جستجو در مقالات منتشر شده


20 نتیجه برای پیش‌آگهی

زهره علومی یزدی،
دوره 65، شماره 12 - ( 12-1386 )
چکیده

لوکمی لنفوبلاستیک حاد (ALL) شایع‌ترین سرطان در کودکان می‌باشد(75%) نزدیک به 100% کودکان مبتلا به ALL با درمان‌های امروز شانس بهبودی کامل دارند که از مهمترین عامل تعیین پیش‌آگهی اتخاذ رژیم مناسب درمانی با تعیین ریسک بیماران بود که براساس ویژگی‌های بالینی، مورفولوژیک، ایمونولوژیک و سیتوژنتیک تعیین می‌گردد. در مطالعه ما به بررسی شیوع تعدادی از عوامل موثر بر پیش‌آگهی در کودکان مبتلا به ALL پرداخته شده است. روش بررسی: در این مطالعه گذشته‌نگر، سن هنگام تشخیص، جنس، شمارش گلبول‌های سفید اولیه، زیر گروه براساس طبقه‌بندی
FAB، ایمونوفنوتیپ و سیر بالینی در 177 کودک که برای اولین بار تشخیص ALL برایشان مطرح شده بود طی سال‌های 1383- 1373 مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها:
6/1% بیماران کمتر از یک سال و 8/24% بیشتر از ده سال سن داشتند و 6/73% در بین این سنین قرار داشتند و 8/63% موارد پسر بودند. در 8/28% بیماران شمارش گلبول‌های سفید بیشتر از Lμ/50000 بود. FAB-L1 در 2/80%، FAB-L2 در 5/17% و FAB-L3 در 3/2% موارد گزارش شده بود. ایمونوفنوتیپpre-B cell در 8/63% early pre-B cell، در 1/23%، T cell در 3/12% و mature B cell در 8/0% بیماران دیده شد که در 1/88% موارد رده B، مارکر CD10+ بود. در مجموع 74% بیماران در فاز بهبودی، 3/16% فوت و 5/16% بیماران دچار عود شدند.
 نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر، درصد موارد FAB-L1 و pre-B cell بیشتر و FAB-L2 و در حدود early pre-B cell کمتر از مطالعات گذشته بود، اما سایر یافته‌ها با آمار موجود مطابقت داشت.


ایرج لطفی‌نیا، مسلم شاکری، محمد شیمیا، بابک محبوبی، امید مشربی،
دوره 66، شماره 5 - ( 5-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: هماتوم ساب دورال مزمن یکی از شایع‌ترین مشکلات جراحان مغز و اعصاب است و می‌تواند به‌عوارض شدید و دائمی منجر شود. هدف از این مطالعه مشخص نمودن علائم و تظاهرات هماتوم ساب دورال مزمن و مقایسه نتایج و عوارض در بین دو گروه از بیماران که با دو روش مختلف درمان شده‌اند، می‌باشد. روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی که بر روی ۱٢۵ بیمار مبتلا به هماتوم ساب دورال مزمن طی سال‌های 84- ١۳۷۹ انجام شد. ۸٢ نفر از بیماران تحت جراحی با یک سوراخ در جمجمه و درناژ بسته و ۴۳ نفر از بیماران با دو سوراخ و درناژ بسته قرار گرفته بودند. یافته‌ها: از ١٢۵ بیمار ۱۰۸ نفر مرد (4/86%) و ۱۷ نفر زن (6/13%) بودند. میانگین سنی بیماران 41/16±79/65 سال بود. شایع‌ترین تظاهر بیماری ضعف اندام‌ها 98 (4/78%) مورد بود. در زمان تشخیص 88 (4/70%) نفر از بیماران چند علامت و 37 (6/29%) نفر از بیماران فقط یک علامت داشتند. 85 (۶۸%) نفر از بیماران سابقه ضربه مغزی خفیف از جمله زمین خوردن را ذکر می‌نمودند. فاصله زمان بین ضربه وارده به مغز و شروع علائم ١۰ روز تا چهار ماه (میانگین ۴۶ روز) بود. عود هماتوم در گروه با یک سوراخ در جمجمه پنج مورد و در گروه با دو سوراخ در جمجمه دو مورد بود. هماتوم اپیدورال فقط در گروه دو سوراخه یک مورد بود و پنوموآنسفالوس فشارنده نیز فقط در گروه دو سوراخه یک مورد بود. نتیجه‌گیری: هماتوم ساب دورال مزمن ضایعه شایعی است و عمل جراحی آن همراه با نتایج خوبی می‌باشد. وضعیت عصبی نهایی بیماران عمل‌شده با یک سوراخ به‌صورت معنی‌داری بهتر از بیماران عمل‌شده با دو سوراخ بود.


زهرا حلاجی، نفیسه اسماعیلی، فاطمه معین‌الدین، فاطمه زینالی، لیلا اعلمی، شیدا شمس دواچی،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: از زمان معرفی استروئیدهای سیستمیک، پیش‌آگهی بیماران مبتلا به پمفیگوس به طور قابل ملاحظه‌ای بهبود یافت. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر تظاهرات بالینی اولیه بیماری پمفیگوس ولگاریس (پیش از شروع درمان) بر پیش‌آگهی نهایی این بیماری می‌باشد.

روش‌بررسی: در یک مطالعه مداخله‌ای که بر 119 بیمار مبتلا به بیماری پمفیگوس ولگاریس انجام پذیرفت. پس از شروع درمان با رژیم مشترک پردنیزولون و آزاتیوپرین بیماران به مدت حداقل یک سال تحت پی‌گیری قرار گرفتند. ارتباط فاکتورهای دموگرافیک و شاخص‌های بیماری با پیش‌آگهی شامل میزان مرگ و میر، عود ماژور، عود مینور و مدت رمیسیون اولیه بیماری بررسی شد.

یافته‌ها: 100 نفر از بیماران (1/84%) برای مدت بیش از یکسال پی‌گیری شده بودند، که در مدت پی‌گیری موردی از مرگ و میر وجود نداشت. در مدت پی‌گیری، 28 بیمار (5/23%) دچار عود ماژور و 65(6/54%) بیمار دچار عود مینور شده بودند. فراوانی عود ماژور در بیمارانی که درمان آنها با فاصله شش ماه یا کمتر شروع شده بود در مقایسه با دیگر بیماران کمتر بود 18 نفر (8/17%) در برابر 12 نفر (4/41%). مدت رمیسیون اولیه در اغلب بیماران 77(7/64%) نفر بیش از یک‌سال بود و این زمان به ترتیب دربیماران با ضایعات پوستی بیش از 10 عدد در هنگام بستری طولانی‌تر و در بیماران مسن (سن<50 سال) کوتاه‌تربود.

نتیجه‌گیری: سن بالا، جنس مرد، فاصله زمانی بیش از شش ماه بین تشخیص بیماری تا شروع درمان و ضایعات پوستی بیش از 10 عدد در هنگام بستری با پیش‌آگهی بدتر بیماران مبتلا به پمفیگوس ولگاریس همراهی دارند.


احمدرضا مبیّن، صفر شمس،
دوره 68، شماره 2 - ( 2-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: سپسیس از علل اصلی مرگِ بیماران شدیداً بدحال می‌باشد که در بخش مراقبت‌های ویژه بستری هستند. به نظر می‌رسد بخشی از علت زیاد بودن مرگ و میر در سپسیس ناشی از کمبود علایم بالینی هشدار‌دهنده اختصاصی در این بیماران برای تشخیص زود هنگام آن است. گزارشات برخی مطالعاتِ اخیر حاکی از افزایش سطح سرمی پروکلسی‌تونین در این دسته از بیماران می‌باشد اما تغییرات سرمی آن به‌دنبال درمان نامعلوم مانده است. هدفِ مطالعه حاضر، بررسی و اندازه‌گیری سطح سرمی پروکلسی‌تونین در بیماران مبتلا به عفونت شدید باکتریال که در بخش مراقبت‌های ویژه بستری بودند، قبل و طی درمان و مقایسه آن با پاسخ به درمان بوده است.
روش بررسی: با طراحی یک مطالعه مقطعی از بیمارانی که به‌علت بیماری عفونی باکتریال در ICU بستری شده بودند در سه نوبت، روز اول، سوم و هفتم بستری، خون‌گیری انجام شد. با استفاده از کیت PCT- Q پروکلسی‌تونینِ نمونه‌های سرم اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: تعداد 35 بیمار (22 مرد و 13 زن) معیارهای ورود به تحقیق را کسب کردند از این تعداد 18 بیمار فوت نمودند. اکثر بیماران ]16 نفر(7/45%)[ در روز اول بستری دارای سطح سرمی پروکلسی‌تونین بیش از ng/ml10 بودند و آنهایی‌که پاسخ به درمان دادند این مقدار به کمتر از ng/ml5/0 رسید ]14 نفر (8/77%)[ به‌طوری‌که میانگین رتبه سطح سرمی پروکلسی‌تونین در روز اول از 14/1 به 72/2 در روز هفتم رسید که کاملاً معنی‌دار بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که سطح سرمی پروکلسی‌تونین در بیماران بستری در ICU به‌دنبال پاسخ به درمان کاهش معنی‌دار پیدا می‌کند لذا توصیه می‌شود که در کلیه بیمارانی‌که تشخیص بیماری عفونی باکتریال در آنها مطرح است از تست پروکلسی‌تونین برای اندازه‌گیری سطح سرمی آن‌ها در ابتدای بیماری استفاده شود و در حین درمان نیز با این تست وضعیت بیمار تعقیب شود.


منصوره تقاء، فاطمه نمکیان، محمد رضا قینی، مهدی آلوش،
دوره 68، شماره 7 - ( 7-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: حوادث عروقی ایسکمیک مغز سومین علت شایع مرگ و میر در جامعه است. شناسایی عوامل موثر بر پیش‌آگهی می‌تواند با اداره بیماران پرخطر، عوارض و مرگ و میر ناشی از بیماری را بکاهد. هدف این مطالعه بررسی لیپید پروفایل سرم به‌عنوان یکی‌از عوامل موثر بر پیش‌آگهی است.

روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 123 بیمار (58 زن و 65 مرد) دچار بیماری ایسکمیک حاد مغزی بستری در بخش اعصاب بیمارستان سینا در سال  1387 بررسی شدند. معیارهای ورود بیماران به مطالعه، سن 90-40 سال و ضایعه ایسکمیک در محدوده خون‌رسانی قدامی یا خلفی مغز بوده است. معیارهای خروج از مطالعه نیز شامل ابتلا به تومور مغزی، ترومبوز سینوس وریدی یا آبسه و سابقه بیماری متابولیک، کبدی، کلیوی و هایپوتیروییدی بوده است. لیپید پروفایل سرم بیماران طی 24 ساعت اول بعد از سکته مغزی، بعد از 12 ساعت ناشتایی و میزان ناتوانی بیمار با استفاده از   مقیاس NIHSS در روز مراجعه و روز پنجم بستری ارزیابی شد. 

یافته‌ها: میانگین سنی بیماران 16/11±1/65 سال بود. میانگین کلسترول توتال سرم mg/dl46/51±93/189، تری گلیسیرید توتال mg/dl67/72±72/157 و میانگین HDL و LDL به‌ترتیب 43/14±70/47 و mg/dl94/37±98/105 بوده است. در تحلیل به‌عمل آمده رابطه معکوس معنی‌داری میان سطح تری گلیسرید سرم با NIHSS روز پنجم یافته شد. همچنین سن و سابقه بیماری قلبی نیز با NIHSS روز اول رابطه مستقیم معنی‌داری داشته‌اند (05/0p<).

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که افزایش میزان تری‌گلیسرید پلاسما پس از سکته حاد ایسکمیک مغزی با پیش‌آگهی بهتری همراه بوده است. همچنین سن بالاتر و سابقه بیماری قلبی با پیش آگهی بدتری همراه بوده است.


زینت نادیا حتمی، علی کاظمی سعید، شبنم خوش کار نجار،
دوره 69، شماره 8 - ( 8-1390 )
چکیده

800x600 Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زمینه و هدف: تاکنون بیماران علامت‌دار با آنژیوگرافی منفی را دارای پیش‌آگهی خوب می‌دانستند اما شواهد اخیر پیشنهاد می‌دهند که پی‌آمدهای بالینی این بیماران شایع‌تر از میزان‌های مورد انتظار و دارای تفاوت‌های قابل توجهی در دو جنس است. هدف این پژوهش مقایسه عوامل موثر در وقوع پیامدهای قلبی- عروقی زنان و مردان با تشخیص سندرم کرونری حاد و نتیجه آنژیوگرافی منفی است.

روش بررسی: در یک مطالعه کوهورت 191 زن با سندرم کرونر حاد و آنژیوگرافی منفی و 146 مرد با آنژیوگرافی منفی مقایسه شدند. پس از یک‌سال پی‌گیری پی‌آمدهای بالینی آن‌ها بررسی شد.

یافته‌ها: پیامدهای بالینی یک سال بعد در زنان و مردان تفاوت معنی‌داری داشت. در زنان سکته قلبی با بالا رفتن قطعه ST (6/1%)3 آنژین صدری ناپایدار (5/11%)22 و سکته قلبی با موج Q (5/0%)1 و هیچ موردی از سنکوپ مشاهده نگردید. در مردان (7/2%)4 سکته قلبی با بالا رفتن قطعه ST- آنژین صدری ناپایدار در (9/19%)29 موارد، (7/0%)1 سکته قلبی با موج Q و (7/0%)1 سنکوپ مشاهده گردید. در زنان: عدم فعالیت فیزیکی (035/0P=)، دیس لیپیدمی با (001/0=P) شاخص مچ پایی بازویی پایین با (024/0P=) و سن 50-40 سال (004/0P=) با پیامدهای بالینی دارای ارتباط معنی‌دار آماری بودند و در مردان، شاخص توده بدنی 99/39-30، با (011/0=P) با بروز بالاتری از پی‌آمدهای بالینی پس از یک سال همراه بود.

 نتیجه‌گیری: پی‌آمدها در زنان و مردان به طور معنی‌داری متفاوت است. این تفاوت‌ها بر اساس فاکتورهای خطر مختلف هم‌چنان معنی‌دار است. استمرار علایم نشان‌دهنده توسعه بیماری عروق کرونر علی‌رغم نتایج منفی آنژیوگرافی است. 


آزاده معماریان، شایسته اشرفی اصفهانی، شاهرخ مهرپیشه، آتوسا مهدوی سعیدی، کامران آقاخانی،
دوره 73، شماره 3 - ( 3-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: اطلاع داشتن از موقعیت آناتومیک آپاندیس در تشخیص دقیق‌تر آپاندیسیت و درمان به‌موقع کمک‌کننده می‌باشد. روش بررسی: این مطالعه مقطعی، از فروردین تا شهریور سال 1392 بر روی ۲۰۰ جسد ارجاع‌شده به سالن تشریح پزشکی قانونی تهران انجام گرفت. داده‌های مورد نیاز جمع‌آوری و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته‌ها: 173 (5/86%) نفر مرد و 26 (۱۳%) زن با میانگین سنی 31/16±96/39 سال بودند. میانگین طول آپاندیس cm 76/1±78/9 بود که این میانگین در مردان مورد مطالعه cm 79/1±86/9 و در زنان مورد مطالعه cm 56/1±30/9 بود. از نظر جایگاه آپاندیس، (۶۰%) موقعیت خلفی (رتروسکال)، (۲۴%) موقعیت پلویک (لگنی) و (۱۶%) موقعیت خارجی (ساب‌سکال) دیده شد. نتیجه‌گیری: شایعترین موقعیت آپاندیس در جمعیت مورد مطالعه خلفی (رتروسکال) بود. آگاهی از موقعیت‌ آپاندیس در جمعیت‌های مختلف می‌تواند در تشخیص زودتر و تفکیک علایم آپاندیسیت کمک‌کننده باشد.
فاطمه همایی، ملیحه حسن‌زاده مفرد، معصومه میرتیموری، منور افضل آقایی، بابک اسلامی،
دوره 73، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان از بدخیمی‌های نادر تخمدان می‌باشند. این تومورها مسئول 8-5% تمامی بدخیمی‌های تخمدان هستند. شایع‌ترین انواع تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان تومورهای گرانولوزا هستند. هدف این مطالعه بررسی خصوصیات بالینی، آسیب‌شناختی و نتایج درمانی این تومورها بود. روش بررسی: این پژوهش توصیفی گذشته‌نگر در بیماران مبتلا به تومورهای بدخیم استرومای طناب جنسی تخمدان که به تومور کلینیک بیمارستان‌های قائم (عج) و امید مشهد در فاصله زمانی 29 اسفند 1376 تا 29 اسفند 1386 مراجعه کرده بودند، انجام شد. داده‌های پرونده‌های مربوط به بیماران جمع‌آوری و مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: از 398 بیمار مبتلا به تومورهای تخمدان، تومورهای استرومای طناب جنسی تخمدان، 39 بیمار (9/5%) را شامل می‌شد. شایع‌ترین نوع آسیب‌شناختی این تومورها، تومور سلول گرانولوزای بزرگ‌سالی 25 بیمار (6/80%) بود. 27 نفر (1/87%) در هنگام تشخیص در مراحل ابتدایی بیماری (مرحله I) قرار داشتند. از 31 بیمار تحت مطالعه 14 بیمار (2/45%) سن زیر 40 سال داشتند. میانگین سنی بیماران تحت مطالعه در زمان تشخیص 41 سال (محدوده 76-16 سال) بود. در 14 بیمار (7/46%) جراحی همراه با مرحله‌بندی صحیح جراحی انجام شد. در 12 بیمار (40%) جراحی، همراه با حفظ توانایی باروری انجام شد. بقای کل دو ساله و پنج ساله، 95% بودند. بقای بیشتر با مراحل ابتدایی بیماری ارتباط داشت (002/0P=). سن، جراحی محافظه‌کارانه و شیمی‌درمانی ارتباطی با بقا نداشتند. نتیجه‌گیری: در تومورهای استرومای طناب جنسی تنها عامل قطعی مؤثر بر بقا مرحله بیماری می‌باشد.


صنمبر صدیقی، حسین کامران‌زاده، عیسی جهانزاد، ساقی وزیری،
دوره 73، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: گیرنده آندروژن متعلق به خانواده‌ای از گیرنده‌های هورمونی هسته‌ای است. این گیرنده‌ها در سیتوزول سلول‌های هدف و به‌عنوان عوامل نسخه‌برداری انجام وظیفه می‌نمایند. هدف از این پژوهش بررسی نقش آندروژن‌ها در پیش‌آگهی سرطان پستان زنان بوده است. روش بررسی: در این پژوهش مقطعی و گذشته‌نگر، بیماران ارجاع شده به بخش مدیکال انکولوژی انستیتو کانسر بیمارستان امام‌خمینی (ره)، با تشخیص سرطان پستان مهاجم از فروردین 1386 تا اسفند 1389 مورد مطالعه قرار گرفتند. گیرنده آندروژن با روش ایمونوهیستوشیمی بررسی گردید. یافته‌ها: در 189 بیمار مورد مطالعه در طی دوره پیگیری با میانگین 47 ماه، 34 نفر (9/17%) به عود بیماری دچارشدند که 9 نفر عود لوکال و 25 نفر متاستاز دور دست داشتند. 34 بیمار در طی مدت پیگیری فوت شدند. از 189 بیمار دارای پرونده در بخش پاتولوژی، برای 116 نفر امکان بررسی گیرنده آندروژن وجود داشت. 59 نفر (9/50%) فاقد گیرنده آندروژن و 57 نفر (1/49%) دارای گیرنده آندروژن بودند. میانه سن بیماران در هر دو گروه 48 سال بود. در این پژوهش 5/49% بیماران پره‌منوپوز و 6/48% بیماران منوپوز دارای گیرنده آندروژن بودند. در مطالعه حاضر مثبت شدن گیرنده آندروژن با بروز در مرحله پایین‌تر بیماری همراه بوده است (05/0P=). همچنین مرحله، درجه بدخیمی و میزان مثبت شدن گیرنده استروژن ارتباط معنادار با گیرنده آندروژن نشان دادند. ولی ارتباط غیروابسته و مستقیم تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نگردید. نتیجه‌گیری: در این پژوهش بقای کلی و بقای بدون بیماری با اندازه کوچک‌تر تومور و کمتر بودن درگیری غدد لنفاوی، مرحله پایین‌تر بیماری و درجه بدخیمی پایینی‌تر، مثبت بودن گیرنده استروژن و پروژسترون و درصد Ki-67 ارتباط معنادار داشت ولی ارتباط مستقیم و غیروابسته تظاهر گیرنده آندروژن با طول عمر بیماران مشاهده نشد.


رضا ابراهیمی‌راد، محمدرضا زربخش بحری، سمیرا سرابی،
دوره 75، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه سکته مغزی از علل مهم ناتوانی و مرگ‌ومیر در سراسر دنیاست. ارتباط بین سطح پروتیین واکنشی سی سرم و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی به‌ویژه در کشور ما به‌خوبی مطالعه نشده است. بر این اساس این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین سطح پروتیین واکنشی سی (C-reactive protein, CRP) سرم در ۲۴ ساعت اول پذیرش و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی، انجام گرفت.

روش بررسی: مطالعه مقطعی کنونی روی ۵۰ بیمار دچار سکته مغزی حاد پذیرش‌شده در بیمارستان شهید رجایی تنکابن در بازه زمانی ابتدای اردیبهشت ۱۳۹۲ تا پایان تیر ۱۳۹۳، انجام گرفت. تشخیص بالینی معتبر بر اساس CT scan و MRI داده شد. سطح پروتیین واکنشی سی سرم، در ۲۴ ساعت اول پذیرش بیمار به‌روش استاندارد اندازه‌گیری شد. داده‌های بالینی و عوامل خطر برای هر بیمار شناسایی شد. شدت سکته مغزی در زمان ترخیص با modified Rankin Scale (mRS) (< ۳ mRS خوب و ≥ ۳ mRS بد) ثبت شد.

یافته‌ها: میانگین سطح پروتیین واکنشی سی سرم mg/l ۱۲/۸۲ و بالاتر از حد نرمال بود. همچنین آنالیز آماری نشان داد که بین سطح پروتیین واکنشی سی سرم و پیامد زودرس حاصل از سکته مغزی ارتباط معناداری وجود ندارد (۰/۰۵P<).

نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از پژوهش کنونی نشان داد که سطح پروتیین واکنشی سی ارتباطی با پیش‌آگهی زودرس حاصل از سکته مغزی ندارد. بنابراین با شناخت شاخص‌های جدید می‌توان درمان مناسب و قوی‌تری را در افراد با خطر مرگ با سکته مغزی در نظر گرفت.


سیروس نوروزی، علیرضا رای، ابراهیم سلیمی، حامد توان،
دوره 75، شماره 10 - ( 10-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های قلبی-عروقی به تنهایی به اصلی‌ترین علت مرگ‌ومیر در تمام دنیا تبدیل شده‌اند، یکی از روش‌های درمانی آنژیوپلاستی می‌باشد، از این‌رو درمطالعه حاضر با هدف بررسی نتایج بالینی پس از آنژیوپلاستی عروق کرونر با تکیه بر بروز حوادث ماژور قلبی-عروقی با تاکید بر انواع استنت انجام گردید.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی-تحلیلی گذشته‌نگر در تابستان ۱۳۹۶ (تیر تا شهریورماه) شیوع عوامل خطر (سن بالا، سابقه بیماری و جراحی پیشین) با استفاده از پرونده بیمارانی که در طی سال‌های ۱۳۹۵-۱۳۸۵ به‌دلایل مختلف تحت عمل آنژیوپلاستی عروق کرونر و کارگذاری استنت قرار گرفته بودند، در طی پیگیری مشخص شد. مکان انجام مطالعه مرکز آموزشی و درمانی امام علی (ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی کرمانشاه بود.
یافته‌ها: تعداد کل بیماران ۱۱۸۸ نفر بودند که تعداد مردان ۸۱۹ نفر (۶۸/۹%) و تعداد زنان ۳۶۹ (۳۱/۱%) بود. از حوادث بزرگ می‌توان به شش مورد مرگ (۶/۱%) و ۹۱ مورد انفارکتوس میوکارد (۹۲/۱%) اشاره کرد. در کل در ۸۹۵ مورد (۵۱/۸%) از استنت غیر دارویی، در ۵۰۴ مورد (۲۹/۱%) آغشته به سیرولیموس و در ۳۱۶ مورد (۱۸/۱%) آغشته به پاکلیتاکسل انجام گرفت و در گرفتگی مجدد عروق به‌ترتیب ۷۹ مورد (۶۱/۷%) از استنت غیر دارویی، ۱۹ مورد (۱۴/۸%) آغشته به سیرولیموس و در ۳۰ مورد (۲۳/۵%) آغشته به پاکلیتاکسل مجدد استنت‌گذاری انجام شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که استنت‌هایی که آغشته به سیرولیموس هستند دارای کیفیت بهتری می‌باشند و همچنین استنت‌هایی که قطر کمتری دارند یا نیاز به دیلاتاسیون در پروسیجر دارند دارای پیش‌آگهی بدتری هستند و عوارض بیشتری در بیمار ایجاد می‌کنند.

ناصر ابراهیمی دریانی، محمدرضا پاشائی،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده

امروزه دنیا در گذر از سلامتی به سمت بیماری‌های غیرواگیر و مزمن مانند کبد چرب غیرالکلی می‌باشد. شایعترین علت بیماری مزمن کبدی در سرتاسر جهان بیماری کبد چرب غیرالکی می‌باشد. حدود 25% مردم دنیا درگیر این بیماری هستند و طیف آن از استئاتوز ساده تا سیروز متغیر است. از هر چهار فرد مبتلا به NAFLD یک نفر مبتلا به استئاتوهپاتیت غیرالکلی است که با عوارض و مرگ‌ومیر قابل‌توجهی به‌دلیل عوارض سیروز کبدی و کارسینوم کبدی همراه است. بیماری کبد چرب غیرالکلی ارتباط قوی و تنگاتنگی با بیماری متابولیک داشته و در واقع کبد چرب جزء جدایی‌ناپذیر چاقی محسوب می‌شود. اگرچه NAFLD عمدتاً در افراد مبتلا به چاقی یا دیابت نوع 2 مشاهده می‌شود، تخمین زده می‌شود 7% تا 20% از افراد مبتلا به NAFLD لاغر هستند. با این‌حال مطالعات اخیر نشان داده‌اند که کبد چرب در افراد لاغر حتی بدون چربی شکمی و احشایی می‌تواند اتفاق بیفتد. کبد چرب در افراد لاغر (Lean NAFLD) موضوع به‌نسبت جدیدی است که افراد زیادی را برای پیدا کردن تفاوت‌های آن نسبت به افراد چاق علاقمند کرده است. مکانیسم‌های پاتوفیزیولوژیک NAFLD بدون چربی هنوز به خوبی شناخته نشده است. مطالعات نشان داده است که NAFLD بدون چربی با عواملی مانند محیطی، حساسیت ژنتیکی و تنظیم اپی‌ژنتیکی ارتباط بیشتری دارد. در این مقاله در مورد پاتوژنز کبد چرب در افراد لاغر، ارتباط آن با سندرم متابولیک، درمان و پیش‌آگهی آن    بحث می‌کنیم.

حسن بسکابادی، مهدیه میر، مریم ذاکری‌حمیدی،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: جنس نوزاد از عوامل خطرساز زردی نوزادی است ولی اختلاف شدت زردی و پیش‌آگهی زردی بین دو جنس مشخص نیست. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی شدت، طول مدت و عوارض زردی در دو جنس دختر و پسر انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی بوده که روی 2847 نوزاد زرد بالای 35 هفته بستری شده در بخش نوزادان بیمارستان قائم (عج) مشهد طی خرداد 1393 تا خرداد 1400، با نمونه‌گیری در دسترس انجام شده است. پس از تأیید زردی در نوزادان داده‌ها با استفاده از چک‌لیست ‌پژوهشگر ساخته شامل اطلاعات دموگرافیک مادر، مشخصات کامل نوزاد و یافته‌های آزمایشگاهی ثبت و تکامل نوزادان تا دو سالگی براساس تست دنور دو بررسی شد.
یافته‌ها: 1642 نوزاد (7/57%) پسر و 1205 نوزاد (3/42%) دختر بودند. میانگین و انحراف‌معیار بیلی‌روبین در مقادیر کمتر از mg/dl 20 در پسرها mg/dl 48/2±20/17 و در دخترها mg/dl 80/2±54/16 (000/0P=)، وزن هنگام تولد در پسرها kg 49/0±16/3 ودر دخترها 45/0±07/3 (000/0=P) بود. در دو گروه نوزادان پسر و نوزادان دختر، سن (004/0=P)، بیلی‌روبین مستقیم (000/0=P)، کومبس مستقیم و غیرمستقیم (000/0=P) و کمبود آنزیم G6PD (000/0=P) تفاوت معناداری داشت. کرنیکتروس حاد در 25(03/2%) نوزاد پسر و 4(46/0%) نوزاد دختر گزارش شده است (001/0P<). در فالوآپ دو ساله نوزادان 23 نوزاد (9/1%) پسر و 11 نوزاد (28/1%) دختر تأخیر تکاملی داشته‌اند (05/0P<).
نتیجه‌گیری: میزان بروز زردی در نوزادان پسر بیشتر از نوزادان دختر بوده است که احتمالا درصدی از این اختلاف ناشی از شیوع بالاتر کمبود آنزیم G6PD در پسرها می‌باشد. شدت زردی نیز در مقادیر کمتر از mg/dl 20 در پسرها بیشتر بوده است. زردی در نوزادان پسر پیش‌آگهی وخیمتری دارد.

 

حسن بسکابادی، مریم ذاکری‌حمیدی،
دوره 80، شماره 8 - ( 8-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سپسیس نوزادی یک عفونت باکتریایی سیستمیک شدید است که بر پیش‌آگهی نوزادان نارس اثر می‌گذارد. از این‌رو، مطالعه حاضر با هدف بررسی پیش‌آگهی کوتاه‌مدت عفونت نوزادی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی روی 729 نوزاد پره‌ترم مشکوک به عفونت در بخش نوزادان بیمارستان قائم (عج) مشهد طی خرداد 1394 تا خرداد 1400 با نمونه‌گیری در دسترس انجام شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، چک لیست پژوهشگر ساخته شامل مشخصات نوزادی (سن حاملگی، وزن هنگام تولد، نمره آپگار دقیقه اول و پنجم، وضعیت موقع ترخیص) و یافته‌های آزمایشگاهی (تعداد گلبول‌های سفید و پلاکت‌ها، C-reactive Protein و کشت خون و مایع مغزی نخاع) بود. پیش‌آگهی نوزادی از نظر مرگ یا ترخیص بین نوزادان دارای عفونت قطعی و بدون آن، مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته‌ها: براساس نتایج این مطالعه وزن کم هنگام تولد و سن حاملگی کمتر و نمره آپگار پایینتر ریسک مرگ نوزادی را افزایش می‌دهد. حدود یک پنجم نوزادان با عفونت قطعی فوت کردند. مرگ ناشی از عفونت حدود پنج برابر گروه نوزادان ترخیص شده بود. 44% از نوزادان مبتلا به سپسیس زودرس و 40% از نوزادان مبتلا به سپسیس دیررس فوت شدند. در موارد مرگ نوزادی ناشی از سپسیس، شایعترین عامل عفونی گرم منفی، آسینتوباکتر و شایعترین عامل عفونی گرم مثبت، انتروکوک بوده است.
نتیجه‌گیری: عفونت قطعی نوزادان، پیشآگهی آنها را بدتر می‌کند. به‌طوری‌که خطر مرگ نوزادان نارس را پنج برابر افزایش می‌دهد. احتمال مرگ در مننژیت بیش از سپسیس و در سپسیس زودرس بیش از دیررس و در سپسیس ناشی از گرم منفی بیشتر از گرم مثبت می‌باشد.

 
حسن بسکابادی، نفیسه پوربدخشان، مریم ذاکری‌حمیدی،
دوره 80، شماره 10 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری‌های مادر از جمله دیابت، هایپرتانسیون، پره‌اکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع در بارداری با عوارض جنینی و نوزادی همراه می‌باشند. هدف از انجام مطالعه حاضر، مقایسه پیش‌آگهی نوزادی در بیماری‌های مادر می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی می‌باشد که روی 600 نوزاد پره‌ترم با مادران مبتلا به دیابت، هایپرتانسیون، پره‌اکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع در بیمارستان قائم (عج) مشهد انجام شده است. این مطالعه از فروردین 1394 تا اردیبهشت 1400 و با روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه، چک‌لیست پژوهشگر ساخت شامل مشخصات نوزادی (سن حاملگی، نمره آپگار دقیقه اول، نمره آپگار دقیقه پنجم) و مادری (نوع زایمان، مراقبت‌های بارداری، پارگی زودرس کیسه آب) بود. پیش‌آگهی نوزادی در زمان تولد مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری Kolmogorov-Smirnov و Chi-square انجام شده است.
یافته‌ها: نوزادان دارای مادران مبتلا به صرع، کمترین نمره آپگار دقیقه اول و کمترین سن حاملگی و نوزادان دارای مادران مبتلا به دیابت، کمترین نمره آپگار دقیقه پنجم را داشتند. مادران مبتلا به هایپوتیرویید، بیشترین میزان پارگی زودرس کیسه آب و مادران مبتلا به هایپرتانسیون و پره‌اکلامپسی، بیشترین موارد زایمان سزارین را داشتند.
نتیجه‌گیری: بیماری‌های مادر شامل دیابت، هایپرتانسیون، پره‌اکلامپسی، هایپوتیروییدی و صرع، پیش‌آگهی نوزادان را از نظر شدت نارسی، پارگی زودرس کیسه آب، نوع زایمان، نمره آپگار دقیقه اول و نمره آپگار دقیقه پنجم تحت تأثیر قرار می‌دهد. لذا کنترل و درمان مناسب این موارد از بیماری‌های مادر ممکن است پیش‌آگهی نوزادی را بهبود دهد.

 
فرهاد سلطانی، فروغ دورقی، سعید حسام، فرشته امیری،
دوره 80، شماره 11 - ( 11-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از چالش‌های بزرگ در بیماران بستری در بخش ICU بروز Sepsis می‌باشد. میزان بروز Sepsis در بیماران بستری در بخش ICU، از 3/39%-3/16 گزارش شده است. عوامل زیادی مرگ‌ومیر بیماران را تحت تاثیر قرار می‌دهد از جمله پروتیین‌های فاز حاد مانند آلبومین.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع گذشته‌نگر بوده که در آن اطلاعات بیماران با تشخیص Sepsis در طی فروردین تا شهریور 1399 که به بیمارستان گلستان اهواز، مراجعه کرده بودند جمع‌آوری گردید. در مطالعه حاضر بیماران مبتلا به Sepsis بستری بخش ICU که پس از هفت روز به درمان پاسخ ندادند ازنظر مدت‌زمان بستری، Survival و ارتباط آنها با میزان آلبومین بررسی شدند.
یافته‌ها: 124 بیمار شامل 64 زن (6/51%) و 60 مرد (4/48%) با میانگین سنی 4/15±4/66 سال وارد مطالعه شدند. میانگین مدت‌زمان بستری 9/18±4/31 روز بوده که در نهایت 24 بیمار (4/19%) فوت و 100 بیمار (6/80%) از بیمارستان مرخص شدند. سن، میزان آلبومین و پروتیین با پیش‌آگهی‌ بیماری ارتباط داشتند (001/0>P). همچنین طول مدت بستری در بیماران فوت شده نسبت‌به بیماران بهبودیافته بیشتر بوده است (25±7/27 در برابر 1/17±32) (04/0=P).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آلبومین تاثیر مستقیمی بر شدت Sepsis دارد و این موضوع بیماران مسن را بیشتر تحت ‌تاثیر قرار می‌دهد. لذا توصیه می‌گردد آلبومین به‌عنوان یک ریسک‌فاکتور و یکی از عوامل تاثیرگذار در انتخاب بهترین استراتژی درمانی درنظر گرفته شود که این موضوع با کاهش میزان مرگ‌ومیر، کاهش مدت‌زمان بستری و هزینه‌های درمان همراه می‌باشد.

 
سیروس نوروزی، پانیذ پورسیاه‌بیدی،
دوره 80، شماره 12 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: احیای قلبی ریوی به‌عنوان یک مداخله‌ای سریع و فوری در جلوگیری از مرگ در فردی است که به‌طور ناگهانی دچار ایست قلبی-تنفسی شده است، این مطالعه با هدف بررسی نتایج احیای قلبی ریوی و عوامل موثر بر آن با تاکید بر علت ایست قلبی و پروگنوز یک ساله بیماران نجات یافته انجام خواهد شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی گذشته‌نگر است که به‌مدت 24 ماه، از اول فروردین 1397 تا پایان اسفند ۱۳۹8 در بیمارستان شهید مصطفی خمینی شهر ایلام در تیر 1401 تا شهریور 1401 انجام شد. اطلاعات لازم براساس داده‌های موجود در پرونده‌های بیماران جمع‌آوری گردید.
یافته‌ها: از 152 بیمار، (1/42%)64 مرد و (9/57%)88 زن بودند. میانگین در گروهی که CPR موفق داشتند 75/60 سال و در گروهی که CPR ناموفق داشتند 27/68 سال بوده است. 7/13% کل CPRها در زمان تعویض شیفت رخ داده بود، تعداد CPR در تعویض شیفت شب با صبح 11 مورد (2/7%) و در تعویض شیفت عصر با شب شش مورد (9/3%) و تعویض شیفت عصر با شب چهار مورد (6/2%) بوده است. بیشترین بیمارانی که تحت CPR قرار گرفتند بیماران مبتلا به بیماریهای داخلی بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر این است که انجام CPR در هر زمانی مورد توجه قرار می‌گیرد. با این وجود دلایل عدم موفقیت عملیات احیا را بایستی در عوامل دیگر جستجو کرد. این عوامل می‌توانند شامل روزآمد کردن دانش پرستاری و پزشکی در زمینه تیم احیا، تجره و مهارت تیم احیا، آموزش‌های ادواری تیم احیا باشند.

 
نوید کلانی، لهراسب طاهری، فاطمه افتحاریان، علی طالبی، مرضیه حق‌بین،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین سرطان تشخیص داده شده در زنان است. مطالعات اپیدمیولوژیک منجر به این فرضیه شده است که ویتامین D ممکن است خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش دهد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین کمبود ویتامین D و ابتلا به سرطان پستان در شهرستان جهرم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه موردی- شاهدی بر روی 59 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به کلینیک جامع سرطان خاتم‌النبیاء شهرستان جهرم در بازه زمانی اردیبهشت 99 تا اسفند 99 انجام شد. 30 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان به‌عنوان گروه مورد و 29 زن سالم از نظر سطح ویتامین D نیز به‌عنوان گروه شاهد در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه شامل اطلاعات دموگرافیک (سن، سطح شاخص توده بدنی، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت یائسگی، سن شروع قاعدگی، تعداد زایمان، تعداد سقط، فصل نمونه‌گیری، سابقه بیماری پستان، سابقه خانوادگی سرطان پستان، مصرف دخانیات، مصرف ضدآفتاب، مدت مواجهه با آفتاب، رنگ پوست، محل زندگی، نوع ساختمان)، سوابق بالینی و سطح سرمی ویتامین D می‌باشد.
یافته‌ها: یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که از نظر شاخص توده بدنی و رده‌بندی‌های مختلف شاخص بدنی، سن یائسگی و سن شروع قاعدگی تفاوت معناداری بین دو گروه مورد و شاهد وجود نداشت. تعداد ماه‌های شیردهی در گروه شاهد به‌صورت معناداری بالاتر از گروه مورد بود (001/0P=). نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که بین نوع پاتولوژی بیماری و سطح سرمی ویتامین D ارتباط معنا‌داری وجود نداشته است.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان دادند که میزان کمبود ویتامین D می‌تواند به‌عنوان یک فاکتور پیش‌آگهی بد در روند بیماری سرطان پستان باشد.

 
ندا فرجی، محبوبه علیزاده، اصغر قربانی، حدیثه هوسمی رودسری، سمانه اکبرپور، محمد عارفی،
دوره 82، شماره 11 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف افزایش آمیلاز سرم در برخی بیماران مبتلا به کووید -19 به ویژه در موارد شدید بیماری گزارش شده است. این افزایش می‌تواند نشان‌دهنده درگیری پانکراس (پانکراتیت) ناشی از عفونت ویروسی نیز باشد. این مطالعه مقطعی با هدف ارزیابی نقش سطح آمیلاز سرم به عنوان نشانگر پیش‌آگهی در بیماران کووید-۱۹ انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت مقطعی توصیفی بر روی ۱۵۰ بیمار بستری شده با تشخیص قطعی کووید-۱۹ در بیمارستان بهارلو تهران طی دوره یکساله (تیر 1400-تیر 1401) انجام گردید. در این مطالعه، سطح آمیلاز سرم تمام بیماران در ۲۴ ساعت اول بستری با روش سنجش رنگ‌سنجی اندازه‌گیری شد. معیار افزایش آمیلاز، سطحی بیش از سه برابر حد نرمال (بیشتر از ۳۰۰ واحد بر لیتر) در نظر گرفته شد. داده‌های دموگرافیک، بالینی و پیامدهای درمانی شامل مدت بستری، نیاز به پذیرش در بخش مراقبت‌های ویژه و مرگ‌ومیر ثبت گردید.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که ۳۰ بیمار (20%) سطح آمیلاز سرم بالا داشتند. این گروه در مقایسه با بیماران دارای سطح نرمال آمیلاز، میانگین مدت بستری طولانی‌تری داشتند (۱۴ روز در مقابل هشت روز، 003/0P=)، همچنین نرخ مرگ‌ومیر در گروه با آمیلاز بالا به طور معناداری بیشتر بود (15% در مقابل 5%، 02/0P=)، نیاز به بستری در بخش مراقبت‌های ویژه نیز در این گروه بالاتر گزارش شد (۲۵% در مقابل ۱۰%، 01/0P=). تحلیل رگرسیون لجستیک چندمتغیره پس از تعدیل اثر سن، جنس و بیماری‌های همراه نشان داد که سطح آمیلاز بالا به صورت مستقل با پیامدهای نامطلوب بالینی مرتبط است (OR=2.3, 95% CI:1.4-3.8).
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهد که اندازه‌گیری سطح آمیلاز سرم در بدو پذیرش می‌تواند به‌عنوان یک نشانگر ساده و در دسترس برای شناسایی بیماران پرخطر مفید باشد. افزایش سطح آمیلاز در بیماران کووید -19 نشانه بیولوژیکی مهمی از درگیری چندارگانی (پانکراس و کلیه) و التهاب شدید است که با پیش آگهی بدتر و مرگ‌ومیر بالاتر مرتبط است. پایش این نشانگر می‌تواند به تصمیم گیری بالینی و بهبود پیامد کمک کند.

 
پرویز کریمی، حسین صیدخانی، زهرا محبی‌نژاد، شایان حسنوند،
دوره 83، شماره 4 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حملات تشنج از اختلالات شایع نورولوژیک در سنین طفولیت محسوب می‌شوند و شیوع آن در جامعه چهار تا شش مورد در هر هزار کودک می‌باشد. این مطالعه به‌منظور ارزیابی پیش‌آگهی اولین تشنج بدون عامل محرک از نظر تکرار در بیماران بستری شده انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی به‌صورت گذشته‌نگر بر روی پرونده تمامی بیماران بستری شده با تشخیص تشنج بدون عامل محرک برای بار اول در بیمارستان امام‌خمینی شهر ایلام از فروردین 1395 تا اسفند 1399 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات از پرونده بیماران استخراج شد. تمامی پرونده‌ها از نظر مشخصات نوع تشنج، خصوصیات فردی سن، جنس، تاریخچه بیماری قبلی، سابقه خانوادگی، تکرار تشنج با دارو، تکرار تشنج بدون دارو بررسی شدند.
یافته‌ها: بین نتایج تصویربردای با تکرار تشنج این بیماران نشان داد که رابطه معناداری بین نتیجه اولین تصویربرداری با گزارش تکرار تشنج وجود دارد (001/0P و 729/0=Phi-Cramers). چون EEG همه بیماران ثبت نشده بود، از مطالعه خارج گردید. همچنین رابطه معنادار بین درمان دارویی با تکرار تشنج در سطح معناداری 5% وجود دارد (004/0=P و 273/0=Phi-Cramers).
نتیجه‌گیری: نتایج کلی نشان داد کودکان با تصویربرداری غیرطبیعی مغز در معرض خطر بیشتری برای عود تشنج بودند. عود تشنج ارتباط معناداری با جنسیت، سن و نوع تشنج داشت. پیامدهای این مطالعه با برجسته کردن اهمیت ارزیابی زودهنگام و ارزیابی خطر در کودکان مبتلا به تشنج می‌تواند عملکرد بالینی را بهبود بخشد. شناسایی عوامل کلیدی مرتبط با عود تشنج، متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را قادر می‌سازد تا رویکردهای تشخیصی و درمانی خود را تنظیم کنند و در نهایت مراقبت و ایمنی بیمار را افزایش دهند.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb