10 نتیجه برای Vessel
معصومه سیمبر، ایان س. فرایزر،
دوره 58، شماره 4 - ( 4-1379 )
چکیده
علت 50% از موارد قطع مصرف کنتراسپتیوهای حاوی پروژسترون تنها، خونریزی های غیرطبیعی (Breakthrough bleeding: BTB) می باشد که با تغییر در شکل و شکننده شدن دیواره مویرگ ها همراه است. تغییرات ساختمانی و ترکیباتی غشا پایه می تواند منشا شکنندگی مویرگ های آندومتر در مصرف کنندگان این وسایل باشد. در یک مطالعه کارآزمایی بالینی، 32 زن سالم بارور داوطلب قبل و در زمان استفاده از کاشتنی های زیرجلدی آزادکننده لوونورجسترول نورپلانت مورد مطالعه قرار گرفتند. از هر زن سه بیوپسی از آندومتر، یکبار قبل از گذاشتن نورپلانت و دو بار پس از استفاده از نورپلانت گرفته شد. سپس با استفاده از روش های ایمونوهیستوکمیکال لامنین، کلاژن IV و هپارن سولفات پرتئوگلیکن موجود در غشا پایه رگ های آندومتر رنگ آمیزی و مورد مطالعه قرار گرفت. تراکم رگ های رنگ آمیزی شده با آنتی بادی هریک از آنها شمارش شد و با تراکم رگ های رنگ آمیزی شده با آنتی CD34 مقایسه گردید. رنگ آمیزی دوگانه CD34 و لامنین جهت نشان دادن رگ های بدون غشا پایه نیز بکار برده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که، کاهش معنی داری در تراکم رگ های رنگ آمیزی شده با آنتی بادی های مواد تشکیل دهنده غشا پایه رخ می دهد، بطوریکه تعداد رگ های آنتی لامنین-مثبت 8±179، آنتی کلاژن IV-مثبت 7±166 و آنتی هپارن سولفات پروتئوگلیکن 6±61 (میانگین±خطای معیار) رگ در mm² در آندومتر طبیعی است که بترتیب به تعداد 6±156، 6±144 و 3±44 رگ در mm²، پس از 13-2 هفته مصرف نورپلانت کاهش می یابد (P=0.01). این کاهش علیرغم افزایش تراکم رگ های کوچک رنگ آمیزی شده با آنتی CD34 رخ می دهد (17±254 رگ در mm² پس از 13-2 هفته مصرف نورپلانت در مقایسه با 8±193 و قبل از مصرف نورپلانت، P=0.001). کاهش تراکم رگ های رنگ آمیزی شده با آنتی بادی های اجزای غشا پایه، نه تنها در سه ماه اول پس از استفاده از نورپلانت رخ می دهد، بلکه پس از سه ماه تا یکسال پس از استفاده از نورپلانت نیز مشاهده شد. در این مطالعه همچنین درصد رگ هایی که غشا پایه را نشان می دهند، نیز محاسبه گردید. کاهش معنی داری در نسبت رگ هایی که غشا پایه را نشان می دهند در مصرف کنندگان نورپلانت نشان داده شد. درصد رگ های CD34 مثبت که لامنین-مثبت، CIV-مثبت و HSPG-مثبت نیز بودند، بترتیب از 3±97، 3±88 و 2±31 در آندومتر طبیعی به 3±79، 4±75 و 2±20 پس از مصرف نورپلانت (P<0.05) کاهش می یابد. کاهش درصد رگ های کوچک آندومتر که غشا پایه را نیز نشان می دهند، می تواند علت شکنندگی این رگ ها باشد. همچنین این کاهش می تواند بعلت پدیدار شدن رشته هایی از سلول های آندوتلیالی باشد که فاقد ساختمان لوله ای شکل هستند و یا ممکن است بدلیل کاهش آرتریول ها و افزایش سیاهرگ ها باشد. با رنگ آمیزی دوگانه رگ ها با آنتی بادی CD34 و آنتی لامنین، فقدان غشا پایه و یا کمرنگ بودن و ضعف آن بوضوح نشان داده شد. شناخت مکانیسم های موضعی خونریزی آندومتر رهگشایی برای پیدا کردن روش مناسب برای پیشگیری و درمان مناسب این نوع خونریزی و در نهایت افزایش میزان پذیرش این روش های جلوگیری خواهد بود.
پروانه جوادی، هایده حائری،
دوره 59، شماره 4 - ( 5-1380 )
چکیده
پدیده آنژیوژنز تومور با افزایش تراکم عروق کوچک (Microvessel Count یا Microvessel Density) در تومور مشخص می گردد و در برخی مطالعات نشان داده شده است که این پدیده، عامل پیش آگهی دهنده در تعدادی از تومورها و از جمله کارسینوم کولورکتال میباشد. این مقاله به ارتباط بین فاکتورهای آسیب شناختی-بالینی و آنژیوژنز تومورهای کولورکتال پرداخته است. در این مطالعه از تکنیک های ایمونوهیستوشیمیایی برای بررسی عروق در نمونه های حاصل از 29 کارسینوم کولورکتال استفاده گردید و با استفاده از آنتی بادی برعلیه آنتی ژن مربوط به
فاکتور (VIII (F8RA رنگ آمیزی شد. آنالیزهای یک و چند متغیره مشخص نمودند که MVC کل در تومور بالا[0.785mm²/f=200) 29.8±11) و x100=2.5 mm²/f) 76.3±33)] از بافت نرمال [x200)17.6±7.8) و (100) 37.7±15.8)] (P=0.00009 و P=0.022) میباشد. شمارش عروق بطور مشخصی در مرحله D بالاتر بود [(P=0.04 و P=0.002 و x200) 26.7±6.4) و x100) 11.5±36.6)]. در این مطالعه MVD با تهاجم عروقی ارتباط داشت [(x200) P=0.007 و x100) P=0.024)] و متوسط شمارش عروق با یافته های آسیب شناختی-بالینی مانند سن کمتر از 60 سال، جنس مرد، درگیری کولون راست، نوع ارتشاحی، کارسینوم موسینوس، نفوذ سراسر جداری، درجه III، تهاجم لنفاتیک و دور عصبی افزایش نشان می داد ولی ارزش آماری نداشت. متاستاز به غدد لنفاوی و خونی و اندازه تومور نیز مهم نبودند. در مجموع، در این مطالعه مقدار MVD افزایش یافته بود و نشان داده شد که با متاستاز و تهاجم عروقی ارتباط دارد لذا آنژیوژنز خطر متاستاز را افزایش می دهد.
،
دوره 59، شماره 6 - ( 8-1380 )
چکیده
علی پدرزاده، سید ابراهیم کسائیان، فاطمه اصفهانیان، حمیدرضا گودرزی نژاد، نوید پایداری، مجتبی سالاری فر، علی محمد حاجی زینعلی، محمد علیدوستی، محمد علی برومند،
دوره 65، شماره 8 - ( 8-1386 )
چکیده
در کارآزماییهای تصادفی متعدد قبلی، بیخطر بودن و کارآیی استنتهای دارویی کرونر در بیماران دیابتی انتخابی نشان داده شده است. در این مطالعه نتایج بیماران دیابتی گزینش نشده در کشور ما به دنبال استنتگذاری با استنتهای دارویی بررسی شد.
روش بررسی: اطلاعات مربوط به 147 بیمار دیابتی متوالی که در فاصله زمانی خرداد 82 تا شهریور 84 در مرکز قلب تهران تحت آنژیوپلاستی با حداقل یک استنت دارویی قرار گرفته بودند جمعآوری شد. پیگیری بیماران با ویزیتهای زمانبندی شده در پایان ماه اول، چهارم و نهم بعد از استنتگذاری انجام شد. پیگیری 9 ماهه در 5/94 درصد بیماران کامل شد. هدف اصلی، یافتن موارد وقوع رویدادهای نامطلوب عمده قلبی بود وقوع عوارض داخل بیمارستانی به عنوان هدف ثانوی در نظر گرفته شد.
یافتهها: در فاصله زمانی فوق تعداد 158 ضایعه کرونری در 147 بیمار دیابتی با استفاده از استنتهای دارویی درمان شدند (میانگین سنی (92/8) 4/56 سال و 1/57 درصد مذکر). رویدادهای نامطلوب عمده قلبی در پایان ماه نهم پیگیری در 4/3 درصد بیماران به وقوع پیوست که در 4/1 درصد موارد به صورت انفارکتوس میوکارد و در 4/1 درصد، نیاز به رواسکولاریزاسیون رگ هدفTVR) ) بود. فقط یک بیمار (7/0 درصد) بهخاطر مرگ قلبی به دنبال انجام PCI فوت نمود. عوارض داخل بیمارستانی در شش بیمار (1/4 درصد) به وقوع پیوست که در پنج بیمار ناشی از انفارکتوس میوکارد بود.
نتیجهگیری: آنژیوپلاستی با استنتهای دارویی در بیماران دیابتی مؤثر و بیخطر میباشد. مطالعات بیشتر با حجم نمونههای بزرگتر و پیگیری طولانی در تائید این موضوع مورد نیاز است.
عبدالرضا پازوکی، قاسم باقرپور، امیررضا معتبر،
دوره 67، شماره 10 - ( 10-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: تکنیک بستن عروق بهوسیله لیگاشور Ligation vessel sealing system یک روش هموستاز که بهطور موفقیتآمیزی در جراحی شکمی در حال انجام است و در سالهای اخیر استفاده از آن در جراحی تیرویید فزونی گرفته است. هدف از مطالعه بررسی نتایج استفاده از تکنیک جدید هموستاز با لیگاشور در مقایسه با روش سنتی آن میباشد. روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سالهای 87-1384 در بیمارستانهای میلاد و رسول اکرم در شهر تهران انجام شده است. طی این دوره سه ساله تمام بیماران با پاتولوژی متفاوت نیازمند به جراحی تحت بررسی قرارگرفتند. مدت زمان جراحی، مدت زمان بستری در بیمارستان و عوارض جراحی در دو گروه بیماران که تحت جراحی تیرویید با دو روش Ligasure (45 بیمار) و Clamp & Tie (145 بیمار) قرار گرفتند با هم مقایسه شدند. یافتهها: زمان عمل در دو گروه با هم تفاوت واضحی نداشت. زمان عمل در گروه Ligasure، 22/132 دقیقه و در گروه Clamp & Tie، 10/131 دقیقه بود. تفاوت آماری معنیدار در نتایج دو گروه از لحاظ مدت زمان بستری در بیمارستان و عوارض بعد از عمل مشاهده شد. دو مورد هیپوکلسمی بعد از عمل در گروه اول (گروه Ligasure) و 24 مورد هیپوکلسمی در گروه دوم (گروه Clamp & Tie) مشاهده شد (05/0p<). مدت زمان بستری در بیمارستان بعد از جراحی در گروه اول 18/2 روز و در گروه دوم 65/2 روز بود (005/0p=). نتیجهگیری: اگرچه تکنیک جراحی Ligasure برای جراحان آسانتر است ولی در مطالعه ما کاهشی در مدت زمان جراحی در این روش نسبت به گروه دوم مشاهده نشد، ولی از مزایای این تکنیک در مطالعه ما، کاهش عوارض جراحی و مدت بستری در بیمارستان بود.
سعید امانپور، صمد محمد نژاد، احد محمد نژاد، زهره مظاهری، مریم کاظمحقیقی، محمدعلی عقابیان، علیرضا خوشنویسان،
دوره 69، شماره 3 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت در زمینه های تشخیص و درمان سرطان ها، هنوز میزان بقای مبتلایان به
بهبود قابل توجهی نیافته است و درمان های دیگری در کنار درمان های رایج پیشنهاد (GBM) گلیوبلاستوما مالتی فورم
شده است. یکی از این درمان ها، کنترل و توقف آنژیوژنز تومور از طریق داروها بوده تا از این طریق بتوان سرعت
تکنیکی است که در آن عروق خونیِ (MVD) رشد سلول های بدخیم را مهار نمود. سنجش تراکم عروق کوچک
رنگ پذیر شده توسط ایمونوهیستوشیمی، شمارش م یگردند. امروزه از موش های بی موی فاقد ایمنی سلولی به طور
گسترده ای در تحقیقات سرطان جهت ایجاد مدل تومورهای زنوگرافت استفاده می شود. هدف از این مطالعه،
سنجش تراکم عروق کوچک در تومورهای زنوگرافت بومی حاصله از کاشت گلیوبلاستوما مالتی فورم بیماران در
موش بوده تا از این مدل ها بتوان در تحقیقات داروهای مهارکننده آنژیوژنز استفاده نمود. روش بررسی: نمونه های
اخذ و بعد از آماد هسازی اولیه، ب هشکل هتروتاپیک در پهلوی موش های GBM توموری تازه از سه بیمار مبتلا به
بی مو کاشته شد. دو ماه بعد مو شها قربانی و تومورها به آزمایشگاه پاتولوژی منتقل شده و پس از اطمینان از نوع
در 22 نمونه تعیین گردید. یافت هها: میزان تراکم عروق Hot spot با شمارش نواحی MVD-CD تومور، میزان 34
30 شمارش شد. نتیج هگیری: از مدل زنوگرافت بومی گلیوبلاستوما ±2/ کوچک در این تومورها به طور میانگین 1
مالتی فورم می توان در مطالعات پی شبالینی داروهای مهارکننده آنژیوژنز بر اساس فارماکوژنومیکس بیماران ایرانی
استفاده نمود. هم چنین در آینده این امکان وجود دارد که از این مدل ها بتوان در پیش بینی میزان حساسیت یا
مقاومت نسبت به داروهای مهارکننده آنژیوژنز ب همنظور درمان انفرادی سرطان استفاده نمود.
فریدون سرگلزائی اول، عظیم هدایتپور،
دوره 71، شماره 9 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه: آناتومی قوسهای خونی کف دست و گوناگونیهای موجود در آنها یکیاز نواحی بغرنج برای جراحان ترمیمی است.
معرفی مورد: در طی تشریح یک جسد مرد، گوناگونی کمیابی در الگوی خونرسانی کف دست راست وی مشاهده شد. در این جسد، قوس کف دستی سطحی، بهطور ناقص و فقط توسط شاخه سطحی شریان اولنار و بدون مشارکت شاخه کف دستی سطحی شریان رادیال تشکیل شده بود. از این قوس در ابتدا فقط یک شریان انگشتی کف دستی مشترک جدا شده بود. این قوس سپس بهصورت یک تنه که از آن شریانهای شست و اشاره منشعب شدهاند، پایان یافته بود. در غیاب دومین و سومین شریان کف دستی مشترک، دومین و سومین شریان متاکارپال کف دستی، وارد فضاهای بین انگشتی مربوطه گشته و سطوح مجاور انگشتان مربوطه را خوندهی کردند.
نتیجهگیری: آشنایی با تنوع الگوهای شریانی کف دست، بهعنوان یک منبع اطلاعاتی مهم برای جراحان ترمیمی مورد استفاده قرار میگیرد.
امیرمسعود جعفری، ناهید صالحی، هاشم کازرانی، فرید نجفی،
دوره 72، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماران تحت آنژیوپلاستی Percutaneous Coronary Intervention (PCI)، ارتباط میان وضعیت عملکرد بطن راست و پیامدهای پس از این پروسیجر همچنان نامعلوم مانده است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین ارتباط بین یافتههای اکوکاردیوگرافیک سیستولیک بطن راست با ظرفیت تحمل فیزیکی بیماران پس از انجام PCI بر روی شریان کرونری راست Right Coronary Artery (RCA) بود.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی در بیمارستان امام علی (ع) کرمانشاه در سال 1392، 40 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد دیواره تحتانی که کاندید PCI بر روی RCA بودند و کسر جهشی بطن چپ بیشتر یا مساوی 40% داشتند، وارد مطالعه شدند. بیماران در روز پذیرش و یکماه پس از آن تحت اکوکاردیوگرافی قرار گرفتند و شاخصهای عملکرد سیستولیک بطن راست از قبیل Tricuspid Annular Plane Systolic Excursion (TAPSE)،Tricuspid Annular Systolic Velocity (TASV)، Tei index و Right Ventricular Fractional Area Change (RVFAC) در آنان اندازهگیری و ثبت گردید. سطح ظرفیت عملکرد فیزیکی بیماران بر اساس معیارهای New York Heart Association (NYHA) در بیماران مشخص گردید.
یافتهها: میانگین کلاس عملکردی NYHA پیش از PCI برابر 46/0±20/2 و پس از PCI برابر 30/0±10/1 بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<). میانگین شاخص TAPSE پیش از PCI برابر 12/2±68/18 بود که پس از PCI به 11/2±40/20 افزایش یافت که این تغییر از لحاظ آماری معنادار بود، (001/0P<). میانگین شاخص TASV از 52/1±28/13 پیش از PCI به 90/1±85/14 افزایش یافته بود که این تغییر نیز از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<) . میانگین شاخص Tei نیز از 05/0±52/0 پیش از PCI به 03/0±47/0 تغییر یافته بود که این تغییر نیز از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<). همچنین، میانگین شاخص RVFA نیز از 40/2±02/34 پیش از PCI به 57/2±25/38 افزایش یافت که این تغییر نیز از لحاظ آماری معنادار بود (001/0P<).
نتیجهگیری: بر پایه نتایج حاصله از این مطالعه، بهبود در کلیه شاخصها و در مجموع در عملکرد سیستولیک بطن راست بهدنبال انجام PCI بر روی RCA مشاهده شده بود.
مریم موتمر، مریم کدیور،
دوره 81، شماره 2 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان کولورکتال علت مهم مرگومیر در جهان است. در طبقهبندی رایج، بسیاری از رفتارهای بیولوژیک تعیین کننده در تومورهای با مرحله مشابه مشخص نمی شوند. تعیین میزان خطر در Stage پایین حیاتی است، چراکه این بیماران در صورتی که فاکتورهای مرتبط با پروگنوز مانند Vascular invasion (VI)، Perineural invasion (PI) و Serosal involvement (SI) را داشته باشند کموتراپی ادجوانت میشوند، با این وجود ارزیابی این فاکتورها در نمونههای کولورکتال هنوز دارای ضعف میباشد.
روش بررسی: در مطالعه Cross-sectional حاضر، فاکتورهای VI، PI و SI در 180 بیمار مبتلا به سرطان کواورکتال، براساس گزارشهای اولیه پاتولوژی، بازبینی اسلایدهای پاتولوژی با در نظر گرفتن سرنخهای مورفولوژیک Orphan artery و Protruding tongue و همچنین رنگآمیزی الاستین ارزیابی شدند. همچنین Stage، pT و گرید تومور نیز ثبت شدند آنالیز دادهها با استفاده از Fisher’s exact test و SPSS software, version 26 (IBM SPSS, Armonk, NY, USA) انجام شد. ارزش 05/0P< معنادار است.
یافتهها: موارد مثبت VI در بازبینی مجدد با توجه به نشانههای مورفولوژی و همچنین پس از رنگآمیزی الاستین بهطور معناداری بیشتر از گزارشهای اولیه پاتولوژی بود (05/0P<)، اما از نظر (118/0P=)PI و (00/1P=)SI تفاوت معناداری مشاهده نشد. افزونبراین، تفاوت معناداری بین VI، PI و SI براساس Stage، pT و گرید تومور دیده شد (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت تشخیص VI در بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال، توجه به سرنخهای مورفولوژیک و استفاده از رنگآمیزی الاستین در نمونههای روتین سرجیکال پاتولوژی توصیه میشود.
مظفر جان فزا، محمد رحمان رحیمی،
دوره 82، شماره 7 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا (هایپرتانسیون) یکی از مهمترین عوامل خطرزا برای بیماریهای قلبیوعروقی به شمار میرود و بهدلیل شیوع بالای آن، بهعنوان یک چالش عمده بهداشت جهانی شناخته میشود مطالعه حاضر با هدف تاثیر هشت هفته فعالیت بدنی با مصرف مکمل ویتامین دی بر روی شاخصهای اندوتلیالی در بیماران هایپر تانسیونی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت نیمه تجربی پیش آزمون و پس آزمون و از خرداد تا مهر 1401 در بیمارستان سید شهدا ارومیه انجام شد. تعداد۴۰ نفر زن و مرد واجد شرایط بهصورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند (گروه مکمل، گروه دارونما + تمرین، گروه مکمل+ تمرین و گروه کنترل) تقسیم شدند. برنامه تمرینی گروههای تجربی شامل هشت هفته تمرین هوازی دویدن بر روی تردمیل (سه جلسه/ هشت هفته) بود. برای ارزیابی متغیرهای بیوشیمیایی 48 ساعت پیش و پس از مداخله در حالت ناشتا خونگیری با حجم 10 سیسی انجام شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان میدهد هشت هفته تمرین هوازی بر ویتامینD، شاخص توده بدنی، اکسید نیتریک، اندوتلین -1و وزن بهطور معناداری تاثیر داشت (05/0P<) و میزان فشارخون سیستولیک در گروههای مکمل، مکمل + تمرین و تمرین + دارونما نسبت به گروه کنترل تغییر کرد (05/0P<).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مصرف هشت هفته مکمل ویتامین D به همراه فعالیت هوازی باعث کاهش شاخصهای فشارخونی در افراد حاضر خواهد شد. همچنین مصرف مکمل ویتامینD به همراه فعالیت بدنی باعث کاهش BMI، افزایش NO، کاهش ET-1 و وزن بدن در افراد حاضر در پژوهش شد.