1- گروه آموزشی مدیریت پرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران؛ مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری و مامایی، دانشکده پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
2- گروه آموزشی پرستاری مراقبت ویـژه، دانشـکده پرسـتاری و مامـایی، دانشـگاه علـوم پزشـکی تهران، تهران، ایران؛ مرکز تحقیقات مراقبتهای پرستاری و مامایی، دانشکده پرسـتاری و مامـایی، دانشـگاه علـوم پزشکی تهران، تهران، ایران ، bahramnezhad.f@gmail.com
چکیده: (2912 مشاهده)
تحلیل محتوا روشی منظم و قابل تکرار است که به واسطه آن، حجم زیادی از کلمات موجود در متن، به دستههایی کوچکتر و قابل فهمتر خلاصه میشود. این کار براساس اصول و قواعد کدگذاری صورت میگیرد. این رویکرد، به صورت نظاممند و عینی برای مطالعه و تحلیل پیامها به کار گرفته میشود و با اندازهگیری متغیرها به صورت دقیق، امکان تفسیر معنادار را فراهم میآورد.
تحلیل محتوا یکی از قدیمیترین و معتبرترین روشهای بررسی دادههای متنی است که نخست در مطالعات مذهبی برای فهم استعارهها و مفاهیم ضمنی متون مقدس همچون انجیل به کار رفت. این روش، از قرن هجدهم در اسکاندیناوی آغاز شد و سپس در قرن بیستم در ایالات متحده، به عنوان تکنیکی پژوهشی با رویکردهای کمی و کیفی توسعه یافت. یکی از روشهای مهم و پرکاربرد در تحلیل محتوای کیفی، رویکرد Graneheim و Lundman است که عمدتاً در پژوهشهای عرفی (تقلیدی) به کار میرود. این روش با تأکید بر فرایند کدگذاری، شناسایی موضوعات اصلی و استخراج مفاهیم بنیادین، چارچوبی منسجم و قابل اعتماد برای تحلیل متون کیفی فراهم میکند. دو مطالعه کلیدی منتشر شده در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۲۰ توسط Graneheim و Lundman، هر دو به ارایه رویکردی در تحلیل محتوای کیفی پرداختهاند، اما تمرکز و جزییات آنها با یکدیگر متفاوت است. اگرچه هر دو مطالعه در پی استخراج معنا و تفسیر دقیق دادههای کیفی هستند، اما شناخت دقیق شباهتها و تفاوتهای آنها برای پژوهشگران از اهمیت بالایی برخوردار است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
سردبیری