85 نتیجه برای Ross
غلامرضا درخشان دیلمی، سمراد محرابی،
دوره 58، شماره 2 - ( 2-1379 )
چکیده
علی رغم استفاده از کورتیکواستروئید خوراکی در اغلب موارد آسم شدید، مصرف این دارو همراه با ترس از عوارض جانبی فراوان آن همراه است. گزارشات متناقضی در مورد نقش متوترکسات به عنوان یک کاهنده نیاز به استروئید در این بیماران وجود دارد. این مطالعه در صدد است که نقش متوترکسات را در آسم وابسته به گلوکوکورتیکوئید ارزیابی کند. شش بیمار مبتلا به آسم وابسته به گلوکوکورتیکوئید در یک کارآزمایی بالینی دوسوکور تصادفی با طرح متقاطع و کنترل دارونما وارد شدند. بیماران در دو دوره 12 هفته ای متوترکسات هفتگی با دوز 15 میلی گرم یا دارونما دریافت کردند. زمانی که بیماران با متوترکسات درمان شدند، 62/55% کاهش در میزان نیاز به گلوکوکورتیکوئید خوراکی در مقایسه با مصرف دارونما مشاهده گردید (P<=0.01). ضمنا در دوره درمان با متوترکسات نیز FEV1 به میزان 20% نسبت به دوره درمان با دارونما افزایش نشان داد (P<0.05). این مطالعه نشان می دهد که در بیماران مبتلا به آسم وابسته به گلوکوکورتیکوئید مصرف متوترکسات خوراکی با دوز کم منجر به کاهش نیاز به این دارو می شود.
محمود فرزان، امیر عباس مصطفوی،
دوره 59، شماره 1 - ( 1-1380 )
چکیده
بین سالهای 1371 تا 1379، از ده بیمار مبتلا به سندرم تونل رادیال، 9 بیمار تحت عمل جراحی آزادسازی شاخه عمقی عصب رادیال قرار گرفتند که 8 نفر از آنها به مدت حداقل 10 ماه تحت پی گیری و معاینات بعدی بودند. یک بیمار بدون عمل جراحی بهبود یافت. نیمی از بیماران دچار درد و همگی آنها دچار درجاتی از فلج در مسیر شاخه عمقی عصب بین استخوانی خلفی بودند. بیماری بطور متوسط 26 ماه بعد از شروع علایم تشخیص داده شده بود. 3 نفر از بیماران دچار بیماری اندوکرین همراه و 2 نفر از بیماران دچار نوروپاتی فشاری بصورت همراه بودند. 8 نفر از بیماران به صورت روزمره کارهای سنگین و حرکات چرخشی مکرر با دست مبتلا انجام می دادند. در تمامی بیماران الکترومیوگرافی تایید کننده سندرم تونل رادیال بود. محل درگیری عصب در 4 بیمار در ناحیه قوس Frohse و در یک مورد به علت تومور بدخیم نسج نرم واقع شده بود. در 4 مورد عصب در بیش از یک ناحیه تحت فشار قرار داشت. بعد از عمل جراحی در 8 بیماری که تحت پی گیری طولانی مدت قرار داشتند، درد در تمام موارد از بین رفت ولی فلج تنها در نیمی از موارد بهبود یافت. براساس معیارهای Ritts، در 50% از این 8 بیمار نتیجه خوب و در 50% نتیجه بد بدست آمد. تمام نتایج بد به علت عدم بهبودی در فلج عضلات مبتلا بود. یک نفر از 4 بیماری که بدنبال آزادسازی عصب، فلج آنها بهبود پیدا نکرده بود، به علت انجام تاندون ترانسفر همزمان، از نتیجه عمل جراحی راضی بود. در عمل جراحی آزاد کردن تونل رادیال، لازم است که تمام مسیر کانال تحت بررسی قرار گیرد و عصب در سرتاسر مسیر آزاد شود.
امیرحسین کاشی، اکبر فتوحی، حسن هاشمی، کاظم محمد،
دوره 63، شماره 3 - ( 3-1384 )
چکیده
مقدمه: هدف این مطالعه تعیین توزیع فشار داخل چشمی جمعیت تهران و عوامل مؤثر بر آن است.
مواد و روشها: : در مطالعه شاخصهای چشمپزشکی مردم تهران از طریق یک مطالعه مقطعی، 4565 شهروند تهرانی وارد مطالعه شدند. در این مقاله یافتههای مربوط به فشار داخل چشم شرکتکنندگان با سن 10 سال یا بیشتر که دارای گلوکوم نبوده و یا مشکوک به آن نبودند ارائه میگردد. تمام شرکتکنندگان تحت آزمایشات مشخصی در قالب یک پروتکل معاینه شامل اندازهگیری فشار داخل چشم، معاینه ته چشم و اندازهگیری بعضی از اندکسهای چشمی قرار گرفتند. همچنین از تمامی آنها اطلاعات دموگرافیک جمعآوری گردید و مورد مصاحبه نیز قرار گرفتند. توزیع فشار داخل چشمی شرکتکنندگان بر حسب سن، جنس و تعدادی از پارامترهای چشمی بررسی گردید.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار فشار داخل چشم در کل شرکتکنندگان برابر با 6/2±5/14 میلیمتر جیوه بود و در زنها و مردها به تفکیک برابر با 5/2±5/14 و 7/2±4/14 بود. مقدار فشار داخل چشم با افزایش سن و نسبت کاپ به دیسک افزایش مییابد و تنها در سنین بالا مقدار آن اندکی افت میکند. همچنین مقدار آن از وضعیت انکساری نرمال به سمت نزدیکبینی نیز به صورت غیرخطی افزایش مییابد.
نتیجه گیری و توصیه ها: میانگین و دامنه طبیعی فشار داخل چشم و رابطه آن با متغیرهای گوناگون بررسی شد که با مطالعات دیگر تفاوتهایی مشاهده گردید. با توجه به یافتههای این مطالعه، منطقی است که توزیع فشار داخل چشم در افراد طبیعی و افراد مبتلا به گلوکوم جداگانه بررسی گردد و شیوع عوامل خطر آن نیز جداگانه گزارش گردد تا نتایج مطالعات بهطور منطقیتری قابل مقایسه باشند.
پریسا آیت الهی، شهریار نفیسی، محمدرضا اشراقیان، آپامه طرازی،
دوره 64، شماره 1 - ( 1-1385 )
چکیده
زمینه و هدف: سنجش پیامد بیماریهای مزمن مثل مالتیپل اسکلروزیس، یک عامل مؤثر در شناسایی اثرات سوء این بیماریها بر روی ابعاد مختلف کیفیت زندگی و نیز ارزیابی تأثیر انواع درمانها در بهبودی بیمار میباشد. هدف این مطالعه، ترجمه و تطابق فرهنگی یکی از ابزارهای اختصاصی سنجش پیامد بیماری MS با عنوان پرسشنامه MSIS-29 ، برای بیماران ایرانی بود.
روش بررسی: ترجمه و تطابق فرهنگی MSIS-29 برای بیماران ایرانی در طی پنج مرحله انجام شد. برای بررسی قابلیت اعتماد نسخه فارسی، ۹۶ بیمار مبتلا به clinically definite MS که به درمانگاه سرپایی مراجعه میکردند به طور متوالی انتخاب شدند و نسخه فارسی را در مرحله تست تکمیل کردند. مرحله تست مجدد با فاصله ۷ روز در زیرگروه ۳۰ نفره از بیماران صورت گرفت. برای بررسی اعتبار نسخه فارسی، زیر گروه ۳۰ نفره بیماران نسخه فارسی SF-36 را نیز تکمیل کردند.
یافتهها: آنالیز آماری دادهها، نشاندهنده سازگاری درونی مناسب (ضرایب آلفا کرونباخ > ۰/۷۰) و قابلیت اعتماد خوب آزمون- باز آزمون (ضرایب همبستگی درون طبقهای > ۰/۷۰) و همچنین اعتبار خوب نسخه فارسی MSIS-29 بود.
نتیجهگیری: نسخه فارسی MSIS-29 یک ابزار قابل اعتماد و معتبر برای سنجش پیامد بیماری MS در بیماران ایرانی است. این ابزار قابل استفاده در مطالعات مداخلهای و مقطعی مرتبط با MS میباشد.
محمد مؤذنی، شری نیواس شارما گائور،
دوره 65، شماره 11 - ( 11-1386 )
چکیده
تشخیص زودهنگام فاسیولوزیس در پیشگیری و کنترل بیماری اهمیت زیادی دارد. دو گونه مولد این بیماری یعنی فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا از نظر ریختشناسی با یکدیگر شباهتهای زیادی دارند اما در بعضی از ویژگیها متفاوتند. در این مطالعه وجود یا عدم تشابه بین آنتیژنهای خام دفعی- ترشحی و سوماتیک دو گونه انگل با آزمایش الیزا بررسی شد.
روش بررسی: آنتیژنهای خام هر دو گونه (اعم از دفعی- ترشحی و سوماتیک) تهیه و تا زمان استفاده در برودت ºc 20- نگهداری شد. در تهیه آنتی سرم، آنتیژنها با دوز افزایشی ml 5/2-5/0 در پنج نوبت و بهفاصله هفت روز به خرگوشهای آزمایشگاهی تزریق شد. ده روز پس از آخرین تزریق، خونگیری و نمونههای سرم پس از جداسازی، تا زمان استفاده در برودت ºc 20- نگهداری شد. واکنش آنتیژنهای خام هرگونه با آنتیسرم خود (همولوگ) و نیز آنتیسرم گونه دیگر (هترولوگ) با روش الیزا بررسی و مقادیر الیزا (OD) ثبت شد.
یافتهها: مقادیر الیزا هنگام واکنش آنتیژنهای هرگونه با آنتیسرم گونه دیگر در مقایسه با نمونههای کنترل نشان داد که آنتیژنهای هر گونه با آنتیسرم گونه دیگر واکنش قوی نشان میدهد یعنی بسیاری از مواد آنتیژنیک دو گونه مشابهند و در آزمایش الیزا واکنش متقاطع وجود دارد. از طرفی آنتیژنهای فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا با آنتیسرم خود واکنش قویتری را در مقایسه با آنتیسرم یکدیگر نشان دادند و علیرغم وجود تشابه بین بسیاری از مواد آنتیژنیک دو گونه، برخی از این مواد با یکدیگر متفاوتند.
نتیجهگیری: تفاوتهای موجود بین مواد آنتی ژنیک فاسیولا هپاتیکا و فاسیولا ژیگانتیکا در حدی نیست که مانع از واکنش متقاطع بین دوگونه انگل در آزمایش الیزا بشود و تحقیقات بیشتر برای شناسایی، جداسازی و تخلیص مواد آنتیژنیک هرگونه توصیه میشود.
رویا ستارزاده، حسن رادمهر، علیاکبر سلیمانی، مهرداد صالحی،
دوره 66، شماره 4 - ( 4-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: روش Ross به عنوان یکی از روشهای بسیار مناسب جهت جایگزینی دریچه آئورت معرفی شده است. با این حال، برخی مطالعات از تنگی هموگرافت پولمونر پس از جراحی Ross به عنوان یکی از مشکلات این روش جراحی یاد کرده اند. هدف مطالعه حاضر بررسی عوامل خطرساز ایجاد تنگی پولمونری هموگرافت پس از جراحی Ross میباشد.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت گذشتهنگر روی 42 بیمار که تحت جراحی Ross قرار گرفته و جهت پیگیری اکوکاردیوگرافیک مراجعه کرده بودند، انجام شد. کلیه بیماران شش ماه و یکسال بعد از جراحی تحت اکوکاردیوگرافی کنترل و معاینات بالینی قرار گرفتند. اطلاعات مربوط به اکوکاردیوگرافی همراه با اطلاعات هموگرافت از پرونده بیماران و دهندههای پیوند که در بخش پیوند اعضا موجود بود، استخراج گردید.
یافتهها: در مجموع 13 بیمار (31%) دچار تنگی هموگرافت پولمونر شده بودند. بروز تنگی پولمونر با سن گیرنده ارتباط معنیداری داشت (04/0p=). شانس نسبی وجود تنگی در افراد مبتلا به بیماری مادرزادی قلب نسبت به غیر مبتلایان 7/4 با بازه اطمینان 95% 06/1 تا 8/20 بود که از لحاظ آماری معنیدار میباشد (04/0p=). متغیرهای پیشگوییکننده تنگی هموگرافت پولمونر پس از جراحی Ross شامل سن پایینتر فرد دهنده (03/0p=) و فرد گیرنده (05/0p=) بودند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که روش جراحی Ross با توجه به بروز کم تنگی، روش مناسبی جهت جایگزینی دریچه آئورت میباشد با اینحال باید به این مطلب توجه کرد که بیماریهای مادرزادی قلب و سن پایین فرد دهنده میتوانند به عنوان فاکتور خطری جهت تنگی هموگرافت پولمونر مطرح باشد که علت آن viability بیشتر در سلولهای دریچهای آنان است.
حسن رادمهر، حسن تاتاری، مهرداد صالحی، علیرضا بخشنده،
دوره 66، شماره 12 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز در بیمارانی که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر هستند میتواند اثرات سودمندی داشته باشد. هدف از انجام این مطالعه مقایسه عوارض کوتاهمدت تعویض ریشه آئورت توسط اتوگرافت پولمونر به روش متداول با روش پیشنهادی موئلفین میباشد.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی غیرتصادفی شده، 64 بیمار از مراجعین بخش جراحی قلب بیمارستان امام خمینی از ابتدای دی سال1381 تا اول دی سال 1385 که نیازمند تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر (Ross Operation) بودند به دو روش تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در دو سال اول این مطالعه تمامی بیماران به روش متداول و معمول تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه الف شامل 28 بیمار) در دو سال دوم کلیه بیماران به روش پیشنهادی مولفین یعنی استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز تحت عمل جراحی قرار گرفتند (گروه ب شامل 36 بیمار) سپس برخی متغیرهای بالینی و پیامدهای کوتاهمدت این عمل جراحی در دو گروه مورد مقایسه قرارگرفتند.
یافتهها:میانگین سن، فراوانی دو جنس، پاتولوژی منجر به عمل، میزان کسر جهشی (EF) پیش از عمل و میزان آن پیش از ترخیص،در دو گروه اختلاف معنیداری نداشتند. در گروه ب، میانگینهای زمان پمپ (26±09/144 دقیقه در برابر 25±64/179 دقیقه در گروه الف) زمان کلامپ عرضی (22±5/118 دقیقه در برابر 19±93/136 دقیقه در گروه الف) به میزان معنیداری کمتر از گرو تعداد بیمارانی که در ICU نیاز به تزریق خون نداشتند، در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف بیشتر بود (71/35% در برابر 57/68%). میانگین اقامت در ICU و نیز در بیمارستان در گروه ب به میزان معنیداری از گروه الف کوتاهتر بود (بهترتیب 3/0±3/1 در برابر 7/0±9/1 روز و 9/0±2/5 در برابر 5/1±9/5 روز). مورتالیتی کلی چهار مورد بوده (25/6%) که بین دو گروه اختلاف معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از پریکارد خود بیمار جهت تقویت خطوط آناستوموز برای عمل تعویض دریچه آئورت با اتوگرافت پولمونر نسبت به روش متداول برتریهایی دارد. موئلفین استفاده از این روش را در مراکز دیگر توصیه مینمایند.
سیدجمال هاشمی، فریده زینی، روشنک داعی، انسیه زیبافر، میرابوالفضل ذاکری،
دوره 69، شماره 2 - ( 2-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات مختلف نشان دادهاند علیرغم توسعه داروهای ضد قارچی و به دلیل افزایش بروز مقاومت دارویی، افزایش Minimum Inhibitory Contration (MIC) و انتقال مقاومت (Cross- resistance) در میان ایزولههای آسپرژیلوس، میزان مرگ و میر عفونتهای فرصت طلب و مهاجم ناشی از گونههای آسپرژیلوس افزایش یافته است. عدم پاسخ موثر به درمانهای رایج و عدم دسترسی به اطلاعات حساسیت دارویی شایعترین ایزولههای آسپرژیلوس بهانهای برای طراحی و اجرای مطالعه اخیر گردید.
روش بررسی: در طی 13 ماه تعداد 50 ایزوله کلینیکی آسپرژیلوس بر اساس روش Klich 2002 و مشخصات مورفولوژیک تشخیص داده شدند. سپس تست حساسیت دارویی آنها طبق روش استاندارد Broth Microdillution NLCCLS- M38A انجام گرفت.
یافتهها: در این بررسی مشاهده شد که 5/7% ایزولههای A.flavus باg/ml µ2 MIC>در رابطه با داروی آمفوتریسین AMB B احتمالا به عنوان ایزوله کلینیکی مقاوم و 25% ایزولهها در رابطه با داروی ایتراکونازول ITR)) به واسطه g/mlµ8MIC<، ایزوله با حساسیت کمتر تلقی شدند. در رابطه با داروی وریکونازول (VRC) نیز در مقایسه با مطالعات خارج از ایران، ایزولهها از حساسیت کمتری برخوردار بودند. دامنه MIC 9 استرین A.niger و MIC 1 استرین A.fumigatus در رابطه با هر سه دارو در مقایسه با برخی مطالعات مشابه خارجی افزایش داشت.
نتیجهگیری: ما در این بررسی مشاهده کردیم که دامنه MIC ایزولهها در اکثر موارد در دامنه MIC استرینهای استاندارد و در برخی موارد در دامنه مطالعات مشابه خارجی و در موارد قابل اهمیتی هم خارج از این دامنهها قرار گرفت که حکایت از حساسیت کمتر ایزولههای ایرانی و افزایش MIC آنها دارد.
مهدی مرادی، فیروزه نیلی، فاطمه نیری، الهه امینی، طاهره اسماعیلنیا،
دوره 71، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پنومونی ناشی از ونتیلاتور (VAP) Ventilator Associated Pneumonia در بیمارانی که حداقل 48 ساعت زیر تنفس مصنوعی بودهاند بروز کرده، دومین عفونت شایع بیمارستانی است. بنابراین بررسی عوامل خطر مرتبط با آن در نوزادان اهمیت بهسزایی دارد. این مطالعه با هدف بررسی خصوصیات، عوامل خطر و پیامدهای پنومونی ناشی از ونتیلاتور در نوزادان انجام شد.
روش بررسی: نوزادانی که طی یکسال در واحد مراقبتهای ویژه نوزادان (NICU) بستری شده و برای بیش از 48 ساعت به تنفس مصنوعی نیاز داشتند وارد مطالعه شدند. برای تشخیص نوع میکروب عامل VAP از بررسی نیمه کمی آسپیره اندوتراکئال استفاده شد. CFU/ml 105 از آسپیره درون نای، عدد تمایز بین میکروب مسئول VAP و کلونیزاسیون در نظر گرفته شد. معیار سنجش اولیه (Primary outcome) میزان ایجاد VAP و معیار سنجش ثانویه طول مدت تنفس مصنوعی، طول دوره بستری در NICU، هزینه بیمارستان و مرگ بود.
یافتهها: 38 بیمار (58% پسر و 42% دختر) وارد مطالعه شدند. 42% از نوزادان دچار VAP شدند. شایعترین ارگانیسم جدا شده Acinetobacter baumannii (43%) بود. در آنالیز رگرسیون، مدت تهویه مکانیکی با VAP ارتباط داشت (00/0P=). بیماران دچار VAP، نیاز طولانیتر به تنفسمصنوعی (متوسط 7/18 روز در مقابل شش روز)، مدت بستری بیشتر درNICU (متوسط 39 روز در مقابل 5/21 روز) و هزینه بستری بالاتر (متوسط 5/79 میلیون ریال در مقابل 42 میلیون ریال) نسبت به بیماران بدون VAP داشتند. میزان مرگ و میر در دو گروه بیمار تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: بیماران مبتلا به VAP نیاز بیشتر به تهویه مکانیکی، اقامت طولانیتر در NICU و هزینه بستری بالاتر داشتند. تهویه مکانیکی طولانیتر با افزایش خطر ایجاد VAP در این بیماران همراه بود. ایجاد VAP سبب افزایش مرگ در بیماران نشد.
شهربانو نخعی، یاسمین محمدزاده، رضا بهمدی، عذری ابراهیمینسب، لیلا عسگرزاده،
دوره 72، شماره 11 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: یبوست عملکردی و بیماری ریفلاکس معده به مری دو اختلال گوارشی رایج در اطفال میباشند که در صورت عدم درمان سبب عوارض بسیاری در آنها میگردند. از آنجاییکه همپوشانی میان بیماریهای عملکردی دستگاه گوارش در برخی مطالعات نشان داده شده است، از اینروی پژوهش حاضر با هدف بررسی فراوانی یبوست عملکردی در کودکان مبتلا به ریفلاکس معده به مری در مقایسه با کودکان بدون ریفلاکس انجام گردید.
روش بررسی: در یک پژوهش مقطعی، کلیه کودکان کمتر از 16 سال مراجعهکننده به درمانگاه بیماریهای گوارشی بیمارستان علیاصغر تهران از ابتدای فروردین 1387 تا پایان دی 1388 مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران مراجعهکننده جهت پیگیری از مطالعه خارج شده و در مجموع 474 کودک وارد این مطالعه شدند. پرسشنامهای شامل علایم بیماریهای ریفلاکس و یبوست عملکردی توسط مجری طرح برای تمام شرکتکنندگان تکمیل گردید. نتایج بررسیهای پاراکلینیک انجام شده جهت تشخیص یبوست عملکردی نیز جمعآوری شدند.
یافتهها: بهطور کلی 247 نفر از کودکان پسر و 227 نفر دختر بودند. در این پژوهش 19 کودک مبتلا به ریفلاکس بودند. بیماری یبوست عملکردی نیز در 60 کودک وجود داشت. از 19 کودک مبتلا به ریفلاکس 12 بیمار (2/63%) دچار یبوست عملکردی نیز بودند، در حالیکه از 455 کودک غیرمبتلا به ریفلاکس 48 بیمار (5/10%) یبوست عملکردی داشتند. این اختلاف در میزان فراوانی یبوست عملکردی در کودکان مبتلا و غیرمبتلا به ریفلاکس از نظر آماری معنادار بود (001/0P=).
نتیجهگیری: فراوانی یبوست عملکردی در کودکان مبتلا به ریفلاکس بهمیزان معناداری بیشتر از فراوانی آن در کودکانی است که ریفلاکس ندارند.
محیا شریفینیک، فهیمه حاجی ابوالحسن، شهره جلایی، وحید مرادی ، محسن جعفری، مهدی قاسمی امیر،
دوره 72، شماره 11 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم زجر تنفسی نوعی نقص تکامل ریوی است که بهعلت کمبود سورفاکتانت بهوجود میآید. کمبود سورفاکتانت ریوی منجر به آتلکتازی وسیع و هیپوکسمی شریانی میشود. این مطالعه با هدف مقایسه عملکرد حلزون شنوایی نوزادان مبتلا به سندرم زجر تنفسی با نوزادان هنجار با استفاده از آزمون گسیل صوتی برانگیخته گذرا گوش Transient-Evoked Otoacoustic Emission (TEOAE) میباشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی که از اول دی 1392 تا آخر شهریور 1393 بر روی 21 نوزاد (42 گوش) مبتلا به سندرم زجر تنفسی و 21 نوزاد (42 گوش) هنجار در بیمارستان میرزا کوچکخان انجام شد، گردآوری دادههای مربوط به وضعیت سلامت و بیماری نوزادان با استفاده از پروندهخوانی و ارزیابی حلزون شنوایی با استفاده از ثبت کامپیوتری با دستگاه گسیل صوتی برانگیخته گذرا گوش صورت گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از مطالعه حاضر در گروه هنجار نشان داد که بین دو گوش و دوجنس در نتایج آزمون TEOAE تفاوت معناداری وجود نداشت؛ در گروه مبتلا نیز در نتایج آزمون بین دو گوش تفاوت معناداری وجود نداشت، اما بین دو جنس تفاوت معناداری وجود داشت؛ توزیع فراوانی نتیجه قبول در گروه پسران بیشتر از دختران بود (014/0P=). بین دو گروه مورد مطالعه نیز تفاوت معناداری وجود داشت؛ توزیع فراوانی نتیجه قبول در گروه هنجار بیشتر از گروه مبتلا بود (032/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعه حاضر بهنظر میرسد سندرم زجر تنفسی میتواند بر حلزون شنوایی اثرات سوء داشته باشد و عملکرد سلول مویی خارجی حلزون را تحت تاثیر قرار دهد.
سروش امین الشریعه نجفی، مهین نوملی، زهرا گودرزی، آزیتا مصلحتی، الهام مبشری،
دوره 72، شماره 12 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شاخص توده بدنی مادر به عنوان یک عامل موثر در تعیین نوع زایمان مطرح است، با افزایش این شاخص، ریسک زایمان سزارین، بهعنوان یک پیامد بارداری، افزایش مییابد. با توجه به شیوع بالای چاقی در زنان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط شاخص توده بدنی مادران باردار در حین پذیرش با نوع زایمان صورت گرفت. روش بررسی: 540 زن باردار در سه ماهه سوم (≥ 37 هفته) طی یک مطالعه مقطعی از نوع تحلیلی طی مدت یکسال از خرداد 1391 تا خرداد 1392 در بیمارستان صیاد شیرازی شهر گرگان مورد بررسی قرار گرفتند. شاخص توده بدنی مادران در زمان پذیرش محاسبه و به گروههای لاغر و وزن نرمال (25BMI<)، دارای اضافه وزن (9/29-25BMI:) و چاق (30BMI≥) تقسیم شد. در هر گروه نوع زایمان ارزیابی شد. زنان با سابقهی زایمان سزارین، ابتلا به دیابت نوع 1 و 2، دیابت بارداری و هیپرتانسیون و بارداری دو قلویی از مطالعه حذف شدند.
یافتهها: میانگین سنی 4/5±8/25 سال و سن حاملگی 6/2±2/38 هفته بود. 6/50% از مادران تحت زایمان سزارین قرار گرفتند. بین شاخص توده بدنی با نوع زایمان ارتباط آماری معنادار شد (0001/0P<). به ازای هر واحد افزایش این شاخص، ریسک سزارین 08/1 برابر (0001/0P<) افزایش یافت. ریسک سزارین در مادران چاق 8/2 برابر (0001/0P<) بیشتر از مادران لاغر و دارای وزن نرمال بود.
نتیجهگیری: شاخص توده بدنی حین پذیرش مادران باردار با نوع زایمان ارتباط دارد و افزایش آن با افزایش موارد زایمان سزارین همراه میباشد. بنابراین حفظ این شاخص در حد طبیعی جهت کاهش پیامدهای بارداری به مادران باردار توصیه میشود.
بهنام ثبوتی، شیما جوادینیا ، ثمیله نوربخش، رامین عسگریان، نسترن خسروی، آذردخت طباطبایی،
دوره 72، شماره 12 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل اهمیت تشخیص به موقع مننژیت و طولانی بودن روند کشت مایع مغزی- نخاعی (CSF)، سایر روشهای تشخیصی مورد توجه قرار گرفتند. این پژوهش با هدف تعیین ارزش تشخیصی سطوح اینترلوکینهای 1، 6 و 8 (IL-1, IL-6, IL-8) در CSF کودکان و نوجوانان مبتلا به مننژیت اجرا گردید.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، 51 بیمار مبتلا به مننژیت یک ماهه تا 18 ساله در طی دو سال (مهر 1391 تا مهر 1393) از بخش کودکان بیمارستانهای رسول و علیاصغر تهران انتخاب شدند و تحت آسپیراسون CSF قرارگرفتند. آزمایشات معمول شامل کشت، رنگآمیزی و بیوشیمیایی CSF و روشELISA برای بررسی سطح اینترلوکینهای 1، 6 و 8 انجام شد.
یافتهها: 49% نمونهها مننژیت باکتریال و 7/64% نمونهها پسر بود و جنسیت بین دو گروه باکتریال و آسپتیک تفاوتی نداشت (7/0P=). میانگین سنی مجموع نمونهها 40/858±46/358 روز و در مننژیت باکتریال بالاتر بود (047/0P=). سطح IL-1 در باکتریال pg/ml 04/37±87/10 و آسپتیک pg/ml 64/1±55/0 بود که تفاوتی نداشتند (168/0P=). سطح IL-6 در باکتریال (pg/ml 3/139±51/90) از آسپتیک (pg/ml 84/67±36/21) بالاتر بود (030/0P=). سطح IL-8 در باکتریال (pg/ml 2/765±40/365) از آسپتیک (pg/ml 34/59±66/50) بالاتر بود (047/0P=). سطح تشخیصی IL-8 (8/36) نسبت به IL-1 (05/0) و اینترلوکین 6 (18/1) بالاتر بود. سطوح تشخیصی IL-1 در باکتریال (77/80%) با آسپتیک (00/68%) تفاوتی نداشت (349/0P=). سطوح تشخیصی IL-6 در باکتریال (85/53%) با آسپتیک (00/64%) تفاوتی نداشت (572/0P=). سطوح تشخیصی IL-8 در باکتریال (77/80%) از آسپتیک (00/28%) بالاتر بود (001/0P<). متغیرهای رنگپذیری، شاخص گلبولهای سفید و قرمز، قند و پروتیین CSF تفاوتی بین دو گروه نداشتند.
نتیجهگیری: با وجود اهمیت IL-6 و IL-8 در تشخیص افتراقی مننژیت، فقط IL-8 دارای ارزش تشخیصی مناسب در افتراق دو نوع مننژیت باکتریایی و آسپتیک است.
اشرفالسادات حکیم، فرشید کمپانی، محمد بهادرام،
دوره 73، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: شب ادراری یکی از شایعترین مشکلات دوران کودکی است که تداوم آن میتواند موجب کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و سایر مشکلات عاطفی در کودک گردد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی عوامل مستعدکننده شب ادراری در میان کودکان سنین مدرسه انجام شد. روش بررسی: این پژوهش مقطعی- تحلیلی طی مدت سه ماه از اردیبهشت تا تیر 1393 و بر روی 200 کودک 12-6 ساله مراجعهکننده به کلینیکهای تخصصی ارولوژی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز (بیمارستانهای امامخمینی (ره) و گلستان) انجام شد. بیماران بر اساس جنسیت در دو گروه مساوی تقسیم و مورد مقایسه قرار گرفتند. دادهها بهوسیله پرسشنامه و از طریق مصاحبه با والدین تکمیل و جمعآوری گردید. یافتهها: بر اساس معیار Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, 4th edition (DSM-IV) از 200 کودک تحت مطالعه، 64 کودک (32%) شب ادراری داشتند. Chi-square test اختلاف معناداری را بین گروه مورد و شاهد از نظر جنسیت (002/0P=)، سابقه خانوادگی مثبت (004/0P=)، خواب عمیق (005/0P=) و مصرف مایعات زیاد (00/0P=) نشان داد. نتیجهگیری: ضروری است که اقدامات لازم جهت اجرای برنامههای توانمندسازی خانوادهها در ارتباط با شب ادراری و عوامل ایجادکننده و در نهایت کنترل آن در موسسات مربوطه صورت گیرد.
محبوبه حاجی عبدالباقی، محمدرضا پورمند، سولماز تقیزادگان،
دوره 73، شماره 3 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: در بین پاتوژنهایی که مسئول عفونت پای دیابتی هستند استافیلوکوک اورئوس شیوع بیشتری دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین فراوانی استافیلوکوک اورئوس و پروفایل میکروبیولوژیکال در بیماران عفونت پای دیابتی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، بهطور تصادفی 70 بیمار مبتلا به عفونت پای دیابتی از فروردین 1392 تا مهر 1393 از بین بیماران مراجعهکنندگان به اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) تهران بررسی شدند. نمونههای کشت پس از شستشوی کافی زخم با نرمال سالین، بعد از دبریدمان سطحی ارسال شدند.
یافتهها: باکتریهای گرم مثبت هوازی ارجح بودند (54/52%) با ارجحیت استاف اورئوس (3/14%) که هفت عدد از استاف اورئوسها Methicillin-resistant Staphylococcus aureus (MRSA) بودند (10%) که بر روی این هفت نمونه E-test انجام شد که با < Minimum inhibitory concentration (MIC) Oxacillin 256 همگی نمونهها مقاومت کامل به Oxacillin داشتند، در نتیجه MRSA محسوب شدند. باسیلهای گرم منفی هوازی (26/44%) از کل پاتوژنها را شامل میشدند که در بین آنها انتروباکتریاسهها از همه شایعتر بودند با ارجحیت Escherichia coli (E. coli) (31/21%). در یک مورد Coinfection داشتیم (انتروباکتر، E. coli). ارتباط معناداری بین متغیرهای دموگرافیک و شیوع MRSA وجود نداشت و P-value مورد نظر ما 05/0 بود که P-value بهدستآمده از تمامی متغیرها بیشتر از 05/0 بود و Confidence Interval (CI) مورد نظر 95% بود.
نتیجهگیری: شیوع MRSA منطبق بر سایر مطالعات آسیایی بوده و متفاوت با مطالعات اروپایی و آمریکایی است. از نظر میکروبیولوژی تفاوت چندانی بین شیوع گرم مثبتها و گرم منفیها وجود ندارد. این مطلب زنگ خطری برای پیشگیری از تغییر پروفایل میکروبیولوژیکال و ایجاد ارگانیسمهای مقاوم در عفونت پای دیابتی است.
آزاده معماریان، شایسته اشرفی اصفهانی، شاهرخ مهرپیشه، آتوسا مهدوی سعیدی، کامران آقاخانی،
دوره 73، شماره 3 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اطلاع داشتن از موقعیت آناتومیک آپاندیس در تشخیص دقیقتر آپاندیسیت و درمان بهموقع کمککننده میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، از فروردین تا شهریور سال 1392 بر روی ۲۰۰ جسد ارجاعشده به سالن تشریح پزشکی قانونی تهران انجام گرفت. دادههای مورد نیاز جمعآوری و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.
یافتهها: 173 (5/86%) نفر مرد و 26 (۱۳%) زن با میانگین سنی 31/16±96/39 سال بودند. میانگین طول آپاندیس cm 76/1±78/9 بود که این میانگین در مردان مورد مطالعه cm 79/1±86/9 و در زنان مورد مطالعه cm 56/1±30/9 بود. از نظر جایگاه آپاندیس، (۶۰%) موقعیت خلفی (رتروسکال)، (۲۴%) موقعیت پلویک (لگنی) و (۱۶%) موقعیت خارجی (سابسکال) دیده شد.
نتیجهگیری: شایعترین موقعیت آپاندیس در جمعیت مورد مطالعه خلفی (رتروسکال) بود. آگاهی از موقعیت آپاندیس در جمعیتهای مختلف میتواند در تشخیص زودتر و تفکیک علایم آپاندیسیت کمککننده باشد.
محمد منصوری، انسیه زیبافر، سید جمال هاشمی، محسن گرامیشعار، روشنک داعی قزوینی،
دوره 73، شماره 3 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ادویهها در روند تولید، آلودگیهای قارچی پیدا میکنند. هدف این مطالعه بررسی آلودگیهای قارچی زردچوبه، فلفل سیاه و دارچین موجود در فروشگاههای تهران بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- توصیفی که در دانشگاه علوم پزشکی تهران از دی 1391 تا شهریور 1393 انجام شد، تعداد 165 ادویه شامل 55 مورد از گونههای مختلف دارچین، زردچوبه و فلفل سیاه از نواحی مختلف تهران انتخاب گردید. از رقتهای 1-10 تا 4-10 نمونههای آنها، کشت بر روی محیطهای مختلف قارچشناسی انجام پذیرفت. کلنیهای حاصله شمارش و شناسایی شدند.
یافتهها: در کل، 4317 کلونی شامل 29 گونه قارچی از دارچین (1520)، زردچوبه (1373) و فلفل سیاه (1424) جداسازی و شناسایی گردیدند. عوامل، بهطور عمده آسپرژیلوس نایجر (3/7%)، پنیسیلیوم (1/4%)، پسیلومایسس (8/2%) و آسپرژیلوس فلاووس (3/2%) بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه و شواهد موجود در جامعه حاکی از بالا بودن میزان آلودگی قارچی میباشد. بنابراین کنترل واحدهای متخلف تولیدی ضروری است.
سریه گل محمدلو، معصومه حاج شفیعها، طیبه کارجویان، سیما اشنویی، سروین پاشاپور،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت با هلیکوباکترپیلوری میتواند بدون علامت بالینی بوده و در صورت درمان نشدن پابرجا بماند. در مطالعه حاضر اثر هلیکوباکترپیلوری شاخه CagA+ در بروز سقطهای زودرس بررسی شد.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی- تحلیلی، 50 زن باردار با رخداد سقط خودبهخودی کمتر از 20 هفته و 50 زن حامله با حاملگی نرمال و بدون رخداد سقط مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی و بیمارستان شهید مطهری ارومیه در شش ماهه دوم سال 1392-1391 انتخاب شدند. گروه مورد (زنان با سقط زودرس) ml 2 خون از افراد جهت اندازهگیری تیتر آنتیبادی IgG بر علیه هلیکوباکترپیلوری به روش الایزا گرفته شد. تمام موارد مثبت از نظر آنتیبادی CagA نیز بررسی شدند.
یافتهها: میانگین و انحرافمعیار سن بیماران 78/5±0/21 و 10/5±78/30 سال به ترتیب در گروه مورد و شاهد بود. دو گروه از نظر سن (25/0=P) و پاریتی (25/0=P) تفاوت معناداری نداشتند. مثبت بودن آنتیبادی IgG علیه هلیکوباکترپیلوری ارتباط معناداری با بروز سقط نداشت (84/0=P، 0/92OR=، 0/93-2/17=95%CI). مثبت بودن CagA با افزایش شانس سقط همراه بود (08/0=P، 3/5=OR، 0/73-13/76=95%CI). با اینحال این ارتباط از نظر آماری معنادار نبود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه با وجود افزایش بروز سقط ارتباط معناداری بین عفونت هلیکوباکترپیلوری و بروز سقط مشاهده نگردید. برای تعیین اثر مثبت بودن CagA در شانس بروز سقط، مطالعات طولی با نمونههای بزرگتری توصیه میشود.
محمد معتمدیفر، داود منصوری، هادی صدیق ابراهیم سرایی، جمال سروری،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: تولید پنیسیلینازها و دیگر آنزیمهای بتالاکتاماز اصلیترین مکانیسم مقاومت به آنتیبیوتیکهای بتالاکتام در بین خانواده انتروباکتریاسه است. هدف مطالعه مقایسه تشخیص آنزیمهای بتالاکتاماز وسیعطیف با استفاده از دو روش فنوتیپی در ایزولههای ﻛﻠﺒﺴﻴﻼ ﭘﻨﻮﻣﻮﻧﻴﻪ بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی 144 ایزوله کلبسیلا پنومونیه از نمونههای بالینی در یک دوره شش ماهه از آذر سال 1391 در شیراز ایزوله و شناسایی شدند. تست حساسیت آنتیبیوتیکی و بررسی تولید آنزیمهای بتالاکتاماز به روش E-test ESBL و Combined disk method مورد بررسی قرارگرفت.
یافتهها: مجموعا 38 ایزوله تولیدکننده ESBL بهکمک روش E-test ESBL سفتازیدیم شناسایی شدند. بهکمک دیسکهای ترکیبی سفتازیدیم/کلاوولانیک اسید، سفوتاکسیم/کلاوولانیک اسید وسفپودکسیم/کلاوولانیک اسید به ترتیب 35، 34 و 31 ایزوله مولد بتالاکتاماز شناسایی شدند.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای باکتریهای مولد ESBL غربالگری این باکتریها از نظر تولید ESBL میتواند در درمان و انتخاب داروهای موثر مهم باشد.
شیرین ایزدی، هوناز اکبری، بهزاد فراهانی، شاهرخ ایزدی،
دوره 73، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری انسدادی مزمن ریوی و نارسایی احتقانی قلب چپ، اختلالاتی شایع، با عوارض و مرگ و میر بالایی هستند. هدف این مطالعه بررسی فراوانی نارسایی بطن چپ در بیماران مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی بود.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، بیماران مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریوی مراجعهکننده به بیمارستان فیروزگر در سالهای 1390 و 1391 بررسی شدند.
یافتهها: جمعیت کل 74 نفر با میانگین سنی 7/67 سال (انحرافمعیار 9/12) شامل 56 نفر مرد (7/75%) بود. شیوع نارسایی قلبی سیستولیک در بیماری انسدادی مزمن ریوی 7/25% و به تفکیک ابتلا و عدم ابتلا به بیماری عروق کرونری به ترتیب 3/33% و 6/15% و شیوع نارسایی قلبی دیاستولیک 6/74% و در گروههای یادشده 4/85% و 60% برآورد شد. ابتلا یا عدم ابتلا به بیماری عروق کرونری و شدت بیماری انسدادی مزمن ریوی در شیوع نارسایی قلبی تفاوتی ایجاد نکرد (161/0P=).
نتیجهگیری: نارسایی قلب چپ در بیماری انسدادی مزمن ریوی مستقل از شدت آن و همراهی با بیماری کرونری قلبی ارزیابی شود.