جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای یائسگی

مرضیه وحید دستجردی، نیکا علوی طبری، زهرا عسگری، ابوطالب بیگی،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده

خونریزی بعد از یاﺋسگی یکی از شایع‌ترین علل مراجعه به کلینیک‌های زنان است. در بیش از 60% این موارد یک یافته غیر طبیعی وجود دارد. تشخیص زودهنگام علت خونریزی ضروری است اما توافق عمومی در مورد بهترین روش تشخیص وجود ندارد. هدف از این مطالعه ارزیابی و مقایسه نتایج سه روش تشخیصی سونوگرافی ترانس واژینال، بیوپسی اندومتر و هیستروسکوپی است.

روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، زنان یائسه‌‌ای که با شکایت خونریزی در سال 1384 به درمانگاه زنان بیمارستان آرش مراجعه نمودند، بررسی شدند. پس از اخذ رضایت‌نامه کتبی برای همه، سونوگرافی و سپس بیوپسی اندومتر انجام شد. در تمامی موارد، بدون توجه به نتایج سونوگرافی و بیوپسی، هیستروسکوپی نیز انجام شد. سپس با استفاده از منحنی ROC آستانه ضخامت اندومتر برای تقسیم‌بندی داده‌ها جهت دست‌یابی به بهترین ویژگی و حساسیت مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: در مجموع 90 زن یائسه در دامنه سنی 41 تا 80 سال، بررسی شدند. میانگین سنی افراد 6±84/53 سال بود و به‌طور متوسط 1/5±3/4 سال از یائسگی آنها گذشته بود. میانگین ضخامت اندومتر 7/3±25/6 میلیمتر بود. در یافته‌های بیوپسی، شایع‌ترین تظاهر پاتولوژیک آتروفی (9/48%) و پس از آن اندومتر پرولیفراتیو (7/36%) بود. در بررسی هیستروسکوپی نیز شایع‌ترین یافته‌ها آتروفی (4/44%) و اندومتر پرولیفراتیو (3/33%) بودند. با تقسیم‌بندی داده‌ها بر اساس ضخامت اندومتر، مشخص گردید که ضخامت اندومتر توانایی پیشگویی یافته‌های بیوپسی و هیستروسکوپی را داراست.

نتیجه‌گیری: تعیین ضخامت اندومتر به‌وسیله سونوگرافی ترانس واژینال، روش غیرتهاجمی مناسبی است که داده‌های آن، یافته‌های بیوپسی و هیستروسکوپی را به‌خوبی پیش‌بینی می‌کند.


طاهره افتخار، شاهین آخوندزاده، زینت قنبری، روشنک ایرانشهر، فدیه حق‌اللهی،
دوره 67، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-GB X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: اختلالات خلق، خواب و میل جنسی در زمان یائسگی تشدید شده و هورمون درمانی موجب بهبود آنها می‌گردد. تاکنون مطالعه‌ای‌ به طور اختصاصی اثرات هورمون درمانی واژینال را در بهبود اختلالات خلقی و یائسگی را بررسی نکرده است.

روش بررسی: مطالعه از نوع آزمایی بالینی یک سوکور بود که به دو گروه 20 نفره درمان و کنترل، پرمارین و پلاسبو شبانه نصف اپلیکاتور به مدت چهار ماه تجویز شد. (معیار افسردگی هامیلتون و خود ارزیابی بیمار از عملکرد جنسی، اختلال خواب و بی‌اختیاری ادراری بعد از اتمام درمان بررسی شدند). داده‌ها ثبت و با آزمون‌های آماری مورد تجزیه تحلیلی قرار گرفت.

یافته‌ها: میانگین نمره افسردگی قبل از مداخله در گروه پرمارین 7/4±6/14 و بعد از مداخله پرمارین 3/2±4/3 که کاهش داشته است. همچنین نمره افسردگی، در گروه پلاسبو از 1/3±6/10 به 3/3±11 رسید که تفاوت معنی‌داری قبل و بعد از مداخله دیده شده است به این معنی که با مصرف دارونما در مقایسه قبل و پس از درمان میانگین نمرات افسردگی افزایش یافت. در مقایسه هورمون درمانی باعث بهبود امتیاز افسردگی و کاهش امتیاز ویژه شد. در گروه پلاسبو میانگین نمرات اضطراب قبل و بعد از درمان تفاوت معنی‌داری را نشان نداد و در گروه پرمارین قبل و بعد از درمان تفاوت معنی‌دار به صورت کاهش میانگین را نشان داد. میزان رضایت جنسی در گروه پرمارین نسبت به پلاسبو به‌طور معنی‌داری بیشتر بود.

نتیجه‌گیری: استروژن واژینال به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث بهبود علائم یائسگی می‌شود.


مهرداد آقایی، سیما صدیقی، ناصر بهنام‌پور، شرابه هزارخوانی، محسن جام شیر، آیلی آق، مهدیه شجاع،
دوره 70، شماره 7 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: یائسگی و بیماری آرتریت روماتویید، از عوامل تاثیرگذار در کاهش دانسیته استخوانی می‌باشند، این مطالعه با هدف بررسی شیوع پوکی استخوان و ارتباط آن با برخی عوامل در زنان یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید انجام شد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر، در سال 1388، بر روی کلیه زنان یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید بیمارستان آموزشی درمانی پنج آذر شهرستان گرگان انجام شد. اطلاعات لازم به‌وسیله پرسش‌نامه از پرونده‌های بیماران استخراج گردید.
یافته‌ها: در مجموع 98 زن یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید مورد بررسی قرار گرفتند. متوسط مدت زمان یائسگی و متوسط مدت بیماری به‌ترتیب 39/9 و 13/5 سال بود. شیوع کلی استئوپروز 3/13% گزارش شد. سن، مدت یائسگی و مدت بیماری با تراکم استخوان رابطه معنی‌داری داشتند (05/0P<).
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر شیوع به‌نسبت بالای پوکی استخوان در مهره‌های کمری بیماران یائسه مبتلا به آرتریت روماتویید را تایید می‌کند.


سهیلا نظرپور، معصومه سیمبر، فهیمه رمضانی تهرانی، حمید علوی مجد،
دوره 73، شماره 11 - ( 11-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: عملکرد جنسی می‌تواند تحت تأثیر مشکلات طبی زمینه‌ای قرار گیرد. هدف از این مطالعه بررسی همبستگی مشکلات طبی و عملکرد جنسی در زنان یائسه بود.

روش بررسی: بررسی کنونی یک مطالعه توصیفی همبستگی مبتنی بر جامعه می‌باشد که بر روی 405 زن یائسه 40 تا 65 ساله در شهرستان چالوس و نوشهر از مهر 1392 تا اردیبهشت 1393 انجام گرفت. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی چندمرحله‌ای بود. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه Female Sexual Function Index (FSFI) و یک پرسشنامه محقق ساخته به‌دست آمده و تحلیل آماری شد.

یافته‌ها: در افراد تحت مطالعه، 4/51% دارای بیماری طبی بودند. مشکلات قلبی-عروقی شایع‌ترین بیماری بود. 61% از افراد دارای اختلال عملکرد جنسی (FSD) بودند. FSD در افراد مبتلا به مشکلات طبی به‌طور معناداری بالاتر بود (037/0P=). نمرات حیطه‌های برانگیختگی (000/0P=)، ارگاسم (018/0P=)، رضایت (026/0P=) و نمره کلی FSFI (005/0P=) در افراد دارای مشکلات قلبی-عروقی و نمرات حیطه‌های تمایل (001/0P=)، برانگیختگی (006/0P=)، لغزنده‌سازی (010/0P=)، ارگاسم (004/0P=)، رضایت (022/0P=) و نمره کلی FSFI (017/0P=) در افراد دارای دیابت در مقایسه با افراد فاقد این مشکلات به‌طور معناداری کمتر بود. همچنین نمره حیطه درد در افراد دارای مشکلات عضلانی-اسکلتی در مقایسه با افراد فاقد آن کمتر بود (041/0P=) و به‌عبارتی در این حیطه شرایط نامطلوب‌تری داشتند. نمره حیطه رضایت در افراد دارای همسر دچار مشکلات طبی به‌طور معناداری کمتر بود (040/0P=).

نتیجه‌گیری: مشکلات قلبی-عروقی، دیابت و عضلانی-اسکلتی می‌توانند بر عملکرد جنسی زنان یائسه تأثیر منفی بگذارند. بنابراین در سیاست‌گذاری‌های سلامت زنان بایستی به کنترل این دسته از بیماری‌ها در جهت بهبود عملکرد جنسی آنان توجه نمود.


بختیار ترتیبیان، رقیه افسر قره‌باغ، عباس مآل‌اندیش، زینب شیخلو،
دوره 74، شماره 8 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پُرفشاری‌خون یکی از عوامل خطرساز اصلی برای بیماری‌های قلبی- عروقی است. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که عواملی مانند ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر در تنظیم فشارخون دخیل هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه بین فشارخون با ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر در زنان یائسه کم‌تحرک بود.

روش بررسی: پژوهش توصیفی- تحلیلی کنونی بر روی زنان یائسه‌ی کم‌تحرک 50 تا 70 سال شهرستان ارومیه در شهریورماه 1394 انجام پذیرفت. 54 زن یائسه‌ی کم‌تحرک به‌عنوان نمونه انتخاب شده و به‌طور داوطلبانه و واجد شرایط در این پژوهش شرکت نمودند. ویژگی‌های عمومی و آنتروپومتریکی قد، وزن و شاخص توده‌ی بدن آزمودنی‌ها بترتیب با استفاده از متر دیواری با دقت یک میلیمتر، ترازوی دیجیتالی با دقت g 100 و Dual emission X-ray absorptiometry (DXA) ارزیابی شدند. فشارخون سیستولی و دیاستولی با دستگاه فشارسنج اندازه‌گیری شد. سطوح سرمی ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر نیز به‌ترتیب با دستگاه الایزا و اتوآنالایزر از نمونه‌های خونی حاصل از ورید بازویی اندازه‌گیری شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین فشارخون سیستولی و دیاستولی با ویتامین D (به‌ترتیب 581/0<P و 619/0<P)،  هورمون پاراتیرویید (623/0<P و 341/0<P)، کلسیم (704/0<P و 141/0<P) و فسفر (058/0<P و 357/0<P)، رابطه معناداری وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: بین فشارخون سیستولی و دیاستولی با سطوح سرمی ویتامین D، هورمون پاراتیرویید، کلسیم و فسفر در زنان یائسه‌ی کم‌تحرک 50 تا 70 سال در این مطالعه رابطه‌ای اثبات نگردید.


محبوبه شیرازی، نفیسه صاعدی، مامک شریعت، فاطمه آزادی، فاطمه داوری تنها،
دوره 74، شماره 8 - ( 8-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعاتی بر روی اثربخشی سیتالوپرام انجام شده، اما به دلیل عوارض آن و با توجه به مطالعات صورت گرفته در مورد گیاهان دارویی موجود در ایران از جمله ملیس (ترکیب سرشاخه‌های خشک گیاه بادرنجبویه با میوه رازیانه)، بر اختلالات سیستم عصبی مانند اضطراب و بی‌خوابی، در این مطالعه اثر این داروها در بهبود اختلالات خواب در زنان یائسه بررسی و با اثر درمان با سیتالوپرام و دارونما مقایسه شد.

روش بررسی: در این مطالعه 60 زن یائسه مراجعه‌کننده به درمانگاه یائسگی بیمارستان یاس در طی سال‌های     1391-1393 با شکایت اختلال خواب در کارآزمایی بالینی با کنترل پلاسبو، در یک دوره هشت هفته‌ای بررسی شدند. بیماران به سه گروه درمانی: گروه الف mg 600 ملیس، گروه ب mg 20 سیتالوپرام که پس از یک هفته به mg 30 افزایش داده شد و گروه ج دارونما، تقسیم شدند. پرسشنامه شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ (Pittsburgh Sleep Quality Assessment, PSQI) جهت مقایسه گروه‌ها استفاده شد.

یافته‌ها: اگرچه بهبود شاخص پیتسبورگ در هر سه گروه درمانی نسبت به قبل درمان مشاهده شد (001/0P<)، اما در گروه ملیس تفاوت معناداری در بهبود کیفیت خواب نسبت به دو گروه دیگر مشاهده شد، همچنین افزایش تمایل مصرف ملیس نسبت به سیتالوپرام و دارونما وجود داشت (01/0P<).

نتیجه‌گیری:  اثربخشی ملیس در بهبود کیفیت خواب به‌طور قابل توجهی بیشتر از سیتالوپرام و دارونما بود که نشان دهنده خرسندی بیماران از بهبود کیفیت خواب و در نتیجه تمایل بیشتر به مصرف آن در مقایسه با سایر گروه‌ها است. با توجه به نتایج حاصله، می‌توان این داروی گیاهی را در درمان اختلالات خواب دوران یائسگی توصیه کرد.


بختیار ترتیبیان، زینب شیخلو، عباس مآل‌اندیش، محمد رحمتی یامچی، رقیه افسرقره‌باغ،
دوره 74، شماره 10 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: نتایج مطالعات نشان می‌دهد که فعالیت ورزشی هوازی با تحریک سلول‌های استخوان‌ساز باعث پیشگیری از پوکی استخوان در دوران یائسگی می‌شود. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرینات هوازی با شدت متوسط بر بیان ژن آلکالین فسفاتاز، سطوح سرمی آلکالین فسفاتاز، هورمون پاراتیرویید و کلسیم در زنان کم‌تحرک بود.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه نیمه‌تجربی است که در شهریور ماه سال 1394 در دانشگاه ارومیه انجام گردید. زنان یائسه کم‌تحرک 65-50 سال شهرستان ارومیه، جامعه آماری این پژوهش را تشکیل دادند. 20 آزمودنی داوطلب و واجد شرایط با میانگین سنی 12/2±60 سال و شاخص توده بدن kg/m2 24/3±46/29 به‌صورت تصادفی در دو گروه تمرین (10 زن) و کنترل (10 زن) با روش نمونه‌گیری تصادفی در این پژوهش شرکت نمودند. گروه تمرین به مدت 12 هفته، هر هفته سه جلسه و در هر جلسه به مدت 60-50 دقیقه تمرینات هوازی پیاده‌روی و دوی سبک را با شدت 65 تا 70% حداکثر ضربان قلب تمرین اجرا کردند، در حالی‌که گروه کنترل در هیچ مداخله‌ای شرکت نداشتند. از گروه تمرین و کنترل 24 ساعت پیش و پس از 12هفته برنامه‌ی تمرینی به‌منظور اندازه‌گیری بیان ژن آلکالین فسفاتاز و مارکرهای سرمی استخوان نمونه‌گیری خون به‌عمل آمد. ارزیابی بیان ژنی با دستگاه Real-time RT-PCR (Applied, USA) و مارکرهای سرمی استخوان با دستگاه‌های Auto-analyzer (Biotechnica, Italy) و ELISA reader (Stat Fax-4200, Awareness Inc., USA) صورت گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد بیان ژن آلکالین‌فسفاتاز و هورمون پاراتیرویید پس از 12 هفته تمرینات هوازی شدت متوسط در بین گروهی افزایش معناداری داشتند (به‌ترتیب 027/0=P و 006/0=P)، ولی سطوح سرمی آلکالین فسفاتاز و کلسیم تفاوت معناداری نداشتند (به‌ترتیب 941/0=P و 990/0=P).

نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که 12 هفته فعالیت ورزشی هوازی پیاده‌روی و دوی سبک با 65 تا 70% بیشینه ضربان قلب تمرین بیان ژن آلکالین فسفاتاز و هورمون پاراتیرویید را در زنان یائسه کم‌تحرک افزایش می‌دهد.


غلامرضا امین، آرام موسوی، شهره وثوق، زهرا جعفری آذر، مامک شریعت، فدیه حق‌اللهی، شیما افشار،
دوره 76، شماره 6 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به عوارض سیتالوپرام و مطالعات صورت گرفته در مورد گیاهان دارویی موجود در ایران، هدف این مطالعه تعیین اثر درمانی ترکیب سرشاخه‌های خشک گیاه بادرنجبویه با میوه رازیانه و پودر سیاه‌دانه، بر روی علایم یائسگی در زنان یائسه و مقایسه آن با اثر درمان با سیتالوپرام بود.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی- تصادفی از فروردین ۱۳۹۴ تا مهرماه ۱۳۹۶ در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم دارویی تهران انجام شده است. ۵۶ زن یائسه مراجعه‌کننده به مراکز آموزشی-درمانی شهر گرگان با شکایت گرگرفتگی در کارآزمایی بالینی با کنترل سیتالوپرام، در یک دوره هشت هفته‌ای بررسی شدند. بیماران در گروه درمانی: گروه ۱ (۲۸ نفر)، mg ۱۰۰۰ (ترکیب شاخه عصاره برگ ملیس، پودر سیاه‌دانه و میوه رازیانه) و گروه ۲ (۱۹ نفر)،   mg ۲۰ سیتالوپرام (روزانه یک عدد) درمان را ادامه دادند. پرسشنامه کیفیت زندگی اختصاصـی دوران یائسگی (MENQOL) برای بررسی و مقایسه علایم یائسگی در دو گروه استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سن در گروه درمان گیاهی ۵/۳±۴۷/۷۸ سال و در گروه سیتالوپرام ۴/۹±۴۶/۴۰ سال بود. در گروه فرآورده ترکیبی تفاوت معناداری در بهبود علایم یائسگی نسبت به گروه سیتالوپرام مشاهده نشد، ولی احساس عصبانیت و خستگی در گروه سیتالوپرام پس از درمان بیشتر می‌باشد (۰/۰۳P=).
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که ترکیب گیاهان سیاه‌دانه، عصاره برگ ملیس و میوه رازیانه به‌طور کلی علایم یائسگی را در زنان یائسه کاهش نمی‌دهد و فقط در خصوص کاهش احساس عصبانیت و خستگی بهتر از گروه سیتالو‌پرام عمل نموده است.

نفیسه ثقفی، لیلا پورعلی، الهام حمیدی،
دوره 78، شماره 3 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: وارونگی رحم در زمانی غیر از زایمان یافته نادری است. بسیاری از متخصصین زنان ممکن است حتی شاهد یک مورد از آن در دوران طبابت خود نباشند. وارونگی رحم به خروج رحم از سرویکس دیلاته گفته می‌شود. در این مقاله یک مورد وارونگی رحم پس از یائسگی گزارش می‌شود.
معرفی بیمار: بیمار زن ۶۶ ساله مولتی‌پار ۶ با شکایت خونریزی رحمی، درد شکم و خروج توده از واژن در مهر ۱۳۹۶ به بیمارستان قائم (عج) مشهد مراجعه کرده بود. بیمار با تشخیص میوم همراه با وارونگی کامل رحم تحت میومکتومی واژینال قرار گرفت. با رویکرد شکمی-پرینئال، وارونگی رحم به‌طور کامل رفع و هیسترکتومی انجام شد. دو ماه پس از عمل هیچگونه شکایت و یافته بالینی غیرطبیعی وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: وارونگی حاد رحم یک وضعیت خطرناک می‌باشد (خونریزی، درد شدید، احتمال نکروز رحم و عفونت سیستمیک) که در سنین پس از منوپوز به‌عنوان یک تشخیص افتراقی مهم در توده‌های واژینال باید مدنظر قرار گیرد.

احمد کچویی، منیره میرزایی، امراله سلیمی، مصطفی واحدیان، شیما رحیمی، علی قلعه‌نویی،
دوره 81، شماره 7 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با‌توجه به شیوع بالای توده‌های پستان و اهمیت غربالگری و پیگیری بدخیمی‌های آن در زنان و از آنجایی‌که دو عامل سن و تغییرات هورمونی در یائسگی در تعیین نوع پاتولوژی و پیش‌آگهی توده‌ها نقش دارند، هدف این مطالعه تعیین ارتباط میان وضعیت یائسگی و پاتولوژی توده‌ها بود.
روش بررسی: این مطالعه به‌روش مقطعی تحلیلی بر روی 350 زن مبتلا به توده پستانی بدون‌سابقه بدخیمی قبلی، مراجعه‌کننده به مرکز بهداشتیدرمانی شهید بهشتی طی فروردین 1392 تا 1398 انجام شد. چک‌لیست محقق‌ساخته برای گردآوری داده‌ها از‌جمله (نوع بدخیمی، سایز توده، مکان توده، وجود یا عدم‌وجود متاستاز) مورد‌استفاده قرار گرفت. در نهایت مقایسه داده‌ها بین دو گروه یائسه و غیر‌یائسه با استفاده از SPSS software, version 22 (SPSS Inc., Chicago, IL, USA) انجام شد.
یافته‌ها: میزان شیوع بدخیمی‌ها در سنین پس‌از یائسگی و در خانم‌هایی که یائسه شده‌اند، نسبت به سنین پیش از یائسگی بیشتر بود. همچنین ارتباط معناداری بین سایز توده، وجود و یا عدم‌وجود متاستاز با یائسگی یافت شد (05/0P<)، اما بین مکان تومور با یائسگی ارتباط معناداری یافت نشد (05/0P>).
نتیجه‌گیری: بدخیمی‌های پستان (کارسینوم مهاجم مجرا، کارسینوم میکس مهاجم، کارسینوم موسینوس، مدولاری و پاپیلاری) در خانم‌های یائسه نسبت به‌غیر‌‌یائسه بیشتر بود. در هر دو گروه اتساع مجاری و التهاب مزمن بیشترین یافته خوش‌خیم بود و فیبروآدنوم در خانم‌های یائسه نسبت به خانم‌های غیر‌یائسه به میزان بسیار پایین‌تر یافت شد.

 
زینب خزاعی شیر، سمیرا ابراهیم‌زاده ذگمی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: از مراحل پر اهمیت در زندگی زنان، دوره یائسگی می‌باشد. پیش‌بینی شده تعداد زنان یائسه درجهان تا سال 2030 به 2/1 میلیارد نفر برسد. مهم است زنان در این سال‌ها مانند سال‌های باروری سالم زندگی کنند. از اصلی‌ترین نیازهای روانی انسان‌ها شادمانی می‌باشد. بر طبق مطالعات، شادمانی در دوره یائسگی کاهش می‌یابد. در نتیجه باتوجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر بر شادمانی در زنان یائسه انجام شد.
روش بررسی: جهت تدوین این مقاله مروری، جستجوی مقالات با استفاده از کلید واژه‌های شادمانی، یائسگی، زنان میانسال و معادل انگلیسی آنها, در پایگاه‌های اطلاعاتی انگلیسی یا فارسی زبان انجام شد. در ابتدا 125 مقاله یافت شد. از جمله معیارهای ورود، کلیه مطالعاتی بودند که عوامل موثر بر شادمانی را در یائسگی بررسی نموده بودند. مطالعات موردبررسی شامل مطالعات مروری، مقطعی، توصیفی و کارآزمایی بالینی بودند که در نهایت از داده‌های 29 مقاله استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه حاضر منجر به دسته‌بندی عوامل موثر بر شادمانی زنان یائسه در پنج دسته کلی گردید. دسته اول عوامل جسمی (از جمله عدم‌وجود علایم وازوموتور، بیماری‌های قلبی عروقی، آرتروز، پوکی استخوان، اختلال روان تنی و داشتن وضعیت مطلوب سلامتی) می‌باشد. دسته دوم عوامل روانشناختی (از جمله عدم‌وجود افسردگی و اضطراب، داشتن نگرش مثبت به یائسگی، خوش بینی، عزت نفس و تاب‌آوری) است. دسته سوم عوامل اجتماعی از جمله (حمایت اجتماعی خانواده و دوستان، ارتباط موثر با همکاران) است. دسته چهارم عوامل اقتصادی (از جمله تغییرات شغلی و بازنشستگی، سطح درآمد مطلوب و عدم‌وقوع بحران‌های مالی) است. دسته پنجم سبک زندگی (غیرسیگاری بودن، داشتن فعالیت جسمانی و ورزش منظم، رضایت از روابط زناشویی و مهارت مدیریت استرس و دمنوش‌های گیاهی) می‌باشد.
نتیجه‌گیری: به منظور بهبود و ارتقای شادمانی زنان یائسه همه عوامل جسمی، روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و سبک زندگی دارای اهمیت می باشد.

 
بابک هوشمند مقدم، عباسعلی گائینی،
دوره 82، شماره 12 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان در زنان یائسه با افزایش خطر بیماری‌های قلبی-عروقی، به‌ویژه در پی درمان‌های تهاجمی، همراه است. تمرینات ورزشی به‌عنوان مداخله‌ای غیردارویی، نقش مهمی در کاهش این عوارض دارند. این مطالعه با هدف مرور نظام‌مند و تحلیلی شواهد مرتبط با تأثیر انواع تمرینات (هوازی، مقاومتی و ترکیبی) بر سلامت قلبی-عروقی، سازوکارهای فیزیولوژیک، پیامدهای بالینی و چالش‌های اجرایی انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور تحلیلی است که بر پایه جستجویی جامع و نظام‌مند در پایگاه‌های معتبر بین‌المللی PubMed، Scopus، Web of Science، Embase و Google Scholar و همچنین پایگاه‌های فارسی SID وMagiran  انجام گرفت. تمرکز جستجو بر مطالعات انسانی، پژوهش‌های بالینی و کارآزمایی‌های تصادفی کنترل‌شده بود. فرآیند غربالگری، انتخاب مطالعات و تحلیل داده‌ها در طی بازه زمانی مهر تا دی ۱۴۰۳ انجام شد.
یافته‌ها: تمرینات ورزشی ساختاریافته از طریق کاهش التهاب سیستمیک، بهبود ترکیب بدنی، کاهش فشارخون، افزایش توان هوازی و ارتقاء عملکرد بطن چپ، اثرات قابل‌توجهی بر شاخص‌های قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دارند. تمرینات ترکیبی اثربخشی بیشتری نسبت به تمرینات منفرد نشان دادند. با این‌حال، محدودیت‌هایی همچون کمبود منابع انسانی متخصص، نبود برنامه‌های فردمحور و چالش‌های مالی، مانع اجرای وسیع این مداخلات در سیستم‌های درمانی شده‌اند.
نتیجه‌گیری: شواهد قوی بر نقش مثبت تمرینات ورزشی در بهبود سلامت قلبی–عروقی زنان یائسه مبتلا به سرطان پستان دلالت دارند. طراحی برنامه‌های تمرینی شخصی‌سازی‌شده، بین‌رشته‌ای و مبتنی بر شواهد، همراه با رفع موانع ساختاری و سیاستی، می‌تواند سهم مهمی در مراقبت جامع از این بیماران ایفا کند.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb