استاد تمام فلسفه دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
چکیده: (1014 مشاهده)
زمانی که واژهی سلامت عمومی به میان میآید، واژههای مراجع، پزشک، پرستار، کادر درمان و مراکز درمانی نیز به ذهن خطور میکند؛ اما این همهی ماجرا نیست. سلامت عمومی در محیطی ۳۶۰ درجه قرار دارد که افراد یادشده (مراجع و پزشک و...)، تنها بخشی از آن را به خود اختصاص میدهند. برخی از مصادیقی که کمتر به چشم میآیند، عبارتاند از: سیاستگذاری و حکمرانی سلامت، قوانین، ابعاد اجتماعی، محیط زیست، فناوری و دادهها، جامعه و فرهنگ، انسان، مشارکت، آموزش، امنیت. دورشدن از این محیط ۳۶۰ درجه میتواند سلامت عمومی را دستخوش اختلال کند؛ البته میتوان سلامت را در این محیط دید اما سلامت در معرض تهدید باشد؛ زیرا این محیط ۳۶۰ درجه، استعداد آن را دارد که بدون انسان لحاظ شود و در غیبت انسان برنامه بریزد و چرخدندههای بزرگ آن، «دیگری» را در خود هضم و از میدان به در کند. زمانی که من، «دیگری» را بهشکل «شیء»، «بیمار»، «مشتری»، «فرصت مالی» یا «فرصت برونشد از مشکلات» ببینم، آنچه حاضر کردهام، مجموعهای از تقلیلهاست، نه «دیگری» و نه «انسان». در این حالت، اخلاق سلامت عمومی، زمینی برای ایستادن ندارد. در این پژوهش، برای تحلیل و توصیف این نوع نگاه به اخلاق سلامت و این تقلیلها، از نگرش «دیگری»مدارِ فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ابنسینا و متفکر برجستهی فرانسوی، ایمانوئل لویناس کمک گرفتیم. این پژوهش، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه به توصیف تجربههای زیسته از سلامت عمومی و رابطهی آن با اخلاق، به مدد آرای ابنسینا و لویناس پرداخته است. امکانات درونی فلسفهی ابنسینا ازجمله: «شهرت، موقعیت، رفتارهای ظاهری و سن و سال، حجاب راه دیدن دیگری است»، «انسانها گاهی به باطل اشتغال دارند» و «دیدن حق و ابتهاج به او» و ظرفیتهای فلسفهی لویناس ازجمله: «دیگری بهمثابه نامتناهی»، «دیگری بهمثابه امری که باید حمل شود» و «مسئولیت در قبال مسئولیت دیگری» کارت دعوتی برای خروج از «من» و دیدن و تکریم «دیگری» در محیطی ۳۶۰ درجه است. امری که از لحاظ متافیزیکی میتواند مبنای برونشد از وضعیت نامطلوب و نامتعارف در سلامت عمومی و خروج از «من» و نگریستن به «دیگری» در پرتو بیکران باشد. سیاستها، برنامهریزیها، مدیریتها و عملکردهایی که «دیگری» را به هزینههای اقتصادی تقلیل میدهند، بیتردید به حاشیهنشینی گروههای خاص (مانند نادیدهگرفتن مناطق روستایی یا محروم) منتهی میشود و توانش در فقرهی عدالت توزیعی، همانند تأمین داروها و خدمات بهداشتی اساسی برای همه، تضعیف میشود و در مجموع، سلامت عمومی و اخلاق سلامت عمومی را دستخوش بحران میکند و در قبضی ناخواسته «عموم» را در «سلامت عمومی»، به «عموم کسانی که توان تأمین هزینهی سلامت را دارند» فروکاست میدهد. در سنت ما «دیگری» فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و موقعیت اجتماعی، «خانوادهی خدا»ست. در حدیث آمده است: «اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَی اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً» (کافی، ج۲: ص۱۶۴) و مادامیکه پزشک، کادر درمان، مراکز درمانی و سیاستگذاریها، «دیگری» را به رسمیت نشناسند و تمرین شناختی برای کسب مهارت خروج از «من» به سمت و سوی «بیکران» پیدا نکنند، سلامت عمومی بر مدار ۳۶۰ درجه رخ نمینماید و آفتاب بیمنت سلامت بر همه نمیتابد و بهبود و امیدواری جایشان را به شورهزار رنج و یأس میسپارند. در این فضا، «منِ» پزشک، «منِ» کادر درمان، «منِ» مراکز درمانی، «منِ»سیاستگذاری، و «منِ» فرایندها، رویهها، برنامهها و مدیریتها، با فرورفتن در باتلاق تقلیلهای رنگارنگ، «دیگری» را دستخوش تحقیر یا سرکوب یا حذف میکند و پشتوانهی اخلاقی سلامت عمومی بر باد میرود.
نوع مطالعه:
سخنرانی |
موضوع مقاله:
یازدهمین کنگره اخلاق در سلامت - سخنرانی دریافت: 1404/2/20 | ویرایش نهایی: 1404/10/22 | پذیرش: 1403/10/2 | انتشار: 1403/10/2