16 نتیجه برای گردن
ابراهیم رزم پا، محمدعلی محققی، پرستو منصوری،
دوره 57، شماره 3 - ( 3-1378 )
چکیده
حدود 15% از سارکومهای نسج نرم در سروگردن بروز می نماید. در تشخیص افتراقی توده های تومورال این ناحیه بویژه در افراد جوانتر، سارکوم نیز باید مدنظر باشد. مطالعه ما در بیماران مبتلا به سارکوم در ناحیه سروگردن که در طول سالهای 75-1366 در بیمارستان امام خمینی و انستیتو کانسر بستری بودند، انجام شد. این پژوهش با استفاده از پرونده پزشکی بیماران و بصورت گذشته نگر و به منظور تعیین فراوانی انواع سارکوم در این ناحیه، تعیین همراهی عوامل خطر با بروز سارکوم در سر و گردن و تعیین علائم بالینی سارکوم در سروگردن به انجام رسید. در میان 40 بیمار موجود، سن 40-31 سال و جنس مذکر و اقامت در شهرها بعنوان عوامل همراه بدست آمدند. استئوسارکوم شایعترین پاتولوژی و وجود توده بدون درد شایعترین علامت در تمام انواع هیستولوژیک بود. 80% بیماران در هنگام مراجعه در مرحله اولیه بودند. 42/5% بیماران پس از درمان، عود داشتند.
مهبد کاوه، فاطمه داوری تنها، مرجان پاشائی مقدم،
دوره 63، شماره 12 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: وجود بند ناف دور گردن پدیده شایعی است که ممکن است هنگام تولد دیده شود بطوری که عده ای آن را قسمتی از زندگی طبیعی داخل رحمی می دانند. البته همیشته این سوال مطرح بوده است که آیا این بند ناف دور گردن می تواند باعث دیسترس جنینی شود یا نه؟ هدف از این مطالعه پیدا کردن ارتباط بند ناف دور گردن و تعداد حلقه های آن با وزن جنینی است. یکی از علائم دیسترس طولانی مدت جنین کاهش وزن هنگام تولد می باشد وزن کم هنگام تولد می تواند بازده زندگی آینده فرد را کاهش داده و از کیفیت زندگی بکاهد پس این نوزادان باید شناسائی شده و مراقبت بهتر و بیشتری داشته باشند.
مواد و روشها: در این مطالعه cross sectional 252 نوزاد با بند ناف دور گردن در فاصله سالهای 1382-1381 در بیمارستان میرزاکوچک خان مورد بررسی قرار گرفتند که با توجه به متغیرهای مادری و جنینی مقایسه و طبقه بندی شدند. عوامل مادری مورد بررسی شامل سن، تعداد حاملگی، تعداد زایمان، وجود سابقه بند ناف دور گردن در زایمان قبلی، وزن هنگام تولد، داشتن اضافه وزن، دیابت و فشار خون مادر بود و عوامل نوزادی شامل سن حاملگی، جنس نوزاد، وزن هنگام تولد و تعداد حلقه بند ناف دور گردن است.
یافته ها: کمترین سن مادران 17 سال و بیشترین آن 43 سال بود. مادرانی که در زایمان اخیر نوزاد با بند ناف دور گردن داشتند پاریتی دو یا بیشتر بودند. تعداد حلقه 179(71%) مورد فقط یک دور حلقه دور گردن و 8/25% دو دور بند ناف دور گردن و 7 مورد سه حلقه و یک مورد 4 حلقه دور گردن داشت. از میان 252 مورد تولد 111(44%) نفر دختر و 141(56%) نفر پسر بودند. بیشترین سن حاملگی 42 هفته در 4/2% از نوزادان و کمترین سن حاملگی 30 هفته در 2/1% موارد بود. بیشترین جمعیت موالید در 39 هفته 8/21% و کمترین جمعیت در نوزادان 33-32 هفته 4/0% بود. 185(4/73%) مورد حاصل زایمان طبیعی و 67(6/26%) مورد حاصل سزارین بودند.
نتیجه گیری و توصیه ها: در این مطالعه مشاهده شد که اگر تعداد حلقه های بند ناف دور گردن زیاد باشد به صورت عکس باعث کاهش وزن جنین می شود. جنس نوزاد در این اتفاق تاثیری نداشت البته اندکی در بین پسران بیشتر بود ولی با توجه به اینکه نوزادان عمدتاً ترم بودند شانس وجود بند ناف دور گردن افزایش می یافت. ارتباط بدست آمده از نظر آماری معنی دار نبود که شاید علت آن مراقبت بهتر دوران بارداری در یک مرکز دانشگاهی باشد که در مرکز شهر قرار داشته و مورد توجه افراد نسبتاً آگاه به نظر می رسد.
امیرآروین سازگار، روح انگیز صفی خانی،
دوره 64، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: مایکوباکتریوم توبرکولوزیس یکی از علل نادر ماستوییدیت بوده که اغلب تشخیص آن به تاخیر افتاده و منجر به عوارض بالقوه جدی می گردد.
معرفی بیمار: در این مقاله یک مورد ماستوییدیت سلی را که به صورت کری و فلج عصب صورتی یک طرفه همراه با آدنوپاتی های گردنی مراجعه کرده بود ارائه می دهیم.
نتیجه گیری: این مورد نشان می دهد که در کلیه ماستوییدیت های مزمن که به درمان های معمول جواب نمی دهند به ویژه اگر همراه با عوارض غیر معمول باشند، باید ماستوییدیت سلی را در نظر گرفته شود.
ابراهیم رزم پا، سیروس عظیمی، مصطفی سلطان سنجری، حسین نظری، عادل قاسمپور، مریم یوسفی،
دوره 66، شماره 7 - ( 7-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: یکیاز معضلات درمانی کشور وجود اختلالات و ناهنجاریهای مادرزادی در زمینه ازدواج فامیلی میباشد که هزینه مالی زیادی در کشور و بار روانی و اقتصادی زیادی در خانواده ایجاد میکند. هدف این مطالعه آگاهی از شیوع این ناهنجاریها در جامعه است تا بدین وسیله با یافتن راهکارهای مناسب، از بروز موارد جدید جلوگیری کرده و جهت رفع مشکلات افراد مبتلا راه حل مناسب ارائه گردد.
روش بررسی: 3502 شجرهنامه بیماران مراجعهکننده به بخش ژنتیک بیمارستان امام خمینی در سالهای 79-1378 انتخاب شد و سپس 206 شجرهنامه که ناهنجاریهای سر و گردن داشتند، استخراج گردید. در بین این 206 شجرهنامه 157 شجرهنامه که مربوط به ازدواج فامیلی میشد، بررسی گردید. در بین 157 شجره نامه فامیلی 496 مورد سالم یا دچار ناهنجاریهای مادرزادی بودند که 219 مورد ناهنجاریهای سر و گردن داشتند که این 219 مورد بر حسب بیماری، الگوی توارثی، نسبت والدین، جنسیت فرد مبتلا بررسی شده است.
یافتهها: در 496 مورد چهار بیماری شایعترین بیماریها بودند که عبارتند از: ناشنوایی 115 مورد (23%)، کمشنوایی 53 مورد (7/10%)، شکاف لب بهتنهایی 12 مورد (4/2%)، شکاف کام پنج مورد (1%).
نتیجهگیری: سه بیماری اختلال شنوایی، شکاف لب و شکاف کام بهترتیب شایعترین بیماریهای سر و گردن در ازدواجهای فامیلی میباشند. بنابراین پزشکان در برخورد با بیماران فوق، باید والدین را تحت مشاوره ژنتیک قرار داده و نوزادان حاصل ازدواجهای فامیلی جهت بررسی وضعیت شنوایی، شکاف لب و شکاف کام به متخصصین گوش، حلق و بینی ارجاع دهند زیرا تشخیص زودتر این بیماران در درمان مطلوبتر تاثیر بسزایی دارد.
محمد مهدی مجاهد، مهدی عقیلی، علی کاظمیان، فرشید فرهان، شهرزاد ایزدی،
دوره 66، شماره 11 - ( 11-1387 )
چکیده
800x600 Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: موکوزیت و عوارض حاد دیگر ناشیاز درمان کمورادیاسیون
یکیاز عوامل ناراحتکننده در بیماران با تومورهای سر و گردن میباشد. سیکلواکسیژناز-
2 (COX-2) بهعنوان آنزیمی که در بافتهای نرمال
التهابی و تومورال فعالیت بیش از حدی دارد شناخته میشود. این مطالعه جهت ارزیابی
یک مهارکنندۀ COX-2 در کاهش عوارض حاد درمان در بیماران مبتلا
به سرطانهای پیشرفته سر و گردن که تحت درمان با کمورادیاسیون قرار میگرفتند
طراحی شده است.
روش
بررسی: این مطالعه که بهصورت یک کارآزمایی بالینی فاز III و بهصورت
دوسوکور در بیماران با موارد پیشرفته موضعی سرطانهای سر و گردن انجام شده است به صورتیکه
درمان رادیوتراپی Gy70-60 و شیمیدرمانی همزمان با سیس پلاتین هر
سه هفته یا هفتگی برای آنها انجام شد. کپسول سلکوکسیب بهصورت mg100 چهار بار
در روز که از روز اول درمان بهمدت هشت هفته برای گروه مورد و پلاسبو برای گروه
شاهد ادامه مییافت.
یافتهها: در این مطالعه در کل 122
نفر (61 نفر در هر گروه) مورد بررسی قرار گرفتهاند که 81 نفر مرد و 41 نفر زن بودند.
در آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر مشاهده شد که هر دو گروه در طی زمان
درمان دچار عوارض موکوزیت، ازوفاژیت و درماتیت و درد شدهاند ولی بهطور کاملاً
معنیداری میزان افزایش درجه (Grade) هر یک از این
عوارض در گروه پلاسبو بالاتر از گروه دارو بوده است (001/0p<). وزن در
هر دو گروه در طی زمان بهطور مشابهی کاهش یافته بود که البته در گروه پلاسبو
میزان کاهش وزن بهطور معنیداری بیشتر از گروه دارو بوده است (004/0p=). شاخصهای
خونی از قبیل فرمول شمارش خون و کراتینین خون در هر دو گروه کاهش یافته بود که تغییرات
معنیداری نداشت.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد استفاده از یک مهارکننده انتخابی COX-2 که دارویی
ارزان و کمخطر میباشد سبب کاهش عوارض حاد درمانی در بیمارانی مبتلا به سرطان
پیشرفته سر و گردن که تحت کمورادیاسیون قرار میگیرند، خواهد شد.
محمد بنازاده، محسن اشراقی، محمدعلی نویان اشرف،
دوره 68، شماره 8 - ( 8-1389 )
چکیده
24/06/1389 تاریخ پذیرش: 14/07/1389
زمینه و هدف: مدیاسیتیت حاد نکروزان یک بیماری کشنده است که علیرغم درمانهای معمولی آنتیبیوتیک و روشهای جراحی هنوز هم در بهترین مراکز درمانی با حدود 40% مرگ و میر همراه میباشد. با پیشرفت روشهای تصویربرداری سیتیاسکن و تسریع در تشخیص و درمان جراحی زود هنگام میتوان انتظار بهبودی قابل توجهی را در بیماران داشت. معرفی بیماران: این مطالعه بهروش گزارش سری بیماران که در مرکز جراحی توراکس در بیمارستان ولیعصر دانشگاه علومپزشکی تهران در سال 89-88 انجام شده، به بررسی چهار بیمار با مدیاستینیت حاد نکروزان میپردازد. یک بیمار خانم 31 ساله و سه بیمار دیگر مرد و 21، 25 و 63 ساله بودند. عفونت شدید ادونتوژنیک در دو مورد و پرفوراسیون فارنکس و پرفوراسیون مری گردنی هر کدام یک مورد عامل بیماری بودند. یافتهها: زمان بستری بیماران 5±24 روز بود. عفونت فضای گردنی و مدیاستن فوقانی در همه بیماران و مدیاستن میانی در زیر حد کارینا در دو بیمار مشهود بود. همه بیماران با روش ترانس سرویکال درناژ شدند و تحت شستشوی مکرر با سرم نرمال سالین و درمان آنتیبیوتیکی مناسب قرار گرفتند فقط یک مورد نیاز به روش ترانس توراسیک داشت. تمام بیماران با حال عمومی مناسب از بخش مرخص شدند. نتیجهگیری: استفاده زود هنگام از CT اسکن و درناژ گردنی هر چه سریعتر میتواند با بهبودی قابل توجهی در موارد مدیاستینیت نکروزان همراه شود.
حمیدرضا فتحی، مهدی فتحی، ایرج حریرچی، کوروش توانگر،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بازسازی از طریق انتقال بافت آزاد و آناستوموز میکرو واسکولر میتواند یک ترمیم قابل اطمینان برای نقایص بافتی فراهم آورد. در این مطالعه به بررسی ویژگیهای بالینی و نتایج اعمال جراحی بازسازی ضایعات ناشی از سرطان سر و گردن با استفاده از فلپهای آزاد میپردازیم.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه مداخلهای از نوع Quasi experimental است. 29 بیمار مراجعهکننده به درمانگاه فوق تخصصی جراحی پلاستیک و انستیتو کانسر مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران با تشخیص نهایی سرطان نواحی سر و صورت و برای انجام جراحی برای برداشت بافت سرطانی بستری شده و پس از عمل جراحی بیماران بهمدت سهماه تحت نظارت و پیگیری مستمر قرار گرفتند و نتایج جراحی ارزیابی شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 1/15±8/59 سال بود. در دو بیمار (9/6%) شکست کامل فلپ و در سه بیمار (3/10%) نارسایی نسبی فلپ گزارش شد. تفاوتی بین گروههای شکست کامل و نسبی فلپ با سایر بیماران از لحاظ میانگین سنی، میانگین زمان عمل و میانگین زمان ایسکمی حین عمل وجود نداشت.
نتیجهگیری: Prothrombin time (PT) و International Normalized Ratio (INR) در بیماران با شکست کامل فلپ در مقایسه با سایر بیماران که عمل در آنها با موفقیت انجام شد دارای اختلاف آشکار و مشخصی بودند. میزان شکست کامل و نسبی پس از عمل در این مطالعه نیز در حد پایینتر از 10% بوده است. انتقال آزاد بافتی یک روش موفق برای بازسازی تکمرحلهای در تقریباً همه موارد ضایعات ماژور سر و گردن به حساب میآید و نیز میتواند سطوح بالاتری از بهبودی عملکرد را در مقایسه با دیگر روشها فراهم آورد.
منصوره شعبانی زنجانی، نازآفرین ابراهیمی ادیب،
دوره 69، شماره 5 - ( 5-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
زمینه
و هدف: پیچخوردگی گردنی بند ناف یکی از عوامل بروز اختلالات
گازهای خون شریانی و اسیدمی مطرح شده است. در این مطالعه سعی شده است به بررسی
ارتباط بین پیچخوردگی گردنی بند ناف با بروز اختلالات گازهای خون شریانی بند ناف
و عوارض بارداری بپردازیم.
روش بررسی: در این
مطالعه کوهورت، نمونههای خون شریانی بند ناف از نوزادان با پیچخوردگی گردنی بند
ناف (92 نوزاد) و بدون پیچخوردگی (95 نوزاد) که طی سالهای 89-1388 در بیمارستان
شهید اکبر آبادی متولد شده بودند تهیه و به آزمایشگاه ارسال شد. pH، وضعیت
گازهای شریانی، باز اضافی و همچنین برخی از عوارض شامل دفع مکونیوم و آپگار
نوزادان در دو گروه مقایسه شد و برای مقایسه از آزمونهای t-test و 2c استفاده شد.
یافتهها: توزیع متوسط pH خون بند ناف در گروه نوزادانی با بند ناف
گردنی 1/0±21/7 و
بدون بندناف گردنی 1/0±28/7 بهدست آمد (001/0P<). توزیع PO2، PCO2 و اشباع O2 در دو گروه مشابه بوده و اختلاف معنیداری
مشاهده نشد. بروز دفع مکونیوم در نوزادان با بند گردنی هفت مورد (9/7%) بود در
حالی که این میزان در گروه نوزادان بدون بند گردنی یک مورد (1%) بهدست آمد. 3/5%
از نوزادان بدون بند گردنی آپگار کمتر از 9 داشتند که این میزان در گروه با بند
گردنی 7/8% بود (461/0P=).
نتیجهگیری: هر چند
ارتباطی بین پیچخوردگی گردنی بند ناف با اختلالات اسید- باز خون شریانی بند ناف
وجود ندارد ولی با دفع مکونیوم که خود میتوانند مشکلاتی را برای نوزاد فراهم کند
مرتبط است.
مریم اختری، مهدی کمالی، غلامرضا جوادی، سیده راضیه هاشمی،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: از مهمترین عوامل ابتلا به سرطان گردن رحم، ویروس پاپلیومای انسانی (HPV) است که با وارد کردن ژنوم خود به ژنوم میزبان، منجر به ضایعات پوستی و در مراحل شدیدتر، سرطان میشود. در این سرطان مانند دیگر سرطانها، آنزیم تلومراز بیان بالایی دارد. تلومراز یک آنزیم رونوشت بردار معکوس میباشد که از دو جزء پروتیین کاتالیتیکی به نام Human Telomerase Reverse Transcriptase (hTERT) و توالی RNA به نام hTR، تشکیل شده است. در این مطالعه میزان بیان ژن hTERT در این دو نوع رده سلولی بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه تجربی (آزمایشگاهی) مرکز تحقیقات نانوبیوتکنولوژی دانشگاه بقیهالله تهران از خرداد ماه 1392 تا اردیبهشت 1393 مورد مطالعه قرار گرفت. به صورت شاهدی از نمونههای رده سلولی Caski و Hela استفاده شد که به ترتیب واجد HPV16 و HPV18 هستند. پس از کشت سلولها، با تکنیک Real-time PCR، پس از نرمالسازی شرایط با کمک ژن بیانشونده دائمی Glyceraldehyde-3-phosphate dehydrogenase (GADPH)، میزان بیان ژن hTERT در دو رده سلولی بررسی شد.
یافتهها: طبق دادههای نمودارهای Real-time PCR، بیان ژن hTERT در رده سلولی سرطانی Caski نسبت به Hela تفاوت آماری معناداری داشت، نتایج بهدست آمده با استفاده از روش Student’s t-test، 0319/0P= را نشان داد. نمودارها در نرمافزار GraphPad Prism, version 5 (GraphPad Software, Inc., San Diego, CA, USA) نیز این نتایج را تأیید کرد.
نتیجهگیری: به منظور بررسی میزان بیان تلومراز، طراحی پرایمر اختصاصی برای تشخیص هردو رده ویروس سرطانی HPV16 و HPV18 ضروری به نظر میرسد. با این روش میتوان از hTERT به منظور تشخیص سریع و دقیقتر نوع سرطان گردن رحم وابسته به HPV16 و یا HPV18 استفاده شود.
راضیه ظریفیان یگانه، عباس شکوری گرکانی، سامان مهرابی، نادر عبادی، مازیار مطیعی لنگرودی، محمدرضا نوری دلویی،
دوره 75، شماره 7 - ( 7-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کارسینومای بافت سنگفرشی (Squamous cell carcinoma) سر و گردن، سرطان بافت اپیدرمی ناحیهی سر و گردن است. این عارضه شایعترین نوع سرطانهای سر و گردن (حدود ۹۰% موارد) است و همانند سایر بدخیمیها، جهش در ژنهای مسیر پیامرسانی RAS/MAPK یا همان مسیر گیرنده فاکتور رشد اپیدرمی (EGFR)، بسیار رایج است. از علل اصلی ابتلا به این سرطانها، جهش در ژنهای KRAS و BRAF در بیش از (بهترتیب) %۳۰ و ۱۰% موارد است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی جهشهای شایع این دو ژن در ناحیهی سر و گردن انجام گردید.
روش بررسی: این پژوهش مقطعی-توصیفی از آبان ۱۳۹۲ تا شهریور ۱۳۹۵ بر کدونهای جهشپذیر ۱۲ و ۱۳ اگزون ۲ ژن KRAS و کدون V600E ژن BRAF در کارسینومای بافت سنگفرشی سر و گردن ۴۰ نمونهی تایید شدهی مبتلا به این سرطان در بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انجام شد و سه تکنیک استخراج DNA بر پایه فنل-کلروفرم، Multiplex-PCR و آزمون استریپ در این پژوهش بهکار رفت.
یافتهها: در ۱۱ تن از بیماران جهش دو ژن KRAS و BRAF بهمیزان حدود ۱۷/۵% در ژن KRAS (۱۰% جهش تبدیل گلایسین به آسپارتات و ۲/۵% جهش گلایسین به سرین در کدون ۱۲ و ۵% جهش تبدیلکنندهی گلایسین به آسپارتات در کدون ۱۳) و ۱۰% در ژن BRAF مشاهده شد. در یک بیمار نیز، همزمان، دو جهش در کدون ۱۲ مشاهده شد که نشان از ناهمگن بودن تودهی سرطانی داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای بهدست آمده میتوان دو ژن KRAS و BRAF را در زمرهی علل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان سنگفرشی سر و گردن به حساب آورد.
ذبیحاله راستی، علیرضا شمسالدینی، سید ناصر حسینی،
دوره 76، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تندرنس، درد، ضعف عضلانی و محدودیت دامنه حرکتی از علایم سندرم درد میوفاشیال است. یکی از روشهای توانبخشی این بیماران کینزیوتیپ (Kinesio tape) میباشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر کینزیوتیپ بر درد، ناتوانی گردن و همچنین قدرت عضلانی در سندرم درد میوفاشیال بود.
روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی یکسوکور، از خرداد ۱۳۹۶ تا آبان ۱۳۹۶ در بیمارستان امام حسین (ع) مشهد و با حمایت مرکز تحقیقات فیزیولوژی ورزش دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله (عج)، ۳۰ بیمار مبتلا به سندرم درد میوفاشیال، با قرعهکشی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه درمان، کینزیوتیپ با کشش مناسب روی محل درد و عضله تراپزیوس فوقانی قرار گرفت و گروه کنترل کینزیوتیپ را بهصورت پلاسبو (کینزیوتیپ بدون کشش) دریافت کرد. درد، ناتوانی و قدرت بهترتیب با استفاده از مقیاس عددی اندازهگیری درد، شاخص ناتوانی گردن، تست دستی قدرت عضلانی پیش از مداخله و سه روز بعد سنجیده شدند.
یافتهها: ۳۰ فرد مبتلا به سندرم درد میوفاشیال در این مداخله شرکت داشتند که میانگین سنی در گروه درمان ۳۰/۲۰ و در گروه کنترل ۳۲/۸۰ سال بود. در مقایسه میانگین نمرات درد و قدرت پیش و پس از درمان، تفاوت معناداری مشاهده شد (۰/۰۰۱P= و ۰/۰۰۵P= بهترتیب برای درد و قدرت عضلانی). این در حالی است که در ناتوانی گردن تفاوت معناداری مشاهده نشد (۰/۲۲۴P=). سپس جهت بررسی دقیقتر، با استفاده از Paired samples t-test، میانگین ناتوانی گردن پیش و پس از درمان مقایسه شد که در گروه درمان تفاوت معنادار و در گروه کنترل عدم تفاوت معنادار مشاهده گردید.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد، کینزیوتیپ میتواند درد گردن را کاهش، قدرت عضله تراپزیوس فوقانی را افزایش و در نهایت منجر به کاهش ناتوانی ناشی از سندرم درد میوفاشیال شود.
حجتاله فروتنی، نورالدین نخستین انصاری، صوفیا نقدی، شهره جلایی،
دوره 76، شماره 7 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از مقیاسی پایا، روا و دارای پاسخدهی جهت ارزیابی پیامدهای درمان اهمیت دارد. هدف این پژوهش، بررسی پاسخدهی شاخص درجهبندی عملکردی فارسی در مبتلایان به گردندرد غیراختصاصی مزمن بود.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت آیندهنگر از فروردین تا تیر ۱۳۹۶ در بیمارستان شریعتی تهران انجام شد. بیماران پرسشنامه اصلی، نسخه فارسی شاخص ناتوانی گردن و شاخص درجهبندی نمرهای را پیش و پس از ۱۰ جلسه فیزیوتراپی و مقیاس تغییر درجهبندی گلوبال را پس از درمان تکمیل کردند.
یافتهها: سی بیمار با میانگین سنی ۱۳/۸±۴۵/۶ سال درمان شدند. همبستگی معناداری بین شاخص درجهبندی عملکردی (Functional rating index, FRI) با شاخص ناتوانی و مقیاس تغییر گلوبال وجود داشت (بهترتیب ۰/۷۸r=، ۰/۶۹r=، ۰/۰۰۱P<). اندازه اثر، میانگین پاسخ استاندارد، و شاخص پاسخدهی گویات (Guyatt responsiveness index, GRI) بهترتیب ۰/۷۳، ۰/۷۸ و ۵/۵۸ بود. سطح منحنی راک (Receiver operating characteristic, ROC) ۰/۸۹ (۰/۰۰۱P<) و حداقل تغییرات بالینی مهم ۱۱/۷% بود.
نتیجهگیری: شاخص درجهبندی عملکردی فارسی، برای ارزیابی مبتلایان به گردندرد مزمن غیراختصاصی پاسخدهی دارد.
فهیمه قطبیزاده وحدانی، زهرا پناهی، مریم طحانی، رویا قیاقی،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرکلاژ از جمله انواع شایع روشهای مورد استفاده در موارد جلوگیری از زایمان زودرس که ناشی از نارسایی سرویکس است، میباشد. این مطالعه بهمنظور بررسی میزان انجام سرکلاژ، عوارض و پروگنوز در بیماران انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه مشاهدهای که بهصورت یک بررسی کوهورت گذشتهنگر انجام شد، تعداد ۶۵ نفر از بیماران مراجعهکننده به بخش مامایی بیمارستان ولیعصر (عج) تهران از فروردین ۱۳۹۱ تا اسفند ۱۳۹۶ بهصورت در دسترس انتخاب شدند و میزان انجام سرکلاژ و همچنین عوارض و پروگنوز در آنها بررسی گردید.
یافتهها: در این مطالعه ۶۵ بیمار با اندیکاسیونهای علمی سرکلاژ بررسی شدند که میانگین سن افراد مورد مطالعه ۲۸/۴ سال بود. میانگین سن بارداری در هنگام سقط پیشین ۱۰/۷ هفته، میانگین سن بارداری انجام سرکلاژ ۱۶/۸ هفته و میانگین وزن نوزادان g ۳۰۴۱/۵ بود. طول سرویکس در ۴/۶% کمتر از mm ۱۰ و در ۴۹/۲% بین mm ۲۰-۱۰ بود و در ۲/۴۶% موارد بالای mm ۲۰ بود. سن بارداری در هنگام ختم سرکلاژ در ۵/۸% از موارد کمتر از ۲۶ هفته بود. هیچ عارضهای مشاهده نشد و پروگنوز در صورتی که ختم بارداری بالای ۳۲ هفته در نظر گرفته شود، در ۸۰% موارد خوب بود، همچنین، سابقه دیلاتاسیون و کورتاژ و گراوید بالا با عدم موفقیت سرکلاژ همراهی داشت.
نتیجهگیری: در مجموع، براساس نتایج بهدستآمده در این مطالعه، چنین استنباط میشود که سرکلاژهای انجامشده در مرکز مورد بررسی در ۸۰% موارد با نتایج مثبت و بدون عارضه میباشد.
محمد علی دامغانی، فاطمه فانی ملکی، سهیل معتمد،
دوره 79، شماره 6 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: توده گردن از شایعترین یافتههای بالینی در همه سنین است که طیف وسیعی از تشخیصهای افتراقی از جمله تودههای مادرزادی، عفونی و بدخیمی را شامل میشود که اطلاع در مورد ریسک فاکتورهای آن به ارزیابی صحیح آنها کمک میکند. هدف این مطالعه بهدست آوردن ویژگیهای مختلف اپیدمیولوژیک و بالینی تودههای مختلف گردن در کرمان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی گذشتهنگر، اطلاعات مربوط به سن، جنسیت، سابقه اعتیاد به تریاک و سیگار کشیدن و تشخیص نهایی پاتولوژی 120 بیمار در بازه زمانی ابتدای فروردین 1393 تا انتهای اسفند 1397 که در بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان شفای کرمان تحت بیوپسی از توده گردن قرار گرفته بودند، تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: از 120 بیمار، 5/57% مرد و 5/42% زن با میانگین سنی 44/39 سال بودند. در گروه تومورهای بدخیم نسبت مرد به زن 1/4 به یک بود که بهطور قابلتوجهی بیانگر بروز بیشتر بدخیمی در مردان میباشد. از نظر پاتولوژی، تودههای التهابی و عفونی با 33/48% در صدر بودند و 7/9% از موارد نیز تودههای مادرزادی بودند. 83/20% از بیماران دارای سابقه سیگار کشیدن و 5/22% آنها نیز معتاد به تریاک بودند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر که به بررسی ابعاد اپیدمیولوژیک تودههای مختلف گردنی در شهر کرمان پرداخت، نشان داد که میزان شیوع تومورهای بدخیم با افزایش سن بیشتر میشود. همچنین در این مطالعه نشان داده شد که سیگار کشیدن یک ریسکفاکتور مهم برای تودههای گردنی است.
مهسا اخوان صباغ، محمد قاسم حنفی، مژگان صامت زاده، آروین رستمی،
دوره 81، شماره 9 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازهگیری مقدار انحناهای لوردوز گردنی در افراد سالم تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. این مطالعه به منظور بررسی میانگین اندکسهای مهرههای گردنی در گرافی ساده در افراد نرمال انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، با استفاده از گونیا و نرمافزار radiant، عکسهای رادیوگرافیک نمای طرفی ناحیه سرویکال 50 نفر (28 مرد و 22 زن) که جهت مقاصدی غیر از مشکلات مربوط به درد گردنی مراجعه کرده بودند، از فروردین 1400 تا اردیبهشت 1401 موردبررسی قرار گرفتند. در این مطالعه 12 ایندکس گردنی بهطور جامع مطالعه شد و دامنه تغییرات آنها در ارتباط با سن و جنس بررسی گردید.
یافتهها: در این مطالعه 50 شرکتکننده شامل 28 مرد (58%) و 22 زن (44%) وارد مطالعه شدند. پس از مقایسه دو جنس با یکدیگر، به جز ایندکس C0-C2/C2-C7 ratio (9/4 در مردان و 6/2 در زنان) (012/0P=) تفاوت معناداری برای سایر ایندکسها دیده نشد (05/0P>). پس از مقایسه دو گروه تفاوت معنادار تنها در ایندکس (T1 slope, T1S) دیده شد که در افراد بالای 35 سال بهطور معناداری بالاتر از افراد زیر 35 سال بوده است (15/71 در برابر 04/69) (049/0=P)
نتیجهگیری: شواهد حاصل از این مطالعه نشان میدهد که افزایش T1S همراه با افزایش سن اتفاق میافتد و C0-C2/C2-C7 در زنان بهطور چشمگیری کمتر از مردان است. این یافتهها میتواند برای تشخیص پاتولوژی یا تغییرات تخریبی در سالمندان، ارزیابی اختلالات حرکتی، ارزیابی اثربخشی درمان و تعیین نتیجه موردبررسی قرار گیرد.
محمد گلپرور، فاطمه مقدسی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: خونریزی حین عمل یک عارضه ناخواسته و شایع در جراحیهای ارتوپدی است که تجویز پروفیلاکتیک داروهای ضدانعقاد جهت پیشگیری از ترمبوز وریدهای عمقی و آمبولی ریوی میتواند آن را تشدید کند. مطالعه حاضر تاثیر انوکسوپارین پروفیلاکتیک جهت پیشگیری از ترومبوآمبولی را بر میزان خونریزی در جراحیهای سر فمور بررسی میکند.
روش بررسی: مطالعه بهصورت توصیفی-تحلیلی آیندهنگر از تیر لغایت اسفند 1400 در بیمارستان کاشانی شهر اصفهان و در 120 بیمار بدون سابقه بیماری انعقادی کاندیدای اعمال جراحی ترمیمی شکستگی سر و گردن استخوان فمور انجام شد. کلیه بیماران مورد مطالعه در دوره پیش از عمل داروی انوکسوپارین جهت پیشگیری از ترومبوز وریدهای عمقی دریافت نموده بودند. بیماران با روش یکسان تحت بیهوشی نخاعی قرار گرفتند. در طول عمل جراحی و ریکاوری متغیرهای مرتبط با شدت خونریزی اندازهگیری و ثبت شده رابطه آنها با میزان و طول مدت دریافت انوکسوپارین بهوسیله تستهای آماری مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: ارتباط معناداری بین فشار متوسط شریانی و میزان خونریزی حین عمل وجود داشت (001/0P=). دوز انوکسوپارین تجویز شده با حجم مایعات دریافتی، میزان خونریزی، مقدار ترانگزامیک اسید، فنیل افرین، لابتالول، TNG و فنتانیل تجویز شده حین عمل با سطح معناداری کمتر از 05/0 همراهی داشت. همچنین ارتباط معناداری بین دوز انوکسوپارین تجویز شده با طول مدت جراحی و اقامت در ریکاوری وجود دارد (05/0P<).
نتیجهگیری: تجویز انوکسوپارین پروفیلاکتیک پیش از عمل میتواند میزان خونریزی حین عمل و نیاز به تجویز داروهای مهارکننده فیبرینولیز را افزایش دهد، این تاثیر در بیماران با کاهش عملکرد کلیه با سایر بیماران تفاوتی ندارد.