جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای Edss

سید مسعود نبوی، شهریار پورفرزام، حسن قاسمی،
دوره 64، شماره 7 - ( 5-1385 )
چکیده

این مطالعه، به منظور آگاهی یافتن از خصوصیات سیر بالینی و پیش آگهی مولتیپل اسکلروزیس (MS) و مشخص نمودن میزان پیشرفت آن و میزان توانایی و ناتوانی بیماران طراحی شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی، توصیفی در 203 بیمار مبتلا به MS قطعی (بر اساس معیارهای مک دونالد 2001) طراحی گردید و براساس تکمیل پرسشنامه ای مشتمل بر ثبت خصوصیات دموگرافیک، تاریخچه بیماری، وضعیت توانایی بیماران و معاینات ویژه بود.
یافته ها: میانگین سن بیماران مورد مطالعه 6/35 سال و 6/60 درصد آنها مونث بودند. میانگین طول دوره بیماری 3/8 سال و شروع بیماری در 8/70 درصد موارد تدریجی و بیشترین تظاهر شروع بیماری به صورت حسی- حرکتی بوده است. میانگین تعداد حملات در طول دوره بیماری 5/5 مرتبه و میانگین تعداد بستری شدن 15/2 مرتبه بود. سیر بالینی در 4/72 درصد از بیماران به صورت عود کننده - فروکش کننده (Relapsing Remitting) بوده و میانگین درجه ناتوانی بر حسب معیار EDSS (Expanded Disability Status Scale) در بیماران 2/5 ثبت شده است.
نتیجه گیری: سیر بالینی بیماران مورد مطالعه ما عمدتا عود کننده - فروکش کننده (Relapsing Remitting) بود(4/72 درصد). در میانگین هشت ساله طول مدت بیماری، میانگین درجه ناتوانی برحسب EDSS معادل پنج بود. با وجود میانگین نسبتا بالای طول دوره بیماری، اغلب بیماران قادر به انجام کارهای شخصی خود هستند.


مژده قبائی، مجید غفارپور، محسن روستایی‌زاده،
دوره 65، شماره 9 - ( 9-1386 )
چکیده

اسکلروز متعدد یک بیماری مزمن دستگاه عصبی مرکزی است که با تخریب غلاف میلین و در موارد شدید صدمه به آکسون‌ها ایجاد ناتوانی می‌کند. این مطالعه درجه ناتوانی بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد را قبل و بعد از درمان با متیل پردنیزولون ارزیابی نموده است.

روش بررسی: این مطالعه از نوع مطالعات مقطعی و شامل تمام 63 بیماری بود که در عرض یک‌سال با تشخیص اسکلروز متعدد قطعی در مرکز تحقیقات بیماری‌های مغز و اعصاب ایران بستری شدند. پس از اخذ رضایت کتبی اطلاعات مورد نیاز بیماران شامل سن و جنس، وضعیت فعالیت سیستم عصبی مرکزی و نمره "وضعیت ناتوانی گسترش‌یافته" بر اساس معاینه بیمار قبل و بعد از درمان با دوز بالای متیل پردنیزولون وریدی، به‌دست آمد.

یافته‌ها: درمان با دوز بالای متیل پردنیزولون، نمره وضعیت ناتوانی گسترش‌یافته (EDSS) بیماران را از میانگین 595/4 به 635/3 کاهش داد. در بین سیستم‌های عملکردی نیز بیشترین تغییرات ایجاد شده مربوط به فعالیت هرمی با کاهشی به‌میزان 13/1 واحد بود. میزان کاهش ناتوانی پس از درمان در بقیه سیستم‌ها بین 38/0 تا 57/0 بود.

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که هر چه تعداد دفعات عود کمتر باشد، تاثیر درمان به‌مراتب بهتر می‌باشد. ارتباط معنی‌داری بین سن بیمار و میزان تاثیر درمان در این مطالعه حاصل نشد، هرچند که تاثیر درمان در کاهش ناتوانی در بیماران مذکر بیشتر از بیماران مونث بود (05/0p=). درمان با متیل پردنیزولون دارای اثرات فوری و کوتاه‌مدت (یک ماه) در سیستم ایمنی می‌باشد که بهبودی رادیولوژیک و کلینیکی احتمالا دلیلی بر آن می‌باشد.


محمدرضا نجفی، فرنوش سنبلستان، محمدرضا آقا قزوینی، سید علی سنبلستان،
دوره 68، شماره 12 - ( 12-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص بیماری اسکلروز متعدد به عنوان یک بیماری شایع و عامل اصلی ناتوانی‌های ناشی از مشکلات عصبی در بالغین جوان، به خصوص در ابتدای سیر آن، به خاطر کمبود بیومارکر تشخیصی مناسب دشوار می‌باشد. ‌هدف از انجام این مطالعه بررسی سطح بیومارکر سیستاتین C در نمونه‌های سرم و ادرار بیماران مبتلا به اسکلروز متعدد و مقایسه آن‌ها با افراد سالم و همچنین بررسی ارتباط آن‌ها با مقیاس سنجش میزان ناتوانی Expanded Disability Status Scale (EDSS)‌ بیماران می‌باشد.

روش‌بررسی: 54 بیمار مبتلا به اسکلروز متعدد (11 مرد و 43 زن با میانگین سنی 37/8±18/32 سال) بر طبق معیارهای مک‌دونالد به عنوان گروه مورد و 24 نفر فرد سالم (هفت مرد و 17 زن با میانگین سنی 07/10±31/34 سال) به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه گردیدند. نمونه‌های خون و ادرار به روش صحیح از هر دو گروه گرفته شد و سطح سیستاتین C در آن‌ها اندازه‌گیری گردید.

یافته‌ها: میانگین غلظت سرمی سیستاتین C (mg/lit) در گروه مورد و شاهد به ترتیب mg/lit01/0±90/0 و mg/lit02/0±89/0 بود (84/0p=). میانگین غلظت ادراری سیستاتین C به ترتیب mg/lit91/1±37/25 و mg/lit54/2±11/21 بود (18/0p=). غلظت سرمی و ادراری سیستاتین C در بیماران با 5/2≥EDSS به ترتیب mg/lit01/0±90/0 و mg/lit33/2±11/25 و در بیماران 5/2EDSS> به ترتیب 03/0±90/0 و 84/2±30/26 بود که بین غلظت‌های سرمی (80/0p=) و ادراری (74/0p=) با EDSS بیماران رابطه معنی‌داری وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که سیستاتین C سرمی و ادراری نمی‌تواند به عنوان یک بیومارکر در تشخیص و از طرفی در تعیین شدت بیماری مفید باشد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb