10 نتیجه برای کبد چرب
امیررضا محمدینیا، خدیجه بختآور، ناصر ابراهیمی دریانی، پیمان حبیبالهی، محمدرضا کرامتی، سیدمحمد فرشته نژاد،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-GB
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه و هدف: سونوگرافی داپلر اخیرا به عنوان یک روش
تشخیصی مهم برای بررسی غیرتهاجمی عروق کبدی و برخی بیماریهای پارانشیم کبد مطرح
شده است. یافتههای جدید نشان داده است که انفیلتراسیون چربی میتواند نمایههای
داپلر شریان و ورید کبدی را تحت تاثیر قرار دهد. مطالعه زیر جهت ارزیابی اثر
انفیلتراسیون چربی بر اندکس مقاومت شریان کبدی و فرم امواج ورید کبدی طراحی شده
است.
روش بررسی: تعداد 60 بیمار با درجات مختلف کبد چرب در بیوپسی کبد و
تعداد 20 نفر بدون آثار انفیلتراسیون چربی در سونوگرافی در این مطالعه تحت بررسی
توسط سونوگرافی داپلر استاندارد قرار گرفتند. امواج ورید کبدی به سه گروه تقسیم
شدند: امواج تریفازیک طبیعی، امواج بایفازیک بدون جریان بازگشتی و امواج
مونوفازیک. اندکس مقاومت شریان کبدی به صورت متوسط سه اندازهگیری متوالی محاسبه
شد.
یافتهها: میانگین شاخص توده بدنی (Body mass index)
در افراد نرمال و مبتلا به کبد چرب در محدوده 2kg/m44- 20 قرار داشت. امواج غیرطبیعی ورید کبدی (بایفازیک و
مونوفازیک) در بیماران مبتلا به NAFLD 12 نفر بایفازیک و 17 نفر مونوفازیک در مقایسه با افراد نرمال
شیوع بیشتری دارد. اندکس مقاومت شریان کبدی نیز در بیماران
مبتلا به NAFLD به طور معنیداری پایین تر از افراد نرمال است.
نتیجهگیری: شیوع
امواج غیرطبیعی ورید کبدی در بیماران مبتلا به NAFLD در مقایسه با افراد طبیعی بالاتر است و این افراد اندکس مقاومت
شریان کبدی پایینتری دارند.
غلامرضا رضامند، مژده قبائی، ناصر ابراهیمی دریانی، هدی قدمی،
دوره 72، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی (Nonalcoholic Fatty Liver Disease, NAFLD) یکیاز شایعترین بیماریهایی است که با افزایش مقاومت عروقی بر همودینامیک مغز تاثیر میگذارد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر کبد چرب غیرالکلی و شدت درگیری آن بر مقاومت شریانهای داخل جمجمه بود.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت یک مطالعه مقطعی- تحلیلی در 55 بیمار کبدی مراجعهکننده به کلینیک خصوصی شهر تهران و بخش سونوداپلر مرکز تحقیقات بیماریهای مغز و اعصاب ایران در سالهای 92-1391 انجام شد و طی آن شاخصهای همودینامیک (Pulsatility Index, PI) شریانهای مغزی بیماران بهروش سونوگرافی داپلر ترانس کرانیال (TCD) اندازهگیری و با مقادیر نرمال مقایسه شد. همچنین ارتباط این شاخصها با سطح سرمی آنزیمهای کبد و شدت درگیری کبد در سونوگرافی ارزیابی شد.
یافتهها: شاخص ضربانی (PI) در شریان قاعدهای با 053/0P= و مغزی میانی با 166/0P= تفاوت معناداری با مقادیر نرمال نداشت. همچنین این شاخص ارتباطی با شدت درگیری سونوگرافیک کبد نداشت (789/0P=) ولی در شریان بازیلار ارتباط معکوسی با سطح سرمی آنزیمهای کبد وجود داشت (014/0P=). از نظر شدت کبد چرب در سونوگرافی 42% خفیف، 38% متوسط و 20% شدید گزارش شده بود که هیچکدام از بیماران دچار اختلال عملکرد کبدی نبودند.
نتیجهگیری: با توجه به افزایش مقاومت عروقی شریانهای مغزی در بیماریهای کبدی پیشرفته، عدم تغییرات عروقی را میتوان ناشیاز مدت کوتاه بیماری از زمان تشخیص تا انجام TCD، عدم پیشرفته بودن درگیری کبد و تاثیرات درمان انجامشده بر بیماران دانست، از اینرو جهت بررسی تغییرات عروقی در طی زمان، داپلر عروق مغزی و مارکرهایی مانند K18 و فیبرواسکن مکرر کمککننده خواهد بود.
رایکا جمالی، ابراهیم موسوی جهان آباد، طیب رمیم،
دوره 74، شماره 5 - ( 5-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از آنزیمهای مرحله استرس اکسیداتیو روشی غیرتهاجمی در پیشبینی پاتولوژی کبد در مبتلایان به کبد چرب غیرالکلی است. پژوهش کنونی با هدف بررسی ارتباط سطح سرمی روی در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) با یافتههای پاتولوژی کبد انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت کوهورت همراه با گروه کنترل در بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی مراجعهکننده به درمانگاه گوارش بیمارستان سینا، تهران در مدت یکسال (فروردین 1393 تا فروردین 1394) انجام شد. افرادی که فاقد بیماری در بالین و سونوگرافی کبدی و آزمایشات طبیعی بودند بهعنوان گروه کنترل وارد مطالعه شدند. در افراد شرکتکننده سطح سرمی روی با روش اسپکترومتری جذب اتمی مورد بررسی قرار گرفت. سطح طبیعی روی µmol/L 9/22- 7/10 (µg/dL 70-150) بوده و سطوح کمتر از (µg/dL 46) µg/dl 7 بهعنوان کمبود روی در نظر گرفته شد.
یافتهها: دو گروه 60 نفری در این مطالعه شرکت کردند. در گروه مورد، شش نفر و در گروه شاهد 26 نفر بهدلیل عدم رضایت به انجام آزمایشات حذف شدند. در نهایت 54 نفر در گروه مورد (35 مرد، 19 زن) و 34 نفر در گروه شاهد (22 مرد، 12 زن) در بررسی نهایی شرکت داده شدند. میانگین سنی بیماران در گروه مورد 82/9±02/37 سال و در گروه شاهد 01/12±24/33 سال بود (111/0P=). اختلاف آماری معناداری بین دو گروه از نظر سطح روی وجود نداشت (50/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای بهدستآمده نشان داد که ارتباط آماری معناداری میان سطح سرمی روی و استئاتوز، التهاب لوبولار و فیبروز کبد در مبتلایان به کبد چرب غیرالکلی وجود ندارد.
زینب مرادی کهنکی، خیرالله اسداللهی، قباد آبانگاه، کورش سایه میری،
دوره 74، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبدچرب غیرالکلی (Nonalcoholic Fatty Liver Disease, NAFLD) وضعیتی است که در آن تریگلیسیرید در سلولهای کبدی بدون سابقه مصرف الکل تجمع پیدا میکند. مطالعه کنونی در زمینه بررسی عوامل خطر بیماری کبدچرب غیرالکلی انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه مورد-شاهدی کنونی در سال 94-1393 بر روی 150 فرد مبتلا به کبد چرب غیرالکلی و 150 فرد غیرمبتلا که به کلینیکهای تخصصی گوارش شهر ایلام مراجعه کرده بودند، انجام شد. دادههای مربوط به ویژگیهای جمعیتشناختی، آزمایشات بالینی و رفتارهای بهداشتی مرتبط با شیوه زندگی مانند نوع تغذیه، استعمال سیگار، فعالیت فیزیکی گردآوری و بررسی شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندهها در این مطالعه 15/12±13/42 سال بود. میانگین مقادیر کلسترول تام، تریگلیسرید، LDL، ALT، AST، (ALT/AST) و ALP بهطور معناداری در بیماران بالاتر از گروه شاهد بود (000/0P=). میان سابقه خانوادگی ابتلا به این بیماری (01/0P=)، متاهل بودن (002/0P=) و فعالیت بدنی کم (02/0P=) با بیماری کبد چرب غیرالکلی رابطه معناداری مشاهده شد. مصرف گوشت قرمز در بیماران در مقایسه با گروه شاهد بهطور معناداری بالاتر (01/0P=) و مصرف لبنیات در بیماران بهطور معناداری کمتر بود (002/0P=). با استفاده از تحلیل رگرسیون لجستیک چندمتغیره، متغیرهای دور کمر، تریگلیسرید، ALT و BMI بهترتیب با نسبت شانس تطبیقیافته ((002/0P=) (18/1-04/1) 95%CI11/1)، ((04/0P=) (67/6-01/1) %95CI 58/2)، ((002/0P=) (52/15-84/1) %95CI 34/5) و ((004/0P=) (99/27-89/1) 95%CI 28/7) از نظر آماری معنادار شدند. همچنین ارتباط معناداری میان پارامترهای ALT (004/0P=)، AST (03/0P=) و BMI (006/0P=) با درجه NAFLD مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش کنونی نشان داد، دور کمر، نمایه توده بدنی، غلظت تریگلیسرید و سطح ALT میتواند وقوع کبد چرب غیرالکلی را پیشبینی کند. BMI، سطوح ALT و AST با درجهبندی سونوگرافی کبد در NAFLD ارتباط داشت، بنابراین میتوان از این پارامترها برای پیشبینی مرحلهبندی سونوگرافی کبد در این بیماران استفاده کرد.
امیر رضا نادری یاقوتی، احمد شالباف، آرش مقصودی،
دوره 79، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص دقیق و بههنگام بیماری کبدچرب غیرالکلی که عامل اصلی بیماریهای مزمن کبد است، بسیار مهم میباشد. سونوگرافی از کبد متداولترین روش تشخیص میزان کبدچرب میباشد. اما به دلیل کیفیت پایین تصاویر اولتراسوند، نیاز به روشهای هوش مصنوعی برای تشخیص دقیق میزان چربی کبدی، ضروری میباشد. هدف این مقاله توسعه یک مدل یادگیری ماشین برای ارزیابی سطح چربی کبد براساس تصاویر التراسوند کبد میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی که از اردیبهشت 1399 تا آذر 1399 در تهران به طول انجامیده است، از تصاویر اولتراسوند 55 فرد مبتلا به چاقی مفرط که قصد جراحی لاپاروسکوپی داشتهاند، استفاده شده و از نتیجه بافتشناسی نمونه برداشتی از کبد در آزمایشگاه بهعنوان مرجع میزان چربی کبد استفاده شده است. ابتدا 88 ویژگی مبتنیبر بافت با استفاده از ماتریس همرخداد سطح خاکستری از تصاویر استخراج شده است. در مرحلهی بعد با استفاده از روش حداقل افزونگی و حداکثر ارتباط 20 ویژگی برتر از میان 88 ویژگی انتخاب شده و به ورودی طبقه بند اعمال شده است. در انتها با استفاده از سه طبقهبند آنالیز افتراقی خطی، ماشین بردار پشتیبان و آدابوست، تصاویر به چهار گروه براساس میزان چربی طبقهبندی شدهاند.
یافتهها: صحت بهدست آمده در این مدل، برای طبقهبند آدابوست برابر با 72/92% شد. درحالیکه صحت بهدست آمده برای هر دو طبقهبند ماشین بردار پشتیبان و آنالیز افتراقی خطی بهترتیب برابر با 88/87% و 76/75% شدهاست.
نتیجهگیری: رویکرد پیشنهادی مبتنیبر ویژگیهای بافت با استفاده از طبقهبند آدابوست از روی تصاویر التراسوند، میزان چربی کبد را با دقت بالا و بهصورت اتوماتیک تشخیص میدهد و میتواند در تشخیص نهایی به پزشکان و رادیولوژیستها کمک شایانی کند.
ناصر ابراهیمی دریانی، محمدرضا پاشائی،
دوره 80، شماره 6 - ( 6-1401 )
چکیده
امروزه دنیا در گذر از سلامتی به سمت بیماریهای غیرواگیر و مزمن مانند کبد چرب غیرالکلی میباشد. شایعترین علت بیماری مزمن کبدی در سرتاسر جهان بیماری کبد چرب غیرالکی میباشد. حدود 25% مردم دنیا درگیر این بیماری هستند و طیف آن از استئاتوز ساده تا سیروز متغیر است. از هر چهار فرد مبتلا به NAFLD یک نفر مبتلا به استئاتوهپاتیت غیرالکلی است که با عوارض و مرگومیر قابلتوجهی بهدلیل عوارض سیروز کبدی و کارسینوم کبدی همراه است. بیماری کبد چرب غیرالکلی ارتباط قوی و تنگاتنگی با بیماری متابولیک داشته و در واقع کبد چرب جزء جداییناپذیر چاقی محسوب میشود. اگرچه NAFLD عمدتاً در افراد مبتلا به چاقی یا دیابت نوع 2 مشاهده میشود، تخمین زده میشود 7% تا 20% از افراد مبتلا به NAFLD لاغر هستند. با اینحال مطالعات اخیر نشان دادهاند که کبد چرب در افراد لاغر حتی بدون چربی شکمی و احشایی میتواند اتفاق بیفتد. کبد چرب در افراد لاغر (Lean NAFLD) موضوع بهنسبت جدیدی است که افراد زیادی را برای پیدا کردن تفاوتهای آن نسبت به افراد چاق علاقمند کرده است. مکانیسمهای پاتوفیزیولوژیک NAFLD بدون چربی هنوز به خوبی شناخته نشده است. مطالعات نشان داده است که NAFLD بدون چربی با عواملی مانند محیطی، حساسیت ژنتیکی و تنظیم اپیژنتیکی ارتباط بیشتری دارد. در این مقاله در مورد پاتوژنز کبد چرب در افراد لاغر، ارتباط آن با سندرم متابولیک، درمان و پیشآگهی آن بحث میکنیم.
پرستو بکرنژادی، داود وهاب زاده، اسماعیل یوسفی راد، سمیه صبوری، کوروش قنادی، مهدی بیرجندی،
دوره 81، شماره 12 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس مطالعات انجامگرفته احتمالاًرژیم غذایی التهابی و فیتوکمیکالهای غذایی هر دو با خطر ابتلا به کبد چرب غیرالکلی در ارتباط است. در این مطالعه ما ارتباط بین رژیم غذایی التهابی و رژیم غذایی فیتوکمیکالی را با ابتلا به NAFLD بررسی کردیم.
روش بررسی: در این مطالعه مورد-شاهدی 112 بیمار تازه شناسایی شده مبتلا به NAFLD مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان شهید رحیمی خرمآباد در فاصله دی1400 تا فروردین 1401 و 112 فرد سالم فاقد NAFLD و هرگونه بیماری مزمن دیگر بهعنوان گروه شاهد، با دامنه سنی 59-23 سال انتخاب شدند. اطلاعات عمومی، دموگرافیک، میزان فعالیت فیزیکی و دریافت غذایی بهترتیب با استفاده از پرسشنامه اطلاعات عمومی، پرسشنامه فعالیت فیزیکی و پرسشنامه نیمه کمی بسامد خوراک معتبر (FFQ) جمعآوری شد. انرژی دریافتی بین افراد دو گروه تعدیل شده بود. رژیم غذایی افراد بر اساس شاخص DII براساس چهارکبندی امتیازها به دو گروه ضدالتهابی و پیشالتهابی تقسیمبندی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در بررسی ارتباط بین امتیاز DII و NAFLD در مدل خام، در مدل اول، در مدل دوم و در مدل سوم ارتباط معنادار بین امتیاز DII با بروز NAFLD وجود دارد. برای بررسی ارتباط امتیاز DPI و NAFLD در مدل خام، در مدل اول، در مدل دوم، و در مدل سوم مقادیر OR بهدست آمده نشاندهنده ارتباط غیرمعنادار بین دو شاخص فیتوکمیکالهای غذایی و بروز NAFLD بود.
نتیجهگیری: نتایج ارتباط معکوسی بین پیروی از رژیم غذایی ضدالتهابی و خطر NAFLD نشان داد. اما ارتباط بین دریافت رژیم غذایی با شاخص فیتوکمیکال بالا و NAFLD دیده نشد.
مریم بهمرام، محمد قاسم حنفی، احمد فخری زاده، مهسا اخوان صباغ، الهام فرهادی،
دوره 82، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) یک بیماری مزمن و پیچیده است که به تجمع نامتعارف چربی در بافت کبد منجر میشود. هدف از این مطالعه بررسی سایز کبد و ارتباط آن با درجه کبد چرب در بیماران مبتلا به NAFLD است.
روش بررسی: بیماران از میان مراجعهکنندگان به کلینیک رادیولوژی و سونوگرافی بیمارستان گلستان اهواز از خرداد 1401 تا اردیبهشت 1402 جهت سونوگرافی کبد انتخاب شدند. معیار انتخاب بیماران شرایط بالینی stable، و بازه سنی 60-30 سال بوده است. برای تمامی بیماران آنزیمهای کبدی ALT و AST اندازهگیری گردیدند. پس از انجام سونوگرافی در افرادی که نتایج سونوگرافی آنها کبد چرب را نشان داد، grade کبد چرب و span کبد اندازهگیری گردید.
یافتهها: براساس نتایج سونوگرافی، span تمامی بیماران بهطور میانگین 7/14±4/148 سانتیمتر بود که این میزان بهطور معناداری در بیماران با گرید دو NAFLD بالاتر بود (001/0>P). بین گریدهای مختلفNAFLD، از نظر شاخص توده بدنی (BMI) تفاوت معنادار دیده شد (001/0>P). میانگین BMI در گرید یک بهطور معناداری از گریدهای دو و سه کمتر بود (05/0>P). میانگین ALT در گرید یک بهطور معناداری از گریدهای دو و سه کمتر بود (05/0>P). بیشترین میزان AST در گرید سه دیده شد (001/0>P).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد با پیشرفت NAFLD، آنزیمهای کبدی و سایز کبد افزایش مییابند که افزایش سایز کبد براساس معیارهای سونوگرافی پیشنهاد کننده گرید دو NAFLD میباشند، درحالیکه افزایش AST و BMI پیشنهاد کننده گرید سه NAFLD و پیشرفت به سمت سیروز میباشد.
حامد زمانیان، احمد شالباف،
دوره 82، شماره 10 - ( 10-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ابتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی، بهدلایلی چون چاقی مفرط، دیابت نوع دوم و ناهمگونیهای هورمونی بهطور قابلتوجهی شیوع پیدا کرده است. هدف از این مقاله، ارائه یک الگوریتم کاربردی براساس الگوریتمهای تفسیرپذیر یادگیری ماشین برای تشخیص افراد مبتلا به چربی کبد غیرالکلی و تعیین شدت و گستردگی بیماری به کمک اطلاعات بالینی میباشد.
روش بررسی: در این راستا، مجموع 181 بیمار مبتلا به درجههای مختلف بیماری کبد چرب غیرالکلی، مورد بررسی قرار گرفتند. این مجموعه داده در بازه زمانی بهمن 1389 تا دی سال 1398 در بیمارستان دانشگاه ایهایم با تشخیص ابتلا یا عدم ابتلا به کبد چرب براساس نتیجه ارزیابی پاتولوژیکی نمونه کبدی جمعآوری شده است. برای این دادگان، از روش الگوریتمهای انتخاب ویژگی برای تعیین ویژگیهای غالب و روشهای طبقهبندی مختلف برای تعیین سطح شدت شاخصهای شدت کبد چرب استفاده شد. همچنین برای تفسیر بهتر کارکرد روشهای مورد استفاده، این اطلاعات به کمک الگوریتمهای هوش مصنوعی تفسیرپذیر، تحلیل و بررسی شد.
یافتهها: استفاده از روش کلاسبندی XGBoost بههمراه روش انتخاب ویژگی رو بهجلو، منجر بهدقت 5/5±23/69% برای شاخص شدت کبد چرب گردید. بررسی این دادگان توسط الگوریتمهای تفسیرپذیری هوش مصنوعی نشان داد که متغیرهای سن، BMI، HDL، LDL، HbA1c، و GPT به ازاء سه کلاس تعیین شده و شاخصهای GPT، سن، BMI، HDL، HbA1c، LDL، تری گلیسراید، و کلسترول در تعیین کارایی مدل کلی، جزو اثرگذارترین متغیرهای بالینی هستند که در طبقهبندی شدت بیماری کبد نقش مهمی دارند.
نتیجهگیری: بررسیهای این مطالعه بهخوبی نشان داد که میتوان تخمین قابل قبولی از شدت ابتلا به بیماری کبد چرب بهدست آورد که همین موضوع میتواند در تعیین درجه ابتلا برای اقدامات درمانی بعدی بیماران کمککننده باشد و از تحمیل هزینههای درمانی به سیستم درمانی و بیمار جلوگیری نماید.
مژگان صامت زاده، سحر نیکوزاد شهرکی، محمد قاسم حنفی،
دوره 83، شماره 7 - ( 7-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کبد چرب غیرالکلی از شایعترین بیماریهای مزمن کبدی است و ارتباط نزدیکی با چاقی و سندرم متابولیک دارد. سی تی آنژیوگرافی کرونر ابزار استاندارد برای شناسایی پلاکهای کرونری پرخطر به شمار میرود. دادههای مبتنی بر تصویربرداری در جمعیت ایرانی محدود است. هدف این مطالعه، بررسی شیوع کبد چرب غیرالکلی و عوامل مرتبط با آن در بیماران دارای پلاک کرونری پرخطر در سی تی آنژیوگرافی کرونر بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، ۲۰۰ بیمار که از فروردین ۱۴۰۴ تا تیر ۱۴۰۴ در بخش اورژانس یا درمانگاه قلب بیمارستان گلستان اهواز به منظور ارزیابی پلاک کرونری تحت سی تی آنژیوگرافی عروق کرونر قرار گرفته و دارای پلاک پرخطر بودند، وارد مطالعه شدند.
یافتهها: شیوع کلی کبد چرب غیرالکلی در بیماران دارای پلاک کرونری پرخطر برابر با ۵۰ درصد بود. سن و جنس بین بیماران مبتلا و غیرمبتلا تفاوت معناداری نداشت. بیماران مبتلا به کبد چرب غیرالکلی میانگین وزن بالاتری داشتند و فراوانی آنان در ردههای بالاتر شاخص توده بدنی بیشتر بود. سهم بیماران با چاقی درجه یک و دو در گروه مبتلا بیش از گروه فاقد کبد چرب غیرالکلی بود، در حالی که نسبت افراد با شاخص توده بدنی طبیعی در گروه بدون کبد چرب غیرالکلی بیشتر بود. اختلاف وزن و توزیع ردههای شاخص توده بدنی بین دو گروه از نظر آماری معنادار بود. تحلیل رگرسیون نشان داد که افزایش شاخص توده بدنی با افزایش احتمال ابتلا به کبد چرب غیرالکلی همراه است.
نتیجهگیری: در بیماران دارای پلاک کرونری پرخطر، کبد چرب غیرالکلی با شیوع قابل توجهی مشاهده شد، بدون آنکه سن و جنس تعیینکننده اصلی باشند. وزن بالاتر و ردههای بالاتر شاخص توده بدنی به عنوان عوامل مرتبط مهم با کبد چرب غیرالکلی شناسایی شدند. این نتایج بر ضرورت توجه جدی به کنترل وزن و چاقی در برنامههای پیشگیری و مدیریت بیماران پرخطر کرونری تاکید میکند.