21 نتیجه برای چای
سوسن سلطانی محمدی، فرهود توفیقی، گیتا شعیبی،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: لوله گذاری تراشه را می توان با استفاده از رمی فنتانیل و یک هوشبر وریدی غیر مخدری، بدون استفاده از شل کننده عضلانی انجام داد. هدف از اِین مطالعه مقایسه پروپوفول و رمی فنتانیل با تیوپنتال سدیم و رمی فنتانیل بدون استفاده از شل کننده عضلانی از نظر شرایط لوله گذاری تراشه و پاسخ همودینامیک می باشد.
مواد و روشها: 100 بیمار
ASA کلاس 1و 2 که تحت اعمال جراحی انتخابی کمتر از یک ساعت قرار می گرفتند به دو گروه مساوی به صورت تصادفی تقسیم شدند. بعد از تجویز میدازولام 03/0 میکروگرم بر کیلوگرم، رمی فنتانیل 4 میکروگرم بر کیلوگرم تجویز شد در گروه اول پروپوفول 5/2 میلی گرم بر کیلوگرم ودر گروه دوم تیوپنتال 5 میلی گرم بر کیلوگرم به عنوان داروی هوشبر تزریق گردید. پس از 90 ثانیه لوله گذاری تراشه انجام شد. وضعیت لوله گذاری توسط پزشک انجام دهنده لوله گذاری به حالت های عالی، خوب، متوسط و ضعیف تقسیم بندی شد فشار خون سیستولیک و دیاستولیک و متوسط شریانی و ضربان قلب در قبل از تزریق داروها بعد از القای بیهوشی ودقیقه های 1، 3، 5، 10 و 15 بعد از لوله گذاری ثبت می شد. اطلاعات جمع آوری شده با نرم افزار SPSS و آزمون های آماری. Chi-square, independent t-test, paired t-test and fisher's exact test ارزیابی شد و P<0/05 معنی دار به حساب می آمد.
یافته ها: وضعیت لوله گذاری تراشه عالی در 60% ، خوب در 32% و متوسط در 16% بیماران گروه اول و در گروه دوم به ترتیب 42%، 42% و 16% بود (P= 0/166). در گروه اول 52% و در گروه دوم 24% نیاز به تزریق وریدی افدرین برای درمان هیپوتانسیون داشتند (P= 0/004)) و آتروپین در 4 بیمار گروه اول به علت برادیکاردی داده شد (P= 0/05).
نتیجه گیری و توصیه ها: نتایج حاصله پیشنهاد می کنند که پروپوفول و رمی فنتانیل در مقایسه با تیوپنتال سدیم و رمی فنتانیل نه تنها برتری برای لوله گذاری تراشه ندارد بلکه با تغییرات همودینامیک بیشتری همراه می باشد، لذا در صورت لوله گذاری با رمی فنتانیل بدون شل کننده عضلانی تیوپنتال سدیم داروی مناسب تری به نظر می رسد.
محمدتقی خرسندی آشتیانی، غلامعلی دشتی خویدکی، سیدهادی صمیمی اردستانی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: برداشتن کامل حنجره بدلیل ابتلای بیماران به سرطان حنجره دارای عوارض متعددی از جمله از دست دادن صدا میباشد. جهت برقراری مجدد ارتباط کلامی بیماران روشهای مختلفی وجود دارد که ایجاد سوراخ نایی مروی و تعبیه پروتز صوتی یکی از پذیرفته شدهترین آنها میباشد.
روش بررسی: در این تحقیق 10 بیمار که در سالهای 80 تا 82 جهت آنها سوراخ نایی مروی ایجاد شده بود تحت بررسی قرار گرفتند. در 4 بیمار پروتز بصورت اولیه و بلافاصله پس از برداشتن کامل حنجره تعبیه شد و در 6 بیمار این کار بصورت ثانویه انجام گرفت. بیماران همگی مرد بودند و در دو بیمارستان امیر اعلم و امام خمینی تهران تحت عمل جراحی قرار گرفتند.
یافتهها: سن بیماران 50 تا 70 سال بود. 90% آنها سیگار و 10% الکل مصرف میکردند. روانی گفتار در 30% بیماران در حد خوب، در 60% متوسط و در 10% ضعیف بود. از نظر مفهوم بودن گفتار نیز 40% بیماران خوب، 50% متوسط و 10% ضعیف بودند. کیفیت صوت در 40% بیماران خوب، در 50% متوسط و در 10% ضعیف بدست آمد. 30% بیماران دچار نشت بزاق شدند که با درمان نگهدارنده بهبود یافتند.
نتیجهگیری: در پایان این طور نتیجه گرفتیم که روش ایجاد سوراخ نایی مروی و تعبیه پروتز یکی از روشهای نسبتاً کم عارضه و دارای کیفیت مطلوب نسبت به سایر روشهای بازتوانی صوتی در بیماران بدون حنجره میباشد. از نکات مهمی که باید در این روش مدنظر قرار گیرد، انتخاب صحیح بیماران و توجه به انگیزه و توانایی کامل آنها جهت نگهداری از پروتز و همچنین انتخاب صحیح اندازه پروتز برای هر بیمار میباشد.
قاسم محمدخانی، ابوالفضل ملاصادقی رکن آبادی، هاله مجیدی، زهرا جعفری، سعید اسد ملایری، شهره جلایی، نعمت الله نوربخش،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: تحریکات شنوایی و بینایی مهمترین عواملی هستند که امکان ارتباط با محیط بیرون را فراهم میکند. بنظر میرسد در جریان رشد و تکامل مغزی، کاهش ورودی بینایی موجب تقویت پاسخهای کورتیکال شنوایی وحسی- بدنی میشود. در این پژوهش زمان نهفتگی و دامنه پتانسیلهای بر انگیخته شنوایی میان رس در نابینایان مادرزادی و افراد دارای بینایی هنجار مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی روی 40 دانش آموز نابینای مادرزاد و 40 دانشآموز دارای بینایی هنجار در محدوده سنی 14 تا 20 ساله که از حساسیت شنوایی و همچنین رفلکس عضله رکابی طبیعی برخوردار بودند و هیچگونه مشکل گوش میانی نداشتند انجام شد. دلیل انتخاب این گروه سنی، تکامل پتانسیلهای برانگیخته شنوایی میان رس میباشد. نمونهگیری بصورت تصادفی انجام شد.
یافتهها: در این بررسی دامنه امواج Na ، Pa و Nb و همچنین زمان نهفتگی موج Na در دو گروه نابینایان و افراد دارای بینایی هنجار تفاوت معنیداری نداشتند. در حالیکه بین زمان نهفتگی امواج Pa و Nb در دو گروه تفاوت معنیداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: کاهش زمان نهفتگی امواج Pa و Nb در افراد نابینا نسبت به افراد دارای بینایی هنجار احتمالاً نشان دهنده نوعی پدیده جبران حسی در افراد نابینا است. بنظر میرسد بدلیل نوروپلاستیسیتی سرعت پردازش و درک شنوایی در افراد نابینا بیشتر است.
زاهد حسین خان، مصطفی محمدی، پیام اقتصادی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: در مطالعات قبلی دقت آزمون لبگزه با آزمون مالامپاتی مورد ارزیابی قرار گرفته است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه دقت آزمون لبگزه (ULBT) با آزمونهای فاصله دندانهای ثنایا، تیرومنتال و استرنومنتال در ارزیابی راه هوایی فوقانی و پیشگویی لولهگذاری دشوار میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه آیندهنگر، 380 بیمار مورد بررسی قرار گرفتند. در تمام بیماران پیش از القای بیهوشی، کلاس آزمون لبگزه، فاصله دندانهای ثنایا، تیرومنتال و استرنومنتال تعیین گردید. پس از القای بیهوشی نیز نمای حنجره براساس تقسیمبندی کورمک تعیین گردید. درجه 3 و 4 معادل انتوباسیون دشوار در نظر گرفته شد. بهترین نقاط با بالاترین دقت توسط منحنی ROC برای هر یک از آزمونها تعیین گردید. حساسیت و ویژگی آزمونها در پیشگویی دشواری انتوباسیون محاسبه و مقایسه گردید.
یافتهها: در 19 بیمار (5%) لولهگذاری دشوار بود. کلاس 3 آزمون لبگزه، فاصله دندانهای ثنایا کمتر از 5/4 سانتیمتر، فاصله تیرومنتال کمتر از5/6 سانتیمتر و فاصله استرنومنتال کمتر از 13 سانتیمتر، لولهگذاری دشوار در نظر گرفته شد. اختلاف معنیداری بین دو جنس در لولهگذاری دشوار یافت نشد، اما تمامی آزمونهای به کار گرفته شده بالا در مقادیر ذکر شده اختلاف معنیداری در دو گروه با نمای لارنگوسکوپی داشتند (Mc-Nemar، 005/0P<). میزان ویژگی و دقت آزمون لبگزه به میزان معنیداری از آزمونهای تیرومنتال، استرنومنتال و فاصله بین دندانهای ثنایا بیشتر است (به ترتیب ویژگی96/91 % در مقابل01/77%، 64/70% و 27/82% و دقت 05/91% در مقابل 58/76%، 32/71%، 84/81% و53/90%).
نتیجهگیری: آزمون لبگزه با داشتن بالاترین دقت و ویژگی نسبت به آزمونهای فاصله استرنومنتال، تیرومنتال و فاصله بین دندانهای ثنایا در ارزیابی راه هوایی مناسبتر است.
جلال مهدیزاده، روح انگیز صفی خانی، مازیار مطیعی لنگرودی،
دوره 64، شماره 5 - ( 5-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: لولهگذاری طولانی داخل نایی، یکی از روشهای جدید در حال پیشرفت جهت حمایت تنفسی از بیمارانی است که به دلایل مختلف نیاز به مراقبت ویژه دارند. این روش با وجود پیشرفتهای فراوان، عوارضی را به همراه دارد که از جمله مهمترین آنها عوارض نایی ـ حنجرهای میباشد.
روش بررسی: این مطالعه گذشتهنگر در فاصله زمانی 2 سال بر روی 57 بیمار با سابقه لولهگذاری طولانی مدت که به بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیراعلم ارجاع شده بودند انجام شد. از کلیه بیماران علاوه بر اخذ تاریخچه و انجام معاینه فیزیکی، از طریق لارنگوسکوپی و برونکوسکوپی مستقیم تحت بی هوشی عمومی بررسی کامل به عمل آمد.
یافتهها: در این مطالعه 57 بیمار (44 مذکر، متوسط سنی 7/14 ± 9/23 سال ) با متوسط زمان لولهگذاری 8 ± 8/15 روز مورد مطالعه قرار گرفتند. شایعترین علت مراجعه بیماران تنگی نفس(62%) بود. شایعترین علت لولهگذاری (4/72%) صدمه مغزی بود. از میان ضایعات نایی، تنگی نای شایعترین (9/56%) یافته بود. از میان ضایعات حنجرهای، تنگی زیرگلوت شایعترین (2/55%) یافته بود. متوسط طول تنگی نای 83/0± 81/0 سانتیمتر بود. بین طول تنگی نای و طول مدت لولهگذاری ارتباط آماری معنیدار مشاهده شد(0001/0=P ) اما طول تنگی نای با سن و جنس و علت لولهگذاری ارتباطی نداشت (همه مقادیر P بیشتر از 05 /0). از میان ضایعات گلوتیک، شایعترین (9/25%) چسبندگی بین آرتینوییدها بود. بین ضایعات گلوتیک و زیرگلوتیک با سن و جنس و طول مدت لولهگذاری ارتباط معنیدار به دست نیامد (همه مقادیر P بیشتر از 05/0).
سعید چنگیزی آشتیانی، سید مصطفی شید موسوی، سامان حسینخانی، مهدی شیرازی،
دوره 65، شماره 7 - ( 7-1386 )
چکیده
انسداد میزنای با توقف جریان ادرار و افزایش فشار در بخشهای بالایی مجاری ادراری سبب تضعیف پیشرونده در عملکرد کلیوی میشود. این مطالعه برای ارزیابی شرایط استرس اکسیداتیو و تغییرات متابولیسمی در بافت کلیوی طی انسداد حاد یکطرفه میزنای طراحی شده است.
روش بررسی: در رتهای نر نژاد اسپراگ-دالی (10n= در هر گروه)، میزنای چپ بهصورت استریل و تحت بیهوشی مسدود گردید. بعد از گذشت 24 ساعت از انسداد یکطرفه میزنای، هر دو کلیه برداشته و در oC70- حفظ شدند. در رتهای گروههای شاهد و کنترل نیز کلیهها خارج و ذخیره گردید. برای تعیین وضعیت متابولیسم، سطوح ATP و ADP، و برای ارزیابی وضعیت استرس اکسیداتیو، سطوح مالون دی آلدئید (MDA) و توانایی آنتی اکسیدانی/ احیاکنندگی آهن سه ظرفیتی (FRAP)، در بافت کلیوی ارزیابی شد.
یافتهها: مقایسه بین گروه دارای انسداد میزنای و گروه شاهد نشان داد که 24 ساعت انسداد حاد یکطرفه میزنای سبب افزایش میزانهای MDA (nmol/gKW 86/1±42/51 در مقابل 02/1±64/38 با 001/0p<) و ADP (mol/gKWµ 44/0±678/0 در مقابل 04/0±474/0 با 05/0p<)، اما کاهش (همگی با 001/0p<) مقادیر FRAP (mol/gKWµ 16/0±44/2 در مقابل 27/0±28/4)، ATP(mol/gKWµ 10/0±09/1 در مقابل 19/0±26/2)، و ATP/ADP (149/0±64/1 در مقابل 56/0±11/5) در کلیه انسدادی شد. درحالیکه در کلیه غیر انسدادی مقادیر ATP و ADP افزایش و ATP/ADP و MDA عدم اختلاف نسبت به کلیه معادل در گروه شاهد داشتند.
نتیجهگیری: 24 ساعت انسداد یکطرفه میزنای سبب القاء شرایط استرس اکسیداتیو و کاهش متابولیسم هوازی در کلیه انسدادی، بههمراه یک افزایش جبرانی متابولیسم و بدون بروز استرس اکسیداتیو در کلیه غیر انسدادی میگردد.
مصطفی میرشمس شهشهانی، کاترین کیاوش،
دوره 66، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
جوونایل گزانتوگرانولوما نوعی هیستیوسیتوز خوشخیم سلولهای دندروسیتی پوستی و نرمولیپمیک است که اغلب بچههای کوچک را گرفتار میکند. این بیماری از نظر بالینی بهصورت یک یا چند ضایعه پاپولوندولر زرد- قهوهای در قسمت فوقانی بدن بهخصوص سر و گردن تظاهر مییابد. گزانتوگرانولوما در بالغین کمتر دیده میشود و اغلب بهصورت ضایعات منفرد تظاهر میکند. گزانتوگرانولومای متعدد در بالغین نادر است. در این مقاله یک بیمار بالغ با گزانتوگرانولومای متعدد را گزارش میکنیم. معرفی بیمار: بیمار زنی 45 ساله بود که بهعلت وجود ضایعاتی پاپولوندولار در زیر چشم، سینه و پشت مراجعه نموده بود. در بیوپسی از ضایعه ارتشاح سلولی در درم بههمراه سلولهای ژآنت با قرارگیری wreath-like هستهها (Touton giant cell) بهوضوح مشهود بود و تشخیص گزانتوگرانولومای جوانان (جوونایل گزانتوگرانولوما) داده شد. نتیجهگیری: جوونایل گزانتوگرانولوما اغلب در کودکی دیده میشود اما شروع این بیماری بهندرت در دوران بزرگسالی است و در این افراد درگیری سایر ارگانهای بدن، بهخصوص چشم از نظر عوارضی مانند گلوکوم باید در نظر گرفته شود.
سیداحمدرضا خاتونآبادی، حمدرضا هادیان، مجید غفارپور، کریما کهلویی، اکبر حسنزاده،
دوره 66، شماره 10 - ( 10-1387 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: نتایج مطالعات مختلف نشان داده است 45
تا 65 درصد بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس از انواع اختلالات شناختی رنج میبرند.
یکی از مؤلفههای شناختی، حافظه معنایی است که از عوامل ضروری در برقراری ارتباط
مؤثر روزمره است. در تحقیق حاضر حافظه طبقهبندی معنایی برای بررسی سازماندهی
معنایی در افراد سالم و بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مورد مطالعه قرار
گرفت.
روش بررسی: در این تحقیق تعداد 90 نفر داوطلب در دو گروه افراد
مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و افراد سالم که از نظر سن و جنس و تحصیلات مطابقت
داده شدند مورد مطالعه قرار گرفتند. متغیرهای مورد مطالعه شامل زمان و تعداد پاسخ
صحیح به اسامی دو طبقه معنایی طبیعی (حیوانات، میوهها) و مصنوعی (اشیاء) بود که
در حین نمایش واژه اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که بین افراد سالم و
مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در زمان و تعداد پاسخهای درست به طبقههای معنایی
طبیعی و مصنوعی تفاوت معنیداری وجود دارد. بهعلاوه، در هر گروه بین زمان و تعداد پاسخهای درست به
دو طبقه معنایی طبیعی و مصنوعی تفاوت معنیداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر
نشان داد که سازماندهی طبقهبندی معنایی بهصورت طبقه طبیعی (حیوانات، میوهها) و
طبقه مصنوعی (اشیاء) در گروه بیماران مولتیپل اسکلروزیس نیز حفظ میشود. با وجود
این، پردازش مقولههای مختلف معنایی (طبیعی و مصنوعی) در بیماران مولتیپل
اسکلروزیس و سالم متفاوت میباشد. آنالیز دادههای این مطالعه شواهدی را ارایه میدهد
که در بیماران مولتیپل اسکلروزیس پردازش حافظه معنایی از نظر زمان پاسخدهی و
تعداد پاسخهای درست با کندی قابل توجهی نسبت به افراد سالم صورت میگیرد.
محمد حسین حریرچیان، نرگس کریمی، یاشار عبداللهی، لیلا هاشمی چلاوی،
دوره 67، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: برای شناسایی درگیری مسیرهای حسی در بیماران اسکلروز مالتیپل (MS) از پتانسیلهای برانگیخته بینایی، سوماتوسنسوری و شنوایی- ساقه مغزی استفاده میشود. بررسی همزمان هر سه پتانسیل برانگیخته فوق برای بیماران مستلزم هزینه میباشد و بهنظر میرسد انجام یکی از این تستها بتواند پزشک را از انجام بقیه بینیاز کند. هدف این مطالعه، بررسی فراوانی غیرطبیعی بودن هر یک از پتانسیلهای برانگیخته مزبور در بیماران MS بود. روش بررسی: 25 مرد مبتلا به MS از نوع عود کننده- بهبود یابنده در محدوده سنی 40-20 سال که به بیمارستان امام خمینی (ره) مراجعه کرده بودند وارد مطالعه شدند. مقادیر نرمال پارامترهای مورد نظر از پتانیسلهای برانگیخته از طریق بررسی 25 مرد سالم پس از همسانسازی از لحاظ سنی بهدست آمد. مقادیر بیشتر از Mean+2.5SD در مورد Latency و مقادیر کمتر از Mean-2.5SD در مورد دامنه در گروه بیماران بهعنوان میزان غیر طبیعی تلقی گردید. در بیماران از میان سه نوع پتانسیل برانگیخته بینایی، شنوایی و سوماتوسنسوری بهطور کلی میزان حساسیت بهترتیب 60، 52 و 52 درصد بود که این اعداد با نتایج مطالعات دیگر تفاوت زیادی ندارد. بیشترین حساسیت را در بین فاکتورهای مورد ارزیابی قرار گرفته Latency پتانسیلهای برانگیخته بینایی در هر کدام از دو طرف و به میران 60% دارا بود. در عین حال امکان غیرطبیعی بودن پتانسیلهای برانگیخته دیگر در حضور پتانسیل برانگیخته بینایی نرمال هر کدام بهمیزان 8/30% بود. نتیجهگیری: علیرغم حساسیت بیشتر پتانسیل برانگیخته بینایی بر خلاف پیشبینی اولیه در صورت نرمال بودن آن، انجام پتانسیلهای برانگیخته دیگر میتوانند کمک کننده باشد.
سعید چنگیزی آشتیانی، سیدمصطفی شیدموسوی، سامان حسینخانی، مهدی شیرازی،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: انسداد میزنای سبب استرس اکسیداتیو، تضعیف متابولیسم انرژی و نقص دفع اسید در کلیه میگردد. هدف این مطالعه بررسی اثرات ال- کارنیتین بهعنوان کوفاکتور تسهیلکننده اکسیداسیون اسیدهای چرب در میتوکندری و نیز زداینده رادیکالهای آزاد و همچنین آلفاتوکوفرول بهعنوان قویترین آنتیاکسیدان بر روی این اختلالات کلیوی در ساعات اولیه بعد از رفع انسداد حاد یکطرفه میزنای میباشد. روش بررسی: میزنای چپ تحت بیهوشی در 60 رت مسدود ال- کارنیتین، آلفاتوکوفرول یا حاملشان (نرمال سالین و روغن زیتون) در چهار گروه مختلف بهصورت داخل صفاقی (i.p) تزریق شد. هر رت مجدداً بیهوش و کانولگذاری گردید و انسداد میزنای دقیقاً 24 ساعت بعد از القای انسداد یکطرفه میزنای باز شد. طی یک دوره 30 دقیقه کلیرانس جمعآوری جداگانه ادرار از دو کلیه صورت گرفت. نمونههای جمعآوری شده ادرار و خون شریانی به سنجشگرهای خودکار داده شدند، و سطوح مالون دیآلدئید (MDA)، ATP و ADP در کلیهها اندازهگیری گردیدند. گروههای شاهد و کنترل نیز وجود داشتند (10-8n= در هر گروه). یافتهها: در کلیه پس انسدادی گروههای دریافتکننده حامل نسبت به کلیه معادل در گروه شاهد، مقادیر MDA (001/0p<)، ADP (01/0p<)، pH (001/0p<) ادراری و دفع مطلق (05/0p<) و نسبی بیکربنات (01/0p<) افزایش، ATP، ATP/ADP (هر دو 001/0p<) و PCO2 (01/0p<) ادراری کاهش نشان دادند. آلفاتوکوفرول توانست سطح MDA را بهحد طبیعی بازگرداند اما تاثیری بر مقادیر تغییر یافته شاخصهای متابولیسم انرژی و دفع اسید- باز نداشت، در حالیکه ال- کارنیتین همه آنها بهجز افت PCO2 ادراری را بهبود بخشید. نتیجهگیری: دفع بیکربنات افزایش یافته در کلیه پس انسدادی بهعلت نقص ترشح اسید در مجاری جمعکننده میباشد و به متابولیسم انرژی تضعیف شده و استرس اکسیداتیو کلیوی ناشی از انسداد میزنای مرتبط نمیباشد.
محمد علی بیطرف، مازیار اذر، مجتبی میری، عبدالرضا شیخ رضایی، مزدک عالیخانی، محمود الله وردی، احمد شریف تبریزی، علی طیبی میبدی،
دوره 68، شماره 3 - ( 3-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: مننژیومهای قاعده جمجمه درصد عمدهای از مننژیومهای مغز را تشکیل میدهند. درمان مننژیومهای قاعده جمجمه دشوار بوده و امکانات مفصلی را نیاز دارد زیرا این تومورها در مجاورت عناصر متعدد حیاتی مغز قرار دارند. رادیوسرجری در حال حاضر بهعنوان یک راه درمانی موثر در این تومورها مطرح میباشد. در این مطالعه به اثربخشی این روش در درمان این تومورها میپردازیم.
روش بررسی: برای نخستین بار 230 مورد مننژیوما را در یک مطالعه بررسی موارد، گزارش میکنیم که در ایران با استفاده از گامانایف مدل C تحت رادیوسرجری قرار گرفتهاند. گامانایف رادیوسرجری با متوسط دوز 15 گری و ایزودوز 50% صورت گرفت.
یافتهها: از 230 مورد مننژیوم قاعده جمجمه ارجاعی به مرکز گامانایف ایران، 80 (35%) بیمار موارد جدید بودند و بقیه یک یا چند مرتبه تحت درمان با روش جراحی قرار گرفته بودند. هیچکدام از بیماران بعد از این درمان دچار مرگ و میر نشدند. شایعترین عوارض، سردرد شدید (30 بیمار) و ادم دور تومور (12 بیمار) بود.
نتیجهگیری: بر طبق تعریف انجام گرفته از کنترل تومور، که بهصورت حجم ثابت و یا کاهشیافته تومور بود در 219 (95%) بیمار تومور کنترل شد. در بیمارانی که قبلاً تحت درمان با روش جراحی قرار نگرفته بودند، بهبود بالینی بیشتری مشاهده گردید. در صورت حضور شرایط لازم از نظر حجم تومور و عدم وجود نقص پیشرونده عصبی بیمار میتواند بهصورت اولیه تحت درمان با گامانایف قرار گیرد، و در غیر این موارد رادیوسرجری بهعنوان درمان تکمیلی مفید خواهد بود.
ستار استادهادی، اعظم بختیاریان، یاسر عزیزی، وحید نیکویی،
دوره 71، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: از مواد نانو بهصورت وسیعی در زندگی روزمره استفاده میشود. هدف از مطالعه حاضر بررسی سمیت ریوی نانو ذره دیاکسیدتیتانیوم (TiO2) در خرگوش میباشد.
روش بررسی: در این بررسی 18 خرگوش نر بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروههای اول و دوم µl50 از محلول نانودیاکسیدتیتانیوم با اندازه nm20 را بهترتیب با دوزهای 50 و mg/kg100 بهصورت تزریق تدریجی داخل نای دریافت کردند. گروه سوم فقط µl50 نرمال سالین دریافت کرد. در زمانهای قبل از تزریق و روزهای 10، 17 و 24 پس از تزریق، از قفسهسینه عکس رادیوگرافی تهیه شد. در روز 24 پس از تزریق، حیوانات بیهوش شده و نمونهگیری از خون و بافت ریه انجام گردید.
یافتهها: بررسی رادیوگرافی نشان داد که در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم نسبت به گروه کنترل افزایش پیشروندهای در فیبروز ریوی مشاهده میگردد که این رخداد در روز 24 بعد از تزریق به حداکثر رسید. در بررسی میکروسکوپی، افزایش سلولهای التهابی در بافت بینابینی ریه و همچنین آمفیزم ریوی مشاهده گردید. در گروههای دریافتکننده نانودیاکسیدتیتانیوم میزان آنزیمهای کبدی، گلبولهای سفید و هماتوکریت نسبت به گروه کنترل بالاتر بود (05/0P≤). در مورد غلظت پلاسمایی کراتینین تفاوت معنیداری بین گروههای مختلف مشاهده نشد (05/0P>).
نتیجهگیری: موارد فوق نشان داد که نانو ذرات دیاکسیدتیتانیوم قادر به ایجاد فیبروز و التهاب ریوی و نیز افزایش آنزیمهای کبدی و سلولهای التهابی میباشند.
علیرضا جعفری، علی اکبر شفیعی، علی میرزاجانی، پیمان جمالی،
دوره 72، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از تحریکات بینایی CAM قدمتی بیشاز پنجاه سال دارد ولی نتایج مطالعات از عدم بهبودی تا تأثیرات چشمگیر گزارش شده است. هدف مطالعه حاضر تعیین تاثیر تحریکات بینایی همراه با روش متداول اکلوژن در درمان آمبلیوپی میباشد.
روش بررسی: چهل کودک 6-4 ساله مبتلا به آمبلیوپی آنیزومتروپیک که تحت هیچ اقدام درمانی قرار نگرفته بودند در این کارآزمایی بالینی شرکت نمودند. بیماران با جاگذاری تصادفی در دو گروه شامل گروه تحت درمان با اکلوژن و گروه تحت درمان با اکلوژن و مکمل CAM تحت درمان قرار گرفتند. بهبودی حدت بینایی، دید بعد و کاهش شدت ابتلا به آمبلیوپی در دو گروه مقایسه شد.
یافتهها: حدت بینایی در گروه تحت درمان بهروش اکلوژن از 077/0±444/0 log of the Minimum Angle of Resolution (logMAR) به 023/0±138/0 logMAR (001/0P<) و در گروه تحت درمان تکمیلی با محرک بینایی CAM نیز از 075/0±398/0 logMAR به 022/0±047/0 LogMAR رسید (001/0P<). در خصوص دید بعد، بهبودی 157 کمان ثانیه (از 34±258 کمان ثانیه به 13±101 کمان ثانیه 001/0P<) و 171 کمان ثانیه (از 33±237 کمان ثانیه به 12±66 کمان ثانیه 001/0P<) بهترتیب در گروه اول و دوم بهدست آمد. همه افراد گروه دوم در پایان دوره درمان به محدوده بینایی طبیعی رسیدند، در حالی که فقط 47% افراد گروه اول در این مدت به این سطح از بینایی دست یافتند.
نتیجهگیری: استفاده از تحریکات بینایی CAM همراه با اکلوژن موجب بهبودی بیشتر حدت بینایی و دید بعد میگردد.
بهناز تهرانی، سهیل سبحان اردکانی،
دوره 74، شماره 6 - ( 6-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: باقیمانده آفتکشها در محیط و مواد غذایی بر سلامتی موجودات زنده از جمله انسان تأثیر منفی میگذارد. این پژوهش با هدف ارزیابی غلظت باقیمانده قارچکش پروپینب (Propineb) در انواع چای مصرفی کشت داخل و وارداتی انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، 18 نمونه چای شامل 12 نمونه از چهار برند وارداتی و شش نمونه از دو برند کشت داخل از مراکز عرضه چای در شهر همدان در سال 1394 تهیه شد. پس از آمادهسازی و فرآوری نمونهها در آزمایشگاه، غلظت باقیمانده قارچکش پروپینب در آنها توسط دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 400 نانومتر و در 5 تکرار خوانده شد.
یافتهها: میانگین غلظت باقیمانده پروپینب در نمونههای چای تولید داخل و وارداتی بر حسب µg/kg بهترتیب برابر با 27/0±60/1 و 63/0±78/0 و در هر دو مورد کمتر از رهنمود کمیسیون اروپا (µg/kg 100) بود. همچنین نتایج نشان داد که بین میانگین غلظت باقیمانده قارچکش پروپینب در نمونههای چای کشت داخل و وارداتی اختلاف معنادار آماری وجود نداشت (17/0P=).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در همه نمونههای چای مورد بررسی، باقیمانده قارچکش پروپینب تشخیص داده شد. اما از آنجا که میانگین غلظت باقیمانده پروپینب در نمونههای چای مصرفی در شهر همدان کمتر از رهنمود کمیسیون اروپا بود، مصرف کنترل شده این محصول اثر سوء بهداشتی برای مصرفکنندگان ندارد. از طرفی، با توجه به افزایش میزان استفاده از آفتکشها و استفاده وسیع از روشهای شیمیایی دفع آفات و بیماریهای گیاهی در اقصی نقاط دنیا از جمله ایران، بهمنظور حفظ سلامت مصرفکنندگان، نسبت به پایش مستمر انواع چای تولید داخل و بهویژه وارداتی از نظر غلظت انواع آلایندههای شیمیایی توصیه میشود.
علیرضا ماهوری، ابراهیم حسنی، نازلی کرمی، مهرداد عزیزپور،
دوره 75، شماره 5 - ( 5-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: لارنگوسکوپی و لولهگذاری داخل تراشه محرکهای شدیدی هستند که موجب برانگیخته شدن پاسخهای همودینامیک میشوند. این پاسخها بایستی با استفاده از تجویز پیشداروی مناسب، القای آرام بیهوشی و لولهگذاری سریع پیشگیری گردند. گاباپنتین و پرگابالین در برخی از مطالعات پیشنهاد شدهاند. هدف این مطالعه مقایسه تأثیر گاباپنتین و پرگابالین بهعنوان پیشدارو در پیشگیری از پاسخهای همودینامیک ناشی از لارنگوسکوپی و لولهگذاری بود.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی که از فروردین تا اسفند ۱۳۹۴ در بیمارستان امامخمینی (ره) ارومیه انجام گرفت، ۹۰ بیمار کاندید جراحی انتخابی داخل شکم با فشارخون طبیعی، در محدوده سنی ۲۰ تا ۵۰ سال، وضعیت فیزیکی American Society of Anesthesiologists (ASA) class I و از هر دو جنس بهصورت تصادفی در سه گروه بررسی شدند. گروه یک دارونمای خوراکی، گروه دو گاباپنتین mg ۹۰۰ و گروه سه پرگابالین mg ۱۵۰، دو ساعت پیش از القای بیهوشی دریافت کردند. تکنیک بیهوشی یکسان بوده و بیماران از نظر تغییرات همودینامیک، پیش و پس از القای بیهوشی و سپس دقایق یک، سه و پنج پس از لولهگذاری ارزیابی شدند.
یافتهها: افزایش بارز تعداد ضربان قلب و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک پس از لولهگذاری در گروه شاهد دیده شد. این تغییرات بهصورت معناداری در گروه گاباپنتین و پرگابالین کمتر بود (۰/۰۰۱P=). عارضه جانبی خاصی مشاهده نگردید.
نتیجهگیری: تجویز گاباپنتین بهعنوان پیشدارو، یک روش موثر برای کنترل پاسخهای همودینامیک به لارنگوسکوپی و لولهگذاری میباشد. دادههای بهدست آمده نشان داد که پرگابالین اثرات مشابه با گاباپنتین دارد. هردو دارو برای کنترل پاسخهای همودینامیک سودمند هستند.
علی صالحی، محمدعلی ابطحی، سیدحسین ابطحی، حسن رزمجو، محمد توحیدی، مجتبی اکبری، حمیدرضا جهانبانی-اردکانی،
دوره 77، شماره 5 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کورویید لایهی تغذیهکنندهی نیازهای خونی لایههای خارجی شبکیه بوده و در بیماری انسداد ورید مرکزی چشم دچار تغییرات بزرگی میشود. پژوهش کنونی با هدف بررسی ضخامت پایه کورویید زیر فووآی (Baseline subfoveal choroidal thickness) بهعنوان یک شاخص برای پاسخ بینایی و آناتومیک به بواسیزوماب در بیماران دچار ادم ماکولای ناشی از انسداد ورید مرکزی شبکیه انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه همگروهی آیندهنگر ۲۳ مورد جدید از بیماران با ادم ماکولای ناشی از انسداد ورید مرکزی شبکیه درماننشده از بهمن ۱۳۹۵ تا تیر ۱۳۹۶ در بیمارستان چشمپزشکی فیض، اصفهان، مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران یک تزریق داخل ویتره بواسیزوماب دریافت کردند و برای ۳۰ روز پیگیری شدند. ضخامت زیر فووآی کورویید بهکمک روش Enhanced depth imaging spectral-domain optical coherence tomography (EDI SD-OCT) ارزیابی شد. نسبت پایه ضخامت زیر فووآی کورویید در چشم بیمار به چشم سالم بهعنوان متغیر غیروابسته در نظر گرفته شد. تغییرات بهترین دید اصلاح شده در مقیاس لوگمار (LogMAR visual acuity) (پاسخ بینایی) و نسبت ضخامت مرکز ماکولا ثانویه به اولیه (پاسخ آناتومیکی) در چشم مبتلا به انسداد ورید مرکزی شبکیه برای آنالیزهای مقایسهای و وابستگی در نظر گرفته شدند.
یافتهها: ۴۶ چشم از ۲۳ بیمار (۲۳ چشم سالم در مقایسه با چشم سالم مقابل) وارد مطالعه شدند. مقدار ضخامت زیر فووآی کورویید پایه در چشمهای دچار انسداد ورید مرکزی شبکیه (µm ۴۶/۰۹±۲۵۱/۹۱) نسبت به چشم سالم بیشتر بود (۰/۰۰۰۱P<، µm ۲۶/۶۲±۲۰۶/۹۵). نسبت پایه ضخامت زیر فووآی کورویید در چشم بیمار به چشم سالم بهطور متوسط با پاسخ آناتومیکال بهشدت با پاسخ بینایی ارتباط داشت.
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش، افزایش ضخامت مشیمیه زیر فووآ در چشمهای مبتلا به انسداد ورید مرکزی شبکیه میتواند نشاندهنده پاسخ بهتر کوتاهمدت به داروی بواسیزوماب باشد.
نرگس خداپرست، نازیلا ملکیان، زهرا وهابی، داوود فتحی، شهرام اویس قرن، فرزاد فاتحی، سیامک عبدی،
دوره 78، شماره 5 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر بهعنوان شایعترین علت دمانس مطرح میباشد. دومین علت شایع دمانس پس از آلزایمر، دمانس واسکولار است. یکی از سیستمهای درگیر در انواع دمانس، سیستم دیداری میباشد و پتانسیل برانگیخته بینایی (Visual Evoked Potential) میتواند یکی از روشهای تشخیصی این بیماری باشد. از اینرو مطالعه حاضر با هدف مقایسه تغییرات الگو پتانسیل برانگیخته بینایی در بیماران مبتلا به آلزایمر، دمانس واسکولار و اختلال شناختی خفیف با افراد سالم میباشد.
روش بررسی: مطالعه مورد-شاهدی در جمعیت افراد مراجعهکننده در بیمارستان شریعتی تهران از فروردین 1394 تا شهریور 1395 بوده است. بیماران با شکایت اختلال شناختی، تحت آزمون ارزیابی شناختی مونترال قرار گرفته و به سه گروه اختلال شناختی خفیف، آلزایمر و دمانس واسکولار تقسیم شدند و افراد با شناخت نرمال در گروه کنترل قرار گرفتند. تست پتانسیل برانگیخته بینایی به دو روش پترن شیفت و فلش (Pattern shift and flash) روی تمامی شرکتکنندگان انجام و نتایج بین گروهها مقایسه شد.
یافتهها: 40 بیمار در چهار گروه بررسی شدند (سه گروه بیمار و گروه کنترل). در گروه آلزایمر 70% و در گروه دمانس واسکولار 60% پتانسیل برانگیخته بینایی پترن شیفت غیرطبیعی بود. تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی تنها در گروه آلزایمر بهطور معناداری بیشتر از گروه کنترل بوده است و در گروههای دیگر اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. در بررسی متغیرهای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش اختلاف معناداری بین گروهها وجود نداشت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد تنها آلزایمر با افزایش معنادار تاخیر P100 پتانسیل برانگیخته بینایی ارتباط داشته و از طرفی اختلاف معناداری در اجزای پتانسیل برانگیخته بینایی فلش بین گروههای مختلف وجود نداشت.
بنفشه صفایی فرد، مهری قاسمی، خسرو خادمی کلانتری، علیرضا اکبرزاده باغبان، یعقوب شاوهئی،
دوره 79، شماره 4 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: پوسچروگرافی روشی است که در آن با اندازهگیری نوسان مرکز فشار، ثبات وضعیتی افراد ارزیابی میشود. هدف مطالعه حاضر بررسی تکرارپذیری اندازهگیری نوسان مرکز فشار در حالت ایستاده با نوسان داخلی در خانمهای جوان سالم و مبتلا به افزایش انحنای پشتی میباشد.
روش بررسی: 10خانم مبتلا به افزایش انحنای پشتی با 65/2±5/23 سال و 10 خانم سالم با 3/1±9/21 سال از مهر تا بهمن 1397 وارد مطالعه شدند. از افراد خواسته شد بالا بردن سریع اندامهای فوقانی را در حالت ایستاده روی صفحه نیرو انجام دهند. انحرافمعیار آمپلیتود و سرعت نوسان مرکز فشار در محورهای قدامی-خلفی و طرفی و سطح نوسان مرکز فشار برای تحلیل آماری استفاده شدند. اندازهگیریها توسط یک آزمونگر با فاصله یک روز در آزمایشگاه بیومکانیک دانشکده توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. تکرارپذیری اندازهگیریها با استفاده از ضریب همبستگی (ICC)، خطای معیار اندازهگیری (SEM) و حداقل تغییر قابل اندازهگیری (MDC) محاسبه گردید.
یافتهها: تکرارپذیری اندازهگیری انحرافمعیار سرعت و آمپلیتود مرکز فشار در دو محور در دو گروه بیش از 75/0 بود. تکرارپذیری اندازهگیری سطح نوسان مرکز فشار در گروه سالم و مبتلا بهترتیب 42/0 و 38/0 بود.
نتیجهگیری: در مطالعات آینده میتوان از متغیرهای انحرافمعیار آمپلیتود و سرعت مرکز فشار بهعنوان متغیرهای پایا برای ارزیابی تعادل ایستا در زنان جوان با و بدون ابتلا به افزایش انحنای پشتی استفاده کرد. هر چند بیثباتی سطح جابجایی مرکز فشار نشان میدهد که استفاده از آن برای تمایز بین افراد و ارزیابی نتایج مداخلات بر ثبات وضعیتی بایستی با احتیاط صورت گیرد.
محمد بختیار حسام شریعتی، فهیمه رجبی، احسان متوسل،
دوره 80، شماره 9 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین ناهنجاریهای دستگاه کلیوی، سیستم جمعآوری دوتایی است. آگاهی به واریاسیونها و اختلالات آناتومیک قبل از اعمال جراحی میتواند پروسیجر جراحی را برای جراح هموارتر کرده و مانع از ایجاد اشتباهات ناخواسته گردد.
معرفی بیمار: گزارش ما در این مقاله در مورد دختر بچهای است که بهعلت درد پهلو به مرکز امآرآی بیمارستان بعثت سنندج در تاریخ آذر 1398 مراجعه کرده بود و پس از تصویربرداری شکمی، علایم از ناهنجاری سیستم جمعآوری دوتایی از نوع لگنچه کلیه شکافته مشخص شد و این ادغام ناقص منجر به ایجاد انواع کامل یا ناقص سیستم جمعآوری کلیوی میشود. شیوع این ناهنجاری بیشتر بهصورت یک طرفه است، اما در گزارش ما این مورد ناهنجاری مجاری ادراری بهصورت دو طرفه بود.
نتیجهگیری: با این حال، از آنجا که کلیههای دوبلکس اغلب بدون علامت هستند و بنابراین عمدتاً در بیمارانی بهصورت تصادفی تشخیص داده میشود، میزان واقعی بیماران علامتدار احتمالاً کمتر است.
پوریا مشاطهگان، محمد رضا قانع، علی بهرامیفر، مهدی راعی،
دوره 82، شماره 6 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اینتوباسیون معمولاً در شرایط اورژانسی یا پیش از عمل جراحی انجام میشود و فشار کاف لوله تراشه باید بهطور منظم کنترل شود. فشار کاف بالای ۲۰ تا ۳۰ سانتیمتر آب باید حفظ شود، فشار بیش از حد میتواند منجر به آسیب و نکروز دیواره نای و فشار ناکافی منجر به نشت هوا و ترشحات شود که خطر پنومونی آسپیراسیون را افزایش میدهد. هدف این مطالعه مقایسه فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی و هوا از نظر عوارض پس از اکستوباسیون و تغییرات فشار کافها است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کوهورت آیندهنگر برروی بیمارانی که در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان بقیهالله الاعظم تهران از اردیبهشت تا بهمن 1402 بستری شده و تحت اینتوباسیون در این بخش قرار گرفته و شرایط ورود به مطالعه را داشتهاند صورت گرفت. فشار کاف لوله تراشه در ۶۲ بیمار در زمانهای ۳۰، ۶۰، ۱۲۰ دقیقه، شش ساعت و ۲۴ ساعت پس از اینتوباسیون با استفاده از دستگاه مانومتر اندازهگیری شد. بیماران به دو گروه تقسیم شدند: گروه "هوا" با کاف پرشده با هوا و گروه "لیدوکائین" با کاف پرشده با ۲% لیدوکائین. عوارضی مانند گلودرد، خشونت صدا و سرفه پس از اکستوباسیون و ۲۴ ساعت بعد بررسی شد. همچنین جابجایی لوله تراشه کنترل شد.
یافتهها: فشار کاف لوله تراشه پرشده با لیدوکائین بهطور معناداری کمتر از کاف پرشده با هوا بود (001/0P=). بروز گلودرد، سرفه و خشونت صدا پس از اکستوباسیون نیز در گروه لیدوکائین بهطور معناداری کمتر بود (001/0P=).
نتیجهگیری: کافهای لوله تراشه پرشده با لیدوکائین قلیایی از فشار بالای کاف جلوگیری کرده و عوارض اینتوباسیون مانند گلودرد را کاهش میدهند. بهنظر میرسد کافهای پرشده با لیدوکائین قلیایی ایمنتر از کافهای پرشده با هوا هستند.