

نتیجه‌گیری: بنابراین، با توجه به این نتایج پیشنهاد می‌شود آستنواسپرمی می‌تواند با نقص یا کاهش آنتی‌اکسیدان‌ها مرتبط باشد.


زرین کیهانی دوست، حشمت مویری، ناهید خسروشاهی، رسول ملاطفی،
دوره 68، شماره 10 - ( 10-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: صرع از بیماری‌های شایع اعصاب اطفال است. داروهای ضد تشنج متعددی برای جلوگیری از صرع در اطفال استفاده می‌شود، مصرف این داروها ممکن است عوارضی از جمله اختلال متابولیسم استخوان و ویتامین D داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر داروهای ضد تشنج بر متابولیسم ویتامین D در کودکان مبتلا به صرع می‌باشد.

روش ‌بررسی: مطالعه به روش آینده‌نگر و به‌صورت مقطعی انجام شد. در یک دوره یک ماهه، 89 کودک مبتلا به صرع مراجعه‌کننده به بیمارستان امام‌خمینی و بهرامی، که حداقل شش ماه مصرف داروی ضد تشنج داشته‌اند و فاقد بیماری‌های زمینه‌ای بودند وارد مطالعه شدند. کلسیم، فسفر و آلکالن فسفاتاز سرم و 25- هیدوکسی ویتامین D اندازه‌گیری شدند. اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع دارو، پلی یا مونوتراپی، مقاومت به درمان و مصرف پروفیلاکتیک ویتامین D از پرونده بیماران استخراج شد.

یافته‌ها: تعداد 49 پسر و 40 دختر وارد مطالعه شدند، متوسط سن بیماران 1/2±8/7 سال بود، میانگین مدت تحت درمان نیز 4/0±3/2 سال بود. 70 نفر تحت مونوتراپی و 19 نفر تحت پلی‌تراپی بودند. سطح کلسیم و فسفات سرم بیماران در حد نرمال بود. آلکالن فسفاتاز حدود 43% بیماران افزایش دو برابری و بیشتر را نشان می‌داد. 42% بیماران ما دچار کمبود ویتامین D بودند. 32% بیماران ما تحت درمان پروفیلاکتیک با ویتامین D به میزان 400-200 واحد در روز بودند، میانگین ویتامین D این بیماران ng/ml1/6±7/23 بود که در مقایسه با سایر بیماران ng/ml07/2±2/13 تفاوت معنی‌دار (04/0p=) بود. 

نتیجه‌گیری: اندازه‌گیری دوره‌ای سطح 25- هیدروکسی ویتامین D در کودکان مبتلا به صرع تحت درمان با داروهای ضد تشنج توصیه می‌شود. همچنین با توجه به تفاوت چشمگیر و معنی‌دار، مصرف پروفیلاکتیک ویتامین D در بیماران تحت درمان داروهای ضد تشنج قابل پیشنهاد و بررسی است.


شیما جوادی نیا، ثمیله نوربخش، آناهیتا ایزدی، فهیمه سهیلی‌پور، آذردخت طباطبایی، محمدرضا شکرالهی،
دوره 71، شماره 4 - ( 4-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت دستگاه ادراری از عفونت‌های شایع دهه اول زندگی شیرخواران و کودکان می‌باشد. این بیماران در معرض عوارضی مانند مختل‌شدن رشد، هیپرتانسیون شریانی، پروتیینوری و نارسایی مزمن کلیه می‌باشند. ریزمغذی‌ها، ویتامین‌ها و مواد معدنی مورد نیاز برای متابولیسم کارآمد بدن هستند که وجود آن‌ها برای عملکرد صحیح سیستم‌های مختلف بدن ضروری می‌باشد. در این مطالعه ارتباط بین سطح سرم ویتامین A و D و Zn در کودکان مبتلا به عفونت ادراری و گروه کنترل مقایسه شد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 25 بیمار مبتلا به عفونت ادراری بستری در بخش کودکان بیمارستان‌های رسول اکرم (ص) و بهرامی و هم‌چنین 40 بیمار به‌عنوان گروه کنترل وارد مطالعه شدند. 72% بیماران مذکر و 28% مونث با میانگین سنی 17/2 بودند. میزان ویتامین A و D و Zn سطح سرم در هر دو گروه مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: میزان ویتامین A و D در بیماران در مقایسه با کنترل کم‌تر بود، ولی اختلاف معنی‌داری نداشت (به ترتیب 4/0P= و 9/0P=). میزان Zn در سرم بیماران در مقایسه با کنترل کم‌تر و از نظر آماری معنی‌دار بود (05/0P<).
نتیجه‌گیری: ویتامین A و D می‌تواند در استعداد ابتلا به عفونت ادراری نقش داشته باشند. با در نظر گرفتن تفاوت آن در گروه‌های سنی مختلف بیماران نیاز به بررسی در حجم وسیع‌تر دارد. اما از آن‌جا که کاهش سطح سرمی روی با افزایش استعداد ابتلا به عفونت ادراری همراه بود، شاید تجویز روی در عفونت ادراری مفید باشد.

امیرفرهنگ زندپارسا، پارسا فریادرس، علیرضا استقامتی، ناصر گیلانی لاریمی،
دوره 71، شماره 11 - ( 11-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: هرچند تحقیقات چندی رابطه بین کمبود 25 هیدروکسی ویتامین D3 را با بیماری‌های دیابت تیپ II، سندرم متابولیک و مقاومت به انسولین را نشان داده‌اند ولی در رابطه با تاثیر آن به‌عنوان عامل خطر مستقیم در بیماری‌های قلبی- عروقی اختلاف‌نظر وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی رابطه سطح سرمی ویتامین D3 با شدت گرفتاری عروق کرونر بود. روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی بود که در بخش بیماری‌های قلب و عروق بیمارستان امام خمینی (ره) انجام شد. جمعیت تحت مطالعه شامل 178 بیمار مشکوک به بیماری عروق کرونر، کاندید آنژیوگرافی بودند. شدت درگیری عروق کرونر براساس یافته‌های آنژیوگرافی و بر مبنای امتیاز جنسینی (Gensini score) تعیین گردیده و سطح سرمی ویتامین D3 نیز به‌روش Enzyme-linked immunosorbent assay (ELISA) اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: تعداد 178 بیمار شامل 50 بیمار (1/28%) مونث و 128 بیمار مذکر (9/71%) وارد مطالعه شدند. میانگین سن بیماران 8/11±2/56 سال بود. در 91 بیمار (1/51%) بیماری عروق کرونر وجود داشت (تنگی بیش‌از 50%). میانگین ویتامین D3 سرم در بیماران دچار بیماری عروق کرونر (CAD) برابر با nm/l 35±4/45 و در بیماران فاقد CAD برابر با nm/l 7/43±5/55 بود (047/0P=). میانگین امتیاز جنسینی در کل بیماران 2/21±3/26 و ضریب همبستگی میان سطح سرمی ویتامین D3 با نمره مزبور برابر با 262/0- بود (043/0P=). نتیجه‌گیری: هرچند کمبود ویتامین D3 با وجود بیماری عروق کرونر ارتباط دارد ولی رابطه آن با شدت گرفتاری عروق کرونر از نظر آماری قابل توجه نبود.
محمودرضا سرزعیم، نسیم شایان،
دوره 71، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: فیبریلاسیون دهلیزی شایع‌ترین آریتمی بعد از عمل جراحی قلب است. ویتامین C به‌عنوان یک آنتی‌اکسیدان نقش بسزایی در کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی بعد از عمل دارد. تحقیق حاضر با هدف تجویز ویتامین C به‌عنوان روشی جهت کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی بعد از عمل بای‌پس کرونری انجام شد. روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی موازی دو سوکور، 170 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر که تحت عمل جراحی CABG قرار گرفتند با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد جهت دریافت دارونما یا ویتامین C تقسیم شدند. دو گروه از نظر ویژگی‌های دموگرافیک و بالینی با یک‌دیگر اختلاف معنادار آماری نداشت. گروه مداخله شب قبل از عمل دو گرم ویتامین C وریدی دریافت کردند. این دارو بعد از جراحی با دوز 500 میلی‌گرم، دو بار در روز تا پنج روز ادامه یافت. پس از عمل دو گروه از نظر پیامدهای مهم مطالعه به‌ خصوص بروز آریتمی، مدت زمان بستری در ICU و مدت زمان بستری در بیمارستان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. یافته‌ها: 118 مرد و 52 زن با میانگین سنی (8/9±)1/59 در دو گروه دریافت‌کننده ویتامین C و دارونما (هر یک شامل 85 بیمار) وارد مطالعه شدند. شیوع فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل CABG در گروه ویتامین C، 9/12% و در گروه کنترل 4/29% بود (009/0P=). مدت زمان بستری در ICU در گروه ویتامین C، 4/1±5/2 روز در مقابل 6/1±0/3 روز در گروه شاهد (035/0P=) و مدت زمان بستری در بیمارستان در گروه ویتامین C، 5/1±6/6 روز در مقابل 3/2±2/8 روز در گروه شاهد بود (001/0P<). نتیجه‌گیری ویتامین C درمانی بی‌خطر، ارزان، کم‌عارضه است و به‌خوبی تحمل می‌شود. با توجه به کاهش 44% در میزان بروز AF در گروه ویتامین C پس از عمل CABG، این دارو را می‌توان به‌عنوان پروفیلاکسی جهت پیشگیری از بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل بای‌پس کرونری تجویز نمود.
شیما جوادی‌نیا، ثمیله نوربخش، آناهیتا ایزدی، محمدرضا شکرالهی، رامین عسگریان، آذردخت طباطبایی،
دوره 71، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: شدت عفونت تنفسی توسط عوامل مختلفی از جمله پاتوژن‌ها و واکنش ایمنی میزبان تعیین می‌گردد. ویتامین‌ها و ریز مغذی‌ها نقش بسیار مهمی در حمایت از سیستم دفاعی بدن انسان دارند و هموستاز آن‌ها نقش اساسی در پاسخ به عفونت‌ها دارد. در خاورمیانه و آسیا، فقر غذایی ویتامین‌های A و D در کودکان بسیار شایع می‌باشد. این مشکل به دلیل رژیم غذایی نامناسب و از دست‌رفتن این مواد در دوره‌های عفونت مکرر می‌باشد. روش بررسی: این مطالعه تحلیلی و مقطعی در 65 کودک با سن شش ماه تا پنج سال بستری در بخش‌های کودکان و جراحی بیمارستان‌های رسول اکرم (ص) و بهرامی تهران انجام شد. کلیه نمونه‌ها از لحاظ ابتلا به عفونت حاد تنفسی بر اساس معیارهای WHO ارزیابی شدند و سطوح سرمی ویتامین‌های A و D و هم‌چنین روی سرم به ترتیب با استفاده از روش‌های اتمی، الایزا و اسپکتروفتومتری اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: سطح سرمی ویتامین A در مبتلایان به عفونت حاد تنفسی µg/ml 16/0±27/0 و در کودکان فاقد عفونت µg/ml 2/0±41/0 بود که اختلاف از نظر آماری معنا‌دار نبود (4/0P=). سطح سرمی ویتامین D در مبتلایان به عفونت حاد تنفسی ng/ml 68/34±37/35 و در کودکان فاقد عفونت ng/ml 05/21±78/45 بود که اختلاف از نظر آماری معنا‌دار نبود (1/0P=). سطح سرمی Zn در مبتلایان به عفونت حاد تنفسی µg/dl 34/23±93/87 و در کودکان فاقد عفونت µg/dl 70/23±95/106 بود و اختلاف از نظر آماری معنا‌دار بود (002/0P=). نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های مطالعه حاضر، سطح پایین روی در سرم با ابتلا به عفونت‌‌های تنفسی در کودکان رابطه دارد. ارتباط سطح سرمی ویتامین‌های A و D با ابتلا به این عفونت‌ها نیاز به بررسی بیش‌تری دارد.
مژگان اسدی، فرزانه سعیدی فرد، مصطفی قربانی، خدیجه ادبی،
دوره 73، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین D یک مشکل فراگیر در کشورهای در حال توسعه مانند ایران است. شیوع کمبود ویتامین د از متوسط تا شدید در بین زنان ایرانی به‌ویژه در بین زنان حامله وجود دارد و می‌تواند علت یکسری از مشکلات مانند مسمومیت حاملگی، دیابت حاملگی و زایمان زودرس و سزارین بار اول باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی این نکته بود که آیا نوع زایمان به سطح سرمی ویتامین D مرتبط است و آیا بین زنان با کمبود یا سطح ناکافی آن در شیوع سزارین تفاوتی وجود دارد. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی 186 زن حامله بدون سزارین انتخابی و تکراری که در فاصله‌ی اردیبهشت 1391 تا اردیبهشت 1393برای زایمان به بیمارستان جامع زنان تهران مراجعه کردند به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. شرکت‌کنندگان در دو گروه زنان با زایمان طبیعی و زنان با سزارین قرار گرفته و سطح سرمی ویتامین D در بیماران هر گروه اندازه‌گیری و مقایسه شد. یافته‌ها: یکصد و بیست و هشت زن (8/68%) سزارین و 58 زن (2/32%) زایمان طبیعی داشتند. میانه و دامنه بین چارکی، سطح سرمی ویتامین D در بین زنان سزارین شده در مقایسه با زایمان طبیعی به‌ترتیب ng/ml 64/13 و 47/12 در برابر ng/ml 68/11 و 59/12 بود. اختلاف آماری معناداری در سطح سرمی ویتامین D بین این دو گروه وجود نداشت (72/0P=). افزون بر آن شیوع سزارین در زنانی که کمبود ویتامین D داشتند در مقایسه با زنانی که سطح ناکافی از آن را داشتند، از لحاظ آماری اختلاف معناداری وجود نداشت (8/0P=). نتیجه‌گیری: در این مطالعه، هیچ ارتباطی بین سطح سرمی ویتامین D و نوع زایمان یافت نشد.
زهرا علیزاده، فرزین حلبچی، مستانه رجبیان تابش،
دوره 73، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه چاقی و اضافه وزن مشکل عمده سلامتی در جهان می‌باشد. بر اساس شواهد علمی موجود کاهش سطح ویتامین D در برخی بیماری‌های مزمن مانند دیابت و چاقی گزارش شده است. هدف از مطالعه کنونی بررسی شیوع کمبود ویتامین D در افراد دارای اضافه وزن و چاق و ارتباط آن با برخی از عوامل از جمله سن، جنس، شغل و درصد چربی بدن است. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، افراد مراجعه‌کننده به کلینیک چاقی بیمارستان امام خمینی (ره) در طی یک‌سال (شهریورماه ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۳) بررسی شدند. فراوانی کمبود ویتامین D با سطح سرمی کمتر از ng/ml 30 در میان 107 شرکت‌کننده تعیین شد. یافته‌ها: از میان 107 شرکت‌کننده در 81 نفر (7/75%) کمبود ویتامین D گزارش شد. شیوع کمبود ویتامین D در شرکت‌کنندگان با شاخص توده بدنی 9/29-25، 9/34-30 و بالاتر از kg/m2 35 به‌ترتیب،3/77، 7/83 و 4/69% بود، اما این اختلاف در بین افراد دارای اضافه وزن و چاق معنادار نشد (193/0=P). شیوع کمبود شدید و متوسط ویتامین D در شرکت‌کنندگان به ترتیب 2/25 و 5/50% بود. شیوع کمبود ویتامین D در سنین کمتر از 50 سال، به صورت معناداری شایع‌تر از کمبود آن در افراد بالای 50 سال بود (001/0=P). نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که شیوع کمبود ویتامین D در افراد دارای اضافه وزن و چاق به‌ویژه در افراد کمتر از 50 سال بالاست. پیشگیری و درمان کمبود این ویتامین در برنامه‌های درمانی افراد چاق و دارای اضافه وزن به‌خصوص در بالغین جوان ضروری به نظر می‌رسد.
جلال مولودی، سید‌علی کشاورز، رضا پاکزاد، ناصر صدقی، ترانه صادقی، فواد علیمرادی،
دوره 73، شماره 11 - ( 11-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: به‌تازگی بر نقش التهاب و استرس اکسیداتیو در پاتوفیزیولوژی فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل جراحی قلب تاکید شده است. پژوهش کنونی با هدف تجویز ویتامین C به‌عنوان یک آنتی‌اکسیدان در جهت کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای‌پس کرونری انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور، 290 بیمار که در مرکز قلب و عروق شهید رجایی از فروردین 1392 تا دی 1393 تحت عمل جراحی عروق کرونری قرار گرفته بودند، به‌طور تصادفی به گروه‌های مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله بلافاصله پیش از عمل جراحی در اتاق عمل g 2 ویتامین C به‌صورت داخل وریدی و به‌دنبال آن g 1 دوز خوراکی برای چهار روز پس از عمل دریافت کردند و گروه کنترل پلاسبو دریافت کردند. دو گروه از نظر آریتمی‌های دهلیزی و بطنی پس از عمل، اقامت در بخش مراقبت‌های ویژه و مدت بستری در بیمارستان مقایسه شدند.

یافته‌ها: 113 نفر در گروه مداخله و 177 نفر در گروه کنترل (191 مرد و 99 زن) با میانگین سنی 40/14±40/55 سال در دو گروه قرار گرفتند. بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از عمل در گروه کنترل 55% بود در حالی‌که در گروه مداخله 35% بود (001/0P=). مدت زمان اینتوباسیون در گروه مداخله 91/3±8/11و در گروه کنترل 51/9±14/14 ساعت بود (004/0P=). همچنین میزان تخلیه‌ی درناژ در گروه مداخله کمتر از گروه کنترل بود (003/0P=). بروز فیبریلاسیون بطنی معنادار نبود (159/0P=).

نتیجه‌گیری: مکمل ویتامین C به‌دلیل کاهش فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی عروق کرونری و بهبود شرایط جراحی از جمله کاهش مدت زمان اینتوباسیون، اثرات مفیدی می‌تواند داشته باشد.


مهدی محبی، فاطمه کرمی، محمد حسین مدرسی، سید محمد اکرمی،
دوره 74، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: نقش ویتامین D در ناباروری در مدل موشی فاقد گیرنده VDR کاهش قابل توجه در تعداد اسپرم و تحرک اسپرم مشخص شده است. با توجه به بیان VDR در سیستم تولیدمثلی مردانه انسان، مطالعه حاضر با هدف بررسی همراهی بین واریانت rs2228570 با ناباروری انجام گردید.

روش بررسی: مطالعه به صورت مورد- شاهدی (Case-control) بر روی مردان نابارور آزواسپرمی و الیگواسپرمی مراجعه‌کننده به پژوهشگاه ابن‌سینا تهران بین فروردین 1393 تا اردیبهشت 1394 انجام گرفت. واکنش Polymerase chain reaction-restriction fragment length polymorphism (PCR-RFLP) طراحی و بر روی 100 نمونه نرمال، 100 بیمار آزواسپرمی و 100 بیمار الیگواسپرمی انجام گردید. متغیرهای کمی (مثل سن) و متغیرهای کیفی (مانند فراوانی‌های ژنوتیپی و آللی) بین سه گروه مقایسه شدند.

یافته‌ها: آزمون Chi-square تفاوت معناداری را بین فراوانی ژنوتیپی در بین دو گروه بیمار با گروه کنترل نشان نداد. (آزواسپرم و کنترل 5/0P= و الیگواسپرم و کنترل‌ 09/0P=.) در مقایسه فراوانی ژنوتیپ CC با افراد دارای ژنوتیپ CT و TT (آزواسپرم و کنترل، 48/0P= 77/0OR= الیگواسپرم و کنترل 17/0P= 77/0OR=) و در مقایسه فراوانی ژنوتیپ TT با افراد دارای ژنوتیپ CT و CC (آزواسپرم و کنترل 49/0P= 03/3OR= الیگواسپرم و کنترل 19/0P= 21/7OR=) تفاوت فراوانی این ژنوتیپ‌ها در بین دو گروه معنادار نبوده و شانس ابتلا به بیماری را زیاد نکرده و یا واجد اثر حفاظتی در برابر بیماری نبودند.

نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، ارتباط بین پلی‌مورفیسم مورد نظر با ناباروری معنادار نبوده و بررسی دیگر واریانت‌ها ارتباط با ناباروری را ممکن است نشان دهند.


ملیحه حسن زاده، حسین آیت اللهی، شهناز احمدی، شهرام رحیمی نامقی،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: تومور جفت بارداری (GTN) طیف وسیعی از تومورهای خوش‌خیم و بدخیم را در بر می‌گیرد که از تروفوبلاست جفت انسانی منشأ می‌گیرند. ویتامین D نقش‌های بیولوژیک متعدد و نقش مهمی در اتیولوژی و درمان سرطان‌ها ایفا می‌نماید. با توجه به این که در GTN نیز تغذیه نقش موثری داراست، در این مطالعه مقایسه‌ی سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D [25(OH) vit D] در بیماران مبتلا به تومور جفتی بارداری و زنان باردار طبیعی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه‌ی مورد- شاهدی در بیمارستان قائم (ع) مشهد، از مرداد ماه 1392 تا مهرماه 1394 در 30 بیمار مبتلا به تومور جفتی بارداری و 48 خانم باردار طبیعی سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D گروه با استفاده از روش الایزا اندازه‌گیری شد.

یافته‌ها: از نظر سن دو گروه مشابه بودند (565/0=P). سن حاملگی مورد بررسی نیز در دو گروه اختلاف معناداری نداشت (887/0P=). تشخیص آسیب‌شناسی در 33/83% از بیماران، مول هیداتیدیفورم کامل و در 67/16%، مول هیداتیدیفورم ناقص بود. سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D در 3/73% از بیماران مبتلا به تومور و 1/2% از خانم‌های باردار طبیعی، کمتر از ng/ml 10 بود. 3/6% از خانم‌های حامله، سطح سرمی بیشتر از ng/ml 30 داشتند. میانگین سطح سرمی 25 هیدروکسی ویتامین D در بیماران مبتلا به GTN به‌طور معناداری کمتر از گروه خانم‌های حامله بود (46/5±09/9 در برابر 37/6±06/20 (000/0P=).

نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر سطح سرمی ویتامین D در زنان مبتلا به تومور جفتی بازداری به‌طور معناداری کمتر از زنان باردار طبیعی بود.


مهرنوش رمضانی، مهدی هدایتی، سعید حسینی اصل، معراج طباطبایی، محمد ماذنی، شیرزاد نصیری،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان تیرویید شایعترین بدخیمی غدد درون‌ریز می‌باشد. اثرات ضد سرطانی ویتامین D را در سرطان‌های مختلف نشان داده‌اند. پلی‌مورفیسم‌های گیرنده ویتامین D می‌تواند استعداد ابتلا به سرطان‌های مختلف را تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط سطح سرمی ویتامین D و پلی‌مورفیسم‌های FokI، BsmI و Tru9I گیرنده ویتامین D انجام گردید.

روش بررسی: مطالعه از نوع مورد-شاهدی بوده و در تیر ماه 1394 در پژوهشکده غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام گردید. تعداد 40 بیمار و 40 فرد سالم وارد مطالعه شدند. DNA ژنومی نمونه‌ها پس از استخراج به روش نمک اشباع/ پروتییناز K با روش PCR- Sequencing مورد بررسی قرار گرفت. سطح سرمی ویتامین D با استفاده از تکنیک الایزا تعیین گردید.

یافته‌ها: فراوانی ژنوتیپی و آللی مربوط به پلی‌مورفیسم‌های FokI و BsmI بین گروه تست و کنترل تفاوت معناداری را نشان نداد. در مورد پلی‌مورفیسم Tru9I فراوانی ژنوتیپی Tt در گروه تست 45% و در گروه کنترل 5/17% و فراوانی آللی t در گروه تست 25% و در گروه کنترل 7/8% بود، این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (006/0P=). میانگین سطح سرمی ویتامین D در گروه تست ng/ml 32/23 و در گروه کنترل ng/ml 95/18 به‌دست آمد که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (02/0P=).

نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد سطح سرمی ویتامین D بر خلاف انتظار ارتباط معکوسی با سرطان مدولاری تیرویید دارد و پلی‌مورفیسم Tru9I به‌صورت معناداری با افزایش ریسک ابتلا به سرطان مدولاری تیرویید همراه است.


بختیار ترتیبیان، رقیه افسر قره‌باغ، عباس مآل‌اندیش، زینب شیخلو،
دوره 74، شماره 8 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پُرفشاری‌خون یکی از عوامل خطرساز اصلی برای بیماری‌های قلبی- عروقی است. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که عواملی مانند ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر در تنظیم فشارخون دخیل هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین فشارخون با ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر در زنان یائسه کم‌تحرک بود.

روش بررسی: پژوهش توصیفی- تحلیلی کنونی بر روی زنان یائسه‌ی کم‌تحرک 50 تا 70 سال شهرستان ارومیه در شهریورماه 1394 انجام پذیرفت. 54 زن یائسه‌ی کم‌تحرک به‌عنوان نمونه انتخاب شده و به‌طور داوطلبانه و واجد شرایط در این پژوهش شرکت نمودند. ویژگی‌های عمومی و آنتروپومتریکی قد، وزن و شاخص توده‌ی بدن آزمودنی‌ها بترتیب با استفاده از متر دیواری با دقت یک میلیمتر، ترازوی دیجیتالی با دقت g 100 و Dual emission X-ray absorptiometry (DXA) ارزیابی شدند. فشارخون سیستولی و دیاستولی با دستگاه فشارسنج اندازه‌گیری شد. سطوح سرمی ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر نیز به‌ترتیب با دستگاه الایزا و اتوآنالایزر از نمونه‌های خونی حاصل از ورید بازویی اندازه‌گیری شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین فشارخون سیستولی و دیاستولی با ویتامین D (به‌ترتیب 581/0<P و 619/0<P)،  هورمون پاراتیرویید (623/0<P و 341/0<P)، کلسیم (704/0<P و 141/0<P) و فسفر (058/0<P و 357/0<P)، رابطه معناداری وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: بین فشارخون سیستولی و دیاستولی با سطوح سرمی ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر در زنان یائسه‌ی کم‌تحرک 50 تا 70 سال در این مطالعه رابطه‌ای اثبات نگردید.


مهشید حاتمی، محمد اسماعیل اکبری، مرتضی عبداللهی، مرجان عجمی، یاسمن جمشیدی نائینی، سید حسین داودی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایع‌ترین سرطان در زنان جهان است. شناسایی مواد مغذی دخیل در بروز این بیماری می‌تواند از استراتژی‌های کلیدی برای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش هزینه‌های درمان باشد. مطالعه کنونی با هدف بررسی ارتباط دریافت درشت‌مغذی‌ها و ویتامین‌های مؤثر در متابولیسم ریشه‌های کربن‌ با خطر ابتلا به سرطان پستان انجام شد.

روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی در بیمارستان شهدا واقع در تجریش تهران از اردیبهشت تا بهمن ۱۳۹۴ انجام شد. داده‌های فردی، فعالیت فیزیکی و دریافت مواد غذایی از رژیم غذایی و مکمل‌ها در ۱۵۱ بیمار مبتلا به سرطان پستان و ۱۵۴ شاهد، از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه‌ها گرد‌آوری و دریافت غذایی به‌وسیله پرسشنامه "بسامد خوراک نیمه کمی ۱۶۸ قلمی" معتبر ارزیابی شد. سپس میزان دریافت درشت‌مغذی‌ها و ویتامین‌های گروه B توسط Nutritionist 4 software (First Databank Inc., Hearst Corp., San Bruno, CA, USA) محاسبه شد.

یافته‌ها: بین دو گروه از لحـاظ سن، سن شروع قاعدگی، سن یائسگی، نسبت وزن به مجذور قد (BMI)، تعداد بارداری کامل، سابقه خانوادگی سرطان پستان و وضعیت یائسگی تفاوت معناداری مشاهده نشد، ولی از لحاظ فعالیت بدنی (۰/۰۵P<) و دریافت انرژی (۰/۰۵P<) تفاوت معناداری مشاهده شد. پس از تعدیل اثر متغیرهای مخدوشگر افراد با بالاترین چارک دریافت پروتیین، فیبر، دریافت ویتامین‌های B۲، B۶، B۱۲ و فولات نسبت به افراد در پایین‌ترین چارک دریافت، شانس کمتری برای ابتلا به سرطان پستان داشتند (۰/۰۰۱ Ptrend<).

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه گویای آن است که دریافت پروتیین، فیبر، ویتامین‌های B۲، B۶، B۱۲ و فولات با خطر ابتلا به سرطان پستان ارتباط معکوس دارد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb