جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای چسبندگی

نریمان مصفا، فرزانه لبیبی،
دوره 57، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده

سلولهای کشنده طبیعی، اصلی ترین جمعیت لنفوسیتی می باشند که با عرضه و بیان گیرنده اینترلوکین دو (IL2R) و از نوع تحت ساختمان بتای 75 کیلودالتونی، قدرت پاسخ بالایی در مجاورت این فاکتور داشته و بخوبی درجات تکثیری و عملکردی توانمندی را در جهت ایجاد سلول کشنده فعال شده با لنفوکاین Lymphokine Activated Killer Cell نشان می دهند. یکی از وقایع زودرس در بروز این فعالیت، اتصال برخی از سلولهای NK به سطوح پلاستیکی می باشد (Adherent-NK cells) بطوری که 24 ساعت بعد از کشت سلولها در مجاورت با IL2 و با افزایش مقادیر غلظتی، افزایش در عرضه مارکر CD56 صورت گرفته و بطور محسوسی قدرت کشندگی بالا در مقایسه با (Non-Adherent Cells) پیدا می نماید. این چنین سلولهای چسبنده با قدرت سیتوتوکسیتی و ضدتوموری، مناسب برای ایمونوتراپی آداپتیو می باشند. در این بررسی، سعی گردیده است که با بکارگیری از تکنیک های جداسازی و تخلیص سلولهای NK از محتویات PBMNC (Peripheral Blood Mononuclear) خون افراد سالم، مرد و جوان، مجاورت آنها با مایع رویی کشت لنفوسیتهای تحریک شده با PHA که غنی از انواع سیتوکاین ها بخصوص IL2 می باشد، بطور اتولوگوس، سلولهای چسبنده به سطوح پلاستیکی (A-NK) تولید نموده و با ارزیابی قدرت سیتوتوکسیتی آنها به روش اسلاید ژل و نیز سنجش LDH activity مایع رویی، با دو گروه NA-NK و Resting-NK مقایسه گردیدند که در نهایت، سلولهای A-NK دارای توان کشندگی بالاتری به نسبت سلولهای NA-NK داشته و بخصوص اختلاف واضحی را با سلولهای NK که در طول کشت، مایه رویی دریافت ننموده بودند، نشان دادند.


محمدرضا ظفرقندی، مجید معینی، ابوالفضل شجاعی فرد،
دوره 57، شماره 4 - ( 4-1378 )
چکیده

از نظر علل انسداد، شایعترین علت وجود adhesion band بوده که در کتب مرجع تا 70 درصد علل را تشکیل داده و در مطالعه ما نیز شایعترین علت بوده 23 درصد کل علل را تشکیل می دهد. در انسداد کولورکتال، شایعترین علت سرطان های کولون و رکتوم بوده و اثر فشاری تومورهای داخل شکم و لگن در مکان دوم ولولوس علت سوم از نظر شیوع می باشد. در مطالعه ما ولولوس شایعترین علت انسداد کولورکتال بوده و 9 درصد کل موارد انسداد و حدود 40% کل موارد انسداد کولورکتال را شامل می شد. سرطان های کولون و رکتوم در مکان دوم قرار داشته و حدود 6 درصد کل موارد انسداد و یا حدود 30% موارد انسداد کولورکتال را شامل می شد. 70 درصد بیماران مورد مطالعه ما را مردان و 30 درصد را زنان تشکیل می دادند. دامنه سنی آنها بین 3 سالگی تا 85 سالگی و میانگین سنی آنها 45 سال بوده است. شایعترین عمل جراحی در سابقه بیماران قبل از ایجاد انسداد آپاندکتومی بوده است. 75 درصد بیماران دچار انسداد کامل و 25 درصد انسداد نسبی داشته اند. 56 درصد از بیماران (از کل 112 نفر) قبلا در سابقه خود عمل جراحی داشته اند. میزان مرگ و میر بعد از عمل جراحی برای انسداد در بیماران 5/3 درصد بود که تقریبا معادل کتب مرجع می باشد. مرگ و میر با فشار خون قبل از عمل رابطه داشته و نتیجه گرفته شد که بالا بودن فشارخون قبل از عمل ریسک مرگ و میر را می تواند بالا ببرد. میزان گانگرن روده مشاهده شده حین عمل حدود 21 درصد یا 23 مورد از کل 112 بیمار بود و گانگرن روده با موربیدیته یا عوارض بعد از عمل رابطه داشته و بیماران دچار گانگرن روده بیشتر دچار عوارض بعد از عمل می شوند (P=0.032). عوارض بعد از عمل جراحی به علت انسداد روده در حدود 33/3 درصد از بیماران دیده شد. اهداف اصلی مطالعه عبارتند از: تعیین علل انسداد روده در بیماران مورد مطالعه و مقایسه فراوانی آنها با کتب مرجع و دو مطالعه دیگر از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران. تعیین فراوانی نوع و محل انسداد. تعیین میزان مرگ و میر و علل آن و عوامل موثر بر آن. تعیین فراوانی عوارض بعد از عمل و بررسی عوامل موثر بر آن.


بلقیس اولادی،
دوره 58، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده

بیمار معرفی شده، خانمی بود 28 ساله با سابقه نازایی اولیه 8 ساله که یکبار سقط ناقص سه ماهه اول داشت، که منجر به کورتاژ شده بود. متعاقب آن تحت درمان با بروموکریپتین باردار شده بود که در نه ماهگی منجر به مرگ داخل رحمی گردید. متعاقب زایمان طبیعی یک نوزاد پسر ماسره، جفت چسبندگی غیر طبیعی و کامل به دیواره رحم داشت. باتوجه به اینکه این خانم از لحاظ حاملگی در رده بیماران پرخطر محسوب می شد و حفظ رحم برای او حیاتی بود اقدام به درمان محافظه کارانه با متوترکسات شد که منجر به خروج کامل جفت گردید. با حفظ رحم، بیمار ظرف 15 ماه مجددا باردار شد که ماحصل آن نوزاد پسر با آپگار اسکور 10-9 و خروج کامل جفت در مرحله سوم زایمان بود.


ناهید رحیمی فرد، اکبر میرصالحیان، پرویز مالک نژاد، ناصر ابراهیمی دریانی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده

زمینه و هدف: هلیکوباکتر پیلوری عامل گاستریت مزمن فعال، زخم‌های معده و اثنی‌عشر در انسان و یک عامل کمکی در ایجاد سرطان معده و تومورهای لنفوئیدی مخاط است. اولین و مهمترین قدم برای ایجاد عفونت و بیماریزایی, چسبیدن باکتری به مخاط معده می‌باشد. لذا استفاده از مواد مهار کننده فاکتور چسبندگی باکتری و ممانعت از اتصال روشهای جدید درمانی در بیماریهای عفونی را مطرح می‌سازد. در نتیجه ارائه روش مناسب برای چسبندگی از جایگاه خاصی برخوردار می‌شود.
روش بررسی: با مقایسه روشهای گزارش شده از نظر نوع سلول ,غلظت شیرابه سلولی و باکتری, مدت زمان تماس و دمای مجاورت با ادغام و یا تغییر آنها روش مناسب برای چسبیدن هلیکوباکتر به سلولها بدست آمد و چسبندگی 22سوش هلیکوباکتر‌پیلوری جدا شده از بیوپسی انتر معده یا دوازدهه 49 بیمار با علائم دیس پپسی، گاستریت، زخم معده، زخم اثنی‌عشر و ... که تحت اندوسکوپی قرار گرفته بودند به هفت رده سلول انسانی از طریق ELISA با استفاده از فعالیت اوره‌آزی هلیکوباکتر پیلوری (Urea Phenol Red)UPR بررسی شد.
یافته‌ها: استفاده از غلظت شیرابه میکروبی معادل لوله 1 مک فارلند برای هلیکوباکتر پیلوری و شیرابه سلولی حاوی 10×5 سلول در میلی‌لیتر, زمان 90 دقیقه مجاورت باکتری با سلول در37 درجه سانتیگراد منجر به حداکثر چسبندگی شد. بین 22 سوش هلیکوباکتر‌پیلوری از نظر چسبیدن به سلولها تفاوت معنی‌داری وجود نداشت. هلیکوباکتر پیلوری به تمام هفت رده سلولی مورد استفاده در شرایط invitro می‌چسبد و درصد چسبندگی به سلولها به ترتیب از HT29, HT29/219, AGS, SW742, HeLa, HepII تا Caco-2 کاهش قابل ملاحظه‌ای را نشان داد و بهترین چسبندگی به سه رده سلول اول بود.
نتیجه‌گیری: برای بررسی‌های چسبندگی، ممانعت از چسبندگی و جداسازی استفاده از روش چسبندگی ارائه شده در این تحقیق توصیه می‌شود و از بین هفت رده سلول آزمایش شده سه رده سلولی Sw742, HeLa, HepII پیشنهاد می‌گردند و از بین این سه رده سلول HepII بعنوان سلول مناسب برای استفاده در این گونه تحقیقات معرفی می‌گردد.


بارانک صفائیان، سیما شکری، سکینه محمدیان، فاطمه چراغعلی، لیلا جویباری، صفا آریان نژاد، طیّب رمیم،
دوره 71، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: سطح استرادیول سرم از عوامل مورد بحث در پیش‌آگهی مبتلایان به چسبندگی لابیا می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی سطح سرمی استرادیول و پاسخ‌دهی به استروژن موضعی در مبتلایان به چسبندگی لابیا می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه به صورت مداخله‌ای و آینده‌نگر انجام گردید. 100 کودک از میان دختران مراجعه‌کننده به درمانگاه کودکان بیمارستان طالقانی شهر گرگان در سال 1390 انتخاب شدند. تشخیص بیماری با معاینه بالینی ناحیه وستیبول انجام گردید. معیارهای ورود به مطالعه شامل سن سه ماه تا هشت سال، عدم وجود علایم بلوغ، عدم ابهام تناسلی، عدم وجود علایم وولوواژنیت، وجود چسبندگی لابیا بیش‌تر از 25%، عدم سابقه درمان قبلی با استروژن موضعی به فاصله کم‌تر از دو هفته و عدم سابقه درمان ناکامل قبلی بود. در صورت عدم مصرف مناسب دارو از نظر زمان و مقدار آن، عدم مراجعه برای معاینات بعدی و بروز عوارض مربوط به درمان طی دوره درمانی هفت روزه بیمار از مطالعه خارج گردید.
یافته‌ها: بیش‌ترین فراوانی چسبندگی لابیا در کودکان زیر یک‌سال و کم‌ترین آن در کودکان 8-7 سال وجود داشت. 86 بیمار بهبودی کامل یا نسبی داشتند. در 14 کودک هیچ‌گونه‌ای شواهدی از بهبودی مشاهده نگردید. در هیچ‌کدام از بیماران شدت چسبندگی بدتر نگردیده بود. در افرادی که پاسخ مثبت به درمان داشتند، استرادیول خون در سطح پایین‌تری قرار داشت. اختلاف آماری معنی‌داری میان سطح استرادیول خون در موارد پیشرفت کامل یا نسبی در مقایسه با موارد بدون پیشرفت وجود داشت (044/0=P).
نتیجه‌گیری: در نهایت به نظر می‌رسد اثربخشی استفاده از کرم استروژن موضعی در بهبود چسبندگی لابیا در کودکانی که سطح استروژن پایین‌تری دارند بیش‌تر است.


فاطمه نساجی، مهران قاسم‌زاده، زینب پیر محمد جماعت، احترام‌السادات حسینی،
دوره 74، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: Platelet receptor glycoprotein Ibα (GPIbα) از کمپلکس رسپتوری GPIb-IX-V وPlatelet glycoprotein VI (GPVI) از جمله مهمترین گیرنده‌های پلاکتی هستند که در فرایند تشکیل لخته دخیل می‌باشند. GPIbα در شروع فرایند تشکیل لخته در شرایط جریان خون سرخرگی نقشی اساسی دارد در حالی‌که GPVI فارغ از میزان شدت جریان خون عروقی، در چسبندگی پایدار پلاکت‌ها دخالت می‌نماید. از آنجایی‌که افزایش زمان نگهداری تاثیرات سویی بر عمکرد پلاکت‌ها دارد مطالعه الگوی بیان این گیرنده‌ها در طول نگهداری فراورده‌های پلاکتی از نظر کیفی واجد اهمیت می‌باشد.

روش بررسی: این یک مطالعه تجربی است که در سال 1393 بر روی فراورده‌های پلاکتی حاصل از Platelet-rich plasma (PRP) تولیدی سازمان انتقال خون ایران انجام پذیرفته است. در این راستا پنج کیسه کنسانتره پلاکتی به‌مدت پنج روز نگهداری شدند و سطوح بیان GPIbα و GPVI در آن‌ها برحسب مقادیر میانگین شدت فلورسانس با فلوسایتومتری سنجیده شد.

یافته‌ها: میزان بیان GPIbα در روز اول (9/5±86 Mean fluorescence intensity, MFI=) بود که در روز سوم به (9/6±69 MFI=) کاهش (016/0P=) و در روز پنجم نیز به (7/7±61 MFI=) کاهش یافت (0094/0P=). بیان گیرنده GPVI نیز بر اساس MFI در روزهای یک، سه و پنج به‌ترتیب 3/3±6/20، 5/2±24 و 9/4±14 بود که در روز پنجم نسبت به روز سوم با تفاوت معناداری کاهش یافت (0213/0P=).

نتیجه‌گیری: با توجه به کاهش معنادار سطوح بیان GPIbα و GPVI در طول نگهداری پلاکت‌ها، به‌نظر می‌رسد که استفاده از فراورده‌های کهنه‌تر پلاکتی، اثرات سویی را در عملکردهای چسبندگی و در نتیجه کارآیی پلاکت‌ها جهت مصارف بالینی به‌جای گذارد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb