17 نتیجه برای Its
زینت میابی، عبدالرسول علایی، حسن هاشمی،
دوره 64، شماره 2 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش روزافزون روشهای تصویربرداری تشخیصی اهمیت شناخت دقیق از آناتومی و حتی میکروآناتومی ضروری است تا از بیماری فرض نمودن تغییرات طبیعی بدن ممانعت شود، یکی از این نواحی خیلی مهم، ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه میباشد که دارای اجزاء حساسی است. CT و MRI جهت افتراق ضایعات مرضی از تغییرات طبیعی کمک کننده است. لذا تحقیقی بر روی تغییرات طبیعی این بخش از جمجمه در جمعیت مشخصی صورت دادیم.
روش بررسی: برای ارزیابی تغییرات طبیعی فضای ساب آراکنوئید ناحیه سوپراسلا، سلا، 200 بیمار که بعلت سر درد به مرکز CT اسکن و 200 بیمار دیگر با سر درد به مرکز MRI جهت بررسی معرفی شده بودند ولی یافتههای تصویری نرمال داشتند ناحیه سلا و سوپراسلا آنها مورد بررسی قرار گرفت. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش گروه بندی اشکال مختلف و اندازه گیری ابعاد و تغییرات طبیعی ناحیه سلار و سوپراسلار بود.
یافتهها: تغییرات طبیعی مختلفی در اجزاء نسج نرمی، استخوانی ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه مشخص گردید. اشکال مختلف سلاتورسیکا و سیسترن سوپراسلار و کیاسمااپتیک مشخص و گروه بندی گردید
نتیجهگیری: با توجه به وجود گونههای متفاوت بافتی در ناحیه سلا و سوپراسلا جمجمه؛ تغییرات طبیعی مختلفی نیز دیده میشود که شناخت آنها موجب میشود تا از بیماری فرض کردن آنها ممانعت شود. هرچند گاهی خط واضحی بین موارد تغییر طبیعی و شبه بیماری و احیاناً بیماری مشخص نیست لذا بررسی تکمیلی با سیتی و MRI پیشنهاد میشود علت متغیر بودن شکل CT فضای سوپراسلا و سلا در افراد نرمال بعلت مختلف بودن ساختمان آناتومیکی و تکنیک بکارگیری است. جهت رد ضایعات ناحیه سوپراسلا نیاز به آگاهی کامل از تغییرات طبیعی داریم. سیتیاسکن با برشهای باریک کمک کننده است. در مجموع CT وMRI هر دو کارائی بالای تشخیصی در ناحیه سلا و سوپراسلا دارند.
سید حسین میرهندی، حسن آدین، محمد رضا شیدفر، پریوش کردبچه، سید جمال هاشمی، مریم موذنی، لیلا حسینپور، علی رضایی متهکلایی،
دوره 66، شماره 9 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی کاندیداها از نظر تشخیصی، درمانی، اپیدمیولوژیک و بیولوژیک واجد اهمیت است. در این مطالعه رویکرد جدیدی از متدهای مبتنی بر DNA برای شناسایی کاندیداهای مهم پاتوژن استفاده شد و فقط با انجام واکنش PCR و بدون نیاز به روشهای بعد از PCR گونههای مهم کاندیدا بهسهولت از یکدیگر متمایز شدند.
روش بررسی: این مطالعه، یک بررسی توصیفی- تجربی و نمونههای مورد آزمون شامل استرینهای استاندارد و 60 ایزوله از بیماران بود. DNAی همه نمونهها بهروش glass-beads و فنل- کلروفرم استخراج و برای PCR از پرایمرهای ITS1، ITS2، ITS3 و ITS4 که دو قطعه ITS1 و ITS2 را تکثیر مینمایند استفاده شد. گونۀ مخمر با توجه به الگوی الکتروفورتیک حاصله و با در نظر گرفتن اندازههای بهدست آمده از آنالیز سکانسها تشخیص داده میشد.
یافتهها: با بررسی کامپیوتری دهها توالی مربوط به مخمرهای مختلف، مشخص شد که قطعات ITS1 و ITS2 در هر گونه مخمر اندازه مخصوصی دارند، لذا با تکثیر هر کدام از این قطعات و آنگاه اندازهگیری وزن آنها با الکتروفورز میتوان هویت مخمرها را مشخص کرد. بهروش فوق گونههای بیماریزای کاندیداها شامل آلبیکنس، تروپیکالیس، گلابراتا، پاراپسیلوزیس، کروزهای، گیلیرموندی، کفیر، لوزیتانیا و روگوزا به روشنی قابل تشخیص گردیدند ولی افتراق کاندیدا آلبیکنس از کاندیدا دابلینینسیس با این روش میسر نبود. همه ایزولههای بالینی با این روش تشخیص داده شدند.
نتیجهگیری: در این مطالعه کارایی روشی ساده چه برای شناسایی استرینهای مخمری استاندارد و چه برای شناسایی ایزولههای بالینی، نشان داده شد و بهنظر میرسد که قابل توسعه برای تعیین هویت سایر مخمرها نیز میباشد.
فاطمه مسگریان، نورینا رهبریان، مهناز محمودیراد، هما حجاران، فریده شهبازی، زهرا مسگریان، نیلوفر تقیپور،
دوره 68، شماره 4 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هد ف: لیشمانیوز جلدی در اکثر شهرهای ایران به طور اندمیک دیده می شود. شهرستان گنبدکاووس از جمله
کانون های آلوده قدیمی است . چون مطالعه جامعی در این زمینه در این منطقه نشده بود این پژوهش به منظور بررسی
انجام گرفت . روش بررس ی: به منظور PCR تعیین شیوع لیشمانیوز جلدی در روستاهای مرزی این شهرستان به روش
تعیین شیوع بیماری در بین ساکنین روستاهای مورد مطالعه طی ما ه های آبان، آذر و دی در سال 1385 جمعاً 6990 نفر
چهل و DNA در ریبوزومال ITS و 2 ITS مورد بررسی قرار گرفتند . برای شناسایی گونه های لیشمانیا، ابتدا نواحی 1
با الکتروفورز روی آگاروز ITS-PCR تکثیر گردید و محصول PCR شش لیشمانیای ایزوله شده از بیماران به روش
%1/5 جدا شد ( 200 میلی آمپر، 140 ولت ). سپس با رنگ آمیزی توسط اتیدیوم بروماید باند های جدا شده قابل رؤیت
و از آن ها عکس گرفته شد . جهت تأیید نتایج مولکولی، تعداد شش ایزوله لیشمانیا نیز هر کدام به طور جداگانه به دو
0% افراد به سالک حاد مبتلا بودند . بیش ترین میزان آلودگی / موش بالب /سی تلقیح شدند . یافت هها: در این مطالعه 5
62 % افراد / 0 سال و کمترین میزان آلودگی ( 0%) در سنین بالای پنجاه سال بود . 9 - زخم حاد ( 2%) در بین افراد 10
11 سال دیده شد . نتیج هگیری: نمونه های جدا - دارای جای زخم بودند و بیشترین میزان جای زخم در گروه سنی 20
و مقایسه پروفایل ITS-PCR شده از بیماران مبتلا به سالک در رو ستاهای مرزی شهرستان گنبدکاووس پس از انجام
ژنومیک آن ها با نمونه های استاندارد لیشمانیا ماژور، لیشمانیا تروپیکا و لیشمانیا اینفانتوم ، همگی لیشمانیا ماژور
تشخیص داده شد و با ایجاد زخم در تمام مو شها پس از گذشت پنج ماه، این نتایج تأیید گردید.
محمد سعید احراری خوافی، سارنگ سروری، منوچهر نخجوانی، پژمان مرتضوی، علیرضا وجهی، علیرضا باهنر،
دوره 69، شماره 1 - ( 1-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات هورمون رشد بر دانسیته استخوانی در افراد بالغ سالم بحثبرانگیز است. این مطالعه اثرات هورمون رشد را بر دانسیته استخوانی در شرایط کنترلشده در خرگوش بالغ سالم گزارش میدهد.
روش بررسی: 20 خرگوش سفید نیوزیلندی سالم بالغ از هر دو جنس انتخاب شدند. خرگوشها به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش هورمون رشد و گروه کنترل نرمالسالین برای مدت سه ماه دریافت کردند. دانسیته استخوانهای ران و بازو در اپیفیز بالایی، وسط شفت و اپیفیز پایینی بهوسیله رادیوگرافی همراه با گوه پلهای آلومینیومی و نرمافزار مناسب اندازهگیری شد. اندازهگیریها پنج مرحله انجام شد، مرحله اول قبل و چهار مرحله بعد از تجویز هورمون رشد با فواصل سه هفته.
یافتهها: متوسط غلظت سرمی فاکتور رشد شبه انسولین تیپ یک (IGF-I) در گروه آزمایش بعد از تجویز هورمون رشد بهطور معنیداری افزایش یافت (05/0P<). دانسیته استخوانی در گروه آزمایش در همه نواحی بهجز اپیفیز پایینی ران افزایش یافت، اما این افزایش تنها در ناحیه میانی شفت استخوان ران نسبت بهگروه کنترل تفاوت معنیداری نشان داد (05/0P<). در مرحله دوم در همه نواحی بهجز اپیفیز پایینی ران دانسیته کمی کاهش یافت، ولی در مراحل بعدی افزایش دانسیته دیده شد.
نتیجهگیری: هورمون رشد دانسیته استخوانی (عمدتا استخوان کورتیکال) را در خرگوش بالغ افزایش میدهد. بهعلت شباهت اثرات ایجاد شده توسط هورمون رشد در خرگوش و انسان یافتههای این مطالعه پیشنهاد میکند که خرگوش میتواند مدل مناسبی برای بررسی اثرات هورمون رشد بر استخوان در آکرومگالی، کمبود هورمون رشد و در انسان سالم بالغ باشد.
دنیا صورتی جابلو، سید رضا عطارزاده حسینی، دلارام صیادپور زنجانی، امین احمدی،
دوره 70، شماره 2 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش سن زنان به
تدریج سطح پایه آندروژنها کاهش مییابد، که ممکن است سبب خستـگی، کاهش قدرت
عضلانی و تراکم استخوان شود. به همین منظور این تحقیق با هدف تأثیر تمرینات
مقاومتی و استقامتی بر پاسخهای حاد آندروژنها، کورتیزول و لاکتات زنان مسن انجام
شد.
روش بررسی: 10
زن مسن با میانگین سن 74/3±30/54 سال و نمایه توده بدن 07/2±88/24 کیلوگرم مترمربع به
طور تصادفی در یک جلسه تمرین مقاومتی، استقامتی و یک جلسه استراحت شرکت کردند.
تمرین مقاومتی 45 دقیقه، شامل: سه ست 10 تکراری هشت حرکت وزنه تمرینی با 80% یک
تکرار بیشینه بود. تمرین استقامتی 45 دقیقه فعالیت روی دوچرخه کارسنج با شدت 70%-60% حداکثر اکسیژن مصرفی بود. در جلسه
استراحت (کنترل) 45 دقیقهای هیچ فعالیتی انجام نمیگرفت. از افراد قبل، بلافاصله
و 15 دقیقه بعد از تمرین و استراحت، نمونهگیری خونی گرفته شد و مقادیر آندروژنها،
کورتیزول و لاکتات سرم اندازهگیری شدند. نتایج با استفاده از روش اندازهگیریهای
تکراری در سطح معنیداری 05/0>P تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: تغییرات درون گروهی
سطوح افزایش یافته تستوسترون پس از مداخله یک جلسه تمرین مقاومتی و
استقامتی معنیدار بود (05/0>P). نتایج نشان داد پس از مداخله یک جلسه تمرین مقاومتی سطح
دهیدرواپیاندرسترون سولفات افزایش معنیدار یافت (05/0>P). در حالی که تغییرات
درون گروهی مقادیر کورتیزول گروهها معنیدار نبود (05/0<P)، تغییرات بین گروهی مقادیر کورتیزول گروهها معنیدار بود (05/0P<). نتیجهگیری: یک
جلسه تمرین مقاومتی میتواند سطوح آندروژنها را در زنان مسن افزایش دهد و از این
نظر میتواند برای سلامت و تندرستی آنها ضروری باشد.
امید مرادی مقدم، محمد نیاکان لاهیجی، ولیاله حسنی، فرید کاظمی گزیک، احسان فرازی،
دوره 73، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مانیتور Bispectral Index (BIS) در ترومای سر جهت ارزیابی هوشیاری استفاده میشود. هدف مطالعه بررسی همخوانی BIS با نوع و محل ضایعه سر در بیماران ترومای سر اینتوبه، در بخش مراقبتهای ویژه بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی (cross-sectional) در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان رسول اکرم (ص) تهران از مهر 1392 تا تیر 1393 انجام شد، که در آن بیماران ترومای حاد سر، بالای 15 سال، پس از تعیین معیارهای ورود و خروج بررسی شدند. عدد آپاچی روز اول بستری و آزمایشات، جهت تعیین جمعیت مورد مطالعه، ارزیابی اولیه و تخمین پیشآگهی ثبت شد. پس از ثبت متغیرهای اصلی یعنی نوع و محل آسیب مغزی و BIS (شش عدد BIS هر روز به فاصله یک ساعت)، میانگین BIS روزانه و مجموع محاسبه شد. ارتباط BIS با نوع ضایعه سر Subdural hematoma (SDH)، Subarachnoid hemorrhage (SAH) و وجود یا نبود ضایعه فرونتال ارزیابی شد.
یافتهها: 21 مرد و 9 زن با میانگین سنی 96/18±6/43 سال در مطالعه حاضر شرکت داشتند. میانگین BIS بیماران در روزهای یک تا سه بهترتیب 86/41، 82/40، 23/41 با انحراف استاندارد 38/7، 28/7، 6/8 بود. میانگین BIS روزانه و مجموع، در بیماران با یا بدون صدمه فرونتال ارتباط آماری معناداری نداشت. (P بهترتیب 507/0، 661/0، 529/0 و BIS مجموع 729/0). میانگین BIS در روزهای دوم و سوم در ضایعات مختلف با هم اختلاف معناداری داشت (P در روز دوم و سوم بهترتیب 026/0 و 04/0).
نتیجهگیری: در بیماران ترومای حاد سر ICU، انواع صدمات سر که پیشآگهی متفاوتی دارند، بهاحتمال محدودههای اعداد BIS متفاوتی دارند. وجود یا نبود ضایعه فرونتال ارتباطی با میانگین BIS بیماران ندارد.
نرگس سادات طاهرزاده، فریده زینی، روشنک داعیقزوینی، ساسان رضایی، محمود محمودی، ملیحه کدیور، فاطمه سادات نیری، مهین صف آرا، پریوش کردبچه،
دوره 73، شماره 11 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در دو دهه گذشته افزایش موارد کاندیدیازیس مهاجم در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، قابل توجه بوده است. کلونیزاسیون با کاندیدا، اولین مرحله در پاتوژنز بیماری بوده و تعدد کانونهای کلونیزه با افزایش احتمال عفونت مهاجم همراه است. این مطالعه با هدف تعیین کلونیزاسیون کاندیدایی نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه به عمل آمد.
روش بررسی: در یک پژوهش مقطعی در طی 9 ماه (مرداد 1392 تا اردیبهشت 1393)، 93 نوزاد در بخش مراقبتهای ویژه در بیمارستانهای امامخمینی (ره) و مرکز طبی کودکان تهران مورد بررسی قرار گرفتند. نمونهبرداری از پوست و مخاط در روزهای اول، سوم و هفتم بستری به عمل آمد. جهت جداسازی و تشخیص مورفولوژیک قارچ از محیـطهای کشت کـروم آگـار کـاندیـدا و کورن میل آگار+ تویین 80 استفاده گردید و شناسایی نهایی ایزولهها توسط تکنیک PCR-RFLP انجام شد.
یافتهها: کلونیزاسیون کاندیدایی در 43/20% بیماران مشاهده گردید. 15 نوزاد با یک گونه و چهار نوزاد با دو گونه کاندیدا کلنیزه شدند. ایزولهها بهترتیب فراوانی شامل، کاندیدا پاراپسیلوزیس (10 ایزوله)، کاندیدا آلبیکنس (هفت ایزوله) کاندیدا تروپیکالیس (سه ایزوله)، کاندیدا گیلرموندی (دو ایزوله) و کاندیدا کروزهای (یک ایزوله) بودند. به این ترتیب گونههای کاندیدای غیر آلبیکنس (56/69%) غالب بوده و کاندیدا پاراپسیلوزیس بیشترین فراوانی را در بین ایزولههای کاندیدایی داشت. در این پژوهش بین کلونیزاسیون کاندیدایی با وزن تولد پایین، نارس بودن نوزاد و طول مدت اقامت در بیمارستان، از نظر آماری ارتباط معناداری (003/0P=) وجود داشت.
نتیجهگیری: در این بررسی کلونیزاسیون کاندیدایی نوزادان با غالب بودن گونه کاندیدا پاراپسیلوزیس (47/43%) مشاهده شد. بنابراین خطر عفونت مهاجم با این گونه در نوزادان قابل توجه میباشد.
نسترن خسروی، نسرین خالصی، ثمیله نوربخش، مازیار تارخانی،
دوره 74، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای قارچی به خصوص کاندیدا یکی از علل مهم مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم (کمتر از gr1500) بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان است. کاندیدا میتواند تهاجم بافتی دهد. این عفونت باعث افزایش ریسک عوارض عصبی تکاملی میشود. پیشگیری عفونتهای قارچی منجمله کاندیدا اهمیت زیادی دارد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر پروفیلاکسی فلوکونازول در نوزادان با وزن خیلی کم بود.
روش بررسی: این مطالعه آینده نگر مورد- شاهدی به روی 102 نوزاد با وزن خیلی کم (VLBW) و با کشت خون منفی، بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان علیاصغر (ع) از ابتدای 1391 تا ابتدای 1393 انجام شد. فلوکونازول (mg/kg 3) سه روز در هفته اول و دوم، یک روز در میان هفته سوم و چهارم، یک روز در هفتههای پنجم و ششم به گروه مورد با دریافت دارو (49 نفر) و نوزادان گروه کنترل (46 نفر) بدون دریافت دارو بودند. میزان مرگ و میر، طول مدت بستری مقایسه شد.
یافتهها: سن جنینی و وزن تولد بین دو گروه تفاوت آشکار نداشت (4/0P= و 2/0P=). میزان فوت در گروه کنترل چهار برابر گروه مورد (7/8% در مقابل 2%، 1/0P=) اما بدون تفاوت واضح بود. بهعلاوه، میانگین بستری نوزادان گروه کنترل طولانیتراز گروه مورد بود (93/9±41/28، 19/6±85/19 روز، 0001/0P=).
نتیجهگیری: اگرچه پروفیلاکسی با فلوکونازول تا حدی مرگ و میر نوزادان با وزن خیلی کم را کاهش داد، اما تاثیر واضحی نداشت (4/0P=) که میتواند ناشی از تعداد کم بیماران باشد. اما مصرف داروی پیشگیری، مدت بستری نوزادان VLBW را به طور آشکار کاهش داد (000/0P=).
حسن بابامحمدی، عباسعلی ابراهیمیان، فاطمه پاکنظر، حجت ترکمندی،
دوره 74، شماره 7 - ( 7-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: توانایی تشخیص شدت وخامت بیماری در کسانی که حیات آنها بهطور کامل به بستری شدن در بخش مراقبت ویژه وابسته است، از نظر بالینی بسیار ارزشمند است. هدف این مطالعه بررسی کارآیی بالینی مقیاس سوفای اصلاح شده (Modified sequential organ failure assessment, MSOFA) جهت پیشبینی مرگومیر و طول مدت اقامت بیماران در بخش مراقبتهای ویژه بود.
روش بررسی: این یک مطالعه توصیفی تحلیلی از نوع گذشتهنگر بود که بر روی پرونده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان کوثر سمنان در طول چهار هفته در فروردین و اردیبهشت سال 1395 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه دادههای دموگرافیک و معیار سوفای اصلاح شده بود.
یافتهها: از بررسی 105 پرونده بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه در سال 1394 مشخص گردید که 7/45% بیماران فوت، 2/%15 ترخیص و 39% به بخش انتقال یافته بودند. نتایج منحنی راک و آنالیز رگرسیون لجستیک نشان داد که این معیار برای پیشبینی وقوع مرگومیر و مدت اقامت بیماران در بخش ویژه از حساسیت و ویژگی متوسطی برخوردار بوده (743/0-527/0 CI=، 635/0 Area=) و هر یک واحد افزایش نمره سوفای اصلاح شده با افزایش 32 درصدی شانس مرگ همراه بود (001/0P=، 555/1، 129/195% CI:، 325/1OR=). همچنین هر یک واحد افزایش نمره سوفای اصلاح شده با افزایش 19 درصدی میزان اقامت بیمار در بخش ویژه همراه بود (015/0P=، 371/1، 034/195% CI:، 191/1OR=).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که مقیاس سوفای اصلاح شده ابزار مناسبی جهت پیشبینی طول مدت اقامت و میزان مرگومیر بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه نیست.
نسترن خسروی، ثمیله نوربخش، شیما جوادینیا، سروناز آشوری،
دوره 74، شماره 11 - ( 11-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سپتیسمی باکتریایی از علل عمده مرگومیر نوزادان بهویژه نوزادان نارس است. هدف از این مطالعه جستجوی عوامل باکتریال سپتیسمی در نوزادان نارس بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بود.
روش بررسی: یک مطالعه مقطعی-توصیفی طی دو سال بهروی 70 نوزاد نارس (کمتر از 37 هفته) مبتلا به سپتیسمی بستری در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان بیمارستان حضرت علیاصغر (ع) انجام گرفت. نتایج کشت خون استاندارد بر روی محیط آگار گوسفندی و کشت دوباره داده شد (Nima pouyesh, Iran). نوع ارگانیسم باکتریال، زمان بروز سپسیس (زودرس و یا دیررس) و ارتباط با سن پارگی کیسه آب، وزن و سن جنینی محاسبه گردید. 05/0P≤ معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 70 نوزاد سپتیسمی مورد مطالعه 17 نفر کشت خون مثبت داشتند. در کل ارگانیسمهای گرم منفی شایعتر از گرم مثبت بود. عوامل سپتیسمی زودرس با کلبسیلا (%40) اشریشیاکلی (%20) و استافیلوکوک اورئوس (%20) در ایجاد سپتیسمی دیررس همگی بهطور یکسان (6/%28) نقش داشتند. کلبسیلا بهطور واضح در ایجاد سپتیسمی زودرس (05/0P=) و در نوزادان با وزن کمتر از g 1500 (005/0P=) و پارگی زودرس کیسه آب (05/0P=) ارتباط داشت.
نتیجهگیری: کلبسیلا، اشریشیاکلی و استافیلوکوک اورئوس سه ارگانیسم شایع سپسیس در نوزادان نارس بودند. وزن پایین نوزاد، سن کم جنینی و سابقه پارگی زودرس کیسه آب از عوامل خطر قابل پیشگیری در سپتیسمی نوزادان نارس هستند. ما توصیه میکنیم آنتیبیوتیک انتخاب شده در سپتیسمی در نوزادان نارس باید پوشش خوبی برای سه ارگانیسم کلبسیلا و اشریشیاکلی و استافیلوکوک داشته باشد.
علی محمد مصدقراد، انسیه اشرفی،
دوره 75، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت بیماران یکی از شاخصهای مهم کیفیت و اثربخشی خدمات بیمارستانی است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سیستم مدیریت کیفیت بر میزان رضایت بیماران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه اقدام پژوهی مشارکتی بوده که در بخش مراقبتهای ویژه تنفسی بیمارستان لبافینژاد تهران در سال ۱۳۹۲ انجام شد. با تشکیل تیم بهبود کیفیت و استفاده از مدل ده مرحلهای مدیریت کیفیت مصدق راد، اقدام به بهبود فرایندهای کاری بخش شد. رضایت بیماران بخش، پیش و پس از اجرای مدیریت کیفیت سنجیده شد.
یافتهها: فرایندهای اصلی بخش اصلاح و استاندارد شدند و اهداف ارتقای فرایندهای کاری تعیین شدند. برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف تدوین و اجرا شد. اجرای مدیریت کیفیت منجر به بهبود ۵۴/۵ درصدی کیفیت خدمات بخش و افزایش ۷/۲ درصدی رضایت بیماران شد.
نتیجهگیری: اجرای درست یک مدل مناسب مدیریت کیفیت میتواند منجر به بهبود کیفیت خدمات بیمارستانی و افزایش رضایت و وفاداری بیماران شود.
شهرام سیفی، نادیا بنیهاشم، بهمن حسننسب، پرویز امری،
دوره 76، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تهویه مکانیکی طولانی و نیاز به لوله تراشه، اندیکاسیونهای اصلی تراکئوستومی هستند. این پروسیجر به دو روش پرکوتانئوس (Percutaneous dilatational tracheostomy, PDT)و جراحی قابل انجام است. در این مطالعه تراکئوستومی به روش جراحی و پرکوتانئوس در بخش مراقبتهای ویژه مورد مقایسه قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی بر روی ۶۱ بیمار بستری در بخش مراقبتهای ویژه داخلی بیمارستان آیتالله روحانی دانشگاه علوم پزشکی بابل از ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ تا ۲۶ فروردین ۱۳۹۵ انجام شد. در گروه آزمایش (۴۴ مورد) تراکئوستومی به روش پوستی و در گروه شاهد (۱۷ بیمار) به روش جراحی انجام شد. میزان عوارض زودرس و مدت زمان انتظار تصمیم تا انجام تراکئوستومی در دو گروه بررسی شد.
یافتهها: میانگین سنی بیماران مرد برابر با ۸/۷۹±۵۹/۶۸ و بیماران زن برابر با ۶/۴۱±۶۰/۳۵ سال بود. در این مطالعه از نظر مدت زمان انتظار از زمان لولهگذاری تا انجام تراکئوستومی بهطور میانگین در گروه PDT ۱۴/۱۹ روز و گروه تراکئوستومی به روش جراحی ۲۰/۶۹ روز قرار داشتند که اختلاف دو گروه معنادار بود (۰/۰۰۱P=). خونریزی زودرس پس از عمل پنج مورد (۸/۲%) بود که در گروه PDT دو مورد (۳/۳%) و گروه جراحی سه مورد (۴/۹%) بوده است که تفاوت معنادار نبود (۰/۴۶P=). عفونت محل زخم در طول مدت بستری و تا ده روز بعد، در دو بیمار معادل ۳/۳% بود که از این تعداد در گروه PDT یک مورد (۱/۶%) و گروه جراحی یک مورد (۱/۶%) بود که تفاوت معنادار نبود (۰/۴۳P=). هیچ عارضه دیگری از جمله آمفیزم زیرجلدی، صدمه به دیواره خلفی تراشه و پارگی در دوگروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: تراکئوستومی پرکوتانئوس با توجه به مدت زمان انتظار کمتر و عدم نیاز به انتقال بیمار به خارج از بخش میتواند روش جایگزین ایمن و مناسب برای روش جراحی باشد.
مرجان قربانی انارکولی، سارا دبیریان، حسن مولادوست، ادیب زنده دل، محمد هادی بهادری،
دوره 77، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی بقای سلولی در مطالعات دارویی و سرطان برای تعیین حساسیت سلولی مهم و تعیینکننده نتیجه درمان است. بنابراین روشهای مختلفی استفاده میگردد که نقطه پایانی متفاوتی را ارزیابی میکنند. تعیین وجود همبستگی بین روشها دارای اهمیت میباشد. در این مطالعه، حساسیت روشهای رنگسنجی ۳-(۴و۵-دی متیل تیازول-۲-ایل)-۲و۵-دی فنیل تترازولیوم برماید (MTT)، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک در تعیین بقای رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک ارزیابی گردید.
روش بررسی: مطالعه تجربی کنونی از مهر تا اسفند ۱۳۹۵ در مرکز تحقیقات سلولی و مولکولی دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام پذیرفت. رده سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک انسانی کشت شده در محیط Dulbecco;s modified Eagle;s medium (DMEM) حاوی ۱۰% Fetal bovine serum (FBS)، بهمدت ۲۴ ساعت با ملاتونین تیمار گردید، سپس بقای سلولی توسط تستهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بررسی و از راندمان کشت و درصد کسر بقا جهت رسم منحنی بقا در سنجش کلونوژنیک استفاده گردید.
یافتهها: غلظت ملاتونین در نقطه IC50 در روشهای MTT، تریپانبلو و سنجش کلونوژنیک بهترتیب، شامل ۰/۱۱۷±۴/۷۹۴، ۰/۸۹۴±۴/۳۷۵ و ۰/۳۲۶±۲/۲۴۶ میلیمولار بود که مقایسه مقادیر IC50 در آزمون MTT و تریپانبلو اختلاف معناداری را نشان نداده (۰/۶۴۴۶P=)، درحالیکه بین MTT-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۳۲P=)، تریپانبلو-سنجش کلونوژنیک (۰/۰۰۷۸P=) اختلاف معنادار بود. نتایج تحلیل رگرسیون بقای سلولی، نشاندهنده همبستگی خطی، مثبت و معنادار بین روشها بوده که بین روشهای MTT و تریپانبلو همبستگی بیشتر بود (۰/۹۹r=، ۰/۰۰۱P<).
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند، هر سه روش برای تعیین سمیّت سلولی سرطان تیرویید آناپلاستیک مؤثر بوده و روشهای MTT و تریپانبلو نسبت به سنجش کلونوژنیک، حساسیت بالاتری دارند.
مجتبی هدایت یعقوبی، محمدمهدی صباحی، الهه قادری، محمدعلی سیف ربیعی، فرشید رحیمی بشر،
دوره 77، شماره 11 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: کنترل و مراقبت از عفونتهای وابسته به ابزار در بخشهای مراقبت ویژه یکی از مهمترین استراتژیهای مراکز درمانی است. هدف از انجام این مطالعه تعیین فراوانی عفونتهای مرتبط با مراقبتهای پزشکی وابسته به ابزار و تعیین الگوی مقاومت میکروبی مرتبط به آن در بخشهای مراقبت ویژه بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی از فروردین تا اسفند ۱۳۹۶ در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستان بعثت شهر همدان در طی ۱۲ ماه انجام شد. عفونت وابسته به ابزار شامل، عفونت جریان خون مرتبط با کاتتر مرکزی، عفونت ادراری وابسته به سوند و پنومونی وابسته به ونتیلاتور، مقاومت میکروبی و میزان مرگومیر در بیماران بستری شده در بخشهای مراقبت ویژه سنجیده شد.
یافتهها: از بین ۱۸۰۶ بیمار بستری در بخشهای مراقبت ویژه در مجموع ۱۶۸ مورد (۹/۳%) عفونت وابسته به ابزار با فراوانی ۹۲ مورد (۵۵%) پنومونی وابسته به ونتیلاتور، ۵۶ مورد (۳۴%) عفونت ادراری وابسته به سوند و ۲۰ مورد (۱۱%) عفونت جریان خون مرتبط با کاتتر مرکزی شناسایی شد. میزان بروز پنومونی وابسته به ونتیلاتور، عفونت ادراری وابسته به سوند و عفونت جریان خون مرتبط با کاتتر مرکزی بهترتیب برابر ۴۴/۷، ۱۷/۵ و ۲۱/۶ هزار روز-وسیله بود. شایعترین میکروارگانیسمهای جدا شده بهترتیب، آسینتوباکتر (۲۷/۴%)، کلبسیلا (۱۸/۳%) و اشرشیاکلی (۱۵/۴%) بودند.
نتیجهگیری: براساس یافتههای پژوهش کنونی شیوع عفونت وابسته به ابزار و مقاومت میکروبی در بخشهای مراقبت ویژه بهنسبت بالا میباشد که نیاز به بهکارگیری و تقویت برنامههای پیشگیرانه و کنترلکنندهی عفونتهای وابسته به ابزار احساس میشود.
مجید خادم رضاییان، فارس نجاری، بیتا دادپور،
دوره 78، شماره 8 - ( 8-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مسمومیت با اوپیوییدها شایعترین مسمومیت منجر به بستری در بخش مراقبت ویژه میباشد. هدف از انجام این مطالعه، مقایسه قدرت پیشگویی پیشآگهی با استفاده از ابزارهای رایج پیشبینی مرگومیر (درجهبندی نارسایی ترتیبی ارگانها، نمره فیزیولوژی ساده شده II، درجهبندی ارزیابی فیزیولوژیک حاد و سلامت مزمن II و درجهبندی ارزیابی فیزیولوژیک حاد و سلامت مزمن IV) در روزهای مختلف بستری بود.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی بر روی تمام بیماران بستری شده در بخش مراقبت ویژه مسمومین بیمارستان امام رضا (ع) مشهد در سال 1395 با مسمومیت اوپیویید انجام شد. چهار ابزار مذکور در پیشبینی مرگومیر در سه روز اول بستری بهصورت روزانه و پس از آن تا زمان ترخیص از بخش مراقبتهای ویژه یا فوت بیمار بهصورت یک روز در میان محاسبه شد.
یافتهها: میانگین مدت بستری 57 بیمار بررسی شده در بخش مراقبتهای ویژه 5/17±5/13 روز و میزان مرگومیر 5/17% بود. بالاترین دقت تشخیصی (سطح زیر منحنی) در مورد هر چهار ابزار مورد ارزیابی مربوط به هفته دوم بستری بیماران بود. از طرف دیگر در روز اول نمره فیزیولوژی ساده شده II (74%) و در روز سوم درجهبندی ارزیابی فیزیولوژیک حاد و سلامت مزمن II (82%) بالاترین دقت تشخیصی را داشتند.
نتیجهگیری: نمره هر چهار ابزار در بدو بستری بیماران دچار مسمومیت با اوپیویید، بهطور معناداری با فوت بیماران مرتبط بود. دقت سه ابزار نمره فیزیولوژی ساده شده II، درجهبندی ارزیابی فیزیولوژیک حاد و سلامت مزمن II و درجهبندی ارزیابی فیزیولوژیک حاد و سلامت مزمن IV جهت تخمین پیشآگهی بهطور کلی و بهویژه پس از هفته دوم بستری بالا بود.
زهرا محمدی تقی آباد، مریم احمدی، علیرضا آتشی،
دوره 79، شماره 7 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تحلیل پیامدها در بخشهای مراقبت ویژه از چالشهای مهم حوزه سلامت میباشد. از اینرو هدف مطالعه حاضر پیشبینی مرگومیر بیماران بخشهای مراقبت ویژه (ICUs) با استفاده از چند تکنیک دادهکاوی است.
روش بررسی: در این مطالعه نرمافزار (Weka software, version 3.9.2, University of Waikato, New Zealand) و دادههای 874 بیمار ICUs از دی 1396 تا پایان اسفند 1397 برای توسعه مدلها بکار گرفته شد. بر مبنای چند الگوریتم منتخب دادهکاوی، مدلهای پیشبینی ایجاد و از شاخصهAUC برای مقایسه عملکرد استفاده شد.
یافتهها: بر مبنای 19 متغیر شناخته شده با اهمیت بیشتر از جمله نمره کمای گلاسکو، مدلهای پیشبینی توسعه یافت. اگرچهAUC مدلهای KNN، شبکه عصبی مصنوعی و درخت تصمیم (بهترتیب 5/81%، 5/77% و 3/74%) قابل قبول بود اما صحت الگوریتم درخت تصمیم 48J (2/74%) بالاتر گزارش شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر برتری مدل KNN، نسبت به سایر مدلهای پیشبینی مرگومیر بیماران ICUs بود.
محدثه شاد، علی صمدی خانقاه، رضا شجاعیان، خشایار اتقیائی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرولاپس رکتوم، که با بیرونزدگی مخاط رکتوم از طریق اسفنکتر آنال مشخص میشود، یک وضعیت نسبتا نادر در کودکان است. این وضعیت میتواند بهدلیل چندین عامل آناتومیک و عملکردی ایجاد شود. این مطالعه به منظور بررسی عادات دفع در کودکان مبتلا به پرولاپس رکتوم انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت گذشتهنگر از سال 1396 تا 1400در بیمارستانهای کودکان اکبر و شیخ مشهد انجام شده است. جمعیت مورد مطالعه شامل 50 کودک زیر 14 سال بود که با تشخیص پرولاپس رکتوم به بیمارستان مراجعه کرده بودند. معیارهای ورود شامل کودکان زیر 14 سال با تشخیص پرولاپس رکتوم بود و معیارهای خروج شامل دادههای ناقص یا کودکان با سایر شرایط شدید بهداشتی بدون ارتباط با پرولاپس رکتوم، بودند.
یافتهها: نتایج نشان داد که 4/67% از نمونهها پسر بودند و گروه سنی بیشتر تحت تاثیر قرار گرفته کودکان زیر دو سال (8/38%) بودند. 1/57% از کودکان حرکات روده روزانه داشتند و 2/68% از بیماران گزارش کردند که مدفوع به طور مداوم سفت است. همچنین، 48% از کودکان درد یا سوزش در هنگام دفع تجربه کردند.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که کودکان مبتلا به پرولاپس رکتوم اغلب با چالشهای مربوط به قوام مدفوع و درد در هنگام دفع مواجه هستند، با وجود اینکه حرکات رودهای مکرر دارند.